جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ايا اين گفته که قران به عربي و براي مردم عرب نازل شده درست است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    94
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ايا اين گفته که قران به عربي و براي مردم عرب نازل شده درست است؟




    سلام با اينکه گفته مي شود قرآن کتاب جاوداني و جهاني است اما به عربي نازل شده و براي ديگران فايده ندارد آیا این حرف درست است ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي قرآني
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۲۲ در ساعت ۲۰:۴۴

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود

    این که گفته شود قرآن چون به زبان عربی است پس برای کسانی که عرب زبان نیستند فایده ندارد، حرفی اشتباه و ناصحیح است.

    چند نکته:

    1. قرآن به هر زبانی نازل می شد، بالاخره دیگرانی بودند که زبانشان متفاوت بود، پس باز هم این سؤال مطرح می شد.

    2. مگر اعجاز قرآن، فقط به اعجاز لفظی آن است تا بگوییم پس برای دیگران معجزه محسوب نمی شود. قرآن از جهات مختلفی دارای اعجاز است، که در جای خود بیان شده است.

    بله، بعضی از وجوه اعجاز برای فردی که باسواد است و یا عربی می داند، بهتر قابل فهم است تا کسی که بی سواد است و یا عربی نمی داند. ولی همان طور که عرض شد همه وجوه اعجاز قرآن بدین گونه نیست، و فردی که با زبان عربی هم آشنایی ندارد می تواند آن را درک کند.


    3. برای یک مسلمان، شایسته است تا زبان کتاب آسمانی دین خود را بیاموزد و در راه فهم آن تلاش نماید.

    4. برای استفاده از قرآن، می توان از ترجمه آیات و هم چنین از کتب تفاسیر استفاده نموده و کمک گرفت.

    5. همین که از صدر اسلام تاکنون پیامها و تعالیم قرآن کریم نشر و گسترش یافته و هنوز باقی و تازه است، می توان فهمید که عربی بودن زبان قرآن برای کسانی که به دنبال فهم از کلام الهی هستند، مانعی محسوب نمی شود.

    6. برخی افراد برای خواند یک رمان فرانسوی یا آلمانی، چقدر زحمت و سختی به خود می دهند تا این زبانها را بیاموزند، اما نوبت به خواندن نماز یا قرآن که می رسد می گویند چرا ما باید به عربی بخوانیم.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۳/۲۵ در ساعت ۱۳:۳۵

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    660
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    265
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    بحث را از چند جنبه خدمتتان ارائه می دهم که به هم مربوطند و ان شاء الله مفید فایده باشد.
    ابن بحث ها ناظر به کتاب تفسیر همگام با وحی جلد اول خدمتتان ارائه می شود.



    1. رسالت قرآن


    اظهارنظرهاي گوناگوني درباره‌ی هدف يا اهداف نزول قرآن وجود دارد. منش‍أ اين اختلاف، به طور عمده، به تحليل مفسران از آيات قرآن باز مي‎گردد.

    در آيات قرآن اهداف متعددي براي نزول اين كتاب مقدس بيان شده است كه تشخيص هدف اصلي و تفكيك آن از ديگر اهداف، و توضيح كيفيت رابطه‌ی ميان آن‌ها موجبِ اختلاف مفسران و دانشمندان علوم قرآن است. به نظر مي‎رسد قرآن يك هدف اصلي دارد و ديگر اهداف در پرتو آن هدف، شكل گرفته‎اند به گونه‎اي كه مي‎توان ميان آن‌ها تقسيمات و تنظيمات طولي يا عرضي برقرار كرد. هدايت به راه مستقيم، هدف اصلي قرآن است: «إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ * لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ [1]؛ قرآن يادنامه‎اي براي جهانيان است، کسانی از شما که بخواهند استوارتر و پا بر جاتر باشند.» يا «إِنَّ هَذَا الْقُرْءَانَ يَهْدِى لِلَّتى هِىَ أَقْوَم[2] ؛ اين قرآن به آنچه پابرجاتر و استوارتر است، هدايت مي‎كند.»
    قرآن آمده است تا انسان را از وضع نامطلوب موجود، به وضع مطلوب برساند. هدايت، گذردادن از وضع نامطلوب و رساندن به نقطه‌ی مطلوب است. آن نقطه‌ی مطلوب، رسيدن به سعادت، يعني لذت‎هاي دائمي و خالص است. همه‌ی حركت‎هاي اختياري بشر، رسيدن به سعادت و خوشبختي و فرار از شوربختي و شقاوت را نشانه گرفته‎اند. لازمه‌ی رسيدن به سعادت، كمال و دوري از نقص است. هر اندازه که كامل‎‎تر باشيم و توانايي‎هاي خود را شكوفا سازيم، از مشكلات فاصله می‌گیریم و به درك بهتر و بالاتري از لذت نائل مي‎شويم. تلاش علمي و تجربي و عقلاني و شهودي، مرز كمال فردي و اجتماعي بشر و راه دستيابي به كمال و سعادت است.
    گزينش اديان و پيگيري آیين‎ها نيز معلول همین نیاز است. خداي متعال در پاسخ به اين خواستِ ريشه دار، قرآن را نازل فرمود و آن را يادنامه و هدايت‎گر به پابرجاترين و استوارترين راه‎هاي رسيدن به وضع مطلوب معرفي کرد.
    تنوع اهدافي كه در قرآن آمده، ارتباط با ابعاد گوناگون هدايت و راهنمايي و حركت‌دادن از وضع نامطلوب، در جهت مطلوب دارد. انسان در مورد ظرفيت‎هاي عقلي، روحي و معنوي خود و نحوه‌ی تواناسازي، بازسازي و اصلاح آن‌ها نياز به راهنمايي دارد، همچنین درباره‌ی جامعه و انواع محيط‎هاي انساني كه بر او تأثير مي‎گذارند یا وی در آن‌ها تأثيرگذار است، نياز به راهنمايي دارد، در مورد طبيعت و دنیایی که مشاهده می‌کند و عوالم يا موجودات ناشناخته‎‎اي كه مي‎توانند بر كمال و سعادت يا نقص و شقاوت او مؤثر باشند، نياز به دستگيري دارد و در نهایت برای برقراری ارتباط صحیح با خداوند و تأثیرپذیری از او، حاجتمند راهنمايي و هدايت است.
    به طور خلاصه دشواری راهيابي به كمال و سعادت، ناشی از آن است كه انسان در شناخت خود، ابعاد هستي، آينده‌ی خود، سير حركت موجودات و راه درست حركت در نظام پيچيده‌ای كه در روابط او با ديگر موجودات عالم وجود دارد، كمبودهايي دارد. اين كمبودها در پرتو هدايت، مرتفع مي‎شوند.
    اما آيا مشكل انسان صرفاً مربوط به بُعد شناخت و معرفت است؟ خير، انسان بايد توانايي‎هاي لازم براي حركت تكاملي خود را به دست آورد، عواطف و احساسات و قواي ادراكي و عقلاني او چنان رشد يابند تا انگيزه‎هاي حركت به جلو را در وی بدمند؛ به صورتی که شخص، دیگر توقف و سكون و پذيرش وضع موجود را نپسندد و ميل‎هاي ضعيف حركت در او، به عزم و اراده و اميد وصول به كمال و سعادت تبديل شده باشند. اين تغيير و تحول روحي و ايجاد انگيزه و حركت‎دادن براي خروج از نقص و شقاوت و حركت به سمت راهي پابرجا كه سعادت انسان را تأمين كند، از جمله اهداف بسيار مهم قرآن است: «كِتَابٌ أَنزَلناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلىَ‏ صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيد[3] ؛ كتابي است كه بر تو نازل كرديم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاريكي‎ها به سوي روشنايي بيرون آوري؛ به سوي راه آن شكست‎ناپذير ستوده».
    اين كتاب نه فقط براي نشان‌دادن راه، بلكه دستورنامه عمليات تغيير از وضع نامطلوب (تاريكي‎ها) به سوي نور است، ظرفيت ايجاد تغيير در مخاطب را دارد و انسان را به سوی راه خدايي كه در آن غلبه و ستودگي است، مي‎كشاند.
    اين آيه، سرلوحه‌ی فهم بسياري از بيانات آگاهي‎بخش قرآن، تذكرات، پندها، بيم و اميددادن‎هاي قرآن است، حكمت بسياري از مجادلات و مباحثات كلام الله مجيد با مخالفان و اشخاص گرفتار در ظلمات را روشن مي‌كند، توضيح‌دهنده‌ی چالش‎ها و درگيري‌هاي پيامبر اسلام… با سرکردگان تاريكي و تباهي است و فلسفه‌ی فرودآمدن بسياري از دستورها و برنامه‎هاي تعالي‎بخش اين كتاب مقدس مي‎‎باشد. به عبارت روشن‌تر هدف قرآن، ايجاد تغيير و تحول در انسان است. اين هدف، ايجاب كرد تا خداي حكيم، محتويات قرآن را با سبك و تركيبي ويژه در طول بيست و سه سال نازل فرمايد و تأثيرات شگرف، گسترده، عميق و پايداري را در حيات بشري به يادگار گذارد.
    قرآن مجيد، پيامبر… را در ايجاد تغيير و تحول در جامعه‌ی عصر نزول راهبري كرد. وي به مدد كتابِ الهي، قومي را که در نهایتِ گمراهی بود، پرچمدار اصلاح و هدايت جهان ساخت و امت اسلامي را بر پايه‌ی تلاش آنان تشكيل داد. بررسي‌هاي تاريخي گوياي موفقيت پيامبر در تحقق اين مهم است.

    [1]
    . تکویر / 27ـ28.

    [2]
    . اسراء / 9.

    [3]
    . ابراهيم / 1.
    ویرایش توسط همگام با وحي : ۱۳۹۰/۰۳/۲۶ در ساعت ۰۱:۵۸
    دوست دار و خادم همه قرآن پژوهان عزيز و محترم
    همگام با وحي ( تفسير به ترتيب نزول ) خادم قرآن در سايت
    http://www.hbv.ir

    به جهت مسئولیتی که بر عهده ام قرار گرفته، مدتی حضور فعال ندارم. التماس دعا از همه دوستان


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    660
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    265
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بخشی از جواب سوال کننده عزیز در این بخش است.


    -1. ره‌آورد رسالت قرآن


    فرهنگ بشرى در طول تاريخ، دستخوش تغييرات و تحولات مختلفى گشته كه ماندگارترين و مثبت‌ترين آن‌ها مربوط به اديان الهى و آسمانى است. تمدن‌های شرق و غرب مهم‌ترين بخش‌هاى فرهنگى خود را از اديان ابراهيمى مثل اسلام، مسيحيت و يهود و نحله‌هاى وابسته به آن‌ها دارند.

    معارف و دستورهای موجود در عهد عتيق يا عهد جديد و نيز قرآن، محور بسيارى از مطالعات، تحقيقات، آموزش‌ها و تربيت‌ها بوده‌اند و هنوز هم نقش بى‎بديلی در اندیشه و رفتار معتقدان خود دارند.
    در اين ميان، قرآن را بايد يكى از ارزنده‌ترين منابع تأثيرگذار در جامعه‌ی بشرى قلمداد كرد. اين منبع ارزشمند،
    با نظمى خاص و سبكى ويژه، نخستین گروه از مخاطبان خود را بسیار متحول نمود و از آنان شخصيت‌هاى مؤمن، معتقد و فداكار در راه آزادى انسان و گسترش ارزش‌هاى الهى به عمل آورد، جامعه‎اي ديني از آنان تشكيل داد كه پايگاه تشكيل امت اسلامي باشند:
    «ما گروهى نادان و بت‎پرست بوديم، از مردار اجتناب نمى‎كرديم، همواره به گرد كارهاى زشت بوديم. همسايه پيش ما احترام نداشت، ضعيف و افتاده محكوم زورمندان بود، با خويشاوندان خود به ستیزه و جنگ برمى‎خاستيم. روزگارى به اين منوال بوديم تا این‌که يك نفر از ميان ما كه سابقه‌ی درخشانى در پاكى و درستكارى داشت، برخاست و با فرمان خدا ما را به توحيد و يكتاپرستى دعوت نمود و ستايش بتان را نكوهيده شمرد و دستور داد در ردّ امانت بكوشيم و از ناپاكي‌ها اجتناب ورزيم و با خويشاوندان و همسايگان خوشرفتارى نمایيم و از خونريزى و آميزش‌هاى نامشروع و شهادت دروغ و پایمال ‎كردن اموال يتيمان و نسبت‎دادن زنان به كارهاى زشت دور باشيم. به ما دستور داد نماز بخوانيم، روزه بگيريم، حقوق مالی خود را بپردازيم. ما به او ايمان آورده، به ستايش و پرستش خداى يگانه برخاستيم و آنچه را حرام شمرده بود، حرام شمرديم و حلال‌هاى او را حلال دانستيم.»[1]

    اين گزارش تاريخى كه بيانات جعفر بن ‌ابى‌طالب در بارگاه نجاشى پادشاه حبشه است، به‌خوبى تأثير حضرت محمد… را در عرب عصر رسالت نشان مى‎دهد.
    انتخاب مكه و اطراف آن به‌عنوان مركز ظهور اسلام، حكايت از حكمت‌هاى گوناگونى دارد كه شايد يكى از مهم‌ترين آن‌ها، نشان‌دادن ظرفيت‌هاى ويژه‌ی اين دين و كتاب آسمانىِ آن، در ايجاد تحول همه‌جانبه در مخاطبان باشد.
    فرهنگ مادرى عرب و بهره‌ی بسيار اندكى كه از مظاهر فرهنگ و تمدن در آن وجود داشت، عقاید سخيف و باورهاى غلط، گمراهى و انحرافات فكرى و رفتارى، روابط اجتماعى منحط و همراه با ظلم و تعدى و تجاوزى كه ميان آنان برپا بود، در مقايسه با تحول شگرفِ پس از ظهورِ اسلام، ظرفيت‌هاى تحول‎آفرين اسلام و قرآن را ظاهر ساخت:
    «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَ یُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ [2]؛ او خدايى است كه در ميان مردمى با فرهنگ مادرى، رسولى از ميان خودشان برانگيخت كه آيات او را بر مردم بخواند و آنان را تزكيه كند و تعليم كتاب و حكمت نمايد؛ هرچند قبل از اين در گمراهى آشكار بودند».
    عربى كه پیشتر ارزش سياسى، فرهنگى و اجتماعى نداشت و ابرقدرت‎هايى همچون امپراتورى ايران و روم و مصر آن را عددى به حساب نمى‎آوردند،[3] كارش به جايى رسيد كه تمدن‌هاى مزبور را تحت سلطه و نفوذ فرهنگى خود درآورد و آنان را با تمام سوابق فرهنگى و تمدنى خود در خدمت گسترش اين پيام جديد قرارداد. گوستاو لوبون نويسنده‌ی مشهور فرانسوى نقش ماندگار و تأثیر مسلمانان در ديگر تمدن‌ها را به خوبى بيان داشته است:
    «ممالكى را كه اعراب فتح نموده بودند، اقوام مختلفِ فاتحى، آن ممالك را از دست آن‌ها خارج نمودند، اما تمدنی كه عرب، سنگ بنياد آن را گذاشته بود، هيچ قوم فاتحى نتوانست آن را از ميان برداشته و تمدن ديگرى به جاى آن برقرار نمايد، بلكه تمام آن اقوام مذهب، قانون، فنون، صنعت و حرفه و بسيارى از آن اقوام هم مخصوصاً زبان آن‌ها را اختيار نمودند و شريعت محمدى… كه در اين ممالك انتشار يافت، غيرقابل تغيير گرديد و مى‎نمايد كه براى هميشه باقى بماند ... .»[4]

    اين تأثيرات عظيم را پيامبر اكرم… در پرتو قرآن ايجاد كرد. اميرالمؤمنين علی† در نهج‌البلاغه اين حقيقت را به خوبى نمايان ساخته است: «أَرْسَلَهُ عَلى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ و طُولِ هَجْعَةٍ مِنَ الْاُمَمِ و اِنْتِقاضٍ مِنَ الْمُبْرَمِ فَجَاءَهُم بِتَصْديقِ الّذَى بَيْنَ يَدَيْه وَ النُّورِ الْمُقْتَدى بِهِ[5] ؛ خداوند پيامبر… را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند و امت‌ها در خواب غفلت بودند و رشته‌هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود. پس پيامبر… به ميان خلق آمد، در حالى كه كتاب‌هاى پيامبران پيشين را تصديق كرد و با نورى هدايتگرِ انسان‌ها شد كه همه بايد از آن اطاعت نمايند و آن نور، قرآن كريم است».

    [1]
    . ابن الاثیر، الكامل فی التاریخ، ج 2، مصر، ص 54–55.

    [2]
    . جمعه / 2.

    [3]
    . گوستاو لوبون، تمدن اسلام و عرب، ترجمه سید محمدتقی فخر داعی گیلانی، ص 93 – 94.

    [4]
    . همان.

    [5]
    . نهج‌البلاغه، ترجمه محمد دشتى، خ 158، ص 208ـ211.
    ویرایش توسط همگام با وحي : ۱۳۹۰/۰۳/۲۶ در ساعت ۰۱:۵۹
    دوست دار و خادم همه قرآن پژوهان عزيز و محترم
    همگام با وحي ( تفسير به ترتيب نزول ) خادم قرآن در سايت
    http://www.hbv.ir

    به جهت مسئولیتی که بر عهده ام قرار گرفته، مدتی حضور فعال ندارم. التماس دعا از همه دوستان


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    660
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    265
    آپلود
    0
    گالری
    0



    و در ادامه به این موضوع دقت شود که:


    جاودانگي تحول قرآنی


    ظرفيت قرآن در مورد تربيت و تحول همه‌جانبه‌ی انسان، فقط مخصوص مخاطبان نخست اين كتاب و عربِ هم‌عصر با پيامبر اكرم… نيست، بلكه قرآن را بايد كتاب تحول انسان تا قيامت دانست
    ؛ زيرا اولاً رسالت پيامبر اسلام… جهانى است که شاهد بر این مطلب، آیاتی از قرآن کریم است: «وَ مَا اَرْسَلْنَاكَ اِلّا كَافّةً لِلنَّاسِ بَشِيراً وَ نَذِيراً
    [1]؛ و تو را جز براى همه‌ی مردم نفرستاديم، در حالى كه بشارتگر و هشدارگرى»؛ «وَ مَا اَرْسَلْنَاكَ اِلّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ [2]؛ و تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم» و «وَ مَا هُوَ اِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ [3]؛ و قرآن جز يادآورى براى جهانيان نيست».
    ثانیاً حضرت محمّد… خاتم پيامبران است:
    «مَا كَانَ مُحَمَّدٌ اَبَا اَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللهِ وَ خَاتَمَ النَّبِيِّينَ [4]؛ محمّد… پدر هيچ يك از مردان شما نيست، و ليكن فرستاده‌ی خدا و پايان بخش پيامبران است» و «وَ هُوَ الَّذِى اَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ [5]؛ او كسى است كه فرستاده‎اش را با هدايت و دين حق فرستاده، تا آن را بر همه‌ی اديان پيروز گرداند».
    و ثالثاً ميان محتويات اسلام با فطرت و آفرینش ويژه‌ی انسان توافق وجود دارد:
    «فَاَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمِ [6]؛ پس روى خود را به دين حق‌گرايانه راست بدار؛ سرشت الهى كه مردم را بر آن آفريده كه هيچ تغييرى در آفرينش الهى نيست. اين دين استوار است».
    این‌ها همه گواه جاودانگى و عموميت پيام‌هاى قرآن است. اين كتاب اصيل‌ترين منبع دعوت اسلامى است و ديگر منابع اسلامى اعتبار خود را از آن دارند. پيام قرآن محصور در يك جامعه و يك مخاطب نمى‎شود، بلكه با انسان در هر سطح و افق فرهنگى و اجتماعى و در هر زمانى سخن می‌گوید و كهنسالى بر او لباس كهنگى نمی‌پوشاند و خطاب به اشخاص خاص، مانع سخن با ديگران نمی‌گردد. قرآن از اين جهت نظير طبيعت و زمين است كه قرن‎ها بر او گذشته، انسان‎هايى آمده و رفته‎اند و بر روى و درون آن جاى گرفته‎اند و زمین در هر زمان، حاجت‌هاى آنان را کفایت كرده و نيازهاى آنان را پيش‌بينى و ذخيره نموده‎است. نفت، گاز، اورانيوم، معادن و انواع رازگشايى‌هايى كه از طبيعت داشته‌ايم، بيانگر ظرفيت بالاى طبيعت است. اين قابليت، اهتمام متمادى محققان و پژوهشگران را در زمين باعث شده و رشته‌هاى گوناگون علمى و صنعتى را به‌وجود آورده است: «اَلَمْ نَجْعَلِ الْاَرْضَ كِفَاتاً * اَحْيَاءاً وَ اَمْوَاتاًً [7]؛ آیا زمین را جامع [نيازها و مايحتاج] قرار ندادیم؟ [هم در حال] حیاتش و [هم در حال] مرگش».
    امام صادق† در پاسخ اين سؤال كه سر افزايش تازگى قرآن با وجود تكرارِ بحث در مورد آیات آن چیست، فرمودند: «لِأنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ‌يَجْعَلْهُ لِزَمَانٍ دُونَ زَمَانٍ وَ لَا لِنَاسٍ دُونَ نَاسٍ. فَهُوَ فِى كُلِّ زَمَانٍ جَدِيدٌ وَ عِنْدَ كُلِّ قَوْمٍ غَضٌّ اِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ [8]؛ چون خداى تبارك و تعالى آن را تنها براى زمانى خاص و مردمى خاص قرار نداده است؛ از اين رو در هر زمانى و براى هر مردمى تا روز قيامت، تازگى و طراوت دارد».
    امام رضا† نيز در این باره فرموده‌اند: «فِى صِفَةِ الْقُرْآنِ ... هُوَ ... لَا يَخْلُقُ عَلَى الْاَزْمِنَةِ وَ لَا يَغِثُّ عَلَى اْلأَلْسِنَةِ، لِاَنَّهُ لَمْ‌يُجْعَلْ لِزَمانٍ دُونَ زَمَانٍ، بَلْ جُعِلَ دَلِيلَ البُرْهَانِ وَ الْحُجَّةَ عَلَى كُلِّ اِنْسَانٍ ... [9]؛ قرآن ... بر اثر گذر زمان‌ها كهنه نمى‎شود و زبان‌هاى گوناگون، آن را به انحطاط و تباهى نمى‎كشد؛ چرا كه قرآن براى زمان خاصى قرار داده نشده، بلكه راهنمای برهان و حجت بر هر انسانى در نظر گرفته شده است ...».


    [1]
    . سبأ / 28.

    [2]
    . انبیاء / 107.

    [3]
    . قلم / 52.

    [4]
    . احزاب / 40.

    [5]
    . توبه / 33.

    [6]
    . روم / 30.

    [7]
    . مرسلات / 25ـ26.

    [8]
    . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 92، ص 25، ح8.

    [9]
    . عيون اخبار الرضا، ج2، ص120، ح 9.
    ویرایش توسط همگام با وحي : ۱۳۹۰/۰۳/۲۶ در ساعت ۰۱:۵۷
    دوست دار و خادم همه قرآن پژوهان عزيز و محترم
    همگام با وحي ( تفسير به ترتيب نزول ) خادم قرآن در سايت
    http://www.hbv.ir

    به جهت مسئولیتی که بر عهده ام قرار گرفته، مدتی حضور فعال ندارم. التماس دعا از همه دوستان


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    آیا این گفته درست است که قرآن کتاب جاودانی و جهانی است اما به عربی نازل شده و برای ديگران فايده ندارد؟


    پاسخ:
    با سلام و درود
    این که گفته شود قرآن چون به زبان عربی است پس برای کسانی که عرب زبان نیستند فایده ندارد، حرفی اشتباه و ناصحیح است. مگر اعجاز قرآن، فقط به اعجاز لفظی آن است تا بگوییم پس برای دیگران معجزه محسوب نمی شود. قرآن از جهات مختلفی دارای اعجاز است، که در جای خود بیان شده است.(1)
    از طرفی قرآن به هر زبانی نازل می شد، بالاخره دیگرانی بودند که زبانشان متفاوت بود، پس باز هم این سؤال مطرح می شد.
    بله، بعضی از وجوه اعجاز برای فردی که باسواد است و یا عربی می داند، بهتر قابل فهم است تا کسی که بی سواد است و یا عربی نمی داند. ولی همان طور که عرض شد همه وجوه اعجاز قرآن بدین گونه نیست، و فردی که با زبان عربی هم آشنایی ندارد می تواند آن را درک کند.

    جای تأسف است که برخی افراد برای خواندن یک رمان فرانسوی یا آلمانی، چقدر زحمت و سختی به خود می دهند تا این زبان ها را بیاموزند، اما نوبت به خواندن نماز یا قرآن که می رسد می گویند چرا ما باید به عربی بخوانیم.
    برای یک مسلمان، شایسته است تا زبان کتاب آسمانی دین خود را بیاموزد و در راه فهم آن تلاش نماید. برای استفاده از قرآن، می توان از ترجمه آیات و هم چنین از کتب تفاسیر استفاده نموده و کمک گرفت.

    نکته: همین که از صدر اسلام تاکنون پیام ها و تعالیم قرآن کریم نشر و گسترش یافته و هنوز باقی و تازه است، می توان فهمید که عربی بودن زبان قرآن برای کسانی که به دنبال فهم از کلام الهی هستند، مانعی محسوب نمی شود.


    ___________
    (1) علوم قرآنى، معرفت، نرم افزار علوم قرآنی نور (مشکات)، ص 356 - 367.


    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۲/۲۶ در ساعت ۲۱:۳۱ دلیل: همکار ویراستار تدوین

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود