صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه ولایتعهدی مولاي منتظران) ▐♣*♣▐

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه ولایتعهدی مولاي منتظران) ▐♣*♣▐




    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه ولایتعهدی مولاي منتظران) ▐♣*♣▐▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه ولایتعهدی مولاي منتظران) ▐♣*♣▐▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه ولایتعهدی مولاي منتظران) ▐♣*♣▐
    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه ولایتعهدی مولاي منتظران) ▐♣*♣▐

    مولاي من سلام............
    مولای من! از تو می خوانم ، و تو را می جویم ای آرزوی دیرینه من...
    دفتر عشق را گشودنش سهل است اما بستنش را کس نتواند...

    سال هاست برای تو مینوسم ،
    از تو و عشق تو، از تو و هر آنچه متعلق به توست...

    دلم میخواهد تک تک واژه های شعرم تو را بسرایند و از تو بگویند...
    آری برای تو می نویسد دوباره، منتظری چشم براه دوخته.......
    دلش را عشق و امید تو افروخته...

    ولی دوباره روز موعود فرا رسید نیم شعبان و چراغانی هاااا
    نیمه شعبان و چشم های پر از انتظار نیمه شعبان و غمی دیرینه....
    نیمه شعبان و حرف هایی ناگفته ام باتو...

    آمده ام اینجا به بهانه روز میلادت برایت بنویسم....
    از تو و برای توتا کمی دلم آرام گیرد....

    ميدانم که تنها من نيستم که از شرار اين عشق مي سوزم
    ميدانم که تنها من نيستم که ناگفته ها با تو دارم
    ميلادت بهانه اي شد تا دفتري از بغض احساس باز شود
    دفتري که همه عاشقانت ، همه منتظرانت
    همه کساني که عشق تو زخمه بر تارو پود دلشان مي زند
    و انتظار ظهورت حسرتي ديرينه در عمق وجودشان شده
    عقده هاي مانده در گلويشان
    حرفهاي مانده در گنجينه سربه مهر قلبشان را با تو بگويند

    و تو اي عاشق بي قرار،
    اي منتظر مسافر سبز پوش جاده هاي نور
    دلت می خواهد به امام زمان چه بنویسی؟
    آیا دردهائی برای بازگو کردن داری؟
    آیا فکر می کنی برای ظهورش آماده هستی؟

    چه حرفهائی برای گفتن داری که تاکنون در کنج دلت ،
    پنهانش کرده بودي و و نتوانسته ای به کسی بگوئی؟
    پس روز ولایتعهدیش را بهانه ایی کن و برایش بنویس....


    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه ولایتعهدی مولاي منتظران) ▐♣*♣▐


    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۰/۱۱/۱۲ در ساعت ۱۹:۲۵


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه ولایتعهدی مولاي منتظران) ▐♣*♣▐

    تقدیم به کسی که ثانیه هایمان را به انتظار قدومش چراغان کرده ایم

    سلام بر تو ای امید انتظار زمین و آسمان...
    سلام بر تو ای روح پر شکوه حق...
    سلام بر تو ای محبوب دلها...
    سلام بر تو ای آسمانی ترین،
    ای عاشقانه ترین شعر آفرینش...
    سلام بر تو و هر آنچه که از برای توست..
    دلتنگي هايم تمامي ندارد
    و اين بغض ويرانگر بنيان وجودم را ازهم مي پاشد
    نيمه شب است و مثل هرشب
    چشمهايم با خواب بيگانه است
    نميدانم شعر تلخ دلتنگي ام را با کدامين واژه بسرايم
    که گوش جانت مشتاق شنيدنش باشد
    چشمهاي به اشک نشسته ام را مي بيني؟!
    ناله هاي فروخورده در گلويم را حس مي کني؟!
    صداي سکوتم را که سرشار از فرياداست مي شنوي؟!
    عزيز دلم ،‌ مولاي مهربانم
    اي جان شيرين ، اي شيرين تر از جان
    اي مفهوم اميد ، اي معناي آرزو
    دل غمينم را به نگاهي بنواز....


    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه ولایتعهدی مولاي منتظران) ▐♣*♣▐


    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۰/۰۴/۲۴ در ساعت ۰۴:۲۳


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593



    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه ولایتعهدی مولاي منتظران) ▐♣*♣▐
    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه ولایتعهدی مولاي منتظران) ▐♣*♣▐

    سلام من به یوسف گمگشته ی دل زهرا و گل خوشبوی گلستان انتظار

    سلام بر تو ای زیباترین نقاش عدالت...

    سلام بر تو ای ناب ترین غزل تنهایی و غربت...

    سلام بر تو ای دلتنگترین ترانه محبت...

    سلام اى گل نرگسم...
    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه ولایتعهدی مولاي منتظران) ▐♣*♣▐
    دخیل می‏بندم،
    به دست‏هایت که وسعت دریاها در آن جاری‏است.

    دخیل می‏بندم به چشم‏هایت،
    که صداقت آسمان‏ها در آن پیداست.

    دخیل می‏بندم
    به سبزینگی فضای جمکران و حرمت هوایی که جمعه‏هایش وجودم را مالامال عشق می‏کند،

    جمعه‏ای که لبریز از دعا می‏شوم و التماس.

    جمعه‏ای که لبریز از تمنّا می‏شوم و سرشار از ندبه و توسل.

    دخیل می‏بندم
    به تمام یاس‏ها و شقایق‏های که تو را به یادم می‏آورد

    و دخیل می‏بندم
    به هر آن‏چه که بهانه‏ای باشد تا بیشتر با تو بمانم و بیشتر بخوانمت

    «ای هم سفــــــر! قبیله مــــــا را صـــــــــدا بزن
    مردان این قبیلـــــــه پریشان و خســــــته‏اند
    آغـــــــــــاز کن ترانه زیــــبای خنده را
    امشب چکاوکان دلم، دل شکسته‏اند»
    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه ولایتعهدی مولاي منتظران) ▐♣*♣▐
    خسته‏ایم از این همه خواستن.

    خسته‏ایم از این همه بهانه

    خسته‏ایم از این همه مرثیه فراق سر دادن

    خودت فرموده‏ای، بر آن که جرعه وصل تو را سر کشیده‏اند،
    به آنان که لحظاتی دست در دامن وصالت داشته‏اند و حضورت را شایسته شدند.
    خودت به آنها فرموده‏ای که زیاد دعا کنیم، زیاد ندبه بخوانیم.

    این بار دم فرو می‏بندم و با زبان دل می‏خوانم که
    «اللـــهم عجـل لولیک الفرج».

    آری فرا میرسد روز میلادت
    چه بغض سنگینی است...
    خدای من...

    روز شنيدن بوي نرگس...

    روز انتظار...

    روز تقديم اشکها بر زير پايت...
    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه ولایتعهدی مولاي منتظران) ▐♣*♣▐
    مرا درياب
    مي داني چه هستم
    مي داني چه بايد باشم
    مي داني چه مي خواهم باشم
    دستم را بلند کرده از تو مدد مي خواهم
    تا يک دل آرام را ,تا آرزوي بازگشتت را , تا اميد به انتظارت را
    از تو طلب کنم مي خواهم بدانم چگونه دلم را به دست افکار تو ,
    اشکم را در دامان تو ,سوز عشق را براي تو داشته باشم
    ديگر نمي گويم کاش ميشد

    ميگويم از تو مي خواهم
    که خانه اي را که در بن بست سکوت ساخته ام ويران سازي

    ميگويم از تو مي خواهم
    که عشق به خودت را همچون داغي آتش در سينه ام نگاه داري

    ميگويم از تو مي خواهم
    که اشک هايم را در جويبار انتظارت بريزم
    با او حرف زدم

    صدايم را از ميان انبوه درد هاي عاشقانش شنيد
    من مي سوزم جوابش را نمي شنوم
    دفتر افکارم سفيد است
    اما
    او برايم نوشته است با رنگ سفيد
    مي خواهد من خود بيابم
    مي دانم نوشته است که فرياد سکوتش بلند است
    آري
    بايد بشنوم
    مي دانم که سبکي هواي درونم از گرد و غبار قدمهايش بر روي ذهن پريشانم است
    مي دانم که آرامش درياي قلبم از آرامش آبيه نگاهش است
    منتظر آمدنم است پس منتظر آمدنش مي مانم

    با عشـــــق به او ,

    با مــــدد از او

    و با توکل از خداي او
    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه ولایتعهدی مولاي منتظران) ▐♣*♣▐

    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه ولایتعهدی مولاي منتظران) ▐♣*♣▐کدامین جــــاده ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه ولایتعهدی مولاي منتظران) ▐♣*♣▐



    ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه ولایتعهدی مولاي منتظران) ▐♣*♣▐امشب میگذارد سر به پای تو ▐♣*♣ ▐هرچه مي خواهد دل تنگت بگو...( به بهانه ولایتعهدی مولاي منتظران) ▐♣*♣▐

    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    143
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام بر مهدي فاطمه
    اقا جان كي كيشود كه بيايي تا كي در جاده هاي بي انتهاي انتظار بي كسي منتظرت بمانم-
    براي كشتن پروانه او را له نكن بالهايش را بكن خاطرات پرواز او را خواهد كشت


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    40
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0

    یا مهدی




    چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
    چه بغض ها که درگلو رسوب شد نیامدی
    خلیل آتشین سخن،تبر به دوش بت شکن
    خدای ما دوباره سنگ وچوب شد نیامدی
    برای ماکه خسته ایم نه،برای عده ای چه خوب شد نیامدی
    تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
    دوبار صبح، ظهر، غروب شد نیامدی
    هنوز منتظرم آقا



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    گلایه ام ز دلی هست كه بی تو مضطر نیست
    دو چشم بی هنری كه بدون تو ، تر نیست

    گلایه ام ز زبانی كه بی حیا گشته
    و گوش ها كه برای گناه ها كر نیست

    گلایه ام ز محبین مدعی چو من است
    كه با زیادی ما، غربت تو كمتر نیست!

    هزار داد زدیم ادعای حب تو را
    به پیش تیغ ولی یك خبر ز حنجر نیست

    همیشه بانگ بلا، هر زمان چو كرب و بلا
    و اقتدای جوانی مان به اكبر نیست

    عجیب نیست چرا پشت پرده ای آقا
    ز دشمنان چه بنالی چو دوست یاور نیست

    اگر كه غیبتتان گشته است طولانی
    گلایه ام ز دلم هست كه بی تو مضطر نیست ...


    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۹۰/۰۴/۲۴ در ساعت ۱۴:۲۴


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    14
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    امام خوبی ها




    مولای مهربان غزل های من سلام
    سمت زلال اشک من اقای من سلام
    مابی حضور تو اینجا غریبه ایم
    دستی تکان بده اقای من سلام

    از میان کسانی که برای دعای باران به صحرا می روند تنها کسانی که باخود چتر به همراه می برند به کارشان ایمان دارند...


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    254
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 13 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    23
    آپلود
    0
    گالری
    1



    بهار عشق شکوفا نمی شود بی تو
    بیا که غنچه ی دل وا نمیشود بی تو


    بر آی از افق ای آفتاب صبح امید
    که شب رسیده و فردا نمی شود بی تو


    هزار چشمه جوشان به دشتها جاریست
    یکی روانه ی دریا نمی شود بی تو


    ز سرد مهری شبهای هجر دلتنگم
    بیا که عقده ی دل وا نمی شود بی تو


    بیا،بیا گره از کار عاشقان بگشای
    که عشق و عاطفه معنا نمی شود بی تو


    برای تعجیل در فرج
    صلوات


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    36
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    59
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ايمان بي عشق اسارت در ديگران است و عشق بي ايمان اسارت در خود.ايمان بي عشق تعصبي كور است و عشق بي ايمان كوري متعصب.عشق بي ايمان هاي و هويي است براي هيچ و عطشي بسوي سراب و شتاب ديوانه واري است به سوي فريب و دروغي است كه ان را نميشناسي مگر به ان برسي و چون به ان رسيدي همچون سايه اي موهوم محو ميگردد و جز خاكستر ياس و بيزاري و نفرت بر جا نمي ماند .عشق بي ايمان تا هنگامي هست كه معشوق نيست و چون هست شد نيست ميگردد.اين عشق با وصال پايان ميگرد و ان عشق با وصال اغاز.
    خدايا بمن عشق با ايمان عطا كن...
    الحمد الله کما هو اهله


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    2,773
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم رب المهدی

    هو

    خبری آمد ، خبری در راه است *** سرخوش آن دل که از ان اگاه است

    بار دیگر جمعه ای آمد و عطر عاشقی در فضا پیچید و عاشقان سرمست از روز و عید دیگری بنام جمعه و سلامی بر صاحب آن .

    خدارو شکر که ما را از امت محمد ص قرار داد و اجازه داد که از مسلمانان باشم ( شهدالله و محمد رسول الله )

    و اینکه از نوکران و شیعیان و غلامان وصی رسول الله و همه چیز او مولی امیر المومنین علی ع باشم

    آقای من و مولا بار دیگر به در میخانه آمده ام سرمست مه از جام شراب شما کمی می بنوشم که مست شما باشم تا روز الست .

    آقای من شاهد من در روز جزا شما هستید که من جز نام شما و نام اجداد اطهرتان ع نام دیگری بر زبان نداشتم

    و اگر که نتوانستم طاعات و عبادات خداوند را درست بجا اورم و انواع جرمها و گناهان را انجام دادم ولی بواسطه

    محبت شما و محبت اجدادتان از خداوند طلب مغفرت می کنم و درخواست بخشش را دارم زیرا که عشق شما

    اتشی است بر پیکره من پس با وجود ان شعله های اتش دیگر تاثیری ندارد ( محبت علی ع حسنه ای است که با ان

    ضرری بر ادمی وارد نمی شود) و من دلخوش به ان هستم و اگر سالها هم در اتش دوزخ باشم میدانم که بواسطه

    وجود شما نجات پیدا میکنم و پیش شما خواهم آمد .

    مولای من جز نام تو نام دیگری ندارم و آقا و مولا و پیر و میر و سید و همه چیز من تویی و در راه تو نام دیگر معنی

    ندارد و من گویی نمی شنوم و نمیبینم جز نام تورا ( نام تو بردم لبم آتش گرفت ** نام تو ارامه جان من است)

    مولای من دیگر بس است جدایی به والله درست است که ما گنهکاریم ولی تو بخشنده و صاحب عفو و کرم پس بیا

    از گناه ما درگذر که گنهکار چشم امیدش به بخشنده است ، چقدر عاشق و چقدر منتظر و همچون تویی غایب

    به خوبات سر میزنی ولی از ما بدات نامی و نشانی نمیگیری هر چند من میدانم که تو همیشه با منی ولی کو

    چشم بینای من ( با صد هزار جلوه برون آمدی که من*** با صد هزار دیده تماشا کنم ترا )

    مثل دیوانه ای که روز و شب نمیشناسد حالا این گردن منو و این ذوالفقار تو ، این صورت به خاک مالیده من پیش تو و این پاهای مبارک تو

    دوباره بر سر مزار شهیدان راهت و مومنان در سینه خاک رفته ات روضه غیبت میخوانم شاید رحمی کنی بر من .

    به امید ظهور خورشید خدایا ، رازها در پرده تا کی

    زغیبت قلبها آزرده تا کی ، ای گل زهرا کجایی

    و تو ای مهر آفرین لطف خدایی

    یا الله یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان یا مهدی ادرکنی و لا تهلکنی

    به امید روز ظهور عاشقانت زنده اند ( هو یا منتظر)

    مغزهاي بزرگ درباره ايده ها فکر مي کنند

    مغزهاي متوسط درباره حوادث

    و مغزهاي کوچک درباره مردم !

    شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شدي تا ميتواني زيبا برقص
    .


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود