صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: انتظار نزول تدريجي آيات

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    91
    تشکر:
    1
    حضور
    8 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    انتظار نزول تدريجي آيات




    با توجّه به نزول دفعي قرآن، چرا پيامبر (ص) در بعضي از موارد منتظر نزول تدريجي مي‌شد؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۱۰ در ساعت ۱۸:۳۵


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    با سلام و عرض ادب

    سؤال شما را مي توان به صورت اجمال اين گونه جواب داد كه درست است پيامبر به تمامي آيات علم داشته و حتي زمان و مكان تلاوت آن را بر مردم از قبل مي دانسته، امّا خصوصيت وحي به پيامبر در هنگام نزول تدريجي، صرف انتقال پيام و تلاوت الفاظ قرآن نبوده، بلكه در خود وحي و ارتباط خاصي كه پيامبر در هنگام وحي با عالم بالا برقرار مي كرده،‌حكمتها و مصالحي قرار داشته كه خداوند پيامبر را موظّف كرده تا وحي به صورت نزول تدريجي صورت نگرفته، آيات را بر مردم تلاوت نكند. يكي از اثرات و فوائد آن، تثبيت قلب پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ ، است كه خود قرآن چنين بيان مي‌كند: « و كافران گفتند: « چرا قرآن يك جا بر او نازل نمي‌شود؟!» اين بخاطر آن است كه قلب تو را بوسيله ي آن محكم داريم، و ( از اين رو) آن را به تدريج بر تو خوانديم.»

    نزول تدريجي آيات، مخصوصاً در موقعيت‌هاي بحراني و در هنگامه‌ها و جنگ‌ها و تنگنا‌ها، بهترين دلگرمي و پشتوانه براي پيامبر بود و قلب مبارك آن حضرت را قوت مي بخشيد. و مقصود از تثبيت قلب پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ پايدار و استوار كردن و تقويت روحي آن وجود مقدس است، تا در انجام وظايف رسالت و تحمل مشكلات طاقت فرساي آن خللي رخ ندهد. و با تمام توان،‌ رسالت الهي را به سر منزل مقصود برساند. و از همين رو، فايده‌اي كه براي پيامبر مطرح شده، براي مردم نيز مي باشد، زيرا هر سودي كه در زندگي اين جهاني در ارتباط با رهبري جامعة اسلامي حاصل شود، سودي است كه به مردم و جامعة اسلامي نيز مي‌رسد.[محمّد هادي معرفت، التمهيد في علوم القرآن،‌ قم،‌ مؤسسة النشر الاسلامي، ط 2، 1416 هـ .ق، ج1]

    فايده ي ديگر، اينكه مردم مي‌ديدند پيامبرشان در مواقع گوناگون با خداوند ارتباط خاصي را برقرار مي‌كند، بر ايمان آنها افزوده مي‌شد و وجود خداوند را بهتر احساس مي‌كردند. به علاوه قرآن كريم مايه هدايت مردم و درمان دردهاي آنان است. نزول آن به تبع حوادثي كه براي مسلمانان رخ مي‌داد، بوده است و نيز اعلام تلاوت آيات قرآن كريم به اذن الهي بوده، كه با آمدن جبرئيل حاصل مي‌شد.





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    660
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    265
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط جوشش نمایش پست
    با توجّه به نزول دفعي قرآن، چرا پيامبر (ص) در بعضي از موارد منتظر نزول تدريجي مي‌شد؟
    با سلام خدمت دوستان عزيز و استاد محترم

    با عرض معذرت به عرض برسانم كه :
    اولا ابتدا بايد ثابت كرد كه قرآن، نزولي دفعي بر پيامبر (ص) داشته است.
    ثانيا : توجه بفرماييد كه اصل در نزول قرآن بر پيامبر (ص) تدريجي بودن است و قرآن آمد تا تدريجي نازل شود و در طول 20 يا 23 سال نازل شود. پس در بعضي موارد ندارد بلكه همه موارد تدريجي بوده است. تنها چيزي كه اين وسط مي ماند، شايد سوال شما آن باشد كه در اين نزول تدريجي چرا گاهي سوره اي كامل نازل مي شد و گاه سوره اي فقره فقره نازل مي شد تا تمام شود،‌كه اين موضوع بيشتر در سوره هاي طولاني مدينه اتفاق افتاده باشد. و قابل بحث است.
    لطفا اگر موافق نيستيد بحث نماييد.
    ممنون و متشكر و عذرخواهي
    ویرایش توسط همگام با وحي : ۱۳۹۰/۰۳/۱۲ در ساعت ۲۳:۱۹
    دوست دار و خادم همه قرآن پژوهان عزيز و محترم
    همگام با وحي ( تفسير به ترتيب نزول ) خادم قرآن در سايت
    http://www.hbv.ir

    به جهت مسئولیتی که بر عهده ام قرار گرفته، مدتی حضور فعال ندارم. التماس دعا از همه دوستان


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    660
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    265
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث کلامی نمایش پست
    درست است پيامبر به تمامي آيات علم داشته و حتي زمان و مكان تلاوت آن را بر مردم از قبل مي دانسته،


    با عرض معذرت از استاد محترم
    اين حرف با چه دليلي است. لطفا مدرك آن را ارائه دهيد.
    در نقض حرف شما، چرا درس هاي پيامبري ايشان در قرآن آمده است. اگر اينگونه بود، پيامبر كه مي دانست. چرا در جاهايي پيامبر را ملامت مي كند؟ چرا سوره هايي مخاطب خاصش خود حضرت است همچون ضحي و انشراح؟ و ...
    ویرایش توسط همگام با وحي : ۱۳۹۰/۰۳/۱۲ در ساعت ۲۳:۱۹
    دوست دار و خادم همه قرآن پژوهان عزيز و محترم
    همگام با وحي ( تفسير به ترتيب نزول ) خادم قرآن در سايت
    http://www.hbv.ir

    به جهت مسئولیتی که بر عهده ام قرار گرفته، مدتی حضور فعال ندارم. التماس دعا از همه دوستان


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط همگام با وحي نمایش پست
    با عرض معذرت از استاد محترم
    اين حرف با چه دليلي است. لطفا مدرك آن را ارائه دهيد.
    چرا درس هاي پيامبري ايشان در قرآن آمده است. اگر اينگونه بود، پيامبر كه مي دانست.
    چرا در جاهايي پيامبر را ملامت مي كند؟ چرا سوره هايي مخاطب خاصش خود حضرت است همچون ضحي و انشراح؟ و ...

    با سلام و عرض ادب و ممنون از پرسشي كه مطرح فرموديد :

    خداوند سبحان در قرآن كريم مي فرمايد: « قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‏ إِلَي‏ » ( كهف آيه 110) بگو: من انسانى هستم همانند شما به من وحى مى‏شود .

    از اين آيه شريفه و از برخي روايات معلوم مي شود رسول خدا(ص) داراي جنبه ملكوتي و مادي است ، جنبه مادي حضرت همانند بقيه انسان هاست كه غذا مي خورد مي خوابد ، در برخي موارد نسبت به برخي چيزها جهل دارد مانند آن جا كه شتر خودش را گم كرده بود و ... . اما جنبه ملكوتي حضرت مقامي عظيم است كه عقل هيچ موجودي توان درك آن را نخواهد داشت و هيچ موجودي به اين مقام نائل نخواهد شد و آن مقام واسطه فيض بودن حضرت حق است . حكماي الهي اين مقام حضرت را بسيار زيبا توصيف كردند كه حتي از جبرائيل وحي نيز مقامش بالاتر مي شود :

    طبق مبانی حکمت متعالیه ملاصدرا ، وجود دارای مراتبی است که پایین ترین مرتبه آن مادّه و بالاترین مرتبه آن واجب الوجود(خدا ) است ؛ و بالاتر از عالم مادّه عالم مثال است ؛ و بالاتر از عالم مثال عالم عقول ؛ و بالاترین مرتبه موجود عقلی ، عقل اوّل است . امّا طبق مبانی عرفان نظری ، وجود یکی ، و آن هم خداست ؛ و ممکنات مظاهر وجودند ؛ و مظاهر وجود دارای مراتبند ؛ لذا آنچه حکما آن را مراتب وجود می گویند ، عرفا آن را مراتب ظهور می نامند. طبق مبانی فلاسفه بالاترین مرتبه هستی امکانی عقل اوّل است ؛ که اوّلین مخلوق خداست ؛ و مافوق آن واجب الوجود است ؛ لذا فلاسفه عقل اوّل را همان روح کلّی پیامبر (ص) و قلم اعلی می دانند ؛ که تمام کلمات وجودی به واسطه او از خدا صادر شده است ؛ و او واسطه فیض است نسبت به همه موجودات ؛ آن را عقل می نامند به جهت شباهت آن به عقل بشر که موجودی غیر مادّی و بی شکل و بی رنگ و بدون اندازه است .

    ( عقل اوّل یا قلم اعلی یا روح کلّی نبی اکرم (ص) از نظر فلاسفه موجودی است مجرّد از مادّه و تمام آثار مادّه ؛ و این ویژگی تمام موجودات عالم عقل است ؛ برخلاف موجودات عالم مثال که مجرّد از مادّه اند ولی برخی از آثار مادّه مثل شکل و رنگ و مقدار را دارا می باشند ؛ لذا عالم مثال را عالم خیال منفصل نیز می گویند ؛در مقابل قوّه خیال انسان که آن هم غیر مادی است ولی برخی آثار ماده را دارد
    ).



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    اينكه فرموديد « چرا درس هاي پيامبري ايشان در قرآن آمده است. اگر اينگونه بود، پيامبر كه مي دانست» در اين رابطه عرض مي شود هر دستوري و هر خطابي كه جنبه آموزشي داشته و يا احيانا خداوند سبحان پيامبر را ملامت مي فرمايند ناظر به جنبه مادي حضرت است زيرا حضرت در اين دنيا با قطع نظر از جنبه ملكوتي اش همانند بقيه انسان هاست كه نيازمند آموزش و نيازمند تعليم خداوند سبحان است .

    امام و پيامبر به همه علوم مي‌توانند آگاه باشند و هيچ مانعي فرا راه آنان نيست و معناي اين كه در روايت داريم آنان علم گذشته و الآن و آينده را دارند به اين معنا نيست كه الآن حضور دارند. براي اطلاق دانايي هم حضور فعلي لازم نيست بلكه علم آنان برخي به صورت حضوري است و برخي به صورت استحضار يعني اگر اراده كنند مي‌توانند بدانند. در روايات داريم كه «إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ عُلِّم‏»(امام هرگاه بخواهد بداند دانا گردانيده مي‌شود)(الكافي 1 / 258)يا «إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ عَلِم‏»(هر گاه امام اراده كند بداند مي‌داند)(بحار الانوار 26 / 56). در واقع بر اساس نياز است.

    علامه طباطبايي(قدس سره) مي‌فرمايند: «از اين روايات فهميده مى شود كه ائمه عليهم السلام هر وقت مى خواستند چيزى بدانند به مقام نورانيت خود توجه نموده و آن را مى دانستند ولى هميشه به آن مقام توجه نداشتند مانند فقيهى كه تمام مسائل نزد او حاضر نيست ولى ملكه اجتهاد را دارد كه هرگاه مساءله‌اى از او مى‌پرسند، به مآخذ حكم رجوع نموده و آن را مى داند».(665 پرسش و پاسخ در محضر علامه طباطبايي ره / آقاي رخشاد)
    امام صادق ع فرمودند: إِنِّي لَأَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ مَا فِي الْجَنَّةِ وَ أَعْلَمُ مَا فِي النَّارِ وَ أَعْلَمُ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ قَالَ ثُمَّ مَكَثَ هُنَيْئَةً فَرَأَى أَنَّ ذَلِكَ كَبُرَ عَلَى مَنْ سَمِعَهُ مِنْهُ فَقَالَ عَلِمْتُ ذَلِكَ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ‏ء

    به راستى من مى‏دانم آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و مى‏دانم آنچه در بهشت است و آنچه در دوزخ است و ميدانم آنچه بود و آنچه مى‏باشد.

    راوي گويد: سپس اندكى صبر كرد و ديد كه اين سخن بر هر كه شنيد گران آمد پس فرمود: من اينها را از كتاب خدا عز و جل مى‏دانم، زيرا خدا عز و جل مى‏فرمايد: در آن بيان واضح هر چيزى است‏.(الكافي 1 261)





  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    660
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    265
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث کلامی نمایش پست
    با سلام و عرض ادب و ممنون از پرسشي كه مطرح فرموديد :

    خداوند سبحان در قرآن كريم مي فرمايد: « قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‏ إِلَي‏ » ( كهف آيه 110) بگو: من انسانى هستم همانند شما به من وحى مى‏شود .

    از اين آيه شريفه و از برخي روايات معلوم مي شود رسول خدا(ص) داراي جنبه ملكوتي و مادي است ، جنبه مادي حضرت همانند بقيه انسان هاست كه غذا مي خورد مي خوابد ، در برخي موارد نسبت به برخي چيزها جهل دارد مانند آن جا كه شتر خودش را گم كرده بود و ... . اما جنبه ملكوتي حضرت مقامي عظيم است كه عقل هيچ موجودي توان درك آن را نخواهد داشت و هيچ موجودي به اين مقام نائل نخواهد شد و آن مقام واسطه فيض بودن حضرت حق است . حكماي الهي اين مقام حضرت را بسيار زيبا توصيف كردند كه حتي از جبرائيل وحي نيز مقامش بالاتر مي شود :

    طبق مبانی حکمت متعالیه ملاصدرا ، وجود دارای مراتبی است که پایین ترین مرتبه آن مادّه و بالاترین مرتبه آن واجب الوجود(خدا ) است ؛ و بالاتر از عالم مادّه عالم مثال است ؛ و بالاتر از عالم مثال عالم عقول ؛ و بالاترین مرتبه موجود عقلی ، عقل اوّل است . امّا طبق مبانی عرفان نظری ، وجود یکی ، و آن هم خداست ؛ و ممکنات مظاهر وجودند ؛ و مظاهر وجود دارای مراتبند ؛ لذا آنچه حکما آن را مراتب وجود می گویند ، عرفا آن را مراتب ظهور می نامند. طبق مبانی فلاسفه بالاترین مرتبه هستی امکانی عقل اوّل است ؛ که اوّلین مخلوق خداست ؛ و مافوق آن واجب الوجود است ؛ لذا فلاسفه عقل اوّل را همان روح کلّی پیامبر (ص) و قلم اعلی می دانند ؛ که تمام کلمات وجودی به واسطه او از خدا صادر شده است ؛ و او واسطه فیض است نسبت به همه موجودات ؛ آن را عقل می نامند به جهت شباهت آن به عقل بشر که موجودی غیر مادّی و بی شکل و بی رنگ و بدون اندازه است .

    ( عقل اوّل یا قلم اعلی یا روح کلّی نبی اکرم (ص) از نظر فلاسفه موجودی است مجرّد از مادّه و تمام آثار مادّه ؛ و این ویژگی تمام موجودات عالم عقل است ؛ برخلاف موجودات عالم مثال که مجرّد از مادّه اند ولی برخی از آثار مادّه مثل شکل و رنگ و مقدار را دارا می باشند ؛ لذا عالم مثال را عالم خیال منفصل نیز می گویند ؛در مقابل قوّه خیال انسان که آن هم غیر مادی است ولی برخی آثار ماده را دارد
    ).
    با سلام خدمت استاد عزيز
    عذرخواهي ميكنم. جواب را با قرآن يا روايت دهيد نه مباني فلاسفه و عرفا. اينجا سايت گفتمان قرآني است. چون هر دو ما ان شاء الله قرآن و روايات را قبول داريم، اما ممكن است بنده مباني عرفاني و فلسفي حضرتعالي را قبول نداشته باشم و بحث به جاهاي تخصصي بكشد كه از حوصله ديگر دوستان خارج است.
    ممنون از رحمتي كه كشيديد و گزارش خوبي كه ارائه كرديد.
    دوست دار و خادم همه قرآن پژوهان عزيز و محترم
    همگام با وحي ( تفسير به ترتيب نزول ) خادم قرآن در سايت
    http://www.hbv.ir

    به جهت مسئولیتی که بر عهده ام قرار گرفته، مدتی حضور فعال ندارم. التماس دعا از همه دوستان


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    660
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    265
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث کلامی نمایش پست

    اينكه فرموديد « چرا درس هاي پيامبري ايشان در قرآن آمده است. اگر اينگونه بود، پيامبر كه مي دانست» در اين رابطه عرض مي شود هر دستوري و هر خطابي كه جنبه آموزشي داشته و يا احيانا خداوند سبحان پيامبر را ملامت مي فرمايند ناظر به جنبه مادي حضرت است زيرا حضرت در اين دنيا با قطع نظر از جنبه ملكوتي اش همانند بقيه انسان هاست كه نيازمند آموزش و نيازمند تعليم خداوند سبحان است .

    امام و پيامبر به همه علوم مي‌توانند آگاه باشند و هيچ مانعي فرا راه آنان نيست و معناي اين كه در روايت داريم آنان علم گذشته و الآن و آينده را دارند به اين معنا نيست كه الآن حضور دارند. براي اطلاق دانايي هم حضور فعلي لازم نيست بلكه علم آنان برخي به صورت حضوري است و برخي به صورت استحضار يعني اگر اراده كنند مي‌توانند بدانند. در روايات داريم كه «إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ عُلِّم‏»(امام هرگاه بخواهد بداند دانا گردانيده مي‌شود)(الكافي 1 / 258)يا «إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ عَلِم‏»(هر گاه امام اراده كند بداند مي‌داند)(بحار الانوار 26 / 56). در واقع بر اساس نياز است.

    علامه طباطبايي(قدس سره) مي‌فرمايند: «از اين روايات فهميده مى شود كه ائمه عليهم السلام هر وقت مى خواستند چيزى بدانند به مقام نورانيت خود توجه نموده و آن را مى دانستند ولى هميشه به آن مقام توجه نداشتند مانند فقيهى كه تمام مسائل نزد او حاضر نيست ولى ملكه اجتهاد را دارد كه هرگاه مساءله‌اى از او مى‌پرسند، به مآخذ حكم رجوع نموده و آن را مى داند».(665 پرسش و پاسخ در محضر علامه طباطبايي ره / آقاي رخشاد)
    امام صادق ع فرمودند: إِنِّي لَأَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ مَا فِي الْجَنَّةِ وَ أَعْلَمُ مَا فِي النَّارِ وَ أَعْلَمُ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ قَالَ ثُمَّ مَكَثَ هُنَيْئَةً فَرَأَى أَنَّ ذَلِكَ كَبُرَ عَلَى مَنْ سَمِعَهُ مِنْهُ فَقَالَ عَلِمْتُ ذَلِكَ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ‏ء

    به راستى من مى‏دانم آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و مى‏دانم آنچه در بهشت است و آنچه در دوزخ است و ميدانم آنچه بود و آنچه مى‏باشد.

    راوي گويد: سپس اندكى صبر كرد و ديد كه اين سخن بر هر كه شنيد گران آمد پس فرمود: من اينها را از كتاب خدا عز و جل مى‏دانم، زيرا خدا عز و جل مى‏فرمايد: در آن بيان واضح هر چيزى است‏.(الكافي 1 261)


    استاد عزيز
    بحث ما بر سر قرآن است. آيا پيامبر قبل از آمدن وحي قرآني آن را مي دانست؟ و حتي زمان و مكان آن را مي دانست؟


    با تشكر
    ویرایش توسط همگام با وحي : ۱۳۹۰/۰۳/۱۲ در ساعت ۲۳:۱۷
    دوست دار و خادم همه قرآن پژوهان عزيز و محترم
    همگام با وحي ( تفسير به ترتيب نزول ) خادم قرآن در سايت
    http://www.hbv.ir

    به جهت مسئولیتی که بر عهده ام قرار گرفته، مدتی حضور فعال ندارم. التماس دعا از همه دوستان


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط همگام با وحي نمایش پست
    استاد عزيز
    بحث ما بر سر قرآن است. آيا پيامبر قبل از آمدن وحي قرآني آن را مي دانست؟ و حتي زمان و مكان آن را مي دانست؟


    با تشكر
    دوست ارجمند جناب هنگام با وحي با سلام



    يقينا حضرت عالي مطلع هستيد كه طبق روايات نوراني ائمه (عليهم السلام) نور واحد اند ؛ عَنْ أَبِي ذَرٍّ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ هُوَ يَقُولُ خُلِقْتُ أَنَا وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ مِنْ نُورٍ وَاحِد (بحار الانوار ج 15 صفحه 12) در روايات ديگري علي (ع) مي فرمايد : من و محمد يك نور واحد از خداونديم و ... « تفصيل روايت را در ادامه خواهم آورد» در نتيجه پيامبر و اهل البيت عليهم السلام كلهم نور واحد اند فلذا سخن هر يك از اين بزرگواران سخن ديگري خواهد بود . وقتي امام صادق (ع) مي فرمايند: إِنِّي لَأَعْلَمُ ... مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ اين سخن به طريق اولي بر رسول خدا (ص) نيز صادق خواهد بود لذا رسول خدا اگاه از ما كان و ما يكون خواهند بود . اگر بگوييم حضرت قبل از نزول قرآن آن را نمي دانست ناقض اين حديث بوده و بر خلافش نظر داده ايم .



    حديث امير المومنين بنورانيته روايتي كه حضرت در پاسخ به پرسش اباذر و سلمان عليهما اسلام اين بيانات را ايراد فرمودند : ( البته حديث طولاني است بنده فقط به قسمتي از حديث اشاره مي كنم)



    اینک می گویم ای سلمان و ابا ذر! من و محمّد یک نور از نور خداوند بودیم خداوند دستور داد به آن نور که دو قسمت شود به نیمى از آن فرمود محمّد باش! و به نیم دیگر فرمود على باش! به همین جهت پیامبر اکرم فرموده است‏: «علىّ منّى‏ و انا من على و لا یودّى عنّى الّا على ـــ على از من و من از على هستم و این کار را نمیتواند انجام دهد مگر على ». ابوبکر را با سوره برائت به مکه فرستاد ، جبرئیل نازل شده گفت: اى محمّد خداوند می فرماید باید این کار را تو انجام دهى یا مردى از خودت. آنگاه مرا فرستاد تا سوره را از ابوبکر بگیرم ، از او گرفتم امّا او ناراحت شده از پیامبر اکرم پرسید آیا در این مورد آیه ی قرآن درباره من نازل شده؟ فرمود نه ولى نباید این کار را انجام دهد مگر من یا على. ای سلمان و ابا ذر! اینک فکر کنید کسى که صلاحیت نداشته باشد چند آیه را از جانب پیامبر به مردم برساند چگونه صلاحیت براى امامت دارد؟، من و پیامبر یک نور بودیم او محمّد مصطفى گردید و من وصىّ او علىّ مرتضى شدم.





  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0





    محمّد ناطق شد و من ساکت. باید در هر زمان ناطق و صامتى باشد. ای سلمان! محمّد منذِر است و من هادى. این است معنى آیه « إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ » پیامبر اکرم منذر است و من هادى. « اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَحْمِلُ کُلُّ أُنْثى‏ وَ ما تَغِیضُ الْأَرْحامُ وَ ما تَزْدادُ وَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ الْکَبِیرُ الْمُتَعالِ سَواءٌ مِنْکُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّیْلِ وَ سارِبٌ بِالنَّهارِ لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ.»
    در این موقع على علیه السّلام دست خود را بر دست دیگر زده گفت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم صاحب جمع است و من صاحب نشر. محمّد صاحب بهشت است و من صاحب جهنم. به جنهم می گویم این را بگیر و این یک را واگذار! محمّد صاحب مکان و من صاحب ریزش و من صاحب لوح محفوظم که خدا به من الهام نموده آنچه در لوح است.


    ای سلمان و یا ابا ذر! محمّد یس و القرآن الحکیم است محمّد ن و القلم است و محمّد طه ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى‏ می باشد ؛ محمّد صاحب دلالات و من صاحب معجزات و آیات. محمّد خاتم النبیین و من خاتم الوصیین و صراط مستقیم هستم و «النَّبَإِ الْعَظِیمِ الَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ» می باشم ؛ هیچ کس اختلاف ندارد مگر در باره ولایت من. محمّد صاحب دعوت و من صاحب شمشیر ، محمّد پیامبر مرسل و من صاحب امر پیامبرم ؛ خداوند می فرماید: یُلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلى‏ مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ . او روح اللَّه است که عطا نمى‏کند و القا نمى‏نماید آن روح را مگر بر ملک مقرب یا پیامبر مرسل یا وصىّ برگزیده. به هر کس این روح را عنایت کند او را از مردم جدا نموده و به او قدرت تفویض کرده و مرده زنده می کند ، اطلاع از گذشته و آینده دارد و از مشرق به مغرب و از مغرب به مشرق در یک چشم بهم زدن می رود و از دلها و قلبها خبر دارد و آنچه در آسمانها و زمین است می داند. ای سلمان و یا ابا ذر! محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم همان ذکرى است که در قرآن فرموده: قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیْکُمْ ذِکْراً رَسُولًا یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِ اللَّهِ . به من علم مرگ و میرها و بلاها و فصل الخطاب (در هر جا چه باید گفت و هر مسأله چه جوابى دارد) داده ‏اند و به من علم قرآن و آنچه تا قیامت اتفاق خواهد افتاد واگذارده‏اند. محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم حجة را تعیین نمود تا براى مردم حجت باشد و من حجة اللَّه شدم .خداوند به من مقامى عنایت کرده که براى هیچ یک از گذشتگان و آیندگان چه پیامبر مرسل و چه فرشته ی مقرب قرار نداده.

    ای سلمان و یا ابا ذر من زنده مى‏کنم و مى‏میرانم به اجازه ی خدا . من به شما خبر می دهم که چه می خورید و چه ذخیره در خانه‏هاى خود کرده‏اید به اذن خدا. من از دلهاى شما مطلعم و ائمه از اولادم نیز همین کارها را می کنند و این اطلاعات را دارند هر وقت بخواهند و اراده کنند. چون ما همه یکى هستیم اوّل ما محمّد ، آخر ما محمّد و وسط ما محمّد است و همه ی ما محمّدیم ؛ بین ما جدایى نیندازید! ما وقتى بخواهیم ، خدا می خواهد و وقتى نخواهیم خدا نمی خواهد. واى بس واى بر کسى که منکر فضل و امتیازات و الطافى که خدا به ما عنایت کرده باشد ؛ زیرا هر کسى منکر یکى از چیزهایى باشد که خدا به ما عنایت کرده منکر قدرت خدا و مشیّت اوست در باره ی ما.




صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود