صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا قرآن به تنهائی هدایت بخش است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7

    آیا قرآن به تنهائی هدایت بخش است؟




    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام به همه عزیزان و قرآن دوستان

    مدتها بود به دنبال فرصتی می گشتم تا یکی از مباحث اصلی و پیش زمینه درباره پرسش های دینی را مطرح سازم و آن جنبه های هدایت گری قرآن و به عبارتی کافی بودن قرآن در پاسخگوئی به شبهات دینی است.

    با کلیک روی سر عناوین زیر سریعتر به سر فصل مورد نظر برسید.
    ضرورت بحث
    ادعای ما چیست؟
    توجه قرآن به کدام مرحله بیشتر است؟
    خدا و رسول در چه چیزهائی با هم برابرند؟
    حجیت قرآن در گرو تبیین پیامبر
    رفتار و گفتار پیامبر به تنهائی (بدون استناد به قرآن) حجت شرعی است!
    سیره عملی مسلمین بر ناکافی بودن قرآن در هدایت بشریست!
    آیا تفصیل و تشریح احکام اختصاص به پیامبر دارد؟
    فلسه احکام از منظر قرآن
    فلسفه احکام از منظر پیامبر و اهل بیت
    فوائد علمی برخی از احکام علت حکم نیست
    خاتمه
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۰/۰۳/۲۲ در ساعت ۲۳:۳۹
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    ضرورت بحث
    یکی از مطالبی که غفلت از آن باعث شده مباحث بسیاری به حاشیه رود یا پرسشگر قانع نشود و در نتیجه تلاش پاسخگویان هدر رود بحث زیربنائی هدایت آفرینی قرآن می باشد.
    آيا در متن آیات قرآن همه چيز هست؟
    آیا فلسفه احکام بیان شده است؟
    اگر هست، چه نيازي به سنت پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم؟
    آیا فلسفه احکام در بیان پیامبر مطرح شده است؟
    آيا سخن عمر که گفت حسبنا کتاب الله صحيح است؟
    چه نيازي به اين همه روايات که در کتب شيعه و سني جمع‌آوري شده است؟

    يا سؤالاتي دقيق‌تر:
    نظر قرآن درباره حجاب و فلسفه آن چيست؟
    نظر قرآن درباره ائمه شيعيان چيست؟
    نظر قرآن درباره ارتباط دختر و پسر چيست؟
    نظر قرآن درباره مسائل سياسي چيست؟
    نظر قرآن درباره روابط اجتماعي چيست؟
    نظر قرآن درباره اقتصاد چيست؟
    نظر قرآن درباره سنگسار، نجاست سگ و.... چيست؟
    نظر قرآن درباره فلسفه احکام چیست؟

    در اين تاپيک سعي داريم، بصورت ريشه‌اي به اين مسأله بپردازيم که آيا قرآن به تنهائي جوابگوي همه سؤالات ما خواهد بود يا خير؟



    مخاطب ما کیست؟
    مخاطب ما در این تاپیک دو گروه هستند:
    کسانی که خدا و رسول و قرآن را باور دارند و به دنبال فهم دین و یافتن پاسخ شبهات دینی می باشند.
    کسانی که خدا و رسول را باور ندارند اما فرض را بر مسلمانی گرفته و طبق آن سؤالات و شبهاتی را مطرح می سازند.

    بحث بر محور قرآن
    حال که مخاطب مشخص شد، قرآن را بعنوان تنها منبع مستند این بحث قرار می دهیم، و تنها به روایاتی استدلال می کنیم که مورد اتفاق پیروان مکتب اهل بیت و پیروان مکتب خلفاء باشد، (یعنی سیره قطعی پیامبر) و بحث قرآنی را به همراه پرسش و پاسخ پیش خواهیم برد، انشاء الله صاحب قرآن توفیق فهم دقیق قرآن را به ما عنایت نماید، اللهم آمین.
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۰/۰۳/۲۲ در ساعت ۲۰:۳۷
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    ادعای ما چیست؟
    ما مدعی هستیم در مرحله اول، قرآن کریم در پذیرش اصل دین و اصول اعتقادات، عقل بشر را مخاطب قرار داده و از او خواسته بیاندیشد، در این اندیشیدن، قرآن به کمک عقل آمده و راه و رسم فکر و ایده صحیح را مقابل او قرار داده تا به انتخاب خودش بهترین را انتخاب کند، در این مرحله به عقل آزادی کامل داده شده تا خیر و شر مسیر زندگی خود را بشناسد و اگر دین را انتخاب کرد نوبت به مرحله دوم می رسد.
    در مرحله دوم و هنگامی که دین پذیرفته شد (یعنی عقل فهمید به مرجعی بالاتر از خود برای تشخیص حق و باطل و مفسده و مصلحت نیاز دارد) چون عقل، خود را هم شأن وحی نمی داند (تا آموزه هایش را با احکام عقلی بسنجد) وحی نیز چنین حقی را برای عقل قائل نیست که به عمق آموزه های دینی برسد لذا از او خواسته تبعیت محض نماید چه خیال کند فلسفه احکام شرعی را فهمیده و چه نفهمیده باشد.

    به عبارتی دیگر، دو مرحله فوق را می توان به مسائل اعتقادی و فقهی نیز تقسیم کرد، یعنی آنجاکه بحث اصول دین مثل توحید (و سائر صفات خداوند مثل عدالت و حکمت) نبوت (و عصمت انبیاء و علم غیب و جانشنین پیامبر و غیره) و معاد (اصل معاد نه کیفیت مراحل مرگ و برزخ و محشر و ... زیرا این موارد به کمک وحی قابل توصیف و تشریح است) باشد پذیرش اصل آنها را از خود عقل خواسته و آن را دعوت به تدبر و تعقل و تفکر نموده است، یعنی قرآن بعنوان یک معلمی دلسوز راه را برای درست فهمیدن باز گذاشته است، اما وقتی نوبت به احکام فقهی و شرعی می رسد میدان تفکر در برابر عقل بسته می شود تبعیت محض جای آن را می گیرد و چرائی احکام شرع را فقط بعنوان زیاد شدن اطلاعات و آگاهی بداند نه اینکه مدعی شود تا فلسفه حکم را ندانم عمل نمی کنم، قرآن به شدت با این مسئله برخورد کرده و این کار را ضد توحید و نبوت و معاد می داند، یعنی عمل نکردن به احکام فقهی را معادل انکار خدا و رسول دانسته است.
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۰/۰۳/۲۲ در ساعت ۱۹:۴۶
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    توجه قرآن به کدام مرحله بیشتر است؟
    مرحله اول (مباحث اعتقادی) بیشترِ آیات قرآن را به خود اختصاص داده است، اما در مقابل برای مرحله دوم (احکام شرعی) فقط به کلیات بسنده کرده و در موارد بسیار نادری وارد جزئیات نیز شده است، و نسبت به تفصیل و شرح مطالب شرعی و فقهی از مردم خواسته به پیامبر و جانشینان ایشان مراجعه نمایند، بیش از 100 آیه در قرآن شامل همراهی نام پیامبر با خداست، در حالی اگر قرآن برای بیان احکام شرعی کافی بود این همه تأکید برای توجه به کلام اهل قرآن چرا؟(**)
    قرآنی که بیش از 6000 آیه دارد فقط 500 آیه فقهی دارد، آنهم در حد کلیات، مثلا در قرآن هیچ آیه ای برای کیفیت نماز (شامل رکعات، اذکار، مبطلات و غیره) نیامده است، اشاره به مبطلات روزه و شرائط وجوب و صحت آن نشده، احکام حج (کیفیت احرام، محرمات و مبطلات و وقوف و سائر مسائلش) بیان نشده است، یعنی در هیچ کدام از آن 500 آیه به جزئیات و فلسفه احکام اشاره نشده است.
    ــــــــــــــــــ
    برای پاسخ به سؤال فوق تذکر یک نکته لازم است، مقصود از توجه اهمیت نیست، بلکه حجم آیات است، یعنی مقدار آیات به کار رفته در قرآن بیشتر ناظر به کدام مرحله است، و الا اگر مقصود اهمیت باشد، اهمیتی که قرآن به بیان پیامبر داده بسیار زیادتر می باشد، که در پست بعدی آیاتش بیان میشود.
    (**) در پست بعدی آیاتش را به تفصیل بیان خواهد شد.

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    خدا و رسول در چه چیزهائی با هم برابرند؟
    (پاسخ به سؤال فوق را بعد از مطالعه دقیق آیات زیر بخوانید)
    انواع دوستي ها
    از جانب خدا و رسول نسبت به مردم
    انما وليکم الله و رسوله، مائده/55 و 56.
    اغناهم الله و رسوله، توبه/74.
    سيؤتينا الله من فضله و رسوله، توبه/59.

    از جانب مردم نسبت به خدا و رسول
    نصحوا لله و رسوله، توبه/91.
    يقنت منکن لله و رسوله، احزاب/31.
    مهاجرا الي الله و رسوله، نساء/100
    ينصرون الله و رسوله، حشر/8
    رضوا ما آتاهم الله و رسوله، توبه/59 و 62،
    آمنا بالله و بالرسول، نساء/136 و 171، اعراف/158، نور/47 و 62(دومرتبه)، حجرات/15، حديد/7 و 8، تغابن/8.
    لتؤمنوا بالله و رسوله، مجادله/4، فتح/9 و 13، صف/11.
    تردن الله و رسوله، احزاب/29
    آمنوا بالله و رسله، بقره/285، نساء/152، حديد/19 و 21
    استجيبوا لله و للرسول، آل‌عمران/172، انفال/24.
    فردوه إلي الله و الرسول، نساء/59.

    انواع دشمني ها
    از جانب خدا و رسول نسبت به دشمنان
    برائة من الله و رسوله، توبه/1، توبه/3.

    از جانب مردم نسبت به خدا و رسول
    لايحرمون ما حرم الله و رسول، توبه/29
    بحرب من الله و رسوله، بقره/279.
    يحاربون الله و رسوله، مائده/33، توبه/107
    يحادون الله و رسوله، توبه/63، مجادله/5 و 20 و 22.
    شاقوا الله و رسوله، انفال/13(دومرتبه)، محمد/32، حشر/4(دومرتبه).
    عدوا لله و ملائکته و رسله، بقره/98
    يعص الله و رسوله، نساء/14، احزاب/36، جن/23،
    يؤذون الله و رسوله، احزاب/57
    يکفرون بالله و رسله، نساء/150، توبه/54 و 80 و 84.
    يفرقوا بين الله و رسله، نساء/150.
    لاتخونوا الله و الرسول، انفال/27.
    أبالله و آياته و رسله کنتم تستهزؤن، توبه/65.
    کذبوا الله و رسوله، توبه/90.

    تحريم محرمات خدا و رسول:
    لايحرمون ما حرم الله و رسول، توبه/29

    خيرخواهي براي خدا و رسول:
    نصحوا لله و رسوله، توبه/91.

    شاهد بودن خدا و رسول:
    سيري الله عملکم و رسوله، توبه/94 و 105.

    نفي ظلم از خدا و رسول:
    يحيف الله عليهم و رسوله، نور/50.

    خضوع در برابر خدا و رسول:
    يقنت منکن لله و رسوله، احزاب/31.

    هجرت به سوي خدا و رسول:
    مهاجرا الي الله و رسوله، نساء/100

    رضايت خدا و رسول:
    رضوا ما آتاهم الله و رسوله، توبه/59 و 62،

    نصرت خدا و رسول:
    ينصرون الله و رسوله، حشر/8

    ولايت خدا و رسول:
    انما وليکم الله و رسوله، مائده/55 و 56.

    فضل خدا و رسول:
    سيؤتينا الله من فضله و رسوله، توبه/59.

    بي نيازي مردم در اثر فضل خدا و رسول:
    اغناهم الله و رسوله، توبه/74.

    ايمان به خدا و رسول:
    آمنا بالله و بالرسول، نساء/136 و 171، اعراف/158، نور/47 و 62(دومرتبه)، حجرات/15، حديد/7 و 8، تغابن/8.
    لتؤمنوا بالله و رسوله، مجادله/4، فتح/9 و 13، صف/11.
    تردن الله و رسوله، احزاب/29
    آمنوا بالله و رسله، بقره/285، نساء/152، حديد/19 و 21

    پيروزي خدا و رسولان:
    کتب الله لاغلبن أنا و رسلي، مجادله/21.

    عزت خدا و رسول:
    و لله العزة و لرسوله، منافقون/8.

    عهد خدا و رسول:
    عهد عند الله و عند رسوله، توبه/7.

    پناهگاه بودن خدا و رسول:
    و لم يتخذوا من دون الله و لا رسوله و لا المؤمنين وليجة، توبه/16.

    استجابت خدا و رسول:
    استجيبوا لله و للرسول، آل‌عمران/172، انفال/24.

    دعوت به سوي خدا و رسول:
    اذا دعوا الي الله و رسوله، نور/48 و 51.
    تعالوا إلي ما انزل الله و إلي الرسول، نساء/61، مائده/104.

    يکساني وعده خدا و رسول نزد مؤمن ومنافق:
    ما وعدنا الله و رسوله، احزاب/12 و 22.

    صداقت خدا و رسول:
    صدق الله و رسوله، احزاب/22

    ياري رساندن به خدا و رسول:
    ينصرون الله و رسوله، حشر/8.

    تسليم خدا و رسول:
    اذا قضي الله و رسوله، احزاب/36

    پيشي نگرفتن از خدا و رسول:
    لاتقدموا بين يدي الله و رسوله، حجرات/1

    اموال و غنائم و خمس مخصوص خدا و رسول:
    ما أفاء الله علي رسوله من اهل القري فلله و للرسول، حشر/7.
    الانفال لله و الرسول، انفال/1
    فأن لله خمسه و للرسول، انفال/41.

    يکسان بودن محبت مردم به خدا و رسول:
    احب اليکم من الله و رسوله، توبه/24.

    رد به خدا و رسول:
    فردوه إلي الله و الرسول، نساء/59.

    اطاعت خدا و رسول:
    اطيعوا الله و الرسول، آل‌عمران/32 و 132، نساء/13و 59 و 69 و 80، مائده/92، انفال/1 و 20 و 46، توبه/71، نور/47 و 52 و 54، احزاب/33 و 66 و 71، محمد/33، فتح/17، حجرات/14، مجادله/13، تغابن/12.

    مشروط بودن بخشش خدا به طلب آمرزش پيامبر:
    و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما، نساء/79

    مواردی که پیامبر مستقلا محور موضوع قرار گرفته است، موضوعاتی مانند ايمان، اطاعت، معصيت، اذيت، شهادت و غیره:
    و من يطع الرسول فقد اطاع الله، نساء/80.
    معصية الرسول، مجادله/8 و 9
    و عصوا الرسول، نساء/42.
    فرح المخلفون بمقعدهم خلاف رسول الله، توبه/81.
    أن يتخلفوا عن رسول الله، توبه/120.
    و آمنتم برسلي، مائده/12.
    يؤذون رسول الله، توبه/61.
    ما آتاکم الرسول فخذوه، حشر/7.
    و لو ردوه إلي الرسول، نساء/83.
    ليکون الرسول شهيدا عليکم، حج/78.

    پاسخ به سؤال ابتدای این پست طبق آیات فوق این است:
    هر چه مربوط به بندگی خدا و پیمودن راه کمال و سعادت می شود همه و همه از طریق پیامبر ممکن است لا غیر، بدون توجه به پیامبر امکان رسیدن به کمال وجود ندارد، قرآن فریاد می کند من به تنهائی راه کمال را نمی توانم نشان دهم.
    ــــــــــــــــــ
    در اینجا با سرچ ریشه أله و رسل به این نتیجه رسیدم که حدود 150 آیه شد، اما اگر آیاتی که مشتمل بر ضمائری که مرجعش پیامبر بود نیز ثبت می شد حجم آیات چندین برابر می شد.

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    حجیت قرآن در گرو تبیین پیامبر
    علاوه بر 150 آیه ای که در پست قبلی مطرح شد، چند آیه به صراحت علت نزول قرآن را بیان پیامبر می داند:
    أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم‏، ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى (نحل 44)
    ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُون‏ (از آنها بپرسيد كه) از دلايل روشن و كتب (پيامبران پيشين آگاهند!) ما قرآن را بر تو نازل نكرديم مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف دارند، براى آنها روشن كنى و (اين قرآن) مايه هدايت و رحمت است براى قومى كه ايمان مى‏آورند! (نحل 64)

    به لتبین دقت کنید!
    مگر قرآن تبیان کل شئ نیست، پس چرا اینجا فرموده فقط پیامبر می تواند روشن کند، که اگر نکند انزال قرآن معنا ندارد؟
    پاسخش این است:
    قرآن یک قانون اساسی است که در کنار مفسرش هدایت به ارمغان می آورد.

    حال اگر کسی این مفسر را از قانون جدا کرد، آیا میتوان به قانون عمل کرد؟
    قطعا خیر!
    همه کشورهائی که قانون اساسی دارند، به این نکته توجه کردند که برای تفسیر قانون اساسی باید مرجع خاصی باشد نه اینکه هر کسی حق داشته باشد برداشت خودش را بعنوان تفسیر قانون مطرح سازد.
    معنا ندارد قانونگذار بشری به فکر مفسّر برای قانون بشری بوده باشد اما خداوند به فکر تعیین مفسر برای قانون الهی خودش نباشد، با دو تفاوت اساسی که اولا قانون بشری تماما توسط بشر و در حد تفکر بشر نوشته شده و قطعا نیاز کمتری به تفسیر و توضیح دارد، و ثانیا هر چند وقت یکبار مورد بازنگری قرار گرفته تا جبران کاستی های موجود شده باشد، اما قانون الهی که ارتباط مستقیمی با کمال و سعادت بشر داشته و نگاهی به زندگی پس از مرگ انسان نیز دارد قطعا فراتر از بایسته های اولیه بشر بوده و هیچگونه کاستی در آن راه ندارد لذا نیاز بیشتر و دقیقتری به مفسّری آسمانی (با علمی بیکران) دارد، پس فقط همانها قدرت تشخیص صحیح چرائی احکام شرع را دارند، بدیهی است که این قدرت علمی آنها فراتر از اندیشه بشری بوده طبعا قابل تعلیم نمی باشد.
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۰/۰۳/۲۲ در ساعت ۲۳:۴۰
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    رفتار و گفتار پیامبر به تنهائی (بدون استناد به قرآن) حجت شرعی است!
    عده ای سعی می کنند اینگونه وانمود کنند که کلام پیامبر فقط و فقط در بیان وحی و نزول قرآن حجت است، و خداوند او را در همین راستا معصوم نگهداشته، اما اینکه او در کوچه و بازار و مراوده با مردم یا حتی خانواده خود هرچه بگوید حجت شرعی نیست، یعنی امکان خطا بوده و در مواردی نیز وجود داشته است، این اعتقاد آنها با نکاتی که خداوند برای پیامبر بیان داشته است مغایر است، نکاتی مثل:
    1 – با ناطق وحی بودن پیامبر ناسازگار است:
    وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الهْوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَى‏، و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏گويد! آنچه مى‏گويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست! (نجم 3 و 4)
    عبارت ما ینطق را دقت کنید، آنچه می گوید مطلق آمده و هیچ قیدی ندارد، هرآنچه پیامبر بگوید وحی است، گویا خدا فرموده است، پس به محض آنکه ایشان دو لب مبارک را برای سخن گفتن حرکت داد همان وحی است، حجت شرعی است.
    مگر ممکن است پیامبر اشتباه کند و خداوند چک سفید بدهد و بگوید اشتباهات پیامبر نیز وحی است؟
    اینگونه قرآن را معرفی کردن باعث تمسخر نمیشود؟

    2 - با اسوه بودن پیامبر ناسازگار است:
    لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثيراً، مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود، براى آنها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مى‏كنند. (احزاب 21)
    چگونه ممکن است رفتار پیامبر حجت نبوده یا حتی غلط باشد اما خداوند او را معرفی کند و به ما دستور دنبال کار غلط بروید، خصوصا اینکه پیروی از ایشان را مخصوص کسانی که امید به خدا و روز رستاخیر داشته و دائم ذکر خدا می گویند دانسته است.

    پیامبر به چنین جایگاهی رسیده که کلامش و رفتارش حجت شرعی است.

    3 – با ولایت پیامبر سازگاری ندارد، چرا خداوند چنین فرد مطمئنی را ولیّ مؤمنین قرار داد؟
    النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است‏ (احزاب 6)

    خدائی که بشر را آفریده و به او امکانات و آزادی های لازم را عنایت کرده است، وقتی این بشر ایمان آورد یک اختیاردار برای آنها مقرر ساخت، در واقع ولایت آنها را به دست فرد مطمئنی سپرد، از آنها خواست که خواست پیامبر را در تمام شئون زندگی خود مقدم بدارند، حال سؤال اینجاست که آیا این مقام ولایت با مرگ ایشان از بین رفت؟

    به عبارتی دیگر اگر مردم نیاز به ولی نداشتند، در زمان پیامبر نیز نیاز نبود و اگر نیاز به ولی داشتند این نیاز با فوت پیامبر از بین نخواهد رفت، در پست بعدی استمرار این ولایت بیان خواهد شد.
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۰/۰۳/۲۲ در ساعت ۲۰:۴۴
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    آیا تفصیل و تشریح احکام اختصاص به پیامبر دارد؟
    بعد از بیان آیات (150 آیه) و بررسی بیشتر قرآن به این نتیجه می رسیم که کسانی دیگری غیر از پیامبر نیز در ردیف اطاعت خدا و رسول قرار دارند، یعنی مقامشان در این جهت هم ردیف خدا و رسول است، آنها چه کسانی هستند؟ توده مردم به این مقام می رسند؟
    ابتدا نگاهی داشته باشیم به عنوانی که صاحب عنوان هم ردیف خدا و رسول هستند:
    يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ، اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را، نساء 59.
    این اولی الامر کیست؟
    چرا عنوانش کنار نام خدا و رسول باشد؟
    آیا هرکسی که مردم با او بیعت کرده و به او رأی داده باشند لایق چنین جایگاهی است؟
    مردم عادی که تفکر و تعقل و سلائق متفاوتی داشته و طبعا امکان اشتباه نیز دارند، چطور ممکن است خداوند اطاعت خودش را در کنار منتخب آنان قرار دهد؟
    مردم در انتخاب مسائل فردی و شخصی اشتباه می کنند، انتخاب همسر، منزل، مرکب، رفیق، شریک، شهردار و... از مسائلی است که بعضا پشیمانی را به دنبال دارد، یعنی انتخاب غلط بود است، حال انتخاب موارد فوق را قیاس کنید با انتخاب کسی که قرار است دین را به مردم بنمایاند و راه رسیدن به خدا را آموزش دهد!!

    پس اولی الامر حتما حتما باید معصوم و مورد تأیید خداوند باشد، آنها هرکه هستند می توانند مردم را از اختلاف و حیرت درآورند:
    وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى‏ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلاَّ قَليلا و هنگامى كه خبرى از پيروزى يا شكست به آنها برسد، (بدون تحقيق،) آن را شايع مى‏سازند در حالى كه اگر آن را به پيامبر و پيشوايان- كه قدرت تشخيص كافى دارند- بازگردانند، از ريشه‏هاى مسائل آگاه خواهند شد. و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عدّه كمى، همگى از شيطان پيروى مى‏كرديد (و گمراه مى‏شديد). (نساء 83)

    پس باید مسائل اختلافی را به کسانی سپرد که مایه وحدت جامعه بوده و از هرگونه اختلاف بدور باشند، چگونه می شود به بشری دل سپرد که اشتباه بکند؟
    آیا میتوان تصور کردی بشری باشد که اشتباه نکند؟
    پاسخ آن این است که اگر خداوند اراده کند که قلب کسی جایگاه علم قرار گیرد مشکل حل می شود:
    بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ في‏ صُدُورِ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلاَّ الظَّالِمُونَ، ولى اين آيات روشنى است كه در سينه دانشوران جاى دارد و آيات ما را جز ستمگران انكار نمى‏كنند! (عنکبوت 49)
    در واقع آنان نیز به مانند پیامبر مورد تأیید خداوند بوده و طبعا قداست آسمانی دارند، به همین دلیل به مردم توصیه شده از آنان فراگیرید:
    فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ اگر نمى‏دانيد، از آگاهان بپرسيد، (انبیاء 43)
    پس علاوه بر قول رسول، قول کسان دیگری نیز حجت است، آنها که هستند؟ نامشان چیست؟ مشخصاتشان کدام است؟
    پاسخ سؤالات فوق با مراجعه به سیره قطعی پیامبر و روایاتی که متفق بین عامه و خاصه است مشخص می شود، آنها اهل بیت معصوم پیامبر که در رأس آنها علی بن ابیطالب است می باشند، آنها استاد نداشته و تعلیم ندیدند، دستگاه بنی امیه و بنی عباس که سعی زیادی در منزوی کردن آنان داشتند و مطالب زیادی را علیه آنها شایعه می کردند نتوانستند برای آنها استادی بتراشند، به همین دلیل هیچکدام از غاصبان خلافت قدرت کتمان این فضیلت علم یرا برای اهل بیت نداشتند، مراجعات مکرر اصحاب و خلفاء به اهل بیت پیامبر نیز گواه دیگریست.

    بنابراین اگر مطلبی توسط آنها بیان شود هم سنگ و هم سان کلام خدا و رسول حجت است.
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۰/۰۳/۲۲ در ساعت ۲۰:۴۹
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    سیره عملی مسلمین بر ناکافی بودن قرآن در هدایت بشریست!
    اصل این بحث در تاپیک حسبنا کتاب الله دروغی مغرضانه مطرح شده است، لذا در اینجا فقط به اشاره اکتفا می شود تفصیل آن را در اینجا ببینید.
    مسلمانان، صحابه و تمام کسانی که سؤالاتی برایشان پیش می آمد سراغ پیامبر را می گرفتند و از ایشان می پرسیدند، در حالی که قرآن میان آنها بود و روز و شب آن را می خواندند، با اینکه خود عرب بوده و در میانشان کسانی که خواندن نوشتن بلد باشند نیز وجود داشت، اما برای یافتن پاسخ خدمت پیامبر می رسیدند، شاید گفته شود این بر خلاف نظر قرآن است زیرا قرآن خود را تبیان کل شئ می داند، پاسخ می دهیم، آوردنده و مفسر قرآن باید مردم را از این کار منع می کرد از آنها می خواست جواب سؤالات را از قرآن بیابند، اما آنها نه تنها چنین نکردند بلکه به گواهی تاریخ، پیامبر و امیرالمؤمنین مردم را تشویق به پرسش می کردند و اهمیت هم نشینی با عالم را فراتر از نماز و روزه و حج و صدقه مستحبی دانسته و آن را تنها وسیله نجات معرفی می کردند.

    پیامبر و جانشینان واقعی ایشان در جواب سؤالات مختلف مردم به آنها نمی فرمودند سراغ قرآن بروید او تبیان کل شئ است، بلکه با حوصله جواب مردم را می دادند.

    این حال و روز مردم عصر نزول قرآن بود (فقیر و محتاج به بیان پیامبر) پس از پیامبر نیز اهل بیت ایشان وظیفه پیامبر را به گردن گرفته و راه ایشان را ادامه دادند، علماء نیز (شیعه و سنی) سعی و تلاش فراوان داشته تا بتوانند چیزی از سنت پیامبر بیابند، لذا شروع به تدوین علومی کردند که بتوانند حجت شرعی را کشف کنند، لذا علوم مختلفی در حوزه دین با اتکاء به قرآن و سنت قعطی پدیدار گشت، حال اگر کسی بازهم مدعی باشد همه چیز در قرآن هست، می تواند پاسخ دهد چرا علماء مسلمین سعی وافر در تدوین و تألیف علوم و کتب دینی داشتند؟
    اگر نظر حسبنا کتاب الله صحیح باشد، پس حتما علماء اشتباه کردند.
    همه علماء اشتباه كردند روايت نوشتند
    همه علماء اشتباه كردند تفسير نوشتند

    همه علماء اشتباه كردند تاريخ نوشتند
    همه علماء اشتباه كردند علم حديث نوشتند
    همه علماء اشتباه كردند علم رجال نوشتند
    همه علماء اشتباه كردند فقه نوشتند
    همه علماء اشتباه كردند اصول نوشتند
    همه علماء اشتباه كردند چيزي نوشتند

    خب حتما بيكار بودند؟ ميرفتند سراغ قرآن، همه چي در قرآن هست.
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۰/۰۳/۲۲ در ساعت ۲۰:۵۳
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    فلسه احکام از منظر قرآن
    حال که قرآن درک عمیق همه مسائل شرعی و فقهی را به بشر واگذار نکرده و از او اطاعت محض خواسته است، اگر انسانی سؤال کند چرا عبادت کنم، چرا فلان عمل را انجام دهم یا ترک کنم، قرآن چه جوابی داده است؟
    دو نوع جواب در دیدگاه قرآن وجود دارد، البته هردوی آنها سربسته است، یعنی به تفصیل بیان نشده است.
    جواب اول:
    از منظر قرآن علت اصلی تکالیف، عبادت و تقرب به خداست، که در واقع مسیر کمال با بندگی طی می شود، پس جواب اصلی و کلی فلسفه تمامی عبادتها بندگی خداوند است.
    این جواب به هیچ وجه استثناء ندارد، یعنی در تمام عبادتها جاری است.
    جواب دوم:
    برای اصل هر عبادتی علتی بیان شده، اما نه علتی که فرد بی دین را نیز قانع سازد، بلکه همانطور که در پست شماره 2 بیان شده برای کسانی است که وارد مقوله دین شده و وحی را فراتر از عقل بدانند، مثلا:
    1 - فلسفه روزه، تقوای الهی (خویشتن داری و مهار نفس) بیان شده است:
    يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون‏، اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! روزه بر شما نوشته شده، همان‏گونه كه بر كسانى كه قبل از شما بودند نوشته شد تا پرهيزكار شويد. (بقره 183)
    این فلسفه شامل مبطلات روزه نمی شود، یعنی جوابگوی همه سؤالات درباره مبطلات روزه نیست، پس چرا سربردن زیر آب باطل کند، سربردن زیر آب با خویشتن داری چه ربطی دارد؟ مسافرت چرا؟ طلوع فجر چرا؟ یک ماه چرا؟ خوردن یک قطره آب که بی تقوائی نیست؟ چرا بقاء جنابت تا صبح روزه را باطل کند؟ ربط این با بی تقوائی چیست؟ و سائر چراهای دیگر، که در قرآن بدان اشاره نرفته است.

    2 – فلسفه زکات پاک شدن انسانهاست:
    خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها، از اموال آنها صدقه‏ اى (بعنوان زكات) بگير، تا بوسيله آن، آنها را پاك سازى و پرورش دهى!(توبه 103)
    رابطه میان انفاق و پاک شدن انسانها چیست؟ در عرف مردم متدین این اصطلاح رائج است که برو مال خود را پاک کن (یعنی حقوق مالی خودت را بپرداز) اما قرآن می فرماید برو خودت را پاک کن، پس میان مال را پاک کن و خودت را پاک کن فرق زیادی است.
    قرآن به همین مقدار بسنده کرده، اما چه چیزهائی مشمول خمس و زکات می شود؟ چرا همچنان گندم، جو، خرما، کشمش، طلا، نقره، گاو، گوسفند و شتر؟
    در کدامیک از آیات الهی نام موارد فوق آمده؟
    در هیچکدام!

    3 – پلید بودن شراب و قمار و بتها و وسائل بخت آزمائی را از انسانها خواسته و دلیل آن را رستگاری اعلان کرده است:
    يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ، اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! شراب و قمار و بتها و ازلام [نوعى بخت‏آزمايى‏]، پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد! (مائده 90)
    ربط میان ترک شراب با رستگاری چیست؟
    اگر کسی یک قطره شراب بنوشد و به سائر امورات دینی خود پایبند باشد رستگار نیست؟
    مفسران واقعی قرآن آب جو را نیز حرام می دانند، این حکم را از کجای قرآن استنباط کردند؟
    آیا آنها مجبورند برای هر حکمی که می دهند حتما ریشه قرآنی آن را بیان کنند؟
    قطعا خیر!
    چون همانطور که بیان شد (اینجا) پیامبر ولایت شرعی دارد و محدود به هیچ چیز نیست!

    4- و موارد دیگری که به دلیل رعایت اختصار از ذکر آن خودداری می شود.

    خلاصه اینکه سؤالات اینچنینی را در مباحثات فراوانی که در همین سایت داشتم از منکران رجوع به پیامبر و اهل بیت پرسیدم جوابی ندیدم، آنها مدعی هستند همه دستورات دینی در قرآن وجود دارد، از آنها خواستم طبق آیات قرآن (فقط طبق آیات نه توضیح پیامبر) کیفیت نماز را بیان کنند، اما نتوانستند، به عنوان نمونه به این پست دقت کنید.
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۰/۰۳/۲۲ در ساعت ۱۹:۵۴
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود