جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا ميتوان گفت كه روح يك حقيقت است و كمالات و مراتب متعدد دارد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    94
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آيا ميتوان گفت كه روح يك حقيقت است و كمالات و مراتب متعدد دارد؟




    با سلام آيا ميتوان گفت كه روح يك حقيقت است و كمالات و مراتب متعدد دارد؟



    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۴/۰۵ در ساعت ۰۱:۱۱

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب

    روح امر واحدي است كه در عالم امر از حقيقت واحدي برخوردار بوده و داراي كمالات همه موجودات است اما وقتي تنزل پيدا كرده و در عوالم پايين تر تجلي پيدا مي كند متكثر مي شود روح يك حقيقت است و مراتب و كمالات آن در تجلياتش ظهور پيدا مي كند :

    از آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت (ع) و سخان حکما و عرفا چنین استفاده می شود که :
    1ـ حقیقت روح ، موجودی از عالم امر بوده و موجود واحدی است و تکثّر آن ناشی از تعلّق گرفتن به ابدان است ؛ که به واسطه ی این تعلّقها ارواح جزئی (ارواح اشخاص ) حاصل می شوند.

    « وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي. از تو درباره ی روح می پرسند ، بگو آن روح موجودی از امر پروردگار من است.»(الإسراء:85)

    « رَفيعُ الدَّرَجاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلى‏ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلاقِ. بلند مراتب ، صاحب عرش ، مي افكند روح را از امرش بر آنكه مي خواهد از بندگانش ، تا بيم كند روز ملاقات را.»(غافر:15)

    « وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا. و به همین گونه وحی نمودیم بر تو روحی از امر خویش را.»(الشورى:52)

    2ـ از نظر جمهور فلاسفه ی اسلامی ، عالم امر همان عالم عقول است لذا روح کلّی یکی از عقول تامّه شمرده می شود و معمولاً به عقل اوّل تطبیق می گردد که مخلوق اوّل است ؛ امّا از نظر عرفا ، عالم امر از حیث رتبه ی وجودی بالاتر از عالم عقول بوده شامل وجود منبسط و حقیقت اسماء و صفات الهی است.عرفا این عالم را عالم لاهوت می نامند. البته به کار بردن کلمه ی عالم برای این مرتبه از وجود همراه با نوعی تسامح است. بر اساس نگاه عرفا ، روح ، موجودی اشرف و اعظم از همه ی عقول و فوق همه ی مخلوقات است ؛ و از سنخ اسماء الله و بلکه حقیقت آن ، اسم اعظم فعلی الهی است. در حکمت متعالیه(مکتب فلسفی ملاصدرا) که جامع عرفان و فلسفه است ، عقل اوّل را خلق اوّل و حقیقت روح را وجود منبسط و صادر اوّل می نامند. عرفا برای این حقیقت بیش از صد اسم استعمال می کنند. مثل نَفَس رحمانی ، حقیقت محمّدیّه ، روح کلّی محمّدی ، مادّة الموادّ ، عنقا و ...



    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۰۴/۰۵ در ساعت ۱۶:۵۷


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    3ـ از نظر عرفان نظری و حکمت متعالیه ، این حقیقت یگانه ، اوّلین ظهور خداست ؛ لذا خداوند متعال آن را مستقیماً به خود اسناد داد ؛ ، آنهم با ضمیر متّصل « فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ . هنگامى كه كار آن را به پايان رساندم، و در او از روح خود دميدم، همگى براى او سجده كنيد»(الحجر:29)

    آنگاه از تجلّیّات این حقیقت یگانه اسماء الله ظاهر شدند ؛ از این جهت است که صاحب این روح ، به مقدار برخورداریش از آن ،دارای علم الاسماء می شود.

    « وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها»( البقرة:31) و از تجلّی اسماء الهی عرش ظاهر شد که مرتبه ای از علم خدا بوده کمال همه ی موجودات را در خود دارد.

    « عَنِ السَّجَّادِ (ع):

    أَنَّ فِي الْعَرْشِ تِمْثَالَ جَمِيعِ مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنَ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ قَالَ وَ هَذَا تَأْوِيلُ قَوْلِهِ :«وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» . در عرش تمثال همه ی چيزهايى كه خداوند در دريا و خشكى آفريده است موجود است و اين است تأويل گفتار خداوند كه مى‏فرمايد: «و هيچ چيز نيست مگر آنكه خزانه‏هاى آن پيش ماست و ما آن را نازل نمی کنیم مگر به اندازه ی معلوم و معیّن.»(الحجر:21)

    آنگاه از تجلّی عرش اوّلین مخلوق پدیدار شد که همان عقل اوّل است. لذا عقل کلّی از انوار و تجلّیات روح کلّی است کما اینکه عقل جزئی بشر نیز از انوار و تجلّیّات روح جزئی اوست. پس از عقل اوّل ، عقل دوم نمودار شد که تجّلی عقل اوّل است ؛ و پس از آن دیگر عقول به ترتیبی خاصّ نمودار شدند تا نوبت به آخرین عقل از عالم عقول رسید که عقل فعّال نامیده می شود ؛ و آنگاه از عقل فعّال ، عالم مثال پدیدار شد که محلّ نفوس موجودات عالم طبیعت است. و از هر نفسی که موجود در عالم مثال است ، نوعی از موجودات در عالم طبیعت پدیدار گشتند. و یکی از این نفوس کلّیّه ، نفس انسان است که اوّلین ظهور آن در عالم طبیعت حضرت آدم(ع) بود. این نفس مثالی در حقیقت یکی بیش نیست ولی زمانی که به مادّه(بدن) تعلّق می گیرد به واسطه ی این تعلّق نوعی کثرت در آن نمودار می شود و به این ترتیب نفوس جزئی بشری حاصل می شوند. همانگونه که اراده ی انسان یکی بیش نیست ولی وقتی انسان در یک لحظه چند موجود مختلف را در ذهن خود مجسّم می کند اراده ی او به اعتبار تعلّق به آن چند موجود ، کثرتِ ظهور پیدا می کند. چون صور ذهنی چیری جز ظهور و تمثّل اراده نیستند.



    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۰۴/۰۵ در ساعت ۱۶:۵۷


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    خلاصه مطلب این که:

    روح حقیقتی است از عالم لاهوت و فراتر از عالم ملائک که به حکم آیه ی شریفه :« وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ. و هيچ چيز نيست مگر آنكه خزانه‏هاى آن پيش ماست و ما آن را نازل نمی کنیم مگر به اندازه ی معلوم و معیّن.»(الحجر:21) به عالم طبیعت تنزّل یافته و به سبب تعلّق به موادّ ، تکثّر یافته و به صورت ارواح یا نفوس فراوان ظهور پیدا کرده است.

    لذا انسانها در سیر صعودی خود به سوی عالم مثال می توانند دوباره به سوی آن حقیقت واحد برگردند. البته تنها کسانی که به اصل اصل این روح نائل شده اند چهارده معصومند از اینروست که همه ی این چهارده معصوم نور و حقیقت واحدند.

    « قَالَ النبی (ص):

    خَلَقَنِيَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ أَهْلَ بَيْتِي مِنْ نُورٍ وَاحِد ... . خداوند تبارک و تعاری مرا و اهل بیتم را یک نور آفریده است.»(إرشاد القلوب إلى الصواب،ج‏2 ،ص415) و « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): خُلِقْتُ أَنَا وَ عَلِيٌّ مِنْ نُورٍ وَاحِد. من و علی از یک نور آفریده شده ایم.» (أمالي الصدوق ،ص 236 ،المجلس الحادي و الأربعون‏)




  7. تشکرها 3


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    205
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    7



    ایا دیدن ائمه در غیر خواب صحت دارد؟؟؟؟؟؟؟ اگر صحت دارد یعنی روح انها با جسم مثالیشان رویت می شود؟

  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط raze_shab نمایش پست
    با سلام آيا ميتوان گفت كه روح يك حقيقت است و كمالات و مراتب متعدد دارد؟



    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي
    با عرض سلام
    به نظر بنده همانطور که قران میفرماید روح به امر خداوند است و کسی از ماهیت ان اگاهی ندارد ولی از انجای که خداوند میفرماید از روح خودم در انسان دمیدم و از انجای که وجود نامحدود ربی تعالی در موجود محدود نمیتواند ظهور پیدا کند و از انجای که تنها صفات کریمه خداوندی در انسان مشهود است میتوان حدس زد که روح همان صفات خداوندی است و چون صفات عام است قابل ظهور در موجود محدود پس روح یک حقیقت واقعی است و چون خود از صفات خداوندی است احتیاجی به تکامل ندارد چون صفات عین ذات است و خداوند از هر جهت کامل پس ان چیزی که باید کامل شود و مراتب تکامل را طی کند نفس انسان است که دوره اموزش خود را از روحی که در فطرت خداوند به امانت نهاده میگذراند پس در حقیقت این نفس است که درجه تکامل را طی میکند چه از لحاظ فیزیکی و چه از لحاظ کسب فیض از روح و این مرتبه از جماد شروع شده و تا انسان در جبر ادامه دارد و انسان به بعد بر حسب اختیار انسان در کسب فضایل از روح ادامه می یابد پس در اصل انسان داری سه وجه است جسم که ذات انسان است و به او اختیار میبخشد نفس که اصل انسان است که باید تکامل یبابد و روح که صفات کریمه خداوندی است که امانتی است که عودت داده خواهد شد

    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ

  11. تشکرها 2


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پر سوال نمایش پست
    ایا دیدن ائمه در غیر خواب صحت دارد؟؟؟؟؟؟؟ اگر صحت دارد یعنی روح انها با جسم مثالیشان رویت می شود؟
    با عرض سلام
    در خصوص ديدن معصومین(ع) در خواب و سخن گفتن با ايشان، در مفاتيح الجنان دعاها و دستورهايي نقل گرديده است البته تحقق اين امور به طهارت معنوي و صفاي نفس بستگي دارد و بدون قابليت‏هاي لازم چه بسا موفقيت حاصل نشود طبيعي است چنين آرماني تنها در پرتو تقوا، طهارت نفس و ارتباط وثيق قلبي با خدا و ائمه اطهار(ع) به دست مي‏آيد برای دنبال کردن این مبحث میتوانید در این قسمت خواب دیدن پیامبران و ائمه http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17742 ان را دنبال فرماید با کلیک کردن روی موضوع قسمت مربوطه خواهد امد


    ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۹۰/۰۵/۱۱ در ساعت ۱۳:۳۲
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ

  13. تشکرها 2


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    نقل قول نوشته اصلی توسط پر سوال نمایش پست
    ایا دیدن ائمه در غیر خواب صحت دارد؟؟؟؟؟؟؟ اگر صحت دارد یعنی روح انها با جسم مثالیشان رویت می شود؟

    بله امکان دارد
    با تقوا پیشگی و اعمال نیک و تفکر در مورد ائمه اطهار امکانش هست انشاالله
    بعضی اوقات به خاطر تقوا و نیک کرداری ، انسان به مرحله ای میرسد که ائمه را با تمام خصوصیات ظاهری و با جسم مثالیشان در عالم خواب میبیند
    ولی بعضی اوقات ما چهره ای رو میبینیم که در روایات و تصاویر دیده ایم و این جسم مثالی ائمه اطهار نیست
    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************

  15. تشکر


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    نفس دارای درجات متعددی به تعداد درجات وجود یا ظهورات وجود است، بر این اساس، بر اساس تثلیث در وجود یا ظهور، نفس چهار درجه را مرتبه دارد:
    1- نفس طبیعی 2- نفس مقدس 3- نفس قدسی 4- نفس الهی یا الوهی.

    1- نفس طبیعی، همان نفس از حیث تعلق به طبیعت و بدن است که به تعداد اعضا و قوای بدن، قوه دارد مانند نفس انسان معمولی و متعارف که اکثریت انسان‌ها در عالم طبیعت این‌گونه‌ هستند؛ نفسی که از جهات متعدد کثرت داشته باشد و بر اساس همین کثرت هم فعل و انفعال داشته باشد و قوه‌ای که به آن‌ها اعتدال ببخشد یا وجود ندارد و یا اگر وجود دارد، توانیی عدالت‌گستری ندارد، در نتیجه هر یک از قوای نفس به لذایذ و کمالات طبیعی خود توجه دارد و به تنازع و تخاصم می‌انجامد

    2- نفس مقدس: نفسی انسان از حیث تنزه و پاکی آن از قوای حیوانی است به‌گونه‌ای که قوای حیوانی در باطن و ملکوت انسان که همان باطن نفس است مندک و فانی شده باشد و ظهور و بروز آن‌ها تنها با اذن ملکوت آن انجام پذیرد. در این صورت تخلف و گناه و لغزش از آن سر نخواهد زد. نام دیگر نفس مقدس، نفس ملکوتی است. در این نفس تنازع و تخاصم وجود ندارد اگر چه لذت‌ها و کمالات متعدد وجود دارد ولی به سبب فنا و اندکاک در باطن و ملکوت، هر کدام به اندازه استعداد خود به لذایذ و کمالات خود می‌رسند بدون آن‌که مزاحمتی و ظلمی به دیگر قوا شده باشد

    3- نفس قدسی: نفس انسان از جهت تنزه و پاکی آن از هرگونه کثرت است. این نفس برخلاف نفس مقدس که قوای حیوانی متعدد داشت ولی قوای آن منطوی در ملکوت آن بود، هیچ‌گونه قوه‌ای که متمایز از حقیقت نفس باشد و هر کدام چیزی طلب کنند که قوه عدالت‌گستر ملکوت آن بر آن‌ها حاکم باشد به‌گونه‌ای که نتوانند از حوزه حکومت او بیرون روند و به حقوق هم تجاوز کنند و ظلم رخ دهد، اصلاً قوای متعدد ندارد و از هر گونه کثرتی مبراست. در نتیجه نه تعارض و تزاحمی در آن وجود دارد و نه حاکم و محکومی در آن هست، یک حقیقت واحد است که به مقتضای استعداد ذاتی خود به تمام کمالات خود بدون امر و نهی دست‌می‌یابد به‌گونه‌ای که اگر شریعت هم وجود نداشت، باز همان کاری را انجام می‌داد که مقتضای شریعت یا رضای خدا بود. نام دیگر این نفس، نفس جبروتی است

    4- نفس الهی: نفسی است که نه تنها از هرگونه کثرتی مبراست بلکه متصف به امکان و ماهیت نیز نمی‌شود. این نفس، خلیفه الله و اسم اعظم خدای متعال است که به همه صفات الهی متصف است و می‌توان درباره او گفت:
    لافرق بینک و بینهم الا انهم عبادک.

    اما عقل در برخی از مراتب یادشده نفوس، یکی از قوای آن است و در برخی از مراتب مانند نفس الهی، به‌کار نمی‌رود.


    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    جمع بندي:

    عنوان: روح داراي مراتب مختلف

    پرسش:

    آيا ميتوان گفت كه روح يك حقيقت است و كمالات و مراتب متعدد دارد؟



    پاسخ:



    روح مراتب مختلفی دارد، یک مرحله ازروح آن مرحله‏ای‏ است که درگیاهان سبز هست، و اثرش این است که گیاه و درخت را رشد می‏دهد، و آیات‏داله براینکه زمین مرده بود، و ما آنرا زنده کردیم درباره این روح سخن میگوید مرحله‏ای دیگر از روح آن روحی است که به وسیله آن انبیا تایید می‏شوند، و جمله" و ایدناه بروح القدس" او را به وسیله روح القدس توانایى بخشیدیم. (سوره بقره، آیه 87). از آن خبر می‏دهد، و سیاق آیات دلالت دارد بر اینکه این روح‏شریف‏تر است و مرتبه‏ای عالی‏تر از روح انسان دارد. « 1»
    از جمله مباحث مربوط به مراتب روح اين است كه براي آن سه درجه مطرح كرده‌اند:
    1. درجة پست: روح و يا ارواحي كه در اين مرتبه و درجه هستند در واقع روحي است كه مادّه بدان تسلّط پيدا كرده است و به بدي و شرّ متمايل شده‌اند. آنها يا ارواح ناپاكي هستند كه عادت‌شان القاء بدي و دشمني است و يا ارواح بي‌فكري هستند كه هرزگي و خواري و بازيگوشي را دوست دارند و يا ارواحي متكبرند كه به دانش و آگاهي اندك‌شان مغرورند و از حق، چشم‌پوشي مي‌كنند يا ارواح عقيم و بي‌خاصيتي هستند كه صلاحيت خير و شر را ندارند. اين مرتبه‌اي است كه روح ممكن است گرفتار آن شده و هيچ تكامل و ترقي و كسب فضايل نصيب آن نشود و در همين درجة پست همواره به سر ببرد و در گرفتاري‌هاي گوناگون غوطه‌ور باشد.
    2. درجة ديگري براي روح كه ممكن است بسياري از ارواح به آن درجه رسيده باشند، درجه‌اي است كه از آن به درجة عالي روح يا ارواح عالي تعبير مي‌شود، و اين درجه و يا ارواحي كه در اين درجه هستند بر ماده و ماديات تسلط دارند و به نيكي و محبّت مشغول‌اند و همواره تلاش مي‌كنند كه از بدي‌ها و رذايل اخلاقي دوري كنند و آنها را به نوبة خود به چند دسته تقسيم كرده‌اند:
    ارواح صالح، كه به بخشش و صلح‌خواهي و الهام افكار نيك به مردم، توصيف مي‌شوند و آگاهي هاي‌شان اندك و پيشرفت‌‌شان عقلي است.
    دستة دوم ارواحي هستند كه مربوط به حكما و دانايانند كه از نعمت‌ حكمت و معارف و دانش‌هاي مفيد برخودارند، و صفات ادبي پسنديده‌اي دارند، و سرماية علمي فراوان و گسترده‌اي دارند.
    دستة سوم از اين سنخ روح كه در درجة ياد شده قرار دارند، ارواح عالي مقام هستند كه داراي حكمت و علم و فضيلت بوده و هر سه صفت ارزنده يعني حكمت، علم و فضيلت را با هم جمع كرده‌اند و تعاليم‌شان تنها در زمينة كسي است كه با خلوص نيت خواهان شناختن حق و به دور از مطامع دنيوي است.
    3. درجة سوم روح و يا ارواحي كه در درجة سوم قرار مي‌گيرند، ارواح پاكي هستند كه به قلة كمال رسيده‌اند و از هر عيب و نقصي پاك شده‌اند و ارزش‌هاي كاذب مادّي نمي‌تواند كمترين تأثيري در آن داشته باشند و انوار فيض الهي را همواره مي‌بينند و از وصال حضرت حق تعالي خوشحال‌اند و ارتباط آنها فقط با صاحب فضيلت ارزشمندي است كه قلبش به كلّي از هر ناپسندي و بدي‌ها پاك گرديده است. تفصيل اين بحث را در منبع زير جويا شويد.[2]
    نكتة ديگر در اين باره مسئلة نحوة ترقي است و اين كه روح با وصف آن كه يك حقيقت است چگونه به درجه و مراتب متعدد مي‌رسد و يا درجات متعدد را دارا مي‌شود؟
    در اين باره نيز سخن بسيار است، يكي از نظريات اين است كه گفته‌اند: انسان زماني كه به دنيا مي‌آيد در آغاز مانند ساير حيوانات جز خوردن و نوشيدن چيزي را نمي‌شناسد، سپس كم‌كم صفت‌هاي ديگر نفساني، شهوت، خشم، حرص و مانند آن را پيدا مي‌كند و هر گاه از خواب غفلت و جهل بيدار شد، مي‌داند كه لذت‌هاي معنوي برتر و بهتر از لذت‌هاي غريزي و حيواني وجود دارد و براي آن كه مرتبة معنوي و مرتبة بالاتري را درك كند، از همة بدي‌هايي كه انجام داده توبه مي‌كند، و به سوي خدا روي مي‌آورد و در راهي قرار مي‌گيرد كه از هر چه كه او را از رسيدن به معبود و هدفش باز دارد، دوري مي‌كند و به ورع و تقوي و زهد حقيقي متصف مي‌شود و از اين طريق روح او به درجات بالاتر راه پيدا مي‌كند و درونش نوراني مي‌شود و انوار درخشان عالم غيب برايش آشكار مي‌گردد و به تدريج روي به كمال مي‌آورد و مراتب برتر و بالاتر را مي‌پيمايد.[3]
    معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
    حسن زادة آملي، معرفت نفس، ج1 و 2 و 3، نشر علمي و فرهنگي تهران، 1378 ش.
    حسن زادة آملي، صد كلمه، انتشارات هجرت، قم، 1412 ق.
    تقريرات فلسفه امام خميني، (اسفار، 3) نشر مؤسسة آثار امام ، 1381 ش.
    برگرفته از سايت حوزه (انديشه قم)


    پرسش:


    ایا دیدن ائمه در غیر خواب صحت دارد؟؟؟؟؟؟؟ اگر صحت دارد یعنی روح انها با جسم مثالیشان رویت می شود؟


    پاسخ:


    پیامبر فرمودند : « مَنْ رَآنِي فِي مَنَامِهِ فَقَدْ رَآنِي لِأَنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَتَمَثَّلُ فِي صُورَتِي ؛ هر کس مرا در عالم رویا دید حتما خودم را دیده است، زیرا شیطان به شکل من در نمی آید.‏» ( 4 )

    همان طور که برخی از دانشمندان گفته اند منظور از این روایت این است که کسی که پیامبر را در بیداری دیده و ایشان را می شناسد چنانچه حضرت را در خواب دید ، حتما پیامبر را در خواب دیده است. وگرنه کسی که در زمان ایشان نبوده و حضرت را از نزدیک ندیده است ، در صورتی که شخصیتی را به خواب ببیند نمی تواند ادعا کند لزوما پیامبر اسلام را به خواب دیده است زیرا شخصیت مورد نظر می تواند واقعا خود رسول اکرم باشد و می تواند شیطان باشد که خودش را برای او ، پیغمبر خدا وانمود می کند. بنابراین تنها در صورتی می توان کسی را که در کشف و شناخت حضوری مشاهده شده پیامبر خدا بدانیم که شخص شاهد پیشتر و به هنگام بیداری ، از نزدیک رسول اکرم را دیده باشد. در غیر این صورت داوری شخص شاهد که فرد مورد شهود را به پیامبر اسلام تفسیر می کند می تواند درست و می تواند نا درست باشد. (5)


    1. المیزان جلد 20 صفحه 280 علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه
    2. سپري، فريدون، پژوهشي دربارة روح و شبح، قم، انتشارات اسماعيليان، 1380 ش، ص 36.
    3 . همان، ص 20.
    4. من‏ لايحضره ‏الفقيه ج2 ص584
    5. درآمدی بر معرفت شناسی، غلامرضا فیاضی،ص137
    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۱/۰۳/۰۱ در ساعت ۱۸:۵۳
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  18. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. "صلى عليك مليك السماء" - ملاباسم کربلایی
    توسط Si14 در انجمن کلیپ صوتی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۲۱, ۱۲:۴۰
  2. چرا به امام زمان (عج) شريك القرآن مي‎گوئيم
    توسط raze_shab در انجمن مهدویت و امام زمان در قرآن
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۴/۲۳, ۱۸:۱۶
  3. جمع بندی آيا بشر مى تواند از راه تكنيك جديد به سعادت برسد؟
    توسط shamime_yas در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۳/۱۹, ۰۰:۳۲
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۳/۱۷, ۱۴:۰۹
  5. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۹/۱۶, ۲۲:۵۱

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود