صفحه 1 از 38 123112131 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا شما راه بهتری سراغ دارید؟ (نهادینه کردن عفاف و اخلاق در جامعه)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    آیا شما راه بهتری سراغ دارید؟ (نهادینه کردن عفاف و اخلاق در جامعه)




    به نام خدا

    سلام

    مطمئناً بسیاری از ما مسلمانان و مؤمنان متعهد از ناهنجاری های اجتماعی که مانند آتش سوزی در حال گسترش است ناراحتیم و چه بسا ممکن است با دیدن این مواردی از این معضل کاری از پیش نبریم اما از درون برآشفته می شویم.

    همه ما دوست داریم جامعه ای امن و پویا و پیشرو در مسیر رشد مادی و معنوی داشته باشیم. جامعه ای که در آن هنجار شکنان احساس نا امنی کنند و آزادی عمل برای هنجارشکنی نداشته باشند.

    جامعه ای که مطمئن باشیم اشرار بر آن تسلط نخواهند یافت.

    چنین جامعه ای فقط در سایه امر به معروف و نهی از منکر عمومی به وجود خواهد آمد.
    در روایت است که اگر این فریضه در جامعه ای ترک شود اشرار بر آن حاکم خواهند شد.

    پس بیایید برای جلوگیری از این فاجعه و تحقق آرمان های اسلامی هم با هم در نهضت امر به معروف و نهی از منکر شرکت کنیم.

    قدم اول این است که مفاد سوره و العصر را به خاطر بسپاریم و سعی کنیم از زیانکاران نباشیم. یعنی پس از پایبندی به ایمان و عمل صالح، یکدیگر را سفارش به حق و سفارش به صبر و استقامت کنیم.

    در این تاپیک راهکارهای عملی برای تحقق نهضت امر به معروف و نهی از منکر به صورت مردمی و تأثیر آن در جامعه را پیشنهاد و بررسی خواهیم کرد تا انشاء الله تعالی جامه ی عمل بپوشد.

    یا حق

    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    بیایید در نهضت امر به معروف و نهی از منکر در جامعه شرکت کنیم




    وقتی هنجارشکنی و شکست حرمت ها و حریم ها در جامعه علنی می شود باید مقابله با آن نیز علنی و عمومی شود. زیرا در این صورت تذکر مخفیانه و خصوصی تأثیرات منفی اجتماعی و عمومی حرمت شکنی ها را از ببین نخواهد برد.

    مثل اینکه جنگلی بر اثر آتش سیگار آتش گرفته و بخواهیم فقط آن سیگار را خاموش کنیم!

    بنابراین باید حق را در ملأ عام فریاد کرد تا منکر معروف نشود و معروف منکر نشود.
    ...


    ویرایش توسط پاسخگوی مباحث اعتقادی : ۱۳۹۰/۰۳/۲۹ در ساعت ۱۱:۵۳
    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    257
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وقتی در جاده‌ای به سمت مقصدی حرکت می‌کنیم در برخی موارد ماشین‌هایی که از روبرو می‌آیند برایمان چراغ می‌زنند سرعت را کم کنید جلو پلیس است...
    ما خوشحال می‌شویم و تشکر هم می‌کنیم و می‌گوییم عجب آدم با معرفتی بود...
    وقتی مثلا بستنی خورده‌ایم و مقداری از آن به صورتمان مانده است اگر کسی بگوید و تذکر دهد از او تشکر می‌کنیم...
    اگر در خیابان به خانمی تذکر دهیم که پولتان از جیبتان افتاد بیایید برش دارید از ما تشکر می‌کند...
    اگر...
    اما اگر به شخصی تذکر دهی که امروز رمضان است روزه‌خواری نکن...
    اگر تذکر دهی این حجاب زیبنده زن مسلمان نیست...
    اگر تذکر دهی این مال که می‌خوری حرام است...
    اگر تذکر دهی که نماز را سبک مشمار...
    آیا تشکر می‌کند؟؟؟ یا...؟؟؟
    .
    .
    .
    اگر آن ماشین تذکر نمی‌داد 25 هزار تومان جریمه می‌شدیم...
    اگر آن فرد تذکر نمی‌داد کمی ریشخند می‌شدیم چون رد بستنی به صورتمان بوده است...
    اگر به آن خانم نمی‌گفتیم مقداری پول از دست می‌داد...
    اما اگر نسبت به آخرتشان تذکر ندهیم؟؟؟
    چه چیز از دست می‌رود؟؟؟
    .
    .
    .
    کی بناست این را بفهمیم که چیزی مهم‌تر از آخرت نیست اگر کسی نسبت به آخرتمان تذکر می‌دهد بهترین هدیه را به ما می‌دهد... هدیه‌ای مهم‌تر از 25 هزارتومان جرمیه و رد بستنی و پول افتاده در خیابان...
    .
    .
    .
    آهــ
    ویرایش توسط حسین سلیمانی : ۱۳۹۰/۰۳/۲۹ در ساعت ۱۰:۴۹ دلیل: اضافه کردن یک جمله

    وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ في‏ ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ (نحل/127)
    صبر کن، و صبر تو فقط برای خدا و به توفیق خدا باشد! و بخاطر (کارهای) آنها، اندوهگین و دلسرد مشو! و از توطئه‌های آنها، در تنگنا قرار مگیر.
    .
    .
    .
    www.soleimani.blogfa.com


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    به نام خدا

    وقتی بی حیایی و حرمت شکنی علنی می شود، تنها با فریادهای مستمر ابوذروار در ملأ عام می توان جامعه را برای حرمت شکنان نا امن کرد و بی حیاها را خانه نشین کرد.

    باید سخنان روشنگرانه و کوبنده ی معصومین را آنقدر فریاد کرد تا دیگر در کوچه و خیابان صدای موسیقی شیطان به گوش نرسد؛ و دیگر زنان و دختران و مردان بی بندوبار جرأت خودنمایی و هوسرانی در ملأ عام به خود راه ندهند.

    باید صدا زد: ای انسان ها! ما به التفاوت انسان و حیوان حیاء است.

    باید همه جا جار زد که: سه چیز هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند: عقل، ایمان و حیا. یعنی آنکه حیا ندارد، نه عقل دارد و نه ایمان.
    ...


    ویرایش توسط پاسخگوی مباحث اعتقادی : ۱۳۹۰/۰۳/۲۹ در ساعت ۱۱:۰۹
    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    در این نهضت همه مسؤول و شریکیم




    به نام خدا
    از همه همکاران پاسخگو و کاربران محترم تقاضا می کنم در این زمینه مطالب مفید و مؤثر خود برای فراگیر شدن فریضه امر به معروف و نهی از منکر را بنویسند.

    قرآن می فرماید: "
    وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ" (آل عمران 104).
    (و باید از شما گروهی باشند که به خیر فرا می خوانند و به معروف امر می کنند و از منکر باز می دارند و آنان همان رستگارانند).

    در این آیه به این گروه از مؤمنین وعده فلاح و رستگاری داده شده است.
    علاوه بر این مفعول و مخاطب آنان مشخص نشده. این یعنی اینکه دعوت و امر و نهی ایشان لزومی ندارد مخاطب خاصی داشته باشد.
    یعنی حتی اگر موردی از ترک معروف و ارتکاب منکر هم در جامعه نبود، نفس این این عمل یعنی دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر بدون مخاطب خاص و به طور عمومی موضوعیت دارد و باید انجام شود.

    بنابراین باید در جامعه دسته ها و گروه هایی دائماً در حال گشت زنی و دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر باشند.
    این چیزی است که امروز در جامعه ما به چشم نمی خورد و موجب بی تفاوتی مردم نسبت به هنجارشکنی ها شده است.

    این تنها راهکار مفید و مؤثر در کنترل حرمت ها و حریم هاست ...

    ا
    ی کاش مسؤولین و همه ما این مطلب مهم را درک کنیم و جامه ی عمل به آن بپوشیم.
    ...

    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    به نام خدا

    اخیراً طرح مبارزه با ناهنجاری های اخلاقی در جامعه شروع شده است. این کار لازم و خوبی است به شرط آنکه لوازم دیگر آن هم در کار باشد و الا نه تنها مفید نیست بلکه مضر است و اثر معکوس دارد.
    حال این لوازم دیگر چیست؟
    1- درست و سنجیده اجرا شود.
    2- مستمر و دائمی باشد و سستی در اجرای آن نشود.
    3- تمام ارگان ها و مسؤولین با آن هماهنگ باشند و از آن پشتیبانی کنند.
    4- در کنار آن نهادهای فرهنگی از جمله حوزویان با تمام امکانات رسانه ای تلاش فرهنگی منظم و مستمر و سنجیده انجام دهند.
    یعنی در کنار کار اجرایی نیروهای انتظامی و قضایی باید کار فرهنگی "دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر" در قالب خطابه های خیابانی ابوذروار توسط گروه های تبلیغی روحانی و دانشگاهی و غیره انجام شود.
    و الا طرح چندان مؤثر و ماندگار نخواهد بود.

    یک سخنرانی از آیة الله آقا مجتبی تهرانی در باره راه حل اصلاح بی حیایی در جامعه.

    بسیار مفید و آموزنده است. لطفاً حوصله به خرج دهید و مطالعه کنید.

    راه حل اصلاح بیحیایی در جامعه: کار فرهنگی و کار اجرایی

    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم؛ بسم الله الرحمن الرحیم؛
    والحمد لله رب العالمین و صلّی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین.
    «رُوِیَ عنِ الصادق(علیه‎السلام) قال: لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا حَيَاءَ لَه»[1]

    مروری بر مباحث گذشته

    بحث ما راجع به حیاء بود، عرض کردم یکی از بزرگ‎ترین مشکلات جامعه ما ترویج بی‎حیایی است. من در بحث حیاء تقسیماتی را هم عرض کردم و در جلسه گذشته حیاء را در سه رابطه از نظر ارزشی و فضیلتی، از نظر زیبایی و از نظر کاربردی در جامعه تقسیم کردیم.
    حیای ممدوح و مذموم
    بحث حیاء بحث مفصّلی است، امّا چون این جلسه آخرین جلسه مبحث حیاء است، به طور اختصار یک تقسیم‎بندی دیگری راجع به حیاء را مطرح می‎کنم که علمای اخلاق آن را تحت عنوان حیای ممدوح و حیای مذموم مطرح می‎کنند؛ حیای ستایش شده و حیایی که نکوهش شده است. حالا این چیست؟ چه‎طور می‎شود با آن بیانی که ما راجع به حیاء داشتیم، حیاء مذموم باشد؟
    من مقدّمتاً مطلبی را عرض کنم. حیاء یکی از مواهب الهیّه و از مختصّات انسان است و به تعبیر صدرالمتألّهین «غریزه انسانیّه» است و این حیاء «ما به الامتیازِ» انسان از سایر حیوانات است. حیوانات حیاء نمی‎کنند، امّا انسان حیاء می‎کند. این موهبت الهیّه مخصوص انسان بوده و حالتی برای روح، در ارتباط با عمل زشت است؛ حالا زشتی عمل در ارتباط با عقل عملی باشد یا در ارتباط با شرع باشد، قُبح، قُبحِ عقلی باشد یا قُبحِ شرعی باشد، فرقی نمی‎کند. این حالت موجب می‎شود که روح مُنفعِل‎ و مُنکسِر می‎شود و این حالت نقش بازدارندگی نسبت به آن عمل زشت دارد. اگر هم انسان مرتکب آن کار شده است، باز همین حالت موجب می‎شود که دیگر تکرار نکند و از نظر اثر است که حیاء را تقسیم‎بندی می‎کنند. اثر به معنایی که مانع ارتکاب عمل قبیح شود یا بر عکس، مانع ترک عمل حَسَن باشد؛ در هر دو رابطه فعل و ترک است.
    ریشه حیاء «قوّت نفس و ایمان»
    ما در روایاتمان در باب مسأله حیاء، حیای ممدوح و حیای مذموم داریم. الآن از نظر ریشه‏یابی، مطلبی را عرض می‎کنم و بعد وارد می‎شوم و این تقسیم‎بندی را توضیح می‎دهم. کسانی که اهل حیاء هستند و دستشان به عمل زشت آلوده نمی‏شود و خودداری می‎کنند، یعنی این حالت، مانع انجام عمل قبیح یا مانع ترک عمل نیک می‎شود، قوّت انسانی و ایمانی دارند. در ارتباط با قبح هم گفتیم که ما یک قبح عقلی داریم و یک قبح شرعی داریم.
    ریشه حیاء از قبایح عقلی چیست؟ اینکه کسی قبح عقلی انجام نمی‎دهد به‏خاطر قوّت روح انسانیِ او است، چون این از مختصّاتِ انسان است. می‎گویند: قوّتِ نفس، اینجا نفس به معنای بُعد انسانی‎اش است. این حیاء کاشف از این است که بُعد انسانی‎اش قوی است. در ارتباط با قبح شرعی، این حیاء کاشف از این است که شخص، قوّت ایمانی دارد. هر دو حکایت از قوّت می‎کند؛ یکی قوّت روحِ انسانی و یکی قوّت بُعد ایمانی. این دو تا است که موجب می‎شود شخص، دستش به عمل زشت آلوده نشود.
    ریشه بیحیایی «ضعف نفس و ایمان»
    در مقابل، کسانی که لااُبالی هستند و دستشان به عمل قبیح آلوده می‎شود، چه قبح انسانی و چه قبح شرعی، یعنی گناه، چه در ارتباط با ارتکاب حرام و چه در ارتباط با ترک واجب، این بی‎حیایی کاشف از این است که شخص یا از نظر بُعد انسانی ضعف دارد، یا از نظر ایمانی ضعف دارد. همه اینها را گفتیم و ریشه‎یابی هم کردیم.
    حیاء از انگشت‏نما شدن در محیط لاابالی‏گرها
    حالا سراغ آن تقسیم‎بندی می‎رویم؛ انسان‎هایی هستند که وقتی در محیط‎ها یا شرایطی قرار می‎گیرند، دستشان آلوده به عمل قبیح می‎شود و یا فرض بفرمایید واجبی را ترک می‎کنند یا عمل غیرشرعی را مرتکب می‎شوند از نظر شرعی یا انسانی فرقی نمی‎کند. چه فعل و چه ترک، زشت و قبیح است، وقتی در محیطِ عرفیِ لااُبالی قرار می‏گیرد، خلاف را مرتکب می‎شود. این شخص چون بُعد انسانی‎ و بُعد ایمانی‎اش ضعف دارد، مرتکب عمل قبیح می‎شود.
    معنای تسامح عرفی
    ما به این حالت می‎گوییم «تسامح عرفی». اگر از او بپرسی فلانی چرا نمازت را نخواندی؟ می‎گوید: جایی بودم که خجالت می‏کشیدم. خجالت می‏کشیدی؟ از چه کسی؟ از چه چیزی؟ یا اینکه می‏گوییم: فلانی! این چه کاری بود که کردی؟ این کار که حرام بود! می‎گوید: خوب اگر نمی‎کردم، در این جمع انگشت‎نما می‎شدم. شرایط محیط عرفیِ لااُبالی، موجب می‎شود مرتکب فعل قبیح یا ترک واجب شود. بعد هم که از او می‎پرسی: چرا؟ می‎گوید: خجالت کشیدم! در اینجا حیاء را مصرف می‎کند.
    حیای ضعف و حیای قوّت
    حیاء به معنای واقعی‎اش، ممدوح است، لذا در روایات ما بر محور همین حیای ممدوح بحث کرده‎اند، چون در عرف این حیاء متداول است. البته این تقسیم‎بندیِ حیای ممدوح و مذموم را هم کرده‎اند. من این مقدمه را برای این گفتم که روایاتی را که می‎خوانم، معنایش مشخص شود. در روایتی از امام صادق(علیه‎السلام) دارد که حضرت فرمود: «الْحَيَاءُ عَلَى وَجْهَيْنِ فَمِنْهُ الضَّعْفُ وَ مِنْهُ قُوَّةٌ»، با این مقدّمه‎ای که گفتم دیگر خیلی روشن می‎شود. یک قسم از حیاء کشف از ضعف می‎کند و یک قسم آن کشف از قوّت در بُعد انسانی و در بُعد ایمانی می‎کند، «وَ إِسْلَامٌ وَ إِيمَانٌ»[2] حالا معنای روایت دیگر تقریباً روشن می‎شود که حضرت این را ریشه‎یابی کردند.
    حیای عقل و حیای حُمق
    در روایتی از پیغمبر اکرم است که فرمودند: «قال رسول‎الله(صلی‎الله‎علیه وآله‎وسلم): الْحَيَاءُ حَيَاءَانِ حَيَاءُ عَقْلٍ وَ حَيَاءُ حُمْقٍ فَحَيَاءُ الْعَقْلِ هُوَ الْعِلْمُ وَ حَيَاءُ الْحُمْقِ هُوَ الْجَهْلُ»[3] آن حیایی که پشتوانه‎اش قدرت روحیِ انسانی است، حیای علم است و آن حیایی که پشتوانه‎اش ضعف انسانی و ایمانی است، حُمق و جهل است.
    خواهی نشوی رسوا، هم رنگ جماعت شو!
    من خواستم این تقسیم‎بندی را بگویم، البته بحثم تا حدودی کامل نیست. ما در روایات مواردی را می‎بینیم که رویشان دست می‎گذارند که اینها حیای مذموم است که تو از آن‏ها به «خجالت» تعبیر می‎کنی. ما موارد متعدّدی داریم که می‎گویند: این خجالت یعنی چه؟ مثل همین عمل به واجبات و ترک محرّمات. اگر کسی واجبی را عمل نمی‎کند و می‎گوید: خجالت می‎کشم، عمل حرام مرتکب می‎شود. شما را به خدا قسم اصلاً این جمله «خواهی نشوی رسوا هم‎رنگ جماعت شو»، حرف صحیحی است؟ حماقت هم حدّی دارد! این همان حیای حُمقی است که در روایت بود. من هیچ حرفی را از خودم نمی‎گویم. از چه کسی خجالت کشیدی؟ برو از خدا خجالت بکش! حالا من دو سه مورد از آن موارد را عرض می‎کنم.
    موارد مختلف حیای حُمق
    1. حیاء در «سؤال کردن»
    یک‏نفر، چیزی را نمی‎داند و نمی‎رود بپرسد که آگاه شود. چرا؟ می‎گوید: خجالت می‎کشم که بپرسم. این حیای حُمق است. ما در یک روایت از امام صادق(صلوات‎الله‎علیه) داریم که فرمودند: «يَا ابْنَ النُّعْمَانِ! لَا تَطْلُبِ الْعِلْمَ لِثَلَاثٍ لِتُرَائِيَ بِهِ وَ لَا لِتُبَاهِيَ بِهِ وَ لَا لِتُمَارِيَ» برای این سه چیز دنبال تعلّم و یاد گرفتن علم نرو! اینکه انگشت‎نما شوی، پُز بدهی یا با مردم مجادله کنی.
    «وَ لَا تَدَعْهُ لِثَلَاثٍ رَغْبَةٍ فِي الْجَهْلِ وَ زَهَادَةٍ فِي الْعِلْمِ وَ اسْتِحْيَاءٍ مِنَ النَّاس»[4] برای سه جهت نیز یاد گرفتن را رها نکن! «رَغْبَةٍ فِي الْجَهْلِ» یک: دوستی نادانی؛ یعنی می‎گوییم: چرا نمی‎روی یاد بگیری؟ می‎گوید: حالا اگر بدانم چه می‎شود؟ ندانم بهتر است. این را می‎گویند: «رَغْبَةٍ فِي الْجَهْلِ». دو: «زَهَادَةٍ فِي الْعِلْمِ» یعنی همین‎قدر که می‎دانم بس است، این را می‎گویند: «زَهَادَةٍ فِي الْعِلْمِ». بحث من مربوط به این مورد سوم‎ است، «وَ اسْتِحْيَاءٍ مِنَ النَّاس» خجالت می‎کشد برود بپرسد. خجالت می‎کشد برود مسأله شرعی را بپرسد. این حیاء، حیای حُمق است و مذموم است. این اصلاً حیاء نیست که فرد می‎گوید: خجالت می‎کشم.
    2. حیاء در گفتن «نمیدانم»
    دوم؛ چیزی را نمی‎داند و نمی‎گوید که نمی‎دانم، چون خجالت می‎کشد که بگوید نمی‎دانم. ببینید روایات ما چه‎قدر ظریف برخورد می‎کنند. روایتی از علی(علیه‎السلام) است که فرمودند: «لا يستحيين أحد إذا سئل عما لا يعلم أن يقول لا أعلم»[5] خجالت نکش آقا! نمی‎دانی؟ بگو نمی‎دانم. «و لا يستحيين أحد إذا لم يعلم الشي‏ء أن يتعلمه»[6] این روایت یعنی اگر چیزی نمی‎دانی، خجالت نکش، برو بپرس.
    همین الآن یاد قضیه‎ای افتادم که این را شخصی برای من نقل کرد که فوت کرده است. محله‎اش را نمی‎گویم، او به من گفت من در یک جای عمومی به یکی از علمای بزرگ و مشهور تهران برخورد کردم. سلام کردم. ایشان خیلی هم ادب کردند. از ایشان یک مسأله شرعی سؤال کردم. ایشان فکری کرد، سرش را بلند کرد و گفت: مثل شیر یادم نیست! هیچ هم خجالت نکشید، با این که می‎شود گفت: ایشان از أعلم علمای تهران هم بود. «لا يستحيين أحد إذا سئل عما لا يعلم أن يقول لا أعلم» گفتن «نمی‎دانم» که خجالت ندارد.
    3. حیاء در «گفتن سخن حق»
    آنجایی که حق را می‎دانی و چون خجالت می‎کشی، ابراز نکنی نیز حیای احمقانه است. روایت از علی(علیه‎السلام) است که فرمودند: «من استحيا من قول الحق فهو أحمق»،[7] اگر کسی بگوید خجالت کشیدم که حرف حق را بزنم، آدم احمقی است. نگاه کنید چه تعبیری است!
    در این جلسه من چاره‎ای جز این ندارم که اینها را فهرست‎وار بگویم. «وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيي‏ مِنَ الْحَق»[8] این آیه قرآن است. خدا از بیان حق حیاء نمی‎کند.
    غرضم این بود که این تقسیم‎بندی را فهرست‎وار بگویم و الّا بحث مفصّلی است و من هم فرصت ندارم. این را هم گفته باشم که این تقسیم‎بندی هم در روایات ما است و هم در مباحث اخلاقی ما است و از نظر ریشه‎ای هم گفتم که ریشه‎اش چیست. آنهایی که اهل حیاء هستند، چه در رابطه با قبح عقلی و چه در رابطه با قبح شرعی‎، کسانی هستند که از نظر بُعد انسانی و از نظر ایمانی قوی هستند و کسانی که ضعف ایمانی یا ضعف نیروی انسانی دارند، در وادی بی‎حیایی قرار می‎گیرند و نمی‎توانند پرده‎داری کنند و در جامعه پرده‎دَر می‎شوند.
    راه حلّ ترویج بیحیایی
    و خصوصاً این تعبیر را عرض می‎کنم که «یکی از مشکلات بزرگ جامعه ما ترویج بی‎حیایی است». در این بحث حیاء مکرّر از من سؤالی شده است که راه‎حل این مشکل چیست؟ شاید در ذهن بسیاری از شماها هم همین آمده باشد. این مسأله یک چیز عادّی هم هست. گفت: چرا مشکل را می‎گویی ولی راه حلّ آن را نمی‎گویی؟ بی‎انصاف نیستم حق هم با آنها است.
    شیوه‏های گسترش بیحیایی
    1. ترویج بی‏حیایی
    من مقدّمه‎ای را بگویم بعد وارد راه حلّ مشکل می‎شوم. ترویج بی‎حیایی دو تصویر دارد، گاهی ترویج بی‎حیایی به صورت ترویج زشتی‏ها و اعمال قبیح در سه رابطه دیداری، گفتاری و رفتاری است. فرد شاخصی که مروّج این نوع بی‎حیایی در جامعه ما است، رسانه‎ها هستند که چه از نظر دیداری، چه گفتاری و چه رفتاری پرده‎دری می‎کنند. ظاهراً کسی هم در حرف من تأمّل ندارد که رسانه‎ها در جامعه مروّج بی‎حیایی هستند.
    2. سکوت در برابر بی‏حیایی
    گاهی ترویج بی حیایی نمی‏کنند، یعنی اعمال زشت را ترویج نمی‏کنند، بلکه سکوت می‎کنند و با عمل زشتی که در جامعه واقع می‎شود، برخورد نمی‎کنند. این هم ترویج بی حیایی است. کسانی که در جامعه مسئولیّت دارند با هر عمل زشت در بُعد دیداری، گفتاری و رفتاری که برخورد کنند، اگر به وظیفه‏شان عمل نکنند، این‏ها هم بی حیایی را ترویج داده‏اند. یعنی بازگذاشتن میدان در جامعه برای انجام کار زشت، ترویج بی‎حیایی است. پس ترویج دو نوع است. دقت کنید که من اینها را از هم جدا کردم.
    فضای پنجم حاکم بر چهار محیط، فضای حکومت است:
    بحث من در گذشته در مورد تربیت بود، عرض کردم که انسان‎ها در چهار محیط خانوادگی، آموزشی، رفاقتی و شغلی، روش رفتاری می‎گیرند. در آنجا تعبیری داشتم که گفتم ما فضای پنجمی داریم که این فضای پنجم، حاکم بر آن چهار محیط است. مثلاً اگر محیط خانوادگی، آموزشی، رفاقتی و شغلی نقش سازندگی داشته باشند، امّا فضای پنجم که حاکم بر هر چهار محیط است می‏تواند تمام زحمات آن‏ها را خنثی کند.
    اگر فضای پنجمی که حاکم بر چهار محیط است، نقش سازندگی داشت، «سطح جامعه» به سمت سازندگی می‎رود؛ حتی اگر بعضی از این محیط‎ها نقش تخریبی داشته باشد. امّا اگر آن فضا نقش تخریبی داشت، نقش سازندگی این فضا‎ها تضعیف می‎شود و بلکه از بین می‎رود. این‏ها بحث‏هایی بوده که من در سابق کرده‏ام. من این بحث را با بحثی که امروز در این جلسه گفتم، تلفیق می‎کنم تا راه حل مسأله روشن شود. من دیگر چاره‎ای ندارم و مجبورم از بحث تربیّت وارد بحث حیاء شوم. حالا این دو تا را به هم متّصل می‎کنم.
    راه حلّ اصلاح بیحیایی در جامعه
    حالا سراغ راه حل مشکل برویم. راه حلّ این مشکل که در سطح جامعه وجود دارد، چیست؟ راه حلّ این است که حاکمان جامعه، یعنی سازندگان فضای پنجم، دارای صلاحیّت باشند. اگر اینها افراد صالح باشند، مشکل هم در بحث فضای پنجم و هم در نقش سازندگی چهار محیط اوّل، حلّ می‎شود.
    اصلاح فقیهان و اصلاح مسئولان
    در جامعه دو دسته‎اند که فضاساز هستند، اگر این‏ها اصلاح شوند، جامعه روی صلاح خواهد دید. من اوّل یک روایت می‎خوانم و بعد مطلب را توضیح می‏دهم. روایت از پیغمبر اکرم است که فرمودند: «قال رسول‎الله(صلی‎الله‎علیه وآله‎وسلم): صِنْفَانِ مِنْ أُمَّتِي إِذَا صَلَحَا صَلَحَتْ أُمَّتِي» حضرت فرمودند: دو گروه از امّت من هستند که اگر صالح و شایسته باشند، جامعه و امّت من هم رو به صلاح می‎رود، «وَ إِذَا فَسَدَا فَسَدَتْ أُمَّتِي» اگر این دو گروه فاسد باشند، جامعه هم رو به فساد می‎رود، «قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ هُمَا» از پیغمبر سؤال کردند که این دو گروه و دو صنف که می‎فرمایید، چه کسانی هستند؟ «قَالَ الْفُقَهَاءُ وَ الْأُمَرَاءُ»[9] دسته اوّل فقها یعنی علما و دانشمندانی که معارف و احکام شرعیّه را می‎دانند و دسته دوم هم اُمَرا یعنی کسانی که زمام امور اجرایی جامعه را در دست دارند، هستند.
    وظیفه فقها و امرا: تبیین دین و اجرای آن
    کار فقها امور فرهنگی است و کار اُمَرا امور اجرایی است. اینها اگر صالح شدند، جامعه هم صالح می‎شود. معنای این که صالح شدند یا فاسد شدند، چیست؟ معنایش این است که به وظیفه‏ای که خداوند به آن‏ها محوّل کرده است، عمل کنند. وظیفه علما و فقها یک وظیفه فرهنگی است، یعنی این‏ها باید بیایند احکام شرعیّه را تبیین کنند، معارف الهیّه را بگویند، بایدها و نبایدها را به تعبیر خیلی ساده برای مردم بیان کنند. این وظیفه فقها است. وظیفه اُمَرا چیست؟ وظیفه اینها پیاده کردن احکام شرعیّه در سطح جامعه است، چون اینها مسئول اجرایی هستند. اینها باید احکام شرعیه را اجرا کنند.
    «سکوت» ترویج بی‏حیایی است!
    من در اینجا می‎خواهم این نکته را عرض کنم که فقها و عالمان دینی که وظیفه تبلیغ دین و آموزش احکام الهی را دارند، اگر در برابر بی‏حیایی‏هایی که در جامعه می‏شود، سکوت کنند، یا مجریان و مسئولان امور حکومتی که وظیفه اجرای احکام را دارند، اگر در برابر بی‏حیایی‏هایی که در سطح جامعه اتّفاق می‏افتد، کاری نکنند، همین سکوتشان ترویج بی‎حیایی است. اگر مردم و جامعه منحرف شوند و فقها چیزی نگویند و کسانی که وظیفه اجرایی دارند، دست روی دست بگذارند و کاری برای اصلاح جامعه نکنند، این خودش ترویج بی‎حیایی است. چه رسد به اینکه نعوذ بالله خودشان بی‎حیایی را ترویج کنند.[10]
    فقها و امرا باید دوشادوش هم کار کنند
    این‎طور نیست که فقها و امرا از یک‎دیگر جدا باشند، باید موازی با هم کار کنند. کار فرهنگی و کار اجرایی باید دوشادوش جلو رود والّا اگر کار فرهنگی شود، امّا کار اجرایی نشود، بی‎فایده است. هرچه فقها داد بکشند و از این‎طرف اُمَرا عمل نکنند، فایده‎ای ندارد. چون برخی از شما راه حلّ مشکل جامعه را خواستید، من این مطالب را می‎گویم.
    هر کس به وظیفه شرعیاش عمل نکند، فاسق است!
    ضمناً این را هم بدانید که این مصیبت برای جامعه اسلامی تازگی ندارد. ما در باب احکام داریم که اگر کسی به وظیفه شرعی‎اش عمل نکرد، مرتکب حرام شده است. سراغ اهمّ واجبات برویم. اهمّ واجبات چیست؟ «امر به معروف و نهی از منکر» با آن مراتبی که شنیدید. اگر کسی به این اهمّ واجبات در سطح جامعه عمل نکند، یعنی آن کسی که در این رابطه وظیفه‎ای دارد، اگر به این وظیفه عمل نکند، فاسق است. این که می‎گویم خیلی روشن است، همه اینها مسأله شرعی است؛ این شخص فاسق است. این مصیبت بزرگ از صدر اسلام بعد از پیغمبر اکرم در جامعه اسلامی شروع شد.
    مصیبت تاریخی اسلام، زمام‏داری فسّاق ظاهرالصلاح
    فُسّاق ظاهرالصلاح، زمام امور اجرایی را در سطح جامعه به دست گرفتند و جامعه اسلامی رو به فساد رفت. اینها زمام امور اجرایی جامعه را به دست گرفتند و چون به وظیفه الهی عمل نکردند، جامعه روز به روز، رو به فساد رفت. مصیبت واقعی این بود. اگر فاسق بودند ولی ظاهرالصلاح نبودند مشکل زیادی نبود، مردم هم فریب نمی‎خوردند. به تعبیر من اگر بی‏ریاء و بی‏دین بودند این همه مصیبت به بار نمی‏آمد. اگر باصفا بودند ولی در وظایف شرعی کاهل بودند، مردم سراغ این‏ها نمی‏رفتند. مصیبت «فاسق ظاهرالصلاح» بالاتر از فاسقی است که ظاهرالصلاح نیست.
    من تا حدودی خواستم راه حل مشکل را بگویم. راه حل چیست؟ فضاسازان باید اصلاح شوند تا جامعه اصلاح شود. فضاسازان باید به وظایفشان عمل کنند والّا وضع جامعه همین است که می‎بینید. اینهایی که می‎گویم، استدلالی است و همه دلایل را هم گفتم و پیش آمدم. سؤال کردید راه حلّ چیست، من هم روایت ‎خواندم. راهش این است. دیگر بهتر از این می‎خواهید؟
    کار فرهنگی، بدون کار اجرایی جواب نمی‏دهد!
    عالم دینی هر چه کار فرهنگی کند، تا اجرا نشود، هیچ اثری ندارد و جامعه اصلاح نمی‎شود. اینها باید هماهنگ جلو بروند. اینها باید اصلاح شوند، ما راهی جز این نداریم. من در این بحث حیاء وارد فضای پنجم شدم و گفتم که اگر امرا قابل اصلاح هستند، باید آنها را اصلاح کرد. چون این‏ها نقش اساسی برای پیاده کردن احکام را دارند.
    کار فرهنگی، بدون اجرا ذهنیّت گرایی است!
    ذهنیّت گرایی به چه درد می‎خورد؟ مهم این است که احکام در سطح جامعه عمل شود. پرده‎دری را در سه رابطه گفتم و همه را هم بحث کردم و گفتم مصیبت بزرگ ما از صدر اسلام همین بوده است. گفتم اگر این ظاهرالصلاح‏ها نبودند، کاراصلاح جامعه آسان‎تر بود. این ظاهر‏الصلاح‏ها مشکل را پیچیده کرده‏اند. خدا ان‎‎شاءالله جامعه را نجات دهد.

    [1] . الكافي، ج2، ص106

    [2] . بحارالأنوار، ج68، ص334

    [3] . بحارالأنوار، ج68، ص331

    [4] . بحارالأنوار، ج75، ص291

    [5] . غررالحكم، ص48

    [6] . خصائص‏الأئمة(ع)، ص94

    [7] . غررالحكم، ص70

    [8] . سوره الاحزاب، آیه 53

    [9] . بحارالأنوار، ج2، ص49

    [10]. حالا ما داريم حمل به صحّت می‎کنيم و اين حرف‎ها را می‎زنيم.

    منبع: پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
    ویرایش توسط پاسخگوی مباحث اعتقادی : ۱۳۹۰/۰۳/۲۹ در ساعت ۱۲:۴۲
    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    370
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هرسال اين برنامه ها(طرح مبارزه با ناهنجاري هاي اجنماعي) رو ميزارن اما بازم سال ديگه همونه !! پس اين راه حل نيس !!!
    ميگن فرهنگ سازي بايد بشه و... !!!
    من اما ميگم گاهي محاله !!
    دوران دانشگاه دوستي داشتم كه خانواده غيرمذهبي داشت و مادرش كلا لائيك بود ماه رمضونا كه همه تو نمازخونه دانشگاه جم ميشديم باهاش صحبت كرده بوديم و داشتيم قانعش ميكرديم كه وقتي همه بچه ها دارن نماز ميخونن اونم بياد نماز بخونه حتي ازمن خواسته بود بهش نماز خوندن ياد بدم اما مامانش كه فهميد ناخوناشو لاك زد و گفت با ما قطع رابطه كنه !!
    ببينيد گاهي خانه از پايبست ويرانه !!
    برا همچين خانواده اي چطور ميشه فرهنگ سازي كرد و كمكشون كرد؟؟

    به نظر من برا همچين افرادي همون سلاح زور فقط موثره !!
    بايد بترسن و بدونن حكومت اسلامي با كسي شوخي نداره !!!

    ویرایش توسط "Aye" : ۱۳۹۰/۰۳/۲۹ در ساعت ۱۵:۴۹
    آلبر کامو:

    بهتر است که در این دنیا فکر کنم خدا هست
    و وقتی به دنیای دیگر رفتم بدانم که نیست .
    و این بسیار بهتر از این است که در این دنیا فکر کنم خدا نیست
    و در آن دنیا بفهمم که هست

  9. تشکرها 2


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    34
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نظر من کار زوری به کسی تحمیل کردن اصلا خوب نیست. باید ان ها را ازاد گذاشت در حدی که عرف جامعه را زیر سوال نبرند.
    یاعلی گفتیم عشق اغاز شد.

    من عاشق حیدرم

  11. تشکرها 2


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بعضی وقتا زور لازمه

  13. تشکر


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    تسهیلات لازم برای ازدواج جوانان ایجاد گردد خیلی از این مشکلات حل خواهد شد. امروز هیچ امری ( مانند همیشه ) مهمتر از و واجب تر از ایجاد تسهیلات برای ازدواج جوانان وجود ندارد.

    لذا اگر پولی وجود داشت و تعهدی

    لازم است این دین ادا گردد. به همین خاطر مانور اصلی در کار و تلاش بیشتر است در این جهلت و الا شهوت را با امر و نهی نمیشود کنترل کرد و همانطوریکه گفتید همچنان آتش سوزی به پیش خواهد رفت و نهایتا همه را در خود فرو خواهد برد.

    این امور کنترل کردن است ولی علاج نیست. در کنترل کردن زور هم بدرد نمیخورد چون عکس العمل آن شدید تر خواهد بود وو باعث دین زدگی مردم میشود.


    یاحق
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.


صفحه 1 از 38 123112131 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود