جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حوزه اختیارات عقل چقدر است؟؟؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    153
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    حوزه اختیارات عقل چقدر است؟؟؟




    این که بزرگان می گویند اصول دین تحقیقی و تعقلی است و تقلید در آن جایز نیست دقیقآ به چه معنا است ؟

    آیا بدین معنا است که برای شناخت خداوند ،معاد و عدل نیازمند به برهان های فلسفی و مطابق با ذهنمان داریم؟

    با توجه به قصور عقل و تدبیر ما از کجا و چگونه می توان به فتوای عقل در باب اصول دین اعتماد کرد در حالیکه برخی از فیلسوفان بزرگ در این باره دچار اشتباه شدند و ما اشتباه آنها را ازتطابق با نقل فهمیدیم ؟

    آیا تعقلی بودن اصول دین به این معنا است که نمی توان به نقل و سخنان و احادیث ائمه برای اثبات این اصول مراجعه کرد که در این صورت این اصول، اثبات تقلیدی پیدا می کنند؟

    آیا ما نمی توانیم به مقتضای ایمان آوردن به معجزه پیامبران و معصومیت آنان به سخنان ایشان در باب توحید ،معاد و عدل ایمان آورده و آن را در دل اثبات کنیم و حتمأ باید به برهان های عقلانی مراجعه کرد با توجه به اینکه در احادیثی که از ائمه اطهار آمده گفته شده توحید و اصول دین را از ما بگیرید چرا که اگر به جای دیگری جز ما رجوع کنید گمراه خواهید شد آیا مراجعه به ائمه در باب این اصول،تقلید محسوب نمی شود ؟

    در آخر آیا اصولأ کار درستی است که ما قرآن را که به معجزه بودش ایمان داریم و عقول کل و بی نقص ائمه را برای شناخت و فراگیری اصول دین رها کرده و به عقل ناقص خود متوسل شویم؟

    خوشحال می شوم اگر راهنمایی بفرمایید...


    کارشناس بحث : پاسخگوي کلامي

    ویرایش توسط نسیم حیات : ۱۳۹۱/۰۶/۰۲ در ساعت ۱۸:۳۵ دلیل: تغییر فونت بعلت ناخوانا بودن
    این چنین است که در دنیائی که همه چیز و عزیز ترین و
    مقدس ترین چیزها ، ایمــان و عشــق نیز همه رو به ابتذال
    « نمــــود » می رود ،
    کتمـــان یعنی « بـــــودی بی نمود » .چنان سرشار از خــــلوص و تقــــوا و قــــداست خدائــــی است که با همه سختــی ها و محـــرومیت هایش لذتـــی ماورائـــی دارد .

    " دکتر علی شریعتی"

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام و رحمت خداوند متعال بر همگان


    نقل قول نوشته اصلی توسط اسب سیاه نمایش پست
    این که بزرگان می گویند اصول دین تحقیقی و تعقلی است و تقلید در آن جایز نیست دقیقآ به چه معنا است ؟

    آیا بدین معنا است که برای شناخت خداوند ،معاد و عدل نیازمند به برهان های فلسفی و مطابق با ذهنمان داریم؟

    با توجه به قصور عقل و تدبیر ما از کجا و چگونه می توان به فتوای عقل در باب اصول دین اعتماد کرد در حالیکه برخی از فیلسوفان بزرگ در این باره دچار اشتباه شدند و ما اشتباه آنها را ازتطابق با نقل فهمیدیم ؟

    آیا تعقلی بودن اصول دین به این معنا است که نمی توان به نقل و سخنان و احادیث ائمه برای اثبات این اصول مراجعه کرد که در این صورت این اصول، اثبات تقلیدی پیدا می کنند؟

    آیا ما نمی توانیم به مقتضای ایمان آوردن به معجزه پیامبران و معصومیت آنان به سخنان ایشان در باب توحید ،معاد و عدل ایمان آورده و آن را در دل اثبات کنیم و حتمأ باید به برهان های عقلانی مراجعه کرد با توجه به اینکه در احادیثی که از ائمه اطهار آمده گفته شده توحید و اصول دین را از ما بگیرید چرا که اگر به جای دیگری جز ما رجوع کنید گمراه خواهید شد آیا مراجعه به ائمه در باب این اصول،تقلید محسوب نمی شود ؟

    در آخر آیا اصولأ کار درستی است که ما قرآن را که به معجزه بودش ایمان داریم و عقول کل و بی نقص ائمه را برای شناخت و فراگیری اصول دین رها کرده و به عقل ناقص خود متوسل شویم؟

    خوشحال می شوم اگر راهنمایی بفرمایید...
    سلام بر شما و تشکر از سوال خوب شما
    در رابطه با نقش افرینی عقل در معرفت دینی (در گستره اعتقادات) چند نکته را باید مورد توجه قرار بدهیم :
    1. تمرکز بر نقل منجر به دور خواهد شد.
    ما چنانچه بخواهیم در اعتقادات از وحی بهره ببریم باید صداقت و اعتبارش را اثبات کنیم و اگر این صداقت را نیز از طریق خود وحی اثبات کنیم، منجر به دور خواهد شد.
    یعنی حداقل برای پذیرش رابطه بین اعجاز و صدق وحی باید یک عامل بیرونی ایفای نقش کند.
    و از طرفی اثبات رابطه بین اعجاز و صدق وحی بدون اثبات توحید و نبوت معنی ندارد.

    به بیان دیگر بازشناسی جایگاه وحی در نظام معرفت دینی تبیین کننده این بحث است. از نظر سیر ترتیبی اول باید خدایی باشد ( با اوصافش ) دوم باید نبوت باشد (با اوصافش) تا وحی تحقق بیرونی پیدا کند. و از نظر پذیرش ما اول بایدخدا را و نبوت را و معاد قبول کنیم تا وحی برای ما معنی پیدا کند اگر هر یک از این سه را قبول نداشته باشیم اصل تحقق وحی معنی ندارد تا چه برسد بخواهیم از طریق آن چیزی را اثبات کنیم.

    2. شناخت ما انسانها از پدیده های پیرامون خود دو گونه است :
    الف : شناخت اجمالی .
    ب : شناخت تفصیلی.
    هر کدام از این دو ابزار خاص خودش را می طلبد و آثار خاص خود را نیز دارد.
    در بین داده های عقلانی و داده های وحیانی در حوزه اعتقادات با عقل شناختی اجمالی کسب کرد به مقداری که وحی تثبیت شود و سپس به پشتوانه وحی این علم اجمالی را تفصیل داده و نسبت به جزئیات آن کسب اگاهی کرد.
    در واقع نقش عقل و وحی نیز همینگونه است؛ از انجا که عقل تنها کلیات را درک میکند کشف جزئیات از عهده او خارجاست و باید سراغ وحی رفت.

    3. انچه در کسب معرفت در محدوده اعتقادات مهم است اسن است که دانش عقلانی و معقول باشد. یعنی برای عقل قابل پذیرش باشد. و این منافاتی ندارد که انسان بعضا از این داده های عقلانی غافل باشد و در پرتو روایات متوجه این غفلت بشود.
    در موارد فراوانی بیان قران کریم و روایات توجه دادن به این نکته و تلاش برای غفلت زدایی از انسان است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط اسب سیاه نمایش پست
    این که بزرگان می گویند اصول دین تحقیقی و تعقلی است و تقلید در آن جایز نیست دقیقآ به چه معنا است ؟

    آیا بدین معنا است که برای شناخت خداوند ،معاد و عدل نیازمند به برهان های فلسفی و مطابق با ذهنمان داریم؟

    با توجه به قصور عقل و تدبیر ما از کجا و چگونه می توان به فتوای عقل در باب اصول دین اعتماد کرد در حالیکه برخی از فیلسوفان بزرگ در این باره دچار اشتباه شدند و ما اشتباه آنها را ازتطابق با نقل فهمیدیم ؟
    در نظام فکری مبتنی بر عقل همه چیز از اصل تناقض شروع می شود. و یا بدیهیات اولیه. هیچ عقلی و هیچ عاقلی در این قضیه نه خطا میکند و نه فتوای اشتباه میدهد. بله ممکن است در جزئیات و فرعیات این موضوع و یا در مصداق شناسی این موضوع دچار خطا شوند.
    همین که میگویید دچار اشتباه شده اند کشف از این میکند که انچه انها ارائه کرده اند عقلی نبوده است.
    در عین حال در گستره اعتقادات در کسب معرفت اجمالی و کلیات اصول دین بعید میدانم عقلی دچار خطا شده باشد. باید توجه داشت فیلسوف بودن با عاقل بودن ملازمه ندارد یعنی ممکن است کسی فیلسوف باشد ولی در یک موضوع خاص تحت تاثیر عوامل مختلف حکمی غیر معقول ارائه کند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط اسب سیاه نمایش پست
    آیا تعقلی بودن اصول دین به این معنا است که نمی توان به نقل و سخنان و احادیث ائمه برای اثبات این اصول مراجعه کرد که در این صورت این اصول، اثبات تقلیدی پیدا می کنند؟
    با توجه به توضیحات اولیه اتفاقا یکی از صحیحترین راه های عقلانی کردن اعتقادات این است که انها را به احادیث و روایات عرضه کنیم.
    بحث در این است که ما بتوانیم اصول دین را با عقل خود ادراک کنیم و اجمالا ان را تجزیه و تحلیل کنیم. و باید توجه کنیم که مراد از عقل "ادراک عقلی " است نه قالبها و چهار چوبهای کتاب یعنی ممکن است یک شخص عادی و بی سواد یک مطلب سطح بالای عقلی را با زبان خودش بیان کند و نتیجه بگیرد، و این درست است هر چند ان شخص از ساز و کار های برهانی و ساختارهای کتابی اگاهی نداشته باشد.
    بنابر این از انجا که آن عقلی که روایات از ان سرچشمه میگیرند هر گز دچار غفلت نمیشود؛ برای راستی ازمایی اعتقادات باید به ان مراجعه کرد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط اسب سیاه نمایش پست
    آیا ما نمی توانیم به مقتضای ایمان آوردن به معجزه پیامبران و معصومیت آنان به سخنان ایشان در باب توحید ،معاد و عدل ایمان آورده و آن را در دل اثبات کنیم و حتمأ باید به برهان های عقلانی مراجعه کرد با توجه به اینکه در احادیثی که از ائمه اطهار آمده گفته شده توحید و اصول دین را از ما بگیرید چرا که اگر به جای دیگری جز ما رجوع کنید گمراه خواهید شد آیا مراجعه به ائمه در باب این اصول،تقلید محسوب نمی شود ؟

    در آخر آیا اصولأ کار درستی است که ما قرآن را که به معجزه بودش ایمان داریم و عقول کل و بی نقص ائمه را برای شناخت و فراگیری اصول دین رها کرده و به عقل ناقص خود متوسل شویم؟
    خب بحث در همین ایمان به اعجاز قران و ائمه و معصومین است تا ما توحید و عدالت و نبوت و امامت و معاد را اثبات نکنیم چگونه می خواهیم سراغ وحی وحی برویم؟

    یعنی پذیرش اصل وحی و لزوم تبعیت از ان مبتنی بر این اصول است به عبارتی نتیجه این اصول است؛ چگونه می توان آن امور را از وحی فرا گرفت؟
    البته همانطور که قبلا عرض شد عقل این اصول را به طور اجمالی اثبات میکند تا وحی تثبیت شود و بعد از انکه راه برای وحی باز در پناه و پرتو وحی جزئیات و تفاصیل مربوط به همین اصول تبیین میشود.

    ویرایش توسط نسیم حیات : ۱۳۹۱/۰۶/۰۲ در ساعت ۱۸:۴۰ دلیل: تغییر فونت پرسشگر،بعلت ناخوانا بودن

  5. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی ظلم به زنان از ابتدا تا كنون .چرا؟؟؟ ريشه يابي و درمان
    توسط اشک خدا در انجمن حقوق و جایگاه زن در قرآن
    پاسخ: 101
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۴/۱۸, ۰۰:۵۵
  2. تسریح به احسان یعنی چه؟؟؟
    توسط ذاکره2 در انجمن حقوق و جایگاه زن در قرآن
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۲۰, ۱۸:۰۱
  3. آیا امام علی هنگام تولد قرآن خواندند؟؟؟
    توسط a3moni در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۱۱/۱۹, ۰۱:۰۷
  4. بهائیت و صهیونیسم چرا ؟؟؟
    توسط homamehr در انجمن قرآن و معرفی فرق و مذاهب
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۳/۱۶, ۱۶:۵۱
  5. ؟؟؟ تفاوت http با https در آدرس مرورگر چيست ؟؟؟
    توسط goleleila در انجمن آموزش نرم افزاری
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۸, ۱۰:۱۳

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود