جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا بين نظر قران و نظر شيعه در باره بداء تفاوت وجود دارد ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    87
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آيا بين نظر قران و نظر شيعه در باره بداء تفاوت وجود دارد ؟




    سلام و خسته نباشید شيعه معتقد به بداء درباره خداست اما از نظر قرآن، مسئله بداء مردود است.


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۱۸ در ساعت ۰۲:۰۸

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب

    مطالب بسياري در رابطه با بداء مي توان بيان كرد كه از حوصله اين بحث خارج است اما اگر حضرت عالي علاقمند بوديد مطالب بسيار سودمندي در اين رابطه عرض خواهد شد :

    بدا، يكى از معارف قرآن است و آياتى درباره آن فرود آمده است و احاديثى به تشريح آن پرداخته، همچنين دانشمندان اسلامى بر صحت آن اتفاق نظر دارند و به ديگر سخن: محتواى بدا چيزى نيست كه مسلمانان آگاه از قرآن و سنت پيامبر بتوانند آن را انكار كنند، فقط از لفظ آن وحشت دارند، در حاليكه در معارف و عقايد، مضمون و محتوا مطرح است نه لفظ و تعبير.
    حقيقت بدا، جز اين نيست كه انسان با اعمال نيك و بد خود، سرنوشت خود را دگرگون سازد، همچنان كه قوم يونس بوسيله توبه و انابه سرنوشت بد خود را، كه نزول عذاب الهى بود، دگرگون ساختند و عذاب را از خود دفع كردند، چنان كه قرآن كريم مى فرمايد:
    «فلو لا كانت قريه امنت فنفعها ايمانها الا قوم يونس لما امنوا كشفنا عنهم عذاب الخزى فى الحياة الدنيا و متَّعنا هم الى حين»(يونس/ 98)

    [چرا هيچ يك از شهرها و آباديها ايمان نياوردند كه مفيد به حالشان باشد مگر قوم يونس، آنگاه كه ايمان آوردند عذاب رسوا كننده را از زندگى آنان برطرف كرديم و تا مدت معينى آنها را بهره مند ساختيم.]

    مضمون آيه، همان محتواى «بدا» است، يعنى چيزى كه همه مسلمانان در آن اتفاق دارند و مى گويند فرد و جامعه ميتوانند با اعمال پاك و نيك و يا آلوده و زشت خود، سرنوشت موجود و حاكم بر خود را دگرگون سازند.

    گاهى مى پرسند: محتواى «بدا» مورد پذيرش همگان است و آيات قرآنى بر صحت آن گواهى مى دهند، چه آيه اى صريح تر از اين كه مى گويد:

    «و لو ان اهل القرى امنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض ولكن كذبوا فاخذناهم بما كانوا يكسبون»(اعراف/ 96)

    [هرگاه مردم شهرها ايمان آورده، تقوا پيشه مى كردند، قطعا بركاتى از آسمان و زمين براى ايشان مى گشوديم، ولى تكذيب كردند پس به كيفر اعمالشان مجازاتشان كرديم‏]

    ولى سوال اين است كه چرا از اين اصل به جمله «بدالله فى قوم يونس» تعبير ميشود، چون مفاد ظاهرى آن اين است كه براى خدا مخفى بود، سپس چيز جديدى آشكار گشت و اراده قطعى بر اين تعلق گرفته بود كه آنان را كيفر دهد، سپس تبدل راى به او دست داد.

    پاسخ آن روشن است و آن اين كه به كار بردن اين لفظ درباره خدا، از باب «مجاز» است نه حقيقت، همچنان كه به كار بردن لفظ «مكر» و «استهزاء» در مورد خدا از باب مجاز است، چنانكه مى‏فرمايد:

    «آيا از مكر و حيله خدا مطمئن گشته اند، از مكر خدا جز قوم زيانكار كسى مطمئن نمى باشد».( اعراف/ 99)

    و علت به كار بردن اين جمله كه: «با مقام ربوبى سازگار نيست» اين است كه يك چنين جريانى از نظر بشرهاى عادى نوعى «بدا» است، يعنى ظهور پس از خفا است، گويا بشر از ديدگاه خود سخن مى گويد.

    اتفاقا در حديث پيامبر، خود اين جمله وارد شده است.

    بخارى نقل مى كند: «ثلاثه من بنى اسرائيل: ابرص و اقرع واعمى بدا الله ان يبتليهم فبعث ملكاأ»(صحيح بخارى 4/ 172)

    آية الله جعفر سبحانى، سيماى فرزانگان ج 2




  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    همچنانكه در پست پيشين ذكر شد بداء در قرآن ذكر شده و عقيده شيعيه بر خلاف قرآن نيست برخي به جهت اينكه مفهوم بدا برايشان روشن نشده تصور مي كنند بدا بر اعتقاد به بداء بر خلاف نظر قران است اما علت انكار بدا چيست؟

    علت انکار بداء

    يکي از مواردي که باعث شده برخي بداء را در مورد خداوند انکار کنند، آن است که اين افراد گمان مي کنند بداء در مورد خداوند بدان معنا است که علم خداوند جهل شود يا تغييري در آن صورت پذيرد؛ در حالي که روايات وارده از ائمه معصومين(ع) اين مسئله را نفي مي کند. امام باقر(ع) مي فرمايد:

    علم دو گونه است: 1.علمي که نزد خدا در خزانه است و کسي از مخلوق از آن آگاه نيست؛ 2.علمي که خدا به فرشتگان و پيغمبرانش تعليم کرده و مطابق آنچه تعليم کرده واقع خواهد شد، زيرا خدا نه خودش را تکذيب مي کند و نه فرشتگان و پيغمبرانش را و علمي که نزدش در خزانه است هر چه را خواهد پيش دارد و هر چه را خواهد پس اندازد و هر چه را خواهد ثبت کند (کليني، ج اول، ص428)

    و در حديثي ديگر مي فرمايد:

    بعضي از امور نزد خدا مشروط است، هر چه را از آنها که خواهد پيش دارد و هر چه را خواهد پس اندازد. (کليني، ج اول، ص426)

    امام صادق(ع) نيز در حديثي در مورد بداء ناشي از جهل در مورد حق تعالي مي فرمايد:
    ما بدا لله في شيء الا کان في علمه قبل ان يبدو له (کليني، ج اول، ص425): براي خدا نسبت به چيزي بداء حاصل نشد جز اين که پيش از اين بداء حاصل شود خدا آن را مي دانست.
    و يا در حديثي ديگر مي فرمايد:

    ان الله لم يبدا من جهل (کليني، ج1، ص425): بدا نسبت به خدا ناشي از جهل نيست.

    آنچه از تدبر در اين روايات آشکار مي شود، اين است که بداء به معناي علم بعد از جهل منتفي است و از نظر اين روايات علم خداوند که عين ذات مي باشد، مانند علم ما به جهل مبدل نمي شود، بلکه بداء يعني ظهور امري از جانب خداوند متعال پس از آنکه ظاهر براي بندگان خلاف آن بود. پس بداء عبارت است از محو او ل و اثبات ثاني، و خدا به هر دو وضعيت عالم مي باشد و اين حقيقتي است که هيچ انسان خردمند آن را انکار نمي کند؛ زيرا براي امور و حوادث دو وجود قابل پيش بيني و تصور است:

    1.وجودي که به حسب اقتضاي اسباب ناقص از قبيل يک شرط، علت و يا مانع قابل تخلف مي باشد؛

    2.وجودي که به تناسب اقتضاي اسباب و علل تامه امور رخ مي دهد و برخلاف وجود اول، ثابت، غير مشروط و غير متخلف مي باشد. دو کتابي که آيه «يمحوالله ما يشاء و يثبت و عنده ام الکتاب» بر آن ها دلالت دارد، يعني کتاب محو و اثبات و کتاب ام الکتاب، اگر خود اين دو مرحله از وجود نباشند، مبدأ آن دو هستند. (طباطبايي، الميزان، ج11، ص523)

    به نظر مي رسد نزاع در خصوص ثبوت بداء (که نظرملهم از احاديث ائمه اهل بيت(ع) مي باشد) و نفي آن (که عده اي ديگر بدان معتقد مي باشند)، نزاعي است لفظي که با کمي دقت از بين خواهد رفت؛ چون منکر بداء که استدلال مي کنند قول به بداء مستلزم تغيير در علم خدا خواهد بود، اگر متوجه باشند که اين استلزام در بداء ما آدميان است که صدق مي کند و در انسان است که بداء مستلزم تغيير علم مي باشد، آن گاه با نظر مربوط به بداء در روايات هم رأي خواهند شد.

    از ميان اديان توحيدي، دين يهود نسخ در احکام دين را جايز نمي داند و براي همين هم نمي پذيرد که تورات به تاثير از ديني که پس از آن آمده نسخ يافته باشد؛ چنان که به قول خودشان يکي از نقاط ضعف دين اسلام - که آن را به رخ مسلمانان مي کشيدند- اين بود که برخي آيات آن بعضي ديگر را نسخ مي کند؛ و از همين جهت هم قائل شدن به «بداء» را براي خداوند در امور تکويني جايز نمي دانستند و از آنجا که از برخي آيات قرآن معناي بداء مستفاد مي شود، آن را نقطه ضعف به حساب مي آوردند.



  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندي

    پرسش:

    آيا از نظر قرآن لداء مردود است؟

    پاسخ:

    حقيقت بدا، جز اين نيست كه انسان با اعمال نيك و بد خود، سرنوشت خود را دگرگون سازد، همچنان كه قوم يونس به وسيله توبه و انابه سرنوشت بد خود را، كه نزول عذاب الهى بود، دگرگون ساختند و عذاب را از خود دفع كردند، چنان كه قرآن كريم مى فرمايد:

    «فَلَوْ لا كانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَها إيمانُها إِلاَّ قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَتَّعْناهُمْ إِلى‏ حين‏» (1)

    [چرا هيچ يك از شهرها و آباديها ايمان نياوردند كه مفيد به حالشان باشد مگر قوم يونس، آنگاه كه ايمان آوردند عذاب رسوا كننده را از زندگى آنان برطرف كرديم و تا مدت معينى آنها را بهره مند ساختيم.]

    مضمون آيه، همان محتواى «بدا» است، يعنى چيزى كه همه مسلمانان در آن اتفاق دارند و مى گويند فرد و جامعه ميتوانند با اعمال پاك و نيك و يا آلوده و زشت خود، سرنوشت موجود و حاكم بر خود را دگرگون سازند.

    محتواى «بدا» مورد پذيرش همگان است و آيات قرآنى بر صحت آن گواهى مى دهند، و هيچ تفاوتي بين نظر شيعه و نظر قرآن كريم وجود ندارد ، چه آيه اى صريح تر از اين كه مى گويد:

    «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُون‏»(2)

    [هرگاه مردم شهرها ايمان آورده، تقوا پيشه مى كردند، قطعا بركاتى از آسمان و زمين براى ايشان مى گشوديم، ولى تكذيب كردند پس به كيفر اعمالشان مجازاتشان كرديم‏]


    1. (يونس/ 98)
    2. (اعراف/ 96)



    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۰۸/۲۶ در ساعت ۲۲:۱۵

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود