جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مرکز تصميم گيري و در ک مفاهيم قلب است يا مغز؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مرکز تصميم گيري و در ک مفاهيم قلب است يا مغز؟




    با عرض سلام و ادای احترام به همه ی اساتید گرامی!


    شبهه اي ديگر :




    آموزه های دینی با علم در تناقضه.
    1) بارها و بارها قلب رو مرکز تصمیم گیری و دریافت مفاهیم تصور کرده (اعراف 179، حج 46،بقره 10 و .....) در حالی که در علم نوین مغز محل تصمیم گیری انسانه.



    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي



    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۱۰ در ساعت ۲۰:۲۲
    الحمدلله الذی جعلنی من المتمسکین بولایة علی ابن ابیطالب و اولادهم المعصومین علیهم السلام

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    آموزه های دینی با علم در تناقضه.
    1) بارها و بارها قلب رو مرکز تصمیم گیری و دریافت مفاهیم تصور کرده (1) در حالی که در علم نوین مغز محل تصمیم گیری انسانه.


    پاسخ:


    نیازی به توضیح نيست که مقصود از قلب در اصطلاح عرفانی و ادبی، آن عضو گوشتی که در سمت چپ بدن واقع شده و همچون یک تلمبه، خون را در رگها جاری می سازد نیست. مثلا در این تعبیر قرآن: «ان فی ذلک لذکری لمن کان له قلب» (1) (در این سخن برای آنکه دارای قلب است بیداری و آگاهی وجود دارد.) و یا در این تعبیر عرفانی بسیار لطیف حافظ:

    ::دلم رمیده شد و غافلم من درویش *** که این شکاری سرگشته را چه آمد پیش

    روشن است که منظور از دل و قلب، حقیقتی متعالی و ممتاز است که بکلی با این عضو بدن تفاوت دارد و همینطور آنجا که قرآن از بیماری دلها یاد می کند: «فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا» (2) (دلهای ایشان مریض است پس خدا بر مرض آنها بیفزاید.) معالجه این بیماری از پزشک امراض قلب ساخته نیست اگر پزشکی بتواند این نوع بیماریها را علاج کند بدون شک می باید متخصص دردهای روحی باشد.

    پس مقصود از این قلب چیست؟ پاسخ این سؤال را باید در حقیقت وجود انسان جستجو کرد. انسان در عین اینکه موجودی واحد است، صدها و هزارها بعد وجودی دارد.
    "من" انسانی عبارت است از مجموعه اندیشه ها، آرزوها، ترسها، امیدها، عشقها و .... همه اینها در حکم رودها و نهرهایی هستند که همه در یک مرکز به هم می پیوندند. خود این مرکز دریایی عمیق و ژرف است که هنوز هیچ بشر آگاهی ادعا نکرده که توانسته است از اعماق این دریا اطلاع پیدا کند.

    فلاسفه و عرفا و روانشناسان هر یک به سهم خود به غور (تفکر عمیق) در این دریا پرداخته اند و هر یک تا حدودی به کشف رازهای آن موفق شده اند، اما شاید عرفا در این زمینه موفقتر از دیگران بوده اند.
    آنچه را که قرآن دل می نامد عبارت است از واقعیت خود آن دریا که همه آنچه را که ما روح ظاهری می نامیم، رشته ها و رودهایی است که به این دریا می پیوندد. حتی خود عقل نیز یکی از رودهایی است که به این دریا متصل می شود.


    1. (ق/37)
    2. (بقره/9)




    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۱۰/۰۳ در ساعت ۲۱:۴۸

  5. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود