صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شرح منظوم زیارت عاشوراء همراه با آثار ، برکات و فضائل...

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    343
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شرح منظوم زیارت عاشوراء همراه با آثار ، برکات و فضائل...




    بسم الله الرحمن الرحيم
    اللهم صل على محمد و آل محمد الأطيبين الأطهرين
    و اللعنة الدآئمة الوبيلة على أعدآئهم و ظالميهم أجمعين

    با سلام خدمت شيعيان اهل بيت عصمت و طهارت

    شرح منظوم زيارت عاشورا -
    منظوم به معناي به نظم در آورده شده , يعني داراي وزن بوده , به تعبيري بصورت شعر شرح دادن يك مسئله يا موضوع يا علم معين

    كتاب : نینوای عشق و عرفان
    أثر : عبد الحسين پیمان دوست

    منبع : يـــــا حـــــُـــــــــــســــيـ ــــــــن



    السَّلامُ عَلَیک یا أَبَا عَبْدِاللّه ، السَّلامُ عَلَیک یابْنَ رَسُولِ اللّه .
    ایکه سلامی و سلام از تو سلم * معنی تسلیم و خداوند حلم
    کنیه تو را از لب پیغمبر است * آنکه کلامش زِ همه برتر است
    آنکه بجز وحی خدا می نگفت * فاطمه را امّ ابیها بگفت
    گفت حسن علیه السلام را که ابو محمّد(6) * صاحب حلم و حُسنِ خُلقِ احمد
    گفت حسینم ابی عبداللّه است(7) * مُبقی اسلام و مرا همره است
    گَر به حسن گفت که باب منی * گفت تو را که بابِ بابِ منی
    ای پدر عبدِ خدا اَلسّلام * پور پیمبر خدا اَلسّلام
    ای پدر مطلق عبد خدا * هر که بود بنده عشق و ولا
    طفل رضیع تو هم عبداللّه است * هم علی اصغر که رخش چون مه است
    خرِ سرباز به میدان عشق * بدرقه سالار شهیدان عشق
    هدیه گلی از تو بسوی خدا * آن گل پرپر شده در کربلا
    آن دَمِ پاشیده سوی آسمان * بذر محبّت شده اندر جهان
    در دل هر شیعه از آن خون روان * رونق اسلام حسینی از آن
    رَهروِحقّ را چو به آن بستگی است * بندگیش بسته به آن بندگی است
    ای خلف خاتم پیغمبران * رحمت حقّ را تو یم بی کران
    چراغِ انوری تو در هدایت * تو کشتی نجات با کرامت(8)
    امامِ مَن جَاهَدَ فینای کل * تمام معنای لَنَهدی سُبُل(9)




    السَّلامُ عَلَیک یابْنَ أَمِیرِالمُؤْمِنِینَ، وَ ابْنَ سَیدِ الْوَصِیینَ.
    پور امیر مؤمنین السّلام * پور وصی اولین السّلام
    ای پسر سلسله جنبان عشق * سید و سالارِ امامان عشق
    آنکه بود صاحب روز غدیر * ختم رسل را شده تنها وزیر
    صُهر(10) نبی لَحم و دَمِ مصطفی * بابِ امامان علی مرتضی
    آنکه تو را ولایت از اوستی * شجاعت و شهامت و دوستی
    امیرِ هر مؤمن تامِ عامِل * قطب تمام عارفان کامل
    قاسِمِ ارزاقِ خدای نعیم * صاحب بر حقّ بهشت و جهیم
    آنکه شهید است به محراب عشق * ساقی خَمّارِ مِی ناب عشق



    السَّلامُ عَلَیک یابْنَ فَاطِمَةَ سَیدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ.

    بر تو سلام ای پسر فاطمه * سیده زنانِ عالَم همه
    سیده زنان هر دو عالَم * زهره زهرا ز رسول خاتم
    آنکه به قرآنِ خدا کوثر است * بر همه مردان و زنان اوسَر است
    طِبقِ حدیثی که بیامد ز دوست * علّتِ خَلقِ علی علیه السلام و احمد صلی الله علیه و آله اوست(11)




    السَّلامُ عَلَیک یا ثَارَاللّه وَ ابْنَ ثَارِهِ، وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ.
    ای تو بحقّ خون خدا اَلسّلام * ای پسر خون خدا اَلسّلام
    ابن رسول و علی و فاطمه * صدق کند خون خدا بر همه
    مادر و جد و پدرت خون عشق * حامل اسرارِ همایون عشق
    در رگ هستی تو دَمی یا حسین * معنی نون و قلمی یا حسین
    کالبد هستی و قلبِ وجود * در کنفِ هستی تو هست و بود
    چو گفت احمد صلی الله علیه و آله که منم از حسین * معنی لولاک توئی یا حسین(12)
    وای ز مظلومی و تنهائیت * داد از آن غُربت و بی یاریت
    کس نُبدی تو را که یاری کند * لیک جهان بهرِ تو زاری کند
    ضِمنِ گذَشتِ سنه ها هر زمان * عاشق و سرباز رهت شیعیان
    ینصُرُنی چون زتو جانها شنید * آمده لبَّیک هزاران شهید
    گنبد دوّار پر از این صداست * این همه گلزار شهیدان گواست
    وِتْر خدا خون خدا وِتْر نیز * عشق دهد معنی این را تمیز



    السَّلامُ عَلَیک وَ عَلَی الاَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بفَنَائِک عَلَیکمْ مِنِّی جَمِیعا سَلامُ اللّه اَبَدا مَا بَقِیتُ وَ بَقِی اللَّیلُ وَ النَّهَارُ.
    بر بدن و روح شریفت سلام * بر حرم پاک نظیفت سلام
    به روح عشّاق که در خون شدند * در حرم پاک تو مدفون شدند
    فَناءِ در تو هدفِ پاکشان * فِناءِ تو مَطافِ ارواحشان
    بر آستانت سر و جان نهادند * والاترین شهیدِ در جهادند
    سلامِ حقّ زِمن به جمع شما * به لاله های دور شمع شما
    بر تو و یاران تو از حقّ درود * هر چه زمان آید و هم هست و بود




    یا أَبَا عَبْدِاللّه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیةُ، وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ الْمُصِیبَةُ بِک عَلَینَا وَ عَلی جَمِیعِ أَهْلِ الاِسْلامِ، وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِیبَتُک فِی السَّمَوَاتِ عَلَی جَمِیعِ أَهْلِ السَّمَوَاتِ.
    نیست عزائی چو عزایت بزرگ * بس که عظیم است و مصیبت سترگ
    خلق جهان زان همه بر سر زنان * مُسلِم و کافر شده چون شیعیان
    اهل سماوات چو اهل زمین * جمله مصیبت زده بر شاه دین
    عالَمِ مُلک ملکوت از درون * دل زغم و غصّه تو غرق خون
    جناب حق چو دید این شور و شین * مرثیه خوانده است خودش بر حسین
    سوره احقاف ز قرآن حق * آیه خمس و عشرش از سبق
    آن حَمَلَتْهُ اُمُّهُ کرْ هَنَش * پس وَضَعَتْهُ اُمُّهُ کر هَنش
    حمل و فصالش که ثلاثون بُدی * مفسّرش جناب صافی شدی
    که آیه تطبیق شود بر حسین * مرثیه خوانده است خدا بر حسین
    که بوده زهرا گَهِ حملش حزین * به گاه وضعش به مصیبت قرین
    بَعدِ خدا نوحه گرش مصطفی است * گریه کنِ مجلس او مرتضی است
    جمله ملائک شده شیون کنان * شور قیامت شده در قدسیان
    در غم سوگش همه پیغمبران * زآدم و خاتم همه زاری کنان
    تا به قیامت بود این ماتمش * سوز دل و اشک روان در غمش





    فَلَعَنَ اللّه اُمَّةً اَسَّسَتْ اَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجُوْرِ عَلَیکمْ أَهْلَ الْبَیتِ.
    لعن خدا بر آنکه شد مؤسّس * به ظلم و جور بر شما مهندس
    هر آنکه ظالِم شده بر اهلبیت * جائر و غاصب شده بر اهلبیت
    به اهل بیتی که ز قول قرآن * آیه فرود آمده در شأنشان
    آیه تطهیرِ خدای مجید * به فضلشان از طرف حق رسید




    و لَعَنَ اللّه اُمَّةً دَفَعَتْکمْ عَنْ مَقَامِکمْ وَ اَزَالَتْکمْ عَنْ مَرَاتِبکمْ الَّتِی رَتَّبَکمُ اللّه فِیهَا.
    لعنت حقّ بر همه غاصبان * دفع کنِ حَقّ شما ذیحقان
    حقّ شما بود خلافت ز حق * غیر شما باطل و کور و زهق
    رُتبه مخصوص شما غصب شد * ضدّ خدا جای شما نصب شد




    وَ لَعَنَ اللّه اُمَّةً قَتَلَتْکمْ وَ لَعَنَ اللّه الْمُمَهِّدِینَ لَهُمْ بالتَّمْکینِ مِنْ قِتَالِکمْ.
    لعن خدا به قاتلانت همه * به یاورانِ قاتلانت همه
    هر که بشد مطیع آن قاتلان * مجری نقشه های آن دشمنان




    بَرِئْتُ اِلَی اللّه وَ اِلَیکمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیائِهِمْ وَ اَتْبَاعِهِمْ وَ اَوْلِیائِهِمْ.
    ما همه بیزار از آن قوم دون * سوی خدائیم و شما راجعون
    هماره بیزار ز انصارشان * ز پیرو و تابع و احبابشان




    یا اَبَا عَبْدِاللّه اِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکمْ اِلَی یوْمِ الْقِیامَة.
    هر که سلیم است و صفا با شما * سلم و صفائیم به او جمع ما
    هر که محارب شده او با شما * طالب جنگیم به او هر دما
    سلم و صفا و جدل و جنگمان * تا به قیامت شده فرهنگمان


    وَ لَعَنَ اللّه آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ وَ لَعَنَ اللّه بَنِی أُمَیةَ قَاطِبَةً وَ لَعَنَ اللّه ابْنَ مَرْجَانَةَ.
    لعن خدا بر همه آل زیاد * راهبر مردم بی اعتقاد
    به آل مروان و بنی امیه * لعن خدا بر همشان قاطبه
    به ابن مرجانه بی اعتبار * زاده آن زانیه بی مهار



    وَ لَعَنَ اللّه عُمَرِبْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللّه شِمْرا.
    لعن خدا بر عُمرِ سعدِ دون * لعن خدا به شمر پست زبون
    همان دو مزدورِ امیران کفر * امیر لشکر و اسیرانِ کفر



    وَ لَعَنَ اللّه اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتَالِک.
    لعن خدا به امّتی که اسبان * زین و لگام کرده چکمه پوشان
    گشته مهیا به قتال شما * بی خبر از جاه و جلال شما
    رضا فقط به کشتنت ندادند * زیر سُمِ اسب تنت نهادند



    بأَبِی اَنْتَ وَ اُمِّی لَقَدْ عَظُمَ مُصَابی بک.
    ای پدر و مادر من فدایت * هماره نالم ز غم و عزایت
    داغ عزایت دل و جانم بسوخت * تشنگیت روح و روانم بسوخت
    مرا در این غم نبود نهایت * مدام اگر گریه کنم برایت




    فَاَسْئَلُ اللّه الَّذِی اَکرَمَ مَقَامَک وَ اَکرَمَنِی بک اَنْ یرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِک مَعَ اِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِبَیتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّه عَلَیهِ وَ آلهِ.
    من از خدائی که گرامی بداشت * تو را و ما را به تو عزّت گذاشت
    خواهش من هست به صبح و مسا * کنم طلبکاری خونِ شما
    به رهبری خاتم الاوصیاء * ز اهلبیت خاتم الانبیاء
    بر او و اهَل بیت او صد درود * ز جانب خدای حی ودود



    اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی عِنْدَک وَجِیها بِالْحُسَینِ عَلَیهِ السَّلام فِی الدُّنْیا وَ الاخِرَةِ.
    بار خدایا به حسین آن امام * از دل و جان ِما بر او صد سلام
    به وجه او مرا موجّه نما * به هر زمان که با شَمی اَینَمَا(13)
    مرا وجاهت بده در عالمین * بار خدایا تو بحقّ حسین
    که آبرومند شوم نزدِ تو * از همه آزاد چو در بند تو
    از همه زشتی و پلیدی رها * جان به فدای تو کنم بارها



    یا اَبَا عَبْدِاللهِ اِنِّی اَتَقَرَّبُ اِلَی اللّه وِ اِلَی رَسُولِهِ وَ اِلَی اَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ اِلَی فَاطِمَةَ وَ اِلَی الْحَسَنِ وَاِلَیک بمُوَالاتِک.
    شکر حسینا که تَوَلاّی توست * کرده مرا راه تقرّب درست
    نزد خداوند و رسول امجد * نزد علی وصی دینِ احمد
    به نزد آن فاطمه بنت رسول * نزد حسن علیه السلام امام حلم و عقول
    نزد شما ای پسر فاطمه * تقرّب از عشق تو بی واهمه



    وَ بالْبَرَآئَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَسَاسَ ذَلِک وَ بَنَی عَلَیهِ بُنْیانَهُ وَ جَرَی فِی ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیکمْ وَ عَلَی اَشْیاعَکمْ بَرِئْتُ اِلَی اللّه وِ اِلَیکمْ مِنْهُمْ.
    و با برائت ز کشندگانت * که جمله حارب شده بر دیانت
    سوی رسول و سوی پروردگار * بری شوم ز قوم بنیانگذار
    هر آنکه بنیاد شقاوت گذاشت * هر آنکه پیرو شد و ایمان نداشت
    ظالم و غاصب به امام شیعه * مجری ظلم بر تمام شیعه
    همیشه بیزار از آن قوم دون * سوی شما و سوی حق راجعون



    و اَتَقَرَّبُ اِلَی اللّه ثُمَّ اِلَیکمْ بمُوَالاتِکمْ وَ مُوَالاةِ وَلِیکم وَ بالْبَرَائَةِ مِنْ اَعْدَائِکمْ وَ النَّاصِبینَ لَکمُ الْحَرْبِ وَ بالْبَرَائَةِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْبَاعِهِمْ.
    قصد تقرّب به خدای حسین * پس به موالات و ولای حسین
    باز به عشق تو و عاشقانت * برائت از جمله دشمنانت
    برائت از آنکه به جنگ شما * نصب کند قوم پلید دغا
    برائت از پیر و آن قوم دون * که رفته از راه شریعت برون



    اِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکمْ وَ وَلِی لِمَنْ وَالاَکمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاکمْ.
    هر که سلیم است و صفا با حسین * سلم و صفائیم به او ما بعین
    هر که محارب شده او با حسین * طالب جنگیم به او ما بعین
    عاشق احباب توام یا حسین * دشمن اعداء توام یا حسین
    سلم همان قلب سلیم از خداست * شرک و دغل نکبت بی منتهاست
    سلم و صفا طریقه اولیاست * حرب و دغا دشمنی با خداست
    ویرایش توسط لواء الحسين : ۱۳۹۰/۰۳/۱۵ در ساعت ۱۶:۳۰


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    343
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فَاَسْئَلُ اللّه الَّذِی اَکرَمَنِی بِمَعْرِفَتِکمْ وَ مَعْرِفَةِ اَوْلِیائِکمْ وَ رَزَقَنِی الْبَرَائَةِ مِنْ اَعْدَائِکمْ.
    من از خدائی که بداد از کرم * معرفت شما و احباب هم
    ز دشمنانتان برائت بداد * مرا و از حبّ تو عزّت بداد


    اَنْ یجْعَلَنِی مَعَکمْ فِی الدُّنْیا وَ الاخِرَةِ وَ اَنْ یثَبِّتَ لِی عِنْدَکمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِی الدُّنْیا وَ الاخِرَةِ.
    طلب کنم معیتِ با شما * زندگی و آخرتِ با شما
    به حکم آنکه چون توئی مع الحقّ * هر آنکه با تو شد بود مع الحقّ
    در دو سرا با تو به صدق و صفا * نزد شما ثابت و بی ادّعا
    منقطع از همه جهان فانی * همیشه آماده جان فشانی



    وَ اَسئَلَهُ ان یبَلّغَنِی الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَکمْ عِنْدَ اللّه .
    باز بود مسئلتم از خدا * مرا رساند به مقام شما
    مقام محمود تو در نزد حقّ * مرا دهد خالق ربّ الفلق
    مقام خاصی که در آن حمد اوست * ره نبرد در حرمش غیر دوست



    وَ اَنْ یرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارکمْ مَعَ اِمَامٍ هُدَی ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بالْحَقّ مِنْکمْ.
    روزی من کند به خون خواهیت * که در رکاب مهدی الهادیت
    امام هم ظاهر و ناطق به حقّ * ظهور جاء الحق و باطل زهقّ
    طلب کنم خون تو از دشمنان * بر آورم دمار از آن ظالمان

    وَ اَسْئَلُ اللّه بحَقِّکمْ وَ بالشَّأنِ الَّذِی لَکمْ عِنْدَهُ اَنْ یعْطِینِی بِمُصَابی بکمْ اَفْضَلَ مَا یعْطِی مُصَابا بمُصِیبَتِهِ مُصِیبَةً مَا اَعْظَمَهَا وَ اَعْظَمَ رَزِیتَهَا فِی الاِسْلامِ وَ فِی جَمِیعِ السَّمَوَاتِ وَالاَرْضِ.
    من از خداوند کنم مسئلت * بحقّ و شأن تو و آن منزلت
    اجر مصیبت زده ما را دهد * اعظم اجری که خدا می دهد
    مصیبتی که در سماوات و ارض * ندیده اسلام به این طول و عرض
    به شاه دین چه کربلائی گذشت * به آل طاها چه بلائی گذشت



    اَللَّهُمَ اجْعَلْنِی فِی مَقَامِی هَذا مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْک صَلَواتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ.
    بار خدایا که بحقّ حسین * مرا چنان دار که در نشئتین
    مُورد الطاف خداوندیت * درود و رحمت همه با مغفرت



    اَللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیای مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِی مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.
    بار خدایا که علی کلّ حال * به دین و آئین محمّد و آل
    حیات من حیات ایشان شود * ممات من ممات ایشان شود
    چو گفت احمد صلی الله علیه و آله بُوَد از من حسین * حسینُ منّی و انَا مِن حسین
    حیات ما عشق حسین و آلش * ممات ما دین حسین و راهش
    شهادت و شاهد و عشق و شهید * که وصف آن زمتن قرآن رسید
    شهید مقتول بحقّ راجعون * همیشه حی نزد خدا یرزقون



    اَللَّهُمَّ اِنَّ هَذَا یوْمٌ تَبَرَّکتْ بَنُو أُمَیة وَ ابْنُ آکلَةِ الاَکبَادِ الَّعِینُ بْنُ الَّعِینِ عَلَی لِسَانِک وَ لِسَانِ نَبِیک صَلَّی اللّه عَلَیهِ وَ آلِهِ فِی کلّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فِیهِ نَبِیک صَلَّی اللّه عَلَیهِ وَ آلِهِ.
    بار خدایا شده این روز غم * روز تبرّک بَرِ قوم ستم
    بنی امیه قوم بدکار شوم * آن پسر هند جگر خوار شوم
    معاویه عصاره خباثت * ظاهر و باطنش پر از نجاست
    به گفتِ حق لعینِ بن لعینند * چرا که رأس قوم مشرکینند
    و در لسان خاتم الانبیا * همین بیان آمده در هر کجا
    که در مقام لعنشان نبی بود * به هر زمان و هر مکان که می بود



    اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَبَا سُفْیانَ وَ مُعَاوِیةَ وَ یزِیدَ بْنَ مُعَاوِیةَ عَلَیهِمْ مِنْک الَّعْنَةُ اَبَدَالابِدِینَ.
    بار خدایا ابد الآبدین * لعن نما بر همه اعداء دین
    آن اُمرای ظلم و شرک و عدوان * اوّلِ دشمنان به دین و قرآن
    معاویه مرکز شرک و عصیان * امیر پرخوار شکم پرستان
    آنکه بُد از صلب غلام پدر * در رَحمِ هند جگر خوارِ شرّ
    بر پدرش که دشمن خدا بود * مبدأ جنگها به مصطفی صلی الله علیه و آله بود
    او دُرِ دندان پیمبر شکست * از آب انگور همی بود مست
    بر پسر ناخلفش هم یزید * پور زنا شارب خمرِ پلید



    وَ هَذَا یوْمٌ فَرِحَتْ بهِ آلُ زِیادٍ وَ آلُ مَرْوَانَ بقَتْلِهِمُ الْحُسَینَ صَلَوَاتُ اللّه عَلَیهِ.
    آل زیاد و آل مروان همه * خرّم و کف زنان و شادان همه
    به جشن و شادی شده قوم دغا * ز کشتن خامس آل عبا



    اَللَّهُمَّ فَضَاعِفْ عَلَیهِمُ اللَّعْنَ مِنْک وَ الْعَذَابِ.
    تو ای خدای احسب الحاسبین * افکنشان به اسفل السّافلین
    لعن و عذابشان مضاعف نما * خلودشان به نار بی صف نما
    مدام عذاب دردناک عظیم * به روحشان اضافه کن در جحیم



    اَللَّهُمَّ اِنِّی أَتَقَرَّبُ اِلَیک فِی هَذَا الْیوْمِ وَ فِی مَوقِفِی هَذَا وَ اَیامِ حَیوتِی بالْبَرَائَةِ مِنْهُمْ وَ اللَّعْنَةِ عَلَیهِمْ وَ بالْمُوَالاتِ لِنَبِیک وَ آلِ نَبِیک عَلَیهِ وَ عَلَیهِمُ السَّلامُ.

    بار خدایا به تولای عشق * رسول و آلش همه مولای عشق
    به روز میعادِ شهیدان عشق * به کربلا مشهد یاران عشق
    هم به تبرّای ز اعدای عشق * به لعن و نفرین به اعدای عشق
    می طلبم تقرّبت را به عشق * در همه عمری که تو دادی به عشق


    اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَی ذَلِک، اَللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَةِ الَّتِی جَاهَدَتِ الْحُسَینِ وَ شَایعَتْ وَ بَایعَتْ وَ تَابِعَتْ عَلَی قَتْلِهِ اَللَّهُمَ الْعَنْهُمْ جَمِیعا.
    بار خدا لعنت بی حد فرست * بر اوّلین ظالم مرتد فرست
    ظالم بر حقّ محمّد و آل * ظالم بر عرِض و تن و جان و مال
    هم آخرین تابع آن ظالمان * ظالِمِ در حقّ همه شیعیان
    به حاربان با حسین شهید * به تابعان آن گروه پلید
    به هر که شد پیرو آن قاتلان * تابع و بیعت کنِ آن ظالمان
    جمیعشان هماره لعنت نما * عذاب بی حدّ و نهایت نما




    السَّلامُ عَلَیک یا اَبَا عَبْدِاللّه وَ عَلَی الاَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِک عَلَیک مِنِّی سَلامُ اللّه اَبَدا مَا بَقِیتُ وَ بَقِی اللَّیلُ وَ النَّهَارُ وَ لا جَعَلَهُ اللّه آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیارَتِکمْ السَّلامُ عَلَی الْحُسَینِ، وَ عَلَی عَلِی بْنِ الْحُسَینِ، وَ عَلَی اَوْلادِ الْحُسَینِ وَ عَلَی اَصْحَابِ الْحُسَینِ.
    سلام بر سرور خوبان حسین * سلام بر شاه شهیدان حسین
    باد حُسینا به تو صدها سلام * بر تو و عشاق تو صدها سلام
    بر همه جانهای شهیدان عشق * خفته به درگاه تو ایوان عشق
    سلام بر برادرت ابا الفضل * سرور و میر لشکرت ابا الفضل
    به روح عبّاس به باب حسین(14) * رافع مشکلات در نشئتین
    یعنی ابا الفضل علمدار عشق * ساقی مستان و فادار عشق
    آنکه مزارش طرف علقمه است * قبله حاجات محبّان همه است
    گرچه دو دستش شده از تن جدا * دست بگیر همه سوی خدا
    بر تو ز من باد سلام خدا * تا شب و روزست و به هستی بقا
    باد که عهد من و آن جنابت * حقّ نکند ختم به این زیارت
    سلام ما بر علی بن الحسین * آنکه بدی بهر پدر نور عین
    آنکه بُدش خُلقِ شریف و لقا * اشبه مردم به رسول خدا
    بر همه اولاد حسین السّلام * بر همه اصحاب حسین السّلام
    بر همه اولاد جلو دار عشق * بر همه اصحاب وفادار عشق



    اَللَّهُمَّ خُصَّ أَنْتَ اَوََّلَ ظَالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّی وَ اَبْدَأْبِهِ اَوّلاً ثُمَّ الثَّانِی وَ الثَّالِثَ وَ الرَّابِعَ اَللَّهُمَّ الْعَنْ یزِیدَ خَامِسا وَالْعَنْ عُبَیدَاللّه بْنَ زِیادٍ وَ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ عُمَرَبْنَ سَعْدٍ وَ شِمْرا وَ آلَ اَبِی سُفْیانَ وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ اِلَی یوْمِ الْقِیامَةِ.
    بار خدایا بنما همچنین * لعنِ مرا خاص به اوّل لعین
    به اوّلین ظالم در حقّ دین * غاصب حق علی از روی کین
    به دوّمین و سوّمین ظالمان * که جمله بودند از آن غاصبان
    که در خلافت به علی سد شدند * ز دشمنی کافر و مرتد شدند
    به رابعش معاویه آن پلید * به پنجمین ظالِمِ بی دین یزید
    باز همان لعن به ابن زیاد * زاده مرجانه غرق فساد
    به ابن سعد و شمر نامسلمان * به آل سفیان و زیاد و مروان
    به ظالمان بی شرافت تمام * لعن نما تا به قیامت مدام


    و در سجده بگو:


    اَللَّهُمَّ لَک الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاکرِینَ لَک عَلَی مُصَابهِمْ، اَلْحَمْدُللّه عَلَی عَظِیمِ رَزِیتِی. اَللَّهُمَّ ارْزُقْنِی شَفَاعَةَ الْحُسَینِ یوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لِی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَک مَعَ الْحُسَینِ وَ اَصْحَابِ الْحُسَینِ، اَلَّذِینَ بَذَلُو مُهَجَهُم دُونَ الْحُسَینِ عَلَیهِ السَّلامُِ.
    بر آستان عشق جانان سجود * سجده به درگاه خدای ودود
    بار خدایا ز تو شکر و سپاس * شکر وسپاسِ دلِ هر حق شناس
    از تو کنم شکر همه شاکرین * ای که توئی شاکر و شکر آفرین
    داغ حسین است مرا سوز و ساز * شکر بر این مصیبت جانگداز
    هر چه در این سوگ بزرگ اندرم * شکر به درگاه خدای آورم
    روزی من ساز خدای ودود * شفاعَت الحسین یوم الورود
    قسمت من نما به روز شمار * همرهی حسین و دار القرار
    مرا نما صادق و ثابت قدم * به همره حسین و آلش شوم
    همان کسان که جان فدا نمودند * ز شاه کربلا جدا نبودند
    بار خدایا ز ولای حسین * خلیلت از جان شده عبدالحسین
    نظمِ زیارت حسین محبوب * شد به عدد که (یا حسین محبوب(15))




    -------------------------------------------------------------------------------
    -------------------------------------------------------------------------------

    6 . منتهی الآمال باب تولّد امام حسن علیه السلام .
    7 . منتهی الآمال باب تولد امام حسین علیه السلام .
    8 . قال رسول اللّه : «انَّ الحسین مصباح الهدی و سفینة النَّجاة؛ به راستی که حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است.»
    9 . سوره عنکبوت، آیه 69: «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنَا».
    10 . «صُهرِ نبی»: داماد پیغمبر.
    11 . حدیث قدسی از جابر بن عبداللّه انصاری از رسول اللّه : «قال اللّه تعالی لولاک لما خلقتُ الافلاک و لولا علی لما خلقتک و لولا فاطمة لما خلقتکما».
    12 . رسول خدا فرمود: «حسین منی و انا من حسین» و در حدیث قدسی خداوند فرمود به رسولش: «لولاک لما خلقت الافلاک».
    13 . هرکجا باشم = با شَمی اینما.
    14 . به حساب هندسی 133 = باب حسین = عباس.
    15 . به حساب ابجد 197 = یاحسین محبوب = تعداد ابیات این منظومه.

    ویرایش توسط لواء الحسين : ۱۳۹۰/۰۳/۱۵ در ساعت ۱۶:۳۷


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    343
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دکتر سیدسلمان صفوی
    شرح منظوم زیارت عاشوراء همراه با آثار ، برکات و فضائل...

    زیارت عاشورا، زیارت سالار شهیدانِ تاریخ مبارزات حق و باطل، رازنامه زمزمه های عاشقانه سالکان با انسان کامل و زبور شیعیان حسینی است. در میان زیارت نامه‏ها، زیارت عاشورا از منزلت ویژه ای برخوردار است، امامان (ع) و علماى بزرگ در طول تاریخ اهمیت‏بسیار به آن داده اند.
    زیارت عاشورا یک حماسه عاشقانه "عرفان پویای حسینی" است. مساله ولایت و تولى، و مقابل آن تبرى و بیزارى از دشمنان و طاغوتیان از ارکان درس‏هاى زیارت عاشورا است. زیارت عاشورا تنها براى اجابت حاجات مادى نیست، که عده‏اى طوطی وار آن را بخوانند و از محتواى حماسى و عرفانی آن کورکورانه بگذرند، بلکه با خواندن آن باید عزم را جزم کرد که به اوج معنویت رسید و به محبوب سالار شهیدان واصل گردید. زیارت عاشورا یعنى تجدید بیعت با راه و اهداف مقدس اجتماعی و معنوی امام حسین (ع) و شهیدان کربلا.

    در هیچ جای زیارت عاشورا ، زائر از حضرت محبوب دنیا نمی‌خواهد. مراحل قرب الی الله در آن ترسیم شده که اولین مرحله اش تسلیم شدن به ولایت اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین است و آخرین مرحله‌اش فنای فی الله است. سیر عشق به حضرت محبوب و تسلیم و ایثار و تبعیت از ولایت الهی خلیفه الله در سراسر زیارت عاشورا برجستگی دارد.

    مرجع روائی زیارت عاشورا:
    کهن ترین منبع روائی که زیارت عاشورا در آن ذکرشده، کتاب کامل الزیارات است. مؤلف کتاب متن زیارت را با پنج واسطه از حضرت امام باقر (ع) نقل کرده و سپس کتاب مصباح المجتهد به نقل این زیارت مبادرت ورزیده است. روایت مذکور دارای صدر و ذیل است. صدر روایت بر اساس نقل کامل الزیارات، توسط دو نفر به نام‌های «علقمة بن محمد حضرمی» و «مالک بن اعین جهنی» به معصوم علیه سلام می‌رسد. در هر دو طریق، صالح بن عقبة از آنان نقل کرده؛ در یکی همراه سیف بن عمیره است و در دیگری به تنهایی. ذیل روایت در کتاب‌های یاد شده مشترک است: «صالح بن عقبة و سیف بن عمیرة از علقمة بن حضرمی از امام باقر(علیه السلام) .

    زیارت عاشورا از دو طریق نقل شده است:
    1- از طریق امام باقر (ع) که آن را علقمة بن محمد حضرمى و محمد بن اسماعیل از صالح بن عقبه، و او از مالک جهنى از امام باقر (ع) نقل کرده‏اند .

    2- از طریق امام صادق (ع) که آن را صفوان بن مهران جمال (از اصحاب نیک امام صادق و امام کاظم علیهما السلام) نقل کرده‏اند . سیف بن عمیره مى‏گوید: صفوان گفت امام صادق (ع) فرمود: «همواره این زیارت (عاشورا) و دعایش را بخوان، که من بر کسى که این زیارت و دعایش را از دور و نزدیک مى‏خواند ضامنم که زیارتش قبول گردد، و سعیش مورد تقدیر خداوند شود، و سلام او به امام حسین (ع) برسد، و حاجتش - هر گونه و هر قدر باشد - از سوى خداوند برآورده گردد . » آنگاه امام صادق (ع) به من فرمود:
    "من! این زیارت را با همین ضمانت (قبولى و تقدیر الهى و وصول سلام) از پدرم، و پدرم امام سجاد (ع) با همین ضمانت از امام حسین (ع) و حسین (ع) با همین ضمانت از برادرش حسن (ع) و حسن (ع) ضمانت از پدرش امیرمؤمنان على (ع) و امیرمؤمنان با همین ضمانت از رسول خدا (ص) و رسول خدا (ص) با همین ضمانت از جبرئیل، و او با همین ضمانت از خداوند متعال نقل میکنم".

    اقبال بزرگان دین به این زیارت و تقید و التزام به خواندن آن و توصیه به پیروان خودبیانگر اعتبار علمی و صحت آن میباشد. علامه طباطبائی، صاحب تفسیر المیزان، در تمام ماه محرم و صفر، به زیارت عاشورا مقید بود و از نسخه استاد خود، مرحوم ایت الله سید علی قاضی استفاده می‌کرده که کلمه «بک» در «اکرمنی بک» را حذف می‌کرده و به جای «امام هدی»، «امام مهدی» می‌فرموده است.

    امام خمینی در دهه اول محرم، هر روز زیارت عاشورای معروف را با صد مرتبه سلام و صد مرتبه لعن می‌خواندند.

    دهها شرح عربی و فارسی بر زیارت عاشورا نوشته شده است. شفاء الصدور فی شرح زیارة العاشورا تالیف حاج میرزا ابوالفضل تهران کلانتر (1273 ـ 1316ق) (تحقیق و تکمله: سید علی موحد ابطحی اصفهانی. قم، چاپ سید الشهدا، 1368ش، 2جلد، 440+415صفحه، قطع وزیری) که مورد تایید و تمجید مرجع عالی‌قدر مرحوم آیت الله العظمی میرزای شیرازی قرار گرفته از نظر برخی گسترده‌ترین و پر فایده‌ترین شرح در زیارت عاشوراست. این کتاب، بارها در بمبئی، تهران و قم به چاپ رسیده و مورد اعتماد محدثان و مورّخانی چون: حاج میرزا محمد ارباب قمی در اربعین الحسینیة و حاج شیخ عباس قمی در منتهی الامال قرار گرفته است.

    زیارت نامه امام حسین(ع) از جهت ساختاری شامل فرازهای متعددی است که تشخیص و بررسی آنها دریافت معانی متعالی آن را بهترممکن می سازد.
    از جهت ساختار شناسی زیارت عاشورا دارای هیجده پاراگراف اساسی است. که آغاز و انجام آن بنام حضرت محبوب و یاد شهید عشق سرخ حضرت سید الشهداء ابا عبدالله امام حسین علیه سلام می باشد. پاراگراف نهم حاوی پیام اصلی زیارت عاشور به همه نسلها در همه عصرها می باشد. زیرا که بر اساس فرهنگ عاشورایی "کل یوم عاشورا وکل شهر محرم و کل ارض کربلا"ست. حسینی بودن را نشانه هایی است و از نشانه های بارز آن پیگیری راه مستقیم امام حسین علیه سلام و نشانه دوم آن حرکت اجتماعی و سلوک معنوی زیر پرچم رهبر عادل و امام مهدی عجَل الله تعالی فرجه الشریف میباشد.

    بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
    نخست: ابتدا به "بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم" طرحِ نامِ محبوب و معشوقِ سیَدالشهدا با صفات بخشایشگری و مهربانی است؛ که "هوالاول و هوالاخر". آغاز و انجام حسین (ع)، "هـو"؛ فاعل اول و فاعل غایی هستی است.

    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمینَ،اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ.

    دوم: تبارشناسیِ معنویِ اسماعیلِ اهل بیت، اشاره ای است که آن سپهسالار عشق، نـه از قبیله ای مجهول، که از تبار بهترین انسانها و موجودات در سلسله عوالم ممکن الوجود است. او فرزند تاج آفرینش وَ نور اول وجود و "مقام جمعِ جمع"، حضرت محمد مصطفی (ص) است. او فرزند شیـر حق مولی الموحدین قطب الاقطب العارفین است. او فرزند گل سرخ آفرینش، نمونه متعالی "عرفان ولایی" وسرور زنان دو عالم است. او فرزند مادری در خون غلتیده در احیای حق پایمال شده ولایت است. او خون خدا وَ وارث خون و شهادت است.
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِكَ عَلَیْكُمْ مِنّى جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ.
    سـوم: مجالی است تا زائر حسین (ع) درودی به فراخنای تاریخ بر او و یارانش عَرضه دارد، سلامی که اعلام سرسپردگی به راه سرخ پرافتخار سالار شهیدان است.

    یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْلِ الْاِسْلامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ.
    چهارم: حماسه عاشورا محدود به زمان و مکان خاص نیست، بلکه سوگی است سترگ در دل و جان حق پرستان خاک و افلاک.
    محتشم کاشانی می سراید:
    چون خون ز حلق تشنهی او بر زمین رسید
    جوش از زمین بذروه عرش برین رسید
    نزدیک شد که خانهی ایمان شود خراب
    از بس شکستها که به ارکان دین رسید
    نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
    طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید
    باد آن غبار چون به مزار نبی رساند
    گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید
    یکباره جامه در خم گردون به نیل زد
    چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید
    پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش
    از انبیا به حضرت روحالامین رسید
    کرد این خیال وهم غلط که ارکان غبار
    تا دامن جلال جهان آفرین رسیــد
    هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
    او در دلست و هیچ دلی نیست بیملال
    فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَیْكُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ ولَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ وَ اَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فیها. وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْكینِ مِنْ قِتالِكُمْ.
    پنجـم: طلب لعن و نفرین الهی بر بنیان گذاران ظلم بر خاندان نبیِّ اکرم و ستمگرانی است، که ایشان را از مقام و جایگاه برحقشان در رهبریِ عالم محروم کردند. همچنین طلب لعنت بر کسانی است، که اسباب، لوازم و مقدمات این جور و جفا را در قتل امام حسین (ع) و یارانش فراهم آوردند. "اهل بیت"(ع) از مفاهیم کلیدی قرآن است که دو بار در قرآن به آن اشاره شده است: در آیـه 33 سوره احزاب، درباره اهل بیت حضرت محمد (ص) و در آیـه 11 سوره هـود درباره اهل بیت حضرت ابراهیم نبی (ع).
    خداوند در آیه تطهیرمی فرماید: "انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا". (همانا خداوند می خواهد از شما" اهل بیت" هر پلیدی را بزداید و شما را چنان که باید، پاکیزه بدارد). (33/33).
    در فرهنگ اسلامی واژه "اهل بیت" اصطلاحی است که فقط انصراف به خانواده نزدیک حضرت محمد(ص) از جهت مقام برجسته علمی و معنوی آنان دارد.
    اهل بیت علاوه بر نسبت ظاهری خود به پیامبر اسلام، به خاطر صفات اختصاصی، "اهل الذکر"، "اولوالعلم"، "راسخون فی العلم"، "حبل الله، و "اولوالامر"، جانشینان معنوی، علمی و سیاسی ایشان وَ واسطه فیض عالم ممکنات و واجب الوجودند. اصطلاح اهل بیت در قرآن "نشانه" ای از یک مفهوم و تصور دینی خاص است که با هاله ای از قدسیت یگانه احاطه شده و در فرهنگ قرآنی دارای اهمیت ویژه ای است.

    بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیائِهِمْ.
    ششـم: اعلام تبری و بیزاری از پایه گذاران ظلم و پیروان و دوستان آنها. تخلیه نفس از آلودگی های درونی که اسباب سرکشی نفس وپیروی از ظلمه می شود.

    یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ.
    هفتـم: اعلام تولی و دوستی با امام حسین و اصحاب او. براساس این فراز، زائر عاشورا با کسانی در صلح و صفاست که با امام و یارانش در صلح و صفایند و با معاندان ایشان، در ستیز است. این صلح و جنگ بین جبهه حق و باطل تا روز قیامت ادامه دارد؛ چرا که هر روز عاشورا و هرزمین کربلاست. حماسه حسینی خاصِّ دیروز نیست که پایان یافته باشد و ما بر آن گذشته غمبار بگرییم؛ بلکه ماجرای امروز و فردای بشریت است و تا زندگی در این گیتی در جریان است، داستان موسی و فرعون وَ حسین و یزید همچنان پابرجاست.

    وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَیَّةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَ.
    هشتـم: تفصیل درخواست لعن و نفرین الهی بر ستم پیشگان و بدسگالان مکتب زیاد، مروان و بنی امیه.

    بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِکَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَكْرَمَ مَقامَکَ وَ اَكْرَمَنى بِکَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ.
    نهــم: زائر با یادآوری عظمت مصیبت کربلا وَ با تمسک به بلندای مقام قتیل آن، از خداوند درخوست فیض همراهی با قائم آل محمد ارواحنا له الفداء را دارد. ویژگی این فراز، تأکیدی است بر این که خونخواهی سیدالشهداء (ع) از یزیدیانِ دوران زیر پرچم رهبر عادل، رزق الهی زائران حقیقی سیدالشهداست. لذا آن که در جنگ حق و باطل زمانش حضور ندارد، مدعی دروغین پیروی از مکتب حسینی است.

    اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَکَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ.
    دهــم: طلب عِرض و آبرو در پیشگاه الهی، به واسطه پیروی از مکتب سالار شهیدان.

    یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ وَ اِلى اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَ اِلى فاطِمَةَ وَ اِلَى الْحَسَنِ وَ اِلَیْکَ بِمُوالاتِکَ وَ بِاْلبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ ذلِکَ وَ بَنى عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَرى فى ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْكُمْ وَ عَلى اَشْیاعِكُمْ بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْكُمْ بِمُوالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِیِّكُمْ وَ بِالْبَرائَةِ مِنْ اَعْدائِكُمْ وَالنَّاصِبینَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَ وَلِىٌّ لِمَنْ والاكُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عاداكُمْ.
    یازدهــم: عروج در حریم قرب الهی و آل عبا، با دو بال دوستی با اباعبدالله وَ دشمنی با دشمنان او میسر می گردد. وجه ایجابی این تقرب، در بخش نخستین این فراز عنوان می شود وَ وجه سلبی آن در بخش بعد از آن طرح می گردد.
    زائر حسین (ع)، مقصد و غایتش خــداست. او راه وصول به محبوب اَعلی را در پیروی از ولایت ائمّه هُـدی و بیزاری جستن از دشمنان ایشان می جوید؛ که همانا دو اصل "تولـی" و "تبـری" است، که علاوه بر گفتار، در کردار نیز باید هویدا باشد. بدین سان زائر راستین با سپاه نور، در صلح و صفا و با سپاه دشمن، در جنگ و عِناد است.

    فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَكْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ اَوْلِیائِكُمْ وَ رَزَقَنِى الْبَرائَةَ مِنْ اَعْدائِكُمْ اَنْ یَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ. وَ اَنْ یُثَبِّتَ لى عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَ اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِىَ الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَاللَّهِ وَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَ اِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ.
    دوازدهــم: اساس نزدیکی به خداوند و خلیفة الله، شناخت عمیق نسبت به امامت است.
    گام اول در شناخت حق و اولیاء الهی، تخلیه نفس از اوصاف و افعال ناپسند وَ وصول به مقام تخلـی، منوط به بیزاری جستن از دشمنان اولیاء الهی است. لذا می گوییم: خدایا ما را در دنیا پیرو راه حسین (ع) قرار بده، تا در آخرت نیز همنشین او گردیم. پیروی راه حسین علیه السلام سهل و آسان نیست، لذا از خداوند می خواهیم ما را در این راه سخت، صادق و ثابت قدم بگرداند که: "إنَّ الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کأنَّـهم بنیان مرصوص" (صف/4) "خداوند کسانی را که در راه او (همچون حسین (ع)) چون کوه استوار و مقاوم، کارزار می کنند دوست دارد." آری، هر که از باب صدق، در راه خدا ثابت قدم باشد؛ به مقام مبارک و منیع "محمود" نزد خداوند نائل می گردد. مقام "محمود" به بهانه حاصل نشود، بلکه با جانفشانی در راه خونخواهی حسین (ع) و احیاءِ مکتب او، زیر پرچم امام هادی که دعوت به حق می کند، میسر می گردد.
    "و من اللیل فتهجـد به نافلـة لک عسی أن یبعثک ربک مقاما محمودا." (اسراء/79) "و پاره ای از شب را به راز و نیاز با خداوند بیدار باش، تا خداوند تو را به جایگاهی ستوده برانگیزد." با استناد به قرآن کریم؛ وصول به مقام رفیع "محمود" نزد پروردگار، از طریق تهجد امکان پذیر است. "مقام محمود" طلب ولايت مطلق محمدي است و هنگامي به دست مي آيد كه هدف از بعثت از مسير دايره ولايت مشخص و به يقين تبديل شده و ايمان در قلوب ستقر شده باشد تا بتواند ظلم و عصيان را از قلب سالک ريشه كن سازد .به تعبیر زیارت عاشورا؛ وصول به این مقام "محمود"، در پیروی و احیای مکتب حسینی است. فتأمل یا اولی الابصار.

    وَ اَسْئَلُ اللَّهِ بِحَقِّكُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَهُ اَنْ یُعْطِیَنى بِمُصابى بِكُمْ اَفْضَلَ ما یُعْطى مُصاباً بِمُصیبَتِه مُصیبَةً ما اَعْظَمَها وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِى الْاِسْلامِ وَ فى جَمیعِ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ . اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْکَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ اَللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.
    سیزدهــم: زائر حسینی، رحمت و مغفرت الهی را در پیروی از راه و مکتب امام حسین علیه السلام می یابد، که همانا راه و مکتب آخرین فرستاده الهی حضرت محمد (ص) است. در این فراز بر پیوستگی و درهم تنیدگی "عتـرت" در "سنت محمدی" تأکید می شود. زیرا که ولایت در دل نبوت محمدی است. شیخ محمود شبستری می سراید:
    نبی چون آفتاب آمد، "ولیَ" ماه
    مقابل گردد اندر "لی مع الله"
    نبوت در کمال خویش صافی است
    ولایت اندر او پیدا، نه مخفی است
    ولایت در ولی پوشیده باید
    ولیَ اندر نبی پیدا نماید
    ولیَ از پیروی چون همدم آمد
    نبی را در ولایت محرم آمد
    ز "ان کنتم تحبون" باید او راه
    به خلوتخانه "یحببکم الله"
    (شبستری، محمود، گلشن راز، تصحیح صمد موحد، ص 80، ب:338-342، تهران، 1368)

    زائر حسینی خواهان یک زندگی براساس تعالیم روح بخش مصطفوی است؛ تا سلوک مصطفوی تا پایان عمر دنیوی اش مستمر و مستدام باشد.

    اَللَّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ وَ ابْنُ آكِلَةِ الْاَكْبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلى لِسانِکَ وَ لِسانِ نَبِیِّکَ صَلَى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فى كُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فیهِ نَبِیُّکَ صَلَى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْیانَ وَ مُعاوِیَةَ وَ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْکَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الْآبِدینَ وَ هذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَیْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ اَللَّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْکَ وَالْعَذابَ الْاَلیمَ.
    چهاردهــم: اموی مسلکان، روز شهادت ارزشها را جشن می گیرند؛ آنهایی که مورد لعن و نفرین پیامبر الهی واقع شده اند، جبهه باطلی که در همه زمانها و مکانها حضور دارد.

    اَللَّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ فى هذَا الْیَوْمِ وَ فى مَوْقِفى هذا وَ اَیَّامِ حَیاتى بِالْبَرائَةِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِیِّکَ وَ آلِ نَبِیِّکِ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ.
    پانزدهــم: تقرب به حضرت دوست، با بیزاری از دشمنانِ محبان و محبوبانِ کاملِ محبوبِ اعلی حاصل می شود.

    اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنِ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ عَلى قَتْلِهِ اَللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً.
    شانزدهــم: شامل نتیجه گیری نخستین است، با این مضمون: خدایا نفرین فرست بر اولین کسی که در حق محمد و آل محمد (ع) ظلم نمود و نفرین فرست بر آخرین غاصب مقام امامت و ولایت و نفرین الهی بر آمران و عاملان و مباشران شهادت سیدالشهداء.

    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَولادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ. اَللَّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَأْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثَّانِىَ وَالثَّالِثَ والرَّابِعَ اَللَّهُمِّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً وَالْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبى سُفْیانَ وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ.
    هفدهــم: شامل نتیجه گیری دوم است، با این مضمون: یا اباعبدالله الحسین، من با تو و یاران در خون خفته ات، بیعت ابدی می کنم و از تو می خواهم که زیارت و درک مستمر معارف خود را نصیبم گردانی. بیعت من با سالار شهیدان و سیدالساجدین (ع) و امامان از ذریه آنان و یاران برجسته ایشان و پیشوایان حسینی است. خدایا براساس تـولــی، تبری می جویم و نفرین می فرستم و دوری می گزینم از پیشوایان باطل و غاصبان مقام ولایت و امامت و رهبران ظلمت در هر عصری.

    اَللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرینَ لَکَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ للَّهِ عَلى عَظیمِ رَزِیَّتى اَللَّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ.
    واپسیـن فـراز: خدایا تو را سپاس می گویم؛ سپاسی درخور آنان که در این مصائب و سوگ بزرگ شکرگزار تو بوده اند. خدایا با پرداختن به ارزش های رفیع حسینی، در روز ورود به عالم واپسین، مرا شایسته شفاعت سالار شهیدان – که مقبول عالی مقام درگاه احدیت توست – قرار بده. خدایا مرا با امام حسین (ع) و یاران پاکبازش در راستی و درستی سلوک عاشقانه پابرجا بدار.
    از جهت ساختارشناسی فراز واپسین به زیبایی و استحکام، اول و آخر و محتوای باطنی و ظاهری زیارت عاشورا را بیان موکد نموده است. کلمات کلیدی عرفان نظری و عملی این فراز که ستون فقرات کل زیارت عاشورا میباشد عبارتند از: مبداء، معاد و ولایت خلیفه الله، انحصارسپاس و ستایش مخصوص ذات اقدس الهی، مقام شاکرین، استقامت در طریقت، مقام صدق و سلوک راه سرخ فنای فی الله وبقای بالله.
    هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی
    که هم نادیده میبینی و هم ننوشته میخوانی
    ملامت گو چه دریابد میان عاشق و معشوق
    نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی
    http://www.fardanews.com/fa/news/127783
    ویرایش توسط لواء الحسين : ۱۳۹۰/۰۶/۱۸ در ساعت ۱۸:۵۰

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    343
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مراتب امامت در زیارت عاشورا


    الف ) شناخت شناسنامه ای :
    اولین مرتبه شناخت امام و امامت در زیارت عاشورا شناخت شناسنامه‏ای است. در جمله‏های آغازین زیارت‏نامه آمده است:
    «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا أَبا عَبْدِاللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یاَبْنَ رَسُولِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ أَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَ ابْنَ سَیِّد الْوَصِییّنَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمین.»
    «درود بر تو ای ابا عبدالله! درود بر تو ای فرزند رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م ، درود بر تو ای فرزند امیرمؤمنان! وصی بر حق رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م ، درود بر تو ای فرزند بزرگ‏ترین زنان عالم، فاطمه زهرا علیهاالسلام .»



    شرح منظوم زیارت عاشوراء همراه با آثار ، برکات و فضائل...

    این مرحله از شناخت در عین این که خوب و از جهل بهتر است، اما کارساز نمی‏باشد؛ چه این که همه کسانی که در روز عاشورا در مقابل آقا ابی‏عبداللّه علیه‏السلام شمشیر به دست گرفته و با آن حضرت می‏جنگیدند این مقدار از شناخت را داشتند، اما برای خوش‏آمد یزید یا ترس از حکومت، فرزند پیامبرشان را به بی‏رحمانه‏ترین صورت به شهادت رساندند.
    سید ابن طاووس قدس‏سره نوشته است:

    «وقتی حضرت سیدالشهدا در گودی قتلگاه افتاده بود، سنان بن انس ـ لعنة الله علیه ـ پیاده شد و نزد آن حضرت آمد و شمشیرش را بر حلقوم شریف ابی عبداللّه علیه‏السلام زد و می‏گفت: واللّه من که سر تو را از بدن جدا می‏کنم، می‏دانم که تو پسر پیغمبری و از همه مردم از جهت پدر و مادر بهتری، پس سر مقدسّش را برید.»(1)


    ب) شناخت کلامی :

    دومین مرتبه شناخت امام در زیارت عاشورا، شناخت کلامی(2) است که بخش‏هایی از زیارت عاشورا عهده‏دار این مطلب است:

    «لَعَنَ اللّهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ وَ أَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمْ الَّتی رَتَّبَکُمُ اللّهُ فِیها»
    «خدا لعنت کند آن کسانی را که شما را از حق مسلم‏تان (مقام امامت) بازداشتند و از آن جایگاهی که خداوند برایتان از ازل مقدر و مقرر فرموده بود منع کردند.»

    زیرا مسأله امامت چیزی نبود که خداوند متعال و رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م از آن غفلت داشته باشند بلکه در منظومه معرفت دینی امامت به عنوان متمم و مکمّل رسالت مطرح است، همان طور که رسالت متمم خلقت می‏باشد.(3)

    طرح جانشینی بلافصل حضرت علی علیه‏السلام در روز غدیر که پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م آن را ابلاغ کرد با نزول آیه «اَلْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ»(4) جامه عمل پوشید، و آن روز بود که دین کامل شد و حتی پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م از آغازین روزهای رسالت، برای این روز سرنوشت‏ساز و حیاتی زمینه‏سازی می‏فرمود.(5)

    همان طور که طبق دلیل‏های فراوان عقلی و نقلی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م باید معصوم باشد، امام هم باید معصوم باشد(6) و چون عصمت که شرط امامت است، حقیقتی ملکوتی و باطنی، و فراتر از فهم توده مردم است و مثل سایر صفات ظاهری، واضح و آشکار نیست تا مردم بتوانند واجدانِ آن شرایط و صفات را انتخاب کنند، لازم است از طرف خداوند یا پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م یا ائمه ومعصومان قبلی افرادی که واجد این صلاحیت هستند معرفی شوند تا در بزرگ‏ترین مطلب بعد از نبوت، یعنی مسأله امامت مردم به خطا نروند که این کار هم انجام شده است.(7)

    (رتّبکم اللّه فیها)؛ از بین احادیث فراوانی که بر این مطلب دلالت می‏کنند به یک حدیث از امام هشتم علیه‏السلام بسنده می‏کنیم:

    «اِنَّ الإِمامَةَ اَجَلُّ قَدْراً وَ اَعْظَمُ شَأْناً وَ أَعْلی مَکاناً وَ اَمْنَعُ جانِباً وَ اَبْعَدُ غَوراً مِنْ أَنْ یَنالَها النّاسُ بِعُقُولِهِمْ أَوْ یَنالُوها بِآرائِهِمْ أَوْ یُقیمُوا بِاخْتِیارِهِمْ ... .»

    «مقام امامت برتر و والاتر و بالاتر از آن است که انسان‏های عادی بتوانند به جوانب وعمق آن پی ببرند، امامت بزرگ‏تر از آن است که با رأی‏گیری بتوان به آن رسید، امامت مهم‏تر از آن است که مردم به اختیار خود امامی تعیین کنند، امام، معصوم است. امام یگانه روزگارش است، امام کسی است که خدایش او را برگزیده است، کجا عقل بشری قادر است آن را تشخیص بدهد؟ ...»(8)

    طبق روایات فراوان پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م نام مقدس یکایک ائمه علیهم‏السلام از حضرت علی علیه‏السلام تا امام زمان علیه‏السلام را مشخص فرموده و هر یک از ائمه علیهم‏السلام درباره امامت امام بعدی تصریح کرده‏اند. از انبوه این دست روایات به بیان یک روایت اکتفا می‏کنیم:

    «جابر بن عبداللّه انصاری می‏گوید: وقتی آیه شریفه «أطیعُوا اللّهَ وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِیِ الاْءَمْرِ مِنْکُمْ»(9) نازل شد، پرسیدم یا رسول اللّه! خدا و رسولش را شناختیم، اولی‏الامر که خداوند اطاعت آن‏ها را قرین اطاعت شما قرار داده است چه کسانی هستند؟

    پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م فرمود: ای جابر! آنان جانشینان من هستند، آنان امام‏مان بعد از من هستند که اول آنان علی بن ابی‏طالب است، پس از او حسن، پس از او حسین، بعد از او علی بن الحسین، بعد محمد بن علی که لقب‏اش در تورات باقر است. تو او را درک می‏کنی، سلام مرا به او برسان، بعد از او صادق، جعفر بن محمد، پس از او موسی بن جعفر، بعد از او علی بن موسی، پس از او محمد بن علی، بعد از او علی بن محمد، پس از او حسن بن علی، بعد از او کسی که نام او به نام من محمد و کنیه‏اش کنیه من ابوالقاسم، حجت‏اللّه در زمین و بقیة‏اللّه در بین بندگانش و فرزند حسن بن علی است ... .»(10)

    ویرایش توسط لواء الحسين : ۱۳۹۰/۰۶/۱۸ در ساعت ۱۸:۵۵

  6. تشکر


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    343
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ج ) شناخت مقام محمود :
    سومین مرتبه شناخت امام در زیارت عاشورا شناخت مقام محمودی اوست. در زیارت ارزشمند عاشورا علاوه بر این که به معرفی شناسنامه‏ای و کلامی ابی عبداللّه علیه‏السلام پرداخته است، آن حضرت را دارای مقام محمود (پسندیده) نیز می‏داند:


    شرح منظوم زیارت عاشوراء همراه با آثار ، برکات و فضائل...

    «وَ اَسْئَلُهُ أَنْ یُبَلِّغَنیِ الْمَقامَ الْمَحْمُود لَکُمْ عِنْدَاللّهِ.»

    «از خداوند می‏خواهم مرا هم به مقام محمود که شما اهل بیت علیهم‏السلام نزد خدا دارید، برساند.»

    مقام محمود، همان جایگاه ممتاز و والای الهی است که خداوند به پیامبرش صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م فرمودند:

    «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسی اَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً»(11)

    «اگر می‏خواهی به این جایگاه و مقام رفیع برسی، باید نماز شب بخوانی.»

    در بعضی از روایات که از شیعه و سنی نقل شده مقام محمود به شفاعت تفسیر شده است.(12)
    بعضی از مفسران مقام شفاعت کبری را از خود آیه شریفه استنباط کرده‏اند.(13)
    عده‏ای دیگر از مفسران آن را به نهایت قرب نسبت به پروردگار تفسیر کرده‏اند که شفاعت یکی از آثار آن است.(14)

    علامه حسن‏زاده آملی ـ دام عزّه العالی ـ آن را به مقام و منزلتی تفسیر می‏کنند که خداوند متعال و همه موجودات حامد آن‏اند و آن را منزلت علم شهودی و ادراک حقایق عالم دانسته ونوشته است:

    «این گونه از ادراک همان حکمت و دانش و معرفت حقیقی است که پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م از خداوند متعال می‏خواهد: «اَللّهُمَّ اَرِنا الاْءَشْیاءَ کَما هیَ»؛(15) «خدایا حقیقت موجودات عالم را آن گونه که هست به من نشان بده.»(16)

    علامه حسن‏زاده آملی ـ دام عزه العالی ـ در ادامه افزوده است:

    «مقام محمود، الهی شدن است؛ زیرا کسی که علوم و دانشش حقیقی و اعمالش صالح و اخلاقش زیبا و آرا و نظریاتش صحیح و احسانش به دیگران همیشه جاری باشد به خداوند از دیگران نزدیک‏تر و شباهتش به خداوند بیشتر است.»(17)

    شناخت راههای رسیدن به مقام محمود :

    از زیارت الهی عاشورا و سایر دلیل‏ها(18) استفاده می‏شود، در عین این که معصومان علیهم‏السلام دارای این چنین مقامی (مقام محمود) هستند، برای دیگران هم رسیدن به آن ممکن است. از این رو، در زیارت عاشورا از خدا می‏خواهیم که ما هم به آن مقام برسیم:

    «وَ اَسْئَلُهُ أَنْ یُبَلِّغَنیِ الْمَقامَ الْمَحْمُود ... .»

    راه‏های رسیدن به مقام محمود عبارت است از:

    1ـ توسل:
    یکی از بزرگان در این باره نوشته است:
    «این جمله روشنگر آن است که اولاً رسیدن به مقام محمود که مقام محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م است برای غیرمعصوم (به قدر ظرفیت هر شخص) میسر است ـ هر چند نمی‏توان مانند رسول و امام شد ـ و ثانیاً، این مقام رفیع را از طریق توسل به سیدالشهدا علیه‏السلام می‏توان به دست آورد.»(19)

    2ـ قرآن و نماز شب:
    برخی مفسران از عمومیت آیه شریفه «ومن اللیل فتهجد به ... .» استفاده کرده و گفته‏اند:
    «گرچه مخاطب در این آیه ظاهراً پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م است، ولی از یک نظر می‏توان حکم آن را تعمیم داد و گفت همه افراد با ایمان که برنامه الهی روحانی تلاوت و نماز شب را انجام می‏دهند، سهمی از مقام محمود خواهند داشت، و به میزان ایمان وعمل خود به بارگاه قرب پروردگار راه خواهند یافت، و به همان نسبت می‏توانند شفیع و دستگیر واماندگان در راه باشند؛ زیرا می‏دانیم هر مؤمنی در شعاع ایمان خود از مقام شفاعت برخوردار خواهد بود، ولی مصداق اتم و اکمل این آیه شخص پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م است.»(20)

    3ـ احسان و کسب علوم حقیقی:
    علامه حسن‏زاده آملی ـ دام عزه العالی ـ که مقام محمود را الهی شدن می‏دانند، راه رسیدن به آن را کسب علوم حقیقی و اعمال صالح و اخلاق نیکو و احسان به دیگران بیان می‏کنند، تا شخص در اثر انجام این اعمال به خداوند نزدیک شده و الهی گردد.(21)

    د) شناخت هسته هستی :

    چهارمین مرتبه امامت در زیارت عاشورا، هسته هستی بودن امام است. در زیارت عاشورا می‏خوانیم:

    «یا اَبا عَبْدِاللّهِ! لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلی جَمِیعِ أَهْلِ الإِسْلامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِی السَّماواتِ عَلی جَمِیعِ أَهْلِ السَّماوات.»
    «ای حسین عزیز! و ای ابا عبداللّه! مصیبت شهادتت بسیار بزرگ و سنگین است، نه تنها بر ما بلکه بر همه مسلمانان، حتی بر آسمانیان و ملائکه نیز دشوار و سنگین است.»

    در بخش دیگر می‏خوانیم:
    «ما أَعْظَمَها وَ أَعْظَمَ رَزِّیَتَها فِی الإِسْلامِ وَ فی جَمِیعِ السَّماواتِ وَ الاْءَرْضِ.»
    «چقدر این مصیبت بزرگ است و چقدر تحملش بر اسلام و بر زمین و آسمان طاقت‏فرسا است!؟»(22)

    خلاصه این که، اسلام و مسلمانان و زمین وآسمان و آنچه در آن است در عزای ابا عبداللّه علیه‏السلام گریان و عزادار شدند، و به این مضمون روایات فراوانی داریم که گریه همه موجودات را در عزای سیدالشهدا علیه‏السلام بیان می‏کنند. امام صادق علیه‏السلام فرمودند:

    «وقتی امام حسین علیه‏السلام به شهادت رسید آسمان‏ها و زمین‏های هفت گانه و آنچه در آن‏هاست، بهشت و جهنم، و آنچه پروردگار ما خلق کرده است، آنچه دیده می‏شوند و آنچه دیده نمی‏شوند در عزای آن حضرت گریستند.»(23)

    با توجه به آنچه گفته شد این پرسش مطرح است که چگونه ممکن است همه عالم در عزای یک فرد بگرید؟! و گریه زمین و آسمان چگونه است؟! برای رسیدن به پاسخ صحیح‏تر نیاز به تذکر چند نکته است.


    نکته اوّل:


    شرح منظوم زیارت عاشوراء همراه با آثار ، برکات و فضائل...
    قرآن همه موجودات را تسبیح‏گوی ذات اقدس الهی می‏داند:
    «اِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إلاّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسبیحَهُمْ»(24)

    لازمه تسبیح‏گویی، داشتن شعور نسبی است، گرچه شعور هر موجودی و در نتیجه تسبیح آن موجود در حد خودش است. همان طور که تسبیح انسان‏ها با هم مختلف است، یکی با حضور قلب و توجه است و دیگری بدون آن، یکی با درک معنای آن است و دیگری بدون فهم آن، یکی تسبیح زبانش با جان و دلش همراه است و دیگری با غفلت، یکی علاوه بر تسبیح زبان و جان ودل با سِرّ و روحش هم تسبیح گوست و دیگری نه،(25) همان طور هم تسبیح در کل عالم مختلف است ودر هر موجودی با توجه به درک و شعور خودش است.

    قرآن در جای جای آیات شریفش از این راز پرده برداشته است. گاهی به تسبیح پرندگان وکوه‏ها اشارتی دارد:
    «سَخَّرْنَا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ یُسَبِّحْنَ وَ الطَّیْرَ»(26)
    «کوه‏ها و پرندگان را مسخّر داوود کردیم که همراه با او تسبیح خدای را می‏گویند.»

    زمانی به تسبیح و تقدیس رعد و برق تصریح کرده و فرموده است:
    «یُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ»(27)
    «رعد با حمد و سپاس الهی تسبیح‏گوی خداست.»

    بالاخره در آیاتی چند به تسبیح همه موجودات صحه گذاشته است:
    «یُسَبِّحُ لِلهِ ما فِی السَّمواتِ وَ ما فِی الاْءَرْضِ»(28)
    «هر آنچه در زمین و آسمان است تسبیح‏گوی ذات اقدس الهی است.»

    نکته دوم:
    گریه هر موجودی همچون تسبیح هر موجود به حسب خودش است، اگر ما توقع داشته باشیم که گریه همه موجودات مثل گریه ما انسان‏ها باشد، توقعی است نابه‏جا و حاکی از خودمحوری وخودنگری، که این خود سد بزرگی است در راه شناخت حقایق عالم و فهم مسایل اعتقادی وتوحیدی که متأسفانه بسیاری از به اصطلاح متفکران عالم گرفتار این معضل‏اند.

    از حضرت عیسی مسیح علیه‏السلام نقل شده است:
    «لَنْ یَلْجَِ مَلَکُوتَ السَّماواتِ مَنْ لَمْ یُولَدْ مَرَّتَیْنِ.»(29)
    «کسی که دو بار متولد نشود، نمی‏تواند به ملکوت آسمان‏ها نفوذ کند.»

    زیرا بار اول که تولد از رحم مادر است، همگانی و غیراختیاری است، اما تولد دوم که تولد وخروج از رحم عادات و آداب و رسوم و مادی اندیشیدن است، به مراتب از تولد اول مشکل‏تر، امّا به اختیار آدمی است. با این تولد است که انسان به حقایق عالم نزدیک می‏شود.

    چون دُوم بار آدمی‏زاده بزاد پای خود بر فرق علت‏ها نهاد(30)
    بیشتر مفسران در ذیل آیه شریفه «فَما بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّماءُ وَ الاْءَرْضُ»(31) گفته‏اند:
    «این تعبیر ممکن است کنایه از حقارت آن‏ها و عدم وجود یاور و دلسوز برای آن‏ها باشد؛ زیرا در میان عرب معمول است، هنگامی که می‏خواهند اهمیت مقام کسی را که مورد مصیبتی واقع شده بیان کنند می‏گویند: «آسمان و زمین بر او گریه کردند وخورشید و ماه برای فقدان او تاریک شدند.»

    این احتمال نیز داده شده که منظور گریستن اهل آسمان‏ها و زمین باشد؛ زیرا آن‏ها برای مؤمنان و مقربان درگاه خداوند گریه می‏کنند، نه برای جبارانی همچون فرعونیان.»(32)

    درباره گریه زمین و آسمان بر حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه‏السلام گفته‏اند:
    «گریه آسمان و زمین یک گریه حقیقی است که به صورت نوعی دگرگونی و سرخی مخصوصی ـ علاوه بر سرخی همیشگی به هنگام طلوع و غروب ـ خودنمایی می‏کند، چنان که در روایتی می‏خوانیم: "لَمّا قُتِلَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیّ بْنِ ابیطالِبٍ بَکَتْ السَّماءُ عَلَیْهِ وَ بُکائُها حُمْرَةُ أَطْرافِها"؛ "هنگامی که حسین بن علی علیه‏السلام شهید شد آسمان بر او گریه کرد، و گریه او سرخی مخصوصی بود که در اطراف آسمان نمایان شد".»(33)


    این مطلب نزد بسیاری از علمای اهل سنت نیز امر مسلمی بوده و به آن اعتراف کرده و در کتاب‏های خود بدان تصریح کرده‏اند.(34) در روایات شیعه هم به صورت متواتر نقل شده است.(35)

    نکته سوم:
    سومین نکته که برای رسیدن به پاسخ لازم و ضروری است، شناخت جایگاه معصومان علیهم‏السلام اعم از امام علیه‏السلام و پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م در نظام هستی است.
    امامت امر اعتباری و قراردادی نیست، تا عده‏ای در سقیفه گرد هم جمع شوند و یکی را نصب یا دیگری را عزل کنند، بلکه مقامی الهی و انتخابی ربّانی و ازلی است.
    به راستی چرا اینان برای این مقام الهی برگزیده شدند، آیا دیگران این لیاقت را در این حدّ داشتند وبه عللی انتخاب نشدند یا فقط این‏ها بودند که لیاقت این مقام و سمت الهی را داشتند؟
    امامت جایگاه تکوینی است، نه اعتباری و تشریفاتی، همان طور که رهبری و امامت نفس برای بدن یک امر قراردادی و اعتباری نمی‏باشد؛ زیرا حیات همه اعضا و جوارح انسان به برکت روح است، تلاش و فعالیتش، به سبب روح است، غم و شادی‏اش، به برکت روح است، خنده و گریه‏اش، تجلی روح و نفس است و اگر یک لحظه نفس، دست‏اندرکار تدبیر و فیض رسانی به بدن نباشد، بدن مرده است، به همین منوال در روایات درباره معصومان علیهم‏السلام که روح نظام هستی‏اند، آمده است:

    «بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَری وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الاْءَرْضُ وَ السَّماءُ.»(36)
    «رزق همه موجودات به برکت او و ثبات زمین و آسمان از اوست.»

    در زیارت مطلقه ابی عبداللّه علیه‏السلام می‏خوانیم:
    «بِکُمْ تَنْبُتُ الاْءَرْضُ أَشْجارَها وَ بِکُمْ تَخْرُجُ الاْءَرْضُ ثِمارَها وَ بِکُمْ تُنْزِلُ السَّماءُ قَطْرَها وَرِزْقَها، بِکُمْ یَکْشِفُ اللّهُ الْکَرْبَ وَ بِکُمْ یُنَزِّلُ اللّه الْغَیْثَ وَ بِکُمْ تُسَبِّحُ الاْءَرْضُ الَّتی تَحْمِلُ أَبْدانَکُمْ وَ تَسْتَقِرُّ جِبالُها عَنْ مَراسِیها.»(37)
    «درختان به برکت شما از زمین می‏روید، میوه‏ها به سبب شما پدید می‏آید، به برکت شما آسمان بارانش را می‏بارد و مشکلات به برکت شما برطرف می‏شود، خداوند به خاطر شما بارانِ رحمتش را فرو می‏فرستد، زمینی که بدن‏های مقدس شما بر آن قرار دارد به یُمن شما تسبیح حق را می‏گوید و کوه‏ها به برکت شما پابرجاست.»

    در زیارت ارزشمند و گرانسنگِ جامعه کبیره، معصومان علیهم‏السلام به عنوان ولی نعمت معرفی شده‏اند: «وَ أَوْلِیاءَ النِّعَمِ».(38)

    امام زمان علیه‏السلام خود را سبب امان و امنیت معرفی می‏فرماید:
    «اِنّی لاَءَمانٌ لاِءَهْلِ الاْءَرْضِ.»(39)
    «من برای اهل زمین سبب امان و امنیت هستم.»

    امام صادق علیه‏السلام در حدیثی همه معصومان علیهم‏السلام را منشأ بقای عالم دانسته و در پاسخ پرسش کننده‏ای که می‏پرسد: چرا مردم به پیامبر و امام نیاز دارند؟ فرمودند:
    «برای بقای عالم؛ چون خداوند متعال عذاب را از اهل زمین به سبب وجود پیامبر وامام برطرف می‏کند ... به برکت آنان است که خداوند همه بندگانش را روزی می‏دهد، به سبب آن‏هاست که آسمان باران می‏بارد، به یُمن آنان است که زمین برکاتش را آشکار می‏کند، به سبب آنان است که خداوند گناه‏کاران را عذاب نمی‏کند.»(40)

    طبق روایات فراوان از ائمه علیهم‏السلام زمین یک لحظه از حجت الهی خالی نبوده و نخواهد بود وگرنه متلاشی خواهد شد.(41) چه این حجت الهی آشکار باشد یا مستور و نهان(42) و رمز و راز این نکته با توجه به آنچه گذشت این است که امام و حجت‏اللّه، روح نظام و هسته هستی است، او جان است و دیگران جسم، و شاعر چه زیبا سروده است:
    ما همه جسمیم و بیا جان تو باش ما همه موریم و سلیمان تو باش


    به تعبیر بوعلی سینا:
    «کَأَنَّها نَفْسٌ ما لِلْعالَمِ.»
    «گویا نفس انسان کامل روح نظام هستی و عالم است.»(43)

    علامه حسن‏زاده آملی ـ دام عزه العالی ـ در این باره نوشته است:
    «در حکمت متعالیه مبرهن است که هیچ زمانی از ازمنه خالی از نفوس مکتفیه نیست و هر نفسی از نفوس مکتفیه که اتم و اکمل از سایر نفوس، خواه مکتفیه وخواه غیرمکتفیه باشد، حجت‏اللّه است، پس هیچ زمانی از ازمنه خالی از حجت‏اللّه نباشد.»(44)

    مرحوم غروی اصفهانی قدس‏سره چه زیبا سروده است:
    همره باد صبا نافه مشک ختن است یا نسیم چمن و بوی گل و یاسمن است
    مرکز دایره هستی و قطب الاَقطاب آن که با عالم امکان مَثَل روح و تن است
    هم فلک را حرکت از حرکات نفس‏اش هم زمین را ز طمأنینه نفس‏اش سکن است(45)

    درست به همین جهت است که در هر زمان باید یک ولی زمان، به عنوان پیامبر یا امام وجود داشته باشد؛ چه آشکار یا نهان، تا روح و نفس نظام هستی و واسطه فیض باشد، که در این زمان، روح نظام هستی و واسطه فیض و سبب اتصال زمین و آسمان، حضرت بقیة‏اللّه الاعظم امام زمان ـ عجل‏اللّه تعالی فرجه الشریف و روحی و ارواح من سواه فداه ـ می‏باشد.

    با توجه به نکته‏های یاد شده و آیات و روایات فراوان، که به مقداری از آن‏ها اشاره شد، گریه موجودات در ارتحال و شهادت معصومان علیهم‏السلام بسیار عادی و کاملاً مورد قبول است؛ چون ولیّ نعمت و روحشان را از دست داده‏اند.
    یکی از استادان در این باره نوشته است:
    «مگر ممکن است موجودی به ادامه حیات و تشکیل زندگانی، و تسبیح و سجده وتحمید خود در برابر حق سبحانه شعور داشته باشد، ولی نسبت به انبیا واولیاء علیهم‏السلام و مؤمنین واقعی هیچ شعور نداشته و ایشان را نشناسد و با وجود چنین شناختی، مگر امکان دارد که در شهادت ویا رحلتشان، متأثر و گریان نشود؟»(46)
    «... و گریه و تأثر موجودات به دلیل شناخت آن‏ها نسبت به مقام امامت می‏باشد.»(47)
    بلکه بالاتر از گریه و تأثّر، مرگ هم برای‏شان حتمی بود اگر بعد از رفتن و شهادت یک معصوم [روح نظام هستی] معصوم دیگری در کار نبود، همان طور که با رفتن روح نه تنها بدن در فقدان روح متأثر می‏شود، بلکه در فراق روح می‏میرد.

    امام هشتم علیه‏السلام فرمودند:
    «اگر زمین یک لحظه از حجت الهی خالی باشد متلاشی می‏شود.»(48)

    امام باقر علیه‏السلام فرمودند:
    «تا وقتی ما اهل بیت باشیم اهل زمین در امان هستند، وقتی خداوند بخواهد زمین واهلش را نابود کند، ما را از آن‏ها می‏گیرد و بعد آن‏ها را نابود می‏سازد.»(49)
    آری، برپایی قیامت منوط به این است که خداوند، روح نظام هستی را بگیرد و جایگزینی برای آن نفرستد که این واقعیت بعد از دوران رجعت جامه عمل می‏پوشد.

    امام صادق علیه‏السلام فرمودند:
    «همیشه در زمین حجت خداوند خواهد بود، اما چهل روز مانده به برپایی قیامت خداوند حجت‏اش را می‏گیرد، در آن زمان راه توبه بسته است و قیامت برپا می‏شود.»(50)

    چه این که طبع عالم بدون روح متلاشی شدن و نابودی است، طبع بدن نیز بدونِ روح، نابودی و متلاشی شدن است و همه این‏ها پس از ظهور آقا امام زمان علیه‏السلام و برپایی حکومت عدل جهانی آن حضرت و پس از دوران رجعت(51) معصومان علیهم‏السلام اتفاق خواهد افتاد.

    ویرایش توسط لواء الحسين : ۱۳۹۰/۰۶/۱۸ در ساعت ۱۸:۵۶

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    343
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پی نوشتها:
    1- منتهی الآمال، ج 1، ص 476.
    2- منظور از شناخت کلامی، اثبات امامت حضرات معصومان علیهم‏السلام آن طور که در علم کلام اثبات می‏شود، می‏باشد.
    3- اشاره به حدیث شریف قدسی «لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الاَفْلاکَ وَ لَوْلا عَلِیٌّ لَما خَلَقْتُکَ»؛ «اگر تو [ای رسول ما] نبودی زمین و آسمان و عالم را نمی‏آفریدم و اگر علی علیهم‏السلام نبود تو را نمی‏آفریدم.»؛ چه این که خلقت بدون رسالت و ابلاغ به مردم ناقص است.
    4- سوره مائده (5) آیه 3.
    5- کشف المراد، ص 367.
    6- همان، ص 349 ـ 350؛ بدایة المعارف، ج 1، ص 210 ـ 223 و ج 2، ص 6، 40 ـ 42.
    7- بدایة المعارف، ج 1، ص 98 ـ 123.
    8- اصول کافی، دارالاضواء، ج 1، ص 256؛ بحارالانوار، ج 23 ـ 26؛ بدایة المعارف، ج 2، ص 11 ـ 15.
    9- سوره نساء (4) آیه 59.
    10- تفسیر المیزان، ج 4، ص 435.
    11- سوره اسراء (17) آیه 79.
    12- بحارالانوار، ج 8، ص 48؛ تفسیر المیزان، ج 13، ص 192.
    13- تفسیر المیزان، ج 1، ص 178، و ج 13، ص 187.
    14- تفسیر نمونه، ج 12، ص 232.
    15- عوالی اللئالی، ج 4، ص 132؛ تفسیر کبیر فخر رازی، ج 6، ص 26؛ مرصاد العباد، ص 309.
    16- غرر الفرائد، ج 2، ص 39.
    17- غرر الفرائد، ج 2، ص 39.
    18- مثلاً ذکر قنوت نماز عید سعید فطر و قربان: «اَدْخِلْنی فی کُلِّ خَیْرٍ اَدْخَلْتَ فیهِ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ و...»
    19- فروغ شهادت، ص 392.
    20- تفسیر نمونه، ج 12، ص 232.
    21- غرر الفرائد، ج 2، ص 39 ـ 40.
    22- بحارالانوار، ج 45، ص 201 ـ 241.
    23- بحارالانوار، ج 45، ص 206؛ کامل الزیارات، باب 26، ح 3، ص 80.
    24- سوره اسراء (17) آیه 44.
    25- مراتب ذکر و تسبیح را 5، 7 و10 گفته‏اند. ر.ک: صراط سلوک، ص 100.
    26- سوره انبیاء (21) آیه 79.
    27- سوره رعد (13) آیه 13.
    28- سوره جمعه (62) آیه 1؛ سوره تغابن (64) آیه 1؛ سوره حشر (59) آیه 24 و1؛ سوره حدید (57) آیه 1؛ سوره صف (61) آیه 1 و... .
    29- لطایف معنوی، ص 151؛ احادیث مثنوی، ص 96.
    30- مثنوی معنوی، ج 2، ص 203.
    31- سوره دخان (44) آیه 29: «بر آن ظالمان ـ فرعون و پیروانش که در دریا غرق شدند ـ نه آسمان گریست ونه زمین.»
    32- تفسیر نمونه، ج 21، ص 179.
    33- تفسیر نمونه، ج 21، ص 179؛ تفسیر المیزان، ج 18، ص 152؛ مجمع البیان، ج 9، ص 84؛ بحارالانوار، ج 45، ص 217.
    34- الدرالمنثور، ج 6، ص 31؛ تاریخ ابن عساکر، ج 4، ص 339؛ مقتل خوارزمی، ج 2، ص 90؛ الخصائص الکبری، ج 2، ص 126؛ الصواعق المحرقة، ص 116؛ تاریخ الخلفاء، ص 138؛ عقد الفرید، ج 2، ص 315؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 197؛ تهذیب التهذیب، ج 2، ص 354.
    35- بحارالانوار، ج 45، باب 40، ص 201 ـ 219، که در آن 48 حدیث به همین مضمون نقل شده است.
    36- مفاتیح الجنان، دعای عدیله، ص 154.
    37- مفاتیح الجنان، ص 755.
    38- همان، ص 982.
    39- بحاراالانوار، ج 52، ص 93.
    40- همان، ج 23، ص 19.
    41- اصول کافی، ج 1، ص 178 ـ 180؛ بحارالانوار، ج 23، ص 1 ـ 56.
    42- نهج‏البلاغه، کلمات قصار، ص 147.
    43- الاشارات و التنبیهات، ج 3، ص 414.
    44- انسان کامل از دیدگاه نهج‏البلاغه، ص 157.
    45- دیوان کمپانی، ص 85 ـ 86.
    46- فروغ شهادت، ص 297.
    47- فروغ شهادت، ص 298.
    48- بحارالانوار، ج 23، ص 29، ح 43.
    49- همان، ص 37، ح 64.
    50- بحارالانوار، ج 23، ص 41، ح 78.
    51- برای اطلاع بیشتر از جریان رجعت، رجوع شود به کتاب ارزشمند الشموس المضیئة فی الغیبه والظهور و الرجعة، تألیف استاد سعادت‏پرور.

    ویرایش توسط لواء الحسين : ۱۳۹۰/۰۶/۱۸ در ساعت ۱۸:۵۶

  9. تشکر


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    343
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مبانی قرآنی زیارت عاشورا

    تاریخ بشریت همواره شاهد از خودگذشتگی و جان فشانی رادمردان با ایمانی چون هابیل، یحیی و پیامبران بنی اسرائیل است که در راه اصلاح جامعه خویش، خون پاکشان بر زمین ریخت تا نهال رشد و تعالی سرفراز ماند.

    جامعه اسلامی با حماسه بدر، احد، احزاب و شهادت نیکانی چون حمزه و حنظله ها، در مدینه به بار نشست؛ اما با غروب خورشید فروزان مدینه و انحراف از مسیر نبوت و ولایت، امویان بر جامعه اسلامی دست یازیدند و آنان که از دیرباز مترصد چنین فرصتی بودند، گستاخانه آرمان های مقدس اسلامی را به چوب حراج زده، می رفت تا تمامی ارزش های ناب اسلامی را به باد فنا دهند.

    حماسه سازان عاشورا در برابر هجمه ناجوانمردانه غاصبان اسلام نما، مردانه ایستادگی کردند و موجبات احیای ارزش های اسلامی در جامعه و رسوایی حزب اموی را فراهم آوردند.

    احیای عاشورا و پاسداشت آن، یادآور نقش ائمه اطهار(ع) در بیداری جامعه اسلامی و ارائه الگوهای قرآنی به جامعه است. «زیارت عاشورا» خود نمودی از این پاسداشت است، زیارتی که تکریم چهره مجاهدان فی سبیل الله و انزجار از ظالمان و همراهی با احیاگران سنت نبوی است. در این نوشتار بر آنیم تا گوشه هایی از مبانی قرآنی زیارت عاشورا را بازگوییم:
    1ـ احیای شخصیت و مرام پاکان

    قرآن کریم در آیات نورانی خویش بر احیای نام و چهره های پاک و مجاهد در طول تاریخ تصریح دارد؛ تکریم پیامبرانی چون حضرت نوح، ابراهیم، هود، موسی و یحیی و ذکر مبارزات و فداکاری آنها در برخورد با طاغوتهای زمان خود، نمودی از این سنت احیاگری است. بر همین اساس نیز سوره هایی از قرآن به نام پیامبران و پاکان نامگذاری شده است.[1]

    زیارت عاشورا نیز احیاکننده شخصیت و مرام پاک اباعبدالله الحسین(ع) و یاران وفادارش است.
    2ـ تکریم چهره های محبوب

    در قرآن کریم افزون بر پیامبران الهی، چهره های تاریخ ساز و محبوب ـ مانند حضرت مریم، لقمان، آسیه، اصحاب کهف ـ نیز همواره مورد تکریم قرآن قرار گرفته اند، به گونه ای که گاه پیام های آنها در قالب آیات الهی برای همیشه جاودان مانده است. در این زمینه می توان به دستورات حکیمانه لقمان به فرزندش در سوره لقمان[2] و بیان خواسته های متعالی اصحاب کهف، در سورة کهف[3] اشاره نمود. قرآن در معرفی زنان پاکدامن و مؤمنی چون حضرت مریم و آسیه می فرماید: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا لِلَّذِینَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتًا فِی الْجَنَّةِ وَنَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ * وَمَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ مِنْ رُوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَکُتُبِهِ وَکَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ»[4]
    3ـ رسوا کردن چهره های منفور

    افشای شخصیت واقعی چهره های منفور و بیزاری جستن از آنها روش دیگر قرآنی است، قرآن کریم با اشاره یا صراحت به ترسیم چهره های خبیثی چون ابولهب و همسرش،[5] و زنان لوط و نوح،[6] پرداخته است. در سوره مدثر در مذمت ولیدبن مغیره آمده است: «إِنَّهُ فَکَّرَ وَقَدَّرَ * فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ * ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ * ثُمَّ نَظَرَ * ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ * ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَکْبَرَ * فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلا سِحْرٌ یُؤْثَرُ.»[7]

    زیارت عاشورا نیز رسواکننده چهره های منفوری چون خاندان ابوسفیان و زیاد و مروان است.
    4ـ مبارزه با جهل و سنت های جاهلی

    قرآن کریم همواره بر جهل حاکم بر جامعه و نیز رسوم جاهلی به مبارزه برخاسته است، مبارزه با رسومی، چون زنده به گور کردن دختران[8] و تقلید از آباء و اجداد در مسیر باطل[9] از این قبیل است. یکی از رسوم جاهلی که قرآن با آن به مبارزه برخاسته فخر فروختن به دیگران است تا جایی که برای فخرفروشی به قبرستان متوسل شده، مردگان خویش را نیز به آمار خود می افزودند. قرآن در این باره می فرماید: «أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ* حَتَّی زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ»[10] تفاخر به بیشتر داشتن، شما را غافل داشت تا کارتان [و پایتان] به گورستان رسید.

    زیارت عاشورا بزرگداشت شخصیتی است که هدف او امر به معروف و نهی از منکر و رهاسازی مردم از جهالت و گمراهی است.[11]
    5ـ درود فرستادن بر پیامبران و اولیای الهی

    اهدای درود و سلام به شخصیت های انسان ساز در طول تاریخ و پیروان آنان افزون بر بیان جایگاه و مقام رفیع آنان، تأکیدی بر احیای فرهنگ و اندیشه های آنان است. از این رو خداوند خود در جای جای قرآن کریم بر پیامبران و اولیای الهی و پیروان آنان درود فرستاده و مسلمانان را نیز به این امر ترغیب نموده است؛ آیات ذیل نمونه هایی از آن است:

    «سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ»،[12] «وَالسَّلامُ عَلَی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَی»،[13] «َسَلامٌ عَلَی عِبَادِهِ الَّذِینَ اصْطَفَی»[14]، «سَلامٌ عَلَی نُوحٍ فِی الْعَالَمِینَ»،[15] «سَلامٌ عَلَی إِبْرَاهِیمَ»،[16] «سَلامٌ عَلَی مُوسَی وَهَارُونَ»[17]، «وَسَلامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَیَوْمَ یَمُوتُ وَیَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا»،[18] «سَلامٌ عَلَی إِلْ یَاسِینَ»[19]، «وَسَلامٌ عَلَی الْمُرْسَلِینَ»،[20] «إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا»[21] سلام بر امام حسین(ع) و یارانش نیز هماهنگی جسم و جان با حماسه جاویدان آنهاست.
    6ـ لعن و بیزاری از ستمگران

    اظهار تنفر از ستمگران از دیگر شیوه های قرآن است. لعن، اعلان برائت و تبیین خط مشی اعتقادی و سیاسی است، لعن بر کسانی است که دست خود و دیگران را از دست خداوند و دامان رهبران معصوم جدا کردند، لعن ابراز تنفر از کسانی است که سدّ راه سعادت شده و دیگران را از کمال لایق انسانی محروم کرده اند. در فرهنگ قرآن و زیارات ـ خصوصاً زیارت عاشورا ـ عوامل اصلی و فرعی این محرومیت مورد لعن قرار گرفته اند؛ چنانچه قرآن می فرماید:

    «أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمِینَ»،[22] «وَالَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الأرْضِ أُولَئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ»،[23] «فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ»،[24] «إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِینًا»،[25] «قُتِلَ أَصْحَابُ الأخْدُودِ ... وَهُمْ عَلَی مَا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ».[26]
    7ـ تکریم مجاهدان و شهیدان

    تکریم مجاهدان و شهیدان راه حق و برتری مجاهدان بر دیگران و بیان مبارزات و تلاش های آنان در احیای حق[27] و تشویق به جهاد در راه خدا از اهداف اساسی قرآن است. «وَمَنْ یُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلْ أَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا»[28] «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقَاعِدِینَ دَرَجَةً وَکُلا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَی وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَی الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا»[29]

    زیارت عاشورا نیز زنده نگاه داشتن خط سرخ شهادت و اهداف و مقاصد والای مجاهدان فی سبیل الله و شهیدان والامقام و بستن پیمان مجدد با آرمان های آنان است.
    8ـ دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان او

    از آیات تولی و تبری[30] به خوبی بر می آید که مسئله پیوند با ذات پاک خدا و اولیای الهی و جدا شدن از ظالمان و فاسدان و طاغوت ها و در یک کلمه حب فی الله و بغض فی الله از اساسی ترین و اصولی ترین آموزه های قرآن است که اثری عمیق در تمامی مسائل فردی و اجتماعی و دنیایی و آخرتی انسان دارد.

    زیارت عاشورا نیز با سلام و درودهای خویش بر اوصیا و اولیای الهی و نفرین هایش بر ظالمین و فاسدان و طواغیت پیوند انسان را با اولیای الهی وثیق تر و نفرت و انزجار و دوری جستن از دشمنان خدا را صد چندان می سازد.
    9ـ الگو بودن پیامبر(ص) و آل او

    قرآن کریم مسلمانان را به پیروی از ابراهیم(ع) و یارانش به عنوان اسوة حسنه و الگوی زیبا و پرارزش دعوت کرده و می فرماید: «قَدْ کَانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ»[31] و نیز پیامبر عظیم الشأن(ص) را به عنوان اسوه نیکو به جهانیان معرفی نموده است که: « لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الآخِرَ»[32]

    زیارت عاشورا نیز با تأسی بر آیات قرآن، پیامبر اکرم(ص) و خاندان پاک او را الگوی انسان ها معرفی نموده است. اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.
    10ـ شفاعت جستن از اولیای الهی

    خداوند از روی رحمت بی کرانش باب شفاعت را بر بندگان خویش گشود تا گنهکارانی که لایق بخشایشگری اند را به خوان نعمت های الهی باز گرداند که: «إِنَّ رَبَّکَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ».[33]

    بر اساس آیات نورانی قرآن کریم، خداوند به برخی از اولیای خویش اجازه داده است تا از حق شفاعتی که مخصوص خداوند است، استفاده نمایند؛ چنانکه خداوند در قرآن می فرماید: «وَلا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ عِنْدَهُ إِلا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ»[34] و نیز «مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلا بِإِذْنِهِ».[35]

    در زیارت عاشورا نیز با الهام از آموزه های قرآنی سر به سجدة درگاه الهی گذارده و امام حسین(ع) را به عنوان شفیع در روزی که «شفاعتگری در پیشگاه او سود نمی بخشد، مگر برای آن کس که به وی اجازه دهد»[36] قرار می دهیم و می گوییم«اللهم ارزقنی شفاعة الحسین یوم الورود و ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین الذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السلام».
    پی نوشت ها:

    [1] ـ ذکر مبارزات حضرت موسی(ع) در سوره هایی مانند بقره، طه، شعرا و نامگذاری سوره هایی مانند نوح، هود، ابراهیم و محمد(ص) از این قبیل است.

    [2] ـ لقمان/ 16-19.

    [3] ـ کهف/ 9-26.

    [4] ـ تحریم/ 11 و 12.

    [5] ـ مسد.

    [6] ـ تحریم/10.

    [7] ـ مدثر/ 18-24.

    [8] ـ تکویر/ 8 و 9.

    [9] ـ مائده/ 104.

    [10] ـ تکاثر/ 1 و 2.

    [11] ـ ر.ک: نامه امام حسین(ع) به محمدبن حنفیه و نیز زیارت اربعین.

    [12] ـ رعد/24.

    [13] ـ طه/ 47.

    [14] ـ نمل/ 59.

    [15] ـ صافات/ 79.

    [16] ـ صافات/ 109.

    [17] ـ صافات/ 120.

    [18] ـ مریم/ 15.

    [19] ـ صافات/ 130.

    [20] ـ صافات/ 181.

    [21] ـ احزاب/ 56.

    [22] ـ اعراف/ 44.

    [23] ـ رعد/ 25.

    [24] ـ آل عمران/ 61.

    [25] ـ احزاب/ 57.

    [26] ـ بروج/ 4-7.

    [27] ـ سورة انبیاء بیانگر گوشه هایی از مجاهدت پیامبران در برپایی قسط و عدالت است.

    [28] ـ نساء/ 74.

    [29] ـ نساء/ 95.

    [30] ـ ممتحنه/ 4و6؛ مجادله/ 13؛ توبه/ 71؛ بقره/ 257.

    [31] ـ ممتحنه/ 4.

    [32] ـ احزاب/ 21.

    [33] ـ نجم/ 32.

    [34] ـ سبأ/ 23.

    [35] ـ بقره/ 255.

    [36] ـ سبأ/ 23.

    پدید آورنده : سیدمحمد حسین میری

    برگرفته از سایت پایگاه حوزه

  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    343
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در خصوص تقدم صدلعن بر صدسلام در زیارت عاشورا، این احتمالات را می توان ذکر کرد:
    ۱٫ شعار اساسی همۀ ادیان الاهی، لا اله الا الله است. خداوند متعال در قرآن می فرماید: «هیچ فرستاده ای را قبل از تو نفرستادیم، مگر این که به او این مطلب را وحی کردیم: لا اله الا الله».[۱]«کسی که نسبت به طاغوت کفر بورزد و ایمان به خدا داشته باشد، در این صورت به ریسمان محکم الاهی چنگ زده است».[۲]
    پیام این آیات این است که توحید ناب، زمانی حاصل خواهد شد که قبل از آن، هیچ نوع شرکی به آن مشوب نباشد، لعن هم که نوعی برائت است، بر سلام که نوعی تولّی است، تقدم دارد؛ زیرا همان طور که در روایات آمده است، کسی که تولّی دارد اما تبرّی ندارد همانند آدم یک چشم است که فضایل را دیده است ولی رذایل را ندیده است[۳] و بنابر روایتی کسی که تولّی دارد اما تبرّی ندارد، دروغ گو است.[۴]
    بنابراین تقدم لعن بر سلام می تواند اشاره و تأکیدی بر این واقعیت دینی مذکور باشد.
    ۲٫ لعن ملعونین به خاطر زشتی های آنان است و سلام بر معصومین (ع) به خاطر زیبایی های رفتاری آنان است؛ در اسلام خشنودی و ناخشنودی از کاری در حکم انجام آن کار است.[۵] بنابراین اصل اخلاقی، برای خودسازی اول باید پلیدی ها را از خود دور کرد و بعد خوبی ها را جلب کرد، در زیارت عاشورا نیز اول پلیدی های ملعونین را از دایره کمالات وجود خود دور می ریزد تا خوبی های معصومین (ع) که با سلام حاصل می شود، به آن پلیدی ها آلوده نشود.
    ۳٫ در قرآن کریم، هم لعن آمده[۶] و هم سلام ،[۷] همان طور که در زیارت عاشورا، هم لعن و هم سلام آمده است، اما موارد لعن در قرآن و زیارت عاشورا بیش از سلام می باشد، از باب مثال در زیارت عاشورا، لعن ۲۱ بار و سلام ۱۲ بار تکرار شده است. تقدم لعن بر سلام، همانند تکرار بیشتر لعن می تواند اشاره به این واقعیت باشد که لعن از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ چرا که به طور عادت در مقام بیان مطالب آن مطلبی که از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد هم تکرار می شود و هم مقدم ذکر می شود.

    [۱]. انبیاء، ۲۵؛ بقره، ۱۶۳ و ۲۵۵؛ آل عمران، ۶ و ۶۲، و … .

    [۲]. بقره، ۲۵۶٫

    [۳]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۷، ص ۵۸، ح ۱۷، اسلامیه، تهران، بی تا.

    [۴]. همان، ح ۱۸٫

    [۵]. همان، ج ۴۵، ص ۲۹۵، ح ۱، «امام رضا (ع) فرمود: …اگر کسی در مشرق زمین کشته شود و یکی در مغرب زمین از این قتل خشنود شود، شریک آن قتل خواهد بود…». البته آیات و روایات در این زمینه فراوان است، در این زمینه می توان به علت های مذمت قرآن نسبت به قوم بنی اسرائیل به خاطر اعمال پدران و مادرانشان رجوع نمود.

    [۶]. بقره، ۸۸، ۸۹، ۱۵۹ و ۱۸۸؛ آل عمران، ۶۱ و ۸۷؛ نساء، ۴۶، ۴۷، ۵۲، ۸۷،۹۳ و ۱۱۸؛ مائده، ۱۳، ۶۴ و ۷۸ و … .

    [۷]. انعام، ۵۴؛ اعراف، ۴۶؛ یونس، ۱۰؛ هود، ۶۹؛ رعد، ۲۴، و… .




    http://islampedia.ir/fa/1390/09/%D8%...D8%B1%D8%A7-2/

  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    343
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    زیارت عاشورا و زیبا ترین معارف عاشورا




    شرح منظوم زیارت عاشوراء همراه با آثار ، برکات و فضائل...
    علامه حسن‏زاده آملی ـ دام عزه ـ در این باره نوشته است:
    «ادعیّه مأثوره هر یک مقامی از مقامات انشایی و علمی ائمه دین است، لطایفِ شوقی و عرفانی و مقامات ذوقی و شهودی که در ادعیّه نهفته‏اند و از آن‏ها مستفاد می‏شوند، در روایات وجود ندارند و دیده نمی‏شوند؛ زیرا در روایات مخاطب مردم‏اند و با آنان محاورت داشته‏اند و به فراخور عقل و فهم و ادراک و معرفت آنان با آنان تکلم می‏کردند و سخن می‏گفتند نه به کُنه عقل خودشان ان ها هر چه را که گفتنی بود، فی الکافی عن الصادق علیه‏السلام : "ما کَلَّم رَسُولُ اللّهِ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م الْعِبادَ بِکُنْهِ عَقْلِهِ قَطُّ"(1) و در روایت دیگر نیز قال رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م : "اِنّا مَعاشِرَ الأَنْبِیاءِ أُمِرنا أَنْ نُکَلِّمَ النّاسَ عَلی قَدْرِ عُقُولِهِمْ"(2) امّا در ادعیه و مناجات‏ها با جمال و جلال و حسنِ مطلقِ و محبوب ومعشوق حقیقی به راز و نیاز بودند، لذا آنچه در نهانخانه سِرّ و نگارخانه عشق و بیت المعمورِ ادب داشتند به زبان آوردند و به کنه عقل خودشان مناجات و دعا داشتند.»(3)


    زیارت عاشورا، دربردارنده زیباترین معارف عاشورایی است که کمتر زیارتنامه‏ای این ویژگی را داراست؛ چه این که زیارت عاشورا به اعتقاد محققان و محدّثان، حدیث قدسی(4) است. مرحوم محدث قمی قدس‏سره در این باره نوشته است:


    «شیخ ما ثقة الاسلام نوری قدس‏سره فرموده است: اما زیارت عاشورا، پس در فضل و مقام آن بس که از سنخ سایر زیارات نیست که به ظاهر از انشا و املای معصومی علیهم‏السلام باشد، هر چند از قلوب مطهر ایشان چیزی جز آنچه از عالم بالا به آن جا رسد بیرون نیاید. بلکه از سنخ احادیث قدسیه است که به همین ترتیب از زیارت و لعن و سلام و دعا از حضرت احدیت ـ جلّت عظمته ـ به جبرییل امین و از او به خاتم النبیین صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م رسیده و به حسب تجربه مداومت به آن در چهل روز یا کمتر در قضای حاجات و نیل مقاصد و دفع اعادی بی‏نظیر است.»(5)


    از جهتی محوریت زیارت عاشورا کمکی است هر چند ناچیز به بالا بردن فرهنگ عاشورایی که بحمداللّه در جامعه دینی انس خاصی با این زیارت شریف به وجود آمده است و هر کوی و برزن به حلقه عشقِ زیارت عاشورا و بزم انس با شهدا و سالار شهیدان ابا عبداللّه الحسین علیه‏السلام تبدیل شده و در خودِ زیارت عاشورا، معرفت عاشورایی و حسینی به عنوان یکی از الطاف و کرامت‏های الهی معرفی شده است.(6)
    پی نوشتها :
    1- اصول کافی، ج 1، ص 23، ح 15، هیچ گاه پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م با کسی با کُنه عقلش سخن نگفت.
    2- همان؛ سفینة البحار، ج 2، ص 214، ماده عقل. ما پیامبران مأموریم با مردم، در حدّ فهمشان سخن بگوییم.
    3- رساله نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور، ص 31؛ نهج‏الولایه، ص 62.
    4- حدیث قدسی به احادیثی گفته می‏شود که سند آن توسط هر یک از معصومان علیهم‏السلام به پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م و از ایشان به جبرییل و از جبرییل به خداوند تبارک و تعالی می‏رسد، که گوینده اصلی آن خداوند است.
    5- مفاتیح الجنان، ص 829.
    6- «فأسل اللّه الذی اکرمنی بمعرفتکم و معرفة اولیائکم و رزقنی البرائة من اعدائکم اَنْ یجعلنی معکم فی‏الدنیا و الآخرة»؛ «از خداوندی که به من معرفت شما [حسین علیه‏السلام و اهل بیت علیهم‏السلام [ وشناخت یاران شما را عنایت فرمود و نعمت برائت از دشمنانتان را روزیم گردانید، می‏خواهم که مرا در دنیا وآخرت با شما محشور فرماید.»

    http://ez14.iran.sc/post272.php




  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    343
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    زیارت عاشورا و احضار روح!






    زیارت عاشورا و احضار روح
    شرح منظوم زیارت عاشوراء همراه با آثار ، برکات و فضائل...
    غایت اولی و بالذات نوشتار حاضر، معرفی اجمالی چهره ای فرهیخته و با فضیلت است که متاسفانه تا کنون بسی کمتر از آنچه که باید به ترسیم ابعاد شخصیتی اش همت گماشته ایم.گزارش کرامتی از زیارت عاشورا، غایت دومی و بالعرض این وجیزه است که در جریان احضار روحی مستند روایت خواهد شد.این قلم بیم آن دارد که اگر در همین طلیعه سخن موضع خویش را در قبال مساله پیچیده "احضار روح" روشن نسازد، بسا ممکن است پاره ای کج اندیشی ها به ذهن و زبان برخی راه یابد. لذا در دفع این شبهه مقدر، نخست، سیاه ای کوتاه تحریر می‌کنم:جنانی به آینه نگاه كرد و به پدر ما گفت: سؤالات شما زیاد است و ارواح خسته می‌شوند (البته این تعبیر او بود). اصل ارتباط با ارواح، واقعیتی است انکارناپذیر. چیزی که هست این مساله از سوی پاره ای عناصر کم اطلاع، شیاد و سودجو، آمیخته با تحریف و وسیله کسب درآمدی نامشروع گردیده است.ارتباط با ارواح از نوع هیپنوتیزم از نظر علمى، اصول تعریف شده ای دارد و خواب مغناطیسى، یکی از روشهای علمی رایج آن است، و البته این از عهده معدودی از افراد مجرب، و تحت شرایطی خاص، بر می آید.احضار روح اما به شکل «اسپریتیسیم» شیطنتى بیش نیست و معمولاً افراد ساده لوح تحت تأثیر قرار مى‏گیرند.آیت الله مکارم شیرازى در کتاب عدد ارواح درباره شیطنت‏هاى مدعیان احضار ارواح مفصل بحث نموده است. او نیز در عین حال که اصل مسئله ارتباط با ارواح را به عنوان یک واقعیت پذیرفته، اما به سوء استفاده‏هایى که در این مسئله صورت گرفته و موهوماتى که در آن وجود دارد، اشاره کرده است.(ناصر مکارم شیرازى، معاد و جهان پس از مرگ، ص 275 - 284.) اینک باز گردیم به بحث اصلی پیشینمان. یکی از چهره های مبرز فلسفه و عرفان در روزگار ما، حکیم متاله آیت الله سید رضی شیرازی است. این استاد فاضل در سال 1307 شمسی در محله «العماره» نجف اشرف در خانوده علم و تقوا دیده به جهان گشود.وی دارای اصل و نسبی بسیار فاخر است، چنانکه از ناحیه ابوی گرامش به میرزای شیرازی بزرگ و از ناحیه والده ماجده اش به عالم نامدار عرصه فقاهت مرحوم آیت‌الله العظمی، آقا شیخ محمدكاظم شیرازی منسوب است. سید رضی، سالیانی چند در حوزه نجف از محضر استادان بزرگی چون آیت‌الله العظمی آقا شیخ محمد كاظم شیرازی به فراگیری فقه و اصول پرداخت. در علوم عقلی نیز بهترین اساتید روزگار را به خود دید و در محضر علمای بزرگی همچون آیت‌الله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی، میرزا احمد آشتیانی، میرزا ابوالحسن شعرانی، محمد علی حكیم شیرازی، آیت‌الله مهدی الهی قمشه‌ای و شیخ محمدحسین فاضل تونی، زانوی تلمذ نهاد. ایشان به پدر ما گفت كه من دوستی دارم به نام جنانی كه ارتباط با ارواح دارد، اگر می‌خواهید من یك جلسه او را دعوت كنم، او روح احضار می‌كند و ارتباط برقرار می‌كند و به سؤالات شما پاسخ می‌دهد.ایشان خود در این باب چنین می گوید:«اساتید سطح ما در نجف خیلی ها بودند. آقای فیاض اصفهانی که پیش ایشان قوانین خواندم ، آقای شیخ مجتبی لنکرانی که مطول پیش ایشان می خواندم پیش مرحوم آقا شیخ محمد کاظم شیرازی که جد امی من است ، هم سطح خواندم و هم مقداری درس خارج ایشان شرکت کردم . پیش آقای خوئی و حلی هم رفته ام . اینها افرادی هستند که در آن زمان که ما در نجف بودیم استادان سطح و خارج ما بودند .»وی پس از بازگشت به ایران، کرسی درس و مباحثه ای در مدرسه سپهسالار سابق(مطهری امروز) دایر می کند و پس از آن برای مدتی در دانشکده الهیات(معقول و منقول آن روز) به تدریس فقه و اصول مبادرت می ورزد تا اینکه رژیم فاسد پهلوی با یک توطئه طراحی شده وی و کثیری دیگر از اساتید برجسته این دانشکده را همچون شهید مطهری، صدر بلاغی، مرتضی جزایری و... از دانشکده بیرون می کنند.حکیم فرزانه، سید رضی پس از آن در سال 1344 به مسجد شفا، که به دستور آیت الله بروجردی ساخته شده بود، در یوسف اباد تهران رفته و تا امروز یکی از پر رونق ترین کلاسهای علمی و اعتقادی را در آنجا بنیان می گذارد.گذشته از مراتب فضل و تقوا و دانش، یکی از توفیقات بزرگ این چهره ماندگار این است که که افراد زیادی از اقلیت های مسیحی، زرتشتی، کلیمی، بودایی و ... به دست ایشان مسلمان شدند . (حدود 400نفر)در پایان خاطره ای نکته آموز را از زبان ایشان نقل می کنیم که به سالهای مقارن با جنگ جهانی دوم (سال 21-20) باز می گردد:
    شرح منظوم زیارت عاشوراء همراه با آثار ، برکات و فضائل...
    «بد نیست جریانی را راجع به زیارت عاشورا برایتان بگوییم كه شنیدنی است. این جریان مربوط به زمانی است كه من خیلی كوچك بودم، در زمان جنگ جهانی،. پدر ما قبل از جنگ با عائله سنگینش از نجف حركت كرد و به مشهد رفت. در مشهد بودیم كه جنگ شروع شد، (و این كه ما در آنجا چقدر ناراحتی كشیدیم بحث مفصلی است كه به آن كاری نداریم). زیارت كردیم و آمدیم به تهران (این جریان مربوط به شصت سال قبل است). مرحوم پدر مردد بود كه چه كند. با این اوضاعی كه هست آیا به نجف برگردد یا در تهران بماند یا به قم برود؟یكی از علمای تهران به نام آقا میرزا سیّد علی قمی كه پیش نماز مسجد پاچنار بود (مسجد شیخ عبدالحسین كه در آنجا یك مدرسه هست و یك مسجد) مرد محترم آزاده و موقّر و متینی بود. پدرش از علمای تهران و از شاگردان میرزای شیرازی بود. آقا میرزا سیّد علی قمی با پدر ما خیلی مأنوس و رفیق بود. دید كه مرحوم پدر ما خیلی مشوش و ناراحت است و نمی‌‌داند كه چه كند، (با عائله سنگین، نزدیك یازده نفر) در تهران بماند یا به قم برود؟ایشان به پدر ما گفت كه من دوستی دارم به نام جنانی كه ارتباط با ارواح دارد، اگر می‌خواهید من یك جلسه او را دعوت كنم، او روح احضار می‌كند و ارتباط برقرار می‌كند و به سؤالات شما پاسخ می‌دهد.پدر من سؤالات زیادی در منزل نوشت و آنها را در جیبش گذاشت و احدی جز خدا از این سؤالات اطلاع نداشت. روز موعود به منزل آقا میرزا سید علی قمی رفتند. پدرم بود و آقای جنانی و پسر مرحوم آقا میرزا سید علی ـ آقا میرزا صادق، كه چند سال پیش فوت كردند ـ منزل ایشان در پاچنار بود و جلسه در آنجا تشكیل شد. آنها در گوشه دیگر سالن نشسته بودند و سؤالها در جیب پدر من بود و احدی جز خدا و این سید از این سؤالات اطلاع نداشت (اینهایی را كه می‌گویم به صورت قاطع می‌گویم).آقای جنانی آینه‌ای آورد و ذكری گفت و دایره‌ای كشید. كاتب هم پسر آقا میرزا علی ـ آقا میرزا صادق ـ بود. هر چه جنانی می‌گفت او می‌نوشت و نوشته‌هایش هم الآن هست و موجود است.جنانی به آینه نگاه كرد و به پدر ما گفت: سؤالات شما زیاد است و ارواح خسته می‌شوند (البته این تعبیر او بود). پدر ما خیلی سؤال داشت، شاید در حدود سی تا. پدرم از سر سالن بلند شد و به ته سالن رفت و سؤالها را از جیبش بیرون آورد و خیلی از آنها را كه مهم نبود خط زد و كاغذ را بست و در جیبش گذاشت و دوباره آمد و نشست. جنانی به آینه نگاه كرد و شروع به جواب دادن سؤالها كرد و همه سؤالها را یكی یكی جواب می‌داد،‌ حتی وقتی به سؤالهای خط زده شده می‌رسید، می‌گفت: این سؤال را نخواستید.گذشته از مراتب فضل و تقوا و دانش، یکی از توفیقات بزرگ این چهره ماندگار این است که که افراد زیادی از اقلیت های مسیحی، زرتشتی، کلیمی، بودایی و ... به دست ایشان مسلمان شدند . (حدود 400نفر)از جمله سؤالاتی كه پدرم كرده بود این بود كه در چه عملی خیر دنیا و آخرت هست؟ جواب این سؤال خیلی مفصل آمد و شاید در حدود دو صفحه مرحوم آقا میرزا صادق نوشت. به طور اجمال گفته بودند: این عملی است كه متأسفانه دست ما در این دنیا از آن كوتاه است و اگر می‌دانستم از این هفته تا هفته دیگر خوابمان نمی‌برد. آقا میرزا صادق در حدود دو صفحه نوشت. بعد از اتمام مقدمات (كه طویل هم هست) گفت: «زیارت عاشوراء». (و این را كه آیا در سؤال پدر من بوده كه از چه منبعی یا خیر، نمی‌دانم) جلسه پایان یافت و پدر من به زیارت عاشورا متلزم شد و روزهای جمعه زیارت عاشورا می‌خواند و یادم هست كه در یك اتاق در بسته بود.» نوشته‌ی: شکوری_ کارشناس گروه دین و اندیشه تبیان

    http://www.vazeh.com/n-814962.html

صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود