جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سرچشمه جهان از منظر عدل الهی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    153
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سرچشمه جهان از منظر عدل الهی




    در مورد سرچشمه جهان به دلیل وجود شروری که در جهان وجود دارد دیدگاههایی مطرح می شوند برخی به دلیل وجود این شرور منکر خالقی برای جهان شده و آن راپدیده ای تصادفی در نظر می گیرند و برخی دیگر دو مبدء خیر و شر را از هم جدا می کنند و برای هر کدام سرچشمه ای در نظر می گیرند به دلیل اعتقادی که به خداوند قادر متلق داریم دیدگاه اول را کنار گذاشته و به بررسی و رد دیدگاه دوم می پردازیم


    بیشترین کسانی که دیدگاه ثنویت را مطرح می کنند اهل مجوس هستند که با مشاهده خیرات و شرور در عالم به دو واجب الوجود قائل شدند و نیز به فطرت عقل دیده اند که از شجره طیب جز طیب نیاید و از شچره خبیثه جز خبیث حاصل نشود لذا دو مبدأ یزدان و اهرمن را برای جهان قائل شده اند و به حسب ظاهر هم دلیل آنها درست است چرا که معطی شیء باید خودش دارای آن شیء باشد.
    در پاسخ به این سؤالات پاسخ های بسیاری گفته شده که یکی از مهمترین آنها پاسخ ارسطو معلم اول است.
    به گفته ارسطو ،در تقسیم بندی خیر و شر 5 مورد متصور است : یا موجودی خیر محض است ، یا خیرش بیشتر از شرش یا شرش اش بیشتر از خیرش یا شر و خیرش مساوی و یا شر محض ، باشد از این پنج قسم ، سه قسم اخیر محال است موجود باشد زیرا شر محض و شری که بیشتر از خیر باشد هرگز خلق نشده و آنچه خیر و شرش نیز مساوی باشد به لیل لغو بودن آن هنوز ایجاد نشده است شروری که در این عالم وجود دارد ناشی از آن قسم از موجوداتی است که خیرشان بر شرشان غلبه دارد مثلأ وقتی باران می بارد زمین و حیونات بر اثر آن احیا می شوند ولی در همین زمان در جای دیگر ممکن است سیل بیاید، چندین خانه ویران و یا موجوداتی بر اثر سیل هلاک شوند اگر چه باران برای زیان دیدگان شر بوده است اما برای همه نباتات و حیواناتی که از آن بهره جسته ان خیر بوه است .
    این جواب گرچه موجب اسکات و شکست خصم است اما در حقیقت این نحوه استدلال سبب بی میلی مخلوق نسبت به خدا و سستی بندگان در خداپرستی می شود زیرا بدان می ماند که سلطانی بنده ای از بندگان خود را بی سبب تازیانه زند تا دیگران مؤدب شوند یا آنکه سرمای زمستانی از حد بگذر و بر اثر آن پیرزنان و فقرا هلاک شوند تا باقی مردم در بهار آسوده باشد بدیهی است که این امر موجب سلب میل فقرا از خداوند می شود و حال آنکه انبیاء (ع) مبعوث شده اند که خلق را به خدا راغب کنند.
    برای پاسخ بهتر به این سؤال ابتدا باید دید که شر چیست ؟ باید دانست که بطور کلی نقض و شر امری است عدمی.همه نقائص نیز منجر به امور عدمی می شوند با این تفوت که آنها اعدامی اند که ملکه است ولی به فعلیت نرسیده اند مانند کور بودن یعنی عدم بصر که نقیصه ای است به شرط وجود قابلیت .

    بنابراین تمام آلام و رنجها بدان سبب است که در شخص استعداد و قوه هست ولی قدرت برای فعلیت وجود ندارد و در مورد انسان که گناهان و شروری برای او دست می دهد به این دلیل است که استعداد و قوه خیر با اختیار و اراده او هنوز منجر به فعلیت رساندن خیرات وجودی اش نشده است به همین دلیل است که شرور از او سر می زند ..
    بدین ترتیب شرور در عالم اموری اند عدمی ( عدم به فعلیت رسیدن خیرات )و در نتیجه نیاز به منشأیی ندارند.

    پاسخ دیگری که در این مورد می توان داد این است که اموری که در عالم شر می پنداریم در حقیقت شر نماست و باطنش خیر است همانند وقتی که عضو فاسدی را بخواهند از بدن جدا کنند فرد این عمل را شر می پندارد و جزع وفزع می کند غافل از اینکه پشت سرش خیر کثیر سلامتی و صحت اعضای دیگر بدن نهفته است.

    "و عسی ان تکرهوا شیئأ و هو خیر لکم " – ( و چه بسیار چزی ناخوشایند شماست و حال آنکه خیر شما در آن نهفته است )

    این چیزهای ناخوشایند را در زندگی شر می پنداریم و لی اگر از طرف دیگر به وجود نشأیی دیگر قائل شدیم و دانستیم که این رنج ها و مشکلات را که در زندگی متحمل می شویم هر کدام امتحان و درجه مخصوصی را به درجات اخروی و اجر و ثواب معنوی ما می افزاید این آیه از قرآن را تصدیق خواهیم کرد که " احسب الناس ان ترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون " ( آیا مردم گمان کرده اند که همین که بگویند ایمان آوردیم برایشان کافی است و ما آنها را امتحان نمی کنیم ؟) ،در اینجاست که خواهیم گفت :

    آنکه او بنیاد این عالم نهاد هرکسی را آنچه لاق بود داد
    این حدیث قدسی ،نیز شاهد بر همین مطلب است :
    (امر گروهی از بندگان من جز با فقر اصلاح نمی شود به نحوی که اگر آنها را بی نیاز می گرداندم دینشان تباه می شد و امر گروهی نیز جز بوسیله مرض اصلاح پذیر نیست به گونه ایی که اگر چنین بنده ای برخورار از صحت و سلامت بود ، دینش را از دست می داد و من بر بندگان خود ، از همه کس مهربان ترم و چونان چوپانی که گوسفندان خود را از خطرات ، نگاه می دارد ،بندگان خویش را از مهالک حفظ می کنم)
    کلیات این مطلب همین بو که گذشت ولی فهم جزئیات و حکمت آن جز برای انبیاء و اولیا ممکن نیست.

    حضرت عیسی (ع) می فرماید : " خوشا به حال شما ای تنگستان زیرا که در ملکوت الهی از بی نیازانید ،خوشا به حال شما که مردم شما را لعن می کنن و حال آنکه رحمت الهی شما را فرا می گیر و خوشا به حال شما ای دربه دران و ای کسانیکه در راه من تازیانه می خوریدد"

    بدین ترتیب معلوم شد که هیچ شر و ضرری در عالم نیست اما ممکن است که انسان به نفس خود، زیان رساند و خودرا جهنمی و خیرات الهی را نسبت به نفس خود تبدیل به شر کند حال آنکه آنچه خداوند خلق فرموده تمامأ خیر محض است
    هر چه در عالم است همه خیر محض است با این تفاوت که برخی خیرباطن و خیر نما و برخی خیر باطن و شر نما هستند، سنایی گوید :

    آنچه هست از بلا عافیتی خیر محض است و شر عاریتی

    این چنین است که در دنیائی که همه چیز و عزیز ترین و
    مقدس ترین چیزها ، ایمــان و عشــق نیز همه رو به ابتذال
    « نمــــود » می رود ،
    کتمـــان یعنی « بـــــودی بی نمود » .چنان سرشار از خــــلوص و تقــــوا و قــــداست خدائــــی است که با همه سختــی ها و محـــرومیت هایش لذتـــی ماورائـــی دارد .

    " دکتر علی شریعتی"

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود