صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اولی الامر چه کسانی هستند!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    257
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اولی الامر چه کسانی هستند!




    مقصود از کلمه اولی الامر در آیه 59 سوره نساء چیست؟

    يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً (نساء/59)



    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۲۶ در ساعت ۱۵:۲۶

    وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ في‏ ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ (نحل/127)
    صبر کن، و صبر تو فقط برای خدا و به توفیق خدا باشد! و بخاطر (کارهای) آنها، اندوهگین و دلسرد مشو! و از توطئه‌های آنها، در تنگنا قرار مگیر.
    .
    .
    .
    www.soleimani.blogfa.com


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    با سلام و عرض ادب

    بسيارى از دانشمندان اهل تسنن، در معناى «اولوا الامر» گرفتار اشتباه شده هر زمامدارى را، اگر چه با ظلم و ستمگرى زمام امور را در دست گيرد، «اولوا الامر» پنداشته اطاعت او را واجب دانسته‏اند و همين امر موجب تقويت زمامداران ستمگر و هزار گونه گرفتارى براى مسلمانان گرديده است.

    ولى شيعه، هر زمامدارى را به اين عنوان نمى‏شناسد، بلكه معتقد است اولى الامر 12 نفر جانشينان پيامبر اسلام هستند كه اطاعت آنان در رديف اطاعت خدا و پيامبر (ص) قرار گرفته است.

    در اين زمينه جابر حديثى از پيامبر اسلام (ص) نقل نموده كه به روشنى مطلب را ثابت مى‏كند. وى مى‏گويد:

    وقتى كه آيه: «يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامرمنكم»( نساء/ 59) نازل شد، عرض كردم يا رسول الله، خدا و پيامبر را مى‏شناسيم و از آنان اطاعت مى‏كنيم ولى «اولى الامر» چه كسانى هستند كه خداوند اطاعت آنان را در رديف اطاعت خود و اطاعت تو ذكر نموده است؟

    حضرت فرمود: اولى الامر جانشينان من و پيشوايان بعد از من هستند، اول آنان على بن ابى طالب، بعد از او حسن (ع)، آنگاه حسين (ع)، بعد از او على بن الحسين (ع)، و بعد از او محمد بن على (ع) است كه در تورات معروف به «باقر» است و تو او را خواهى ديد (تا زمان او زنده خواهى ماند)، وقتى او را ديدى سلام مرا به او برسان بعد از او صادق، جعفر بن محمد (ع)، آنگاه موسى بن‏جعفر، سپس على بن موسى، بعد از او محمد بن على (ع)، بعد از او على بن محمد، پس از او حسن بن على (ع)، و بعد از او فرزندش كه همنام و هم كنية من خواهد بود، مى‏باشد. او است كسى كه شرق و غرب جهان به دست او فتح خواهد شد، او از ديدگان غايب مى‏شود، غيبتى طولانى كه به علت طولانى بودنش (گروهى از) مردم در امامت او شك مى‏كنند، مگر آنانكه خداوند دلهايشان را با ايمان پاكيزه گردانده است(تفسير صافى/ 1/ 366)


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حضرت رسول (ص) در پاسخ از اين سؤال مى‏فرمايند: ايشان جانشينان من و ائمه معصومين (ع) مى‏باشند،( تفسير الميزان، ج 40، ص 408). علاوه بر روايات متعدد مفاد آيه نيز بر اين مطلب دلالت دارد زيرا در آيه نيز اطاعت از پيامبر و اولى‏الامر مطلق است وهيچ قيد و شرطى ندارد و اين دليل آن است كه آنان برخلاف حكم خدا هيچ دستورى نمى‏دهند و الا يك نوع تضاد در حكم خدا پيش مى‏آيد و اين در صورتى امكان دارد كه پيامبر و اولى‏الامر معصوم باشند و هرگز گناه يا خطايى از آنان سر نزند زيرا اگر احتمال داشت به ناروا يا اشتباه حكمى از آنان صادر شود، لازم بود استثنا شود. با اين حساب، منظور از اولى‏الامر در آيه شريفه كسانى هستند كه همانند پيامبر (ص) معصومند و هرگز خطا يا گناهى از آنان سرنمى‏زند و به اتفاق دانشمندان شيعه، اينان همان امامان دوازده‏گانه مى‏باشند، بنابراين اولى‏الامر واقعى حتى در زمان غيبت نيز خود امام زمان (عج) مى‏باشند.

    براى آگاهى بيشتر ر. ك:

    1- آيت‏ الله‏ جوادى آملى، ولايت‏ فقيه، ص 98
    2- كاظم قاضى‏زاده، انديشه‏هاى فقهى سياسى امام خمينى، ص 3 174


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,279
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 4 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    4
    گالری
    98



    همه مفسران شيعه در اين زمينه اتفاق نظر دارند كه منظور از اولوا الامر، امامان معصوم ميباشند كه رهبرى مادى و معنوى جامعه اسلامى ، در تمام شئون زندگى از طرف خداوند و پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به آنها سپرده شده است ، و غير آنها را شامل نمى شود، و البته كسانى كه از طرف آنها به مقامى منصوب شوند و پستى را در جامعه اسلامى به عهده بگيرند، با شروط معينى اطاعت آنها لازم است نه به خاطر اينكه اولواالامرند، بلكه به خاطر اينكه نمايندگان اولواالامر مى باشند.

    تفسير نمونه جلد 3
    امام خمینی (ره) :

    ما میگوییم تا شرک و کفر هست،مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم...


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,230
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 23 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    22



    با سلام خدمت همه دوستان


    (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً) (النساء: 59).
    ترجمه: اي اهل ايمان، فرمان برداري كنيد خدا را و فرمان برداري كنيد رسول را و صاحبان حكومت را كه از شما باشند (يعني مسلمان باشند) و اگر با هم اختلاف كنيد در چيزي پس رجوع كنيد آنرا بسوي خدا و رسول، اگر شما ايمان داريد بر خدا و روز آخرت اين بهترست و خوب ترست به اعتبار عاقبت
    توجه : قسمت قرمز ایه را دقت کنید . کلید حل معما می باشد .
    خوب اگر به ایه د قت کنیم قبل از کلمه الله اطیعوا امده است . همچنین قبل از کلمه رسول نیز اطیعوا امده است .
    اما قبل از کلمه اوالاامر کلمه اطیعوا نیامده است . در ضمن یک قید دیگر برای او لامر گذاشته است یعنی منکم
    یعنی از صاحب امری اطاعت کنید که مسلملن باشد نه هر صاحب امری . خوب تا حالا نتیجه می گیریم اطاعت از صاحب امر مانند اطاعت از خدا و رسول بی قید و شرط و همسنگ نیست . بلکه شرط دارد .
    در ادامه ایه می فرماید اگر اختلاف کردید به خدا و رسول مراجعه کنید . نمی گوید به صاحب امر مراجعه کنید .
    پس نتیجه می گیریم صاحب امر امکان دارد معصوم نباشد و رایی و حکمی بدهد که با رای و حکم الهی یکسان نباشد . وگرنه می گفت اگر اختلاف کردید به خدا و رسول و صاحب امر مراجعه کنید .
    این قسمت از ایه بسیار مهم است و فرق بین اطاعت از خدا و رسول و صاحب امر از همین جا بخوبی مشخص می شود .

    به نام الله.......به یاد الله .......برای الله

    بیا تا ما فلک راسقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

  7. تشکرها 3


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    257
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط اشک خدا نمایش پست
    خوب اگر به ایه د قت کنیم قبل از کلمه الله اطیعوا امده است. همچنین قبل از کلمه رسول نیز اطیعوا امده است.
    اما قبل از کلمه اوالاامر کلمه اطیعوا نیامده است . در ضمن یک قید دیگر برای او لامر گذاشته است یعنی منکم
    یعنی از صاحب امری اطاعت کنید که مسلملن باشد نه هر صاحب امری . خوب تا حالا نتیجه می گیریم اطاعت از صاحب امر مانند اطاعت از خدا و رسول بی قید و شرط و همسنگ نیست . بلکه شرط دارد.


    سلام
    دقت کنید این اشکال را برخی از اهل سنت به این مسئله گرفته‌اند که متاسفانه با قول برخی از علمای بزرگ خودشان هم منافات دارد. و این اختلاف در بین علمای اهل سنت است و شیعه در این مسئله اختلافی ندارد.
    فخر راضی هم که از اهل سنت است اولی الامر را معصوم می‌داند...
    وی در این خصوص می‌نویسد:
    "کسي که خدا اطاعت او را بدون چون و چرا لازم بشمرد قطعا بايد معصوم باشد، زيرا اگر معصوم از خطا نباشد لازم مي آيد در اشتباهات هم اطاعت او عين اطاعت از خدا و رسول باشد و اين باعث تضاد در احکام الهي مي شود، زيرا از يک طرف پيروي از اولي الامر بدون قيد و شرط واجب است و از جانب ديگر در احکام غير الهي اطاعت حرام مي باشد. پس نتيجه مي گيريم اولي الامري که در آيه اطاعت آن ها واجب شمرده شده بايد معصوم باشد."
    (فخر رازي، تفسير کبير، ج 10، ص 144)

    اما بیان و توضیح بیشتر در این خصوص:
    دقت کنید در آیه مذکور لفظ «أولي الامر» بر لفظ «الرسول » عطف شده است، و عامل نصب در هر دو يك فعل است...
    «أَطيعُوا الرسول و أولي الأمر منكم» معطوف که "اولي الامر" باشد در کنار «رسول الله» آمده است؛ يعني در لزوم تبعیت «اولي الامر» در کنار رسول(ص) قرار دارند.
    پس باید همچون رسول الله(ص) معصوم باشند و الا نباید عطف می‌کرد.

    در خصوص شرط که فرموده‌اید بله ما هم با شما هم نظریم که اولی الامر باید مسلمان باشد!
    قطعا وقتی ابتدای آیه می‌گوید یاایهاالذین آمنوا منظورش مسلمانان است...
    اما این شرط شرطی از صفت اولی الامر است...
    یعنی این شرط ربطی به بی‌قید و شرط بودن تبیعت ندارد بلکه فقط یک صفت است برای اولی الامر...
    این صفت ربطی به لزوم تبعیت در همه امور ندارد.
    آیه می‌گوید از اولی الامر اطاعت کنید!
    خب این اصل اطاعت کردن از اولی الامر را به چیزی مقید نکرده است یعنی نگفته است در چه اموری اطاعت کنید و شامل همه امور می‌شود!
    پس وقتی اطاعت از اولی الامر مسلمان عام بود و شامل همه چیز می‌شد آن اولی الامر باید معصوم باشد و الا باید در اطاعت کردن و تبعیت کردن یک قیدی می‌آورد که نیاورده است...
    مثلا می‌گفت فقط در قضاوت اطاعت کنید یا مثلا میگفت فقط در جنگ اطاعت کنید یا فقط در امور احکام تبعیت کنید...
    هیچ قیدی برای شیوه تبیعت نیاورده است... و شامل همه امور می‌شود...
    از کسی ما در همه امور پیروی می‌کنیم که معصوم باشد و خلاف نظر خدا حرف نزند والا که در کار خدا لغو پیش می‌آید و خدا ما را امر به تبعیت در همه امور از فردی کرده است که خلاف نظر خدا حرف می‌زند.

    پس:
    1. وقتی در کنار رسول عطف شده است یعنی مانند رسول است در تبعیت.
    2. مسلمان بودن صفت اولی الامر است و ربطی به تبعیت از اولی الامر در همه امور ندارد.
    3. لازمه تبعیت در همه امور این است که فرد معصوم باشد و الا در کار و حرف خدا تناقض پیش می‌آید.


    وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ في‏ ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ (نحل/127)
    صبر کن، و صبر تو فقط برای خدا و به توفیق خدا باشد! و بخاطر (کارهای) آنها، اندوهگین و دلسرد مشو! و از توطئه‌های آنها، در تنگنا قرار مگیر.
    .
    .
    .
    www.soleimani.blogfa.com


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    257
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط اشک خدا نمایش پست
    در ادامه ایه می فرماید اگر اختلاف کردید به خدا و رسول مراجعه کنید . نمی گوید به صاحب امر مراجعه کنید .
    پس نتیجه می گیریم صاحب امر امکان دارد معصوم نباشد و رایی و حکمی بدهد که با رای و حکم الهی یکسان نباشد . وگرنه می گفت اگر اختلاف کردید به خدا و رسول و صاحب امر مراجعه کنید .
    این قسمت از ایه بسیار مهم است و فرق بین اطاعت از خدا و رسول و صاحب امر از همین جا بخوبی مشخص می شود .
    سلام مجدد خدمت شما/
    در خصوص قسمت دوم آیه...

    در آیه آمده است هنگامی که در مسئله‌ای نزاع کردید آن را ارجاع دهید به خدا و رسول(ص)!
    و نگفته است ارجاع بدهید به اولی الامر...
    چرا؟

    قبل آیه خطاب به چه کسانی است؟
    یا ایهاالذین آمنوا...
    ای کسانی که ایمان آوردید یعنی مومنین! وقتی دارد می‌گوید اگر در امری تنازع کردید مخاطب کلامش کیست؟ به چه کسانی می‌گوید؟ بازهم به همان مومنین که در ابتدای آیه بود یعنی می‌گوید ای مومنین اگر در چیزی نزاع کردید آن را ارجاع دهید به خدا و رسول(ص)!

    چرا این را می‌گوید؟ مطلب مشخص است خداوند دانای به همه امور است و می‌داند آینده را...
    آینده چیست؟

    یک. مردم اولی الامری انتخاب می‌کنند که فاسد است! در این‌جا اگر خدا می‌گفت به قول اولی الامر عمل کنید کتاب خدا زیر سئوال میرفت و رسول(ص)؛ پس این راه را باز گذاشته است تا اگر اولی الامری فاسد بود و مردم انتخابش کردند مردم بروند و بر اساس قرآن و رسول(ص) پاسخ آن اولی الامر فاسق را بدهند!
    اگر خدا می‌گفت در زمان احتلاف به آن‌ها مراجعه کنند که دیگر
    آن اولی الامرهای فاسق دهان مردم را با همین آیه می‌بستند...
    که دهانتان را ببنید خدا گفته در زمان اختلاف به بنده مراجعه کنید پس دیگر هیچ نگویید!
    و دقیقا در تاریخ همین اتفاق افتاد که خلفا خلاف نظر خدا و رسول(ص) عمل کردند و مردم با آیه قرآن جلویشان ایستادند.

    دو. خدا می‌داند دیری نخواهد گذشت که مردم جلوی اولی الامر صالح می‌ایستند و می‌گویند تو حق نظر دادن نداری! خدا گفت به من و رسول مراجعه کنید که آن مردم دهانشان بسته شود! در جایی که اختلاف شد مثل همین قضیه شیعه و سنی ما به چه چیز رجوع کنیم؟ آن‌ها که ائمه ما را قبول ندارند ما هم که خلفای آن‌ها را چه چیز باید بین ما حاکم باشد؟ خدا و رسول...

    پس قطعا خداوند می دانسته چرا باید بگوید در زمان اختلاف ای مومنین به خدا و رسول مراجعه کنید!

    اگر خدا می‌گفت به اولی الامر مراجعه کنید تکلیف آن اولی الامر فاسق چه میشد؟ و سوء استفاده کردنشان؟
    خدا می‌داند که پس از رسول چه اتفاقی در غصب خلافت می‌افتد پس برای این‌که از این خطرات جلوگیری کند می‌گوید به خدا و رسول(ص) مراجعه کنید که دهان اهل سنت بسته شود که ما از خدا و رسول ولایت را ثابت می‌کنیم و از طرفی دیگر در زمان غیبت اگر حاکمی فاسق بود مردم فورا خدا و رسول را محور قرار دهند و نگذارند از خودش چیزی بگوید!

    پس نگاه کنید کاملا مشخص است علت چیست.

    باز هم دقت کنید بزرگترین تنازع و اختلاف بعد از پیامبر(ص) چه بود؟
    خلافت...
    نه توحید بود نه نبوت نه معاد و نه هیچ چیزی دیگر...
    حالا وقتی گروهی از مومنین اختلاف کردند در اصل این ولایت آیا درست است قاضی خود این اولی الامر باشند؟
    مثلا م.ن و شما در موضوعی اختلاف کردیم درست است م.ن هم طرف دعوا باشم هم قاضی؟ شما قبول می‌کنید؟ حتی اگر حق را هم بگویم قبولش سخت است! پس خدا می‌داند که در این‌جا لازم اس یک قاضی سومی باشد که خدا و رسول(ص) باشند.

    پس قرآن می‌گوید اگر می‌خواهید بدانید اولی الامر چه کسانی هستند به من رسولم مراجعه کنید تا برایتان بگویم!
    اگر اهل سنت فقط و فقط به همین آیه عمل می‌کردند شیعه ثابت می‌شد آن هم نه تمام آیه فقط و فقط قسمت تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرسول...

    جدای از این اولی الامر تشریع کننده نیستند و فقط مجری احکامند اولی الامر هم باید به خدا و رسول مراجعه کنند! این‌جا دقیقا این را می‌گوید که اصل خدا و رسول است!
    یعنی اولی الامر تا زمانی مشروعیت دارند که طبق نظر خدا و رسول(ص) عمل کنند و فتوی دهند!
    خود آن اولی الامر هم باید فرامین خدا و رسول(ص) را تبعیت کند.
    پس چون مقامش تشریع کننده نیست و مجری است ما باید به سمت خدا و رسول(ص) برویم که تشریع کننده هستند.


    وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ في‏ ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ (نحل/127)
    صبر کن، و صبر تو فقط برای خدا و به توفیق خدا باشد! و بخاطر (کارهای) آنها، اندوهگین و دلسرد مشو! و از توطئه‌های آنها، در تنگنا قرار مگیر.
    .
    .
    .
    www.soleimani.blogfa.com


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    44
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام


    مانند همیشه ما تمامی استدلال مان را در قران جستجو می کنیم چون آنکه مدعی نسبتی در دین اسلام است باید الزاما از کتاب خدا دلیل و مدرک به همگان نشان دهد . مسلما اگر ما ثابت کردیم که اطاعت از رسول به معنای اطاعت محض از شخص محمد و یا کتب مختلفی مثل بحار النوار و یا صحیح بخاری نبوده بلکه منظور فرمانبرداری از کتابی است که ما به عنوان قران می شناسیم و رسول الله در قالب وظیفه الهی خود مامور به ابلاغ آن به همه انسانها بوده می باشد دیگر موضوع اولی الامر به خودی خود حل می شود و مشخص می شود که هر آنکسی که به عنوان والی امر شناخته می شود هر گز نباید حکمی خلاف قران صادر کند و الا اطاعت مردم از او ساقط می شود .

    چرا خدا امر به پيروي از رسول داده است؟
    چرا به ما امر ميكند كه به رسول ايمان بياوريم و چرا خدا " پيام بر" را پيامبر ناميده است؟
    آيا اطاعت از رسول به معناي اطاعت از قرآن است يا به معناي اطاعت از كتب حديثی است ؟
    آيا خدا به ما دستور داده است که از كتبي كه صدهها سال بعد از نبی گرامی نوشته شده و نوشته های آن به پيامبر نسبت داده شده پيروي كنيم؟
    اگر كسي از شما پرسيد پيامبرتان كيست و چه چیزی گفته است شما به او چه جوابي ميدهيد؟
    چه کتابی به او ارائه می دهید ؟
    بحار الانوار یا صحیح بخاری ؟
    اگر از شما پرسيدند يكتاپرستي چيست شما در جواب كدامين سخن پيامبر را ذكر خواهيد كرد؟
    این یکی(آن کس که زمين را بستر شما، و آسمان [= جو زمين‏] را همچون سقفى بالاى سر شما قرار داد؛ و از آسمان آبى فرو فرستاد؛ و به وسيله آن، ميوه‏ها را پرورش داد؛ تا روزى شما باشد. بنابر اين، براى خدا همتايانى قرار ندهيد، در حالى که مى‏دانيد (هيچ يک از آنها، نه شما را آفريده‏اند، و نه شما را روزى مى‏دهند) ؟ ( بقره 22)
    و یا این یکی که کذابان به محمد نسبت داده اند ( زمین و آسمان و هر چه درون آن است برای من و اهل بیتم افریده شده است )؟!!!
    اگر از شما پرسيدند نظر پيامبر شما راجع به عيسي چيست ، شما چه جوابي خواهيد داد؟
    اگر از شما پرسيدند كدامين كتاب سخنان پيامبر شماست شما كدام كتاب را به او معرفي ميكنيد ؟
    قرآن و یا کتب مختلف و سراسر تحریف حدیثی و روائی را ؟

    چند قرن بعد از مرگ پيامبر مذهبیون شروع به جمع آوری احادیثی کردند که آن را منسوب به پیامبر و صحابه و اهل بیت می دانستند . اصحاب فرقه ها كتاب قرآن را ناكافي دانسته و شروع به جمع آوري ساير گفته هاي که منسوب به پيامبر بود نمودند ، غافل از اينكه پيامبر خود تنها از قرآن پيروي ميكرد و يكي از دلايل موفقيت پيامبر هم همين بوده . اهل فرق آمدند گفتند كه حديث و سنت تشريح كننده قرآن است و به اين طريق هرجا كه آیات قرآن با پيشفرضهاي ذهني آنان نميخواند با چند حديث آن را تطبيق ميدادند. چندي بعد از پيامبرعده اي آمدند و بر اساس احادیثی که جمع کرده بودند گفتند که پيامبر سايه نداشت ! عده اي ديگر گفتند تمام دنيا و ماوراء آن بخاطر پيامبروعلی و زهرا ساخته شده است.! عده اي ديگر عرض كردند كه پيامبر از چهار طرف ميديد و با چشمهاي باز ميخوابيد ! عده اي ديگر گفتند كه پيامبر در يك روز 700 يهودي را به قتل رساند ! گروهی دیگر مدعی شدند که علی می تواند مانند خدا کن فیکون کند وبه ما شفاو درمان برساند و آخر سر هم گروهی محبت اهل بیت را کلید بهشت دانستند و فرقه مقابل محبت صحابه را و الا آخر..

    این در صورتی بود که مذهبیون مدعی بودند آخرين خطبه پيامبر و مشهورترین آن ( غدیر ) در حضور هزاران نفر انجام شده است ولی حتی اين خطبه هم به چندين حالت مختلف در تاريخ نقل شده است. هر فرقه اي براي خود نقل قولی را انتخاب كرده است.اين در حالي است كه در اكثر احاديث ديگری که آنها نقل می کنند دو يا سه نفر ديگر حضور داشته اند ولي در اين يكي هزاران نفر حضور داشته اند ولي باز هم با وجود اينكه هزاران نفر حرف پيامبر را با گوش خود می شنيدند ولي در تاريخ به سه طريق مختلف و متضاد با هم این روایات نقل شده است . اين براي ما ثابت ميكند كه در نقل و گرداوری احاديث ديد و تعصبات فرقه ای گردآورندگان حديث اثر داشته است و بيشتر سياسي و فرقه ای بوده تا دینی . هزاران نفر نتوانستند يك حرف پيامبر را سالم براي ما منتقل كنند زيرا كه كتب حديث از شايعات گرد آوري شده است و خداوند هیچ گونه تضمینی برای حفظ آن نداده است در صورتی که قران در یک کتاب و بدون کوچکترین تحریفی بدست ما رسیده است این نشان می دهد که هیچگاه قرار بر این نبوده که غیر از قران چیزی دیگری از جانب رسول الله به ما برسد . .

    زماني كه خدا ميفرمايد "
    اطيعوالله و اطيعوا الرسول" پيروان حديث انتظار دارند كه خدا يك منبع داشته باشد و رسول هم منابعي ديگر داشته باشد.به همين خاطر زماني كه به آنان ميگوييد از حديث پيروي نكنيد فورا در جواب ميگويند كه مگر خدا نگفته اطيعوا الرسول. بعد ميگويند كه پس شما كه از كتب حديث پيروي نميكنيد رسول را رد كرده ايد.!!!! غافل از اينكه پيروي از رسول يعني پيروي از قرآن. كسي كه از قرآن پيروي كند در واقع و صددرصد از رسول پيروي ميكند.

    چند مثال را از خود قرآن در اين رابطه ذكر ميكنم :

    1 - خداي قادر توانا در سوره مجادله ابتدا يك سري احكام راجع به طلاق ذكر ميكند و سپس در آيه چهارم بيان ميدارد كه اين احكام براي كساني است كه به خدا و رسول ايمان دارند و در ادامه ميفرمايد اين حدود خداست و بايد اجرا شود و در آيه بعدش در ادامه ميگويد كه كساني كه حدود خدا را اجرا نكنند با خدا و رسول جنگيده اند.

    فَمَن لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِن قَبْلِ أَن يَتَماسَّا فَمَن لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً ذلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ
    اگر نتواني، پس قبل از هرگونه تماسي، دو ماه پي در پي روزه بگير. اگر نميتواني روزه بگيري، پس شصت فقير را غذا بده. به خدا و رسولش ايمان آوريد. اينها قوانين خدا هستند. کافران گرفتار عذابي دردناک شده اند.

    همانطور كه ميبنييم احكام را خود خدا بيان ميكند و سپس ميگويد كه اين احكام براي كساني است كه به خدا ورسول ايمان دارند و در ادامه ميفرمايد كه كساني كه اين احكام را اجرا نكنند با خدا و رسول جنگيده اند. همانطور كه ميبينيد همه اش راجع به خود قرآن است و از كتب حديث حرفي به ميان نيامده است.

    2 - در سوره طلاق خداي مهربان ابتدا احكام را بيان ميدارد سپس در آیه یازده اعلام ميدارد كه اين آيات خداست كه رسول بيان ميدارد و در واقع به اين طريق اعلام ميدارد كه رسول نماينده خداست و شما بايد از رسول اطاعت كنيد زيرا كه خدا از طريق رسول احكامش را بيان ميدارد.

    رَسُولاً يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحاً يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقاً
    رسولي که آيات خدا را به روشني براي شما ميخواند تا کساني را که ايمان دارند و پرهيزکار هستند از تاريکي به روشنايي هدايت کند. هر کس به خدا ايمان داشته باشد و پرهيزکار باشد، او، او را به باغهايي با نهرهاي جاري داخل خواهد کرد؛ آنها در آن جاودان باشند. خدا سخاوتمندانه به او روزي خواهد داد.

    3 - در طول سالها قرآن به تدريح برپیامبر نازل شد و به همين خاطر كتاب قرآن در طي همین سالها كامل شد. پس زماني كه خيلي از احكام هنوز بر پيامبر نازل نشده بود در آن موقع وظيفه رسول هنوز تمام نشده بود و اصحاب ميبايست در موارد جديد چشم به پيامبر بدوزند تا كه باقي موارد بر او نازل شود.

    أَتَى‏ أَمْرُ اللَّهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى‏ عَمَّا يُشْرِكُونَ
    فرمان خدا از قبل صادر شده است، در آن عجله نکنيد. ستايش او را و آن بلند مرتبه، چطور ميتوانيد براي او شريک قرار دهيد

    اما در زمان ما كتاب قرآن كامل است و تنها راه پيروي از پيامبر پيروي از كتابی است که از طریق او به ما رسیده شده است كه همان قرآن است.

    4- مردم از پیامبر حکم طلب می کردند ولی پیامبر آنها را به حکم خدا ارجاع می داد و تابع آن چیزی بود که از طرف خداوند قرار بود بر او نازل شود .

    قُلْ إِنِّي عَلَى‏ بَيِّنَةٍ مِن رَبِّي وَكَذَّبْتُم بِهِ مَا عِنْدِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ
    بگو، «من از طرف پروردگارم اثباتي محکم دارم و شما آن را تکذيب کرده ايد. آنچه را در آن عجله ميکنيد، نزد من نيست. همه ي قضاوت از آن خدا است، او حقيقت را حکايت ميکند و تصميم گيرنده اوست.»

    و حکم خدا دارای امتیازات ویژه ای است از جمله مبین و بدون اختلاف بودن که به هیچ نحوه نمی توان برای کتب حدیثی اینگونه ویژگی ها را متصور شد .

    5- در آيه زير خدا ميفرمايد :

    واطيعوا الله واطيعوا الرسول فان توليتم فانما على رسولنا البلغ المبين
    از خدا اطاعت كنيد و از رسول اطاعت كنيد. اگر شما روي بگردانيد، پس تنها ماموريت رسول ما رساندن پيام است.

    خداي مهربان در اين آيه اطاعت از رسول و اطاعت از خدا را بطور جداگانه ذكر ميكند بطوريكه يكبار ميگويد "اطيعوا الله" و بار ديگر ميفرمايد "اطيعوا الرسول". دو تا اطاعت ذكر شده است. جالب اين است كه در ادامه ميفرمايد :" تنها ماموريت رسول ما رساندن پيام است."آيا اين اتفاقي است كه بعد از ذكر " واطيعوا الله واطيعوا الرسول" خدا بگويد كه":" تنها ماموريت رسول ما رساندن پيام است " آيا اين اتفاقي است؟؟؟؟

    تلك ءايت الله نتلوها عليك بالحق فباي حديث بعد الله وءايته يؤمنون
    اينها آيات خداست كه ما به حقيقت بر تو مي خوانيم. به كدام حديث به غير از خدا و آياتش ايمان دارند؟

    6- اگربه آیه 59 سوره حشر دقت كنيم متوجه نكته زيبايي خواهيم شد.

    ذلك بانهم شاقوا الله ورسوله ومن يشاق الله فان الله شديد العقاب
    اين به دليل آن است كه آنها با خدا و رسولش دشمنی كردند. خدا در اجراي مجازات براي كساني كه با خدا و رسول او دشمنی كنند، سخت گيرترين است.

    همانطور كه ميبينيم خدا ميفرمايد " شاقوا الله ورسوله " و به اين طريق خدا و رسول را بغل هم قرار ميدهد. ابتدا از دشمنی با خدا و رسول صحبت ميكند اما در ادامه ميگويد " ومن يشاق الله ". اين به اين معناست كه خدا پشت همه اين قضيه هاست. در واقع مشركين رسول را اذيت ميكردند و اين يعني مخالفت با پيام خدا و در نتيجه يعني مخالفت با خدا . پس وقتي كه خدا ميفرمايد ار خدا و رسول اطاعت كنيد مانند آن چیزی که در مورد دشمنی کردن با خدا و رسول آورده شده منظورش اطاعت از دو منبع جداگانه نيست بلكه همه اش يك منبع است كه بوسيله رسول به ما معرفي شده است.

    7- زماني كه پيامبر اسلام را تبليغ ميكرد تعداد زيادي از اصحاب ديگر هم مشغول تبليغ اسلام بودند

    واذا تتلى عليهم ءايتنا بينت تعرف في وجوه الذين كفروا المنكر يكادون يسطون بالذين يتلون عليهم ءايتنا قل افانبئكم بشر من ذلكم النار وعدها الله الذين كفروا وبئس المصير
    هنگامي كه آيات ما آشكارا برايشان خوانده مي شود، پليدي را در چهره كافران تشخيص مي دهي. آنها نزديك است به كساني كه آيات ما را برايشان مي خوانند،حمله كنند. بگو: "آيا مي خواهيد شما را به بسيار بدتر از اين آگاه سازم؟ خدا دوزخ را به كساني كه ايمان ندارند، وعده داده است؛ چه سرانجام فلاكت باري."

    همانطور كه در آيه ميبينيد كساني ديگر هم همراه پيامبر در جاهاي مختلف آيات خدا را براي مردم ميخواندند. اگر پيام قرآن به تنهايي كافي نيست و احتياج به تفسير دارد پس چگونه پيامبر به ديگران اجازه ميدهد آيات را براي مشركين تلاوت كنند مگر همه مثل پيامبر مفسر قرآنند؟!!

    8- قل ايشيء اكبر شهدة قل الله شهيد بيني وبينكم واوحي الي هذا القرءان لانذركم به ومن بلغ ائنكم لتشهدون ان مع الله ءالهة اخرى قل لا اشهد قل انما هو اله وحد وانني بريء مما تشركون
    بگو: "شهادت چه كسي بالاترين است؟" بگو: "شهادت خدا. او ميان من و شما شاهد است كه اين قرآن* به من وحي شده است، تا آن را به شما و به هر كس كه به آن دست يابد، ابلاغ كنم. درواقع، شما در كنار خدا به خدايان ديگر هم شهادت مى دهيد." بگو: "من مانند شما تشهد نمى گويم؛ فقط يك خدا وجود دارد و من شرك شما را رد مى كنم.

    دوستان عزيز لطفا آيه بالا را يكبار بخوانيد . چيزي كه جالب است جمله زير است :"واوحي الي هذا القرءان لانذركم به ومن بلغ""و اين *قرآن* به من وحي شده است، تا آن را به شما و به هر كس كه به آن دست يابد، ابلاغ كنم." به ضمير "ه" در كلمه "به" توجه كنيد همانطوری كه ميبينيد خداي مهربان ميفرمايد كه اين قرآن به رسول وحي شده است تا با آن (يعني تنها قرآن) شما را هشدار دهد نه چیز دیگری . نه حدیث و روایت . نه سنت و عترت . بلکه فقط و فقط قران .
    آيا ديگر حرفي باقي مانده ؟؟!

    ( دین در نزد خدا اسلام است )
    ( تمامی اسلام در قران است )



  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    257
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zxcv نمایش پست
    با سلام


    مانند همیشه ما تمامی استدلال مان را در قران جستجو می کنیم چون آنکه مدعی نسبتی در دین اسلام است باید الزاما از کتاب خدا دلیل و مدرک به همگان نشان دهد . مسلما اگر ما ثابت کردیم که اطاعت از رسول به معنای اطاعت محض از شخص محمد و یا کتب مختلفی مثل بحار النوار و یا صحیح بخاری نبوده بلکه منظور فرمانبرداری از کتابی است که ما به عنوان قران می شناسیم و رسول الله در قالب وظیفه الهی خود مامور به ابلاغ آن به همه انسانها بوده می باشد دیگر موضوع اولی الامر به خودی خود حل می شود و مشخص می شود که هر آنکسی که به عنوان والی امر شناخته می شود هر گز نباید حکمی خلاف قران صادر کند و الا اطاعت مردم از او ساقط می شود .

    چرا خدا امر به پيروي از رسول داده است؟
    چرا به ما امر ميكند كه به رسول ايمان بياوريم و چرا خدا " پيام بر" را پيامبر ناميده است؟
    آيا اطاعت از رسول به معناي اطاعت از قرآن است يا به معناي اطاعت از كتب حديثی است ؟
    آيا خدا به ما دستور داده است که از كتبي كه صدهها سال بعد از نبی گرامی نوشته شده و نوشته های آن به پيامبر نسبت داده شده پيروي كنيم؟
    اگر كسي از شما پرسيد پيامبرتان كيست و چه چیزی گفته است شما به او چه جوابي ميدهيد؟
    چه کتابی به او ارائه می دهید ؟
    بحار الانوار یا صحیح بخاری ؟
    اگر از شما پرسيدند يكتاپرستي چيست شما در جواب كدامين سخن پيامبر را ذكر خواهيد كرد؟
    این یکی(آن کس که زمين را بستر شما، و آسمان [= جو زمين‏] را همچون سقفى بالاى سر شما قرار داد؛ و از آسمان آبى فرو فرستاد؛ و به وسيله آن، ميوه‏ها را پرورش داد؛ تا روزى شما باشد. بنابر اين، براى خدا همتايانى قرار ندهيد، در حالى که مى‏دانيد (هيچ يک از آنها، نه شما را آفريده‏اند، و نه شما را روزى مى‏دهند) ؟ ( بقره 22)
    و یا این یکی که کذابان به محمد نسبت داده اند ( زمین و آسمان و هر چه درون آن است برای من و اهل بیتم افریده شده است )؟!!!
    اگر از شما پرسيدند نظر پيامبر شما راجع به عيسي چيست ، شما چه جوابي خواهيد داد؟
    اگر از شما پرسيدند كدامين كتاب سخنان پيامبر شماست شما كدام كتاب را به او معرفي ميكنيد ؟
    قرآن و یا کتب مختلف و سراسر تحریف حدیثی و روائی را ؟

    چند قرن بعد از مرگ پيامبر مذهبیون شروع به جمع آوری احادیثی کردند که آن را منسوب به پیامبر و صحابه و اهل بیت می دانستند . اصحاب فرقه ها كتاب قرآن را ناكافي دانسته و شروع به جمع آوري ساير گفته هاي که منسوب به پيامبر بود نمودند ، غافل از اينكه پيامبر خود تنها از قرآن پيروي ميكرد و يكي از دلايل موفقيت پيامبر هم همين بوده . اهل فرق آمدند گفتند كه حديث و سنت تشريح كننده قرآن است و به اين طريق هرجا كه آیات قرآن با پيشفرضهاي ذهني آنان نميخواند با چند حديث آن را تطبيق ميدادند. چندي بعد از پيامبرعده اي آمدند و بر اساس احادیثی که جمع کرده بودند گفتند که پيامبر سايه نداشت ! عده اي ديگر گفتند تمام دنيا و ماوراء آن بخاطر پيامبروعلی و زهرا ساخته شده است.! عده اي ديگر عرض كردند كه پيامبر از چهار طرف ميديد و با چشمهاي باز ميخوابيد ! عده اي ديگر گفتند كه پيامبر در يك روز 700 يهودي را به قتل رساند ! گروهی دیگر مدعی شدند که علی می تواند مانند خدا کن فیکون کند وبه ما شفاو درمان برساند و آخر سر هم گروهی محبت اهل بیت را کلید بهشت دانستند و فرقه مقابل محبت صحابه را و الا آخر..

    این در صورتی بود که مذهبیون مدعی بودند آخرين خطبه پيامبر و مشهورترین آن ( غدیر ) در حضور هزاران نفر انجام شده است ولی حتی اين خطبه هم به چندين حالت مختلف در تاريخ نقل شده است. هر فرقه اي براي خود نقل قولی را انتخاب كرده است.اين در حالي است كه در اكثر احاديث ديگری که آنها نقل می کنند دو يا سه نفر ديگر حضور داشته اند ولي در اين يكي هزاران نفر حضور داشته اند ولي باز هم با وجود اينكه هزاران نفر حرف پيامبر را با گوش خود می شنيدند ولي در تاريخ به سه طريق مختلف و متضاد با هم این روایات نقل شده است . اين براي ما ثابت ميكند كه در نقل و گرداوری احاديث ديد و تعصبات فرقه ای گردآورندگان حديث اثر داشته است و بيشتر سياسي و فرقه ای بوده تا دینی . هزاران نفر نتوانستند يك حرف پيامبر را سالم براي ما منتقل كنند زيرا كه كتب حديث از شايعات گرد آوري شده است و خداوند هیچ گونه تضمینی برای حفظ آن نداده است در صورتی که قران در یک کتاب و بدون کوچکترین تحریفی بدست ما رسیده است این نشان می دهد که هیچگاه قرار بر این نبوده که غیر از قران چیزی دیگری از جانب رسول الله به ما برسد . .

    زماني كه خدا ميفرمايد "
    اطيعوالله و اطيعوا الرسول" پيروان حديث انتظار دارند كه خدا يك منبع داشته باشد و رسول هم منابعي ديگر داشته باشد.به همين خاطر زماني كه به آنان ميگوييد از حديث پيروي نكنيد فورا در جواب ميگويند كه مگر خدا نگفته اطيعوا الرسول. بعد ميگويند كه پس شما كه از كتب حديث پيروي نميكنيد رسول را رد كرده ايد.!!!! غافل از اينكه پيروي از رسول يعني پيروي از قرآن. كسي كه از قرآن پيروي كند در واقع و صددرصد از رسول پيروي ميكند.

    چند مثال را از خود قرآن در اين رابطه ذكر ميكنم :

    1 - خداي قادر توانا در سوره مجادله ابتدا يك سري احكام راجع به طلاق ذكر ميكند و سپس در آيه چهارم بيان ميدارد كه اين احكام براي كساني است كه به خدا و رسول ايمان دارند و در ادامه ميفرمايد اين حدود خداست و بايد اجرا شود و در آيه بعدش در ادامه ميگويد كه كساني كه حدود خدا را اجرا نكنند با خدا و رسول جنگيده اند.

    فَمَن لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِن قَبْلِ أَن يَتَماسَّا فَمَن لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً ذلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ
    اگر نتواني، پس قبل از هرگونه تماسي، دو ماه پي در پي روزه بگير. اگر نميتواني روزه بگيري، پس شصت فقير را غذا بده. به خدا و رسولش ايمان آوريد. اينها قوانين خدا هستند. کافران گرفتار عذابي دردناک شده اند.

    همانطور كه ميبنييم احكام را خود خدا بيان ميكند و سپس ميگويد كه اين احكام براي كساني است كه به خدا ورسول ايمان دارند و در ادامه ميفرمايد كه كساني كه اين احكام را اجرا نكنند با خدا و رسول جنگيده اند. همانطور كه ميبينيد همه اش راجع به خود قرآن است و از كتب حديث حرفي به ميان نيامده است.

    2 - در سوره طلاق خداي مهربان ابتدا احكام را بيان ميدارد سپس در آیه یازده اعلام ميدارد كه اين آيات خداست كه رسول بيان ميدارد و در واقع به اين طريق اعلام ميدارد كه رسول نماينده خداست و شما بايد از رسول اطاعت كنيد زيرا كه خدا از طريق رسول احكامش را بيان ميدارد.

    رَسُولاً يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحاً يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقاً
    رسولي که آيات خدا را به روشني براي شما ميخواند تا کساني را که ايمان دارند و پرهيزکار هستند از تاريکي به روشنايي هدايت کند. هر کس به خدا ايمان داشته باشد و پرهيزکار باشد، او، او را به باغهايي با نهرهاي جاري داخل خواهد کرد؛ آنها در آن جاودان باشند. خدا سخاوتمندانه به او روزي خواهد داد.

    3 - در طول سالها قرآن به تدريح برپیامبر نازل شد و به همين خاطر كتاب قرآن در طي همین سالها كامل شد. پس زماني كه خيلي از احكام هنوز بر پيامبر نازل نشده بود در آن موقع وظيفه رسول هنوز تمام نشده بود و اصحاب ميبايست در موارد جديد چشم به پيامبر بدوزند تا كه باقي موارد بر او نازل شود.

    أَتَى‏ أَمْرُ اللَّهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى‏ عَمَّا يُشْرِكُونَ
    فرمان خدا از قبل صادر شده است، در آن عجله نکنيد. ستايش او را و آن بلند مرتبه، چطور ميتوانيد براي او شريک قرار دهيد

    اما در زمان ما كتاب قرآن كامل است و تنها راه پيروي از پيامبر پيروي از كتابی است که از طریق او به ما رسیده شده است كه همان قرآن است.

    4- مردم از پیامبر حکم طلب می کردند ولی پیامبر آنها را به حکم خدا ارجاع می داد و تابع آن چیزی بود که از طرف خداوند قرار بود بر او نازل شود .

    قُلْ إِنِّي عَلَى‏ بَيِّنَةٍ مِن رَبِّي وَكَذَّبْتُم بِهِ مَا عِنْدِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ
    بگو، «من از طرف پروردگارم اثباتي محکم دارم و شما آن را تکذيب کرده ايد. آنچه را در آن عجله ميکنيد، نزد من نيست. همه ي قضاوت از آن خدا است، او حقيقت را حکايت ميکند و تصميم گيرنده اوست.»

    و حکم خدا دارای امتیازات ویژه ای است از جمله مبین و بدون اختلاف بودن که به هیچ نحوه نمی توان برای کتب حدیثی اینگونه ویژگی ها را متصور شد .

    5- در آيه زير خدا ميفرمايد :

    واطيعوا الله واطيعوا الرسول فان توليتم فانما على رسولنا البلغ المبين
    از خدا اطاعت كنيد و از رسول اطاعت كنيد. اگر شما روي بگردانيد، پس تنها ماموريت رسول ما رساندن پيام است.

    خداي مهربان در اين آيه اطاعت از رسول و اطاعت از خدا را بطور جداگانه ذكر ميكند بطوريكه يكبار ميگويد "اطيعوا الله" و بار ديگر ميفرمايد "اطيعوا الرسول". دو تا اطاعت ذكر شده است. جالب اين است كه در ادامه ميفرمايد :" تنها ماموريت رسول ما رساندن پيام است."آيا اين اتفاقي است كه بعد از ذكر " واطيعوا الله واطيعوا الرسول" خدا بگويد كه":" تنها ماموريت رسول ما رساندن پيام است " آيا اين اتفاقي است؟؟؟؟

    تلك ءايت الله نتلوها عليك بالحق فباي حديث بعد الله وءايته يؤمنون
    اينها آيات خداست كه ما به حقيقت بر تو مي خوانيم. به كدام حديث به غير از خدا و آياتش ايمان دارند؟

    6- اگربه آیه 59 سوره حشر دقت كنيم متوجه نكته زيبايي خواهيم شد.

    ذلك بانهم شاقوا الله ورسوله ومن يشاق الله فان الله شديد العقاب
    اين به دليل آن است كه آنها با خدا و رسولش دشمنی كردند. خدا در اجراي مجازات براي كساني كه با خدا و رسول او دشمنی كنند، سخت گيرترين است.

    همانطور كه ميبينيم خدا ميفرمايد " شاقوا الله ورسوله " و به اين طريق خدا و رسول را بغل هم قرار ميدهد. ابتدا از دشمنی با خدا و رسول صحبت ميكند اما در ادامه ميگويد " ومن يشاق الله ". اين به اين معناست كه خدا پشت همه اين قضيه هاست. در واقع مشركين رسول را اذيت ميكردند و اين يعني مخالفت با پيام خدا و در نتيجه يعني مخالفت با خدا . پس وقتي كه خدا ميفرمايد ار خدا و رسول اطاعت كنيد مانند آن چیزی که در مورد دشمنی کردن با خدا و رسول آورده شده منظورش اطاعت از دو منبع جداگانه نيست بلكه همه اش يك منبع است كه بوسيله رسول به ما معرفي شده است.

    7- زماني كه پيامبر اسلام را تبليغ ميكرد تعداد زيادي از اصحاب ديگر هم مشغول تبليغ اسلام بودند

    واذا تتلى عليهم ءايتنا بينت تعرف في وجوه الذين كفروا المنكر يكادون يسطون بالذين يتلون عليهم ءايتنا قل افانبئكم بشر من ذلكم النار وعدها الله الذين كفروا وبئس المصير
    هنگامي كه آيات ما آشكارا برايشان خوانده مي شود، پليدي را در چهره كافران تشخيص مي دهي. آنها نزديك است به كساني كه آيات ما را برايشان مي خوانند،حمله كنند. بگو: "آيا مي خواهيد شما را به بسيار بدتر از اين آگاه سازم؟ خدا دوزخ را به كساني كه ايمان ندارند، وعده داده است؛ چه سرانجام فلاكت باري."

    همانطور كه در آيه ميبينيد كساني ديگر هم همراه پيامبر در جاهاي مختلف آيات خدا را براي مردم ميخواندند. اگر پيام قرآن به تنهايي كافي نيست و احتياج به تفسير دارد پس چگونه پيامبر به ديگران اجازه ميدهد آيات را براي مشركين تلاوت كنند مگر همه مثل پيامبر مفسر قرآنند؟!!

    8- قل ايشيء اكبر شهدة قل الله شهيد بيني وبينكم واوحي الي هذا القرءان لانذركم به ومن بلغ ائنكم لتشهدون ان مع الله ءالهة اخرى قل لا اشهد قل انما هو اله وحد وانني بريء مما تشركون
    بگو: "شهادت چه كسي بالاترين است؟" بگو: "شهادت خدا. او ميان من و شما شاهد است كه اين قرآن* به من وحي شده است، تا آن را به شما و به هر كس كه به آن دست يابد، ابلاغ كنم. درواقع، شما در كنار خدا به خدايان ديگر هم شهادت مى دهيد." بگو: "من مانند شما تشهد نمى گويم؛ فقط يك خدا وجود دارد و من شرك شما را رد مى كنم.

    دوستان عزيز لطفا آيه بالا را يكبار بخوانيد . چيزي كه جالب است جمله زير است :"واوحي الي هذا القرءان لانذركم به ومن بلغ""و اين *قرآن* به من وحي شده است، تا آن را به شما و به هر كس كه به آن دست يابد، ابلاغ كنم." به ضمير "ه" در كلمه "به" توجه كنيد همانطوری كه ميبينيد خداي مهربان ميفرمايد كه اين قرآن به رسول وحي شده است تا با آن (يعني تنها قرآن) شما را هشدار دهد نه چیز دیگری . نه حدیث و روایت . نه سنت و عترت . بلکه فقط و فقط قران .
    آيا ديگر حرفي باقي مانده ؟؟!
    سلام
    ببخشید یک سئوال این مطالب که ذکر کردید چه ربطی به معنای اولی الامر دارد؟!
    شما اولی الامر را معنی کنید که چه کسانی هستند!!
    مقصود کیست؟؟ عمر و ابوبکر؟؟ ائمه(ع)؟؟؟ یا اشخاصی دیگر...
    اولی الامر را بگویید به چه معناست!

    وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ في‏ ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ (نحل/127)
    صبر کن، و صبر تو فقط برای خدا و به توفیق خدا باشد! و بخاطر (کارهای) آنها، اندوهگین و دلسرد مشو! و از توطئه‌های آنها، در تنگنا قرار مگیر.
    .
    .
    .
    www.soleimani.blogfa.com

  12. تشکر


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    257
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zxcv نمایش پست
    با سلام


    مانند همیشه ما تمامی استدلال مان را در قران جستجو می کنیم چون آنکه مدعی نسبتی در دین اسلام است باید الزاما از کتاب خدا دلیل و مدرک به همگان نشان دهد . مسلما اگر ما ثابت کردیم که اطاعت از رسول به معنای اطاعت محض از شخص محمد و یا کتب مختلفی مثل بحار النوار و یا صحیح بخاری نبوده بلکه منظور فرمانبرداری از کتابی است که ما به عنوان قران می شناسیم و رسول الله در قالب وظیفه الهی خود مامور به ابلاغ آن به همه انسانها بوده می باشد دیگر موضوع اولی الامر به خودی خود حل می شود و مشخص می شود که هر آنکسی که به عنوان والی امر شناخته می شود هر گز نباید حکمی خلاف قران صادر کند و الا اطاعت مردم از او ساقط می شود .

    چرا خدا امر به پيروي از رسول داده است؟
    چرا به ما امر ميكند كه به رسول ايمان بياوريم و چرا خدا " پيام بر" را پيامبر ناميده است؟
    آيا اطاعت از رسول به معناي اطاعت از قرآن است يا به معناي اطاعت از كتب حديثی است ؟
    آيا خدا به ما دستور داده است که از كتبي كه صدهها سال بعد از نبی گرامی نوشته شده و نوشته های آن به پيامبر نسبت داده شده پيروي كنيم؟
    اگر كسي از شما پرسيد پيامبرتان كيست و چه چیزی گفته است شما به او چه جوابي ميدهيد؟
    چه کتابی به او ارائه می دهید ؟
    بحار الانوار یا صحیح بخاری ؟
    اگر از شما پرسيدند يكتاپرستي چيست شما در جواب كدامين سخن پيامبر را ذكر خواهيد كرد؟
    این یکی(آن کس که زمين را بستر شما، و آسمان [= جو زمين‏] را همچون سقفى بالاى سر شما قرار داد؛ و از آسمان آبى فرو فرستاد؛ و به وسيله آن، ميوه‏ها را پرورش داد؛ تا روزى شما باشد. بنابر اين، براى خدا همتايانى قرار ندهيد، در حالى که مى‏دانيد (هيچ يک از آنها، نه شما را آفريده‏اند، و نه شما را روزى مى‏دهند) ؟ ( بقره 22)
    و یا این یکی که کذابان به محمد نسبت داده اند ( زمین و آسمان و هر چه درون آن است برای من و اهل بیتم افریده شده است )؟!!!
    اگر از شما پرسيدند نظر پيامبر شما راجع به عيسي چيست ، شما چه جوابي خواهيد داد؟
    اگر از شما پرسيدند كدامين كتاب سخنان پيامبر شماست شما كدام كتاب را به او معرفي ميكنيد ؟
    قرآن و یا کتب مختلف و سراسر تحریف حدیثی و روائی را ؟

    چند قرن بعد از مرگ پيامبر مذهبیون شروع به جمع آوری احادیثی کردند که آن را منسوب به پیامبر و صحابه و اهل بیت می دانستند . اصحاب فرقه ها كتاب قرآن را ناكافي دانسته و شروع به جمع آوري ساير گفته هاي که منسوب به پيامبر بود نمودند ، غافل از اينكه پيامبر خود تنها از قرآن پيروي ميكرد و يكي از دلايل موفقيت پيامبر هم همين بوده . اهل فرق آمدند گفتند كه حديث و سنت تشريح كننده قرآن است و به اين طريق هرجا كه آیات قرآن با پيشفرضهاي ذهني آنان نميخواند با چند حديث آن را تطبيق ميدادند. چندي بعد از پيامبرعده اي آمدند و بر اساس احادیثی که جمع کرده بودند گفتند که پيامبر سايه نداشت ! عده اي ديگر گفتند تمام دنيا و ماوراء آن بخاطر پيامبروعلی و زهرا ساخته شده است.! عده اي ديگر عرض كردند كه پيامبر از چهار طرف ميديد و با چشمهاي باز ميخوابيد ! عده اي ديگر گفتند كه پيامبر در يك روز 700 يهودي را به قتل رساند ! گروهی دیگر مدعی شدند که علی می تواند مانند خدا کن فیکون کند وبه ما شفاو درمان برساند و آخر سر هم گروهی محبت اهل بیت را کلید بهشت دانستند و فرقه مقابل محبت صحابه را و الا آخر..

    این در صورتی بود که مذهبیون مدعی بودند آخرين خطبه پيامبر و مشهورترین آن ( غدیر ) در حضور هزاران نفر انجام شده است ولی حتی اين خطبه هم به چندين حالت مختلف در تاريخ نقل شده است. هر فرقه اي براي خود نقل قولی را انتخاب كرده است.اين در حالي است كه در اكثر احاديث ديگری که آنها نقل می کنند دو يا سه نفر ديگر حضور داشته اند ولي در اين يكي هزاران نفر حضور داشته اند ولي باز هم با وجود اينكه هزاران نفر حرف پيامبر را با گوش خود می شنيدند ولي در تاريخ به سه طريق مختلف و متضاد با هم این روایات نقل شده است . اين براي ما ثابت ميكند كه در نقل و گرداوری احاديث ديد و تعصبات فرقه ای گردآورندگان حديث اثر داشته است و بيشتر سياسي و فرقه ای بوده تا دینی . هزاران نفر نتوانستند يك حرف پيامبر را سالم براي ما منتقل كنند زيرا كه كتب حديث از شايعات گرد آوري شده است و خداوند هیچ گونه تضمینی برای حفظ آن نداده است در صورتی که قران در یک کتاب و بدون کوچکترین تحریفی بدست ما رسیده است این نشان می دهد که هیچگاه قرار بر این نبوده که غیر از قران چیزی دیگری از جانب رسول الله به ما برسد . .

    زماني كه خدا ميفرمايد "
    اطيعوالله و اطيعوا الرسول" پيروان حديث انتظار دارند كه خدا يك منبع داشته باشد و رسول هم منابعي ديگر داشته باشد.به همين خاطر زماني كه به آنان ميگوييد از حديث پيروي نكنيد فورا در جواب ميگويند كه مگر خدا نگفته اطيعوا الرسول. بعد ميگويند كه پس شما كه از كتب حديث پيروي نميكنيد رسول را رد كرده ايد.!!!! غافل از اينكه پيروي از رسول يعني پيروي از قرآن. كسي كه از قرآن پيروي كند در واقع و صددرصد از رسول پيروي ميكند.

    چند مثال را از خود قرآن در اين رابطه ذكر ميكنم :

    1 - خداي قادر توانا در سوره مجادله ابتدا يك سري احكام راجع به طلاق ذكر ميكند و سپس در آيه چهارم بيان ميدارد كه اين احكام براي كساني است كه به خدا و رسول ايمان دارند و در ادامه ميفرمايد اين حدود خداست و بايد اجرا شود و در آيه بعدش در ادامه ميگويد كه كساني كه حدود خدا را اجرا نكنند با خدا و رسول جنگيده اند.

    فَمَن لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِن قَبْلِ أَن يَتَماسَّا فَمَن لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً ذلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ
    اگر نتواني، پس قبل از هرگونه تماسي، دو ماه پي در پي روزه بگير. اگر نميتواني روزه بگيري، پس شصت فقير را غذا بده. به خدا و رسولش ايمان آوريد. اينها قوانين خدا هستند. کافران گرفتار عذابي دردناک شده اند.

    همانطور كه ميبنييم احكام را خود خدا بيان ميكند و سپس ميگويد كه اين احكام براي كساني است كه به خدا ورسول ايمان دارند و در ادامه ميفرمايد كه كساني كه اين احكام را اجرا نكنند با خدا و رسول جنگيده اند. همانطور كه ميبينيد همه اش راجع به خود قرآن است و از كتب حديث حرفي به ميان نيامده است.

    2 - در سوره طلاق خداي مهربان ابتدا احكام را بيان ميدارد سپس در آیه یازده اعلام ميدارد كه اين آيات خداست كه رسول بيان ميدارد و در واقع به اين طريق اعلام ميدارد كه رسول نماينده خداست و شما بايد از رسول اطاعت كنيد زيرا كه خدا از طريق رسول احكامش را بيان ميدارد.

    رَسُولاً يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحاً يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقاً
    رسولي که آيات خدا را به روشني براي شما ميخواند تا کساني را که ايمان دارند و پرهيزکار هستند از تاريکي به روشنايي هدايت کند. هر کس به خدا ايمان داشته باشد و پرهيزکار باشد، او، او را به باغهايي با نهرهاي جاري داخل خواهد کرد؛ آنها در آن جاودان باشند. خدا سخاوتمندانه به او روزي خواهد داد.

    3 - در طول سالها قرآن به تدريح برپیامبر نازل شد و به همين خاطر كتاب قرآن در طي همین سالها كامل شد. پس زماني كه خيلي از احكام هنوز بر پيامبر نازل نشده بود در آن موقع وظيفه رسول هنوز تمام نشده بود و اصحاب ميبايست در موارد جديد چشم به پيامبر بدوزند تا كه باقي موارد بر او نازل شود.

    أَتَى‏ أَمْرُ اللَّهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى‏ عَمَّا يُشْرِكُونَ
    فرمان خدا از قبل صادر شده است، در آن عجله نکنيد. ستايش او را و آن بلند مرتبه، چطور ميتوانيد براي او شريک قرار دهيد

    اما در زمان ما كتاب قرآن كامل است و تنها راه پيروي از پيامبر پيروي از كتابی است که از طریق او به ما رسیده شده است كه همان قرآن است.

    4- مردم از پیامبر حکم طلب می کردند ولی پیامبر آنها را به حکم خدا ارجاع می داد و تابع آن چیزی بود که از طرف خداوند قرار بود بر او نازل شود .

    قُلْ إِنِّي عَلَى‏ بَيِّنَةٍ مِن رَبِّي وَكَذَّبْتُم بِهِ مَا عِنْدِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ
    بگو، «من از طرف پروردگارم اثباتي محکم دارم و شما آن را تکذيب کرده ايد. آنچه را در آن عجله ميکنيد، نزد من نيست. همه ي قضاوت از آن خدا است، او حقيقت را حکايت ميکند و تصميم گيرنده اوست.»

    و حکم خدا دارای امتیازات ویژه ای است از جمله مبین و بدون اختلاف بودن که به هیچ نحوه نمی توان برای کتب حدیثی اینگونه ویژگی ها را متصور شد .

    5- در آيه زير خدا ميفرمايد :

    واطيعوا الله واطيعوا الرسول فان توليتم فانما على رسولنا البلغ المبين
    از خدا اطاعت كنيد و از رسول اطاعت كنيد. اگر شما روي بگردانيد، پس تنها ماموريت رسول ما رساندن پيام است.

    خداي مهربان در اين آيه اطاعت از رسول و اطاعت از خدا را بطور جداگانه ذكر ميكند بطوريكه يكبار ميگويد "اطيعوا الله" و بار ديگر ميفرمايد "اطيعوا الرسول". دو تا اطاعت ذكر شده است. جالب اين است كه در ادامه ميفرمايد :" تنها ماموريت رسول ما رساندن پيام است."آيا اين اتفاقي است كه بعد از ذكر " واطيعوا الله واطيعوا الرسول" خدا بگويد كه":" تنها ماموريت رسول ما رساندن پيام است " آيا اين اتفاقي است؟؟؟؟

    تلك ءايت الله نتلوها عليك بالحق فباي حديث بعد الله وءايته يؤمنون
    اينها آيات خداست كه ما به حقيقت بر تو مي خوانيم. به كدام حديث به غير از خدا و آياتش ايمان دارند؟

    6- اگربه آیه 59 سوره حشر دقت كنيم متوجه نكته زيبايي خواهيم شد.

    ذلك بانهم شاقوا الله ورسوله ومن يشاق الله فان الله شديد العقاب
    اين به دليل آن است كه آنها با خدا و رسولش دشمنی كردند. خدا در اجراي مجازات براي كساني كه با خدا و رسول او دشمنی كنند، سخت گيرترين است.

    همانطور كه ميبينيم خدا ميفرمايد " شاقوا الله ورسوله " و به اين طريق خدا و رسول را بغل هم قرار ميدهد. ابتدا از دشمنی با خدا و رسول صحبت ميكند اما در ادامه ميگويد " ومن يشاق الله ". اين به اين معناست كه خدا پشت همه اين قضيه هاست. در واقع مشركين رسول را اذيت ميكردند و اين يعني مخالفت با پيام خدا و در نتيجه يعني مخالفت با خدا . پس وقتي كه خدا ميفرمايد ار خدا و رسول اطاعت كنيد مانند آن چیزی که در مورد دشمنی کردن با خدا و رسول آورده شده منظورش اطاعت از دو منبع جداگانه نيست بلكه همه اش يك منبع است كه بوسيله رسول به ما معرفي شده است.

    7- زماني كه پيامبر اسلام را تبليغ ميكرد تعداد زيادي از اصحاب ديگر هم مشغول تبليغ اسلام بودند

    واذا تتلى عليهم ءايتنا بينت تعرف في وجوه الذين كفروا المنكر يكادون يسطون بالذين يتلون عليهم ءايتنا قل افانبئكم بشر من ذلكم النار وعدها الله الذين كفروا وبئس المصير
    هنگامي كه آيات ما آشكارا برايشان خوانده مي شود، پليدي را در چهره كافران تشخيص مي دهي. آنها نزديك است به كساني كه آيات ما را برايشان مي خوانند،حمله كنند. بگو: "آيا مي خواهيد شما را به بسيار بدتر از اين آگاه سازم؟ خدا دوزخ را به كساني كه ايمان ندارند، وعده داده است؛ چه سرانجام فلاكت باري."

    همانطور كه در آيه ميبينيد كساني ديگر هم همراه پيامبر در جاهاي مختلف آيات خدا را براي مردم ميخواندند. اگر پيام قرآن به تنهايي كافي نيست و احتياج به تفسير دارد پس چگونه پيامبر به ديگران اجازه ميدهد آيات را براي مشركين تلاوت كنند مگر همه مثل پيامبر مفسر قرآنند؟!!

    8- قل ايشيء اكبر شهدة قل الله شهيد بيني وبينكم واوحي الي هذا القرءان لانذركم به ومن بلغ ائنكم لتشهدون ان مع الله ءالهة اخرى قل لا اشهد قل انما هو اله وحد وانني بريء مما تشركون
    بگو: "شهادت چه كسي بالاترين است؟" بگو: "شهادت خدا. او ميان من و شما شاهد است كه اين قرآن* به من وحي شده است، تا آن را به شما و به هر كس كه به آن دست يابد، ابلاغ كنم. درواقع، شما در كنار خدا به خدايان ديگر هم شهادت مى دهيد." بگو: "من مانند شما تشهد نمى گويم؛ فقط يك خدا وجود دارد و من شرك شما را رد مى كنم.

    دوستان عزيز لطفا آيه بالا را يكبار بخوانيد . چيزي كه جالب است جمله زير است :"واوحي الي هذا القرءان لانذركم به ومن بلغ""و اين *قرآن* به من وحي شده است، تا آن را به شما و به هر كس كه به آن دست يابد، ابلاغ كنم." به ضمير "ه" در كلمه "به" توجه كنيد همانطوری كه ميبينيد خداي مهربان ميفرمايد كه اين قرآن به رسول وحي شده است تا با آن (يعني تنها قرآن) شما را هشدار دهد نه چیز دیگری . نه حدیث و روایت . نه سنت و عترت . بلکه فقط و فقط قران .
    آيا ديگر حرفي باقي مانده ؟؟!
    این آیه را اگر می‌شود معنا کنید... مخصوصا قسمت قرمز رنگ را...
    بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (نحل/44)

    وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ في‏ ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ (نحل/127)
    صبر کن، و صبر تو فقط برای خدا و به توفیق خدا باشد! و بخاطر (کارهای) آنها، اندوهگین و دلسرد مشو! و از توطئه‌های آنها، در تنگنا قرار مگیر.
    .
    .
    .
    www.soleimani.blogfa.com


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود