صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ايا اخلاق متكي به دين است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    159
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    17 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ايا اخلاق متكي به دين است؟




    به نام خداوند جان و خرد

    ايا اخلاق متكي به دين است؟



    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۴/۰۷ در ساعت ۱۷:۳۵


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب

    در اين كه رابطه اخلاق و دين چگونه است آيا اخلاق به دين متكي است و يا بالعكس نظريات متفاوتي بيان شده است برخي گقائل به تباين اخلاق و دين شده اند و برخي قايل به اتحاد اين دو برخي ديگر قائل به تعامل اخلاق و دين هستند .

    به جهت اينكه پاسخ طولاني نشود اين مقدار توضيح در اين خصوص كفايت مي كند اما به پیوند اخلاق و دین می‏توان از جهات مختلفی توجه کرد ازجمله اینکه:


    الف - دین می‏تواند بنیاد اخلاق باشد و از این طریق می‏تواندآن را ضمانت کند. اساسا اگر قرار است اخلاق به‏طور کامل‏تحقق یابد باید براساس دین و با تکیه بر دین (معرفة‏ا...) باشد.قدر مسلم این است که دین حداقل به‏عنوان پشتوانه برای اخلاق‏بشر ضروری است. چرا که اولا تاریخ و تجربه نشان داده آنجاکه دین از اخلاق جدا شده، اخلاق خیلی عقب مانده است. ثانیادین براحتی می‏تواند انضباطهای اخلاقی محکم و پولادین رابه‏وجود آورد. ثالثا به‏عنوان مؤید می‏توان گفت‏حتی بعضی ازمتفکران که در مبحث اخلاق به تامل پرداخته‏اند به این مسئله‏اذعان دارند که دین بهترین پشتوانه برای اخلاق است; برای‏مثال داستایوفسکی نویسنده روسی می‏گوید: «اگر خدا نباشدهمه چیز مباح یا مجاز است.»


    ب - وجود اخلاق و نیاز بشر به آن، دلیلی بر نیاز به دین‏است. بدین بیان که انسانها هرگز بدون اخلاق نمی‏توانند زندگی‏کنند، جامعه بشری لزوما نیازمند اخلاق است. از طرف دیگراخلاق مورد نیاز جوامع بشری باید اخلاقی همه‏جانبه و با مبنا وپایه و اساسی محکم باشد. این نوع اخلاق نیز تنها با وجود دین‏و معنویت دینی امکان‏پذیر است که بهترین تغذیه‏کننده چنین‏اخلاقی است و تنها راه آن است. پس بشر به دین نیز محتاج ونیازمند است. حتی باید افزود که این نیاز و احتیاج‏همیشگی و دایمی است چرا که بشر همواره نیازمند اخلاق است.


    ج - اوصاف اصول اخلاقی مانند جاودانگی و یا نسبیت و...عینا به دین هم منتقل می‏شود و باعث جاودانگی یا ... اصول‏اخلاقی دین نیز می‏گردد. توضیح اینکه دین اسلام از سه قسمت‏عقاید، احکام و اخلاق تشکیل شده است. حال اگر کسی اخلاق‏و یک سلسله تعلیمات اخلاقی و انسانی را جاودان نداند و به‏این نتیجه برسد که اخلاق اساسا نسبی و موقت است، نتیجه این‏عقیده این است که اصول اخلاقی و تربیتی و تعلیماتی اسلام ( یابه‏طورکلی دین) هم نمی‏تواند اعتبار جاودانه داشته باشد و بایدپذیرفت که اصول اخلاقی اگر هم اعتباری داشته است در زمان‏خودش معتبر بوده است و بعد از تغییر مقطع تاریخی آن و تغییراوضاع باید این اصول اخلاقی تغییر نموده و آنگاه اصول اسلام‏نیز تغییر بکند و بخشی از اسلام (اخلاقیات آن) منسوخ‏گردد.

    مطالعه مقاله زير در اين رابطه سودمند است :


    http://www.porsojoo.com/fa/node/3431



    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۰۴/۰۷ در ساعت ۲۲:۵۱

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    159
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    17 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با درود و سپاس بابت تاييد تاپيك

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث کلامی نمایش پست


    الف - دین می‏تواند بنیاد اخلاق باشد و از این طریق می‏تواندآن را ضمانت کند. اساسا اگر قرار است اخلاق به‏طور کامل‏تحقق یابد باید براساس دین و با تکیه بر دین (معرفة‏ا...) باشد.قدر مسلم این است که دین حداقل به‏عنوان پشتوانه برای اخلاق‏بشر ضروری است. چرا که اولا تاریخ و تجربه نشان داده آنجاکه دین از اخلاق جدا شده، اخلاق خیلی عقب مانده است. ثانیادین براحتی می‏تواند انضباطهای اخلاقی محکم و پولادین رابه‏وجود آورد. ثالثا به‏عنوان مؤید می‏توان گفت‏حتی بعضی ازمتفکران که در مبحث اخلاق به تامل پرداخته‏اند به این مسئله‏اذعان دارند که دین بهترین پشتوانه برای اخلاق است; برای‏مثال داستایوفسکی نویسنده روسی می‏گوید: «اگر خدا نباشدهمه چیز مباح یا مجاز است.»


    اين فرض شما از پايه غلط است!
    ابتدا بايد ديد ايا افعال صادر شده دين تماما اخلاقيست و ميتواند بنياد اخلاق باشد و ايا دين قادر به صدور فعل غير اخلاقي نيست؟!
    ميدانيم كه بسياري از افعال صرف نظر از حكم دين اخلاقا روا يا ناروا هستند مانندمحبت - دروغ - قتل و ...
    انچه در اين فرض مسلم است اين است كه فعل صادر شده زماني اخلاقيست كه بر پايه دين باشد به عنوان مثال اگر فعلي اخلاقا روا بود و دين خلاف انرا اراده كرد در اينصورت فعلي بدون هيچ اشكالي ناروا خواهد بود و بالعكس!و اين فرض قاعدتا غير منطقي ست پس منتفيست و باطل است.



    چرا که اولا تاریخ و تجربه نشان داده آنجاکه دین از اخلاق جدا شده، اخلاق خیلی عقب مانده است.
    در اين مورد فقط كافيست يك نگاهي به فرهنگ جوامع ديندار و بي دين بياندازيد . مغلطه به اين بزرگي در همين ابتدا جناب پاسخگو ؟! لطفا منبع تاريخي ارايه دهيد.




    ب - وجود اخلاق و نیاز بشر به آن، دلیلی بر نیاز به دین‏است. بدین بیان که انسانها هرگز بدون اخلاق نمی‏توانند زندگی‏کنند، جامعه بشری لزوما نیازمند اخلاق است. از طرف دیگراخلاق مورد نیاز جوامع بشری باید اخلاقی همه‏جانبه و با مبنا وپایه و اساسی محکم باشد. این نوع اخلاق نیز تنها با وجود دین‏و معنویت دینی امکان‏پذیر است که بهترین تغذیه‏کننده چنین‏اخلاقی است و تنها راه آن است. پس بشر به دین نیز محتاج ونیازمند است. حتی باید افزود که این نیاز و احتیاج‏همیشگی و دایمی است چرا که بشر همواره نیازمند اخلاق است.
    چون بشر نياز به اخلاق داردبايد ديندار باشد ؟و بنظر شما اگر مانعي در تحقق اخلاق وجود داشته باشد لزوما بايد متوسل به دين شد؟




    ج - اوصاف اصول اخلاقی مانند جاودانگی و یا نسبیت و...عینا به دین هم منتقل می‏شود و باعث جاودانگی یا ... اصول‏اخلاقی دین نیز می‏گردد. توضیح اینکه دین اسلام از سه قسمت‏عقاید، احکام و اخلاق تشکیل شده است. حال اگر کسی اخلاق‏و یک سلسله تعلیمات اخلاقی و انسانی را جاودان نداند و به‏این نتیجه برسد که اخلاق اساسا نسبی و موقت است، نتیجه این‏عقیده این است که اصول اخلاقی و تربیتی و تعلیماتی اسلام ( یابه‏طورکلی دین) هم نمی‏تواند اعتبار جاودانه داشته باشد و بایدپذیرفت که اصول اخلاقی اگر هم اعتباری داشته است در زمان‏خودش معتبر بوده است و بعد از تغییر مقطع تاریخی آن و تغییراوضاع باید این اصول اخلاقی تغییر نموده و آنگاه اصول اسلام‏نیز تغییر بکند و بخشی از اسلام (اخلاقیات آن) منسوخ‏گردد.

    مسلما احكام صادر شده دين با توجه به جوانب و شرايط صادرشده است ما ميدانيم كه زيربناي اخلاقي اديان هم بر پايه اخلاقيات زمان و مكان خود بنا شده اند و به مقتضاي زمان تغيير كرده و قاعدتا نميتواند ضامن اخلاق در جوامع امروزي باشد.
    ویرایش توسط Victoria : ۱۳۹۰/۰۴/۰۹ در ساعت ۱۸:۴۷

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,097
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برای پاسخ به این سوال اول باید دید تعریف اخلاق چیه و همچنین باید در نظر داشت اخلاق ، قراردادی و نسبی است و با ظهور مذاهب ، ارزش های اخلاقی تغییر کردند . اگر از مومنان آن مذهب بپرسید اخلاق چیست ، اخلاق رو در چارچوب مذهب خود تعریف میکنند و غیر از این رو بی اخلاقی میخوانند ... و این رو هم باید در نظر داشت اخلاق خوب و بد هم نسبی هست و در طول تاریخ این ارزش ها تغییر اساسی کرده اند ..

    به نظر من اخلاق متکی به هیچ چیز نیست ، بلکه دین ها یک چهارچوبی برای آن ساختند و اسمش را گذاشتند اخلاق مداری .

    تعریف اخلاق ، ارزش های خوب یا بد رفتارهای انسان است و این ارزش ها اگر به نفع دین داران باشد آنرا مثبت می نامند . بشر نیاز به اخلاق داره ، اگرچه تا الان فایده ای برای اون نداشته و اون رو به افول کشونده ولی باید واکاوی اساسی در ارزش های خوب و بد صورت بگیره و آنچه را که دین مثبت می نامد باید دید آیا حقیقا مثبت هست یا نه .
    ویرایش توسط Enerji : ۱۳۹۰/۰۴/۰۸ در ساعت ۰۸:۲۳
    monthly quotes :
    حقیقت نیازمند نقد است ، نه ستایش. فردریش نیچه

    Energy is everything and everything is energy

    I dont understand why there is so much hate between Human Races and Religions

    Become Übermensch

  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    13
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    برای شناخت خداوند متعال (جل عظمته) باید ابتدا صفات او را شناخت
    صفات خداوند متعال (جل عظمته) کامل (اصطلاحا جمع نقیضین) است.
    شرایط حیات فعلی بشر ناقص است و او در دنیایی پر از نقایص و تضاد ها زندگی می کند(جنگ ها به دلیل تضاد منافع صورت می پذیرند.)(جمع نقیضین جا ندارد)
    در چنین شرایطی شناخت صفات خداوند متعال (جل عظمته) تا زمان جدا نشدن از جهان مادی (حتی قبل از مرگ) محدود است و به کمال نمی رسد ( به عبارتی جزئی است).
    در حدیث نبوی (ص) می فرماید: انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق.
    در این حدیث من علم ندارم که آیا مقصود در قالب زندگی دنیوی است و یا خارج از محدودیت مادی.( شبهه همین جاست)
    اما مطابق اصول فلسفی : ادل دلیل علی امکان شیء وقعه( محکم ترین دلیل برای امکان وقوع حالتی وقوع آن در گذشته است)
    به عبارتی جدایی از زندگی مادی قبل از مرگ امکان پذیر است بدون شبهه.
    بنابراین نباید توجهی به تضاد ها داشت (بین اخلاق و دین)
    دین راه رسیدن به جدایی از مادیت است
    تازه آنجاست که می شود صفات خداوند متعال (جل عظمته) را شناخت و به عبارتی به مطلقیت اخلاق رسید.
    معیار و میزان همه چیز در نزد ما مسلمانان ذات اقدس الله است که مبدا و منشاء هر چیز است.
    کل شیئ هالک الا لوجه
    هیچ چیز مطلق نیست، چرا که همه چیز نیازمند به دیگر اسباب است غیر از ذات اقدس الله(جل صفاته اعلی).
    البته بحث نیازمند مطرح شدن در محضر اساتید فن را دارد که خوشا بحال محققین
    ------

    السلام علیک یا ابا عبد الله و علی ارواح التی حلت به فنائک علیک منی سلام الله ابا ما بقیت و بقی الیل و نهار و لا جعل الله آخر العهد من زیارتکم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین (علیهم السلام)
    یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله
    متن خاتم حضرت آیت الله علامه محمد حسین طباطبایی این بوده:
    الواثق باالله الغنی
    محمد حسین طباطبایی
    خدایا من هم آروز دارم این وثوق رو به تو داشته باشم...

  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    نقل قول نوشته اصلی توسط enerji نمایش پست
    برای پاسخ به این سوال اول باید دید تعریف اخلاق چیه و همچنین باید در نظر داشت اخلاق ، قراردادی و نسبی است و با ظهور مذاهب ، ارزش های اخلاقی تغییر کردند . اگر از مومنان آن مذهب بپرسید اخلاق چیست ، اخلاق رو در چارچوب مذهب خود تعریف میکنند و غیر از این رو بی اخلاقی میخوانند ... و این رو هم باید در نظر داشت اخلاق خوب و بد هم نسبی هست و در طول تاریخ این ارزش ها تغییر اساسی کرده اند ..

    به نظر من اخلاق متکی به هیچ چیز نیست ، بلکه دین ها یک چهارچوبی برای آن ساختند و اسمش را گذاشتند اخلاق مداری .

    تعریف اخلاق ، ارزش های خوب یا بد رفتارهای انسان است و این ارزش ها اگر به نفع دین داران باشد آنرا مثبت می نامند . بشر نیاز به اخلاق داره ، اگرچه تا الان فایده ای برای اون نداشته و اون رو به افول کشونده ولی باید واکاوی اساسی در ارزش های خوب و بد صورت بگیره و آنچه را که دین مثبت می نامد باید دید آیا حقیقا مثبت هست یا نه .
    الهي زين اخلاقنا بالقران
    من با نظر جناب انرژي موافقم
    اخلاق ازلخاظ لغوي جمع خلق وخوي را ميگويندوان ميتواند ازبي نهايت بد شروع شده وبه بي نهايت نيك ادامه يابد تا تاجائي كه قران ميفرمايد كالانعام بل هم اذل ويا برتر از فرشته گان باشد كه احسن تقويم است به هر حال اخلاق مادي واخلاق معنوي گستره اي بسيار بزرگ است .حال اگر اخلاقي ارزشي باشد ميتواند در گروه اخلاق ديني قرار گيردوچه بسا اخلاقي كه لائيك است اما از نظر جامعه شناختي درگروه اخلاق خوب قرار ميگيرد.درپايان اينكه اخلاق نسبي است وبا اين فرض خوب وبد ان با معيارهاي زيادي قياس ميشود كه دين يكي از انهاست...
    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140

  10. تشکر


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    159
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    17 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حال اگر اخلاقي ارزشي باشد ميتواند در گروه اخلاق ديني قرار گيرد
    اما بنظر من اخلاقيات ديني جنبه سودنگرانه دارند و وقتي اخلاق وارد دين شود ماهيتش به كل تغيير ميكند .

  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    153
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط victoria نمایش پست
    به نام خداوند جان و خرد

    ايا اخلاق متكي به دين است؟


    برای جواب به سؤال شما باید به نکته ای اشاره کرد :

    اگر شما لااقل قائل به حسن و قبح عقلی باشید و مانند برخی اخلاق را قرارداد اجتماعی نمی دانید کار برای اثبات ارتباط بین دین و اخلاق راحتتر می شود اگر تصدیق می کنید که فضایل اخلاقی در فطرت همه انسانها وجود دارد و همه ذاتأ عدل و احسان و صدق و درستی و... را می پسندند و لازمه انسانیت هر انسانی می دانند ، ادامه مطلب را بخوانید :

    در انسان و سایر موجودات غریزه ای وجود دارد به نام منفعت طلبی ، خودپرستی و میل به بقای نوع، این غریزه در حیات وحش به نحو چشمگیری قابل مشاهده است هر کدام از حیوانات سعی دارند که در نبرد حیات پیروز میدان باشند کسی که ضعیف باشد و نتواند در این عرصه پیروز شود در میان هم نوعان خود محکوم به فنا است از اینرو قانونی که در طبیعت وجود دارد قانون بقای قوی و فنای ضعیف است .
    در جوامع انسانی موضوع پیچیده تر است انسان غریزه ی خودپرستی را به همراه فطرت پاک انسانی که سرچشمه فضایل اخلاقی و انسانی است را با هم دارد و این دو فطرت تا بینهایت جا برای گسترش دارد و هیچ گاه مانند حیوانات محدود و مشخص شده نیست از اینرو گاهی غریزه خودپرستی و منفعت طلبی تا آنجا پیش می رود فرد را به حدی می رساند که برای رسیدن به منافع ناچیز خود یا بقای یکی از متعلقانش انسانهای بسیاری را فدا کند و گاهی فضایل انسانی تا آنجا اوج می گیرد که حاضر است خود نباشد ولی دیگران از نعمت حیات محروم نشوند بدین ترتیب ایثار و فداکاری را در صفحه های تاریک تاریخ انسانیت رقم بزند .
    از اینروست که حس منفعت طلبی و خود پرستی در انسان با مغایر با فضیلت های اخلاقی است انسان نمی تواند خودپرست و منفعت طلب باشد و آنجا که منفعتش اقتضا می کند که دروغ بگوید ، دزدی کند ،حق کسی را ضایع کند، آدم بکشد و... درحالیکه هیچ مانع بیرونی و قرارداد اجتماعی محدود کننده یا ضعف شخصیتی اش وجود نداشته باشد ، راه فضیلت و صلاح را انتخاب کند و قانون جنگل را بر روی هم نوعانش اجرا نکند ،چه تضمینی بر انسان خودپرست منفعت طلب وجود دارد که این محدودیت اخلاقی را بپذیرد و از منافعش چشم بپوشد؟
    از اینرو ست که بنا بر فرموده ی شهید مطهری همواره پذیرفتن فضیلت اخلاقی ای از جانب انسان با محدودیتی همراه است و انسان زمانی محدودیت را محرومیت نمی داند که دلیلی داشته باشد که رضایت به محدودیت بدهد و از اینجاست که معنویت در حوزه اخلاق وارد می شود و اخلاق را در این موارد یاری می دهد زیر بنای هر اندیشه معنوی ایمان است اگر کسی لذت معنوی و ایمان به خداوند و عمل به فضایل اخلاقی را چشیده باشد خودپرستی و منفعت پرستی اش را به راحتی در عوض این لذت اطاعت و بندگی خداوند فدا می کند و اگر لذت بندگی را نچشیده باشد به بهانه رسیدن به پاداش های معهود و رهایی از عذاب های الهی این محدودیت را می پذیرد و خود و منافعش را زیرپا میگذارد چرا که محدودیتش را با ایمان به خداوند کاملأ جبران شده می یابد
    بنابراین دو صورت می توان متصور شد یکی اینکه انسان می تواند خداپرست باشد و محرومیتی را به عنوان اخلاق دینی متحمل شود و در این صورت منفعت طلب را فدای خداپرستی کند و از این رهگذر هر بیشتر در فضایل اخلاقی رشد کند این محدودیت ها را راحتتر تحمل می کند چرا که دلیلی ارزشمند بر آن یافته و ایمان و اطمینانش به خداوند بیشتر می شود .
    یا اینکه انسان بی ایمان اخلاق مدار باشد در اینصورت اگر از این انسان حرکات و فضایل انسان دوستانه سر بزند ، چون رعایت اخلاق او متصل به ایمان به خدا و روز معاد نیست نمی تواند فداکردن خودپرستی و منفعت طلب اش را در پای فضایل اخلاق جبران شده ببیند یا این فداکاری و از خودگذشتن را در برابر حقیقت بزرگتری یک پیروزی و برد در زندگی برای خود تصور کند چرا که به این حقیقت ایمان ندارد اگر فضایلی از او سر زند این فضایل اخلاقی یا در نتیجه رعایت قراردادهای اجتماعی است یا ترس از مجازات یا جو اجتماعی حاکم بر او یا مطرح کردن خود و ارضای نیازهای روحی و روانی اش که طبق آنچیزی که در فلسفه در حسن و قبح عقلی اثبات می شود هیچکدام از اینها فضیلت اخلاقی محسوب نمی شود اگر هیچ کدام از اینها نباشد و ما بگوییم که از سر تکلیف و فطرت پاک انسانی فضایل اخلاقی از او سر می زند باز این فضایل معنا و مفهوم ندارد چون دلیلی برای انجام این فضایل وجود ندارد و این محدودیت ها و ضررها جبران شده نیست بنابراین حداکثر تأثیر کارهای او در این دنیا است چنین اخلاقی در بسیاری از موارد به دلیل جدا شدن از حقیقت اصلی اش جایش را به همان خودپرستی و منفعت خواهی انسان می دهد و بنای سست و لرزانی از فضایل انسانی است.
    ویرایش توسط اسب سیاه : ۱۳۹۰/۰۴/۰۸ در ساعت ۱۶:۴۳
    این چنین است که در دنیائی که همه چیز و عزیز ترین و
    مقدس ترین چیزها ، ایمــان و عشــق نیز همه رو به ابتذال
    « نمــــود » می رود ،
    کتمـــان یعنی « بـــــودی بی نمود » .چنان سرشار از خــــلوص و تقــــوا و قــــداست خدائــــی است که با همه سختــی ها و محـــرومیت هایش لذتـــی ماورائـــی دارد .

    " دکتر علی شریعتی"

  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,097
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط اسب سیاه نمایش پست
    برای جواب به سؤال شما باید به نکته ای اشاره کرد :

    اگر شما لااقل قائل به حسن و قبح عقلی باشید و مانند برخی اخلاق را قرارداد اجتماعی نمی دانید کار برای اثبات ارتباط بین دین و اخلاق راحتتر می شود اگر تصدیق می کنید که فضایل اخلاقی در فطرت همه انسانها وجود دارد و همه ذاتأ عدل و احسان و صدق و درستی و... را می پسندند و لازمه انسانیت هر انسانی می دانند ، ادامه مطلب را بخوانید :

    در انسان و سایر موجودات غریزه ای وجود دارد به نام منفعت طلبی ، خودپرستی و میل به بقای نوع، این غریزه در حیات وحش به نحو چشمگیری قابل مشاهده است هر کدام از حیوانات سعی دارند که در نبرد حیات پیروز میدان باشند کسی که ضعیف باشد و نتواند در این عرصه پیروز شود در میان هم نوعان خود محکوم به فنا است از اینرو قانونی که در طبیعت وجود دارد قانون بقای قوی و فنای ضعیف است .
    در جوامع انسانی موضوع پیچیده تر است انسان غریزه ی خودپرستی را به همراه فطرت پاک انسانی که سرچشمه فضایل اخلاقی و انسانی است را با هم دارد و این دو فطرت تا بینهایت جا برای گسترش دارد و هیچ گاه مانند حیوانات محدود و مشخص شده نیست از اینرو گاهی غریزه خودپرستی و منفعت طلبی تا آنجا پیش می رود فرد را به حدی می رساند که برای رسیدن به منافع ناچیز خود یا بقای یکی از متعلقانش انسانهای بسیاری را فدا کند و گاهی فضایل انسانی تا آنجا اوج می گیرد که حاضر است خود نباشد ولی دیگران از نعمت حیات محروم نشوند بدین ترتیب ایثار و فداکاری را در صفحه های تاریک تاریخ انسانیت رقم بزند .
    از اینروست که حس منفعت طلبی و خود پرستی در انسان با مغایر با فضیلت های اخلاقی است انسان نمی تواند خودپرست و منفعت طلب باشد و آنجا که منفعتش اقتضا می کند که دروغ بگوید ، دزدی کند ،حق کسی را ضایع کند، آدم بکشد و... درحالیکه هیچ مانع بیرونی و قرارداد اجتماعی محدود کننده یا ضعف شخصیتی اش وجود نداشته باشد ، راه فضیلت و صلاح را انتخاب کند و قانون جنگل را بر روی هم نوعانش اجرا نکند ،چه تضمینی بر انسان خودپرست منفعت طلب وجود دارد که این محدودیت اخلاقی را بپذیرد و از منافعش چشم بپوشد؟
    از اینرو ست که بنا بر فرموده ی شهید مطهری همواره پذیرفتن فضیلت اخلاقی ای از جانب انسان با محدودیتی همراه است و انسان زمانی محدودیت را محرومیت نمی داند که دلیلی داشته باشد که رضایت به محدودیت بدهد و از اینجاست که معنویت در حوزه اخلاق وارد می شود و اخلاق را در این موارد یاری می دهد زیر بنای هر اندیشه معنوی ایمان است اگر کسی لذت معنوی و ایمان به خداوند و عمل به فضایل اخلاقی را چشیده باشد خودپرستی و منفعت پرستی اش را به راحتی در عوض این لذت اطاعت و بندگی خداوند فدا می کند و اگر لذت بندگی را نچشیده باشد به بهانه رسیدن به پاداش های معهود و رهایی از عذاب های الهی این محدودیت را می پذیرد و خود و منافعش را زیرپا میگذارد چرا که محدودیتش را با ایمان به خداوند کاملأ جبران شده می یابد
    بنابراین دو صورت می توان متصور شد یکی اینکه انسان می تواند خداپرست باشد و محرومیتی را به عنوان اخلاق دینی متحمل شود و در این صورت منفعت طلب را فدای خداپرستی کند و از این رهگذر هر بیشتر در فضایل اخلاقی رشد کند این محدودیت ها را راحتتر تحمل می کند چرا که دلیلی ارزشمند بر آن یافته و ایمان و اطمینانش به خداوند بیشتر می شود .
    یا اینکه انسان بی ایمان اخلاق مدار باشد در اینصورت اگر از این انسان حرکات و فضایل انسان دوستانه سر بزند ، چون رعایت اخلاق او متصل به ایمان به خدا و روز معاد نیست نمی تواند فداکردن خودپرستی و منفعت طلب اش را در پای فضایل اخلاق جبران شده ببیند یا این فداکاری و از خودگذشتن را در برابر حقیقت بزرگتری یک پیروزی و برد در زندگی برای خود تصور کند چرا که به این حقیقت ایمان ندارد اگر فضایلی از او سر زند این فضایل اخلاقی یا در نتیجه رعایت قراردادهای اجتماعی است یا ترس از مجازات یا جو اجتماعی حاکم بر او یا مطرح کردن خود و ارضای نیازهای روحی و روانی اش که طبق آنچیزی که در فلسفه در حسن و قبح عقلی اثبات می شود هیچکدام از اینها فضیلت اخلاقی محسوب نمی شود اگر هیچ کدام از اینها نباشد و ما بگوییم که از سر تکلیف و فطرت پاک انسانی فضایل اخلاقی از او سر می زند باز این فضایل معنا و مفهوم ندارد چون دلیلی برای انجام این فضایل وجود ندارد و این محدودیت ها و ضررها جبران شده نیست بنابراین حداکثر تأثیر کارهای او در این دنیا است چنین اخلاقی در بسیاری از موارد به دلیل جدا شدن از حقیقت اصلی اش جایش را به همان خودپرستی و منفعت خواهی انسان می دهد و بنای سست و لرزانی از فضایل انسانی است.
    ملطب از جایی کپی پیست میکنید لااقل منبع اون رو هم قرار بدید
    monthly quotes :
    حقیقت نیازمند نقد است ، نه ستایش. فردریش نیچه

    Energy is everything and everything is energy

    I dont understand why there is so much hate between Human Races and Religions

    Become Übermensch

  14. تشکر


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    153
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط enerji نمایش پست
    ملطب از جایی کپی پیست میکنید لااقل منبع اون رو هم قرار بدید
    شما از کجا می دونید از جایی کپی کردم این مطلب برداشت آزادی بود از کلام شهید مطهری قسمت زیر را از متن کتاب 20 گفتاز شهید مطری گرفتم و نام ایشان را هم در ابتدای آن ذکر کردم من نمی دونم ولی واقعأ اینطوریه که هر کس هر نقلی از کسی کرد حتمأ باید بگه تو چه کتابی بوده ؟؟؟؟

    "از اینرو ست که بنا بر فرموده ی شهید مطهری همواره پذیرفتن فضیلت اخلاقی ای از جانب انسان با محدودیتی همراه است و انسان زمانی محدودیت را محرومیت نمی داند که دلیلی داشته باشد که رضایت به محدودیت بدهد و از اینجاست که معنویت در حوزه اخلاق وارد می شود و اخلاق را در این موارد یاری می دهد زیر بنای هر اندیشه معنوی ایمان است اگر کسی لذت معنوی و ایمان به خداوند و عمل به فضایل اخلاقی را چشیده باشد خودپرستی و منفعت پرستی اش را به راحتی در عوض این لذت اطاعت و بندگی خداوند فدا می کند و اگر لذت بندگی را نچشیده باشد به بهانه رسیدن به پاداش های معهود و رهایی از عذاب های الهی این محدودیت را می پذیرد و خود و منافعش را زیرپا میگذارد چرا که محدودیتش را با ایمان به خداوند کاملأ جبران شده می یابد "
    ویرایش توسط اسب سیاه : ۱۳۹۰/۰۴/۰۸ در ساعت ۱۶:۵۵
    این چنین است که در دنیائی که همه چیز و عزیز ترین و
    مقدس ترین چیزها ، ایمــان و عشــق نیز همه رو به ابتذال
    « نمــــود » می رود ،
    کتمـــان یعنی « بـــــودی بی نمود » .چنان سرشار از خــــلوص و تقــــوا و قــــداست خدائــــی است که با همه سختــی ها و محـــرومیت هایش لذتـــی ماورائـــی دارد .

    " دکتر علی شریعتی"

صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. خدا رو كي منت مي‌گذاره؟
    توسط behnam-soft در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۵/۳۱, ۲۲:۱۹
  2. دوست داشتني ترين لحظه زندگيتون كي بوده؟
    توسط شاماهي در انجمن سایر موارد
    پاسخ: 105
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۸/۱۸, ۱۷:۴۱
  3. محمد علي لساني فشاركي
    توسط ریحانه در انجمن هنرمندان و قرآن پژوهان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۷/۲۹, ۱۲:۰۱
  4. خشكي و خارش پوست در زمستان
    توسط sarseda در انجمن سایر موارد
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۱/۳۱, ۱۱:۲۵

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود