جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مسأله ی خیر و شر و ارتباط آن با اراده ی الهی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    114
    تشکر:
    1
    حضور
    12 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    14

    مسأله ی خیر و شر و ارتباط آن با اراده ی الهی




    بسم الله
    سلام منظور از موضوع را نمیدانم ولی سوالی دارم که ممنون میشوم اگر پاسخ دهید.

    حقیقت در مورد خیر مصداق می یابد و میتواند خیر وجود داشته باشد .
    خیر از اراده حق واجد میشود و غیر از آن ناحق است و حقیقت ندارد پس نمیتواند غیر از خیر را موجود دانست .
    بطور مثال کف روی موج وجود دارد ولی بروی حقیقتی موسوم به آب و اگر آب نباشد کف بطور موقت هم نیست.

    در مورد وجود شر و موجود شرور در محضر اراده حق توضیح دهید.

    با تشکر
    التماس دعا


    کارشناس بحث : پاسخگوي اعتقادي

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۱۲ در ساعت ۲۰:۴۶
    امروز فردايي است كه ديروز منتظرش بوديد
    ديروزي است كه فردا حسرتش رامي خوريد
    اگر...

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    با سلام به شما دوست عزیز
    نقل قول نوشته اصلی توسط poooya نمایش پست
    در مورد وجود شر و موجود شرور در محضر اراده حق توضیح دهید.
    خداوند سرمنشأ همه موجودات، تمام موجودات بهره وجودی خود را از او گرفتند، تمام بدیهای عالم نیز از خرمن وجود خداوند موجودند، و اگر در موردی شرّی می بینیم آن شر نسبی است، یعنی نسبت به موجودات دیگر معنای شر پیدا می کند، برای توضیح بیشتر خود شیطان را مثال می زنیم.
    واضح ترین شر در عالم شیطان لعین رجیم است، او مظهر همه بدیها و زشتیها و مصداق کامل شرور است، اما آیا هیج فلسفه وجودی در شیطان موجود نیست؟ یعنی بود و نبود آن مساوی است؟ اگر مساوی پس چرا آفریده شد؟ چرا مأمور گمراهی مردم شد؟ چرا خداوند او را مأمور ساخت تا بنی آدم را اغواء نموده، در مال و جانشان شریک شود؟ براستی چرا؟
    بهتر است پاسخ این سؤالات را از فرمایشات شهید بزرگوار مرتضی مطهری بشنویم:

    شيطان از نظر قرآن مصداق: الّذى احسن كلّ شى‏ء خلقه «1» و همچنين مصداق: ربّنا الّذى اعطى كلّ شى‏ء خلقه ثمّ هدى «2» است.
    وجود شيطان و شيطنت و اضلال او خود مبنى بر حكمت و مصلحتى است، و به موجب همان حكمت و مصلحت، شيطان شرّ نسبى است نه شرّ حقيقى و واقعى و مطلق.
    از همه شگفت‏تر اين است كه بر حسب منطق قرآن، خدا خودش به شيطان، پست «اضلال» و «گمراه سازى» را اعطاء فرموده است. در اين‏باره قرآن كريم مى‏فرمايد:
    و استفزز من استطعت منهم بصوتك و اجلب عليهم بخيلك و رجلك و شاركهم فى الاموال و الاولاد و عدهم و ما يعدهم الشيطان الّا غرورا «3».
    در اينجا، خدا شيطان را مخاطب ساخته به وى فرمان مى‏دهد كه:
    «هر كه را از فرزندان آدم مى‏توانى بلغزان، با سواره نظام و پياده نظامت بر آنان بتاز، در ثروت و فرزند شريكشان شو و نويدشان ده؛ شيطان جز دروغ و فريب نويدشان نمى‏دهد.»
    گوئى شيطان آمادگى خود را براى تحويل گرفتن پست اضلال، اعلام مى‏دارد آنجا كه مى‏گويد:
    فبما اغويتنى لاقعدنّ لهم صراطك المستقيم ثمّ لآتينّهم من بين ايديهم و من خلفهم و عن ايمانهم و عن شمائلهم و لا تجد اكثرهم شاكرين «4».
    «به اين سبب كه مرا گمراه ساختى، بر سر راه ايشان خواهم نشست، آنگاه از پيش‏رو و از پشت سرشان، و از راست و از چپشان خواهم آمد و بيشتر آنان را سپاسگزار نخواهى يافت.» البته معنى و مفهوم اضلال و قلمروى شيطان در اين پست همان است كه قبلًا اشاره شد و نه بيشتر؛ يعنى هيچگونه اجبار و الزامى نسبت به بشر دركار نيست، هر چه هست «وسوسه» است و «دعوت» است و «تزيين» است و «تسويل».
    مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهر ، ج‏1، ص: 97-98

    وجود شیطان در نظام عالم بایسته است، باید کششهای بد باشد تا هنر کسانی که به سمت خوبی می روند مشخص شود، البته بحث در حکمت وجود شیطان به درازا می کشد و انحراف تاپیک را به همراه دارد.
    خلاصه اینکه موجودات شرور جزء تکامل کننده این عالم می باشند، و هر جزئی از این عالم بدون بهرمندی از وجود و علم و حکمت و قدرت خداوند محقق نخواهد شد.
    موفق باشید.
    ــــــــــــــ
    1 سوره سجده آیه 7
    2 سوره طه آیه 50
    3 اسراء آیه 64
    4 اعراف آیه 17


    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی

  5. تشکرها 3


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0

    مطلب خیر و شر از منظر جکمت متعالیه




    نقل قول نوشته اصلی توسط poooya نمایش پست
    بسم الله
    سلام منظور از موضوع را نمیدانم ولی سوالی دارم که ممنون میشوم اگر پاسخ دهید.

    حقیقت در مورد خیر مصداق می یابد و میتواند خیر وجود داشته باشد .
    خیر از اراده حق واجد میشود و غیر از آن ناحق است و حقیقت ندارد پس نمیتواند غیر از خیر را موجود دانست .
    بطور مثال کف روی موج وجود دارد ولی بروی حقیقتی موسوم به آب و اگر آب نباشد کف بطور موقت هم نیست.

    در مورد وجود شر و موجود شرور در محضر اراده حق توضیح دهید.

    با تشکر
    التماس دعا


    کارشناس بحث : پاسخگوي اعتقادي
    یالطیف



    جناب صدرالمتألهین ملاصدرا ،

    در تحلیل معنی خیر می نویسد:





    (طلب و اراده به چیزی تعلّق می یابد که راجح باشد.

    ملاک ترجیح، خیر است. به وسیله خیر است که مراد برگزیده شده و شوق برانگیخته می شود. بنابراین، خیر چیزی است که بر غیرخود تأثیر گذاشته و موجودات برای به دست آوردن آن اشتیاق نشان می دهند.)
    (برای هرچیزی حصول خیر و زوال شر، مطلوب ذاتی است.)

    به خیر محض که مجعول و مفاض الهی است، هیچ شرّی راه نیافته است.

    چون وجود ، ذومراتب است، خیر هم باید دارای مراتب باشد؛ یعنی هرچیزی که وجودش اَتم و اکمل است، خیریّتش اَشَد و اعلی خواهد بود.


    خیر خیرات، وجود بدون نیستی، فعلیت بدون قوّه، حقیقت بدون بطلان، وجوب بدون امکان، کمال بدون نقص، بقای بدون تحوّل و دوام بدون تجدّد است و وجودهای دیگر به ترتیب مرتبه هستی خود، از خیریّت برخوردارند...



    ____________________

    براساس فلسفه ملاّصدرا هر وجود و کمال وجودی، رشحه ای از رشحات وجودی خیر محض است و خیر خیرات چیزی جز ذات الهی نیست و هر خیری جز او، از او فیض می برد. ذات او چنان که دارای علم تام به خیر همه موجودات است، اراده و رضایتش نیز متوجّه همه اصناف خیرات است.




    اصناف خیرات گوناگونند. گونه ای از خیرات، خیر محض هستند و گَرد هیچ شرّ واقعی بر روی آنها ننشسته است، مگر برابر امکانات اعتباری گوناگون خود و گونه ای از خیرات، خیر چیره اند که ملازم با شرّ واقعی هستند، ولی خیر، چیره و شرّ، مغلوب و مقهور است.
    __________________

    اراده الهی بر تحقّق این دو قسم مراد الهی تعلّق یافته است.



    صدور قسم دوّم از جواد محض، واجب است ؛ چون شرّ ترک آن زیادتر است و حکیم انجام خیر انبوه را به خاطر وجود شرّ اندک ترک نمی کند. بر این اساس است که گفته شده است:
    (ان الله یرید الکفر و المعاصی الصادر عن العباد، لکن لا یرضی بها.)
    اراده خداوند به کفر و معصیت بندگان تعلّق می یابد ولی از آن راضی نیست.




    و امّا شرّ محض، شرّ مستولی (موردی که شر بیش تر از خیر باشد) و شرّ مکافی (جایی که خیر و شر باهم برابر باشند)، تحقّق خارجی ندارند.
    نیستی و سلب، شر هستند

    و شرّ محض معدوم و شرّ نسبی امری عدمی است: (کلما هو شر بالذات فهو من افراد العدم).


    _____________________

    هرچیزی که شَر خوانده می شود، از دو حال خارج نیست یا عدم محض است مثل مرگ و جهل بسیط، فقر و ضعف یا مؤدّی عدم است مثل درد، حزن و جهل مرکب.




    بنابراین، شر به فقدان وجود و کمال وجودی اطلاق می شود.



    شرّ محض وجود ندارد و شرهای موجود، شرهای نسبی هستند .
    ___________________


    در این جا خودبه خود این سؤال مطرح می شود که شرهای نسبی چگونه به عرصه هستی راه یافته اند؟



    ملاّصدرا در چندین جای از کتاب وزین اسفار به بحث از این موضوع نشسته است. ازجمله در جلد اوّل اسفار می نویسد:
    (موجودات مادامی که در عالم قضای الهی قرار دارند، چون این عالم عاری از ماده و نقایص آن است، خیر محض هستند و شَرها در عالم قدر، که تفصیل صور موجود در عالم قضاست، نمود پیدا می کنند.)
    به بیان دیگر، وجودات مادامی که به عالم ماده که عالم تصادم و تضاد است، فرود نیامده اند و به مکان و زمانی منتهی نشده اند، در خیریّت آغازین خود باقی هستند، ولی وقتی که سلسله وجود پا به عالم اجسام و تاریکیها و تنگناهای اکوان و ازدحام وارد می شوند، بعضی از وجودها با این که در ذات خود و در قیاس به خود، خیر محض هستند، در قیاس به چیزهایی که زیان می رسانند و نابود می کنند، شر خوانده می شوند. بنابراین سرچشمه شرها انیّات و نقصانهاند.




    همه پدیده ها امر وجودی هستند و اعمالی چون زنا، سرقت، دروغ، صفات نفسانی و از کمالات مطلق نفوس در مرتبه حیوانیّتشان است، هرچند این اوصاف و اعمال نسبت به نفس ناطقه انسانی، شر به حساب می آیند.
    بنابراین خیر و شر از نظر ملاّصدرا امور نسبی و از منظری دیگر ضروری و اجتناب ناپذیر تلقّی می شوند.

    http://www.hawzah.ir/Hawzah/Articles...ubjectID=54653

    ویرایش توسط سدید : ۱۳۹۰/۰۹/۰۹ در ساعت ۱۲:۵۶
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg

  7. تشکرها 3


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7

    جمع بندی




    وجود شر و شرور
    سؤال:

    در مورد وجود شر و موجود شرور در محضر اراده حق توضیح دهید.

    پاسخ:

    خداوند سرمنشأ همه موجودات، تمام موجودات بهره وجودی خود را از او گرفتند، تمام بدیهای عالم نیز از خرمن وجود خداوند موجودند، و اگر در موردی شرّی می بینیم آن شر نسبی است، یعنی نسبت به موجودات دیگر معنای شر پیدا می کند، برای توضیح بیشتر خود شیطان را مثال می زنیم.
    واضح ترین شر در عالم شیطان لعین رجیم است، او مظهر همه بدیها و زشتیها و مصداق کامل شرور است، قطعا شیطان فلسفه وجودی داشته و بود و نبود آن مساوی نیست، که اگر بود آفریده نمی شد، و خداوند او را مأمور گمراهی مردم و شراکت در مال و جانشان نمی ساخت!

    توضیح بیشتر:


    شيطان از نظر قرآن مصداق: الّذى احسن كلّ شى‏ء خلقه، او همان كسى است كه هر چه را آفريد نيكو آفريد «1» و همچنين مصداق: ربّنا الّذى اعطى كلّ شى‏ء خلقه ثمّ هدى، پروردگار ما همان كسى است كه به هر موجودى، آنچه را لازمه آفرينش او بوده داده سپس هدايت كرده است‏ «2» است.

    وجود شيطان و شيطنت و اضلال او خود مبنى بر حكمت و مصلحتى است، و به موجب همان حكمت و مصلحت، شيطان شرّ نسبى است نه شرّ حقيقى و واقعى و مطلق.


    از همه شگفت‏تر اين است كه بر حسب منطق قرآن، خدا خودش به شيطان، پست «اضلال» و «گمراه سازى» را اعطاء فرموده است. در اين‏ باره قرآن كريم مى‏فرمايد:


    و استفزز من استطعت منهم بصوتك و اجلب عليهم بخيلك و رجلك و شاركهم فى الاموال و الاولاد و عدهم و ما يعدهم الشيطان الّا غرورا «3».


    در اينجا، خدا شيطان را مخاطب ساخته به وى فرمان مى‏دهد كه: «هر كه را از فرزندان آدم مى‏توانى بلغزان، با سواره نظام و پياده نظامت بر آنان بتاز، در ثروت و فرزند شريكشان شو و نويدشان ده؛ شيطان جز دروغ و فريب نويدشان نمى‏دهد.»

    گوئى شيطان آمادگى خود را براى تحويل گرفتن پست اضلال، اعلام مى‏دارد آنجا كه مى‏گويد:


    فبما اغويتنى لاقعدنّ لهم صراطك المستقيم ثمّ لآتينّهم من بين ايديهم و من خلفهم و عن ايمانهم و عن شمائلهم و لا تجد اكثرهم شاكرين، به اين سبب كه مرا گمراه ساختى، بر سر راه ايشان خواهم نشست، آنگاه از پيش‏رو و از پشت سرشان، و از راست و از چپشان خواهم آمد و بيشتر آنان را سپاسگزار نخواهى يافت. «4».

    البته معنى و مفهوم اضلال و قلمروى شيطان در اين پست همان است كه قبلًا اشاره شد و نه بيشتر؛ يعنى هيچگونه اجبار و الزامى نسبت به بشر دركار نيست، هر چه هست «وسوسه» است و «دعوت» است و «تزيين» است و «تسويل».«5»


    وجود شیطان در نظام عالم بایسته است، باید کششهای بد باشد تا هنر کسانی که به سمت خوبی می روند مشخص شود، البته بحث در حکمت وجود شیطان به درازا می کشد، خلاصه اینکه موجودات شرور جزء تکامل کننده این عالم می باشند، و هر جزئی از این عالم بدون بهرمندی از وجود و علم و حکمت و قدرت خداوند محقق نخواهد شد.

    موفق باشید.
    ــــــــــــــ
    1 سوره سجده آیه 7
    2. سوره طه آیه 50

    3. سوره اسراء آیه 64

    4. سوره اعراف آیه 17

    5. ر.ک: مجموعه‏ آثار استاد شهيد مطهرى، ج‏1، ص: 97-98

    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۱/۰۳/۰۳ در ساعت ۱۱:۴۱
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی

  9. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود