جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تمثل

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۶
    نوشته
    303
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تمثل




    با سلام
    در مورد تمثل توضيح كامل بديد .
    تمثل دقيقا به چه معناست ؟
    آيا اين درسته كه برخي بدن ممثل پيدا ميكنند ؟
    اگر اينطور هست چه فرقي بين خود فرد و ممثل او وجود داره ؟
    كلا در مورد تمثل و مسائل مربوط به اون توضيحاتي لطف كنيد .



    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۳۰ در ساعت ۲۱:۰۳
    يارب نظر تو برنگردد

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب

    حكماي الهي عالم هستي را به سه عالم كلي تقسيم فرمودند : الف_ عالم ماده ب_ عالم مثال (برزخ) ج_ عالم عقول (تشريح خصوصيات هر يك از اين عوالم را اگر تمايل داشته باشيد عرض خواهم كرد ) هر يك از اين عوالم نسبت به ديگري علت و معلول محسوب مي شوند و در حقيقت همه عوالم در طول يكديگرند يعني اينگونه نيست كه هر يك از عوالم مستقل از ديگري باشد بلكه اين ها در طول يكديگر بوده و نسبت به يكديگر علت و معلول هستند ؛ عالم عقول مافوق عالم مثال بوده و علت براي عالم مثال و ماده است ؛ عالم مثال نيز مافوق عالم ماده بوده و علت براي عالم ماده هست . فلذا اين عوالم يك حقيقت و يك عالم واحده هستند منتهي داراي درجات متفاوت مي باشد . همانند علت و معلول كه يك حقيت واحده هستند با اين تفاوت كه علت مافوق معلول و به وجود آورنده معلول و تمامي هستي معلول هست .

    هر عملي كه انسان در عالم ماده انجام مي دهد حقيقت و باطن عملش در عالم مثال موجود است اينطور نيست كه عمل از فاعل جدا باشد عمل انسان هميشه همراه با اوست فلذا وقتي روح از عالم ماده مفارقت كرد و وارد عالم مثال شد عمل او به حقيقتش ممثل خواهد شد براي مثال حقيقت و باطن غيبت ، خوردن گوشت برادر مي باشد وقتي غيبت كننده وارد عالم مثال (برزخ) مي گردد عمل او با حقيقتش ممثل مي شود . البته عالم مثال هم اكنون نيز موجود است چون در واقع عالم مثال علت عالم ماده است اگر مثال نباشد عالم ماده اي نخواهد بود ؛ فلذا تمامي افعالي كه انسان انجام مي دهد در عالم مثال موجود است بالاتر از اين حكما معتقدند فيض الهي از عالم مثال به ماده نازل مي شود اگر درخت ، سيب مي دهد درخت مادي نيست كه سيب مي دهد بلكه حقيقت مثالي سيب است كه سيب را به وجود مي آورد .

    بعد از اينكه روح از بدن مفارقت پيدا كرده و وارد عالم مثال گرديد وارد بدن مثالي مي شود فلذا همه انسان ها بدن ممثل پيدا مي كنند يعني روح آن ها در عالم برزخ وارد بدن مثالي مي شود كه از جهات گوناگوني با بدن مادي تفاوت دارد . بدن مثالي حقيقت و باطن بدن مادي است و در حقيقت اداره كننده بدن مادي است بدن مثالي است كه در عالم برزخ بدن مادي خود را در عالم ماده اداره مي كند كه بعد از جدا شدن روح از بدن مادي ماده را رها كرده و به اصل خود مي پيوندد .




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تمثل اعمال

    انسان در عرف عرفان ، موجودی است که فضائل ، کمالات واستعدادهای او به فعلیت رسیده باشند و اگر به فعلیت نرسند او همان جانور گویاست .

    حضرت علامه می فرمایند :

    « وگرنه همان حیوان ناطق یعنی جانور گویاست ؛ اما چگونه حیوان ناطق و جانور گویاست ؟ باید دید که صفات مکتسب او چگونه است ! مطابق همان صفات و ملکاتش که با خوی هر حیوانی مناسب و موافق است ، همان حیوان است »

    ای دریده پوستین یوسفان گرگ برخیزی از این خواب گران

    در عالم برزخ که عالم صور است ( در قیامت کبری ، صور نیست بلکه معانی محض است . لذا آنچه از صور و تمثلات گفته می شود مربوط به خیال منفصل و برزخ است . و الّا در قیامت کبری که تجرّد محض دارد ، بحث از صورت نیست )

    درندگی به صورت گرگ متمثل میشود .

    گشته گرگان یک به یک خوهای تو می درانند از غضب اعضای تو

    یعنی هر یک از خوهایت یک درنده می شوند و تو را در عالم برزخ اذیّت می کنند . این که در روایات می خوانیم : در عالم برزخ ، مار ، مور ، کژدم ، سگ و ..... است ، آنها همین خوهای انسانی هستند . این معانی در آن ظرف یعنی ظرف برزخ ، به شکل خاصی تمثل و صورت پیدا می کنند .

    این سخن های چو مار و کژدمت مار و کژدم گردد و گیرد دمت

    مار و کژدم ، همان سخن نیشداری است که انسان در دنیا به دیگری گفته است .گرچه امروز نیز اندیشمندان به این نتیجه رسیده اند که هیچ چیز از بین نمی رود ، ماده مبدّل به انرژی می شود و انرژی تبدیل به ماده می شود ( قانون اوّل ترمو دینامیک ) ، این همان نظریه اسلامی است که : هیچ موجودی از بین نمی رود . سخن گزنده در عالم برزخ به شکل مار و کژدم می شود و چون این سخن ، فعل انسان است و فعل از فاعل جدا نمی شود ، بنابر این ، انسان هر جا باشد ، کار او نیز با او همراه است . وقتی انسان وارد عالم برزخ شد ، کار و فعل او نیز در قالب و شکلی ، خودش را به او نشان می دهد . سخن بو دار و نیش دار ، در آنجا به شکل مار و کژدم می شود و انسان را اذیت می کند .

    حشر پر حرص خس مردار خوار صورت خوکی بود روز شمار

    زانیان را گند اندام نهان خمر خواران را بود گند دهان




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کسی که زنا کار است ممکن است ظاهرش آلوده نباشد ولی باطن او آلوده است . این هم که می گوئیم کافر نجس است ، مراد نجاست جان کافر است نه جسم کافر ، و چون جسم ، تابع جان است ، به تبع جان ، جسم هم نجس می شود . لذا اگر کافر را در هفت دریا هم بشویند ، چون نجاستش ، نجاست جوهری است ، پاک نمی شود .

    غرض از بیت اول این است که : کسی که حریص و مردار خوار است ، این حرص و این معنا در عالم برزخ ، به شکل خوک متمثّل خواهد شد .

    سیرتی کان در وجودت غالب است هم بر آن تصویر حشرت واجب است

    یعنی سیرتهای درون انسان در قیامت صورت پیدا می کنند . سیرت در قیامت ، صورت می یابد .لذا اگر سیرت ، حیوانی باشد ( حال هر حیوان خاص ) صاحب آن سیرت در قیامت ، به شکل آن حیوان محشور خواهد شد.

    لذا ملکات انسان ، در ظرف قیامت بروز و ظهور می یابد . اعمال و اوصاف انسانی ، بذر است و در ظرف قیامت ،صورت می یابد . لذا انسان ، خالق بهشت و جهنم و خالق لذّات و آلام خودش می باشد . هر چه انسان در دنیا و قیامت می کشد ، از خود می کشد نه از غیر .

    ارمغان آسمان ـ سید یوسف ابراهیمیان





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندي

    پرسش :در مورد تمثل توضيح كامل بديد
    .
    تمثل دقيقا به چه معناست ؟
    آيا اين درسته كه برخي بدن ممثل پيدا ميكنند ؟
    اگر اينطور هست چه فرقي بين خود فرد و ممثل او وجود داره ؟
    كلا در مورد تمثل و مسائل مربوط به اون توضيحاتي لطف كنيد .
    پاسخ :

    حكماي الهي عالم هستي را به سه عالم كلي تقسيم فرمودند : الف_ عالم ماده ب_ عالم مثال (برزخ) ج_ عالم عقول هر يك از اين عوالم نسبت به ديگري علت و معلول محسوب مي شوند و در حقيقت همه عوالم در طول يكديگرند يعني اينگونه نيست كه هر يك از عوالم مستقل از ديگري باشد بلكه اين ها در طول يكديگر بوده و نسبت به يكديگر علت و معلول هستند ؛ عالم عقول مافوق عالم مثال بوده و علت براي عالم مثال و ماده است ؛ عالم مثال نيز مافوق عالم ماده بوده و علت براي عالم ماده هست . فلذا اين عوالم يك حقيقت و يك عالم واحده هستند منتهي داراي درجات متفاوت مي باشد . همانند علت و معلول كه يك حقيت واحده هستند با اين تفاوت كه علت مافوق معلول و به وجود آورنده معلول و تمامي هستي معلول هست .
    مرحوم ملا صدرا می فرماید:

    « فبالحقیقة الإدراک ثلاثة أنواع کما أن العوالم ثلاثة … و کل إدراک یحصل به نزع لحقائق الأشیاء- و أرواحها عن قوالب الأجسام و هیاکل المواد فالصورة المحسوسة منتزعة عن المادة نزعا ناقصا مشروطا بحضور المادة و الصورة الخیالیة منتزعة نزعا متوسطا و لهذا تکون فی عالم بین العالمین عالم المحسوسات و عالم المعقولات و الصورة العقلیة منتزعة نزعا تاما هذا إذا کانت الصور مأخوذة عن المواد و أما ما کان بذاته عقلا- فلا یحتاج فی تعقله إلى تجرید من هذه التجریدات‏ »

    ادراک در حقیقت سه نوع دارد همان طور که عوالم سه نوع دارند:

    1. عالم ماده: هر ادراکی که به وسیله ی آن انتزاعی از حقیقت اشیاء از خارج صورت بگیرد در اینجا صورت محسوسه به صورت ناقص از ماده انتزاع شده و حضورش مشروط به حضور ماده است.

    2. عالم مثال: اما صورت خیالیه انتزاعی نه ناقص و نه تام داردو به همین دلیل در عالمی است بین عالم معقولات و محسوسات.

    3. و اما صورت های عقلیه انتزاعشان تام است.

    این سه مرحله در جائی است که صورت از ماده ها انتزاع شده باشد و الا اگر ذاتا عقلی باشد در تعقل و درک آن نیازی به این تجریدات نیست. (1(

    هر عملي كه انسان در عالم ماده انجام مي دهد حقيقت و باطن عملش در عالم مثال موجود است اينطور نيست كه عمل از فاعل جدا باشد عمل انسان هميشه همراه با اوست فلذا وقتي روح از عالم ماده مفارقت كرد و وارد عالم مثال شد عمل او به حقيقتش ممثل خواهد شد براي مثال حقيقت و باطن غيبت ، خوردن گوشت برادر مي باشد ً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوه‏ (2) آيا يكى از شما هست كه دوست بدارد گوشت برادر مرده خود را بخورد؟
    وقتي غيبت كننده وارد عالم مثال (برزخ) مي گردد عمل او با حقيقتش ممثل مي شود . البته عالم مثال هم اكنون نيز موجود است چون در واقع عالم مثال علت عالم ماده است اگر عالم مثال نباشد عالم ماده اي نخواهد بود ؛ فلذا تمامي افعالي كه انسان انجام مي دهد در عالم مثال موجود است بالاتر از اين حكما معتقدند فيض الهي از عالم مثال به ماده نازل مي شود اگر درخت ، سيب مي دهد درخت مادي نيست كه سيب مي دهد بلكه حقيقت مثالي سيب است كه سيب را به وجود مي آورد .


    از آیات و روایات فراوانی بر می آید که عالم طبیعت(ملک) دارای باطنی است؛ که عبارت است از عالم ملکوت؛ و هر چه در این عالم است از آن عالم باطن (ملکوت ) بر این عالم ظاهر (طبیعت ) نازل می شود؛ و هر چه در ملکوت است از عالم جبروت نازل شده و اصل آن در جبروت است؛ و هر چه در جبروت است از عرش خدا که علم الهی است نازل گشته است؛ لذا حضرت حق تعالی فرمود: «وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ؛ و هیچ چیزی نیست مگر آن که خزائن آن نزد ماست ؛ و ما آن را نازل نمی کنیم مگر به اندازه معیّن و معلوم »(3)

    « رَوَى جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ (ع ) أَنَّهُ قَالَ: فِی الْعَرْشِ تِمْثَالُ مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنَ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ قَالَ وَ هَذَا تَأْوِیلُ قَوْلِهِ: وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُه‏ ؛ امام صادق (ع) از پدرش از جدّش(ع) روایت كرده كه فرمود: در عرش نمونه هر آنچه خدا در خشكى و دریا آفریده موجود است؛ و اینست تاویل قول خداوند متعال که فرمود:«هیچ چیزى نیست مگر آنكه خزائن آن نزد ماست؛ و ما آن را نازل نمی کنیم مگر به اندازه معیّن و معلوم »(4)

    بعد از اينكه روح از بدن مفارقت پيدا كرده و وارد عالم مثال گرديد وارد بدن مثالي مي شود فلذا همه انسان ها بدن ممثل پيدا مي كنند يعني روح آن ها در عالم برزخ وارد بدن مثالي مي شود كه از جهات گوناگوني با بدن مادي تفاوت دارد . بدن مثالي حقيقت و باطن بدن مادي است و در حقيقت اداره كننده بدن مادي بدن مثالي است كه در عالم برزخ بدن مادي خود را در عالم ماده اداره مي كند كه بعد از جدا شدن روح از بدن مادي ماده را رها كرده و به اصل خود مي پيوندد .

    تمثل اعمال

    انسان در عرف عرفان ، موجودی است که فضائل ، کمالات واستعدادهای او به فعلیت رسیده باشند و اگر به فعلیت نرسند او همان جانور گویاست .

    حضرت علامه می فرمایند :

    «وگرنه همان حیوان ناطق یعنی جانور گویاست ؛ اما چگونه حیوان ناطق و جانور گویاست ؟ باید دید که صفات مکتسب او چگونه است ! مطابق همان صفات و ملکاتش که با خوی هر حیوانی مناسب و موافق است ، همان حیوان است»

    ای دریده پوستین یوسفان گرگ برخیزی از این خواب گران

    در عالم برزخ که عالم صور است ( در قیامت کبری ، صور نیست بلکه معانی محض است . لذا آنچه از صور و تمثلات گفته می شود مربوط به خیال منفصل و برزخ است . و الّا در قیامت کبری که تجرّد محض دارد ، بحث از صورت نیست) درندگی به صورت گرگ متمثل میشود .

    گشته گرگان یک به یک خوهای تو می درانند از غضب اعضای تو

    یعنی هر یک از خوهایت یک درنده می شوند و تو را در عالم برزخ اذیّت می کنند . این که در روایات می خوانیم : در عالم برزخ ، مار ، مور ، کژدم ، سگ و ..... است ، آنها همین خوهای انسانی هستند . این معانی در آن ظرف یعنی ظرف برزخ ، به شکل خاصی تمثل و صورت پیدا می کنند .

    این سخن های چو مار و کژدمت مار و کژدم گردد و گیرد دمت

    مار و کژدم ، همان سخن نیشداری است که انسان در دنیا به دیگری گفته است .گرچه امروز نیز اندیشمندان به این نتیجه رسیده اند که هیچ چیز از بین نمی رود ، ماده مبدّل به انرژی می شود و انرژی تبدیل به ماده می شود ( قانون اوّل ترمو دینامیک ) ، این همان نظریه اسلامی است که : هیچ موجودی از بین نمی رود . سخن گزنده در عالم برزخ به شکل مار و کژدم می شود و چون این سخن ، فعل انسان است و فعل از فاعل جدا نمی شود ، بنابر این ، انسان هر جا باشد ، کار او نیز با او همراه است . وقتی انسان وارد عالم برزخ شد ، کار و فعل او نیز در قالب و شکلی ، خودش را به او نشان می دهد . سخن بو دار و نیش دار ، در آنجا به شکل مار و کژدم می شود و انسان را اذیت می کند .

    حشر پر حرص خس مردار خوار صورت خوکی بود روز شمار

    زانیان را گند اندام نهان خمر خواران را بود گند دهان
    کسی که زنا کار است ممکن است ظاهرش آلوده نباشد ولی باطن او آلوده است . این هم که می گوئیم کافر نجس است ، مراد نجاست جان کافر است نه جسم کافر ، و چون جسم ، تابع جان است ، به تبع جان ، جسم هم نجس می شود . لذا اگر کافر را در هفت دریا هم بشویند ، چون نجاستش ، نجاست جوهری است ، پاک نمی شود .

    غرض از بیت اول این است که : کسی که حریص و مردار خوار است ، این حرص و این معنا در عالم برزخ ، به شکل خوک متمثّل خواهد شد .

    سیرتی کان در وجودت غالب است هم بر آن تصویر حشرت واجب است

    یعنی سیرتهای درون انسان در قیامت صورت پیدا می کنند . سیرت در قیامت ، صورت می یابد .لذا اگر سیرت ، حیوانی باشد ( حال هر حیوان خاص ) صاحب آن سیرت در قیامت ، به شکل آن حیوان محشور خواهد شد.

    لذا ملکات انسان ، در ظرف قیامت بروز و ظهور می یابد . اعمال و اوصاف انسانی ، بذر است و در ظرف قیامت ،صورت می یابد . لذا انسان ، خالق بهشت و جهنم و خالق لذّات و آلام خودش می باشد . هر چه انسان در دنیا و قیامت می کشد ، از خود می کشد نه از غیر . (5)


    1. الحکمة المتعالیة فى الاسفار العقلیة الاربعة ج‏۳ ۳۶۲
    2. حجرات آيه 12
    3. الحجر / 21
    4. بحار الأنوار؛ ج‏55؛ص 34
    5. ارمغان آسمان ـ سید یوسف ابراهیمیان



    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود