جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوال درخصوص حضرت زينب سلام الله عليها

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    104
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سوال درخصوص حضرت زينب سلام الله عليها




    چرا به "حضرت زينب" سلام الله عليها لقب "عقيله العرب" را مي دهند؟



    كارشناس بحث : پاسيخگوي تاريخي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۱۹ در ساعت ۱۱:۴۲
    شاید آنروز كه سهراب نوشت:تا شقایق هست زندگی باید كردخبرى از دل پر درد گل یاس نداشت.
    باید اينطور نوشت:
    هر گلی هم باشد،چه شقایق چه گل پیچك و یاس،تا نیاید مهدى، زندگی دشوار است.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط كبوتر حرم معصومه نمایش پست
    چرا به "حضرت زينب" سلام الله عليها لقب "عقيله العرب" را مي دهند؟



    كارشناس بحث : پاسيخگوي تاريخي

    با عرض سلام وادب

    يكي از القاب حضرت زينب (س) عقيلة‌العرب يا عقيله بني هاشم است و بنابر قول بعضي از ادباي عرب، «ة» عقيلة‌العرب تاي تأنيث است اما اگر به شكل دقيق‌تر بررسي شود، تاي مبالغه است نه تاي تأنيث؛ بنابراين عقيل يك فرد خردمند است و عقيلة‌العرب بانويي است كه منسوب به بني هاشم و از طرفي بسيار خردمند است.

    حضرت زينب (س) در عين اينكه داراي ابعاد شخصيتي متعدد و والايي بودند، از عقل و خردمندي بسيار بالايي نيز برخوردار بودند و به اين خاطر است كه ايشان را عقيلة‌العرب و يا عقيله بني هاشم مي‌نامند.

    عقیله، به زنی بزرگ منش گویند که در بین بستگان، عزیز و محترم و در خاندانِ خود، ارجمند باشد.

    بر اساس بعضی از روایات، زینب (علیها‌السلام) دارای مجلس علمی پرباری بوده و زنانی که می‌خواستند مسائل دین را بیاموزند، در آن مجلس حاضر می‌شده و کسب دانش می‌کرده‌اند.(1)

    پس از تمام شدن خطبه حضرت زينب(س) در کوفه، علی بن الحسین (علیهما السلام) متوجه عمه بزرگوارش حضرت زینب (علیها‌السلام) می‌شود و می‌گوید:
    "عمه جان! تو به حمدالله ناخوانده، دانایی و نیاموخته، خردمند هستی ..."(2)

    صفات برجسته‌ای در زینب(علیها‌السلام) جمع بوده که هیچ یک از زنان عصر او آن‌ها را دارا نبوده اند، لذاست که به عقيلة العرب و عقیله بنی‌هاشم (بانوی خردمند بنی‌هاشم) معروف گردید. لذا وقتی ابن عباس ـ صحابی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) ـ می‌خواهد از او روایتی نقل کند، چنین می‌گوید: "بانوی خردمند ما، زینب دختر علی چنین گفت ..."(3)

    شهرت زینب (علیها‌السلام) بدین لقب تا حدی بود که وقتی می‌گفتند "بانوی خردمند"، همه می‌فهمیدند منظور زینب (علیها‌السلام) است. فرزندان او نیز به چنین لقبی افتخار می‌کردند و به «زادگان بانوی خردمند» شناخته شده بودند.

    پي نوشتها:

    1.ریاحین الشریعة، حجت السلام ذبیح الله محلاتی، جلد3، صفحه 75 - خصائص زینبیه، حجت الاسلام سید نورالدین جزایری، صفحه 27

    2. احتجاج طبرسی، جلد 2، صفحه 305- بحار الانوار، جلد 45، صفحه 164

    3- مقاتل الطالبین، صفحه 60
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۰/۰۳/۱۹ در ساعت ۱۲:۳۴


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71



    باسلام
    دوتا مطلب درباره حضرت زينب (س) شنيدم كه مي خوام بدونم حقيقت داره يا نه
    1.آيا حضرت زينب بعد از واقعه كربلا از همسرشان جدا شدند؟
    2.آيا همسر حضرت زينب (س) در واقعه كربلا حضور نداشتند؟ چرا؟
    باتشكر


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط paeiz نمایش پست
    باسلام
    دوتا مطلب درباره حضرت زينب (س) شنيدم كه مي خوام بدونم حقيقت داره يا نه
    1.آيا حضرت زينب بعد از واقعه كربلا از همسرشان جدا شدند؟
    2.آيا همسر حضرت زينب (س) در واقعه كربلا حضور نداشتند؟ چرا؟
    باتشكر
    با عرض سلام و ادب

    در پاسخ به سوال اول شما بايد عرض كنم تا جايي كه بنده بررسي كرده ام، چنين مطلبي را نديده ام،علاوه بر اين قرينه اي هم بر خلاف اين سخن وجود دارد و آن اينكه قائلين به اين قول كه محل دفن حضرت زينب(س) در سرزمين شام است،مي گويند حضرت زينب(س) به همراه همسرش عبدالله بن جعفر به سرزمين شام رفتند يا بعبارتي تبعيد شدند و در باغي كه متعلق به عبدالله بن جعفر در نزديكي دمشق بوده است ساكن شدند و آن حضرت همانجا از دنيا رفتند و همانجا هم دفن شدند.

    مرحوم محدث نوري گويد: علت مسافرت حضرت زينب(سلام الله علیها) از مدينه به شام، اين بود كه قحطي شديدي در حجاز و مدينه پديد آمد. عبدالله بن جعفر شوهر حضرت زينب(سلام الله علیها) تصميم گرفت به شام سفر كند، و پس از نابودي قحطي، به حجاز بازگردد. او به سوي شام حركت نمود، و زينب(سلام الله علیها)‌در اين سفر همراه شوهرش بود. آنها به شام آمدند، و در آنجا اقامت نمودند، و پس از مدتي حضرت زينب(سلام الله علیها) بيمار شد و بر اثر آن از دنيا رفت. و پيكر مطهرش در همانجا كه ملك عبدالله بود و هم‌اكنون بارگاه حضرت زينب‌(سلام الله علیها) در آن قرار دارد، به خاك سپرده شد.(1)

    در پاسخ به سوال دوم شما هم بايد عرض كنم:

    عبدالله بن جعفر از افراد دلسوز و خيرخواه بود كه به امام حسين(ع) برخى راه حل ها را پيشنهاد كرد. از اين رو بعد از آن که امام تصميم مي گيرد که به سوي عراق برود به همسر خود زينب(س) اجازه داد كنار امام در كربلا حضور داشته باشد؛ و به دو فرزندش عون و محمد نيز اجازه داد که همراه امام حسين باشند که در كربلا به شهادت رسيدند.(2).

    در باره عدم حضور وي در کربلا چند احتمال وجود دارد:

    برخى عقيده دارند كه: عبدالله بن جعفر به دليل اين كه مريض بود، همراه امام حسين (ع) نرفت، شايد در صورت تندرستي، او نيز در كربلا حضور پيدا مى كرد.

    برخي ديگر هم احتمال داده اند كه: شرکت نکردن او به اشاره و فرمان امام بود تا عبدالله براي حفظ بقيه بني هاشم در مکه و مدينه باقي بماند.(3)

    به هر حال او از اين که نتوانسته بود در واقعه کربلا شرکت کند، تأسف مي خورد. (4)

    از جمله مواردى كه براى عدم حضور وى در كربلا بدان استناد مى ‏شود، مطلبى است كه در زيارت ناحيه مقدسه، منسوب به امام زمان (ع) آمده است. آنجا كه در حقّ فرزندش مى ‏گويد: «سلام بر محمّد بن عبداللّه بن جعفر كه به جاى پدرش حضور يافت».[5]

    شايد او براى حضور عذرى داشت كه ما نمى ‏دانيم.

    از جمله مواردى كه ما را به موضع مثبت او رهنمون مى ‏شود، مطلبى است كه طبرى از عبدالرحمن بن عبيد ابى الكنود نقل كرده است: «هنگامى كه خبر قتل دو پسر عبد الله بن جعفر به همراه حسين (ع) به وى رسيد، برخى از دوستان بر وى وارد شدند؛ و مردم به او تسليت مى‏گفتند. گويد غلام او- كه گمان ندارم كسى جز ابالسلاس باشد- گفت: اين چيزى است كه از حسين (ع) ديديم و بر سر ما آمد، گويد: عبد الله بن جعفر او را با كفش زد و گفت: اى پسر زن فرومايه، آيا اين سخن را درباره حسين (ع) مى‏ گويى؟ به خدا سوگند، اگر نزد او حضور داشتم، دوست نداشتم از او جدا شوم تا همراهش‏ به قتل برسم. به خدا سوگند، من آن دو را به او مى‏ بخشم و مصيبت آن دو بر من آسان است. آنان همراه برادر و پسر عمويم كشته شدند و او را يارى دادند و در راهش شكيبايى ورزيدند.
    آن گاه رو به اهل مجلس كرد و گفت: خداى را سپاس كه با شهادت حسين (ع) بر من منّت نهاد و اگر من خود نتوانستم او را يارى دهم، فرزندانم او را يارى دادند».[6]

    پي نوشت ها :

    1. علی نجاتی(سیرجانی) / قطعه ای از بهشت(جامع ترین تاریخ واقعه کربلا)، چاپ اول ،1383،ج2 ص 649

    2. فر هنگ عاشورا، جواد محدثي، ص298- 299 ، نشر معروف، قم1378 ؛ انصار الحسين ، ص115 ، شيخ مهدي شمس الدين،بيروت .

    3. دائره المعارف تشيع، جمعي از نويسندگان ، ج 11، ص 83.

    4. جواد محدثي، همان، ص 298 ـ 299.

    5 - زیارت ناحیه منسوب به امام زمان.

    6 - تاریخ طبری، ج 4 ص 357؛ الکامل فی التاریخ ج 4 ص 89؛ مقتل خوارزمی ج 2 ص 76؛ الطبقات ( ترجمه الامام الحسین ) ص 85 .


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندی:

    پرسش:
    چرا به "حضرت زينب" سلام الله عليها لقب "عقيله العرب" را مي دهند؟

    پاسخ:
    با عرض سلام وادب
    يكي از القاب حضرت زينب (س) عقيلة‌العرب يا عقيله بني هاشم است و بنابر قول بعضي از ادباي عرب، «ة» عقيلة‌العرب تاي تأنيث است اما اگر به شكل دقيق‌تر بررسي شود، تاي مبالغه است نه تاي تأنيث؛ بنابراين عقيل يك فرد خردمند است و عقيلة‌العرب بانويي است كه منسوب به بني هاشم و از طرفي بسيار خردمند است.
    حضرت زينب (س) در عين اينكه داراي ابعاد شخصيتي متعدد و والايي بودند، از عقل و خردمندي بسيار بالايي نيز برخوردار بودند و به اين خاطر است كه ايشان را عقيلة‌العرب و يا عقيله بني هاشم مي‌نامند.

    عقیله، به زنی بزرگ منش گویند که در بین بستگان، عزیز و محترم و در خاندانِ خود، ارجمند باشد.
    بر اساس بعضی از روایات، زینب (علیها‌السلام) دارای مجلس علمی پرباری بوده و زنانی که می‌خواستند مسائل دین را بیاموزند، در آن مجلس حاضر می‌شده و کسب دانش می‌کرده‌اند.(1)

    پس از تمام شدن خطبه حضرت زينب(س) در کوفه، علی بن الحسین (علیهما السلام) متوجه عمه بزرگوارش حضرت زینب (علیها‌السلام) می‌شود و می‌گوید:
    "عمه جان! تو به حمدالله ناخوانده، دانایی و نیاموخته، خردمند هستی ..."(2)

    صفات برجسته‌ای در زینب(علیها‌السلام) جمع بوده که هیچ یک از زنان عصر او آن‌ها را دارا نبوده اند، لذاست که به عقيلة العرب و عقیله بنی‌هاشم (بانوی خردمند بنی‌هاشم) معروف گردید. لذا وقتی ابن عباس ـ صحابی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) ـ می‌خواهد از او روایتی نقل کند، چنین می‌گوید: "بانوی خردمند ما، زینب دختر علی چنین گفت ..."(3)

    شهرت زینب (علیها‌السلام) بدین لقب تا حدی بود که وقتی می‌گفتند "بانوی خردمند"، همه می‌فهمیدند منظور زینب (علیها‌السلام) است. فرزندان او نیز به چنین لقبی افتخار می‌کردند و به «زادگان بانوی خردمند» شناخته شده بودند.


    پرسش:

    باسلام
    دوتا مطلب درباره حضرت زينب (س) شنيدم كه مي خوام بدونم حقيقت داره يا نه
    1.آيا حضرت زينب بعد از واقعه كربلا از همسرشان جدا شدند؟
    2.آيا همسر حضرت زينب (س) در واقعه كربلا حضور نداشتند؟ چرا؟
    باتشكر.

    پاسخ:

    با عرض سلام و ادب
    در پاسخ به سوال اول شما بايد عرض كنم تا جايي كه بنده بررسي كرده ام، چنين مطلبي را نديده ام،علاوه بر اين قرينه اي هم بر خلاف اين سخن وجود دارد و آن اينكه قائلين به اين قول كه محل دفن حضرت زينب(س) در سرزمين شام است،مي گويند حضرت زينب(س) به همراه همسرش عبدالله بن جعفر به سرزمين شام رفتند يا بعبارتي تبعيد شدند و در باغي كه متعلق به عبدالله بن جعفر در نزديكي دمشق بوده است ساكن شدند و آن حضرت همانجا از دنيا رفتند و همانجا هم دفن شدند.

    مرحوم محدث نوري گويد: علت مسافرت حضرت زينب(سلام الله علیها) از مدينه به شام، اين بود كه قحطي شديدي در حجاز و مدينه پديد آمد. عبدالله بن جعفر شوهر حضرت زينب(سلام الله علیها) تصميم گرفت به شام سفر كند، و پس از نابودي قحطي، به حجاز بازگردد. او به سوي شام حركت نمود، و زينب(سلام الله علیها)‌در اين سفر همراه شوهرش بود. آنها به شام آمدند، و در آنجا اقامت نمودند، و پس از مدتي حضرت زينب(سلام الله علیها) بيمار شد و بر اثر آن از دنيا رفت. و پيكر مطهرش در همانجا كه ملك عبدالله بود و هم‌اكنون بارگاه حضرت زينب‌(سلام الله علیها) در آن قرار دارد، به خاك سپرده شد.(4)

    در پاسخ به سوال دوم شما هم بايد عرض كنم:
    عبدالله بن جعفر از افراد دلسوز و خيرخواه بود كه به امام حسين(ع) برخى راه حل ها را پيشنهاد كرد. از اين رو بعد از آن که امام تصميم مي گيرد که به سوي عراق برود به همسر خود زينب(س) اجازه داد كنار امام در كربلا حضور داشته باشد؛ و به دو فرزندش عون و محمد نيز اجازه داد که همراه امام حسين باشند که در كربلا به شهادت رسيدند.(5).

    در باره عدم حضور وي در کربلا چند احتمال وجود دارد:

    برخى عقيده دارند كه: عبدالله بن جعفر به دليل اين كه مريض بود، همراه امام حسين (ع) نرفت، شايد در صورت تندرستي، او نيز در كربلا حضور پيدا مى كرد.
    برخي ديگر هم احتمال داده اند كه: شرکت نکردن او به اشاره و فرمان امام بود تا عبدالله براي حفظ بقيه بني هاشم در مکه و مدينه باقي بماند.(6)
    به هر حال او از اين که نتوانسته بود در واقعه کربلا شرکت کند، تأسف مي خورد. (7)

    از جمله مواردى كه براى عدم حضور وى در كربلا بدان استناد مى ‏شود، مطلبى است كه در زيارت ناحيه مقدسه، منسوب به امام زمان (ع) آمده است. آنجا كه در حقّ فرزندش مى ‏گويد: «سلام بر محمّد بن عبداللّه بن جعفر كه به جاى پدرش حضور يافت».[8]
    شايد او براى حضور عذرى داشت كه ما نمى ‏دانيم.

    از جمله مواردى كه ما را به موضع مثبت او رهنمون مى ‏شود، مطلبى است كه طبرى از عبدالرحمن بن عبيد ابى الكنود نقل كرده است: «هنگامى كه خبر قتل دو پسر عبد الله بن جعفر به همراه حسين (ع) به وى رسيد، برخى از دوستان بر وى وارد شدند؛ و مردم به او تسليت مى‏گفتند. گويد غلام او- كه گمان ندارم كسى جز ابالسلاس باشد- گفت: اين چيزى است كه از حسين (ع) ديديم و بر سر ما آمد، گويد: عبد الله بن جعفر او را با كفش زد و گفت: اى پسر زن فرومايه، آيا اين سخن را درباره حسين (ع) مى‏ گويى؟ به خدا سوگند، اگر نزد او حضور داشتم، دوست نداشتم از او جدا شوم تا همراهش‏ به قتل برسم. به خدا سوگند، من آن دو را به او مى‏ بخشم و مصيبت آن دو بر من آسان است. آنان همراه برادر و پسر عمويم كشته شدند و او را يارى دادند و در راهش شكيبايى ورزيدند.
    آن گاه رو به اهل مجلس كرد و گفت: خداى را سپاس كه با شهادت حسين (ع) بر من منّت نهاد و اگر من خود نتوانستم او را يارى دهم، فرزندانم او را يارى دادند».[9]

    پي نوشت ها :

    1.ریاحین الشریعة، حجت السلام ذبیح الله محلاتی، جلد3، صفحه 75 - خصائص زینبیه، حجت الاسلام سید نورالدین جزایری، صفحه 27
    2. احتجاج طبرسی، جلد 2، صفحه 305- بحار الانوار، جلد 45، صفحه 164
    3- مقاتل الطالبین، صفحه 60 .
    4. علی نجاتی(سیرجانی) / قطعه ای از بهشت(جامع ترین تاریخ واقعه کربلا)، چاپ اول ،1383،ج2 ص 649
    5. فر هنگ عاشورا، جواد محدثي، ص298- 299 ، نشر معروف، قم1378 ؛ انصار الحسين ، ص115 ، شيخ مهدي شمس الدين،بيروت .
    6. دائره المعارف تشيع، جمعي از نويسندگان ، ج 11، ص 83.
    7. جواد محدثي، همان، ص 298 ـ 299.
    8 - زیارت ناحیه منسوب به امام زمان.
    9 - تاریخ طبری، ج 4 ص 357؛ الکامل فی التاریخ ج 4 ص 89؛ مقتل خوارزمی ج 2 ص 76؛ الطبقات ( ترجمه الامام الحسین ) ص 85 .
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۰/۰۸/۳۰ در ساعت ۲۲:۲۷


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود