صفحه 1 از 25 1231121 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: به من ثابت كنيدكه اين جهان راخداوند خلق كرده وخود بخودبوجود نيامده

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    87
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    به من ثابت كنيدكه اين جهان راخداوند خلق كرده وخود بخودبوجود نيامده




    سلام به من ثابت كنيد كه اين جهان را خداوند خلق كرده و اين جهان خود به خود به وجود نيامده است؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۴/۰۴ در ساعت ۲۳:۴۱


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب

    اصل علیت یکی از اصول عقلانی است و مفاد آن این است که هر حادثه ای که روی می دهد، دارای سبب یا مبدئی است که وجود آنرا تفسیر می کند. علیت در مقابل صدفه و اتفاق قرار دارد. صدفه عبارتست از اینکه فرض کنیم یک حادثه خود به خود و بدون آنکه شیئی از اشیاء در وجود یافتن ان دخالتی داشته باشد، پدید آمده باشد. اعتقاد به صدفه و نفی قانون علیت و معلولیت، مستلزم این است که هیچ گونه نظم و قاعده و ترتیبی در کار جهان قائل نشویم و هیچ چیز را شرط و دخیل درهیچ چیز ندانیم و این امر مستلزم باطل کردن تمام علوم است؛ زیرا علم عبارتست از بیان مجموعه ای از قواعد و نظامات جهان، حال اگر پیدایش یک حادثه بدون جهت و علت جایز باشد، در همه وقت و تحت هر شرایطی ، می توان انتظار پیدایش هر حادثه ای را داشت و از سوی دیگر در هیچ وقت و تحت هیچ شرطی به عدم وقوع هیچ حادثه ای نمی توان اطمینان یافت. بنابراین این قانون یکی از قوانین فلسفی است که جزو ارکان و اصول کلی قواعد همه علوم است.

    توضيح اينكه :

    هر موجودی بنا به تقسیم عقلی از یکی از دو قسم ممکن و واجب خارج نیست یعنی هر موجود بنا به تقسیم عقلی یا ممکن الوجود است یا واجب الوجود، اگر واجب الوجود باشد نیاز جهان به یک علت یا فاعل واجب الوجود ثابت میشود و اگر ممکن الوجود باشد لامحاله باید به واجب الوجودی منتهی شود تا بتواند موجود شود زیرا می دانیم که ممکن الوجود از ناحیه ی خود ایجاب نمی کند که موجود یا معدوم باشد.

    مهم ترین ویژگی واجب الوجود یگانگی اوست. همان عقلی که وجود واجب را در هستی ضروری تشخیص می دهد، فقط یک واجب الوجود برایش قابل پذیرش است. بر اساس معیارهای منطقی، تنها یک واجب الوجود بالذات ثابت می شود و وجود دو واجب در هستی معقول نیست بنابراین هر آنچه غیر اوست ممکن الوجود و در نتیجه معلول ذات اوست. این موضوع با دلایل متعدد عقلی قابل توضیح و اثبات است؛ موجودی که واجب باشد به هیچ چیزی وابسته و نیازمند نیست و هیچ نقص و محدودیتی ندارد زیرا اگر نقصی در ذات او فرض شود برای رفع آن نقص نیازمند به غیر خود خواهد بود و باید کمال و وجودی را که ندارد به دست آورد اما واجب به چیزی غیر خودش وابسته و نیازمند نیست، به عبارت دیگر واجب حقیقتی بی انتها و بدون نقص است. اما ممكن بر عكس واجب الوجود سرتاسر نياز است و تا علت تامه اش موجود نشود ممكن نيز موجود نخواهد شد ؛ جهان هستي همراه با موجودات عالم ممكن الوجود اند فلذا فقر و نياز سرتاپايشان احاطه كرده است .





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    براى اثبات امكانى بودن ماده، راه‏هاى متعددى هست، از جمله:

    راه اول- تحليل ذاتى: اگر مفهوم «ممكن الوجود» به درستى تصور شود به راحتى مى‏توان حكم كرد كه ماده چنين وضعيتى دارد. مقصود از ممكن‏الوجود چيزى است كه وقتى عقل ذات آن شى‏ء را به تنهايى و پيراسته از هر چيز ديگرى در نظر بگيرد نه ضرورت وجود براى آن اثبات مى‏شود و نه ضرورت عدم. مثلًا اگر شما برج ايفل را در ذهن خود تصور كنيد- بدون در نظر گرفتن عوامل سازنده آن مانند عوامل مادى، انسانى و شرايط خارجى ديگر- در اين صورت اين پرسش مطرح مى‏شود كه آيا چيزى با آن خصوصيت با وجود و هستى چه رابطه‏اى دارد؟

    در اينجا ابتداء چند فرض مى‏توان مطرح كرد:

    الف) اين كه چيزى فى‏نفسه يعنى به خودى خود و فارغ از لحاظ هيچ چيز حتى عوامل به وجودآورنده آن، ضرورت وجود دارد. يعنى وجود آن حتمى و عدم آن محال است. چنين فرضى به معناى وجوب و ضرورت ذاتى است و بلافاصله ذهن شما چنين فرضى را رد مى‏كند يعنى، اعلام مى‏دارد كه با صرف تصور ذات و ماهيت چنين برجى هرگز نمى‏توان گفت كه وجودش حتمى و ضرورى است و عدمش محال و غيرممكن است.

    ب) احتمال ديگر آن است كه وقتى برج ايفل به تنهايى تصور شود، وجود آن محال و عدمش ضرورى و حتمى به نظر آيد. اين فرض نيز بلافاصله توسط ذهن رد خواهد شد يعنى عقل به اين نتيجه مى‏رسد كه هيچ دليلى بر استحاله وجود آن نيست، زيرا در ذات معنا تناقض يا استلزام تناقضى وجود ندارد تا عدمش واجب و وجودش محال باشد.

    ج) احتمال ديگر آن است كه هم وجود آن ممكن باشد و هم عدمش، به عبارت ديگر نه عدم آن ضرورى باشد و نه وجودش و نه عدمش محال باشد و نه وجودش، بلكه وجود و عدم آن هر دو ممكن است اما تحقق هر يك بستگى به امورى خارج از ذات دارد، يعنى اگر علت تامه و هستى‏بخش آن وجود داشته باشد، آن چيز وجود پيدا مى‏كند و اگر علت پديدآورنده‏اش مفقود باشد آن چيز نيز مفقود خواهد بود. بنابراين سرنوشت او در خارج از ذات تعيين خواهد شد و بود و نبودش وابسته به بود و نبود علت است.

    اكنون از شما مى‏پرسيم اگر ذهن ماده را- هر ماده‏اى را- تصور كند كدام يك از احتمالات سه‏گانه را در موردش صادق مى‏بيند؟

    الف) مسلماً احتمال نخست صادق نيست، زيرا ضرورت وجود به معناى استحاله عدم است، در حالى كه از فرض عدم وجود ماده عقلا محالى لازم نمى‏آيد. به عبارت ديگر فرض عدم ماده مشتمل بر تناقض درونى استلزام تناقض نيست.

    ب) احتمال دوم نيز صادق نيست، زيرا فرض وجود ماده هم مستلزم محال نيست.

    ج) در نتيجه فرض سوم به طريق خلف اثبات مى‏شود، يعنى چيزى كه با تصور ذاتش به تنهايى نه استحاله وجود و نه استحاله عدم دارد ممكن‏الوجود است و ممكن‏الوجود با فرض وجود علت هستى‏بخش وجوب و وجود مى‏يابد (منظور وجوب غيرى است نه وجوب ذاتى) و با فرض فقدان علت محال و معدوم است (در اينجا نيز مراد استحاله غيرى است نه ذاتى). بنابراین در هیچ جای عالم هستی نمی توانید موجودی را بیابید که خالی از این سه فرض باشد ، هر موجودی که در عالم مشاهده می کنیم دارای صفت امکان هستند ، یعنی نه وجودشان ضروری بوده و نه عدمشان ضروري است، پس چنین موجوی نمی تواند بدون علت باشد ، زیرا برای موجود شدن به یک محرک نیاز دارند و آن محرک همان علت اوست.





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام علیکم...اینکه جهان رو خداوند بوجود آورده از نظر عقل به این شکل هست که : این جهان یا خودش ، خودش را بوجود آورده و یا کس دیگری او را به وجود آورده. فرض اول محال است چون لازمه آن این میشه که اول جهان باید وجود داشته باشد تا خودش را بوجود بیاورد(تقدم شیء بر خودش لازم میاد که این عقلاً محال است) بنابراین فرض دوم اثبات میشود و نام آن کس دیگر خداست.التماس دعا


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام من همیشه با این استدلال وجود خدا را تایید میکنم:
    من یا هر انسانی یک موجود کاملا خارق العده از لحاظ ساخت هستیم من خودم هم نمیدانم که بدنم چگونه به این دقت کار میکند قلبی که از روز تولد تا الان بدون یک لحظه تاخیر کار کرده و ... خوب پس من چطوری ساخته شدم؟
    فورا میگویم از پدر و مادرم اگر این روال را تا آن اولها در نظر بگیریم می رسیم به بن بست یعنی به یک پدر و مادری که اولین بوده اند و قایدتا باید این دو را یک موجود دیگر که داناتر و بزرگتر است ساخته باشد.
    این استدلال در مورد همه چیز از حیوانات و گیاهان درسته چون انها هم بر مبنای وجود یک زوج نر و ماده تولید میشوند.
    امیدوارم این استدلال به شما کمک کند


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    153
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برای شناختن خداوند و اثبات او بعد از ایمان آوردن باید او را خدمتها و اطاعت ها کرد تا او خود را به تو بشناسد با دلیل و برهان اطمینان و یقین میسر نشود جز برای معدودی از اهل آن که شناخت و تزکیه و عمل صالح را باهم آمیخته باشند.

    مولانا در فیه ما فیه می فرماید:
    "فلسفی نیز این را داند که همه چیز از اوست اما به دلیل داند ،دلیل پایدار نباشد و آن خوشی که از دلیل پدید آید آن را بقایی نباشد تا دلیل را به او گویی خوش و گرم و تازه باشد چون ذکر دلیل بگذرد گرمی و خوشی او نماند چنانک شخصی بدلیل دانست که این خانه را بنّایی است و به دلیل داند که این بنّا را چشم است و کور نیست ،قدرت دارد و معجوز نیست ،موجود است و معدوم نیست زنده است و مرده نیست . این ها همه را داند اما به دلیل داند دلیل پایدار نباشد و زود فراوش شود.
    اما عاشقان ،چون خدمتها کرده اند بنّا را شناختند و عین الیقین دیدند و نان و نمک به هم خوردند و اختلاطها کردند هرگز بنّا از تصور و نظر ایشان غایب نشود ".
    پای استدلالیان چوبین بود پای چوبین سخت بی تمکین بود

    ویرایش توسط اسب سیاه : ۱۳۹۰/۰۴/۱۳ در ساعت ۰۰:۰۰
    این چنین است که در دنیائی که همه چیز و عزیز ترین و
    مقدس ترین چیزها ، ایمــان و عشــق نیز همه رو به ابتذال
    « نمــــود » می رود ،
    کتمـــان یعنی « بـــــودی بی نمود » .چنان سرشار از خــــلوص و تقــــوا و قــــداست خدائــــی است که با همه سختــی ها و محـــرومیت هایش لذتـــی ماورائـــی دارد .

    " دکتر علی شریعتی"

  8. تشکرها 3


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    روزی دخترک از مادرش پرسید: 'مامان نژاد انسان ها از کجا اومد؟مادر جواب داد: خداوند آدم و حوا را خلق کرد. اون ها بچه دار شدند و این جوری نژادانسان ها به وجود اومد.
    دو روز بعد دختر همین سوال رو از پدرش پرسید.

    پدرش پاسخ داد: 'خیلی سال پیش میمون ها تکامل یافتند و نژاد انسان ها پدید اومد..'
    دخترک که گیج شده بود نزد مادرش رفت و گفت:مامان تو گفتی خدا انسان ها روآفرید ولی بابا میگه انسان ها تکامل یافته ی میمون ها هستند...من که نمی فهمم!
    مادرش گفت: عزیز دلم خیلی ساده است. من بهت در مورد خانواده ی خودم گفتم و بابات درمورد خانواده ی خودش!http://www.rajzan.mihanblog.com/

    واقعا این جمله اخر خیلی زیباست
    انسانهایی که مادی فکر میکنن و میگن خالقی نداریم و و از یه پروتئین به وجود اومدیم واقعا که ازششون مثل همون ذره ناچیز کم و پست هست
    ولی کسانی که یه خالق قدرتمند و توانا و بزرگ و..رو قبول دارن درواقع به خودشون و تفکراتشون احترام گذاشتن....
    الهی العفو...


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    روزی دخترک از مادرش پرسید: 'مامان نژاد انسان ها از کجا اومد؟مادر جواب داد: خداوند آدم و حوا را خلق کرد. اون ها بچه دار شدند و این جوری نژادانسان ها به وجود اومد.
    دو روز بعد دختر همین سوال رو از پدرش پرسید.

    پدرش پاسخ داد: 'خیلی سال پیش میمون ها تکامل یافتند و نژاد انسان ها پدید اومد..'
    دخترک که گیج شده بود نزد مادرش رفت و گفت:مامان تو گفتی خدا انسان ها روآفرید ولی بابا میگه انسان ها تکامل یافته ی میمون ها هستند...من که نمی فهمم!
    مادرش گفت: عزیز دلم خیلی ساده است. من بهت در مورد خانواده ی خودم گفتم و بابات درمورد خانواده ی خودش!

    مطلبی که آقا بهروز فرمودند ، نمونه ای از نوع برخورد و دعوای مسیحیان با مباحث علمی است. شاید این نوع برخورد در نگاه اولیه برای بعضی از دینداران خوشایند باشد ، اما یک نمونه جدال غیر احسن است. اگر چه می توان با این نوع زبان توهین آمیز ، طرف مقابل را ساکت کرد ، اما وقتی که از نظر علمی برایش اثبات شود که نظریه داروین درست بوده ، آن وقت بد بینی عجیبی به دین پیدا می کند.

    ما اگر تصور صحیحی از معنای خلق و خدا داشته باشیم ، هیچ تعارضی بین نظریه داروین و وجود خدا نمی بینیم.

    سوالی که باید به آن پاسخ بدهیم ، این است که ارزش و شرافت انسان به چیست؟ به بدن او ؟ اگر این گونه باشد ، کسی که معتقد به نظریه داروین است ، اجداد ما را نوعی موجود شبیه میمون معرفی می کند. اما در دین ما ، بدنمان و جسم انسان چگونه معرفی می شود؟

    حضرت علی (ع) می فرمایند : وَ قَالَ ( عليه‏السلام )مَا لِابْنِ آدَمَ وَ الْفَخْرِ أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ وَ آخِرُهُ جِيفَةٌ
    فرزند آدم را با نازيدن چكار اولش نطفه، و آخرش مردار (بد بو) است. (نهج البلاغه کلمات قصار 454)

    ارزش انسان به انسانیت اوست و با همین جسم در عین اینکه می توان اشرف مخلوقات بود ، می توان بدترین جنبده روی زمین نیز بود : بدترين جنبندگان نزد خدا اين كران و لالان هستند كه تعقل نمى‏كنند (انفال 22)



  11. تشکر


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    نیازی به اثبات نیست

    کافی عاقلانه بهش فکر کنیم

    عقل سلیم اینو تایید میکنه
    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************

  13. تشکر


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    330
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط shamime_yas نمایش پست
    سلام به من ثابت كنيد كه اين جهان را خداوند خلق كرده و اين جهان خود به خود به وجود نيامده است؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي
    سلام
    اگه با جواب هایی که کارشناس و سایر دوستان دادن قانع نشدی، و برای اثبات نشد به کجا برمی خوره!؟
    برای شما اثبات نمی شه، نشه. حالا که چی؟
    (البته شمای نوعی رو عرض می کنم. قصد جسارت به شخص شما رو ندارم).


    ویرایش توسط naaqed : ۱۳۹۰/۰۴/۲۶ در ساعت ۱۲:۲۵
    خدایا اگر بناست دیگران با عبور از روی اخلاق و انسانیت من به رفاه برسند می خواهم هرگز نرسند!
    ------------------
    نیچه گفت خدا مرده است!
    اما چندی بعد ....
    و خدا گفت نیچه مرده است.
    من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخرة اعمی

صفحه 1 از 25 1231121 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود