جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حيوانات و نباتات و جمادات چگونه خالق خود را تسبيح مي گويند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    46
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    حيوانات و نباتات و جمادات چگونه خالق خود را تسبيح مي گويند؟




    مخلوقات خداوند، بجز انسان مانند حيوانات و نباتات و جمادات چگونه خالق خود را تسبيح مي گويند؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۱۹ در ساعت ۱۳:۵۰

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط sokot_galbha نمایش پست
    مخلوقات خداوند، بجز انسان مانند حيوانات و نباتات و جمادات چگونه خالق خود را تسبيح مي گويند؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي

    با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست بزرگوار



    اينكه در فرهنگ قران كريم همه موجودات تسبيح خداوند را مي گويند يكي از موضوعات بسيار عالي در فلسفه صدرايي است كه به نحوي عالي وارد اين مقوله شده و انصافا مطالب نابي را بيان فرموده است ؛ تسبيح گفتن نشان گر اين است كه موجودات عالم داراي درك و شعور هستند و الا بدون درك و شعور تسبيح گويي معني و مفهومي نخواهد داشت :


    خداوند سبحان در كتاب شريف قرآن می فرماید:« تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً. ـــ آسمانهاى هفتگانه و زمين و كسانى كه در آنها هستند، همه تسبيح او مى‏گويند؛ و هیچ چیزی نیست مگر اینکه تسبيح و حمد او مى‏گويد؛ ولى شما تسبيح آنها را نمى‏فهميد؛ او بردبار و آمرزنده است. »( اسراء: 44).


    اینکه همه موجودات ــ اعم ازجاندار و غير جاندار ــ خداوند را تسبيح مي کنند. با توجّه به آیات قرآن کریم از مسلّمات است.این عموم ، حتّی شامل کفّار نیز می شود ؛ یعنی کفّار نیز در عین اینکه خدا را انکار می کنند تسبیح او می کنند. و این تناقض نیست ؛ چون اهل کفر در مقام تشریع و تکلیف کافر و رویگردان از تسبیحند نه در مقام تکوین. موجودات از آن حیث که معلول خدا هستند در عمق ذاتشان نیازمند به او بوده طالب او هستند. لذا چه بخواهند و چه نخواهند و چه بدانند و چه ندانند رو به سوی خدا در صیرورت و بازگشتند. «... لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ أَلا إِلَى اللَّهِ تَصيرُ الْأُمُورُ. ... آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست؛ آگاه باشيد كه همه امور تنها به سوى خدا بازمى‏گردند.»(الشورى:53) از این احتیاج ذاتی موجودات به خداوند متعال که در افعال و گفتار آنها ظهور و بروز دارد می توان به تسبیح تکوینی تعبیر نمود. بخصوص این که کلمه تسبیح از ریشه سبح به معنا شنا نمودن است.

    لذا می توان گفت تسبیح تکوینی یعنی شناگری تکوینی موجودات به سوی حق تعالی که لازمه آن منزّه دانستن خدا از هر نقصی است چون شناگری موجود ناقص و نیازمند به سوی کمال محض است.



    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۰۸/۲۱ در ساعت ۲۲:۲۰


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0





    2. اینکه جمادات یا نباتات فاقد روح و شعورند یا حیوانات فقط به حکم غریزه عمل می کنند ، سخن مشهور مردم است نه سخن قرآن کریم و اهل بیت(ع). آیات و روایات فراوانی حاکی از این هستند که همه موجودات عالم دارای شعورند.

    خداوند متعال می فرماید:« أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبيحَهُ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِما يَفْعَلُون‏. ــــــــ آيا نديدى تمام آنان كه در آسمانها و زمينند براى خدا تسبيح مى‏كنند، و همچنين پرندگان به هنگامى كه بر فراز آسمان بال گسترده‏اند؟! هر يك از آنها نماز و تسبيح خود را مى‏داند؛ و خداوند به آنچه انجام مي دهند داناست»( النور:41)

    از این آیه شریفه استفاده می شود که موجودات ، افزون بر تسبیح تکوینی ، که به معنی سیر الی الله و اظهار نقص خود و اعتراف وجودی به کمال محض بودن خداست ، تسبیح آگاهانه نیز دارند. چون اوّلاً خداوند متعال از علم آنها به تسبیح و نمازشان خبر داد و ثانیاً بیان نمود که افزون بر تسبیح ، صلاة نیز دارند و نماز و تبسیح هر موجودی هم مختصّ به خود اوست. در روایات اهل بیت (ع) نیز فراوان وارد شده که هر موجودی ذکر خاصّ خود را دارد.

    باز خداوند متعال فرمود:« وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ وَ كُنَّا فاعِلينَ . ــــ و كوه‏ها و پرندگان را با داوود مسخّر ساختيم، كه(همراه او) تسبيح(خدا) مى‏گفتند؛ و ما انجام دهنده اين كار بودیم .»( الأنبياء : 79 )

    و فرمود:« وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلاً يا جِبالُ أَوِّبي‏ مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَديد. ــــــ و ما به داوود از سوى خود فضيلتى بزرگ بخشيديم؛ (ما به كوه‏ها و پرندگان گفتيم اى كوه‏ها و اى پرندگان! با او هم‏آواز شويد و همراه او تسبيح خدا گوييد! و آهن را براى او نرم كرديم‏»( سبأ : 10)

    از این دو آیه شریفه نیز معلوم می شود که عبادت کوهها و پرندگان همراه با شعور و آگاهی بوده است چون خداوند متعال عبادت آنها را در کنار عبادت حضرت داوود قرار داده است که عبادت آگاهانه بود.

    و فرمود:« وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتينا مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبينُ . ــــ و سليمان وارث داوود شد، و گفت: اى مردم! زبان پرندگان به ما تعليم داده شده ، و از هر چيز به ما عطا گرديده؛ اين فضيلت آشكارى است.» (النمل : 16)
    و می فرماید: « وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطيرُ بِجَناحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ . ـــــ هيچ جنبنده‏اى در زمين، و هيچ پرنده‏اى كه با دو بال خود پرواز مى‏كند، نيست مگر اينكه امتهايى همانند شما هستند. ما هيچ چيز را در اين كتاب، فرو گذار نكرديم؛ سپس همگى به سوى پروردگارشان محشور مى‏گردند»( الأنعام : 38)

    از این دو آیه شریفه استفاده می شود که حیوانات نیز مثل انسانها زبان و جامعه مخصوص خود را دارند.در آیات دیگری از سخن گفتن حضرت سلیمان (ع) با مورچه و پرندگان نیز بیان شده است ؛ از محتوای سخنان مورچه و هدد با حضرت سلیمان (ع) چنین بر می آید که این دو موجود از فهم بسیار بالایی نیز برخوردارند. لذا علامه طباطبایی در المیزان ذیل آیه 38 انعام فرموده اند : این مورچه سخنانی گفته است که در حدّ متوسّطین از مردم است. ایشان از آیات قرآن کریم استفاده نموده اند که حیوانات نیز مثل انسانها دارای آراء و عقائد شخصی و اجتماعی بوده خوب و بد را در حدّ خود
    می فهمند و بر اساس آن در روز قیامت جوابگوی اعمال خود خواهند بود.





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از آیات قرآن کریم ، افزون باشعور بودن همه موجودات عالم ، مختار بودن آنها نیز قابل استفاده است. خداوند متعال می فرماید:« وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ . ــــــ و تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند، از روى رغبت يا از روى کراهت ، در برابرِ(فرمان) او تسليمند، و همه به سوى او بازگردانده مى‏شوند»( آل‏عمران :83)

    « وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ. ـــــ تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند از روى رغبت يا اكراه و همچنين سايه‏هايشان، هر صبح و عصر براى خدا سجده مى‏كنند.»(الرعد: 15)

    « ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعينَ. ــــــــ سپس به آفرينش آسمان پرداخت، در حالى كه به صورت دود بود؛ به آن و به زمين گفت : بیایید خواه از روى اطاعت و رغبت و خواه از روی اكراه و بی رغبتی ! آنها گفتند: ما از روى طاعت و رغبت مى‏آييم.» (فصلت :11)

    در هیچکدام از این آیات شریفه سخن از تسبیح و سجده جبری نیست ؛ چون طوع و اکراه از اقسام فعل اختیاری هستند. فعل اختیاری گاه از روی رغبت است و گاه همراه با بی رغبتی و از سر اضطرار ، مثل کسی که از ترس مجازات عملی را انجام می دهد ، که اگر بخواهد انجام ندهد انجام نمی دهد و مجازات را تحمّل می کند. لذا خداوند متعال سخنی از جبر نفرمود. از نظر فلسفی نیز تحقق جبر در عالم از محالات ذاتی است که از تحقق آن تناقض لازم می آید. گواه روشن ادّعای فوق آیه اخیر است که به وضوح نشان می دهد زمین و آسمان دارای اختیار بوده با رغبت فرمان خود را گردن نهاده اند.

    3. در حکمت متعالیه(مکتب فلسفی ملاصدرا ) نیز برای همه موجودات عالم مادّه وجود نفس اثبات شده است. همچنین در این مکتب بر باشعور بودن و مختار بودن همه موجودات عالم اقامه برهان شده است. عرفا نیز در این فکر با اصحاب حکمت متعالیه هم فکرند. جناب مولوی در مثنوی معنوی از زبان موجودات به ظاهر غیر زنده فرموده است:

    «عالم افسرده ست و نام او جماد........................... جامد افسرده بود اى اوستاد
    باش تا خورشيد حشر آيد عيان ............................. تا ببينى جنبش جسم جهان‏
    چون عصاى موسى اينجا مار شد .......................... عقل را از ساكنان اخبار شد
    پاره‏ى خاك ترا چون مرد ساخت ............................ خاكها را جملگى شايد شناخت‏
    مرده زين سويند وز آن سو زنده‏اند ........................ خامش اينجا و آن طرف گوينده‏اند
    چون از آن سوشان فرستد سوى ما ...................... آن عصا گردد سوى ما اژدها
    كوهها هم لحن داودى كند ................................... جوهر آهن به كف مومى بود
    باد حمّال سليمانى شود .................................... بحر با موسى سخن دانى شود
    ماه با احمد اشارت بين شود ............................... نار ابراهيم را نسرين شود
    خاك قارون را چو مارى در كشد ............................ استن حنانه آيد در رشد
    سنگ بر احمد سلامى مى‏كند ............................ كوه يحيى را پيامى مى‏كند
    ما سميعيم و بصيريم و هشيم ............................ با شما نامحرمان ما خامشيم‏
    چون شماسوى جمادى مى‏رويد .......................... محرم جان جمادان چون شويد
    از جمادى عالم جانها رويد .................................. غلغل اجزاى عالم بشنويد
    فاش تسبيح جمادات آيدت ................................. وسوسه‏ى تاويلها نربايدت‏
    چون ندارد جان تو قنديلها .................................. بهر بينش كرده اى تاويلها»

    (مثنوى‏معنوى، دفتر سوم، صفحه‏ى 387)


    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۰۳/۱۹ در ساعت ۲۰:۰۵


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    جمع بندي


    پرسش
    :

    حيوانات و نباتات و جمادات چگونه خالق خود را تسبيح مي گويند؟

    پاسخ:

    اينكه در فرهنگ قران كريم همه موجودات تسبيح خداوند را مي گويند يكي از موضوعات مهم در فلسفه صدرايي است كه به نحوي عالي وارد اين مقوله شده و مطالب نابي را بيان فرموده است ؛ تسبيح گفتن نشان گر اين است كه موجودات عالم داراي درك و شعور هستند و الا بدون درك و شعور تسبيح گويي موجودات مفهومي نخواهد داشت :

    قرآن كريم می فرماید:« تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً. آسمان هاى هفتگانه و زمين و كسانى كه در آنها هستند، همه تسبيح او مى‏گويند؛ و هیچ چیزی نیست مگر اینکه تسبيح و حمد او مى‏گويد؛ ولى شما تسبيح آنها را نمى‏فهميد؛ او بردبار و آمرزنده است. » (1)

    اینکه همه موجودات ــ اعم ازجاندار و غير جاندار ــ خداوند را تسبيح مي کنند. با توجّه به آیات قرآن کریم از مسلّمات است. موجودات از آن حیث که معلول خدا هستند در عمق ذاتشان نیازمند به او بوده طالب او هستند. لذا چه بخواهند و چه نخواهند و چه بدانند و چه ندانند رو به سوی خدا در صیرورت و بازگشتند. «... لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ أَلا إِلَى اللَّهِ تَصيرُ الْأُمُورُ. ... آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست؛ آگاه باشيد كه همه امور تنها به سوى خدا بازمى‏گردند.» (2) از این احتیاج ذاتی موجودات به خداوند متعال که در افعال و گفتار آنها ظهور و بروز دارد می توان به تسبیح تکوینی تعبیر نمود. بخصوص این که کلمه تسبیح از ریشه سبح به معنا شنا نمودن است.

    2. اینکه جمادات یا نباتات فاقد روح و شعورند یا حیوانات فقط به حکم غریزه عمل می کنند ، سخن مشهور مردم است نه سخن قرآن کریم و اهل بیت(ع). آیات و روایات فراوانی حاکی از این هستند که همه موجودات عالم دارای شعورند.

    خداوند متعال می فرماید:« أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبيحَهُ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِما يَفْعَلُون‏. آيا نديدى تمام آنان كه در آسمانها و زمينند براى خدا تسبيح مى‏كنند، و همچنين پرندگان به هنگامى كه بر فراز آسمان بال گسترده‏اند؟! هر يك از آنها نماز و تسبيح خود را مى‏داند؛ و خداوند به آنچه انجام مي دهند داناست» (3)

    از این آیه شریفه استفاده می شود که موجودات ، افزون بر تسبیح تکوینی ، که به معنی سیر الی الله و اظهار نقص خود و اعتراف وجودی به کمال محض بودن خداست ، تسبیح آگاهانه نیز دارند. چون اوّلاً خداوند متعال از علم آنها به تسبیح و نمازشان خبر داد و ثانیاً بیان نمود که افزون بر تسبیح ، صلاة نیز دارند و نماز و تبسیح هر موجودی هم مختصّ به خود اوست.
    از آیات قرآن کریم ، افزون باشعور بودن همه موجودات عالم ، مختار بودن آنها نیز قابل استفاده است. خداوند متعال می فرماید:« وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ . و تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند، از روى رغبت يا از روى کراهت ، در برابرِ(فرمان) او تسليمند، و همه به سوى او بازگردانده مى‏شوند» (4)

    « ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعينَ. سپس به آفرينش آسمان پرداخت، در حالى كه به صورت دود بود؛ به آن و به زمين گفت : بیایید خواه از روى اطاعت و رغبت و خواه از روی اكراه و بی رغبتی ! آنها گفتند: ما از روى طاعت و رغبت مى‏آييم.» (5)

    در هیچکدام از این آیات شریفه سخن از تسبیح و سجده جبری نیست ؛ چون طوع و اکراه از اقسام فعل اختیاری هستند. فعل اختیاری گاه از روی رغبت است و گاه همراه با بی رغبتی و از سر اضطرار ، مثل کسی که از ترس مجازات عملی را انجام می دهد ، که اگر بخواهد انجام ندهد انجام نمی دهد و مجازات را تحمّل می کند. لذا خداوند متعال سخنی از جبر نفرمود. از نظر فلسفی نیز تحقق جبر در عالم از محالات ذاتی است که از تحقق آن تناقض لازم می آید. گواه روشن ادّعای فوق آیه اخیر است که به وضوح نشان می دهد زمین و آسمان دارای اختیار بوده با رغبت فرمان خود را گردن نهاده اند.

    3. در حکمت متعالیه(مکتب فلسفی ملاصدرا ) نیز برای همه موجودات عالم مادّه وجود نفس اثبات شده است. همچنین در این مکتب بر باشعور بودن و مختار بودن همه موجودات عالم اقامه برهان شده است. عرفا نیز در این فکر با اصحاب حکمت متعالیه هم فکرند. جناب مولوی در مثنوی معنوی از زبان موجودات به ظاهر غیر زنده فرموده است:

    «عالم افسرده ست و نام او جماد........................... جامد افسرده بود اى اوستاد
    باش تا خورشيد حشر آيد عيان ............................. تا ببينى جنبش جسم جهان‏
    چون عصاى موسى اينجا مار شد .......................... عقل را از ساكنان اخبار شد
    پاره‏ى خاك ترا چون مرد ساخت ............................ خاكها را جملگى شايد شناخت‏
    مرده زين سويند وز آن سو زنده‏اند ........................ خامش اينجا و آن طرف گوينده‏اند
    چون از آن سوشان فرستد سوى ما ...................... آن عصا گردد سوى ما اژدها
    كوهها هم لحن داودى كند ................................... جوهر آهن به كف مومى بود
    باد حمّال سليمانى شود .................................... بحر با موسى سخن دانى شود
    ماه با احمد اشارت بين شود ............................... نار ابراهيم را نسرين شود
    خاك قارون را چو مارى در كشد ............................ استن حنانه آيد در رشد
    سنگ بر احمد سلامى مى‏كند ............................ كوه يحيى را پيامى مى‏كند
    ما سميعيم و بصيريم و هشيم ............................ با شما نامحرمان ما خامشيم‏
    چون شماسوى جمادى مى‏رويد .......................... محرم جان جمادان چون شويد
    از جمادى عالم جانها رويد .................................. غلغل اجزاى عالم بشنويد
    فاش تسبيح جمادات آيدت ................................. وسوسه‏ى تاويلها نربايدت‏
    چون ندارد جان تو قنديلها .................................. بهر بينش كرده اى تاويلها»
    (6)


    1. ( اسراء: 44).
    2. (الشورى:53)
    3. ( النور:41)
    4. ( آل‏عمران :83)
    5. (فصلت :11)
    6. (مثنوى‏معنوى، دفتر سوم، صفحه‏ى 387)



    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۰۸/۲۶ در ساعت ۲۱:۴۹

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود