جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۩♥♥♥۩فرق نفس اماره و شيطان۩♥♥♥۩

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71

    ۩♥♥♥۩فرق نفس اماره و شيطان۩♥♥♥۩





    راه ورود شيطان بر انسان به دست خود انسان است و شيطان بدون كمك خود انسان نمي تواند تسلّطي بر او داشته باشد،خداوند متعال مي فرمايد: «بي شك شيطان و گروهش شما را از آنجا يي مي بينند كه شما آنها را نمي بينيد، ما شياطين را دوست و سرپرست كساني قرار داديم كه ايمان نمي آوردند.
    آيا بين نفس اماره و شيطان تفاوتي هست؟
    نفس اماره درجه و مرتبه اي از مراتب نفس و روح انسان است. كه در آن حال نفس انسان به دليل عدم رشد و تعالي حقيقي، در رتبه اي است كه او را امر به بدي و پليدي مي كند و از عقل او فرمان نمي برد.
    همانطور كه نفس لوامه يا نفس مطمئنه نيز هر يك مربوط به مرتبه اي از مراتب نفس انسان هستند، يعني نفس انسان گاهي اماره است، گاهي همان نفس، لوامه است و گاهي به درجه اي مي رسد كه به آن نفس مطمئنه مي گويند. شهيد مطهري مي گويد:
    اين جور نيست كه انسان چند «خود» جدا داشته باشد، يك كار را نفس امّاره مى‏كند، يك كار ديگر را نفس لوّامه و يك كار ديگر را نفس مطمئنّه. نه، نفس انسان گاهى در يك حدّ پايين است؛ در آن حدّ پايين كه كار مى‏كند، آنجا كه تحت فرمان عقل نيست، اسمش مى‏شود «نفس امّاره».
    همين‏ نفس در يك درجه بالاتر چشمهايش را باز مى‏كند و هشيارتر مى‏گردد، مى‏شود «نفس لوّامه» كه خودش خودش را ملامت مى‏كند. اگر دو تا بود كه ديگر ملامت [خود] معنى نداشت. خودش كار بدى كرده، بعد خودش خودش [را محاكمه مى‏كند] ، در آن واحد خودش مى‏شود قاضى، خودش مى‏شود مدّعى، خودش مى‏شود مدّعى عليه، و عليه خودش حكم صادر مى‏كند. محاسبة النفس معنايش همين است. «لا اقْسِمُ بِيوْمِ الْقِيامَةِ وَ لا اقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوّامَةِ» . اين را در رديف قيامت هم ذكر كرده كه همان‏طور كه در قيامت خداست كه به حسابها رسيدگى مى‏كند، خداوند به انسان يك درجه‏اى از روح و روان داده كه از خود انسان در دنيا حساب مى‏كشد. «يا ايتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعى الى‏ رَبِّك». اين است كه انسان يك شخص واحد و يك شئ واحد است كه اين پلّه‏ها را طى مى‏كند. نفس امّاره همان نفس لوّامه است و نفس لوّامه همان نفس مطمئنّه است امّا اينها در درجات مختلف هستند، درجاتش هم مربوط به اين است كه در چه درجه‏اى از توجّه و آگاهى و تذكر و صفا و نبودن حجابها و داشتن ايمان و يقين بيشتر و امثال اينها باشند، و الّا همان يكى است. ( مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهر ج‏3 ص 595 و 596 )




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71




    اما شيطان موجودي حقيقي است كه در خارج از وجود انسان تحقق دارد؟ شيطان، از نوع جن است: «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكةِ اسْجُدُوا ِلآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّ إِبْليسَ كانَ مِنَ الْجِنّ‏ِ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ ». (كهف، 50) ؛ به ياد آريد زمانى را كه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده كنيد!» آنها همگى سجده كردند جز ابليس - كه از جن بود - و از فرمان پروردگارش بيرون شد آيا (با اين حال،) او و فرزندانش را به جاى من اولياى خود انتخاب مى‏كنيد، در حالى كه آنها دشمن شما هستند؟! (فرمانبردارى از شيطان و فرزندانش به جاى اطاعت خدا،) چه جايگزين بدى است براى ستمكاران!
    و جنّ ها از آتش خلق شده اند « وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍٍ؛ و جن را از تشعشعى از آتش خلق كرد». (الرحمن، 15) و گويا جانّ اولين شخص از جنّ بوده است همان گونه كه حضرت آدم اولين شخص از انسان است. (ر.ك: مجمع البحرين لغت جنّ و كشّاف، ذيل آيه 56 الرّحمن) و آتش جسم است - حتّي اگر مراد از آتش، انرژي باشد باز از نظر فلسفي جسم است - بنابراين مادّه ي ثانيه جنّ ها- به اصطلاح فلسفه - جسم است و محال است مادّه ي ثانيه يك چيز جسم باشد و جنس و نوع و شخص آن موجود، جسماني نباشد.
    همچنين جن ّها مكلّفند و لازمه ي مكلّف بودن - افزون بر روح داشتن و عقل داشتن - امكان تكامل اختياري است. بنابراين شيطان موجودي است جسماني؛ لكن جسم جنّ و شيطان به گونه اي است كه براي ما نامرئي است.
    البته شيطان براي تأثير گذاشتن در انسان، قواي احساسي و ادراكي او را تحريك مي كند. و تا از درون ما پذيرشي براي شيطان نباشد، او قدرت تأثير در ما را ندارد.
    از آيات قرآن استفاده مي شود كه راه ورود شيطان بر انسان به دست خود انسان است و شيطان بدون كمك خود انسان نمي تواند تسلّطي بر او داشته باشد، خداوند متعال مي فرمايد: «بي شك شيطان و گروهش شما را از آنجا يي مي بينند كه شما آنها را نمي بينيد، ما شياطين را دوست و سرپرست كساني قرار داديم كه ايمان نمي آوردند.»(اعراف:27) و فرمود: «هر كه از ياد خداي رحمان دل بگرداند، شيطاني بر او بگماريم كه همدم او گردد.»(زخرف:36) و باز فرمود: «همانا تو را بر بندگان من هرگز تسلّطي نيست مگر بر گمراهاني كه از تو پيروي مي كنند.»(حجر:42)
    شيطان خود نيز اعتراف كرده است كه بر بندگان خالص خدا سلطه اي ندارد. «شيطان گفت پس سوگند به عزّتت كه همه ي بندگان را اغوا مي كنم مگر بندگان مخلص تو را.»(ص/82و83)
    بخش قرآن تبيان
    منبع :
    پرسمان دانشجويي(اخلاق و عرفان)




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راه غلبه بر نفس چیست؟

    از آن هنگام که انسان به بلوغ و تکلیف مى‏رسد، حتى شاید مدتى قبل از آن تا هنگام مرگ، تحت تأثیر هجوم و حمله نفس اماره که هواى نفس و امیال شهوانی است، قرار مى‏گیرد.
    قرآن مى‏فرماید:» نفس، آدمى را بسیار به بدى فرمان مى‏دهد».(1)
    چون خدا انسان را براى عالمى دیگر آفریده، گذران چند صباح از عمر در سراى فانى فقط جهت ساختن زندگی بهترو سعادت و خوشبختی ابدی در آن عالم است و آزمون های الهی برای نمایان شدن جوهر وجود عالم است. انسان از ابتدای تولد تا پایان در این مسیر قرار دارد. به علاوه هر چه انسان در طى کردن مراحل عالی انسان موفق‏تر باشد، شیطانى که او راهمراهى مى‏کند، قوى‏تر خواهد بود.
    انسان از دو جنبه مادى و معنوى به وجود آمده و چون دنیا براى او نمود عینى و لمس حضورى و جذب شهودى دارد و مولود عالم طبیعت است، پس راحت‏تر به سویش جذب مى‏شود و او را بدون سبب واسطه‏اى باور خواهند کرد، چون در جلو چشمش حجاب و مانعى که موجب شود بر این باور تردید کند، وجود ندارد.
    حواس پنج گانه به همراه نفس اماره، مرکب طغیان و عصیان‏اند و جهت رسیدن آن سرعت مى‏بخشند.
    امام خمینى مى‏فرماید: »بدان که انسان چون ولیده همین عالم طبیعت است و مادر او همین دنیا است و اولاد این آب و خاک است، حب این دنیا در قلبش از اول نشو و نما مغروس (کاشته شده) است و هرچه بزرگ‏تر شود، این محبت در دل او نمو مى‏کند و به واسطه این قواى شهویه و آلات التذاذیه که براى حفظ شخص و نوع خداوند به او مرحمت فرموده، محبت او روزافرزون شود و دل بستگى او رو به ازدیاد گذارد».(2)
    او درباره تأثیر لذت دنیوى در قلب و مفاسد آن مى‏فرماید:»بدان که نفس در هر حظى (بهره‏اى) که از عالم مى‏برد، در قلب اثرى از آن واقع مى‏شد که آن تأثر از ملک و طبیعت است و سبب تعلق است.
    و تعلق به دنیا و التذاذات هر چه بیشتر باشد، قلب از آن بیشتر تأثیر پیدا مى‏کند و تعلق بیشتر مى‏گردد تا آن که تمام وجهه (توجه) قلب به دنیا و زخارف آن گردد و این منشأ مفاسد بسیارى است. تمام خطاهاى انسان و گرفتارى و معاصى و سیئات براى همین محبت و علاقه است... و از مفاسد حب دنیا و تعلق به آن این است که انسان را از مردن، خائف (ترسان) کند واز مفاسد بزرگ حب دنیا آن است که انسان را از ریاضات شرعی وعبادات و مناسک باز دارد ». (3)
    راه غلبه بر هواى نفس و پیروى از شهوات‏
    »پس از عزیز، اکنون که مفاسد این علقه و محبت رامتذکر شدى و دانستى که انسان را این محبت (علاقه به دنیا) به هلاکت دچار مى‏کند و ایمان انسان را از دست او مى‏گیرد و دنیا و آخرت انسان را در هم و آشفته مى‏کند، دامن همت به کمر زن و هر قدر توانى، بستگى دل را از این دنیا کم کن و ریشه محبت را سست کن و این زندگى چند روزه را ناچیز شمار واین نعمت‏هاى مشوب به نقمت و رنج و الم را حقیر دان و از خداى توفیق بخواه که تو را کمک کند و از این رنج و محنت خلاصى دهد و دل تو را مأنوس به دار کرامت خود کند.و ما عنداللَّه خیر و أبقى».(4)



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود