صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عبد الله بن سبا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۶
    نوشته
    303
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عبد الله بن سبا




    عبدالله بن سبا كه بوده؟ آيا واقعاً يك شخصيت افسانه‌اي است كه به تشيع نسبت مي‌دهند؟
    آيا واقعا بدنبال احقاق حق علي (ع) بود ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۱۲ در ساعت ۲۱:۰۵
    يارب نظر تو برنگردد

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط نتگرد نمایش پست
    عبدالله بن سبا كه بوده؟ آيا واقعاً يك شخصيت افسانه‌اي است كه به تشيع نسبت مي‌دهند؟
    آيا واقعا بدنبال احقاق حق علي (ع) بود ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي
    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    پرداختن به اين شخصيت نيازمند ارائه مباحث مفصل و طولاني است،بنده به اختصار مطالبي خدمت شما عرض مي كنم:

    تفکر شیعى از دوران رسالت آغاز شده و در نخستین روزهاى پس از رحلت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله درباره مسئله خلافت و امامت، به صورت یک مذهب خاص اعتقادى در جهان اسلام ظاهر گردید. ولى در برخى از کتب تاریخ و ملل و نحل، تاریخ و پیدایش مذهب شیعه، در زمان خلافت عثمان بن عفان دانسته شده، و پدیدآورنده آن، عبد الله بن سبا به شمار آمده است.
    اساس این نظریه به فردى به نام سیف بن عمر در قرن دوم هجرى باز مى‏گردد، و پس از وى برخى از متاخرین از نویسندگان اهل سنت و مستشرقین آن را ترویج کرده‏اند و حاصل آن این است: از تشیع در زمان رسول خدا صلى الله علیه و آله و خلافت‏شیخین نشان و اثرى نبود، تا آنکه در زمان خلیفه سوم فردى به نام عبد الله بن سبا که در آغاز یهودى بود و سپس اظهار اسلام نمود، مسلمانان را به بیعت‏با على بن ابى طالب علیه‏السلام دعوت کرد، و شایسته‏تر بودن او را به امر خلافت مطرح ساخت، و عده‏اى از مسلمانان نیز از او پیروى کردند و به نام «شیعه على‏» نامیده شدند.

    طبرى درباره این توهّم ساختگى مى نویسد:

    «یک یهودى به نام عبدالله بن سبا (ابن سوداء) در صنعا، در زمان عثمان اظهار مسلمانى کرد و در بین مسلمانان نفوذ نمود و شروع به رفت و آمد در شهرها و مراکز مسلمانان همچون شام، کوفه، بصره ومصر کرده و بشارت مى داد که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) هم مانند عیسى بن مریم باز خواهد گشت و على(علیه السلام) وصىّ محمد(صلى الله علیه وآله) است، آنگونه که هر پیامبر را جانشینى است. و على خاتم اوصیاست، آن سان که حضرت محمد خاتم پیامبران است و عثمان حق این وصىّ را غصب کرده و در حق او ستم نموده است، پس باید با او مبارزه کرد تا حق به حقدار برسد. عبدالله بن سبا دعوتگران خود را در مناطق اسلامى پخش کرد و به آنان گفت که امر به معروف و نهى از منکر کنند و از فرمانروایان انتقاد کنند. گروه هایى از مسلمانان به او گرویدند که از صحابه بزرگوار یا تابعین شایسته بودند، مثل ابوذر، عمار یاسر، محمد بن حذیفه، عبدالرحمن بن عدیس، محمد بن ابى بکر، صعصعة بن صوحان، مالک اشتر و مسلمانان نیکو وشایسته دیگر. پیروان او در اجراى نقشه پیشواى خود، مردم را بر ضدّ حاکمان مى شوراندند ونامه هایى در نکوهش از فرمانروایان نوشته به شهرهاى دیگر مى فرستادند. در نتیجه، عده اى از مسلمانان با تحریک آنان قیام کردند و به مدینه آمدند و عثمان را در خانه اش محاصره کرده و کشتند. همه این ها با رهبرى و اقدام پیروان عبدالله بن سبا بود. مسلمانان با على(علیه السلام) بیعت کردند، طلحه و زبیر بیعت را شکسته به بصره رفتند. پیروان ابن سبا چون دیدند سران دو سپاه در حال تفاهمند و اگر تفاهمى صورت گیرد، آنان را به خاطر خون عثمان پیگیرى خواهند کرد، شبانه گرد آمدند و تصمیم گرفتند که میان دو سپاه نفوذ کنند و بى آنکه کسى بفهمد، جنگ را بر افروزند . آنان در اجراى این نقشه موفق شدند و پیش از آنکه دو لشکر متخاصم بفهمند، سیاستمداران دو جبهه را نسبت به یکدیگر بد بین کرده و به جان هم انداختند. جنگ بصره اینگونه رخ داد بى آنکه سران دو سپاه، نظر یا علمى داشته باشند»

    نقد مطلب طبري:

    1- داستانى را که طبرى آورده است، با چشم پوشى از ناشناخته هایى که در سند آن است، به افسانه و خرافات شبیه تر است; زیرا باور کردنى نیست که یک یهودى در زمان خلافت عثمان از صنعاء بیاید و مسلمان شود و بزرگان صحابه و تابعین را بفریبد و همه جا بگردد و هسته هاى ضدّ عثمان تشکیل دهد و آنان را به مدینه آورده و بر ضدّ خلافت اسلامى بشوراند، آنگاه در برابر دیدگان صحابه و تابعین به خانه خلیفه یورش آورند و او را به قتل برسانند. عقل این را نمى پذیرد، هرچند آماده پذیرفتن پدیده هاى عجیب و غریب باشد!این قصّه کرامت مسلمانان و صحابه و تابعین را نیز زیر سؤال مى برد و آنان را به صورت گروهى ساده ترسیم مى کند که فریب یک یهودى نیرنگ باز را که تظاهر به مسلمانى مى کند بخورند، بى آنکه او را بشناسند، در حالى که میان مسلمانان، بزرگان و آگاهان و اندیشمندان حضور داشتند.

    2- بررسى سیره عثمان و معاویه نشان مى دهد که آنان هرگز اجازه نمى دادند که مخالفانشان در مناطق اسلامى بگردند و تبلیغات علیه آنان انجام دهند. گواه این نکته این است که :

    الف : چون ابوذر با عثمان مخالفت کرد، او را از مدینه به ربذه تبعید نمود، زیرا که در مورد تقسیم غنایم و بیت المال میان عمو زادگانش، به عثمان اعتراض کرد.

    ب : عثمان، عمار یاسر را چنان زد که فتق او پاره شد و عوامل عثمان یکى از دنده هاى او را شکستند. و حوادث دیگرى که علیه مخالفان خلافت و معترضان پیش آمد و از وطن خود تبعید شدند.

    3- این افسانه تنها به یک راوی به نام سیف بن عمر بر می گردد. طبری در تاریخ خود از دو کتاب او به نامهای ( الفتوح الکبیره و الرده) و (الجمل و مسیره عائشه و علی ) استفاده می کند. اما سخن علما درباره سیف بن عمر: بسیاری از علما و محدثان اهل سنت در کتب خود، احادیث منقول از سیف بن عمر را رد کرده اند که از آن جمله اند:

    -یحیی بن معین (متوفای 233 هجری)

    - ابو داوود (متوفای 275 هجری)


    - نسائی صاحب صحیح (متوفای 303 هجری)


    - ابن حاتم (متوفای 327 هجری)


    - ابن عدی (متوفای 365 هجری)


    - حاکم (متوفای 405 هجری)


    - خطیب بغدادی ( متوفای 406 هجری)


    - ابن عبدالبر (متوفای 463 هجری)


    - ابن حجر (متوفای 852 هجری)


    - صفی الدین (متوفای 923 هجری)

    4- در واقع ماجرای عبدالله بن سبا یک قسمت از دروغ پردازیهای مخالفان علیه شیعه است. طه حسین نویسنده مصری در این خصوص می گوید: «ابن سنا شخصیتی است که دشمنان شیعه برای شیعه ساخته اند و وجود خارجی نداشته است.» بدون شک هدف این حرکت بدنام کردن عقاید شیعه است چرا که دشمنان آنها راهی جز ربط دادن این عقاید به ریشه ای یهودی نیافتند که قهرمان آن شخصیتی تخیلی بنام عبدالله بن سبا است و سپس تمام گناهان را به عهده او و کسانی که از طرف او آمدند گذاشتند.
    براي مطالعه بيشتر پيرامون اين شخصيت مي توانيد به كتاب «عبدالله بن سبا»تأليف علامه عسگري، همچنين دو لينك زير مراجعه كنيد:

    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۰/۰۳/۱۳ در ساعت ۰۰:۴۷


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    107
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام به شما بزرگوار
    در بحث پیرامون وهابیت بنده متنی از جناب طه حسین آوردم که :
    طه حسين:

    بدينگونه دعوت محمد بن عبدالوهاب را توصيف مي نمايد: " گفتم که اين مذهبي است که همزمان هم جديد و هم قديم مي باشد، واقعيت اين است که به نسبت حرکت هاي معاصر جديد نيست ولي در حقيقت خود قديم است. براي آنکه چيزي نيست جز دعوتي نيرومند به سوي اسلام خالص و پاکيزه و مطهر از هرگونه عيب و نقص و شرک و بت پرستي. دعوتي است به سوي اسلام به همان ترتيب که پيامبر صلى الله عليه و سلمآورده بود و خالص براي خداوند و با کنار زدن هرگونه واسطه اي بين خداوند و مردم."(حيات الشيخ محمد بن عبدالوهاب وحقيقة دعوته، الأستاذ الدكتور سليمان بن عبدالرحمنالحقيل، الطبعة الأولى 1999م، ص 210)

    که شما بزرگواران در جواب فرمودید: (( آن بزرگان نیز یا قرآن بلد نیستند یا نظرات ایشان را نمیدانند، ))

    اما در این صفحه به گفته های وی استناد می فرمایید.
    آیا این طه حسین با آن طه حسین فرق دارد؟
    متشکرم.
    برو ای گدای مسکین در خانه خدا زن
    .که علی همیشه میزد در خانه خدا را

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,054
    تشکر:
    1
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی تاريخي نمایش پست
    در واقع ماجرای عبدالله بن سبا یک قسمت از دروغ پردازیهای مخالفان علیه شیعه است. طه حسین نویسنده مصری در این خصوص می گوید: «ابن سنا شخصیتی است که دشمنان شیعه برای شیعه ساخته اند و وجود خارجی نداشته است.»
    از باب اینکه عبداله سبا دارای اهداف خاص در انحراف و یا تخریب و اغتشاش در صفوف مسلمانان بوده است
    ، و اینکه برخی بخواهند از او بعنوان حربه ای برای کوبیدن افکار شیعه استفاده کنند شکی نیست .

    اما اگر بخواهیم که وی را شخصی خیالی بدانیم نیز چیزی جز اغتشاش در ادله نیست :


    کاشف الغطاء
    آیة الله شیخ محمد حسین کاشف الغطاء در رد داستان عبد الله بن سبا مى‏گوید:«کتب شیعه به اتفاق، عبد الله بن سبا را لعن کرده و از او تبرى جسته‏اند و عادى‏ترین تعبیر آنان درباره او این است که وى پلیدتر از آن است که از او یاد شود. (8)

    در کتب ملل و نحل از سبئیه (بر وزن نظریه) به عنوان یکى از فرقه‏هاى غلات یاد شده است. چنانکه بغدادى نخستین فرقه از فرقه‏هایى را که منتسب به اسلام‏اند ولى در حقیقت از فرقه‏هاى اسلامى نیستند، فرقه سبئیه دانسته و درباره آن گفته است: «سبئیه پیروان عبد الله بن سبا هستند که در حق على علیه‏السلام غلو کردند، نخست او را پیامبر و سپس خدا خواندند. و جمعى از مردم کوفه دعوت او را پذیرفتند، و هنگامى که خبر آنها به على علیه‏السلام داده شد، دستور داد آنان را بسوزانند، ولى چون سوزاندن همه آنها را صلاح ندانست، ابن سبا را به ساباط مداین تبعید کرد، و پس از آنکه امام به شهادت رسید، وى شهادت آن حضرت را انکار کرد و گفت او به سان عیسى بن مریم علیه‏السلام به آسمان بالا رفته است و بار دیگر به زمین باز خواهد گشت و از دشمنان خود انتقام خواهد گرفت‏» . (10)


    8- اصل الشیعة و اصولها، ص 106

    10-- الفرق بین الفرق، ص 223- 224
    بهر حال نفوذ یهودیان به بیت پیامبر(صفیه ، نشاةبنت رفاعه؛ شنباءبنت عمرو غفاری ، ریحانه بنت زید قرظی )

    و دستگاه خلافت (ابوموسی اشعری و خویشانش و مروان حکم) از جمله عبرتهای تاریخ است

    که چگونه است کسانی
    که قومشان را از دم تیغ می گذرانید ، آنگاه بازماندگانشان را در نقاط حساس حکومتی

    راه می دهید تا
    باعث بروز فتنه های بعدی شوند ؟


    اینها همه حاکی از بی تدبیری و بی تجربگی سیاسی موجود در صدر اسلام است

    ( رجوع شود به نقش ابو موسی اشعری ، عبداله سبا ، کعب الاحبار ، مروان بن حکم ، صفیه بنت حیی ابن احطب و...

    در مصادر امور و وقایع آشکار و پنهان آنزمان )
    ----------------

    بهر روی ؛ شاید قائل نباشیم که اختراع شیعه از یهودیان مدینه بوده است اما باید در نظر داشت که

    حمایت از شیعه بعنوان استفاده ازاختلافات داخلی دشمنان؛

    بعنوان یک تاکتیک نفوذی و غیر فعال مد نظر یهودیان و ایرانیان بوده است

    ----------------------
    به متن زیر توجه کنید :

    " اگر تمام " گوئیم" (غیر یهود) جهان در برابر ما(یهودیان) بایستند و بر ضد ما بسیج شوند

    امکانش هست که پیروز شوند ، اما این پیروزی موقتی است و خطری ما را تهدید نمی کند

    زیرا آنها سرگرم نزاع با خودشان هستند و ریشه های این کشمکش چندان عمیق است که

    نمی گذارد علیه ما یکپارچه شوند . علاوه بر این ، ما از طریق دامن زدن به مسائل فردی

    و ناسیونالیستی که از 20 قرن پیش بطور مداوم اینکار را کرده ایم ، آنها را به جان هم انداخته ایم ...

    (پروتکل پنجم از کتاب پروتکلهای دانشوران صهیون ص 276)




  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سیف الاسلام نمایش پست
    به متن زیر توجه کنید : " اگر تمام " گوئیم" (غیر یهود) جهان در برابر ما(یهودیان) بایستند و بر ضد ما بسیج شوند امکانش هست که پیروز شوند ، اما این پیروزی موقتی است و خطری ما را تهدید نمی کند زیرا آنها سرگرم نزاع با خودشان هستند و ریشه های این کشمکش چندان عمیق است که نمی گذارد علیه ما یکپارچه شوند . علاوه بر این ، ما از طریق دامن زدن به مسائل فردی و ناسیونالیستی که از 20 قرن پیش بطور مداوم اینکار را کرده ایم ، آنها را به جان هم انداخته ایم ... (پروتکل پنجم از کتاب پروتکلهای دانشوران صهیون ص 276)
    بله وقتی مسلمانان متاثر از کلام هر کسی هستند و هرروز به ساز کسی باشند همین خواهد بود متاسفانه در همه چیز دخل و تصرف میکنند و همین ایجاد نفاق میکند عده ای هم بیرون گود با نوسانات بسته به صلاحدید دنیایی خود جابه جا میشوند.

  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سیف الاسلام نمایش پست
    از باب اینکه عبداله سبا دارای اهداف خاص در انحراف و یا تخریب و اغتشاش در صفوف مسلمانان بوده است
    ، و اینکه برخی بخواهند از او بعنوان حربه ای برای کوبیدن افکار شیعه استفاده کنند شکی نیست .

    اما اگر بخواهیم که وی را شخصی خیالی بدانیم نیز چیزی جز اغتشاش در ادله نیست :


    کاشف الغطاء
    آیة الله شیخ محمد حسین کاشف الغطاء در رد داستان عبد الله بن سبا مى ‏گوید:«کتب شیعه به اتفاق، عبد الله بن سبا را لعن کرده و از او تبرى جسته‏ اند و عادى ‏ترین تعبیر آنان درباره او این است که وى پلیدتر از آن است که از او یاد شود. (8)

    در کتب ملل و نحل از سبئیه (بر وزن نظریه) به عنوان یکى از فرقه‏هاى غلات یاد شده است. چنانکه بغدادى نخستین فرقه از فرقه‏هایى را که منتسب به اسلام‏اند ولى در حقیقت از فرقه‏هاى اسلامى نیستند، فرقه سبئیه دانسته و درباره آن گفته است: «سبئیه پیروان عبد الله بن سبا هستند که در حق على علیه‏السلام غلو کردند، نخست او را پیامبر و سپس خدا خواندند. و جمعى از مردم کوفه دعوت او را پذیرفتند، و هنگامى که خبر آنها به على علیه‏السلام داده شد، دستور داد آنان را بسوزانند، ولى چون سوزاندن همه آنها را صلاح ندانست، ابن سبا را به ساباط مداین تبعید کرد، و پس از آنکه امام به شهادت رسید، وى شهادت آن حضرت را انکار کرد و گفت او به سان عیسى بن مریم علیه‏السلام به آسمان بالا رفته است و بار دیگر به زمین باز خواهد گشت و از دشمنان خود انتقام خواهد گرفت‏» . (10)


    8- اصل الشیعة و اصولها، ص 106

    10-- الفرق بین الفرق، ص 223- 224
    بهر حال نفوذ یهودیان به بیت پیامبر(صفیه ، نشاةبنت رفاعه؛ شنباءبنت عمرو غفاری ، ریحانه بنت زید قرظی )

    و دستگاه خلافت (ابوموسی اشعری و خویشانش و مروان حکم) از جمله عبرتهای تاریخ است

    که چگونه است کسانی
    که قومشان را از دم تیغ می گذرانید ، آنگاه بازماندگانشان را در نقاط حساس حکومتی

    راه می دهید تا
    باعث بروز فتنه های بعدی شوند ؟


    اینها همه حاکی از بی تدبیری و بی تجربگی سیاسی موجود در صدر اسلام است

    ( رجوع شود به نقش ابو موسی اشعری ، عبداله سبا ، کعب الاحبار ، مروان بن حکم ، صفیه بنت حیی ابن احطب و...

    در مصادر امور و وقایع آشکار و پنهان آنزمان )
    ----------------

    بهر روی ؛ شاید قائل نباشیم که اختراع شیعه از یهودیان مدینه بوده است اما باید در نظر داشت که

    حمایت از شیعه بعنوان استفاده ازاختلافات داخلی دشمنان؛

    بعنوان یک تاکتیک نفوذی و غیر فعال مد نظر یهودیان و ایرانیان بوده است

    ----------------------
    به متن زیر توجه کنید :

    " اگر تمام " گوئیم" (غیر یهود) جهان در برابر ما(یهودیان) بایستند و بر ضد ما بسیج شوند

    امکانش هست که پیروز شوند ، اما این پیروزی موقتی است و خطری ما را تهدید نمی کند

    زیرا آنها سرگرم نزاع با خودشان هستند و ریشه های این کشمکش چندان عمیق است که

    نمی گذارد علیه ما یکپارچه شوند . علاوه بر این ، ما از طریق دامن زدن به مسائل فردی

    و ناسیونالیستی که از 20 قرن پیش بطور مداوم اینکار را کرده ایم ، آنها را به جان هم انداخته ایم ...

    (پروتکل پنجم از کتاب پروتکلهای دانشوران صهیون ص 276)


    با سلام

    همانگونه كه شما اشاره كرده ايد،برخي منكر وجود خارجي شخصي بنام عبدالله بن سباء نيستند،ولي اينكه عده اي منكر وجود خارجي چنين شخصي هستند،اين اغتشاش د رادله نيست،بلكه اين بزرگاني كه منكر وجود خارجي ابن سبا شده اند هم براي خود دلايل و مستنداتي دارند ،كه همانگونه كه بنده در آغاز پست قبلي خود اشاره كرده ام،بحث و بررسي در مورد آن نيازمند طرح مطالب و مباحث مفصل است.

    د رمورد مطلبي هم كه از كتاب ملل و نحل نقل كرده ايد،يكي از مطالبي كه سب شك و ترديد در اين گزارش مي شود و سبب نقد اين گزارش مي شود، اين است كه چطور امام علي(ع) عامل اصلي يك انحراف خطرناك را تبعيد مي كنند ولي كساني كه به دلايلي مهچون جهل و ناداني و يا عشق و علاقه زياد به چنين انحرافي كشيده شده اند را به بدترين وجه يعني سوزاندن مجازات مي كند؟؟!!!

    علاوه بر اين در گزارشي ديگر بر خلاف سخن كتاب ملل و نحل،ابن سباء توسط امام علي(ع) سوزانده شد:
    عبدالله بن سبا ادعي نبوت نمود و معتقد بود كه اميرالمومنين علي (ع) خداست (تعالي عن ذلك)، اين مطلب به اميرالمومنين رسيد و او را خواند و از او پرسش نمود او نيز اقرار كرد و گفت: انت هو. در جان من القا شده است كه تو خدايي و من نبي. اميرالمومنين او را محبوس كرد و سه روز فرصت توبه داد ولي او توبه نكرد و اميرالمومنين او را با آتش سوزاند.{ميزان الاعتدال، ج 2، ص 426}.

    آنچه به طور قطع مي‌توان ادعي كرد اين است كه تاريخ چهره عجیبی از زندگي ابن سبا را نشان مي‌دهد و عده‌اي از محققين به افسانه‌اي بودن اين شخصيت اذعان نموده‌اند. اگر بعضي از جوانب زندگي او به طور قطع ثابت باشد (مانند غلو او در مورد اميرالمومنين علي (ع) و كشته شدن و يا تبعيد شدنش) در اينكه او انقلابيِ بزرگي باشد كه توانسته شورشي عليه عثمان و امويان بپا كند و زمينه ساز حكومت علوي باشد ترجيحاً خود افسانه‌اي غلو آميز است.
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۰/۰۴/۲۸ در ساعت ۲۲:۴۳


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط saman.jamaly نمایش پست
    سلام به شما بزرگوار
    در بحث پیرامون وهابیت بنده متنی از جناب طه حسین آوردم که :
    طه حسين:

    بدينگونه دعوت محمد بن عبدالوهاب را توصيف مي نمايد: " گفتم که اين مذهبي است که همزمان هم جديد و هم قديم مي باشد، واقعيت اين است که به نسبت حرکت هاي معاصر جديد نيست ولي در حقيقت خود قديم است. براي آنکه چيزي نيست جز دعوتي نيرومند به سوي اسلام خالص و پاکيزه و مطهر از هرگونه عيب و نقص و شرک و بت پرستي. دعوتي است به سوي اسلام به همان ترتيب که پيامبر صلى الله عليه و سلمآورده بود و خالص براي خداوند و با کنار زدن هرگونه واسطه اي بين خداوند و مردم."(حيات الشيخ محمد بن عبدالوهاب وحقيقة دعوته، الأستاذ الدكتور سليمان بن عبدالرحمنالحقيل، الطبعة الأولى 1999م، ص 210)

    که شما بزرگواران در جواب فرمودید: (( آن بزرگان نیز یا قرآن بلد نیستند یا نظرات ایشان را نمیدانند، ))

    اما در این صفحه به گفته های وی استناد می فرمایید.
    آیا این طه حسین با آن طه حسین فرق دارد؟
    متشکرم.
    با سلام

    ظاهراً اين دو يك شخصيت هستند.

    در مورد سخنان طه حسين در مورد فرقه ذاله وهابيت،بايد عرض كنم اولاً بررسي افكار و عقايد وهابيون ثابت مي كند كه آنان در اين مسيري كه از طه حسين نقل شده است نبوده و نيستند.

    ثانياً اينكه يك مطلبي را از يك شخص نقل مي كنيم،اين بدان معنا نيست كه تمام مطالب و سخنان آن شخص درست و قابل اعتماد است،ما حتي روايات را هم كه از معصومين نقل شده اند،بدون بررسي با ملاك هاي موجود براي نقد و بررسي روايات،نمي پذيريم،چه برسيد به غير روايات.

  11. تشکر


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    107
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نمیدانم چرا من را متهم به این می کنند که پشت سر این بزرگان پناه گرفته ام تنها بخاطر آوردن قولی از وی اما وقتی خودتان از وی قولی می آورید داستان تفاوت دارد!!!
    به هرحال با همان دلایلی که جناب عالی فرمودید مبنی بر چگونگی ملاک قرار دادن قول دیگران هر کس می تواند تنها موارد مورد نظر خود را صحیح و الباقی را غلط بپندارد
    متشکرم
    ویرایش توسط saman.jamaly : ۱۳۹۰/۰۳/۱۴ در ساعت ۱۷:۵۸
    برو ای گدای مسکین در خانه خدا زن
    .که علی همیشه میزد در خانه خدا را

  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    المقالات والفرق ص 20 ، سعد بن عبدالله اشعري قمي :
    « سبائيها پيروان عبد الله بن سبا هستند ،او عبد الله بن وهب راسبي همداني است، عبد الله بن خرسي وابن أسودكه از معتمدترين يارانش بودند او را در اين كار ياري كردند، وي اولين كسي بود كه بر ابوبكر و عمر و عثمان آشكارا طعن وارد كرد و از آنان اعلان بيزاري نمود.»

    شرح نهج البلاغه ج 5/5 ، ابن ابي الحديد :
    درحالي كه علي ( ع ) خطبه مي خواند عبد الله بن سبا بلند شد وگفت أنت أنت ) تويي تويي، چندين بار اين جمله را تكرار كرد ، حضرت علي فرمودند: « نفرين بر تو باد من كيستم ؟ گفت: ( أنت الله ) تو خدايي، دستور دادند كه او را با پيروانش دستگير كنند »

    فرق الشيعة ص 44 ، نوبختی :
    « عده اي از اهل علم حكايت كرده اند كه عبد الله بن سبا مردي يهودي بود كه مسلمان شد ، و با علي (ع)دوستي كرد، او قبلاً، كه هنوز يهودي بود در باره يوشع بن نون كه پس از موسي ( ع ) آمد همين مقوله را مي گفت وقتي كه مسلمان شد در باره علي بن ابيطالب (ع) نيز چنين ادعائي كرد . او اولين كسي بود كه از فرض بودن امامت علي ( ع ) و اظهار بيزاري از دشمنانش سخن گفت از اينجاست كه كساني كه با شيعه مخالفند مي گويند: اصل رفض از يهوديت است.»

    رجال كشي 1/71 :
    و از امام جعفر بن محمد ( ع ) روايت است كه فرمودند: « خداوند لعنت كند عبد الله بن سبا را كه در بارة امير المؤمنين ( ع ) ادعاي ربوبيت ميكرد، و به خدا سوگند كه اميرالمؤمنين ( ع ) جز بندة فرمانبرداري براي خدا نبود ، هلاكت باد بركسي كه برما دروغ مي بندد ، عدة در باره ما چيزهايي را ادعا ميكنند كه خودمان در بارة خود ادعا نكرده ايم ، از آنان بيزاريم و به خدا پناه مي جوييم»







  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    افسانه عبدالله بن سبأ

    ............................

    انصاف درباره عبد الله بن سبأ
    آنچه در مورد عبد الله بن سبأ و گروه سبأیّون گفته می شود , كمی از آن صحیح و بقیه به طور كلی باطل است.
    آن چه صحت دارد این كه شخصی به نام عبد الله بن سبأ درباره امام علی ـ علیه السّلام ـ غلوّ می كرد و می گفت: او خداست ـ نعوذ بالله تعالی ـ و من رسول اویم. این موضوع چندان قابل انكار نیست و داعی بر انكار آن نیز وجود ندارد, زیرا در روایات معتبر كه از طرق اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ وارد شده به وجود او اشاره شده است:
    امام سجاد ـ علیه السّلام ـ می فرماید: « نزد من یادی از عبد الله بن سبأ شد كه تمام موهای بدنم راست شد , او ادعای امری عظیم نمود ـ خداوند او را لعنت كند ـ به خدا سوگند! علی ـ علیه السّلام ـ بنده صالح خدا و برادر رسولخدا بود و به كرامت نرسید مگر به سبب اطاعت خدا و رسولش».[12]
    امام باقر ـ علیه السّلام ـ می فرماید: « عبد الله بن سبأ ادعای نبوت نمود او گمان می كرد كه امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ خداست خداوند از این حرفها بسیار بالاتر است».[13]
    و نیز از امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت شده كه فرمود: « خدا لعنت كند عبد الله بن سبأ را , او ادعای ربوبیّت در حقّ امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ نمود. به خدا سوگند! امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ بنده مطیع خدا بود.

    http://www.andisheqom.com/Files/whoi...l=4&subid=2048

  15. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود