صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا امر به سجده ملائكه خاص حضرت آدم عليه السلام بوده است ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    94
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آيا امر به سجده ملائكه خاص حضرت آدم عليه السلام بوده است ؟




    سلام آيا امر به سجده ملائكه خاص حضرت آدم عليه السلام بوده است ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي معارف قرآن
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۲۳ در ساعت ۲۱:۰۹


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست عزیز
    در مورد سوال شما باید عرض کنم که سجده بر حضرت آدم - عليه السلام - از باب نمونه و از آن جهت كه انسان است ، بوده ، چنان كه روايت آمده است :
    (( ادم كان قبله للملائكه))
    حضرت آدم - عليه السلام - تنها قبله ملائكه بود.( وسائل الشيعه ، ج 6، ص 388، روايت 8256، و بحارالانوار، ج 57، ص 214، روايت 184، و ج 77، ص 301، روايت 6.)
    و معناى آيه ى شريفه ى فوق اين است كه خداوند متعال انسان را خلق كرد، بعد او را صورت نگارى نمود، سپس به ملائكه فرمود: در برابر آدم سجده كنيد.
    البته مقصود از اين بعديت ، بعديت كلامى است نه زمانى .

    علامه طباطبایی در این زمینه می فرمایند که:
    سـجـده ملائكه بر جميع فرزندان آدم يعنى انسانيت بوده است و حضرت آدم عليه ‏السلام نمونه مجسم انسانيت، به نيابت همه انسان‏ها مورد سجده قرار گرفته است. دلـيـل اين مطلب آن است كه:
    اولا؛ ملائكه از آن رو كه آدم جانشين خدا در زمين بود به او سجده كردند؛ و جانشين و خلافت مخصوص ايشان نيست بلكه براى همه انسان‏هاى پاك است.

    ثـانـيا؛ ابليس بی ‏آنكه ذكرى از آدم عليه ‏السلام كند می‏ گويد كه همه انسان‏ها را گمراه خواهد كرد. «رب بما اغويتنى لازينن لهم فى الارض و لاغوينهم اجمعين» (حجر / 39).
    ثالثا؛ خطاب‏هاى خداوندى درباره پرهيز از شيطان عام است و همه انسان‏ها را در بر می‏ گيرد. «يا بنى آدم لا يفتننكم الشيطان كما اخرج ابويكم من الجنه».(تفسير الميزان،علامه سيد محمد حسين طباطبائى ج 8 ص 20.)
    .

    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۱۲/۰۶ در ساعت ۱۳:۲۶
    آيا امر به سجده ملائكه خاص حضرت آدم عليه السلام بوده است ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    127
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ لَمْ يَكُنْ مِنَ السَّاجِدينَ (11 اعراف)

  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    118
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام علیکم

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 4 نمایش پست


    (( ادم كان قبله للملائكه))
    حضرت آدم - عليه السلام - تنها قبله ملائكه بود.( وسائل الشيعه ، ج 6، ص 388، روايت 8256، و بحارالانوار، ج 57، ص 214، روايت 184، و ج 77، ص 301، روايت 6.)
    و معناى آيه ى شريفه ى فوق اين است كه خداوند متعال انسان را خلق كرد، بعد او را صورت نگارى نمود، سپس به ملائكه فرمود: در برابر آدم سجده كنيد.
    مگر ملائکه هم جسمیت دارند که سجده نماید ؟!
    این سجده چگونه صورت گرفته است ، مانند سجده ایی که ما میشناسیم ؟ با پیشانی بر زمین یا مهر ؟!!! کدام زمین ، مگر ملائکه مکان خاصی دارند ؟ آیا آن هفت نقطه ایی که انسان در سجده رعایت میکند بر زمین تماس پیدا کند آنها نیز رعایت نموده اند ؟! مگر ملائکه مانند بشر صاحب پیشانی و کف دست و .... میباشند که با زمین تماس یابند ؟!!!
    اینها ابتداییترین سوالاتی است که اگر بر فرشتگان سجده ایی مانند سجده خودمان قائل باشیم بر ذهنمان خطور میکند ، لطف کنید این سوالات ابتدایی را پاسخ دهید تا به بقیه موارد برسیم.

    علامه طباطبایی در این زمینه می فرمایند که:
    سـجـده ملائكه بر جميع فرزندان آدم يعنى انسانيت بوده است و حضرت آدم عليه‏السلام نمونه مجسم انسانيت، به نيابت همه انسان‏ها مورد سجده قرار گرفته است.

    بله درست است.


    اولا؛ ملائكه از آن رو كه آدم جانشين خدا در زمين بود به او سجده كردند؛
    چه کسی گفته است که انسان خلیفه خدا میباشد مگر خدا در زمین غایب است که در آن ، بر خود خلیفه ایی گمارد؟





    الهی من لی غیرک



  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ربانی نمایش پست
    سلام علیکم
    نقل قول نوشته اصلی توسط ربانی نمایش پست



    ....

    چه کسی گفته است که انسان خلیفه خدا میباشد مگر خدا در زمین غایب است که در آن ، بر خود خلیفه ایی گمارد؟

    منظور از خلیفه الله در اینجا این است که در میان تمامی مخلوقات خداوند، باید یکی از آنها بار مسؤلیت خوب بودن را بکشد و در تمامی کار و اعمال و در کلّ زندگی مصداق یک جانشین راستین برای خدا باشد. خدایی که مظهر تمامی خوبی ها است.
    در تفسیر نمونه در این زمینه آمده است تفسير نمونه، ج‏1، ص: 173)
    «همانگونه كه بسيارى از محققان پذيرفته‏اند، منظور ؛ خلافت الهى و نمايندگى خدا در زمين است، زيرا سؤالى كه بعد از اين فرشتگان مى‏كنند و مى‏گويند نسل آدم ممكن است مبدء فساد و خونريزى شود و ما تسبيح و تقديس تو مى‏كنيم متناسب همين معنى است، چرا كه نمايندگى خدا در زمين با اين كارها سازگار نيست.
    همچنين مسئله" تعليم اسماء" به آدم كه شرح آن در آيات بعد خواهد آمد قرينه روشن ديگرى بر اين مدعا است، و نيز خضوع و سجود فرشتگان در مقابل آدم شاهد اين مقصود است! به هر حال خدا مى‏خواست موجودى بيافريند كه گل سر سبد عالم هستى باشد و شايسته، مقام خلافت الهى و نماينده" اللَّه" در زمين گردد.
    در حديثى كه از امام صادق‏ع در تفسير اين آيات آمده نيز به همين معنى اشاره شده است كه فرشتگان بعد از آگاهى از مقام آدم دانستند كه او و فرزندانش سزاوارترند كه خلفاى الهى در زمين و حجتهاى او بر خلق بوده باشند.( نقل از كتاب معانى الاخبار (طبق نقل تفسير الميزان جلد 1 صفحه 121) از اين حديث گرچه بيشتر عظمت مقام انبياء و امامان استفاده مى‏شود ولى پيدا است كه انحصار به آنها ندارد آنها مصداق اتم و اكمل اين موضوعند.)
    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    118
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام علیکم


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی تاریخی 2 نمایش پست
    منظور از خلیفه الله در اینجا این است که در میان تمامی مخلوقات خداوند، باید یکی از آنها بار مسؤلیت خوب بودن را بکشد و در تمامی کار و اعمال و در کلّ زندگی مصداق یک جانشین راستین برای خدا باشد. خدایی که مظهر تمامی خوبی ها است.

    خلیفه از "خلف" آمده است و معنی پشت سری را میدهد یعنی کسی که بعد از کسی دیگر و پشت سر او بیاید ؛ چرا باید آدم را خلیفه خدا بدانیم تا به زور بخواهیم منظور خود را توجیه کنیم؟

    وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً...
    می فرماید میخواهم در روی زمین خلیفه و جانشینی بگمارم ، خداوند کجای قران و در کجای این آیه اشاره به جعل خلیفه و جایگزینی خودش را نموده است ؟
    منظور ، گمارش جایگزین و جانشین میباشد اما جانشین چه کسانی ؟ فرق این موجود با مخلوقات دیگر در این است که آزاد است و صاحب اراده یعنی هیچ کدام از مخلوقات دیگر اراده نداشته و با توجه به ماموریتهایی که منسوب گشته اند ایفای وظیفه میکنند و در این انجام وظیفه کوچکترین تخلفی نمیکنند چنانچه اگر یک درجه ستاره ایی از مسیر خودش انحراف یابد نظم و نظام را بر هم میریزد اما این مخلوق تازه وارد اینگونه نیست که با انجام تخلفی قانون علت و معلول بر او اجرا گردد هر کاری بخواهد انجام میدهد اما نیروی دیگری مانع اجرای آن قانون گشته و جلوی آنرا میگیرد نیرویی با مظمون كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ.


    گویا فرشتگان نیز عالم به این موضوع میباشند لذا میگویند أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا ؟ میخواهی جانشینی بر موجودات قبلی او بگذاری که نظم و نظام هستی را بر هم ریزد ؟ فساد یعنی بر هم زدن نظم و امنیت عمومی. از طرفی هم خونریزی های نسل قبل از آدم را دیده اند که چه کارهایی را میکرده اند وَيَسْفِكُ الدِّمَاء خونریزی و جنایت میکرده اند اما علی الظاهر بواسطه همان خونریزی ها از بین رفته اند حال خداوند میخواهد باز خلفایی بر آنها بیاورد ، فرشتگان میگویند چه نیازی به این است که همان موجودات را بیاوری و اینبارآنها را صاحب اراده هم نمایی که بیش از پیش نظامات را بر هم زنند و در صورتی که وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ


    لذا نتیجه ایی که گرفته میشود :

    1- آدم جانشین خدا نمیباشد بلکه جانشین موجودات قبلی خودش میگردد موجوداتی که علی الظاهر شبیه انسان بوده اند و فسیلهای آنها نیز کشف گردیده است.
    2-آن موجودات خونریزیها و جنایتها میکرده اند اما صاحب اراده نبوده اند.

    والله اعلم...


    الهی من لی غیرک



  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ربانی نمایش پست
    مگر ملائکه هم جسمیت دارند که سجده نماید ؟! این سجده چگونه صورت گرفته است ، مانند سجده ایی که ما میشناسیم ؟ با پیشانی بر زمین یا مهر ؟!!! کدام زمین ، مگر ملائکه مکان خاصی دارند ؟ آیا آن هفت نقطه ایی که انسان در سجده رعایت میکند بر زمین تماس پیدا کند آنها نیز رعایت نموده اند ؟! مگر ملائکه مانند بشر صاحب پیشانی و کف دست و .... میباشند که با زمین تماس یابند ؟!!! اینها ابتداییترین سوالاتی است که اگر بر فرشتگان سجده ایی مانند سجده خودمان قائل باشیم بر ذهنمان خطور میکند ، لطف کنید این سوالات ابتدایی را پاسخ دهید تا به بقیه موارد برسیم.
    با سلام
    دوست عزیز در رابطه با اشکال شما صاحب التبیان می ‏گوید: گروهى گفته‏ اند سجده ملائکه همان اکرام و تعظیم مقام آدم بود و گروهى گفته ‏اند خداوند آدم را قبله گاه ملائکه قرار داده و سپس آنها را امر به سجده کردن به قبله گاه شان نمود. شیخ نظر اول را پذیرفته است و به آیاتى از قبیل «خروا له سجدا» استناد فرموده است. به علاوه این نظر را مطابق با روایات و اخبار می ‏داند و آن را به قتاده و گروهى از دانشمندان نسبت می ‏دهد و نظر دوم را از لحاظ اینکه تعظیم و تکریم مقام آدم را به طور مطلوب نمی ‏فهماند، رد می ‏کند ضمن اینکه امتناع و اباى ابلیس از سجده کردن بر آدم را همان تعظیم و تکریم مقام آدم بر ملائکه می ‏داند (1). وى از آنجایى که سجده را عبادت می ‏داند معتقد است سجده براى غیر خدا جایز نیست و مخلوقات الهى هیچ وقت استحقاق سجده ندارند، چرا که مستحق عبادت نخواهند بود (2).
    ابن میثم بحرانى به استناد کلام امیر المؤمنین علیه‏ السلام در خطبه اول می ‏فرماید: ...فى الاذعان بسجود له و الخشوع لتکرمته (3).
    ملا صدرا ابتدائا سجده را از دیدگاه لغوى و شرعى تعریف می ‏کند که در لغت عبارت است از تذلل و تسلیم و سرافکندگى و از نظر شرع هم عبارت است از قرار دادن پیشانى بر روى زمین به عنوان عبادت. اما اینکه مقصود از سجده فرشتگان بر آدم چگونه بوده است؟ از دو لحاظ جواب می ‏دهد: از جهت لغوى، سجده فرشتگان همان تواضع براى آدم بود براى تحیت و تعظیم مقام او، چنانکه برادران یوسف در مقابل او انجام دادند. از جهت شرعى سه احتمال دارد: 1. مسجود له خداوند بوده و آدم به منزله قبله ‏گاه آنان بوده است مانند کعبه. اینکه آدم قبله ‏گاه شده به علت رفعت مقام او می ‏باشد. 2. آدم سبب و علت وجوب سجده بود چرا که نشانه عظمت و قدرت الهى بود. 3. مسجود همان آدم بود اما نه از لحاظ مقام نفسانى او، بلکه از این جهت که به مقام قرب الهى و فناى فى الله رسیده بود و این روح آدمى مانند آینه‏ اى بود که ذات باری تعالى از آن پیدا بود پس در واقع سجده از آن خدا بوده است نه براى آدم. وى این قول را که سجده براى آدم از باب تحیت و تعظیم او بود کما اینکه ملائکه بر آدم سلام دادند، منافاتى با جایز نبودن عبادت غیر خدا، ندارد. الف ـ ممکن است بعضى اوقات عادت در تواضع و تعظیم دیگران افتادن بر زمین بوده است. ب ـ به علاوه اینکه ملائکه اگر بر آدم هم سجده کرده باشند در واقع عبادت الهى را انجام دادند چرا که این امر به دستور خداوند متعال بوده است (4).
    مرحوم خویى این بحث را مفصل بیان کرده است و خود قایل به این قول شده است که سجده ملائکه از باب تکریم و تعظیم مقام آدم بوده است اما اینکه گفتند آدم قبله‏ گاه بود و سجده در واقع براى خداوند بوده است، صحیح نیست. چون در اصطلاح ادبى می ‏گویند صلیت الى القبله نه اینکه صلیت للقبله و اگر آدم قبله گاه بود باید در قرآن می ‏فرمود اسجدوا الى آدم. در حالى که فرمود اسجدوا لآدم. به علاوه اینکه شیطان از سجده بر آدم خوددارى کرد از لحاظ علو و عظمت مقام بود که حسادت ورزید نه فقط از جنبه قبله گاه بودن آدم، چرا که شیطان گفت انا خیر منه. ایشان بعد از بیان این دو اشکال، چنین جواب می ‏دهند: صلیت للقبله نیز صحیح است و به علاوه ممکن است اباى شیطان از سجده بر آدم فقط به علت تعظیم و تکریم او نبوده بلکه امور دیگرى نیز نقش داشته است. و ممکن است سجده به معناى انقیاد و خضوع باشد. (5).
    ابن کثیر منظور از سجده را اکرام و تعظیم انسان مى‏داند (6).
    سید نعمت اله جزایرى سه قول نقل کرده و در ضمن تصریح مى‏کند که سجده فرشتگان به هر صورت سجده بر آدم بوده است اما نه سجده عبادتى. چرا که در این صورت مستلزم شرک مى‏شود بنابراین سجده فرشتگان چون به امر خداوند بوده است در واقع عبادت و اطاعت خدا مى‏باشد (7).
    فخر رازى سجده بر غیر خدا را شدیدا رد نموده و سجده فرشته ها را سجده عبادتى نمی ‏داند، اما اینکه سجده ملائکه چه بوده است چند نظر بیان می ‏کند: 1. سجده فرشتگان براى خدا بود و آدم قبله‏ گاه. 2. سجده آنها بر آدم بود اما نه از جهت عبادت بلکه به خاطر تعظیم و تکریم مقام آدم علیه‏السلام و این امر در قبل از اسلام بوده که موقع سلام و احترام براى هم سجده مى‏کرده ‏اند (8).


    منابع:
    1. ج 1، ص 150 و ج 4، ص 356.
    2.
    التبیان، ج 7، ص 214.
    3.
    شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 173.
    4.
    تفسیر القرآن الکریم، ج 3، ص 9.
    5.
    منهاج البراعه فى شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 74 و 76.
    6.
    قصص الانبیاء، ج 1، ص 38.
    7.
    النور المبین فى قصص الانبیاء و المرسلین، ص 31 و 40.
    8.
    تفسیر الکبیر، ج 2، ص 212 و ج 14، ص 30 و تفسیر الجامع، ج 1، ص 200 و 201.
    آيا امر به سجده ملائكه خاص حضرت آدم عليه السلام بوده است ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ربانی نمایش پست
    لذا نتیجه ایی که گرفته میشود : 1- آدم جانشین خدا نمیباشد بلکه جانشین موجودات قبلی خودش میگردد موجوداتی که علی الظاهر شبیه انسان بوده اند و فسیلهای آنها نیز کشف گردیده است. 2-آن موجودات خونریزیها و جنایتها میکرده اند اما صاحب اراده نبوده اند.

    اما در مورد چگونگی خلیفه بودن انسان نظريات مختلفی مطرح شده که اشاره میکنم:
    1. گفته شده: خداوند آدم را خليفه ناميد زيرا او و ذريه اش را جانشين ملائكه گردانيد زيرا ملائكه از ساكنين زمين بودند.
    2. منظور از خليفه، آدم ـ عليه السّلام ـ بوده و او خداي در زمين است كه به حق حكم مي كند (ابن عباس و ابن مسعود.
    3. گفته شده: خداوند آدم و ذريه او را جانشين اجنه اي كه در زمين ساكن بوده اند و فساد و خونريزي داشته اند قرار داده است (ابن عباس).
    4. مقصود از خليفه، پي در پي آمدن اولاد آدم است و ايشان جانشين پدرشان آدم ـ عليه السّلام ـ در برپايي حق و آباداني زمين شده اند (حسن بصري).(1)
    5. مقصود خلافت حقيقي و تكويني آدم از خداوند است و رسيدن او به مقام ولايت، يک امر تكويني است نه يك خلافت قراردادي و اعتباري و به نظر مي رسد كه اين وجه صحيح است زيرا همينكه خدا به فرشتگان مي فرمايد: «من» خليفه قرار خواهم داد بي آنكه بگويد خليفه و جانشيني چه كساني، ظهور دارد كه خلافت از خود «من» مي باشد. اگر حاكمي اعلام كند: من جانشيني تعيين خواهم كرد، آنچه ابتدائاً به ذهن مي آيد اين است كه به جاي خود، خليفه تعيين مي كند. گذشته از اين، خداوند مي خواهد مطالبي براي فرشتگان بيان كند كه براي دريافت امر سجده، آماده شوند پس مناسب است بگويد: موجودي خلق خواهم كرد كه خليفة من است و شما بايد بر او سجده كنيد. اگر تنها بگويد كه موجودي است كه جاي ديگران را مي گيرد چنين سخني گفتن ندارد. و مناسبتي با امر به سجده ندارد قبل از بيان وجه ديگر، ذكر اين نكته لازم است كه علي رغم تفحص در چند كتاب تفسير معروف مثل البرهان، نورالثقلين،‌الميزان، تبيان و.. قولي كه انسان را جانشين انسانهاي قبلي بداند يافت نشد و ظاهراً چنين احتمالي قائل ندارد، و تنها جانشيني از جن، و ملائك مطرح شده است.
    وجه ديگر كه مسئلة مهمتري است اينكه هنگامي كه خدا مي فرمايد: مي خواهم موجودي بيافرينم كه خليفة من است فرشتگان مي گويند: آيا كسي را خليفه مي كني كه فساد و خونريزي خواهد كرد در حالي كه ما تو را تسبيح و تقديس مي كنيم. از جملات بعدي كه خدا به آنها مي فرمايد: «انبئوني باسماء هولاء ان كنتم صادقين» مي توان دريافت كه فرشتگان، ادعايي داشته اند كه قابل صدق و كذب بوده است يعني اگر راست مي گوييد كه شما بيشتر از انسان لايق خلافت هستيد به من خبر دهيد و ظاهراً آنچه فرشتگان را مجاب كرد همان بود كه دانستند آدم دانشي دارد كه آنها ندارند. اما نتيجه نهايي اينكه اگر صرفاً مسئله جانشيني كسي از كسي بود (و نه جانشين خدا) ديگر چه نيازي بود که فرشتگان، بر لياقت خود تأكيد كنند؟‌آنها كه مزاحم انسان نيستند و آنها نيز آفريدة خدا هستند، پس آنان به رسيدن به مقام ارجمندي طمع داشتند و اين چيزي جز خلافت الهي نمي تواند باشد.(2)
    نتيجه گيري: از ظاهر آية 30 سورة بقره و آيات بعد از آن بر مي آيد كه خليفه شدن آدم مسئله ارجمند و بزرگي است كه ملائكه نيز تقاضاي چنين مقامي را به صورت يك پرسش مي كنند و اين چيزي نيست جز خلافت تكويني از خداوند به طوري كه انسان به اذن الله بتواند كارهاي خدايي انجام دهد. اگر بحث بر سر خلافت و جانشيني موجودات قبل از آدم بود، اين مشاجرات بر سر آن، معقول به نظر نمي آيد.
    پس در نتيجه بايد گفت:
    1. اولا انسان خليفه و جانشين خدا بر روي زمين است نه موجودات ديگر.
    2. مقام خليفه اللهي انسان که قرآن از آن پرده برداشته نوعي خلافت تکويني است و نه امري اعتباري و قراردادي مانند مناصب اجتماعي.
    3. از آن جايي که خلافت به معناي جانشيني است و اين امر حاصل نمي شود مگر آن که خليفه از هر جهت و در تمام شئون حکايتگر و نمودار شخص باشد بنابر اين خليفه خدا کسي است که بيش از سايرين با خداوند متعال سنخيت داشته باشد پس خليفه او نيز در نماياندن کمالات و خيرات حق تعالي برترين مخلوقات است.
    4. مقام خليفه اللهي اختصاص به حضرت آدم ندارد و در فرزندان او نيز جاري است.
    5. ادعاي خليفه بودن تمام انسان ها غير قابل قبول است زيرا برخي از انسان ها به تعبير قرآن از حيوانات پست­ترند تنها مطلبي که مي توان گفت اين است که زمينه و شأن و استعداد و قابليت رسيدن به اين مقام در فطرت همه ي انسان ها قرار داده شده است.

    منابع:
    1. السعيد ابوالفضل بن الحسن الطبرسي، مجمع البيان، رابطه الثقافه والعلاقات الاسلاميه، ج 1، ص 144.
    2. مصباح يزدي، محمد تقي، معارف قرآن، قم، مؤسسة امام خميني (ره) ، ج1 ـ 3، ص 364.

    آيا امر به سجده ملائكه خاص حضرت آدم عليه السلام بوده است ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    118
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام علیکم

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 4 نمایش پست
    با سلام
    دوست عزیز در رابطه با اشکال شما صاحب التبیان می ‏گوید: گروهى گفته‏ اند سجده ملائکه همان اکرام و تعظیم مقام آدم بود و گروهى گفته ‏اند خداوند آدم را قبله گاه ملائکه قرار داده و سپس آنها را امر به سجده کردن به قبله گاه شان نمود. شیخ نظر اول را پذیرفته است و به آیاتى از قبیل «خروا له سجدا» استناد فرموده است. به علاوه این نظر را مطابق با روایات و اخبار می ‏داند و آن را به قتاده و گروهى از دانشمندان نسبت می ‏دهد و نظر دوم را از لحاظ اینکه تعظیم و تکریم مقام آدم را به طور مطلوب نمی ‏فهماند، رد می ‏کند ضمن اینکه امتناع و اباى ابلیس از سجده کردن بر آدم را همان تعظیم و تکریم مقام آدم بر ملائکه می ‏داند (1). وى از آنجایى که سجده را عبادت می ‏داند معتقد است سجده براى غیر خدا جایز نیست و مخلوقات الهى هیچ وقت استحقاق سجده ندارند، چرا که مستحق عبادت نخواهند بود (2).
    ابن میثم بحرانى به استناد کلام امیر المؤمنین علیه‏ السلام در خطبه اول می ‏فرماید: ...فى الاذعان بسجود له و الخشوع لتکرمته (3).
    ملا صدرا ابتدائا سجده را از دیدگاه لغوى و شرعى تعریف می ‏کند که در لغت عبارت است از تذلل و تسلیم و سرافکندگى و از نظر شرع هم عبارت است از قرار دادن پیشانى بر روى زمین به عنوان عبادت. اما اینکه مقصود از سجده فرشتگان بر آدم چگونه بوده است؟ از دو لحاظ جواب می ‏دهد: از جهت لغوى، سجده فرشتگان همان تواضع براى آدم بود براى تحیت و تعظیم مقام او، چنانکه برادران یوسف در مقابل او انجام دادند. از جهت شرعى سه احتمال دارد: 1. مسجود له خداوند بوده و آدم به منزله قبله ‏گاه آنان بوده است مانند کعبه. اینکه آدم قبله ‏گاه شده به علت رفعت مقام او می ‏باشد. 2. آدم سبب و علت وجوب سجده بود چرا که نشانه عظمت و قدرت الهى بود. 3. مسجود همان آدم بود اما نه از لحاظ مقام نفسانى او، بلکه از این جهت که به مقام قرب الهى و فناى فى الله رسیده بود و این روح آدمى مانند آینه‏ اى بود که ذات باری تعالى از آن پیدا بود پس در واقع سجده از آن خدا بوده است نه براى آدم. وى این قول را که سجده براى آدم از باب تحیت و تعظیم او بود کما اینکه ملائکه بر آدم سلام دادند، منافاتى با جایز نبودن عبادت غیر خدا، ندارد. الف ـ ممکن است بعضى اوقات عادت در تواضع و تعظیم دیگران افتادن بر زمین بوده است. ب ـ به علاوه اینکه ملائکه اگر بر آدم هم سجده کرده باشند در واقع عبادت الهى را انجام دادند چرا که این امر به دستور خداوند متعال بوده است (4).
    مرحوم خویى این بحث را مفصل بیان کرده است و خود قایل به این قول شده است که سجده ملائکه از باب تکریم و تعظیم مقام آدم بوده است اما اینکه گفتند آدم قبله‏ گاه بود و سجده در واقع براى خداوند بوده است، صحیح نیست. چون در اصطلاح ادبى می ‏گویند صلیت الى القبله نه اینکه صلیت للقبله و اگر آدم قبله گاه بود باید در قرآن می ‏فرمود اسجدوا الى آدم. در حالى که فرمود اسجدوا لآدم. به علاوه اینکه شیطان از سجده بر آدم خوددارى کرد از لحاظ علو و عظمت مقام بود که حسادت ورزید نه فقط از جنبه قبله گاه بودن آدم، چرا که شیطان گفت انا خیر منه. ایشان بعد از بیان این دو اشکال، چنین جواب می ‏دهند: صلیت للقبله نیز صحیح است و به علاوه ممکن است اباى شیطان از سجده بر آدم فقط به علت تعظیم و تکریم او نبوده بلکه امور دیگرى نیز نقش داشته است. و ممکن است سجده به معناى انقیاد و خضوع باشد. (5).
    ابن کثیر منظور از سجده را اکرام و تعظیم انسان مى‏داند (6).
    سید نعمت اله جزایرى سه قول نقل کرده و در ضمن تصریح مى‏کند که سجده فرشتگان به هر صورت سجده بر آدم بوده است اما نه سجده عبادتى. چرا که در این صورت مستلزم شرک مى‏شود بنابراین سجده فرشتگان چون به امر خداوند بوده است در واقع عبادت و اطاعت خدا مى‏باشد (7).
    فخر رازى سجده بر غیر خدا را شدیدا رد نموده و سجده فرشته ها را سجده عبادتى نمی ‏داند، اما اینکه سجده ملائکه چه بوده است چند نظر بیان می ‏کند: 1. سجده فرشتگان براى خدا بود و آدم قبله‏ گاه. 2. سجده آنها بر آدم بود اما نه از جهت عبادت بلکه به خاطر تعظیم و تکریم مقام آدم علیه‏السلام و این امر در قبل از اسلام بوده که موقع سلام و احترام براى هم سجده مى‏کرده ‏اند (8).

    بهتر بود بجای نقل قول عینی دیگران اتکا بر نظریات خود داشتید تا بهتر تبادل اندیشه میکردیم ؛ مطالبی که حضرتعالی کپی پیست نموده اید با یک سرچ ساده در گوگل پیدا میشود این نقل قولها برای کسی خوب است که مقلد آرای دیگران باشد ، آرائی که مقدمین گفته اند و موخرین جرات آن را نداشته اند که به خود اجازه دهند در مورد احتمال خطا بودن آنها تفکر نمایند ...
    نخیر! بنده اینگونه تصور نمینمایم ؛ حضرتعالی هر موقع از خود برهان و منطقی داشتید که ارائه دهید ، ارائه نمایید تا تبادل نظر گردد ، انشاء الله.



    الهی من لی غیرک



  13. تشکر


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ربانی نمایش پست
    بهتر بود بجای نقل قول عینی دیگران اتکا بر نظریات خود داشتید تا بهتر تبادل اندیشه میکردیم ؛ مطالبی که حضرتعالی کپی پیست نموده اید با یک سرچ ساده در گوگل پیدا میشود این نقل قولها برای کسی خوب است که مقلد آرای دیگران باشد ، آرائی که مقدمین گفته اند و موخرین جرات آن را نداشته اند که به خود اجازه دهند در مورد احتمال خطا بودن آنها تفکر نمایند ... نخیر! بنده اینگونه تصور نمینمایم ؛ حضرتعالی هر موقع از خود برهان و منطقی داشتید که ارائه دهید ، ارائه نمایید تا تبادل نظر گردد ، انشاء الله.
    با سلام
    دوست عزیز این نظر شما هم چیز جدیدی نیست و کپی از دیگر مفسرین می باشد مثل صاحب تفسیر المنار. شما اگر به کیفیت مباحث علمی آشنا باشید متوجه می شوید که این نقل قول ها و ذکر کردن احتمالات و در آخر ذکر کردن نظریه خاص دلیل بر این است که نظر خود ما هم همین می باشد.
    اگر مطلب ما ایراد و اشکالی دارد بفرمایید و رد کنید و نقد بزنید.همانطور که عرض شد منظور از خلافت، همان خلافت از جانب خداست نه جانشيني از پيشينيان چون هرگاه منظور خلافت از گذشتگان "خونريز و فتنه انگيز" بود هرگز حاجتي به جمله دوم كه ما تو را تسبيح و تقديس مي‌كنيم، نبود زيرا هيچ‌گاه از نماينده گذشتگان خونريز، كسي انتظار تقديس و تسبيح ندارد تا ملائكه در صدد استدراك آن بر آيند و بگويند ما وظايف او را انجام مي‌دهيم بنابراين ناچار بايد گفت: فرشتگان فهميدند كه خداوند مي‌خواهد خليفه‌اي از جانب خود در روي زمين قرار دهد، با خود گفتند كه غرض از اتخاذ نائب اين است كه او (يعني خليفه) منوب عنه را تقديس و تسبيح كند و اين كار از خود ما ساخته است و نيازي به جعل خليفه نيست.

    آيا امر به سجده ملائكه خاص حضرت آدم عليه السلام بوده است ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  15. تشکرها 2


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود