جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: هدف از خلقت انسان از ديدگاه قرآن و عقل چه مي‌باشد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    46
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    هدف از خلقت انسان از ديدگاه قرآن و عقل چه مي‌باشد؟




    سلام هدف از خلقت انسان از ديدگاه قرآن و عقل چه مي‌باشد؟



    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۱۸ در ساعت ۰۲:۱۵

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب



    هدف از خلقت از ديدگاه قرآن :


    بين انسان و خدايى كه داراى اسماى حسنى است، رابطة وجودى برقرار است و اين رابطة وجودى هم با شعور و آگاهى او همراه است يعنى انسان فطرتاً خدابين و خداطلب است، به طورى كه اگر او را آزاد بگذارند دينى غير از اسلام را نمى‏پذيرد و هر چه غير از اسلام باشد تحميل شيطان مى‏داند.

    شاهد اين مطلب آن است كه قرآن كريم، خدا را به عنوان هستى محض و بى‏نياز مطلق معرفى مى‏كند و مى‏فرمايد: «إن تكفروا أنتم و من فى الأرض جميعاً فإنّ الله لغنىّ حميد»( ابراهيم/ 8) ولى براى آفرينش انسان هدفى قايل است و مى‏گويد: «وما خلقت الجنّ و الإنس إلّا ليعبدون»( ذاريات/ 56) هدف خلقت جن و انس عبادت كردن است و اين هدف غرض و غايت فعل است نه غايت فاعل. چون فاعل كه هستى صرف است منزه از آن است كه غايتى بيرون از ذات خود داشته باشد زيرا وى غنى محض است. ولى آفرينش انسان غايت و هدفى دارد و آن هدف، عارف شدن و عابد شدن انسان مخلوق است.

    انسان چون موجودى واقعى است، نه اعتبارى، معرفت و عبادت هم كه كمال حقيقى است نه اعتبارى، مانند رياست كه كمالى اعتبارى است نخواهد بود. درخت كمالى واقعى دارد، نمو مى‏كند معدن كمالى واقعى دارد، رشد مى‏كند حيوان كمالى واقعى دارد، انسان نيز كمالى حقيقى دارد و كمال حقيقى او عارف و عابد شدن او است، و معرفت و عبادت كمالى عينى است نه امرى اعتبارى زيرا انسانى كه خدا را شناخت و حضرتش را عبادت كرد، نظير كسى نيست كه رئيس مؤسسه‏اى يا مالك مالى شده باشد. هيچ وقت با پديد آمدن امور اعتبارى روح آدمى كمال حقيقى حاصل نمى‏كند، بر خلاف معرفت و پرستش خداى سبحان كه مايه كمال حقيقى نفس انسانى خواهد بود.

    آية الله جوادى آملى، تفسير موضوعى قرآن ج 12 (فطرت در قرآن)




  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هدف از خلقت از ديدگاه عقل:


    وقتي گفته مي شود هدف خدا
    از آفرينش عالم يا انسان چيست؟ دو معني ممكن است داشته باشد:

    1. اين كه خدا به عنوان خالق و فاعل عالم چه هدفي از خلقت خود داشته است ؟ يعني هدف خودش از آفرينش چه بود؟

    2. اين كه خدا چه هدفي را براي موجودات قرار داده است ؟ يعني غايت مخلوقات چيست؟

    براي اين كه جواب سؤال اول مشخص شود به خودمان رجوع مي كنيم. ما انسان ها قوّه خيال و تعقل داريم؛ قوّه شنوايي و بينايي داريم، حتي كمال جويي و آگاهي جويي داريم؛ و ... اينها كمالات ذاتي ماست اگر اين قوا نباشند موجودي بنام انسان نيز نخواهد بود. اگر كسي از ما بپرسد كه شما چرا مي بينيد يا مي شنويد؟ چه جوابي مي دهيم؟ جواب مي دهيم كه: مي شنوم و مي بينيم چون انسانم و قوّه شنوايي و بينايي دارم. ــ توجه : داشتن چشم و گوش برای دیدن کافی نیست. برای دیدن وشنیدن نیاز به قوّه ی بینایی و شنوایی هست که قوایی روحی هستند برای همین است که انسان در حالت خواب بدون چشم وگوش نیز می بیند و می شنود ـــ به همين صورت ما تخيّل مي كنيم، تعقّل مي كنيم و در پي آگاهي هستيم، چون انسانيم و اينها از ذاتيّات انسان است. موجودي كه قوّه شنوايي و بينايي ــ نه چشم و گوش ــ و تعقّل و تخيّل و علم جويي و كمال جويي ندارد يقينا انسان نيست؛ چون فاقد کمالات اولیه انسانی است .چنین موجودی اگر زنده باشد و از نظر ظاهری شبیه انسان باشد تنها یک شبه انسان است . مثل این است که میمونی را با جراحی پلاستیک شبیه انسان کنند .

    خدا جامع جميع كمالات وجودیست؛ خلق مي كند چون خالق است رزق مي دهد چون رازق است ؛ زنده می کند حی ّ و محیی است و ... اگر خدا خلق نمي كرد خدا نبود؛ چون اگر خلق نمي كرد خالق نبود؛ و اگر خالق نبود فاقد اين صفت كمالي بود؛ و اگر فاقد يكي از كمالات بود ناقص بود و اگر ناقص بود واجب الوجود نبود و موجودي كه واجب الوجود نيست خدا نيست. پس خدا مي آفريند چون آفريدن كمال اوست. اگر ما تخيّل نمي كرديم پس قوّه خيال نداشتيم اگر تعقّل نمي كرديم پس عقّل نداشتيم؛ اگر اختیار نمی کردیم مختار نبودیم ــ توجه: از نظر فلسفی عقل، عین تعقل و تعقل عین معقول بالذات است کما اینکه قوه خیال متحد با تخیل و متخیّل است و اختیار عین مختار و عین مورد اختیار است.

    اگر چه در نگاه عرفی اینها جدا از هم به نظر می رسند . چون اینها مجردند ؛ و صفت و فعل مجرد – بوجهی - عین اوست ــــ آيا بنّايي كه هيچ بنايي نساخته و نقّاشي كه هيچ نقشي نكشيده است معني دارد. خدايي كه خالق نباشد يك موجود توهمّي است كه اسمش را خدا گذاشته ايم. لذا معني ندارد كه بگوييم خدا ما را نمي آفريد . معني ندارد كه بگوييم خدا اگر مي خواست ما را نمي آفريد. خدا نه تنها ذاتش واجب الوجود است اراده و علم و اختيارش هم واجب الوجود است. عبارت «اگر مي خواست» يعني «ممكن بود» و« امكان » در مقابل « وجوب» است اگر گفته شود كه: «براي خدا ممكن بود كه ما را نيافريند» معنايش اين است كه در اراده و علم و اختيار خدا امكان راه دارد. در حالي در ساحت واجب الوجود امكان راه ندارد. چون از امكان صفات امكان ذات لازم مي آيد. و امكان وجود با وجوب وجود بالذات سازگار نيست.


    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۰۳/۱۹ در ساعت ۰۰:۰۰

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    هر چه خدا آفريده است، ظهور علم اوست و علم او ظهور اسماء كماليّه اوست.

    بنابراين تمام موجودات ظهور اسماء خدا هستند. ظهور كمالات اويند، ظهور علم و اراده و اختيار اويند. بنابراين خدا از آفرينش، هدفي جز خود نداشت. آفريد چون آفرينندگي كمال است. آفريد چون خداست اگر آفرينش نبود پس خدايي نبود اگر معلول نباشد يقينا علّت تامّه آن هم نخواهد بود.

    وقتي مي گوييم خدا آفريد به اين معني نيست كه مخلوقات در عرض خدا وجود دارند. آفرينش خدا مثل كار نجّار و بنّا و نقّاش و امثال آنها نيست. آفرينش خدا مثل آفرينش قوّه خيال ماست با اين تفاوت كه خدا واجب الوجود است ولي قوّه خيال ممكن الوجود است. همان طور كه قوّه خيال ما صور خيالي را به محض اراده كردن ظاهر مي كند خدا نيز به محض اراده كردن، موجودات را ظاهر مي كند. صور خيالي از عدم نمي آيند، بلكه كمالات خود قوّه خيالند كه ظهور مي يابند. مخلوقات نيز ظهور كمالات واسماء خدا هستند. صور خيالي جدا از قوّه خيال نيستند ؛ مخلوقات هم جدا از خدا معني ندارند. صور خيالي جدا از قوّه خيال نيستند ولي عين او يا جزء او هم نيستند. مخلوقات هم خدا نيستند ولي عين او يا جز او هم نيستند.

    موجودات از علم خدا آغاز شدند و با طي مراحلي تنزّل نمودند. از عالم ربوبي به عالم عقول و از عالم عقول به عالم مثال، و از عالم مثال به عالم ماده رسيدند. لذا در عين اين كه در عالم مادّه هستند در عوالم مافوق نيزحضور دارند. ــ شرح جريان تنزّل موجودات از مرتبه ی علم الهی در اين نامه قابل ارائه نيست چرا كه به چندين سال تحصيل فلسفه و عرفان نظري محتاج است ــ خداوند متعال مي فرمايد: «و هيچ چيزي نيست مگر اين که خزائن آن نزد ماست و ما آن را نازل نمي كنيم مگر به اندازه معلوم و معيّن». (حجر / 21) يعني هر چه در عالم مادّه است و از جمله انسان ، در ملكوت و جبروت و عالم ربوبي حقايقي غيرمادي و مجرد دارند كه فهم حقيقت آن از درك افراد عادي خارح است و جز با دهها سال تحصيل و تهذيب مداوم نمي توان با آن حقايق آشنا شد. آنچه در زمين و عالم مادّه است پايين ترين درجه وجود است؛ و حركت اين عالم و موجودات آن ناشي از همين ضعف وجود است ؛ و مسير اين حركت به سمت اصل موجودات است. هر كسي و هر چيزي از هر جا آمده به همانجا باز مي گردد ؛ و همه، ظهور اسماء خدايند لذا به عالم اسماء باز مي گردند. «انا لله و انا اليه راجعون؛ ما از آن خداييم و به سوي او باز مي گرديم». (بقره، 156) «و الي الله ترجع الامور؛ و همه امور به سوي خدا باز مي گردند». (بقره، 210)

    و مراد از اين بازگشت به سوي خدا صرفا بازگشت به بهشت و جهنم نيست. بازگشت اشياء ، ‌به اسماء الله است. هر موجودي ظهور هر اسمي است به سوي همان اسم نيز محشور مي شود. لذا هدف خلقت بازگشت به خدا و اسماء اوست. حتي خود بهشت و جهنّم نیز ظهور اسماء خدا هستند و آيه «و الي الله ترجع الامور» شامل آنها هم مي شود. لذا بهشت و جهنم نیز همراه با اهل بهشت و اهل جهنّم بازگشت به خدا و اسماء مي كنند.بنابراین بهشت و جهنم آخر سير انسان نيست. مراد از مقام عبوديّت نيز همين است . عبد يعني بنده و بنده از واژه «بند» به معني« بسته شده» است.

    لذا بنده و عبد يعني بسته شده به خدا( وجود رابط ) . عبد كسي است كه به مرتبه اسماءالله ترقي كرده و ربط تامّ خود را به خدا مشاهده مي كند. وقتي گفته مي شود هدف از خلقت انسان عبادت خداست. منظور همين عبادت مرسوم (نماز و روزه و ....) نيست. بلكه منظور آن حقيقي است كه در سايه ی اين اعمال برای انسان حاصل مي شود. لذا خداوند متعال مي فرمود: « وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبيرَةٌ إِلاّ عَلَى الْخاشِعينَ*الَّذينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَيْهِ راجِعُونَ؛ و به وسيله صبر (روزه) و نماز ياري جوييد در حالي كه مسلماً اين كار سخت است مگر بر خاشعان، كساني كه مي دانند كه آنان پروردگارشان را ملاقات مي كنند و اين كه آنان فقط به سوي او باز مي گردند».



  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بهشت غايت بدن انسان است نه غايت روح انسان، روح انسان از مقام قرب خدا آمده و به سوي آن باز مي گردد. خداوند متعال فرمود: «و زماني كه پروردگار به ملائكه گفت من آفريننده بشري هستم از گل خشكيده اي كه از گل سياه وبد بویِ شكل يافته، گرفته شده است. پس زماني كه او را مرتب نمودم و از روح خود در او دميدم پس براي او سجده كنيد پس همه ملائك سجده كردند مگر ابليس كه سر باز زد از اين كه با سجده كنندگان باشد». (حجر، 28-31) در این آیه و آیات دیگر خداوند متعال روح را به خود منتسب کرده است ؛ و با واژه « روحی » از آن یاد کرده است ؛ که لطافت آن از اهلش پوشیده نیست . این تعبیرحتی از تعبیر « روح الله» هم بالاتر است.

    اين مرتبه، مرتبه خلافت الهي است كه همه موجودات در مقابل آن سر فرود مي آورند. البته به شرط اين كه انسان با اختيار خود به اين مقام نائل شود ؛ و راه رسيدن به اين مقام تبعيّت از قرآن است و انسان کامل است . چون قرآن همان علم خداست كه تا حد يك كتاب تنزل كرده است ؛ وحقیقت آن را انسان کامل حمل می کند. لذا قرآن و ولی خدا از همانجايي آمده اند كه روح انسان آمده است. قرآن، جامع تمام آن اسمائي است كه رسيدن به حقيقت آنها غايت انسان است. لذا قرآن نقشه راه و نقشه وجود انسان است ؛ وانسان کامل تجسّم قرآن است.
    سخن در اين باب زياد است به قدري كه دهها سال تحصيل براي رسيدن به كنه آن كافي نيست و اساساً به صرف درس خواندن كسي به اين حقايق نمي رسد.

    آنچه ما در اين جا گفتيم براي كسي كه از فلسفه و عرفان نظري بيگانه است تنها يك سري كلمات است ولي چاره از گفتن نبود. طالب حقيقت به حقيقت اين مطالب نمي رسد مگر با پرداخت هزينه آن كه عبارت است از تحمّل مشقّت تحصيل علم. در اين عالم مال بي ارزش دنيا را جز با عرق جبين به كسي نمي دهد، كجا رسد حقايق الهي را.«و ان لیس للانسان الّا ما سعی » ( نجم / 39) توضيح اين حقايق براي كسي كه عاري از مقدمات فلسفي و عرفاني است نظير اين است كه بخواهيد زيبايي طبيعت را به نابيناي مادر زاد توضيح دهيد. شما هر چه از رنگ و نور و تناسبات به نابيناي مادر زاد بگوييد او چيز ديگري تصوّر خواهد كرد. راه چاره اين است كه با عمل جراحي چشم او را باز كنيد. براي رسيدن به حقيقت انسان و حقيقت اسماء و صفات خدا و بهشت و جهنم نيز چاره اي جز تحمّل تحصيل علم و تهذيب نفس نيست.




  10. تشکرها 3


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندي :

    هدف از خلقت از ديدگاه قرآن :

    بين انسان و خدايى كه داراى اسماى حسنى است، رابطة وجودى برقرار است و اين رابطة وجودى هم با شعور و آگاهى او همراه است يعنى انسان فطرتاً خدابين و خداطلب است، به طورى كه اگر او را آزاد بگذارند دينى غير از اسلام را نمى‏پذيرد و هر چه غير از اسلام باشد تحميل شيطان مى‏داند.

    شاهد اين مطلب آن است كه قرآن كريم، خدا را به عنوان هستى محض و بى‏نياز مطلق معرفى مى‏كند و مى‏فرمايد: «إن تكفروا أنتم و من فى الأرض جميعاً فإنّ الله لغنىّ حميد» (1) ولى براى آفرينش انسان هدفى قايل است و مى‏گويد: «وما خلقت الجنّ و الإنس إلّا ليعبدون» (2) هدف خلقت جن و انس عبادت كردن است و اين هدف غرض و غايت فعل است نه غايت فاعل. چون فاعل كه هستى صرف است منزه از آن است كه غايتى بيرون از ذات خود داشته باشد زيرا وى غنى محض است. ولى آفرينش انسان غايت و هدفى دارد و آن هدف، عارف شدن و عابد شدن انسان مخلوق است.

    انسان چون موجودى واقعى است، نه اعتبارى، معرفت و عبادت هم كه كمال حقيقى است نه اعتبارى، مانند رياست كه كمالى اعتبارى است نخواهد بود. درخت كمالى واقعى دارد، نمو مى‏كند معدن كمالى واقعى دارد، رشد مى‏كند حيوان كمالى واقعى دارد، انسان نيز كمالى حقيقى دارد و كمال حقيقى او عارف و عابد شدن او است، و معرفت و عبادت كمالى عينى است نه امرى اعتبارى زيرا انسانى كه خدا را شناخت و حضرتش را عبادت كرد، نظير كسى نيست كه رئيس مؤسسه‏اى يا مالك مالى شده باشد. هيچ وقت با پديد آمدن امور اعتبارى روح آدمى كمال حقيقى حاصل نمى‏كند، بر خلاف معرفت و پرستش خداى سبحان كه مايه كمال حقيقى نفس انسانى خواهد بود.(3)


    هدف خلقت از ديدگاه عقل:

    وقتي گفته مي شود هدف خدا از آفرينش عالم يا انسان چيست؟ دو معني ممكن است داشته باشد:

    1. اين كه خدا به عنوان خالق و فاعل عالم چه هدفي از خلقت خود داشته است ؟ يعني هدف خودش از آفرينش چه بود؟

    2. اين كه خدا چه هدفي را براي موجودات قرار داده است ؟ يعني غايت مخلوقات چيست؟

    براي اين كه جواب سؤال اول مشخص شود به خودمان رجوع مي كنيم. ما انسان ها قوّه خيال و تعقل داريم؛ قوّه شنوايي و بينايي داريم، حتي كمال جويي و آگاهي جويي داريم؛ و ... اينها كمالات ذاتي ماست اگر اين قوا نباشند موجودي بنام انسان نيز نخواهد بود. اگر كسي از ما بپرسد كه شما چرا مي بينيد يا مي شنويد؟ چه جوابي مي دهيم؟ جواب مي دهيم كه: مي شنوم و مي بينيم چون انسانم و قوّه شنوايي و بينايي دارم. ــ توجه : داشتن چشم و گوش برای دیدن کافی نیست. برای دیدن وشنیدن نیاز به قوّه ی بینایی و شنوایی هست که قوایی روحی هستند برای همین است که انسان در حالت خواب بدون چشم وگوش نیز می بیند و می شنود ـــ به همين صورت ما تخيّل مي كنيم، تعقّل مي كنيم و در پي آگاهي هستيم، چون انسانيم و اينها از ذاتيّات انسان است. موجودي كه قوّه شنوايي و بينايي ــ نه چشم و گوش ــ و تعقّل و تخيّل و علم جويي و كمال جويي ندارد يقينا انسان نيست؛ چون فاقد کمالات اولیه انسانی است .چنین موجودی اگر زنده باشد و از نظر ظاهری شبیه انسان باشد تنها یک شبه انسان است . مثل این است که میمونی را با جراحی پلاستیک شبیه انسان کنند .

    خدا جامع جميع كمالات وجودیست؛ خلق مي كند چون خالق است رزق مي دهد چون رازق است ؛ زنده می کند حی ّ و محیی است و ... اگر خدا خلق نمي كرد خدا نبود؛ چون اگر خلق نمي كرد خالق نبود؛ و اگر خالق نبود فاقد اين صفت كمالي بود؛ و اگر فاقد يكي از كمالات بود ناقص بود و اگر ناقص بود واجب الوجود نبود و موجودي كه واجب الوجود نيست خدا نيست. پس خدا مي آفريند چون آفريدن كمال اوست. اگر ما تخيّل نمي كرديم پس قوّه خيال نداشتيم اگر تعقّل نمي كرديم پس عقّل نداشتيم؛ اگر اختیار نمی کردیم مختار نبودیم ــ توجه: از نظر فلسفی عقل، عین تعقل و تعقل عین معقول بالذات است کما اینکه قوه خیال متحد با تخیل و متخیّل است و اختیار عین مختار و عین مورد اختیار است.

    اگر چه در نگاه عرفی اینها جدا از هم به نظر می رسند . چون اینها مجردند ؛ و صفت و فعل مجرد – بوجهی - عین اوست ــــ آيا بنّايي كه هيچ بنايي نساخته و نقّاشي كه هيچ نقشي نكشيده است معني دارد. خدايي كه خالق نباشد يك موجود توهمّي است كه اسمش را خدا گذاشته ايم. لذا معني ندارد كه بگوييم خدا ما را نمي آفريد . معني ندارد كه بگوييم خدا اگر مي خواست ما را نمي آفريد. خدا نه تنها ذاتش واجب الوجود است اراده و علم و اختيارش هم واجب الوجود است. عبارت «اگر مي خواست» يعني «ممكن بود» و« امكان » در مقابل « وجوب» است اگر گفته شود كه: «براي خدا ممكن بود كه ما را نيافريند» معنايش اين است كه در اراده و علم و اختيار خدا امكان راه دارد. در حالي در ساحت واجب الوجود امكان راه ندارد. چون از امكان صفات امكان ذات لازم مي آيد. و امكان وجود با وجوب وجود بالذات سازگار نيست.

    بنابراين تمام موجودات ظهور اسماء خدا هستند. ظهور كمالات اويند، ظهور علم و اراده و اختيار اويند. بنابراين خدا از آفرينش، هدفي جز خود نداشت. آفريد چون آفرينندگي كمال است. آفريد چون خداست اگر آفرينش نبود پس خدايي نبود اگر معلول نباشد يقينا علّت تامّه آن هم نخواهد بود.

    وقتي مي گوييم خدا آفريد به اين معني نيست كه مخلوقات در عرض خدا وجود دارند. آفرينش خدا مثل كار نجّار و بنّا و نقّاش و امثال آنها نيست. آفرينش خدا مثل آفرينش قوّه خيال ماست با اين تفاوت كه خدا واجب الوجود است ولي قوّه خيال ممكن الوجود است. همان طور كه قوّه خيال ما صور خيالي را به محض اراده كردن ظاهر مي كند خدا نيز به محض اراده كردن، موجودات را ظاهر مي كند. صور خيالي از عدم نمي آيند، بلكه كمالات خود قوّه خيالند كه ظهور مي يابند. مخلوقات نيز ظهور كمالات واسماء خدا هستند. صور خيالي جدا از قوّه خيال نيستند ؛ مخلوقات هم جدا از خدا معني ندارند. صور خيالي جدا از قوّه خيال نيستند ولي عين او يا جزء او هم نيستند. مخلوقات هم خدا نيستند ولي عين او يا جز او هم نيستند.


    1. ( ابراهيم/ 8)
    2. ( ذاريات/ 56)
    3. آية الله جوادى آملى، تفسير موضوعى قرآن ج 12 (فطرت در قرآن
    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۰۸/۲۶ در ساعت ۲۲:۱۷

  12. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود