صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: منظور از خلقت شرور در قرآن و روایات چیست ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    153
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    منظور از خلقت شرور در قرآن و روایات چیست ؟




    اگر شرور امور عدمی و تبعی -همانگونه که در براهین فلسفی آمده- هستند پس منظور از این آیه در سوره فلق که می فرماید "من شر ما خلق " _از شر مخلوقات بدی که خلق شده باید به خدا پناه برد_که لفظ خلقت و وجود را در مورد آن به کار برده چیست ؟

    و اینکه در روایات عقل و جهل آمده که خداوند جهل را پس از عقل آفرید و به او 75 لشکر داد که خود منشأ شرور در عالم شد چست؟ آیا همه اینها وجود و وجوب خلقت شرور را نمی رساند ؟پس وقتی حرف از خلقت می آید ارجاع شرور به امور عدمی از روی چه مبنایی است ؟



    کارشناس بحث : پاسخگوي قرآني
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۴/۰۷ در ساعت ۲۰:۱۶
    این چنین است که در دنیائی که همه چیز و عزیز ترین و
    مقدس ترین چیزها ، ایمــان و عشــق نیز همه رو به ابتذال
    « نمــــود » می رود ،
    کتمـــان یعنی « بـــــودی بی نمود » .چنان سرشار از خــــلوص و تقــــوا و قــــداست خدائــــی است که با همه سختــی ها و محـــرومیت هایش لذتـــی ماورائـــی دارد .

    " دکتر علی شریعتی"


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    چند نکته:


    1. فعل "خلق" در آیه شریفه (فلق، 2) متعلق به شر نیست تا بگوییم خداوند شرور را خلق کرده است؛ بلکه این خلق و آفریدن متعلق و مربوط به "ما" (موجودات و مخلوقات) است.


    2. "مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ" مفهومش اين نيست كه آفرينش الهى در ذات خود شرى دارد، چرا كه آفرينش همان ايجاد است، و ايجاد و وجود خير محض است، قرآن مى‏گويد: "الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ" همان خدايى كه هر چه را آفريد نيكو آفريد. (سجده، 7).

    بلكه شر هنگامى پيدا مى‏شود كه مخلوقات از قوانين آفرينش منحرف شوند و از مسير تعيين شده جدا گردند.


    3. افعال انسان دارای دو جنبه می‏باشد: یکی جنبه تکوینی و دیگر جنبه تشریعی.

    انتساب افعال به خداوند در واقع مربوط به جنبه تکوینی است، و از حیث جنبه تکوینی، یک فعل ذاتا شر نیست؛ بلکه عنوان شر با توجه به دستورات شارع و حکم عقل، به خوبی و بدی (حسن و قبح) اعمال پیدا شده است، و عمل آدمی از این جهت منسوب به خدا نیست.


    4. بسيارى از امور است كه ما در ظاهر آنها را شر حساب مى‏كنيمولى در باطن خير است، مانند حوادث و بلاهاى بيدارگر و هشدار دهنده كه انسان را از خواب غفلت بيدار ساخته و متوجه خدا مى‏كند اينها مسلما شر نيست.(تفسیر نمونه، ج 27، ص 459)


    5. معنای عدمی بودن شر، این نیست که یعنی در عالم هیچ شری وجود ندارد، همین آیه شریفه "مِنْ شَرِّ ما خَلَق‏"، دلالت بر وجود شر در عالم می کند، لذا شر وجود دارد ولی وجود آن از نوع وجود کمبودها و خلأها است.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۴/۱۰ در ساعت ۲۰:۱۱

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    علامه طباطبایی(ره):

    ظاهر جمله "و اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ" (رعد، 16) اين است كه خلقت پروردگار عموميت داشته و هر چيزى را كه اسم "شى‏ء" (چیز) بر آن صادق است شامل مى‏شود.

    از طرفى هم ظاهر جمله "الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ" (سجده، 7) اين است كه خوبى و حسن در تمامى مخلوقات وجود دارد.

    پس، از مجموع اين دو آيه استفاده مى‏شود كه جز خدا هر چيزى كه بتوان او را "شى‏ء" (چیز) ناميد مخلوق خدا است، و هر چيزى كه مخلوق خدا است متصف به حسن هست، و خلقت و حسن دو امر متلازم در وجودند.

    هر چيزى از جهت اين كه مخلوق خدا است در حقيقت به تمام واقعيت خارجيش داراى حسن است، و اگر بدى و قبحى بر او عارض شود از جهت نسبت‏ها و اضافات و امور ديگرى است كه خارج از ذات او است و ربطى به واقعيت و وجود حقيقيش كه منسوب به خداى سبحان است ندارد.

    _______________
    (ترجمه الميزان، ج‏7، ص 409)
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۴/۱۰ در ساعت ۲۰:۱۳

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط اسب سیاه نمایش پست
    اینکه در روایات عقل و جهل آمده که خداوند جهل را پس از عقل آفرید و به او 75 لشکر داد که خود منشأ شرور در عالم شد چست؟ آیا همه اینها وجود و وجوب خلقت شرور را نمی رساند ؟پس وقتی حرف از خلقت می آید ارجاع شرور به امور عدمی از روی چه مبنایی است ؟

    شر امری عدمی است یعنی این کمبودها و خلأها هستند که شر محسوب می شود؛ به بیان دیگر این که همه شرور به یک نبود و نقص و عدمی بر می گردند.

    جهل نیز همین طور است، زیرا جهل یعنی ندانستن، و به عبارتی یعنی نبود دانستن.

    در جنود و لشکر جهل هم که دقت شود، برگشت آن به نبود و نقص و عدمی از جنود و لشکر عقل می باشد.

    لذا خلفت و آفرینش، بطور مستقیم به جهل و شرور تعلق نیافته، بلکه نبود و نقصی از ناحیه جنود عقل، جنود جهل را می سازد؛ مثلا نبود سخاوت می شود بخل، نبود عدالت می شود ظلم، و ... .
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۴/۱۱ در ساعت ۱۸:۱۵

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0





    مفهوم خیر و شر در عرف


    برخی از علماء‌ بر این عقیده اند كه خیر و شر در محاورات عرفی سه مقطع و مرحله را پشت سر گذاشته است:

    در مرحله اول، انسان هر شیئی را كه به آن رغبت داشته، خیر دانسته، و هر شیئی را كه نسبت بدان تنفر داشته شر نام نهاده است.

    در مرحله دوم، انسان خود و میل و رغبت خود را معیار قرار نداده، و این رابطه را بین هر موجود ذی شعور و صاحب میل و رغبتی با اشیاء دیگر لحاظ كرده و دو مفهوم خیر و شرّ‌ را در ارتباط بین آنها اطلاق نموده است.

    در مرحله سوم، ویژگی شعور هم حذف شده و رابطه بین دو موجود سنجیده، و مفهوم خیر و شرّ‌ در نسبت آن دو اطلاق شده است. مثلا، سرسبزی و خرمی خیر درخت دانسته شده، و پژمردگی و خشكیدگی آن شرّ درخت محسوب می شود.

    البته در محاورات عرفی استعمال خیر و شر به ذوات و اعیان منحصر نمی شود، ‌بلكه در مورد افعال هم جریان می یابد، و بدین ترتیب مفهوم خیر و شرّ و خوب و بد،‌ در زمینه اخلاق و ارزشها نیز مطرح می گردد.





    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۴/۱۱ در ساعت ۱۸:۲۲

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    153
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا شر و بدی با خداوند نسبتی دارد ؟




    در جایی از قرآن به این مطلب اشاره شده که هرچه از خیر به شما می رسد از جانب خداوند است و هرچه از شر و بدی به شما می رسد از جانب خودتان است در کنار این آیه ،آیه ای دیگر وجود دارد که همه چیز (خیر و شر) را از جانب خداوند می داند و در قسمتی از روایتی که از امام صادق (ع) بیان شده آمده که : .... خداوند متعال فرموده ؛من آفریدم بدی را و آن را به دست کسی که خواستم جاری کردم پس وای به حال آنکس که به دست او بدی و شر انجام گیرد

    سؤالاتی که در باب این مطلب پیش می آید ، این است که چرا خداوند نخست تمام خیرات را از جانب خود دانسته و شرور و بدی ها را به مخلوقات نسبت داده و سپس در آیه ای دیگر همه چیز را به خود نسبت می دهد
    آیا اصولأ نسبت دادن شر و بدی به خداوند متعال امکان پذیر است ؟ اگر امکان پذیر است پس تکلیف اراده خیر الهی که همه چیز را به خوبی ها و زیبایی ها فرامی خواند چه می شود ؟ و آیا خالقیت خداوند در خوبی ها و زیبایی ها شامل بدی ها و شرور هم آنطور که در روایت به آن اشاره شده می شود ؟

    ویرایش توسط اسب سیاه : ۱۳۹۰/۰۵/۱۵ در ساعت ۰۳:۰۲
    این چنین است که در دنیائی که همه چیز و عزیز ترین و
    مقدس ترین چیزها ، ایمــان و عشــق نیز همه رو به ابتذال
    « نمــــود » می رود ،
    کتمـــان یعنی « بـــــودی بی نمود » .چنان سرشار از خــــلوص و تقــــوا و قــــداست خدائــــی است که با همه سختــی ها و محـــرومیت هایش لذتـــی ماورائـــی دارد .

    " دکتر علی شریعتی"


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0





    با سلام و درود

    در ابتدا بابت تأخیر بوجود آمده از شما عذرخواهی می کنم.

    همان طور که عرض شد شرور از قبیل کمبودها و نقائص هستند یعنی جنبه نبود و عدمی دارند و نمی توان آنها را به خداوند متعال منتسب دانست.

    درست است که خداوند علت فاعلی است ولی این بدین معنا نیست که دست بشر در تحقق امور دخالتی نداشته است، مثل قحطی و گرسنگی در آفریقا که از عوامل عمده آن سلطه و ظلم قدرتهای حاکم و غارت ثروتها و تبعیض قائل شدن بین انسانها است.

    از طرفی فیض الهی خیر است و مدام در حال نزول، حال اگر انسانی این فیض خیر را نگیرد و بر اثر سوء انتخاب یا ... وجه عدم آن را انتخاب کند می شود شر، لذا انتساب آن شر به خداوند صحیح نیست زیرا دخالت انسان سبب آن شده است.


    بنابر این:

    1. فیض خیر الهی همیشگی و بطور دائم نازل و بر همه موجودات فرستاده می شود.

    2. وقتی همه چیز به خداوند نسبت داده می شود از باب علت فاعلی بودن خداوند است.

    3. علت فاعلی بودن خداوند به این معنا نیست که بشر دخالتی در وقوع و تحقق امور ندارد.

    4. انسان با نگرفتن خیر و فیض الهی و انتخاب عدم آن، در تحقق شرور سهیم است، لذا انتساب شرور به انسان از این جهت می باشد.





    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط اسب سیاه نمایش پست
    در جایی از قرآن به این مطلب اشاره شده که هرچه از خیر به شما می رسد از جانب خداوند است و هرچه از شر و بدی به شما می رسد از جانب خودتان است در کنار این آیه ،آیه ای دیگر وجود دارد که همه چیز (خیر و شر) را از جانب خداوند می داند و در قسمتی از روایتی که از امام صادق (ع) بیان شده آمده که : .... خداوند متعال فرموده ؛من آفریدم بدی را و آن را به دست کسی که خواستم جاری کردم پس وای به حال آنکس که به دست او بدی و شر انجام گیرد

    سؤالاتی که در باب این مطلب پیش می آید ، این است که چرا خداوند نخست تمام خیرات را از جانب خود دانسته و شرور و بدی ها را به مخلوقات نسبت داده و سپس در آیه ای دیگر همه چیز را به خود نسبت می دهد
    آیا اصولأ نسبت دادن شر و بدی به خداوند متعال امکان پذیر است ؟ اگر امکان پذیر است پس تکلیف اراده خیر الهی که همه چیز را به خوبی ها و زیبایی ها فرامی خواند چه می شود ؟ و آیا خالقیت خداوند در خوبی ها و زیبایی ها شامل بدی ها و شرور هم آنطور که در روایت به آن اشاره شده می شود ؟
    با عرض سلام
    در مرحله اول باید گفت که شر وجود دارد و به این معنا که از اول و ازل نبوده بعد خلق شده حال بحث این است که چه کسی خلق کرده .
    خداوند که منبع خیرات است پس این شر چکونه خلق شده خلق شر بر حسب شناخت و رسیدن به خیر فطری در موجودات خلق میشود و امری منسوب به موجودات است نه خداوند به چه صورت؟
    اول در مورد مخلوفاتی توصیح میدهم که در جبر بسر میبرند مانند جماد نبات و حیوان که چکونه شر از جانب انها خلق میشود و بعد در مورد انسان و موجوداتی که داری اختیار هستند که چکونه تولید کنندی شر هستند
    1 تمام موجودات از جماد تا به بالا به دنبال تکامل و رشد و خیر برای خود هستند و در این راستا موجب شر برای دیگری میشوند برای مثال دانه گندم که جماد است خواهان خیر برای خود و رشد است در این فرایند از املاح و مواد معدنی خاک استفاده میکند در اینجا دانه گندم به دنبال خیر برای خود برای خاک به واسطه گرفتن ان مواد معدنی شر تولید میکند یا مواد مذاب برای فرار از نیروی کرانشی رمین به دنبال خیر برای خود زلزله تولید میکند که باعث شر برای دیگری است پس در انها شر چنین خلق میشود و در انسان در فطرت انسان صفات کریمه خداوندی وجود دارد که انسان میخواهد انها را بشناسد و درک کند بر حسب همین امر ضمایر خداکاه و ناخداکاه انسان از خلع و نبود صفات کریمه صفات رزیله را خلق میکند تا به شناخت از ان برسد مانند این است که کسی دائما در نور باشد و تاریکی را تجربه نکرده باشد اگر از او بپرسید نور چیست نمیتواند توضیح دهد ولی اگر در خلع نبودن نور تاریکی را دریابد میتواند نور را تعریف کند چون انسان از متضاد و تضاد بین چیزها است که به درک و شناخت میرسد پس انسان به این وسیله صفات رزیله را خلق میکند که صفات کریمه را درک کند که خلق این صفات رزیله باعث شر میشود


    ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۹۰/۰۵/۲۲ در ساعت ۲۲:۱۷
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ

  10. تشکرها 2


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    153
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    از پاسخ های به جا و مناسبی که جناب بیطرف منصف و آقای پاسخگو دادند صمیمانه تشکر می کنم
    ولی انتظار داشتم به جای توجیه هات و استدلالات عقلانی در باب مسئله شرور و نسبتشان با خداوند به تفسیر و روشن شدن معانی روایات و آیاتی که ذکر شد بپردازند به این ترتیب جواب خیلی از شبهات در موضع و جای مناسبش داده و بحث می شد هر چند مطالبی که فرمودید تاحد زیادی پاسخگوی بحث بود .
    با تشکر
    این چنین است که در دنیائی که همه چیز و عزیز ترین و
    مقدس ترین چیزها ، ایمــان و عشــق نیز همه رو به ابتذال
    « نمــــود » می رود ،
    کتمـــان یعنی « بـــــودی بی نمود » .چنان سرشار از خــــلوص و تقــــوا و قــــداست خدائــــی است که با همه سختــی ها و محـــرومیت هایش لذتـــی ماورائـــی دارد .

    " دکتر علی شریعتی"


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط اسب سیاه نمایش پست
    با سلام
    از پاسخ های به جا و مناسبی که جناب بیطرف منصف و آقای پاسخگو دادند صمیمانه تشکر می کنم
    ولی انتظار داشتم به جای توجیه هات و استدلالات عقلانی در باب مسئله شرور و نسبتشان با خداوند به تفسیر و روشن شدن معانی روایات و آیاتی که ذکر شد بپردازند به این ترتیب جواب خیلی از شبهات در موضع و جای مناسبش داده و بحث می شد هر چند مطالبی که فرمودید تاحد زیادی پاسخگوی بحث بود .
    با تشکر :gol:
    با عرض سلام
    در ایه امده که خیر به شما می رسد از جانب خداوند است و هرچه از شر و بدی به شما می رسد از جانب خودتان است در توضیحاتی که خدمت شما عرض کردم چگونکی خلق شر توسط خودمان بود حال اگر سوال شما این باشد که چگونه شر به ما میرسد و چه کسی ان را برای ما میفرستد جواب متفاوت است اگر سوال این است تا توضیح دهم اگر نه لطفا سوال خود را کمی روشنتر بیان بفرماید در جواب داده شده نحوی خلق شر توسط انسان و موجودات توضیح داده شده و خیر توسط خداوند هم نیز توضیح داده شده اگر سوالی یا شبه در جواب داده شده است بفرماید تا بیشتر موضوع را باز کنیم
    با تشکر موفق باشید

    ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۹۰/۰۵/۲۴ در ساعت ۱۴:۲۴
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود