جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اگر درجات ایمان و عقل تعیین شده است پس مجازات چرا ؟؟؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    153
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اگر درجات ایمان و عقل تعیین شده است پس مجازات چرا ؟؟؟




    در روایات بی شماری که از اهل بیت (س) رسیده ایمان را در درجات مختلفی قرار داده و در کنار این ایمان از عقل نیز سخن فرموده اند و روایت هایی بدین مظمون که خداوند عقل را میان بندگانش تقسیم کرده و آن را به طور تمام و کمال به کسانی عطا کرده که دوستشان دارد از اینرو پیامبران و معصومین دارای بالاترین درجه از عقل و ایمان را دارند این درجات عقلانی تا آن حد اهمیت دارند که خداوند پاداش و جزای شخص را به مقدار خرد و دانشی که دارد تعیین می کند و به اندازه خردی که به بندگان داده باریک بینی می کند و همچنین در روایات دیگری آمده که خداوند به اندازه خرد افراد و اینکه چه مقدار در عملی که انجام داده اند ،شناخت و تعقل نهفته است پاداش می دهد طبق این نظر اعمال بسیار از نادان پذیرفته نگردد و اعمال قلیل از عاقل پذیرفته شود (امام کاظم (ع)) ،خواب عاقل از شب زنده داری نادان برتر شمرده شده است و نظیر اینها ... همچنین در جای دیگر آمده که اعمال انجام شده بدون خرد بالا نمی رود و ارج و قرب نمی یابد مانند این روایت :--شخصی نزد پیامبر (ص) رفت و راجع به همسایه اش که نماز گزاری و صدقه و حج گزاری اش بسیار است ،سخن گفت پیامبر از خرد او پرسید و شخص جواب داد که او خرد درستی ندارد حضرت فرمودند : پس با آن کردارها جایگاهش فراتر نمی رود .
    در رویات دیگری از ائمه اطهار راجع به درجات ایمان آمده است ؛
    امام صادق (ع)فرمودند:
    اگر مردم می دانستند خداوند این خلق را چگونه آفریده است هیچکس کسی را ملامت نمی کرد .
    عرض شد ؛یعنی چه ؟
    فرمود :خدای تعالی اجزائی آفرید که به چهل و نه جزء رسید سپس برای آن اجزاء عشرهایی قرار داد و هر جزء را ده عشر قرار داد سپس آن را میان خلق تقسیم کرد و در شخصی یک دهم جزء قرار داد و در دیگری دو دهم تا آنکه به کسی یک جزء تمام رسید و در دیگری یک جزء و دودهم و دیگری یک ججزء و سه دههم تا آنکه به دو جزء تمام برسد به همین حساب تا به بالاترین درجه که چهل و نه است پس آنکه در او به جز یک دهم قرار داده نشده نمی تواند مانند کسی بشود که دو دهمم جزء دارد و او مانند کسیکه سه دهم جزء دارد نمی توانند گردد و همینطور کسیکه یک جزء تمام دارد نمی تواند مانند کسی شود که دارای دو جزء است.
    و امام باقر(ع) فرمود :
    مؤمنین درجاتی دارند بعضی از آنها ک درجه دارد بعضی دو درجه بعضی سه درجه و بعض پنج درجه ،بعضی شش و بعضی هفت و اگر بخواهی بر آنکه یک درجه دارد دو درجه را تحمیل کنی تاب نمی آورد و بر صاحب دو درجه اگر سه درجه تحمیل کنی طاقت نمی آورد و همینطور حدیث را به پایان رساندند و سپس فرمود ند مردم بر این درجه ها می باشند .
    بنابر این روایات سؤالات و مسائلی در اینجا مطرح می شود که از کارشناسان و دوستان محترم خواهش دارم راهنمایی بفرمایند ؛
    1- اگر درجات عقل و ایمان از ازل نزد خداوند تعیین شده و در برخی روایات به حتمی و غیرقابل تغییر بودن این درجات عقلیه و ایمانیه تأکید شده پس در اینصورت چگونه کمال و صعود کردن به مراتب بالای ایمانی و عقلانی برای کسانی که در درجه و مرتبه پایین عقلانی و ایمانی هستند امکان پذیر خواهد بود ؟
    2- اگر اینگونه است که پاداش و جزا طبق عقلی که به انسان داده شده محاسبه خواهد شد و عمل بی تعقل و بی خردانه ارزش و جایگاهی ندارد پس نظام پاداش و جزا نسبی و وابسته به درجه عقولی می شود که خداوند به آنها عطا کرده است در اینصورت رفتارهای بدی که از دیگران سر می زند را باید به حساب نقصان عقل و وجود جهل در آنها دانست بدین ترتیب آنها نباید به دلیل این رفتارها سرزنش شوند چرا که به مقتضای عقولشان عمل کرده اند و از سرزنش خداوند نیز به دور اند چرا که عقول و درجه ایمانی عطا شده از جانب خداوند به آنها کم بوده است آیا با این اوصاف می توان چنین برداشتی را پذیرفت ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي کلامي

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۴/۰۷ در ساعت ۱۷:۲۳
    این چنین است که در دنیائی که همه چیز و عزیز ترین و
    مقدس ترین چیزها ، ایمــان و عشــق نیز همه رو به ابتذال
    « نمــــود » می رود ،
    کتمـــان یعنی « بـــــودی بی نمود » .چنان سرشار از خــــلوص و تقــــوا و قــــداست خدائــــی است که با همه سختــی ها و محـــرومیت هایش لذتـــی ماورائـــی دارد .

    " دکتر علی شریعتی"

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام و رحمت خداند متعال بر همگان


    نقل قول نوشته اصلی توسط اسب سیاه نمایش پست
    در روایات بی شماری که از اهل بیت (س) رسیده ایمان را در درجات مختلفی قرار داده و در کنار این ایمان از عقل نیز سخن فرموده اند و روایت هایی بدین مظمون که خداوند عقل را میان بندگانش تقسیم کرده و آن را به طور تمام و کمال به کسانی عطا کرده که دوستشان دارد از اینرو پیامبران و معصومین دارای بالاترین درجه از عقل و ایمان را دارند این درجات عقلانی تا آن حد اهمیت دارند که خداوند پاداش و جزای شخص را به مقدار خرد و دانشی که دارد تعیین می کند و به اندازه خردی که به بندگان داده باریک بینی می کند و همچنین در روایات دیگری آمده که خداوند به اندازه خرد افراد و اینکه چه مقدار در عملی که انجام داده اند ،شناخت و تعقل نهفته است پاداش می دهد طبق این نظر اعمال بسیار از نادان پذیرفته نگردد و اعمال قلیل از عاقل پذیرفته شود (امام کاظم (ع)) ،خواب عاقل از شب زنده داری نادان برتر شمرده شده است و نظیر اینها ... همچنین در جای دیگر آمده که اعمال انجام شده بدون خرد بالا نمی رود و ارج و قرب نمی یابد مانند این روایت :--شخصی نزد پیامبر (ص) رفت و راجع به همسایه اش که نماز گزاری و صدقه و حج گزاری اش بسیار است ،سخن گفت پیامبر از خرد او پرسید و شخص جواب داد که او خرد درستی ندارد حضرت فرمودند : پس با آن کردارها جایگاهش فراتر نمی رود .
    در رویات دیگری از ائمه اطهار راجع به درجات ایمان آمده است ؛
    امام صادق (ع)فرمودند:
    اگر مردم می دانستند خداوند این خلق را چگونه آفریده است هیچکس کسی را ملامت نمی کرد .
    عرض شد ؛یعنی چه ؟
    فرمود :خدای تعالی اجزائی آفرید که به چهل و نه جزء رسید سپس برای آن اجزاء عشرهایی قرار داد و هر جزء را ده عشر قرار داد سپس آن را میان خلق تقسیم کرد و در شخصی یک دهم جزء قرار داد و در دیگری دو دهم تا آنکه به کسی یک جزء تمام رسید و در دیگری یک جزء و دودهم و دیگری یک ججزء و سه دههم تا آنکه به دو جزء تمام برسد به همین حساب تا به بالاترین درجه که چهل و نه است پس آنکه در او به جز یک دهم قرار داده نشده نمی تواند مانند کسی بشود که دو دهمم جزء دارد و او مانند کسیکه سه دهم جزء دارد نمی توانند گردد و همینطور کسیکه یک جزء تمام دارد نمی تواند مانند کسی شود که دارای دو جزء است.
    و امام باقر(ع) فرمود :
    مؤمنین درجاتی دارند بعضی از آنها ک درجه دارد بعضی دو درجه بعضی سه درجه و بعض پنج درجه ،بعضی شش و بعضی هفت و اگر بخواهی بر آنکه یک درجه دارد دو درجه را تحمیل کنی تاب نمی آورد و بر صاحب دو درجه اگر سه درجه تحمیل کنی طاقت نمی آورد و همینطور حدیث را به پایان رساندند و سپس فرمود ند مردم بر این درجه ها می باشند .
    بنابر این روایات سؤالات و مسائلی در اینجا مطرح می شود که از کارشناسان و دوستان محترم خواهش دارم راهنمایی بفرمایند ؛
    1- اگر درجات عقل و ایمان از ازل نزد خداوند تعیین شده و در برخی روایات به حتمی و غیرقابل تغییر بودن این درجات عقلیه و ایمانیه تأکید شده پس در اینصورت چگونه کمال و صعود کردن به مراتب بالای ایمانی و عقلانی برای کسانی که در درجه و مرتبه پایین عقلانی و ایمانی هستند امکان پذیر خواهد بود ؟
    2- اگر اینگونه است که پاداش و جزا طبق عقلی که به انسان داده شده محاسبه خواهد شد و عمل بی تعقل و بی خردانه ارزش و جایگاهی ندارد پس نظام پاداش و جزا نسبی و وابسته به درجه عقولی می شود که خداوند به آنها عطا کرده است در اینصورت رفتارهای بدی که از دیگران سر می زند را باید به حساب نقصان عقل و وجود جهل در آنها دانست بدین ترتیب آنها نباید به دلیل این رفتارها سرزنش شوند چرا که به مقتضای عقولشان عمل کرده اند و از سرزنش خداوند نیز به دور اند چرا که عقول و درجه ایمانی عطا شده از جانب خداوند به آنها کم بوده است آیا با این اوصاف می توان چنین برداشتی را پذیرفت ؟

    قبل از هر چیز باید به این نکته توجه داشته باشیم وقتی که می خواهیم در پرتو روایات یا حتی ایات قران، یک اندیشه را رد یا قبول کنیم باید مجموعه روایات یا ایات را در کنار هم نگاه کنیم.
    در این بین ممکن است برخی از روایات یا ایات با راوایات و ایات دیگر تعارض اولی یا ظاهری داشته باشند که باید با کمک روشهای علمی و معقول این تعارض ظاهری و اولی را حل کرد.

    در رابطه با موضوعی که شما مطرح فرموده اید از انجایی که خداوند متعال پیوسته انسانها را دعوت به رشد و تعالی کرده است و پیامبران و اولیا را به عنوان معلمان هدایت انسان قرار داده است در میابیم که که قطعا امکان رشد و تعالی برای انسانها وجود دارد و الا نه فرستادن پیامبران معقول است و نه ارائه برنامه هدایت معقول است و نه تلاشی که انسانها برای تزکیه و اصلاح خود انجام میدهند.

    به طور خاص روایاتی داریم که مضمون انها به این گونه است که هر انسانی که امروزش بهتر از دیروزش نباشد ضرر کرده است و مانند روایات و ایاتی که پیوسته انسان را دعوت به عبور از وضعیت وجود و تلاش برای رشد و تعالی می کنند.

    و همچنین تکالیف و برنامه های دینی که خداوند متعال از انسانها خواسته است. نمی توان قبول کرد که این برنامه ها انجام شوند و هیچ گونه نقشی در رشد انسان نداشته باشند.

    و در نهایت هویت و ذات انسان است که پیوسته در حال حرکت و رشد است و به فراخور مواد اولیه ای که در اختیارش قرار میگیرد این رشد و تعالی را جهت دهی میکند. و ما عالم واقعیتها نیز شاهد مصادیق فراوینی برای انی موضوع بوده ایم.
    افراد زیادی که در پرتو سعی و تلاش خود درجات ایمان را طی کرده اند و روز به روز رشد کرده و اوج گرفته اند.

    و اما در مورد روایاتی که بیان کرده اید :
    روایاتی که خرد را معیار ثواب و ارزش اعمال میداند در صدد بیان پشتوانه اعمال است و منشائی که اعمال از آن تراوش میکند. و اینکه صرف عمل بدون این پشتوانه ممکن است توسط هرکسی انجام شود و لو غیر مومن و منافق. زیرا در عمل میتوان نفاق داشت ولی در اندیشه نمیتوان نفاق داشت.
    و این منافاتق ندارد که شخصی در پرتو سعی و تلاش همین خرد خود را بارورتر کند و علم و دانش خود را استوار تر کند. و خود قران نیز به این موضوع اشاره کرده است :
    وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ (69/ عنکبوت)
    و آنها كه در راه ما (با خلوص نيّت) جهاد كنند، قطعاً به راه‏هاى خود، هدايتشان خواهيم كرد و خداوند با نيكوكاران است.

    و در مورد روایتی که خلق اجزا را مطرح کرده است :
    این روایت میفرماید کسی که دو جزء به او رسید نمیتواند مانند کشی شود که سه جزء دارد باشد. این تبیین در واقع از باب وصف متعلق به حال موضوع است.
    مثل اینکه میگوییم یک دانشجو نمیتواند مانند دکتر باشد. معنی اش این است که این دانشجو تا زمانی که دانشجو است نمیتواند دکتر باشد. ولی به این معنی نیست که هر گز نمیتواند حالت و موقعیت فعلی را تغییر دهد.
    و یا اینکه این بحث نتیجه را بیان میکند. یعنی کسی که دو جزء دارد مانند کسی که سه جزء دارد نمیشود. مثل اینکه میگوییم قبول شدگان کلاس دوم ابتدایی مانند قبول شدگان کنکور نمیشوند. یعنی اینها میتوانند دانشگاه بروند ولی آنها نمیتوانند.
    ولی این مفهومش این نیست که آن دانشجو بدون تلاش به ان جایگاه رسیده و این دانش اموز هر گز نمیتواند به ان جایگاه برسد.
    اینکه دو جزء دارد نمیتواند از ثمرات سه جزء بهره مند شود.

    بنابر این مفاد این روایت کلیت قضیه را مورد توجه داده است یعنی نقشه کلی مسیر را بیان کرده است. و برایش فرقی نمیکند که که افرادی که از این اجزاء بهره مند میشوند چه کسانی هستند و یا اینکه نحوه بهرهمندی از این اجرا چگونه است. همونطور که برای ما فرقی نمیکند این دانشجو یا دانش اموز چه کسی باشد و چگونه این دانش را به دست آورده است.
    و به گونه ای در صدد تشویق بندگان خداست :
    ای بندگان دو جزئی ها به سه جزئی ها نمیرسند پس سعی کنید سه جرئی باشید و سه جزئی ها به هفت جزئی ها نمیرسند پس سعی کگنید هفت جزئی باشید.
    مثل اینکه :
    تنبلها به زرنگها نمیرسند پس سعی کنید زرنگ باشید.

    با این توضیح مفهوم روایت اخر نیز واضح میشود :
    بر یک درجه نمیتوان سه درجه را تحمیل کرد. پس سعی کنید از ان مومنینی باشید که سه درجه را دارند.
    مثل اینکه :
    با پول کم نمیشود اجناس گران خرید پس پولدار باشید تا بتواندی بخرید.
    این طیف از روایات از باب تشویق و گزارش دهی از واقعیت و نتیجه کار است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط اسب سیاه نمایش پست
    2- اگر اینگونه است که پاداش و جزا طبق عقلی که به انسان داده شده محاسبه خواهد شد و عمل بی تعقل و بی خردانه ارزش و جایگاهی ندارد پس نظام پاداش و جزا نسبی و وابسته به درجه عقولی می شود که خداوند به آنها عطا کرده است در اینصورت رفتارهای بدی که از دیگران سر می زند را باید به حساب نقصان عقل و وجود جهل در آنها دانست بدین ترتیب آنها نباید به دلیل این رفتارها سرزنش شوند چرا که به مقتضای عقولشان عمل کرده اند و از سرزنش خداوند نیز به دور اند چرا که عقول و درجه ایمانی عطا شده از جانب خداوند به آنها کم بوده است آیا با این اوصاف می توان چنین برداشتی را پذیرفت ؟
    بهره مندی از عقل وخرد یک حرف است؛
    استفاده از عقل و خرد حرف دیگر؛
    و بارور کردن این عقل و خرد حرف سوم است. و نباید اینها را با هم اشتباه گرفت.
    شاید عقل و خرد کسی انجام اعمال در سطح عالی را درک نکند ولی هرگز به سمت بدی و نقص رهنمون نخواهد شد.

    بحث درجات عقل و خرد مثل دمای بالای صفر است که ممکن است در اینکه چند درجه بالای صفر باشد متفاوت باشد ولی قطعا زیر صفر نیست.
    بدی هایی که مشاهده میکنیم ثمره استفاده نکردن از عقل و خرد است نه اینکه چون عقل و خردش کم است مرتکب عمل بد شده است.
    و همچنین است نرسیدن به درجات بالاتر که نتیجه بارور نکردن عقل و خرد است.
    بنابر این ثواب و پاداش به قدر عقل و خرد است ولی کدام عقل و خرد؟
    عقل و خردی که هنگام به دنیا امدن تحویل گرفته میشود یا عقل و خردی که هنگام مرگ تحویل داده داده میشود؟
    ظاهرا دومی است و اینکه آیا ما این را مورد استفاده قرار داده ایم یا اینکه چون امانت دادر بوده ایم به صورت آکبند بر میگردانیم و یا اینکه برای بارور کردنش چه مقدار تلاش کرده ایم در کم و زیاد شدن جزا و پاداش ما نقش دارد.


  5. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۩۞۩ ۞ بررسی آیین ها وفرقه های نوظهوروفریبنده ۞ ۩۞۩
    توسط محب نور در انجمن نقد مكتب هاي اخلاقي و عرفاني
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۷/۰۵, ۱۲:۳۲
  2. دل حضرت عزراییل(ع) برای چه کسانی سوخته است؟
    توسط nasimelahi در انجمن حکایت، داستان و درس هایی از قرآن
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۱/۲۴, ۱۱:۴۷
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۲/۱۵, ۱۹:۳۴
  4. ؟؟؟ تفاوت http با https در آدرس مرورگر چيست ؟؟؟
    توسط goleleila در انجمن آموزش نرم افزاری
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۸, ۱۰:۱۳
  5. حرمیین عسکریین بازگشایی شد+عکس
    توسط iranproud در انجمن تصاویر دیدنی
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۲/۰۱, ۰۸:۲۸

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود