صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: استاد ، علامه سید جلال الدین آشتیانی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0

    مطلب استاد ، علامه سید جلال الدین آشتیانی





    یا لطیف

    پیرامون شخصیت حضرت استاد ، علامه سید جلال الدین آشتیانی

    ولادت: 1343 ق 1304 ش آشتيان
    وفات: 1426 ق 1384 ش مشهد


    استاد ، علامه سید جلال الدین آشتیانی

    تولد
    و آغاز تحصیل


    استاد سيد جلال الدين موسوي آشتياني در سال 1304 شمسي در قصبه ي آشتيان از توابع اراک متولد شد. در سن پنج سالگى راهى مكتب خانه شد و قرآن را در مكتب خانه مادربزرگ خود فراگرفت و تا اندازه اى با نگارش فارسى آشنايى پيدا كرد و با ورود به دبستان به دليل هوش و ذكاوت و نيز توانايى خواندن و نوشتن، از همان آغاز به كلاس سوم هدايت شد و تا پايان كلاس ششم و گرفتن گواهى دوره ابتدايى در دبستان خاقانى روستاى آشتيان درس خواند. سپس به مكتب خانه بازگشته و دروس مرسوم را به سبك و سياق سنتى فراگرفت. كتاب گلستان سعدى، كليله و دمنه، نصاب الصبيان، تاريخ معجم، جامع المقدمات و قسمتى از دره نادرى و نيز بخش هايى از كتاب شرح سيوطى ابن مالك (تا باب مبتدا و خبر) را در همان مكتب خانه فراگرفت






    مهاجرت به قم ، قزوین ، نجف و علت بازگشت به ایران


    وي در سال 1323هـ ش به تشويق و راهنمايي روحاني آشتيان –جناب آيت الله ميرزا ابولقاسم دانش آشتياني- به دارالعلم قم هجرت نمود و در آنجا كتاب شرح جامى و باقيمانده سيوطى را فراگرفت. سپس کتاب مغني، مطول و قسمت زيادي از شرح لمعه را خدمت مرحوم صدوقي يزدي خواند. جلد اول کفايه و چند سال قبل از آن شرح شمسيه را خدمتآيت الله حاج ميرزاعبدالجواد جبل عاملي اصفهانيقرائت کرد .سپس به معرفي آقا ميرزا مهدي آشتياني ، خدمت مرحوم حاج شيخ مهدي مازندراني اميركلاهي رسيد و شروع به قرائت شرح منظومه حکيم سبزواري و مکاسب شيخ اعظم انصاري نمود و تا اواخر الهيات منظومه و قسمت زيادي ازشوارق
    و قسمتي از امور عامه اسفار را نزد آن مرحوم فرا گرفت










    استاد ، علامه سید جلال الدین آشتیانی


    ادامه دارد ...

    ویرایش توسط سدید : ۱۳۹۰/۰۳/۲۱ در ساعت ۰۲:۳۹
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0





    استاد آشتياني مدت هشت سال به درس خارج فقه و اصول خاتم الفقها آيت الله العظمي بروجردي و مدت يک سال به درس آقا سيد محمد تقي خوانساري حاضر شد. و همچنين از محضر درسي سيدمحمد حجت كوه كمره اي و ميرزا رضي تبريزي استفاده كرد.
    ايشان در حکمت و فلسفه ، حدود پنج سال به درس استاد علامه محمد حسين طباطبايي تبريزي حاضر شد و چند سال از درس تفسير و اصول فقه آن مرحوم استفاده کرد. همچنين علامه طباطبايي کفايه را به انضمام حواشي استاد خود حاج شيخ محمد حسين اصفهاني براي ايشان و جمعي از دوستانشان تدريس فرمودند.


    _______________


    سيد جلال الدين آشتياني پس از قرائت الهيات و امور عامه اسفار و الهيات شفا به پيشنهاد يکي از دوستان به قزوين سفر نمود و در آنجا با استاد اعظم حاج ميرزا ابوالحسن قزويني آشنا شد و مدتي در خدمت ايشان به مطالعه کتاب اسفار پرداخت.
    _______________




    سپس در سال 1336 هـ ش براي تکميل علوم نقلي راهي نجف شد و در مدت دو سال اقامت خود در نجف از محضر آيات عظام؛ حکيم و عبدالهادي شيرازي و به ويژه محقق عظيم‏ الشأن ميرزا سيد‌حسن بجنوردي بهره‏ مند شد. در همين زمان سختْ بيمار شد و به ناچار به ايران بازگشت. پس از مداوا در تهران حدود يکسال در درس اسفار حکيم محقق ميرزا احمد آشتياني حاضر شده اند.
    _______________

    استاد آشتياني بر خلاف آنچه که شهرت دارد، از محضر آقا ميرزا مهدي آشتياني استفاده نکرده اند بلکه تنها برخي از مشکلات فلسفي و عرفاني را آن مرحوم براي ايشان تقرير کرده اند. همچنین ایشان تنها مدتی در دروس منقول حضرت امام خمینی شرکت داشته اند، و از دروس فلسفه و عرفان ایشان استفاده نکرده اند.
    ______________


    تدریس در دانشگاه

    استاد آشتياني، در مهر سال 1338 تدريس خود را در دانشكده علوم معقول و منقول دانشگاه مشهد آغاز نمود. پس از آن، در بهمن سال 1338 به استخدام دانشگاه مشهد درآمد. وي در خرداد سال 1340 به احراز رتبه ي دانشياري و در آذر سال 1345 به احراز رتبه ي استادي نائل آمد. و نهایتاً در آبان سال 1375 از خدمت در دانشگاه فردوسي مشهد بازنشسته شد.
    ___________________


    دریافت نشان درجه یک جمهوری اسلامی ایران

    در اسفند سال 1376 فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي ايران ایشان را به عنوان « دانشمند برجسته » کشور انتخاب، و نشان درجه يك دانش جمهوري اسلامي ايران را به وي اهدا نمود.
    ____________________

    منتخب به عنوان چهره ی ماندگار در سال 1377

    همچنین استاد در بهمن سال 1377 به مناسبت انتشار كتاب « شرح قيصري بر فصوص الحكم » به دريافت جايزه ي شانزدهمين دوره ي كتاب سال جمهوري اسلامي ايران نائل آمد. و در دومين همايش چهره هاي ماندگار به عنوان چهره ماندگار علمی کشور برگزيده شد.
    _______________

    رحلت استاد

    استاد آشتياني پس از یک دوره بيماري و بر اثر کهولت سن، در سن هشتاد سالگي در سوم فروردين ماه 1384 هجري شمسي در مشهد مقدس دار فاني را وداع گفت.و پیکر پاک اش در جوار بارگاه ملکوتی ثامن الحجج به خاک سپرده شد.

    _______________


    اساتید علامه سید جلال الدین آشتیانی

    اساتيد: از استادان و مربيان علامه سيد جلال الدين آشتياني مي توان به اين شخصيت ها اشاره نمود:
    آيت الله صدوقي يزدي ، آيت الله حاج ميرزا عبدالجواد جبل عاملي اصفهاني ، حاج شيخ مهدي مازندراني اميركلاهي ، آيت الله بروجردي ، آقاسيد محمد تقي خوانساري ، آقاي حكيم ، آقاسيدعبدالهادي شيرازي ، آقا ميرزا حسن بجنوردي خراساني ، حاج ميرزا محمدحسين طباطبايي تبريزي ، آقا ميرزا احمد آشتياني ، حاج ميرزا ابوالحسن رفيعي قزويني.

    منبع : http://ashtiyani.ir/biography/42-biography.html

    ویرایش توسط سدید : ۱۳۹۰/۰۳/۲۱ در ساعت ۰۲:۰۳ دلیل: ذکر منبع
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0

    مطلب گفت و گو با دکتر دینانی پس از درگذشت علامه سید جلال الدین آشتیانی




    گفت و گو با دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی

    سه شنبه 6 فروردین 1384

    منبع : http://ostadashtiyani.persianblog.ir/




    بهار امسال شاهد خزان یکی از درختان سایه گستر باغ ابرانی حکمت بود. سیدجلال الدین آشتیانی، استاد بزرگ حکمت اسلامی، روز سوم فروردین ماه درگذشت؛ کسی که همه عمر را به پژوهش و معرفی آثار حکمای بزرگ اندیشه اسلامی - ایرانی گذراند و شگفت آن که آگاهانه یا نا آگاهانه، با وجود آن که افرادی در کنار او بودند که با فلسفه و فرهنگ غرب آشنایی داشتند؛ مانند دکتر داریوش شایگان و دکتر سید حسین نصر و مهمتر از آن انس دیرینه اش باهانری کربن، اندیشمند بزرگ غربی، هیچ گاه حساسیتی ویژه به تفکرات غربی نشان نداد. شاید به خاطر همین ذهن خالص و سلوک معنوی سنتی بود که هانری کربن او را "ملاصدرای عصر حاضر" خواند.

    همچنان که خوانندگان دریافته اند، سرویس اندیشه ماهنامه "نامه" از شماره 36 بر آن است تا به نوعی پرسش فکنی دست د و پرسش بنیادین نیز خود پرسش است و این که اصولاً مسأله ی امروز چیست و نیز در یک سده ی گذشته چه مفاهیمی به عنوان مسأله در میان اندیشه ورزان ایرانی مطرح شده است؟


    _________________________________


    به بهانه ی درگذشت استاد سید جلال الدین آشتیانی و برای بزرگداشت واقعی آن پژوهش گر و اندیشه ورز، از دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، استاد فلسفه دانشگاه تهران و انجمن حکمت و فلسفه خواستیم تااو که سابقه دوستی 40 ساله با ده یاد آشتیانی داشته است، برایمان بگویید که چرا استاد سید جلال الدین، همه عمر به پژوهش پرداخت، چرا کم تر فلسفه ورزی کرد و آیا اصولاً اندیشه صدرایی می تواند پاسخ گوی مسایل امروز جامعه باشد و ...


    * جناب آقاي ديناني! لطفاً در ابتدا كمي درباره آرا و انديشه هاي مرحوم سيدجلال آشتياني صحبت بفراماييد.

    - مرحوم سيد جلال الدين آشتياني كه خدا ايشان را غريق رحمت كند، از تبار فيلسوفان اسلامي است كه به هيچ وجه اغراق نيست اگر ادعا كنيم كه در زمان ما در فلسفه اسلامي سرآمد بود.

    مرحوم آشتياني چندين ويژگي داشت كه ايشان را ممتاز مي كرد؛ اولاً ايشان فردي بسيار مستعد و خوش فهم بود و به خصوص فهم فلسفي خوب و مستعد و آماده اي داشت، ويژگي ديگر او اين كه بيش از هر كسي استاد ديده بود. در مدت بيش از 50 سال فعاليت فكري، ايشان همه استاداني را كه در ايران، حضور داشتند و فلسفه مي دانستند در طول اين مدت درك كرده بود. كم تر كسي اين توفيق را داشته است.

    ___________________

    * آيا اگر ايشان به كار پژوهش نمي پرداخت و به فلسفه ورزي روي مي آورد، در آن صورت نتيجه عملي كار ايشان سودمندتر نبود؟

    - سؤال خوبي است، اما من نمي دانم اگر آقاي آشتياني به اين كارها نمي پرداخت آن وقت حتماً به فلسفه ورزي روي مي آورد؛ شايد هم اگر اين كار را نمي كرد به همان درس دانشگاه مي پرداخت. به هر حال پاسخ به اين سؤال مشكل است، چون اگر هم فلسفه ورزي مي كرد، معلوم نيست كه چه چيزي از آن به دست مي آمد.

    __________________

    * آقاي سيد جواد طباطبايي بر اين باور است كه پس از ملاصدرا انديشه فلسفي در ايران متوقف شد...

    - حرف آقاي طباطبايي بسيار حرف نامربوطي است ، براي اين كه ايشان سواد فلسفه اسلامي ندارد ؛ شايد شما هم به همين دليل انتظار داريد كه مرحوم آشتياني اگر به دنبال تصحيح و معرفي آثار نمي رفت و فلسفه ورزي مي كرد، نتيجه كار بهتر مي شد. اما عمده دليل توقف ما اين است كه نمي دانيم در گذشته چه داشته ايم.

    البته در گفته هاي آقاي طباطبايي صحبت از "امتناع فكر" مي شود و فرق است بين "توقف" و "امتناع". ايشان صحبت از امتناع مي كند كه نامربوط است ولي من توقف را مي پذيرم و دليل توقف ما هم اين است كه نمي دانيم در فلسفه اسلامي چه چيزي باعث اين توقف شده است. آقاي آشتياني همين را مطرح كرد. ايشان فقط نسخه هاي خطي را به چاپ رساند، مقدمه نوشت و كار را آماده كرد، ولي هنوز درباره آن چه اين آثار طرح مي كنند تحقيق نشده است.

    __________________

    * يعني در ارتباط ما با تاريخ فلسفه اسلامي انتطاعي رخ داده است؟

    به طور كلي از تاريخ فلسفه اسلامي چيزي نمي دانيم. آقاي آشتياني تنها درباره دوران صفوي سعي كرد و تا حدي هم موفق بود. او همين چهار مجلد را ارايه كرد وگرنه همين مقدار هم شناخته نمي شد. در مورد قبل از دوران صفويه هم كه شناخت تاريخي صحيحي در دست نيست. اصولاً در جهان اسلام فلسفه خوانده نمي شود جز در ايران. در ايران هم كه خوانده مي شود، اسفار را مي خوانند و شفا را، تازه وقتي كه شق القمر كنند. اين به هيچ وجه براي آشنايي با فلسفه اسلامي كافي نيست.

    ___________________
    البته در غرب گروهي به پژوهش در تاريخ فلسفه مي پردازند و به شناختن و شناساندن آراي برخي فيلسوفان، آن هم به گونه اي بسيار تخصصي همت مي گمارند. مثلاً برخي كانت شناس هستند و گروهي هگل شناس و ... از نتيجه كار آن ها انديشه ورزان هم بهره ها مي برند. نظر شما درست است و اين كه لزوماً نبايد توقع داشت كه مرحوم آشتياني هم به فلسفه ورزي مي پرداخت. به هر حال ايشان در حوزه اي كه وارد شدند كه نتايج كار ايشان مي تواند انديشه ورزان ما را با بخش مهمي از تاريخ فلسفه اسلامي در ايران آشنا كند.

    دقيقاً؛ خوب البته آن چه شما مي فرماييد درست است. وقتي اين مسايل مطرح مي شود، يعني زمينه آماده مي شود براي كسي كه ذهن آماده اي دارد. براي فيلسوفي كه بتواند از مجموع اين ها استفاده كند تا فلسفه ورزي كند. برخي فكر مي كنند كه در غرب معجزه اتفاق مي افتد و ناگهان كسي مثل كانت و هگل پيدا مي شود، به قول شما هم كه طرفدار جديدترها هستيد، معجزه اي اتفاق مي افتد و ژاك دريدا ظهور مي كند.

    اتفاقاً همه اين ها مرتبط با بحث است. تا اين زواياي تاريك روشن نشود، سخن گفتن از مرحوم سيدجلال الدين آشتياني هم تبديل به نوعي بزرگداشت شكلي خواهد شد.

    فلسفه ورزان امروزي اين ها را بخوانند و نقد كنند. ببينند آن ها چه داشتند و در دوران صفويه كه فقط اسفار نبود. اين آثار بعد از اسفار به وجود آمده است. ببينند و بررسي كنند كه اين ها حرف تازه اي دارند يا همان تكرار حرف هاي اسفار است – همين چهار جلد كتاب منتخب آثار حكما... هم خوانده نمي شود تا روشن شود كه فرضاً رحيم دماوندي حرف تازه داشته است يا نه، ببينيم ميرزا طاهر تنكابني حرف تازه اي داشته است و ... اين ها بايد كتاب درسي شود و محققين. بايد پژوهش كنند. اما اين كه چرا نمي كنند آن بحث ديگري است كه در فرصت ديگري بايد به آن بپردازيم. من ابتدا نقص ها را مي گويم. حالا شما ممكن است بپرسيد چرا اين طور است؟ آن هم دلايلي دارد، اين چراها هم البته جاي سؤال دارد.

    _____________________
    ادامه در پست بعد

    ویرایش توسط سدید : ۱۳۹۰/۰۳/۲۱ در ساعت ۱۶:۲۰ دلیل: تغییر فونت
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0

    دکتر غلام حسین ابراهیمی دینانی





    * با اين تفاسير آيا بايد مرحوم آشتياني را پژوهش گر فلسفه دانست يا ايشان را با عنواني ديگر شناخت؟

    ايشان فيلسوف بود، چرا كه اولاً فلسفه را خوب فهميده بود. خود فهميدن فلسفه اسلامي هم كار هر كسي نيست. اما چون مشغول احياي آثار شد، ديگر به آن صورت فلسفه ورزي نكرد، اگر چه نظريات او هم در شرح و مقدمات نوشته شده است آثاري هم دارد كه در واقع فكر خود اوست و ديگر تصحيح نيست. خوب، البته ايشان صاحب نظر هم بوده و نظريات خود را نوشته و در واقع فلسفه ورزي كرده است منتها اين فلسفه ورزي كامل نيست. امروز كسي مي تواند فلسفه ورزي كند كه فلسفه غرب را هم خوب بداند و در شرايط دنياي امروز حرف بد؛ يعني به زبان امروز حرف بد تا مفهوم گفتارش معين شود.

    ايشان جهت فكري غرب را نمي دانست و اصلاً كاري هم به آن نداشت، ولي در حد كار خودش، هم در زمينه احياي آثار كارا و خوب بود و هم به يك معنا فلسفه ورزي كرد.

    ________________________

    * هانري كربن ايشان را ملاصدراي عصر حاضر مي دانست. پرسش اين است كه فلسفه صدرايي چه پاسخي براي مسايل امروز مي تواند داشته باشد؟ در فلسفه اسلامي ما از مسأله فهم ديگري داريم وآن چه دنبال مي شود ، در مرحله اول اثبات وجود و مراتب وجود است ولي فلسفه در غرب بيش تر حول مسايل جامعه انساني دور مي زند ...

    شما دو، سه موضوع مطرح كرديد. اين كه هانري كربن آقاي آشتياني را ملاصدراي زمان خواند، معناي ديگري دارد. خود كربن يك فيلسوف است و فلسفه غرب هم كه يكسان نيست.
    در غرب نحله هاي مختلف فلسفي هست. كربن يكي از فيلسوفان بزرگ غرب است، ولي راهش با فيلسوفان ديگر كاملاً تفاوت دارد اتفاقاً براي كربن همين مسايلي كه در فلسفه اسلامي مطرح است بيش تر جاذبه داشت تا حرف هايي كه هايدگر ميز د و حرف هايي كه ساير فلاسفه غرب ميزدند. البته مسايل اجتماعي براي يك فيلسوف مهم است. فيلسوفي كه به مسايل اجتماع بي اعتنا باشد، بي تعهد است و اصلاً فيلسوف نيست.



    حرف شما كاملاً درست است؛ بايد به مسايل اجتماعي توجه داشت، ولي طرح مسايل اجتماعي بايد مبناي فلسفي داشته باشد. اگر بدون مبناي فلسفي در زمينه مسايل اجتماعي صحبت كنيم، آن وقت همين حرف هاي بي بنيادي مي شود كه امروز بسياري كسان مي زنند.

    مسايل اجتماعي هم بايد بنياد هستي شناسانه داشته باشد. انسان خودش از مراتب هستي است. انسان هم يك موجود است كه در اين عالم "هست". بنابراين مسايل اجتماعي كه به انسان مربوط مي شود، بايد به هستي شناسي هم مربوط شود تا زمينه داشته باشد.



    فيلسوفان ما هم بركنار از مسايل اجتماعي نبودند، منتها به دلايلي اين بخش از كار آن ها مقداري كم رنگ شد. اين كه چرا مسايل اجتماعي در بين فلاسفه ما كم رنگ شد، دلايلي دارد كه در اين فرصت نمي توانم به آن بپردازم. فارابي يكي از بزرگ ترين فلاسفه ما كه بنيان گذار فلسفه اسلامي است، در مسايل اجتماعي و در مسايل تمدني، در كتابي كه درباره مدنيت نوشته است، حرف هاي بسياري دارد. حالا درست يا نادرست و اين كه نظريه او قابل عمل است يا نه، بحث ديگري است ولي فارابي اين در اين مباحث وارد شده است. ابن سينا و ملاصدرا هم وارد شده اند. بنابراين مسايل اجتماعي را هم، با همان مسايل هستي شناسانه بايد ارتباط داد تا اعتبار داشته باشد. شما اگر از جامعه صحبت كنيد، ولي بنيان هستي شناسانه نداشته باشيد، حرف هاي مبتذل خواهيد زد. همان كه خيلي ها مي زنند.

    جامعه شناسي هم اصلاً به طور كلي انسان شناسي است و جامعه شناسي به هر شكل و صورت آن بايد اساس هستي شناسي داشته باشد تا اعتبار پيدا كند و محكم شود. من گفتم كه توقف داريم ريشه هاي توقف را بايد در جاي ديگري جست و جو كنيم.


    ________________________

    * اگر موافق باشيد دوباره برگرديم به همان گفته آقاي هنري كربن كه آقاي آشتياني را ملاصدراي عصر حاضر خوانده بود و بپرسيم كه ملاصدراي عصر حاضر به چه معناست؟

    استاد ، علامه سید جلال الدین آشتیانی

    هانری کربن ، فیلسوف مسلمان فرانسوی



    - اين حرف او درست است و هانري كربن تعارف هم نمي كرد.

    ببينيد! آقاي كربن يك نوع تفكر خاصي داشت، تفكر كربن اين بود كه سنت تفكر اسلامي را تفكر معنوي مي دانست. مي گفت اين معنويت در جهان غرب رنگ باخته و در جهان اسلام زنده است، نه اين كه ملاصدرا و ابن سينا گفته اند، بلكه اين زنده بودن برايش خيلي مهم بود. يك وقت مي گوييم ملاصدرا درباره معنويت گفته است و رفته است. در غرب هم معنويت وجود داشته است. افلاطون معنوي بوده ولي در تاريخ گفته است و رفته و امروز افلاطون زنده نيست، آقاي كربن معتقد بود كه در اسلام و به خصوص در ايران سنت معنويت در تفكر ابن سيناست، در تفكر سهروردي است و اين زنده است. زنده بودن معنويت يعني اين كه در خيابان كه راه مي رفت آن وقت كه آقاي آشتياني را مي ديد و به خانه اش مي رفت با آن زندگي طلبگي معنويت را زنده مي ديد. مثلاً خود من كه در آن دوران يك طلبه بودم، او مي ديد كه من نه حرف هاي عجيب و غريبي مي زنم و نه لباس هايم چنين و چنان است و اصلاً اين مظاهر غربي در من نيست، تو گويي كه از عصر ملاصدرا به اين دوران پرتاب شده ام. بنابراين او سنت معنوي ملاصدرا را در ايران زنده مي ديد و به همين دليل درباره آقاي آشتياني مي گفت او ملاصدرای زنده است و ملاصدراي زمان است. نه اين كه بخواهد بگويد كه علم او به اندازه علم ملاصدراست.

    البته من منكر علم آقاي آشتياني نيستم و انصافاً ايشان فيلسوف زمانه بود و فلسفه اسلامي را خوب فهميده بود. ولي كربن وقتي كه اين گونه از او ياد مي كرد منظورش اهميتي بود كه براي اين سنت معنوي قايل است و معتقد بود كه در ايران هنوز وجود دارد.


    _______________________

    * آيا معنويت ملاصدرا و معنويت مرحوم آشتياني كه البته اين معنويت مورد نياز جامعه امروز ايران هم هست، آيا اين معنويت از دل فلسفه صدرايي بيرون مي آيد يا ريشه در جايي ديگر از اين فرهنگ دارد؟

    - نه لزوماً اين گونه نيست. ملاصدرا خودش دنبال معنويت گذشته بوده است. معنويتي كه آقاي كربن از ايران باستان تا امروز مي ديد. او حتي از ايران باستان شروع كرد، سپس در اسلام هم ديد تا اين سينا و سهروردي و ملاصدرا كه همان معنويت امتداد پيدا مي كرد و هنوز هم جرقه هاي آن پيداست. هانري كربن منكر پيشرفت غرب نبود ولي غروب معنويت را هم مي ديد. او مي خواست بگويد كه غروب معنويت براي بشريت فاجعه انگيز است، حالا مي گويند غرب، بشريت و ... بشريت منهاي معنويت فاجعه انگيز است. كربن مي گويد كه غروب معنويت مرگ خطري است براي بشريت، هر چند تكنولوژي به جلو برود. او آن معنويت را در اين جا مي ديد و اميدوار بود كه معنويت دوباره احيا شود، احياي معنويت معنايش نفي تكنولوژي نيست، او خيلي فيلسوفانه فكر مي كرد.


    _______________________


    * در واقع فرهنگ عمومي ما را ...

    مي دانم سؤالتان چيست. مواردي را وارد مي كنيد كه به ما مربوط نيست. ما صدهزار اشكال داريم. من از اشكالات صحبت نمي كنم. من بهتر از شما مي دانم اشكالات چيست است. ملاصدرا اين وسط مقصر نيست، هي نگوييد اشكالات نيست؛ اشكال در جاي ديگري است. اشكال در بي فلسفگي است، بي فلسفگي اين اشكالات را به وجود آورده است..

    استاد ، علامه سید جلال الدین آشتیانی

    ویرایش توسط سدید : ۱۳۹۰/۰۳/۲۱ در ساعت ۱۶:۲۱
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0

    علامه آشتیانی از زبان دیگران




    علامه سید جلال الدین آشتیانی از زبان دیگران


    [ در همایشی که در زمان حیات ایشان برگزار شده بود ، افراد مختلف به بیان ابعاد شخصیتی ایشان پرداختند ، متن زیر گزیده ای منتخب از این همایش است ]


    حسن لاهوتی، شاگرد و یار چهل ساله استاد آشتیانی :

    استاد آشتیانی از معدود کسانی بودند که از اوان جوانی خوب می دانستند که چه باید بکنند. انتخاب شغل ایشان نیز جدا از رشته تحصیلی ایشان نبود. استاد همیشه می گفتند هر کسی که بخواهد فلسفه و عرفان اسلامی بخواند اول باید اصول عقاید بخواند، چراکه در وادی حیرت آور عرفان و فلسفه سردر گم نشود.

    لاهوتی با تاکید بر این مطلب که فکر استاد همه این بود که به حقیقت برسند و عمری را در این راه ریاضت حکیمانه کشیدند گفت : ایشان تصور نمی کردند به غیر از کتاب و درس در این دنیا چیز دیگری نیز هست. استاد سالها به تربیت شاگردان، تالیف و تصحیح آثار علمای بزرگ فلسفه و عرفان اسلامی اهتمام داشتند.
    حسن لاهوتی در پایان سخنان خود اظهار داشت : آشتیانی عارف و حکیم بزرگی است که به آنچه که خداوند بر گردن او نهاده معرفت حقیقی یافته و بدین امر نیز ادای دین نموده است.
    __________________________________________________ _____________________

    دکتر داریوش شایگان :


    استاد ، علامه سید جلال الدین آشتیانی


    من به واسطه همکاری و هم صحبتی با دکتر نصر و علامه طباطبایی به جهت تکمیل پایان نامه ام با استاد آشتیانی آشنا شدم. اما سخنی که می خواهم بگویم چیزی جدا از این مطالب است. آیا باز هم افرادی مانند استاد آشتیانی و علامه طباطبایی به وجود خواهد آمد؟ آیا پس از این افراد ما می توانیم دوباره شاهد حضور افراد دیگری چون این بزرگواران باشیم.

    دکتر شایگان خاطر نشان کرد: قبل از انقلاب ایشان به منزل ما می آمدند و صحبتهای مختلفی درباره فلسفه اسلامی و دیگر مسائل می شد. یک روز به من گفتند کربن درباره فلسفه اسلامی چه نوشته است. من بخشی از کتاب کربن را که درباره حرکت جوهری نوشته بودند را برای ایشان ترجمه کردم ایشان تایید کردند و گفتند کربن خوب فهمیده است. کربن و آشتیانی مذاکرات مختلفی با یکدیگر درباره فلسفه اسلامی داشتند.

    وی افزود : آشتیانی خود یک نهاد است . ایشان نقطه تبلور فرزانگی بوده و نحوه بودن و معرفتشان نیز یکی است.

    __________________________________________________ __________________________

    دکتر غلامرضا اعوانی، رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران:


    استاد ، علامه سید جلال الدین آشتیانی

    حکیم کسی است که چشم و جان او به ملکوت الهی و حضرت حق باز شده است و اگر این تعریف را با زندگی استاد آشتیانی تطبیق دهیم، کاملا هماهنگ است. ایشان حکیم متالهی هستند که چشم جانشان به ملکوت حق گشوده شده است.

    دکتر اعوانی تصریح کرد : استاد آشتیانی فانی و باقی به حق است. علم ایشان حاصل وراثت و دراست است. عالم به جهت نسبت معنوی و حکمی که با روح نبی برقرار کرده وارث است و نه تنها ایشان حکمت درسی دارد بلکه به حکمت نبوی و میراث انبیاء رسیده است. استاد آشتیانی وارث حکمت نبوی، حکمت یمانی، حکمت قلبی، حکمت ایمانی، حکمت عرفانی، حکمت علوی و حکمت شیعی است .

    رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران افزود: دکتر دینانی در جایی گفتند که هیچ کس از معاصرین به اندازه استاد آشتیانی استاد ندیده است. بسیاری از استادان در مکتب تهران غریب بودند اما یک نفر بود که خدمت همه را درک کرده بود و او استاد آشتیانی بود. ایشان از معدود افرادی بودند که در دقایق مسائل فلسفی تسلط داشتند و مسائل را از دید حکمت الهی تحلیل می کردند که این کار زیبنده حکیم متاله و الهی است. آثار ایشان گواه آنچه که درباره ایشان گفتم است.

    دکتر اعوانی در پایان گفت : استاد آشتیانی پرچم فلسفه را جایی و زمانی بالا برد که ضدیت با فلسفه بسیار غوغا می کرد.

    منبع :
    http://ashtiyani.ir

    ویرایش توسط سدید : ۱۳۹۰/۰۳/۲۱ در ساعت ۱۶:۴۶
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0

    نظر علامه طباطبایی درخصوص علامه سید جلال الدین آشتیانی





    نظر علامه طباطبایی درخصوص علامه سید جلال الدین آشتیانی




    استاد بزرگوارشان حضرت علامه طباطبایی (ره) ایشان را آقا سید جلال صدا می زدند و همراه خودش به خانه شان می برد.

    و در مورد ایشان می فرمودند: فلسفه را این آقا سید جلال می‌فهمد.


    استاد ، علامه سید جلال الدین آشتیانی



    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0

    عکس هایی از استاد علامه سید جلال الدین آشتیانی




    استاد ، علامه سید جلال الدین آشتیانی



    استاد ، علامه سید جلال الدین آشتیانی





    استاد ، علامه سید جلال الدین آشتیانی



    استاد ، علامه سید جلال الدین آشتیانی


    [IMG]del.askqurandl9dnqhtuv8gjqtr882.jpg[/IMG]






    استاد ، علامه سید جلال الدین آشتیانی


    ویرایش توسط سدید : ۱۳۹۰/۰۳/۲۳ در ساعت ۰۰:۴۹
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0



    استاد ، علامه سید جلال الدین آشتیانی
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0



    بیانات مهدی محقق

    (رئیس هیأت مدیره انجمن آثار و مفاخر فرهنگی) پیرامون شخصیت مرحوم استاد آشتیانی :


    استاد ، علامه سید جلال الدین آشتیانی


    در ده سال آخرِ دوره رضاخانی كه مدارس و حوزه‌های علمیّه تعطیل شده بود و اهل علم خانه‌نشین گشته بودند، یأس و ناامیدی بر عالِم و متعلّم و مفید و مستفید چیره گشت. از این‌روی، پس از شهریور 1320 و فرار رضاخان، شوق و ذوق به علوم حوزوی بیش از پیش گشت و «نسل تازه»ای از طلاّ ب پیدا شدند كه حرص و وَلَعِ آنان بر تحصیل علم، مدرّسان را هم بر سرِ نشاط می‌آورد. این نیروهای تازه‌نفس، رونقی خاص به حوزه‌های علمیّه بخشیدند و نسل تازه‌ای در این مراكز علمی پیدا شدند كه دیدگاه‌های آنان با نسلِ پیشین «متفاوت» بود.
    یعنی بیشتر می‌كوشیدند كه اندیشه و افكار خود را از محیط بسته سنّتی ــ كه جمود و ركود بر آن حاكم بود ــ بیرون آورند و بیشتر خود را بر جامعه عرضه دارند، و نیز متاع و كالای معنویِ خود را بر بیرون از این مرز و بوم ارائه دهند. نمونه این نسلِ جدید در قم مرحوم شهیدمرتضی مطهری و مرحوم شهیدسیّدمحمد بهشتی و در مشهد مرحوم عبدالجواد فلاطوری و محمدجعفر جعفری لنگرودی بود. هرچند نظامِ پیشینِ حوزه، افراد برجسته‌ای تحویل جامعه داده بود كه در عدلیه می‌توان از شیخ‌علی‌بابا مازندرانی و سیّدمحمّدكاظم عصّار و سیّدمحمّد فاطمی، و در دانشگاه از بدیع‌الزّمان فروزانفر و جلال‌الدین همایی و سیّدمحمّدتقی مدرس رضوی نام بُرد، ولی نخبگانِ نسل جدید همّت بر این گماشته بودند كه علم خود را از جهتی از تنگنای مدرسه بیرون آورند و در «اعماق جامعه» سوق دهند و از جهتی دیگر، وسیله‌ای به‌دست آورند كه اندیشه‌های سنّتی و حوزوی را به نحوی به جهانِ علم معرفی نمایند.یكی از افراد بارز این طبقه، مرحوم سیّدجلال‌الدین آشتیانی بود كه با آشنایی با پروفسور هانری كُربن موفق شد خلاصه و نقاوه اندیشه‌های دانشمندان ایرانیِ قرون اخیر را در چهار مجلّد كتاب منتخب آثار حكمای الهی ایران منتشر سازد و با یاری و كمك او و دكتر سیّدحسین نصر، آن را بر جهان علم و دانش ارائه دهد و نیز با نشر آثارِ آن دانشمندان و نگارشِ تعلیق و مقدمه بر آن‌ها، قاطبه طلاّ بِ حوزه و دانشجویان دانشگاه را بر اهمیّت و ارزش آن آثار واقف گرداند.


    دوستی و آشنایی من با استاد آشتیانی به متجاوز از شصت سال پیش بازگشت می‌كند؛ یعنی، به زمانی كه من در «مدرسه سپهسالار قدیم» طیّ سال‌های 1326ـ1323 حجره‌ای داشتم، و به تحصیل مقدمات علوم عربیّت و منطق و بلاغت و اصولِ فقه مشغول بودم. در آن زمان مرحوم میرزامهدی مدرّس آشتیانی راتبه تدریسِ آن مدرسه را عهده‌دار بود و چنان‌كه می‌گفتند، مدرّسِ آن مدرسه باید اَعلمِ زمانِ خود در علوم عقلی، یعنی فلسفه و كلام و منطق و عرفان نظری باشد كه در واقع، آن مرحوم فلسفه مشّاء ابن‌سینا و حكمت اشراقِ شیخ‌شهاب‌الدّین سهروردی و عرفان محیی‌الدّین ابن‌العربی و كلام فخر رازی و حكمت متعالیه ملاصدرا را با عنایت كامل به قرآن كریم و احادیث ائمّه اطهار ــ علیهم‌السّلام ــ در وجود خود جمع داشت، و شایسته آن مقام و سزاوارِ لقب «فیلسوف شرق» كه بدان شهرت داشت، بود.
    آن استاد، گذشته از مقام شامخ علمی از نجابت و مناعت طبع و اخلاق حسنه‌ای كه شیوه متألّهان بزرگ است، برخوردار بود كه پیر و جوان را شیفته خُلق و خویِ ملكوتی خود می‌نمود. گذشته از مشایخ و پیرمردان كه از شمع وجود و علم سرشار او استفاده می‌كردند، شماری از طلاّ ب جوان را هم به خود جذب و جلب كرده بود. چنان‌كه من كه هفده بهار از زندگی‌ام بیش نگذشته بود، با مرحوم شیخ‌ابراهیم صاحب‌الزّمانی (پدر دكتر ناصرالدّین صاحب‌الزّمانی، نویسنده كتاب خطّ سوم) كه چند ده‌ سال از من بزرگ‌ تر بود، در برابر آن «مجسمه علم و تقوی» زانو می‌زدیم.
    در میانِ آن طلاّ ب و مستفیدان كه معمّم و متلبّس به لباس روحانیّت بودند، توجه استاد بیشتر به طالب علمی جوان معطوف بود كه او هم، مانند من عمامه بر سر نداشت، ولی بر روی كت و شلوار سرمه‌ای‌ رنگِ خود عبای نازك و نظیفی افكنده بود. او نه تنها در درس حاضر می‌شد، بلكه پیش از درس و پس از درس با سایر طلاّ ب به بحث و مذاكره می‌پرداخت و تسلّط خود را بر مناظره و جدل آشكار می‌ساخت. این طالبِ علمِ جوان هرچند كه به سن از دیگران پایین‌تر بود، ولی در ناصیه‌اش آثارِ بزرگی پدیدار بود:

    بالای سرش ز هوشمندی می‌تافت ستاره بلندی
    استادِ پیر، با فراستِ كم‌نظیرِ خود این درخشندگی را در پیشانی طالبِ علم جوان خوانده بود و او را بیش از دیگران به خود مقرّب و در سفر و حضر همراه می‌ساخت. این طالبِ علم كه بعدها به مدّت متجاوز از چهل‌سال چراغ حكمت و عرفان را در مشهد مقدّس رضوی، در حوزه و دانشگاه، تابان و فروزان نگه داشت، همین «استاد سیّدجلال‌الدین آشتیانی» بود؛ او كه می‌دانست كه آن خورشید درخشان یعنی میرزامهدی آشتیانی در سراشیبی اُفول است، می‌خواست كه لحظه‌ای از مصاحبت او را از دست ندهد، از این روی، این محبّت و ملازمت را بسیار مغتنم می‌شمرد و در عین این‌كه در قم از درس مرحوم آیت‌الله سیّدحسین بروجردی در علوم نقلی برخوردار می‌گشت، هفته‌ای چند روز به تهران می‌آمد و علوم نقلی را نزد استاد میرزامهدی آشتیانی فرامی‌گرفت.
    وقتی كه دست تقدیر الهی آن چراغ تابان را از پیش روی او برداشت، شمع فروزانی در كنارش نهاد و سیّدجلال‌الدّین آشتیانی در شهر قزوین به حلقه درس مرحوم آیت‌الله سیّدابوالحسن رفیعی قزوینی پیوست و در همان اوقات و سنین از محضر اساطین و استادان بزرگ فلسفه و كلام و عرفان و اخلاق هم‌چون امام‌خمینی و علاّ مه طباطبایی ــ رضوان‌الله تعالی علیهما ــ بهره‌ مند می‌گردید تا آن‌كه در حوالی سال 1340 جهت تدریس به دانشگاه مشهد دعوت شد، و متجاوز از چهل‌سال، حوزه و دانشگاهِ مشهد را از وجود پُربركت خود بهره‌مند گردانید.

    ***
    سیّدجلال‌الدّین آشتیانی، هم‌چون اسلافِ خود از صفات برجسته و والای انسانی برخوردار بود.
    آشتیانی همیشه آشنایی‌های دیرینه خود را با من كه در زمان تلمّذ نزد مرحوم آقامیرزامهدی آشتیانی داشتیم، گرامی می‌شمرد و در سفرهایی كه به قم داشتم مرا تنها رها نمی‌كرد و همیشه من را بر اهداف مشترك‌مان كه احیاء مواریث علمی حكیمان متألّه قرون اخیر بود، یاری و تشویق می‌كرد.
    در روز شانزدهم بهمن‌ماه 1348 كه نخستین مجلّد از «سلسله دانش ایرانی»، یعنی شرح منظومه حاج‌ملاّ هادی سبزواری كه با مقدمه فارسی و انگلیسی و فهرست مصطلحات با معادل لاتین منتشر و عرضه می‌شد، او و پروفسور ایزوتسو و دكترسیّدحسین نصر در محل «مؤسسه مطالعات اسلامی» سخنرانی تشویق‌آمیزی كردند، و آشتیانی گفت: «این نخستین بار است كه یك كتاب حوزه‌ای با این اسلوبِ نفیس، كمّآ و كیفآ، منتشر می‌شود».

    در سال 1354 او كتاب انوار جلیّه ملاّ عبدالله زنوزی را كه تصحیح كرده بود، تقدیم به «مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مك‌گیل» ــ شعبه تهران ــ كرد كه با مقدمه انگلیسی دكتر سیّدحسین نصر، شماره 18 «سلسله دانش ایرانی» شد كه اكنون افزون بر هشتاد (80) شده است.
    در هشتم خردادماه 1378 كه به یادبود سی‌امین سال تأسیس «مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه تهران ـ دانشگاه مك‌گیل» همایشی بین‌المللی تحت عنوان «اهمیّت ارزش میراث علمی اسلامی ــ ایرانی» در تالار علاّ مه امینی دانشگاه تهران تشكیل دادیم او پیامی محقّقانه و مهرآمیز فرستاد و من را بر این خدمتِ سی‌ساله تشویق و تمجید كرد.

    او كه همه عمر خود را به تحقیق و تتبّع و تدریس و تألیف سپری ساخته بود، در پی جاه و جلال دنیوی و احترام ظاهری نبود و «باقیات صالحات» را به «جزئیات داثرات» نفروخت و بدون اغراق می‌توان او را از مصادیق بارز كلمه شریف «حكیم» دانست كه خداوند بزرگ فرمود: «یُؤتی الحكمهَ مَن یَشَاءُ و مَن یُؤتَ الحِكمة فَقَد أُوِتیَ خَیرآ كَثیرآ». خداوند، باران‌های رحمت و مغفرت خود را بر آن استاد فرزانه و حكیم یگانه فرو ریزاناد و او را در بهشت‌های برین خود جای دهاد.

    در پایان از سروران گرامی كه دعوتِ او را اجابت و خاطره‌ای از او حكایت كردند، سپاسگزار است و با تأسّی به آنان خود خاطره‌ای را از آن آزادمردِ بافتوّت كه قبلا در جلد اول محقّق‌نامه (صفحه 75) منتشر ساخته‌ام، نقل می‌نمایم:
    در سال 1373 همایشی تحت عنوان «كتاب و كتابخانه در تمدّن اسلامی» به وسیله «بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی» در «هتل الغدیر» مشهد برگزار شد كه جمع كثیری از علمای بزرگ حوزه قم و مشهد و استادان دانشگاه در آن شركت كرده بودند. از استاد دكتر ذبیح‌الله صفا كه با پایمردیِ دكتر علی‌اكبر ولایتی پس از هفده‌ سال دوری از وطن به ایران برگشته بود، خواسته بودند كه در این همایش شركت كند و سخنرانی‌ای درباره «نقش كتاب و كتابخانه در گسترش علم و تمدّن اسلامی» ایراد نماید. در یكی از همان ایام خبر دادند كه استاد سیّدجلال‌الدّین آشتیانی می‌خواهد بعد از شام از استاد دكتر ذبیح‌الله صفا دیدار به‌عمل آورد. در سرسرای هتل جمعی از شركت‌كنندگان كه بیشترشان فرهنگی و دانشجو بودند، به دورِ میزی گِرد آمدند و ناظر و سامع گفت‌وگوی این دو استاد بودند. هنگام خداحافظی، استاد آشتیانی با یك حركت جوانمردانه خَم شد و دست استاد صفا را در جمع حاضران بوسید و با این عملِ خود خواست بی‌مِهری و كم‌لطفی‌ای را كه در ازای خدمات پنجاه‌ساله استاد صفا به زبان و ادب فارسی شده بود خود یك‌تنه جبران نماید. «جزاه‌اللهُ عن العلم خیرالجزاء».

    ...




    ویرایش توسط سدید : ۱۳۹۰/۰۳/۲۱ در ساعت ۲۲:۵۴
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0

    زندگی نامه ی علامه آشتیانی به قلم خود ایشان




    زندگی نامه سید جلال الدین آشتیانی به قلم خود ایشان





    1- تولد و تحصیلات ابتدایی


    حقیر سال 1304 خورشیدی كه در قصبه ی آشتیان (كه اكنون به شهری مبدل شده ) از مضافات سلطان آباد عراق (اراك ) متولد شدم. دوره ابتدایی را در دبستان خاقانی آنجا به پایان رساندم و در مكتب خانه قدیم، گلستان سعدی و نصاب الصبیان و تاریخ معجم و جامع المقدمات در صرف و نحو و قسمتی از درّه نادری و نیز قسمتی از كتاب شرح سیوطی را قرائت نمودم.
    __________________________________________________ ______________

    2- تحصیل در قم



    در 1323 خورشیدی به تشویق و راهنمایی و مساعدت روحانی آشتیانی به دارالعلم قم مسافرت كردم و از آنجا كتاب مغنی و مطول و قسمت زیادی از شرح لمعه در خدمت مرحوم آقای صدوقی یزدی كه دارای استعداد و هوشی قابل توجه و حافظه ای قوی و بیانی روان و جذاب بود خواندم. جلد اول كفایه و چند سال قبل از آن، شرح شمیسه را خدمت آیت اللّه حاج میرزا عبدالجواد جبل عاملی اصفهانی كه (به تمام معنی مرد خدا بود) قرائت كردم سپس به معرفی آقا میرزا مهدی آشتیانی، خدمت مرحوم حاج شیخ مهدی مازندارنی كه در معقول از تلامیذ آقا میرزا حسن كرمانشاهی آقا میرشهاب الدین تبریزی و در منقول از شاگردان حاج شیخ فضل اللّه نوری و آقا سید عبدالكریم مدرس و آقا سید محمدكاظم یزدی و شیخ الشریعه ی اصفهانی بود شروع به قرائت شرح منظومه ی حكیم سبزواری و مكاسب شیخ اعظم انصاری نمودم و تا اواخر الهیات منظومه و قسمت زیادی از شوراق و بعد قسمتی از امور عامه ی اسفار را نزد آن مرحوم فرا گرفتم.
    حاج شیخ مهدی خیلی منظم و مرتب درس خوانده بود و آنچه را كه خوانده بود، از عهده ی تدریس آن بر می آمد و از بیانی فصیح نیز برخوردار بود. بنده قسمتی از امور عامه ی اسفار را خدمت آن مرحوم قرائت كرده ام. ایشان درس تفسیری هم داشت كه قابل استفاده بود. او با دقت شفا و اسفار و شرح اشارات را نزد اساتید نامی قرائت كرده بود و دروس منقول را نیز بهترین اساتید فرا گرفته بود. شخصاً مردی متقی و پرهیزگار و بی علاقه به شهرت و خودنمایی بود. اسلام و تشیع در عمق روح او ریشه داونده بود لذا با تمام هویت معتقد به مبدأ و معاد و متحقق به قواعد عقلی و فلسفی و عقاید دینی و متمحض در سلك توحید و اهل عبادت و پایبند به نوافل و ادعیه و اوراد بود چون منزوی از خلق بود، بدبین بود. و شاید چیزهایی می دانست و می گفت كه ما نمی دانستیم. به قول مرحوم استاد علامه، آقای مطهری، مثل اینكه حرفهای حاج شیخ مهدی روی میزان بوده است و راست از كار در می آمد. البته انزوا، خودبینی می آورد به خصوص در او كه عوامل خارجی نیز در افكارش مؤثر بود. مدت هشت سال به درس فقه و اصول خاتم الفقها - آیت اللّه العظمی بروجردی - اعلی اللّه قدره فی النشئاب الالهیه - و مدت یك سال به درس عالم مجاهد مظهر صفات ربانی، آقا سید محمدتقی خوانساری «قده » حاضر شدم.

    __________________________________________________ _______________


    3- تحصیلات نجف



    در مدت دو سال اقامت در نجف از دروس مرحوم فقیه ربانی آقای حكیم - اعلی اللّه قدره - و استاد محقق عالم عادل و مجتهد بارع آقا سید عبدالهادی شیرازی كه در علم و عمل از نوادر بود، استفاده كرده ام ولی مرتب و بدون وقفه به درس فقه و اصولی نامدار و حكیم آقا میرزا حسین بجنوردی خراسانی حاضر می شدم كه سرعت انتقال و فهم مستقیم را با حافظه ی حیرت آور توأم كرده بود. آقا میرازحسن، ادبیات را نزد میرزاعبدالجواد ادیب نیشابوری فرا گرفته بود. اغلب قصاید شعرای خراسان را حفظ داشت. از حكیم صفای اصفهانی و شعرای آن زمان مثل ملك الشعرا بهار اشعار زیاد در حافظه داشت و اشعار فكاهی ایرج را نیز برای ما می خواند. مرحوم علامه مظفر آقا شیخ محمدرضا، می فرمود: «میرزا شاید حدود صد هزار شعر از شعرای عرب، آن هم قصایدی كه در مدح حضرت رسول و حضرت امیرمؤمنان گفته شده است، حفظ دارد. » در حكمت و فلسفه از تلامیذ برجسته ی آقا بزرگ حكیم و حاج فاضل خراسانی و در منقول از افاضل حوزه ی آقا ضیاءالدین عراقی و آقا میرزاحسین نائینی بودند. آقا میرزاحسن تمام مواردی را كه سعدی از متنّبی متأثر شده است، حفظ بود و قرائت می كرد و اثبات می كرد كه سعدی مطلب را ادا كرده است. در حكمت و فلسفه، حدود پنج سال به درس استاد علامه، حاج میرزا محمدحسین طباطبایی تبریزی حاضر شدم و چند سال از درس تفسیر و اصول فقه آن مرحوم استفاده كردم.


    استاد ، علامه سید جلال الدین آشتیانی



    4- تحصیل حکمت و عرفان



    مرحوم آقای طباطبایی كفایه را به انضمام حواشی استاد خود حاج شیخ محمدحسین اصفهانی برای حقیر و جمعی از دوستان تدریس فرمودند. آقای طباطبایی علاوه بر جامعیت در علوم معقول و منقول، انسانی تمام عیار بود، مدتها در علم سلوك و اخلاق به سبك اساتید فن در اعتاب مقدسه مثل آقا میرزاعلی آقای قاضی و حاج میرزا حبیب ملكی و اساتید طبقات بعد از آنها، روح و سرشت پاك طبیعی و ذاتی خود را با علم و عمل و اخلاق كسبی توأم كرده بود. لذا شخصی سلیم النفس و دارای اعتدال روح به اخلاق ارباب معرفت متخلق بود. به حقیر لطف فراوان داشت و در تمام مدتی كه به درس ایشان می رفتم یا در منزل و گاهی در ییلاقات حسب الامر او در خدمتشان بودم، ذره ای هوی و هوس و مختصر انحراف از جاده ی عدالت در ایشان ندیدم، ملكی بود در صورت انسان. قوی الایمان، سلیم الجنبه و در واقع عمل و رفتار او خود به خود انسان را به طرف معنویات سوق می داد، كه از معصوم وارد است: «كونوا دعاة الناس بغیر السنتكم » .

    حقیر بر خلاف آنچه كه شهرت دارد، از محضر مرحوم آقای میرزامهدی آشتیانی استفاده نكرده ام. ایامی كه آن مرحوم حال تدریس داشت، نگارنده استعداد استفاده از او را فاقد بودم و این اواخر كه اسفار و شفا می خواندم، آقا میرزامهدی بستری بود. برخی از مشكلات فلسفی و عرفانی را آن مرحوم برای حقیر تقریر می فرمودند. ایشان نیز مردی بسیار سلیم النفس بود- كلیه ی مبانی حكمای مشّاء و اشراق و حكمت متعالیه ی ملاصدرا را از حفظ داشت. در عرفان احاطه ی حیرت آوری داشت و آنچه را كه نزد اساتید فرا گرفته بود، به واسطه ی سرعت انتقال و حافظه ی عجیب، در حفظ داشت، اغراق گویی نكرده ام.

    حقیر حدود یك سال در درس اسفار استاد نامدار و عالم متقی آقا میرزا احمد آشتیانی حاضر شده است. اگر چه كثرت سن و ضعف ناشی از كهولت مانع بود كه آنچه را می داند، تقریر نماید ولی استاد مسلم بود. مرحوم آقا میرزا احمد در نجف كه اسفار تدریس می كرد، یك صحفه اسفار چاپ سنگی را یك هفته تدریس می كرد. در این اواخر به حافظه و حضور ذهن او مطلقاً خللی راه نیافته بود. مشكل ترین مباحث اسفار را بدون مطالعه ی قبلی برای انسان حل می كرد. شرح فصوص قیصری و تمهیدالقواعد و نصوص قونوی و شرح مفتاح الغیب را نزد آقا میرزاهاشم قرائت كرده بود و استاد این فن بود.

    بعد از قرائت الهیات و امور عامه ی اسفار و الهیات شفا، تابستان به تهران مسافرت كردم. یكی از دوستان حقیر (مرحوم حاج میرزاتقی آجیلی ) از تجار تهران كه در قزوین كارخانه ی خشكبار داشت، پیشنهاد كرد كه برویم به قزوین، نگارنده تا آن زمان مرحوم استاد اعظم (سید سادات اعاظم الحكما) آقای حاج میرزا ابوالحسن قزوینی را زیارت نكرده بودم. بعد از ورود به قزوین، بعدازظهر آن روز رفتم مدرسه التفاتیه، طلاب گفتند آقای رفیعی نیم ساعت دیگر تشریف می آورند.


    خدا رحمت كند حاج شیخ علی اصغر تاكندی را كه در حال كهولت سن به سر می برد و اخلاق محمدی داشت، از، بند ه دعوت كرد و در جلوی حجره ی فرزندش كه در آن زمان طلبه بود و فعلاً از فضلاست با قلیان و چای پذیری كرد. آقای ابوالحسن وارد شدند، دارای هیبت و وقار خاصی بود. پیشیانی بلند و نظری گیرا داشت. خوش صحبت و با اطلاع و نیك محضر بود. تاریخ ایران را بعد از دوران اسلام حفظ داشت بحارالانوار مجلسی را مكرر مطالعه كرده بود و به تمام ضعف آن آشنا بود. در فلسفه در بین اساتید تهران، محضر آقامیرزاحسن كرمانشاهی اعلی اللّه مقامه را درك كرده بود. سفر نفس اسفار و الهیات شفا را از قرار اظهار خود محروم آقا میزامحمود آشتیانی، نزد آقا میرزاحسن و منظومه را نزد حاج فاضل تهرانی قرائت كرده بود. مقدمه ی قیصری و قسمتی از فص آدمی را نزد آقامیرزامحمود قمی خوانده بود، ولی در فن عرفان تسلط نداشت، هنر او در آثار ملاصدرا ظاهر و بارز بود.
    عرفان كار قلندری است كه در وادی دیگر سیر كند. كتاب اسفار و حواشی ملاصدرا بر مفاتیح الغیب و حواشی ملاصدرا بر حكمت الاشراق در حافظه داشت و گویی خداوند او را برای تدریس اسفار خلق كرده بود. نگارنده بعد از چند جلسه گمشده ی خود را یافتم، آن مرحوم عنایت خاص به حقیر داشت. بعد از نماز مغرب و عشا حدود سه ربع ساعت منبر می رفت و یكی از آیات قرآنیه را تفسیر می نمود. آن زمان حدود شصت سال داشت و بسیار قوی البنیه و با نشاط بود.


    از طلاقت لسان و عذوبت بیانی بی نظیر برخوردار بود، وقتی كه حال تدریس داشت، با بیان سحار خود هنگام تقریر مبانی صدرالمتألهین نفس انسان را در سینه حبس می نمود و اعجاز می كرد. آن چنان احاطه ای داشت كه وقتی مباحث اسفار را عنوان می كرد، حقیر كه شرح حكمت الاشراق با تعلیقات آخوند ملاصدرا و شفا را با حواشی آخوند و شر اشارات قبلاً مطالعه می كردم، به عیان می دیدم كه به همه ی مشارب فلسفی احاطه و اشراف فوق العاده دارد و درس او ناظر به تمام مشارب فلسفی است. استاد- اعلی اللّه درجاته - در عرفان تخصص نداشت، ایشان از حوزه ی آقامیرزاهاشم استفاده نكرده بود. نگارنده و چند نفر از دوستان كه در خدمتشان اسفار می خواندیم، استدعا كردیم، مقدمه ی قیصری تدریس بفرمایند. در همان ابتدای ورود، در مقام تقریر فصل اول مقدمات قیصری معلوم شد كه استاد در عرفانیات توانایی ندارد و آن عذوبت بیان در این مقام و مشهد از او دیده نمی شد، بنده احساس كردم مرد میدان فصوص ابن عربی نیست.


    __________________________________________________ ___________

    5- در محضر علامه قزوینی

    مرحوم رفیعی به خواهش حقیر ایام تعطیلی نوروز به قم مشرف شدند، حقیر و مرحوم استاد علامه حاج آقا مصطفی و برخی از دوستان سفر نفس اسفار را خدمت ایشان شروع كردیم و درس خارج اصولی هم برای ایشان قرار دادیم به این عنوان كه مدتی در قم از محضرشان استفاده كنیم. حضرت امام مدظله فرمودند دو سال هم بتوانید آقای حاج سید ابوالحسن را در قم نگه دارید، غنیمت است، ولی ایشان بعد از یك ماه مصمم شد كه به قزوین مراجعت كند. نگارنده ی این سطور و آقای مهدوی كنی و برادرشان و آقای امامی كاشانی برای ادامه ی استفاده از محضرشان به قزوین رفتیم. با صراط تمام باید عرض كنم كه او در بین اساتید ما مرد میدان اسفار بود و لاغیر، ادعایی هم نداشت كه به جای منظومه تدریس شود. فرمودند منظومه بهترین كتاب است برای كسی كه بخواهد به فلسفه ی ملاصدرا آشنا شود و بعد از اسفار بخواند. صراحتاً فرمودند: «من خودم را می شناسم بعد از صرف مدتی وقت اگر بخواهیم اثری جامع و متوسط بین كتب مفصل ملاصدرا و آثار موجز او به وجود آورم، قهراً سه درجه از شواهد ربوبیه نازل تر خواهد بود. «همین كه حس می كرد ما او را مرد میدان اسفار می دانیم، خوشحال بود. مرحوم شیخ غلامعلی شیرازی و آقامیرزاعلی محمد اصفهانی نیز مانند دیگر تلامیذ آقامحمدرضا و آقا علی مدرس استاد ماهر بودند. آقا شیخ غلامعلی خیلی زودتر از معاصرانش به سرای باقی شتافت.

    آقا میرزا علی محمد به نجف مشرف شد و در آنجا به تدریس پرداخت او را تفكیر كردند، به ایران برگشت و مطلقاً از برای ارباب عمامه درس نگفت و در مدرسه ی علوم سیاسی تدریس می كرد و در 1304 خورشیدی به سرای باقی پیوست. آقای قزوینی در علوم نقلی استاد بود و اطلاعات متفرقه ی وسیعی داشت كه حاضران در مجالس علمی را متوجه ی خود می ساخت. ادیبی ماهر بود. كلیه ی آثاری كه در مشروطیت نوشته اند، دیده بود. تاریخ ایران را خوب می دانست. در ریاضیات و علم هیئت تسلط داشت. مدتی را در زنجان برای استفاده از علوم ریاضی از محضر وحید زمان خود آقا میرزا ابراهیم زنجانی (از تلامیذ آقا میرزا حسین سبزواری و جلوه و آقا علی و آقا محمدرضا و در نقلیات از تلامیذ آقا میرزاحسن آشتیانی ) اقامت نمود.


    __________________________________________________ _

    • فهرست آثار

    حقیر (سیدجلال آشتیانی ) برای آنكه مختصر اندوخته ی خود در ربوبیات را از دست ندهد، به تألیف آثار علمی پرداخت اولین اثر حقیر، 1- هستی از نظر فلسفه و عرفان است كه در 1338 در مدت بیست روز آن را به سلك تحریر آوردم.

    اثر دوم نگارنده 2- شرح حال و آراء فلسفی ملاصدرا است كه در كمال ایجاز نوشته شده است و آن را خیال دارم در دو جلد به تفصیل در آورم.

    اثر سوم حقیر چاپ 3- شرح آخوندملامحمد جعفر لنگرودی بر مشاعر ملاصدرا است، حاج ملامحمد جعفر از شاگردان آخوندنوری است. این شرح با مقدمه ی راهگشای استاد محقق جلال الدین همائی - اعلی اللّه مقامه - و تعلیقات مفصل حقیر به انضمام سیر فلسفه ی اسلامی از زمان میرداماد و میرفندرسكی تا عصر حاضر چاپ و منتشر شد.

    4-المظاهر الالهیه ی ملاصدرا را قبل از شرح مشاعر با مقدمه و تعلیقات چاپ كردم.

    اثر پنجم نگارنده 5-شرح مفصل بر مقدمه ی قیصری بر شرح خود بر فصوص ابن عربی است. نگارنده این شرح را تقدیر مرحوم آقای آشتیانی نمودم، بعد كه دوباره خدمت آن استاد محقق رسیدم، فرمودند «این شرح را با ذوق و علاقه بر عرفانیات و به زور استدلال شرح كرده ای. مواضع مشكل مقدمه و فص آدمی و شیثی را به دقت مطالعه كن. بعد از مطالعه ی دقیق و درك مواضع عویصات، مطالب را برای توبیان می كنم. »

    6- مقدمه ی مفصل بر شواهدی ربوبیه ی آخوند ملاصدرا اثر ششم نگارنده است كه جزء انتشارات دانشگاه مشهد با حواشی محقق سبزواری چاپ و نشر شد. این مقدمه ی در نحوه ی تأثیر افكار ملاصدرا در معاصران و اساتید بعد از او تا زمان آخوند نوری و رونق گرفتن آثار این فیلسوف در مدارس و حوزه های علمی و سیر نزولی آن تا زمان حاضر و نیز بیان تأثیر افكار ابن عربی در اساتید دوران صفویه و زندیه و قاجاریه است. در این ادوار فقها و مجتهدانی نظیر آقا حسین خوانساری و محقق سبزواری، صاحب ذخیره ی شیخ الاسلام اصفهان، و فقیه كم نظیر فاضل هندی سید محمد فرزند تاج الدین حسن اصفهانی استاد معقول و منقول بودند. از فاضل هندی مؤلف كتاب عالی در فقه اهل بیت (ع ) به كشاف اللثام تعبیر می كنند. شیخ جعفر كاشف الغطا گفته بود: «اگر كشف اللثام را ندیده بودم، باور نداشتم كه در اولاد اعاجم فقیه به وجود آید. » به هر حال، جلد اول منتخبات فلسفی را بعد از مجموعه ی آثار چاپ نشده ی حكیم سبزواری به انضمام قمست فرانسوی، چاپ و منتشر نمود. به نظرم می آید كه حدود چهل كتاب و رساله از 1340 خورشیدی تا 1361 هجری شمسی چاپ و منتشر نموده ام.


    7و8- مقدمه های مفصل براصول المعارف محقق فیض و رسائل فلسفی ملاصدرا، المسائل القدسیه و اجوبة المسائل متشابهات القرآن نیز از آثاریست كه از سوی انتشارات دانشكده ی الهیات در دسترس اهل ذوق قرار گرفت.

    9- بهترین اثری كه در این اواخر منتشر كردم، مشارق الدراری، شرح سعیدالدین سعید فرغانی است بر تائیه ابن فارض كه از حیث اشتمال بر امهات قواعد عرفانی و فروعات متفرقه بر این اصول نظیر ندارد. این كتاب تقریر درس شیخ كبیر قونوی است كه از قرار مقدمه ای كه به قلم مبارك خود بر این شرح نوشته، ابیات تائیه را در دیار مصر و شام و روم برای جمعی از اعاظم تلامیذ خود شرح می نموده و شاگردان بیانات استاد را می نوشتند. قونوی تقریرات فرغانی را پسندید و بر آن مقدمه نوشت. فرغانی از خود نیز مایه گذشته است.


    منبع :
    http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=11629

    ویرایش توسط سدید : ۱۳۹۰/۰۳/۲۱ در ساعت ۲۳:۴۰
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود