جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مراد از عرش و كرسى (با توجه به تفاسير گوناگون از آنها) چيست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    87
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مراد از عرش و كرسى (با توجه به تفاسير گوناگون از آنها) چيست؟




    سلام و خسته نباشید مراد از عرش و كرسى (با توجه به تفاسير گوناگون از آنها) چيست؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي معارف قرآن
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۱۵ در ساعت ۱۵:۰۰


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب
    دوست عزیز مورد پرسش شما از عرش باید عرض کنم که در لغت، عرش به معناي سقف يا چيزي است كه داراي سقف است. به تخت‏هاي بلند نيز عرش مي‏گويند، چنان‏چه در داستان سليمان مي‏خوانيم: (ايكم يايتني بعرشها)؛ كدام يك از شما مي‏توانيد تخت او (بلقيس) را براي من حاضر كنيد.{سير نمونه، ناصر مكارم شيرازي، ج 15، ص 466}

    به داربست‏هايي كه براي بر پا نگه داشتن بعضي از درختان مي‏زنند، نيز عرش مي‏گويند، چنان‏كه در قرآن مي‏خوانيم: (و هو الذي انشأ جنات معروشات و غير معروشات)؛ او همان كسي است كه باغ‏هايي از درختان داربست دار و بدون داربست را آفريد.{همان، ج 6، ص 3}

    هنگامي كه در مورد خداوند عرش را به كار مي‏بريم منظور از آن مجموعه جهان هستي است. عرش، تخت حكومت پروردگار محسوب مي‏شود. در تفاسير آمده كه منظور از عرش خدا اين است كه خداوند تسلط كامل بر امور هستي و مخلوقات خويش دارد. خداوند مي‏فرمايد: (ربكم الله الذي خلق السموات و الارض في ستْ ايام ثم استوي علي العرش)؛ پروردگار شما خداوندي است كه آسمان‏ها و زمين را در شش روز (شش دوران) آفريد، سپس به تدبير جهان هستي پرداخت.{همان، ص 204}

    در روايت آمده است كه علي(ع) در جواب سؤال جائلين فرمود: «ان الملائكه تحمل العرش و ليس العرش كما تظن كهيئْ السرير ولكنه شئ محدود مخلوق مدّبر و ربك مالكه لا انه عليه ككون الشئ علي الشئ)؛ به درستي ملائكه عرش را حمل مي‏كنند. معناي عرش آنچه كه شما گمان مي‏كنيد نيست، بلكه عرش شئ محدودي است كه خداوند آن را خلق كرده و مالك او خداوند است، نه اينكه عرش بر روي زمين است مانند بودن چيزي بر روي چيزي.{تفسير الميزان، علامه سيدمحمدحسين طباطبايي، ج 8، ص 162}

    راجع به معناي «العرش الرحمن» آمده است كه عرش در لغت به مكان مرتفع و كاخ سقف‏دار و محل استقرار سلطان به كار مي‏رود، و «استوي علي العرش» كنايه از تسلط زمامدار بر امور مملكت است و هنگامي كه اين جمله در مورد خداوند متعال به كار مي‏رود كنايه از احاطه علم و قدرت و تدبير لامتناهي حق تعالي بر جميع هستي - اعم از دنيا و آخرت - است.

    آيْت الله معرفت در مورد عرش مي‏فرمايد: «بنابر آيات و روايات، معناي عرش و كرسي اين است: «جليل قدرته تعالي وسعْ عليه المحيط بكل شئ قدرت باجلالت او تعالي» و علم بي انتهاي او كه احاطه بر هر چيز دارد. استوي علي العرش، به معناي تدبير است؛ به قرينه آيات متعدد در اين زمينه، از جمله (الا له الخلق و الامر يدبر الامر من السمأ الي الارض). در آياتي كه از عرش سخن به ميان آم‏ده، اين معاني هم ذكر شده است. پس عرش، تدبير و اداره شؤون هستي است. از روايات اهل‏بيت(عليهم السلام) دو مطلب در معناي عرش استفاده مي‏شود: 1.علم؛ 2. كل ما سوي الله تعالي و استوي به معناي تمكن و استيلأ و تسلط كامل است.{التمهيد، مؤسسه نشر اسلامي، ج 3، ص 123}
    .
    مراد از عرش و كرسى (با توجه به تفاسير گوناگون از آنها) چيست؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام مجدد
    اما در مورد کرسی که به چه معنا می باشد باید عرض کنم که" کرسی" از نظر ریشه لغوی از" کرس" (بر وزن ارث) گرفته شده که به معنی اصل و اساس می‏باشد و گاهی نیز به هر چیزی که بهم پیوسته و ترکیب شده است گفته می‏شود و به همین جهت به تختهای کوتاه" کرسی" می‏گویند و نقطه مقابل آن" عرش" است که به معنی چیز" مسقف" یا خود سقف و یا تخت پایه بلند می‏ آید.

    و از آنجا که استاد و معلم به هنگام تدریس و تعلیم بر کرسی می‏نشیند گاهی کلمه کرسی کنایه از علم می‏باشد و نظر به اینکه" کرسی" تحت اختیار و زیر نفوذ و سیطره انسان است گاهی به صورت کنایه از" حکومت" و" قدرت" و فرمانروایی بر منطقه‏ای به کار می‏رود.
    در این آیه می‏خوانیم که کرسی خداوند همه آسمانها و زمین را در بر می‏گیرد، کرسی در اینجا به چند معنی می‏تواند باشد:

    الف: منطقه قلمرو حکومت‏
    - یعنی خداوند بر همه آسمانها و زمین حکومت می‏کند و منطقه نفوذ او همه جا را در بر گرفته و به این ترتیب کرسی خداوند مجموعه عالم ماده اعم از زمین و ستارگان و کهکشانها و سحابیها است.

    ب: منطقه نفوذ علم‏
    - یعنی علم خداوند به جمیع آسمانها و زمین احاطه دارد و چیزی از قلمرو نفوذ علم او بیرون نیست زیرا همانطور که گفتیم کرسی گاهی کنایه از علم می‏باشد. در روایات متعددی نیز روی این معنی تکیه شده است از جمله حفص بن غیاث از امام صادق ع، نقل می‏کند که از آن حضرت پرسیدم:منظور از" وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ چیست؟فرمود: منظور علم او است[تفسیر نور الثقلین، جلد اول صفحه 259 شماره 1036] .

    ج: موجودی وسیع‏تر از تمام آسمانها و زمین‏
    - که از هر سو آنها را احاطه‏کرده است و به این ترتیب معنی آیه چنین می‏شود: کرسی خداوند همه آسمانها و زمین را در بر گرفته و آنها را احاطه کرده است.در حدیثی از امیر مؤمنان علی ع این تفسیر نقل شده آنجا که می‏فرماید:" الکرسی محیط بالسماوات و الارض و ما بینهما و ما تحت الثری‏" کرسی احاطه به زمین و آسمانها و آنچه ما بین آنها و آنچه در زیر اعماق زمین قرار گرفته است دارد"[تفسیر نور الثقلین، جلد اول، صفحه 260 حدیث شماره 1042].

    حتی از پاره‏ای از روایات استفاده می‏شود که کرسی به مراتب از آسمانها و زمین وسیع‏تر است بطوری که مجموعه آنها در برابر کرسی همچون حلقه‏ای است که در وسط بیابانی قرار داشته باشد از جمله از امام صادق ع نقل شده که فرمود:" ما السماوات و الارض عند الکرسی الا کحلقة خاتم فی فلاة و ما الکرسی عند العرش الا کحلقة فی فلاة[ مجمع البیان، جلد 1 و 2 صفحه] (آسمانها و زمین در برابر کرسی همچون حلقه انگشتری است در وسط یک بیابان و کرسی در برابر عرش همچون حلقه‏ای است در وسط یک بیابان).

    البته معنی اول و دوم کاملا مفهوم و روشن است ولی معنی سوم چیزی است که هنوز علم و دانش بشر نتوانسته است از آن پرده بر دارد زیرا وجود چنان عالمی که آسمانها و زمین را در بر گرفته باشد و به مراتب وسیع‏تر از جهان ما باشد هنوز از طرق متداول علمی اثبات نشده است، در عین حال هیچگونه دلیلی بر نفی آن نیز در دست نیست، بلکه همه دانشمندان معترف‏اند که وسعت آسمان و زمین در نظر ما با پیشرفت وسائل و ابزار مطالعات نجومی روز به روز بیشتر می‏شود و هیچ کس نمی‏تواند ادعا کند که وسعت عالم هستی به همین اندازه است که علم امروز موفق به کشف آن شده است بلکه به احتمال قوی عوالم بی‏شمار دیگری وجود دارد که از قلمرو دید وسائل امروز ما بیرون است .

    ناگفته نماند که تفسیرهای سه‏گانه بالا هیچ منافاتی با هم ندارد و جمله" وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ" می‏تواند هم اشاره به نفوذ حکومت مطلقه و قدرت پروردگار در آسمانها و زمین باشد و هم نفوذ علمی او و هم جهانی وسیع‏تر از این جهان که آسمان و زمین را در بر گرفته است. و در هر صورت این جمله، جمله‏های ما قبل آیه را که در باره وسعت علم پروردگار بود تکمیل می‏کند.
    .
    مراد از عرش و كرسى (با توجه به تفاسير گوناگون از آنها) چيست؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    557
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 17 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    34



    سلام وعرض ادب خدمت دوستان گرامی
    علاوه بر توضیحات جناب پاسخگوی قرآنی 4 شاید
    تصاویر ذیل هم قدری کمک کننده باشد

    مراد از عرش و كرسى (با توجه به تفاسير گوناگون از آنها) چيست؟


    مراد از عرش و كرسى (با توجه به تفاسير گوناگون از آنها) چيست؟
    جان نباشد جز خبر در آزمون
    هر که را افزون خبر جانش فزون

  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پست جمع بندي موضوع.




    پرسش:
    مراد از عرش (با توجه به تفاسير گوناگون از آنها) چيست؟

    پاسخ:
    عرش در لغت، عرش به معناي سقف يا چيزي است كه داراي سقف است. به تخت‏ هاي بلند نيز عرش مي‏ گويند، چنان‏چه در داستان سليمان مي‏خوانيم: (ايكم يايتني بعرشها(1))؛ كدام يك از شما مي‏توانيد تخت او (بلقيس) را براي من حاضر كنيد.(2)
    به داربست‏ هايي كه براي برای پا نگه داشتن بعضي از درختان مي‏زنند، نيز عرش مي‏ گويند، چنان‏كه در قرآن مي‏خوانيم: (و هو الذي انشأ جنات معروشات و غير معروشات)؛ او همان كسي است كه باغ‏ هايي از درختان داربست دار و بدون داربست را آفريد.(3)
    هنگامي كه در مورد خداوند عرش را به كار مي‏بريم منظور از آن مجموعه جهان هستي است. عرش، تخت حكومت پروردگار محسوب مي‏شود. در تفاسير آمده كه منظور از عرش خدا اين است كه خداوند تسلط كامل بر امور هستي و مخلوقات خويش دارد. خداوند مي‏فرمايد: (ربكم الله الذي خلق السموات و الارض في ستْ ايام ثم استوي علي العرش)؛ پروردگار شما خداوندي است كه آسمان‏ها و زمين را در شش روز (شش دوران) آفريد، سپس به تدبير جهان هستي پرداخت.(4)
    در روايت آمده است كه علي(ع) در جواب سؤال جائلين فرمود: «ان الملائكه تحمل العرش و ليس العرش كما تظن كهيئْ السرير ولكنه شئ محدود مخلوق مدّبر و ربك مالكه لا انه عليه ككون الشئ علي الشئ)؛ به درستي ملائكه عرش را حمل مي‏ كنند. معناي عرش آنچه كه شما گمان مي‏ كنيد نيست، بلكه عرش شئ محدودي است كه خداوند آن را خلق كرده و مالك او خداوند است، نه اينكه عرش بر روي زمين است مانند بودن چيزي بر روي چيزي.(5)
    راجع به معناي «العرش الرحمن» آمده است كه عرش در لغت به مكان مرتفع و كاخ سقف‏دار و محل استقرار سلطان به كار مي‏رود، و «استوي علي العرش» كنايه از تسلط زمامدار بر امور مملكت است و هنگامي كه اين جمله در مورد خداوند متعال به كار مي‏رود كنايه از احاطه علم و قدرت و تدبير لامتناهي حق تعالي بر جميع هستي - اعم از دنيا و آخرت - است.
    آيْت الله معرفت در مورد عرش مي‏فرمايد: «بنابر آيات و روايات، معناي عرش و كرسي اين است: «جليل قدرته تعالي وسعْ عليه المحيط بكل شئ قدرت باجلالت او تعالي» و علم بي انتهاي او كه احاطه بر هر چيز دارد. استوي علي العرش، به معناي تدبير است؛ به قرينه آيات متعدد در اين زمينه، از جمله (الا له الخلق و الامر يدبر الامر من السمأ الي الارض). در آياتي كه از عرش سخن به ميان آم‏ده، اين معاني هم ذكر شده است. پس عرش، تدبير و اداره شؤون هستي است. از روايات اهل‏بيت(عليهم السلام) دو مطلب در معناي عرش استفاده مي‏شود: 1.علم؛ 2. كل ما سوي الله تعالي و استوي به معناي تمكن و استيلأ و تسلط كامل است.(6)


    پرسش:
    مراد از كرسى (با توجه به تفاسير گوناگون از آنها) چيست؟

    پاسخ:
    " کرسی" از نظر ریشه لغوی از" کرس" (بر وزن ارث) گرفته شده که به معنی اصل و اساس می‏ باشد و گاهی نیز به هر چیزی که بهم پیوسته و ترکیب شده است گفته می‏ شود و به همین جهت به تخت های کوتاه" کرسی" می‏گویند و نقطه مقابل آن" عرش" است که به معنی چیز" مسقف" یا خود سقف و یا تخت پایه بلند می‏ آید.
    و از آنجا که استاد و معلم به هنگام تدریس و تعلیم بر کرسی می‏ نشیند گاهی کلمه کرسی کنایه از علم می‏باشد و نظر به اینکه" کرسی" تحت اختیار و زیر نفوذ و سیطره انسان است گاهی به صورت کنایه از" حکومت" و" قدرت" و فرمانروایی بر منطقه ‏ای به کار می ‏رود.
    در این آیه(
    وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ") می ‏خوانیم که کرسی خداوند همه آسمانها و زمین را در بر می‏ گیرد، کرسی در اینجا به چند معنی می ‏تواند باشد:
    الف: منطقه قلمرو حکومت‏
    - یعنی خداوند بر همه آسمانها و زمین حکومت می‏ کند و منطقه نفوذ او همه جا را در بر گرفته و به این ترتیب کرسی خداوند مجموعه عالم ماده اعم از زمین و ستارگان و کهکشانها و سحابیها است.
    ب: منطقه نفوذ علم‏
    - یعنی علم خداوند به جمیع آسمانها و زمین احاطه دارد و چیزی از قلمرو نفوذ علم او بیرون نیست زیرا همانطور که گفتیم کرسی گاهی کنایه از علم می‏باشد. در روایات متعددی نیز روی این معنی تکیه شده است از جمله حفص بن غیاث از امام صادق ع، نقل می‏کند که از آن حضرت پرسیدم:منظور از" وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ چیست؟فرمود: منظور علم او است(7) .
    ج: موجودی وسیع‏تر از تمام آسمانها و زمین‏
    - که از هر سو آنها را احاطه‏کرده است و به این ترتیب معنی آیه چنین می‏ شود: کرسی خداوند همه آسمانها و زمین را در بر گرفته و آنها را احاطه کرده است.در حدیثی از امیر مؤمنان علی ع این تفسیر نقل شده آنجا که می‏فرماید:" الکرسی محیط بالسماوات و الارض و ما بینهما و ما تحت الثری‏" کرسی احاطه به زمین و آسمانها و آنچه ما بین آنها و آنچه در زیر اعماق زمین قرار گرفته است دارد"(8).
    حتی از پاره‏ ای از روایات استفاده می ‏شود که کرسی به مراتب از آسمانها و زمین وسیع‏تر است بطوری که مجموعه آنها در برابر کرسی همچون حلقه‏ ای است که در وسط بیابانی قرار داشته باشد از جمله از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود:" ما السماوات و الارض عند الکرسی الا کحلقة خاتم فی فلاة و ما الکرسی عند العرش الا کحلقة فی فلاة(9) (آسمانها و زمین در برابر کرسی همچون حلقه انگشتری است در وسط یک بیابان و کرسی در برابر عرش همچون حلقه‏ای است در وسط یک بیابان).
    البته معنی اول و دوم کاملا مفهوم و روشن است ولی معنی سوم چیزی است که هنوز علم و دانش بشر نتوانسته است از آن پرده بر دارد زیرا وجود چنان عالمی که آسمانها و زمین را در بر گرفته باشد و به مراتب وسیع‏تر از جهان ما باشد هنوز از طرق متداول علمی اثبات نشده است، در عین حال هیچگونه دلیلی بر نفی آن نیز در دست نیست، بلکه همه دانشمندان معترف‏اند که وسعت آسمان و زمین در نظر ما با پیشرفت وسائل و ابزار مطالعات نجومی روز به روز بیشتر می‏شود و هیچ کس نمی ‏تواند ادعا کند که وسعت عالم هستی به همین اندازه است که علم امروز موفق به کشف آن شده است بلکه به احتمال قوی عوالم بی‏شمار دیگری وجود دارد که از قلمرو دید وسائل امروز ما بیرون است .
    ناگفته نماند که تفسیرهای سه‏ گانه بالا هیچ منافاتی با هم ندارد و جمله" وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ" می‏تواند هم اشاره به نفوذ حکومت مطلقه و قدرت پروردگار در آسمانها و زمین باشد و هم نفوذ علمی او و هم جهانی وسیع‏تر از این جهان که آسمان و زمین را در بر گرفته است. و در هر صورت این جمله، جمله‏های ما قبل آیه را که در باره وسعت علم پروردگار بود تکمیل می ‏کند.


    منابع:
    1. نمل (27) آیه 38.
    2. تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازي، ج 15، ص 466.
    3.
    همان، ج 6، ص 3.
    4.
    همان، ص 204.
    5.
    تفسير الميزان، علامه سيدمحمدحسين طباطبايي، ج 8، ص 162.
    6.
    التمهيد، مؤسسه نشر اسلامي، ج 3، ص 123.
    7.
    تفسیر نور الثقلین، جلد اول صفحه 259 شماره 1036.
    8.
    همان، صفحه 260 حدیث شماره 1042.
    9.
    مجمع البیان، جلد ،ذیل تفسیر آیه مربوطه.

    مراد از عرش و كرسى (با توجه به تفاسير گوناگون از آنها) چيست؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  8. تشکرها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود