صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفاوت قرآن با سایر کتاب های آسمانی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2

    تفاوت قرآن با سایر کتاب های آسمانی




    تفاوت قرآن با سایر کتاب های آسمانی

    خداوند متعال در قرآن کریم مى فرماید: (واَنزَلنا اِلَیکَ الکِتـبَ بِالحَقِّ مُصَدِّقـًا لِما بَینَ یَدَیهِ مِنَ الکِتـبِ ومُهَیمِنـًا عَلَیهِ...)؛[1] این کتاب {قرآن} را به حق بر تو فرو فرستادیم، در حالى که کتاب هاى پیشین را تصدیق مى کند و حافظ و نگاهبان آنهاست.

    کتاب هاى آسمانى در مسائل اصولى با یک دیگر هماهنگى دارند و در پى تربیت و تکامل انسانند، ولى در مسائل دیگر به مقتضاى تکامل تدریجى بشر، باهم تفاوت هایى دارند و هر آیین تازه، مرحله بالاترى را مى پیماید و برنامه جامع ترى دارد.[2]در این جا به برخى از تفاوت هاى قرآن کریم با کتاب تورات و انجیل اشاره مى شود:

    1. قرآن کریم معجزه جاویدان پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله) است که کسى مانند آن را نیاورده و نمى تواند بیاورد، ولى تورات و انجیل معجزه نبوده و نیستند.
    ویرایش توسط شهید علی اصغر پازوکی : ۱۳۹۰/۰۴/۲۶ در ساعت ۱۰:۲۵


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    2. قرآن داراى دو نزول بوده است: اوّل: «نزول دفعى و جمعى» که از سوى خداوند متعال یک جا بر قلب پاک پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله)در ماه مبارک رمضان و شب قدر نازل شده است. دوم: «نزول تدریجى» که برحسب شرایط و حوادث و نیازها طى 23 سال فرو فرستاده شده است،[3] ولى تورات و انجیل فقط یک نزول (دفعى) داشته است.[4]

    3. قرآن موجود در دست ما، همان قرآن اصلى و کلام خداست که بر پیامبر گران قدر(صلى الله علیه وآله) نازل و زیر نظر آن حضرت جمع آورى شده و به صورت کتاب درآمده و بدون کم و زیاد به دست ما رسیده است، زیرا نگهبانى از آن را خود خداوند متعال به عهده گرفته است؛ (اِنّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکرَ واِنّا لَهُ لَحـفِظون)؛[5] ما قرآن را نازل کردیم و به طور قطع نگه دار و حافظ آنیم. ولى تورات و انجیل فعلى این گونه نیستند. شواهد تاریخى و ادله دیگر نشان مى دهد که تورات و انجیل اصلى از بین رفته و فقط قسمت هایى از آن دو کتاب آسمانى را پیروان حضرت موسى و عیسى(علیهما السلام)مدت ها بعد از وفات آنها نوشته اند که آن هم متأسفانه با خرافات فراوان آمیخته شده است. بنابراین، تورات و انجیل فعلى مجموعه کتاب هاى تاریخى است که به وسیله یهودیان و مسیحیان نوشته شده، نه این که کتاب آسمانى حضرت موسى و عیسى باشند.[6]

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    4. محتوا و معارف قرآن کریم با تورات و انجیل متفاوت است و اصلاً با آن دو قابل مقایسه نیست، زیرا:

    الف) (ونَزَّلنا عَلَیکَ الکِتـبَ تِبیـنـًا لِکُلِّ شَىء)[7] آن چه از زمینه هاى گوناگون فکرى، اعتقادى، بینش هاى بنیادى، نظام هاى رفتارى فردى، اجتماعى، مادّى، معنوى، دنیایى، آخرتى و... در تکامل فرد و جامعه نقش داشته، در قرآن بیان شده و معارف آن، با فطرت و سرشت مشترک انسان ها هماهنگ است؛ بدین جهت از فراگیرى و جامعیت خاصى برخوردار بوده و همگانى، همیشگى و همه جایى است.[8]

    ب) اصول معارف و مفاهیم قرآن، بر پایه عقل و منطق مشترک و همگانى انسان استوار است و اساس تعالیم اسلام بر مدار جهل ستیزى و عقل انگیزى،[9] تقلیدزدایى و تحقیق پرورى،[10] پندارسوزى و دانش سازى،[11] مى چرخد.[12]

    ج) قرآن، با نگرشى واقع بینانه به حقیقت وجود انسان و منطبق بر فطرت او (و بدور از افراط و تفریط) اهداف زندگى او را در یک طبقه بندى منظمِ مقدماتى، متوسط، عالى و نهایى، سامان و انتظام مى بخشد که تمام استعدادهاى ذاتى او پرورش یافته، خاستگاه هاى وجودى او به شیوه اى معتدل و هماهنگ ارضا گردد، بر همین اساس، دنیاپرستى و دل سپردگى به آن را مورد نکوهش قرار داده[13] و دنیاگریزى و سرکوب تمایلات طبیعى و مادّى را مطرود مى داند.[14]

    د) قرآن، از اختلاف و تناقض پیراسته است، در حالى که تورات و انجیل نه تنها، هیچ یک از این ویژگى ها را ندارند، بلکه محتواى آن دو آمیخته با خرافات و نسبت هاى ناروا به پیامبران الهى است؛ براى نمونه:

    1. تورات، گوساله سازى و دعوت به بت پرستى را به هارون، وزیر و جانشین موسى(علیه السلام) نسبت مى دهد،[15] در حالى که شخصى از بنى اسرائیل به نام سامرى اقدام به چنین کارى کرد و قرآن، دامان این دو رهبر و پیامبر الهى (موسى و هارون) را از هرگونه آلودگى به شرک و بت پرستى پاک مى داند.[16]

    2. قرآن، سلیمان را پیامبرى بزرگ با علم سرشار و تقواى بسیار مى داند که با داشتن حکومت عظیم، هرگز اسیر مقام و مال نشد و... ولى تورات، در زمینه هاى گوناگون بدترین نسبت ها را به او مى دهد که نقل آنها شرم آور است.

    3. انجیل به خداوند سبحان نسبت تجسّم داده و مى گوید: خدا به صورت انسان مجسّم شده و ...،[17] ولى قرآن مى فرماید: (لیس کمثله شىء)[18] هیچ چیز همانند او نیست. و... .

    آیا کتاب هاى آسمانى دیگر نظیر تورات و انجیل نیز دو نوع نزول داشته اند؟

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    قرآن کریم، در ضمن آیه اى، اعتراض یهود یا مشرکان را بر پیغمبراکرم(صلى الله علیه وآله) نقل کرده که مى گفتند: چرا قرآن مانند تورات یک باره نازل نگردیده است؟ (وقالَ الَّذینَ کَفَروا لَولا نُزِّلَ عَلَیهِ القُرءانُ جُملَةً واحِدَةً...)[19] کسانى که کفر ورزیده اند گفتند: چرا قرآن یک جا بر او نازل نگردید؟... و در پاسخ آنان مى فرماید: (کَذلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَکَ ورَتَّلنـهُ تَرتیلا)[20] این به سبب آن است که قلب تو را به وسیله آن استوار گردانیم؛ ازاین رو آن را به تدریج بر تو خواندیم.

    قرآن در پاسخ به این اعتراض، به صراحت آن را رد نکرده، بلکه سکوت اختیار نموده است و این خود، تأیید ضمنىِ نزول دفعى کتاب هاى آسمانى انبیاى سلف است.

    از جمله ادله دیگرى که براى اثبات نزول دفعى کتاب هاى پیامبران گذشته بیان شده، آن است که خداوند متعال درباره فروفرستادن تورات بر حضرت موسى(علیه السلام) مى فرماید: (فَخُذ ما ءاتَیتُکَ وکُن مِنَ الشّـکِرین * وکَتَبنا لَهُ فِى الاَلواحِ مِن کُلِّ شَىء مَوعِظَةً وتَفصیلاً لِکُلِّ شَىء فَخُذها بِقُوَّة)؛[21] پس آن چه را به تو دادم، بگیر و از سپاس گزاران باش و در الواح ]تورات[ براى او در هر موردى پندى و براى هر چیزى تفصیلى نگاشتیم؛ پس ]فرمودیم:[ آن را به جد و جهد بگیر.، (و ألقى الألواح)؛[22] و الواح را افکند. و آیات 154 و 171 همین سوره، همگى مؤید آن است که تورات یک جا به حضرت موسى(علیه السلام)داده شد.

    در روایات نیز شاهدى بر آن مى توان یافت؛ از جمله آنها، روایتى است که «ابن ابى حاتم» از ثابت بن الحجّاج روایت کرده که گفت: «تورات یک جا بر آنها (یهود) نازل شد؛ پس بر آنها گران آمد و از پذیرفتن دستورهایش امتناع ورزیدند، تا این که خداوند، کوه را بر سر آنها نگاه داشت و آن گاه آن را اخذ کردند.[23]

    آیا انجیل و تورات هم مانند قرآن سوره و آیه دارد یا نه؟

    کتاب مقدس متشکل از عهد عتیق و عهد جدید مى باشد. عهد عتیق به تورات ـ داراى پنج سفر (کتاب) و نامه یوشع و سىوسه کتاب ـ دیگر اطلاق مى گردد. عهد جدید، به انجیل هاى چهارگانه (متى، مرقس، لوقا و یوحنا) و کتاب اعمال رسولان و نامه هایى از پولس، پطرس و... اطلاق مى گردد. هر یک از کتاب ها یا نامه هاى کتاب مقدس داراى چندین باب و فصل مى باشد و هر باب مشتمل بر چند آیه.

    بنابراین کتاب مقدس (انجیل و تورات و...) به جاى سوره داراى «باب» مى باشند و هر «بابى» آیاتى را در بر دارد.

    شایان ذکر است که تقسیم کتاب مقدس به فصول و باب در سال 1226 میلادى و شماره گذارى جملات به عنوان آیه در سال 1551 میلادى انجام گرفت، در حالى که خود تورات چندین قرن قبل از میلاد مسیح نوشته شده بود و نگارش انجیل هاى چهارگانه در سال 93 میلادى پایان پذیرفته بود.[24]

    پی نوشت:

    [1]. مائده،آیه 48.

    [2]. ناصر مکارم شیرازى، تفسیر نمونه، ج 4، ص 401.

    [3]. تفسیر نمونه، ج 21، ص 149 و المیزان، ج 2، ص 18.

    [4]. فضل طبرسى، جوامع الجامع، ج 1، ص 169.

    [5]. حجر، آیه 9.

    [6]. ر.ک: تفسیر نمونه، ج 2، ص 421 ـ 425.

    [7]. نحل، آیه 89.

    [8]. ر.ک: محمدباقر سعیدى روشن، علوم قرآن، ص 113 ـ 126.

    [9]. آل عمران، آیه 164؛ یونس، آیه 100.

    [10]. مائده، آیه 104؛ نحل، آیه 43.

    [11]. انعام، آیه 116؛ مجادله، آیه 11.

    [12]. همان.

    [13]. عنکبوت، آیه 64.

    [14]. اعراف، آیه 32؛ همان.

    [15]. تورات، سِفْر خروج، فصل 32.

    [16]. ر.ک: تفسیر نمونه، ج 6، ص 379 ـ 381.

    [17]. انجیل یوحنا، باب اوّل، شماره 2 و 15.

    [18]. شورى، آیه 11.

    [19]. فرقان، آیه 32.

    [20]. فرقان، آیه 32.

    [21]. اعراف، آیه 144 و 145.

    [22]. اعراف، آیه 150.

    [23] . ر.ک: سیدمدى حائرى قزوینى، ترجمه الاتقان فى علوم القرآن، ج 1، ص 158 ـ 161 و سیدمحمدباقر حجتى، پژوهشى در تاریخ قرآن کریم، ص 41.

    [24]. ر.ک: الاب اسلفان شر پنشییه، تعرّفٌ الى الکتاب المقدس، ص 7، دارالشرق، بیروت و سیدمصطفى حسینى دشتى، معارف و معاریف، ج 2و3، ذیل انجیل و تورات.

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    تفاوت قرآن با سایر کتاب های آسمانی


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    منطق قرآن در سنجش دیگر ادیان

    قرآن مجید با پیروان چندین دین مختلف برخورد داشته و درباره عقاید و اعمال آنان داورى کرده است. سخن این است که قرآن در این مواجهه و داورى از چه منطقى پیروى کرده و چه معیارى را مدنظر قرار داده است؟ منطق و معیار قرآن با منطق و معیارى که بین پیروان ادیان مختلف در نگاه به دیگر ادیان متعارف بوده، متفاوت است. قرآن در پى عیب جویى نیست و میزانى از حق و حقیقت را که در ادیان است اصل قرار داده و سپس موارد باطل و انحرافى را بیان مى کند. قرآن مشترکات ادیان را مورد توجه قرار داده است و بر همگرایى گرد آن تأکید مى کند. قرآن مجید ادیان مختلف را با توجه به میزان حق پرستى و رعایت عملى اصول انسانى دسته بندى مى کند و پیروان یک دین را نیز یکسان نمى انگارد و با همین معیار دسته بندى مى کند. با این حال قرآن از حق و حقیقت کوتاه نمى آید و راه حق پرستان مؤمن را از باطل پرستان کافر جدا مى کند.

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    اعجاز قرآن به چیست ؟

    «معجزه»، عبارت است از کار خارق العاده اى که غیر قابل تعلیم و تعلّم بوده، افراد بشر از آوردن مثل آن عاجز باشند؛ به شرط آن که با ادعاى نبوت یا امامت همراه باشد و آورنده معجزه از دیگران بخواهد که اگر در نبوت (یا امامت) او و خدایى بودن معجزه اش شک دارند، آن ها نیز مانند آن را انجام دهند.

    قرآن از جهات گوناگون معجزه است؛ معجزه اى زنده و جاویدان که پیام آور آن شخصى درس ناخوانده بوده و در مقابل تمام اندیشه مندان جهان «تحدى» (مبارزه طلبى) کرده است. برخى از جنبه هاى اعجاز قرآن عبارتند از:

    1. «اعجاز ادبى» که برجسته ترین ادیبان عرب را سخت شگفت زده کرده است. سرسخت ترین دشمنان پیامبر(صلى الله علیه وآله)با شنیدن چند آیه به فرا بشرى بودن قرآن اعتراف مى کردند. هیچ کس مثل قرآن نیاورده و نخواهد آورد.

    2. اعجاز از نظر «اخبار غیبى»؛ مانند: وعده پیروزى (خداپرستان) روم در کمتر از 10 سال بر (آتش پرستان آن زمان) ایران، پیش بینى فتح مکه و دهها نمونه دیگر؛

    البته ممکن است افراد دیگرى نیز پیشگویى هایى بکنند و درست از آب درآید؛ ولى نام آن معجزه نیست؛ زیرا غالباً کلى است و با عباراتى چند پهلو بیان مى شود و با ادعاى نبوت یا امامت همراه نیست.

    3. اعجاز در «وضع قوانین اخلاقى»: اندیشه مندان غیر مسلمان نیز به این نکته معترفند که «قرآن، کلام الهى، متقن ترین قوانین و نسخه پر افتخار بشرى و عهده دار سعادت بشر است که قوانین سعادت بشر از روى آن باید نوشته شود.»

    تاریخ اسلام، گواه روشنى براى اثبات این ادعاست.

    4. اعجاز از نظر «علوم جدید» و اکتشافات علمى: با این که قرآن، کتاب تربیت و هدایت است، در عین حال، اقیانوس بى کرانى از علوم تجربى و انسانى هم هست که دانشمندان را به تحقیقات زیادى واداشته و آن ها را وادار به اعتراف کرده که قرآن، ساخته و پرداخته حضرت محمد(صلى الله علیه وآله)نیست؛ بلکه از ناحیه غیب به او وحى شده است.

    حرکت و جاذبه زمین، حرکت خورشید و منظومه شمسى، گسترش روزافزون جهان، زوجیت عمومى و دهها نمونه دیگر، همگى از جنبه هاى اعجاز علمى قرآن است.

    بانو دکتر «لورا واکسیا» استاد دانشگاه نابل در این باره مى نویسد: «کتاب آسمانى اسلام، نمونه اى از اعجاز است. قرآن کتابى است که نمى توان از آن تقلید کرد. نمونه سَبْک و اسلوب قرآن در ادبیات سابقه ندارد. تأثیرى که این سبک در روح انسان ایجاد مى کند، ناشى از امتیازها و برترى هاى آن است. چطور ممکن است این کتاب اعجازآمیز، ساخته محمد(صلى الله علیه وآله)باشد؛ در صورتى که او یک نفر عرب درس نخوانده بود ؟ ما در این کتاب گنجینه ها و ذخایرى از علوم مى بینیم که فوق استعداد و ظرفیّت باهوش ترین اشخاص، فیلسوفان و قوى ترین رجال سیاست و قانون است.»

    معجزه پیامبر(صلى الله علیه وآله) از مقوله علم و معرفت بوده، براى همه بشر و تا ابد معجزه است. البته به حکم ضرورت، فهم مردم از دانش قرآن مختلف است و شدت و ضعف دارد؛ چنان که درک انسان از مسائل و مشکلات روزمره اش مختلف است. بنابراین همان طور که انسان براى حل مشکلات روزانه زندگى اش به دیگران مراجعه مى کند باید براى فهم درست حقایق قرآن به اهل آن مراجعه کند. معجزه بودن قرآن براى فرد فرد بشر در همه اعصار است. و اگر کسانى بلاغت و فصاحت قرآن را نفهمند، باید از اهل آن بپرسند. قطعاً میان این معجزه و معجزه دیگر پیامبران مانند عصاى موسى که از مقوله علم نبود و محدود به زمانى خاص براى عده اى خاص بود، تفاوت بسیارى وجود دارد. فراگیر بودن معجزه پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله)چنین اقتضایى دارد.

    براى آگاهى بیشتر از جنبه هاى گوناگون اعجاز قرآن ر.ک:

    1. اعجاز قرآن در نظر اهل بیت عصمت و بیست نفر از علماى بزرگ اسلام، سید رضا مؤدب، انتشارات احس الحدیث.

    2. التمهید، آیت الله معرفت، ج 5و6، دفتر نشر اسلامى (جامعه مدرسین).

    3. اعجاز علمى قرآن، رضایى اصفهانى، انتشارات مبین.

    4. الالهیات فى الکتاب و السنّه، جعفر سبحانى، ج 2، ص 64، نشر مرکز جهانى علوم

    5. براى کسب اطلاع بیشتر ر.ک: پیام قرآن، استاد مکارم شیرازى، ج 8، ص 82 ـ 102

    6. همان، ص 275 ـ 303.

    7. قرآن و دیگران، على اکبر صداقت، ص 46، نشر روح.

    8. پیام قرآن، همان، ص 245.

    9. برهان رسالت، آیت اللّه سبحانى، ص 225 ـ 281، نشر کتابخانه صدر.

    10. المیزان، همان، ج 1، ص 94.

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    375
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9




    باید در موضوعات مختلف قران و سایر کتب رو با هم مقایسه کرد
    مثلا لحن آیات و جایگاه زن و حقوق بشر و. ..

       
    تورات که از همین الان رده


    قرآن یه زبان داره ولی کتابای دینای دیگه به چنتا زبون دیگه نسخه دارن و الان معلوم نیست کدومشون زبان اصلیه


    فاما الیتیم فلا تقهر و اما السائل فلا تنهر


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    قرآن کاملتر و بی طرفه

    نظم خاصی داره و ترتیب بندی شده تره

    آینده نگرتر و لحنش زیبا تره
    ویرایش توسط قاری قرآن : ۱۳۹۰/۰۴/۲۷ در ساعت ۱۳:۱۹
    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    هدف، روش و منش ادیان ابراهیمی

    در روح هر دینی در کنه وجود آن \"حقیقت\" نهفته است، \"نه شریعت\" و این فصل مشترک همه ادیان الهی بدون استثناء است. چون شریعت هر دینی با دین دیگر فرق می کند، پس نمی تواند از نفس مشترک ادیان ناشی شده باشد و چنان که قرآن دین خدا را به صورت مفرد به کار می برد که راز آن در همین اهمیت نفس مشترک شان نهفته است که چیزی نیست جز حقیقت. مسلم نیز چنان که قرآن به کار می برد، کسی نیست که پدر و مادرش مسلمان باشد یا حتی شهادتین را گفته باشد، مسلم یعنی کسی که تسلیم حق باشد. حق آنقدر مهم است که در ادیان مختلف آن را اسم اعظم خداوند دانسته اند. باز می دانیم که وقتی یهودیان و مسیحیان از پیامبر اسلام درباره دلیل تفاوت شریعت اسلام با آنان می پرسیدند، با وجود آن که پیامبر اسلام، آنان را نیز ادیانی الهی می داند، قرآن در پاسخ به ایشان می فرماید که برای هر قومی شریعتی قرار دادیم. دقت کنید، شریعت را به قومیت نسبت می دهد. در حالی که می دانیم، اسلام تفاوتی بین قوم، نژاد و زبان قائل نیست و برای هیچ انسانی بر دیگری برتری قائل نیست، مگر به تقوا و باز نیک می دانیم که رسالت پیامبر اسلام جهانی است و برای قومی خاص نیامده است، از اینجا می توان نتیجه گرفت که شریعت نه تنها جزو روح دین اسلام یا هر دینی دیگر نیز نیست که حتی بخش جهانی آن نیز نیست، چون به قومیت متفاوت اقوام مختلف بر می گردد. جایی نیز که دیگران در مورد تفاوت بین اقوام ابراهیمی می پرسند، قرآن به جای دین شرعی به دین فطری ابراهیمی عطف می کند و این چنین از شریعت می گذرد و بر فطرت حقیقت جوی انسانی انگشت می گذارد.

    در یهودیت، پیروان متحجر و خام خام هایی که به ظواهر دین توجه داشتند، دین موسی را به شریعت فرو کاستند. در حالی که روح دین موسی همچون هر دینی حقیقت و روش آن حضرت عدالت و منش او صبر و تحمل و مدارا بود. ده فرمان او چیزی نیست مگر اجرای عدالت با عطوفت. صبر و تحمل موسی آنقدر بود که کتاب مقدّس اذعان می کند، او بردبارترین انسان روی زمین بود!

    هر دینی که در حد شریعت و مناسک فرو کاسته شود، باید فاتحه آن دین را خواند و تنها می توان هر سال طی مراسمی، خاطره مرگ آن را تجدید کرد! یهودیت نیز این چنین خاکسترنشین شد، پس منجی و مسیحای خود را فریاد کرد.

    عیسی مسیح با درک پنداره آفرینش خویش طی زندگی، دین اش را عرضه کرد. روح آن حقیقت، روش وی محبت و خدمت و منش او رحمت و بخشایش بود. نخستین مبارزه وی با کسانی بود که با ظاهری دینی، خود را به شعائر و شریعت دینی مزین کرده بودند. این گروه که فریسی خوانده می شدند، از علمای دینی و متشرعینی بودند که تصور می کردند به سبب رعایت شریعت و احکام و دوری از محرمات بر دیگران برتری دارند. او پیروان خویش را به شدت از آنان برحذر داشت و از رفتارهای آنان بیم داد. عیسی مسیح حتی زنی بدکاره را بخشید، ولی این متظاهران دینی را هرگز. پیوسته به شاگردان و پیروان اش می گفت، از خمیرمایه فریسی ها و صدوقی ها (سران سیاسی قوم یهود) دور بمانید. شاگردان خلاصه فهمیدند که منظور از خمیرمایه همان تعلیمات دینی شان است. او این جمله اشعیاء نبی را مصداق عینی ایشان دانست که فرمود: «این مردم با زبان خویش مرا تصدیق می کنند، و قلب های شان از من دور است». حتماً گفته های عیسی در انجیل را درباره این گروه از دین داران بخوانید. نگارنده بخش هایی از آن را در اینجا می آورد: «این طور که علمای مذهبی و فریسی ها پشت سر هم قانون وضع می کنند، انسان خیال می کند جای موسی را گرفته اند! ... هر کاری می کنند برای تظاهر است. دعاها و آیه های کتاب آسمانی را می نویسند و به بازویشان می بندند. دامن رداهایشان را عمداً درازتر می دوزند تا جلب توجه کنند و مردم آن ها را دیندار بدانند... نماز خود را مخصوصاً طولانی می کنید تا مردم شما را دیندار بدانند، ولی دور از چشم دیگران مال بیوه زنان بیچاره را می خورید. ای دوروها! وای بر شما. همه جا را زیر پا می گذارید تا کسی را پیدا کنید که مرید شما بشود. و وقتی موفق شدید، او را دو برابر بدتر از خودتان سزاوار جهنم می کنید...». انجیل متی، باب بیست و سوم، بخش هایی از آیات 2 تا 15.

    باز در جایی دیگر خطاب به این متشرعین می گوید: «شما فریسی ها ظاهرتان را می شویید، ولی باطن تان کثیف و پر از حرص و طمع و شرارت است... وای بر شما ای فریسی ها که هر چند با دقت یک دهم تمام درآمدتان را در راه خدا می دهید، ولی عدالت و محبت خدا را به کلی فراموش کرده اید... وای بر شما فریسی ها که بالای مجلس نشستن را در عبادتگاه ها و سلام و احترام مردم را در کوچه و بازار دوست دارید! بدانید که داوری هولناکی در انتظار شماست... شما مردم را در زیر بار تکالیف دینی خرد می کنید... خدا شما را مسئول خون تمام خدمتگزاران خود می داند که از اول پیدایش دنیا تا حالا ریخته شده است... وای بر شما ای علمای دینی چون شما حقیقت را از مردم پنهان می کنید...»؛ انجیل لوقا، باب یازدهم، بخش هایی از آیات 39 تا 52. اتفاقاً یکی از علمای دینی که در آنجا حضور داشت به عیسی گفت: آقا شما با این حرف هایی که زدید به مقام من هم توهین کردید. که عیسی پاسخ داد: بلی همین چیزهای هولناک در انتظار شما هم هست.

    می رفت تا تعدادی پیرو یهودی و مسیحیان ظاهربین، مسیحیت را نیز در حد دینی شریعت محور فرو کاهند که خوشبختانه، پولس رسول آن را نجات داد. پولس بود که با درک نفس مسیحیت گفت محبت به جای شریعت: این بود پیام نجات بخشی مسیح. پولس که نام اصلی اش شائول بود، خود از یهودیان متعصبی بود که مسیحیان بسیاری را کشت؛ تا واقعه ای زندگی او را از اساس متحول ساخت. انگار که انسان جدیدی متولد شده بود: او چون پیامبری، پیام نجات بخشی مسیح به کمک محبت و بخشایش را انعکاس داد و این چنین مسیحیت در همه جای دنیا قلب ها را ربود. بی سبب نیست که مسیحیت، دینی است که بیش از هر دینی در میان اقوام و ملل مختلف پیرو دارد و چون یهودیت، که شریعت محور تحریف شده، قوم مدار و بسته نیست. یکی از جالب ترین اصطلاحاتی که نشان از درک نفس دین دارد، در مسیحیت موجود است. در مسیحیت اصطلاحی داریم مبنی بر کسی که به نور حقیقت بیدار شده یا نجات یافته است. برخلاف بسیاری از ادیان، در مسیحیت کسی که به عیسی مسیح و کتاب مقدس باور داشته باشد و مراسم و شریعت کلیسا را به جای آورد، هنوز نمی توان گفت که حقیقتاً یک مسیحی است یا نجات یافته است. او هنگامی نجات می یابد که از اساس متحول شود، انگار که انسانی جدید متولد شود. همچنان که عیسی مسیح فرموده بود: کسی وارد ملکوت خداوند نمی شود، مگر این که دوباره متولد شده باشد.

    دین محمد امتزاج عیسی و موسی است. حقیقت که فصل مشترک اهداف شان است. اصول دین، چون توحید، نبوت و معاد تنها یک فصل مشترک دارند: حقیقت. آن ها حقایقی از هستی را بر ما مکشوف می سازند. حقایقی که پیش از این، از آن ها غافل بودیم. دین اسلام در روش عدالت را از یهودیت اصیل و محبت و خدمت را از مسیحیت می گیرد و منش صبر و مدارای موسی را با رحمت و بخشایش عیسی مسیح را با هم در محمد جمع می زند. حتی طریقه وحی به پیامبر اسلام نیز امتزاجی از آن دو است. موسی کاری نمی کرد تا وحی بر او می شد و پس از آن می دانست که او و قوم اش باید چه کنند. اما عیسی هرگز وحی بدین طریق نداشت و جبرئیل یا فرشته ای بر او وحی نمی کرد. به همین سبب است که قرآن او را کلمة الله (اصطلاحی که درباره هیچ پیامبر دیگری ذکر نمی کند) ذکر می کند. به عبارتی عیسی هر چه که می گفت، کلام خداوند بود. در حالی که همواره بین کلام پیامبر اسلام و سایر پیامبران با کلامی که بدان ها وحی می شد، فاصله ای وجود دارد و برخی به سبب این که نتوانستند بین این دو فرق قائل شوند، حتی مرتد شدند. در حالی که پیامبر اسلام فرمود او تنها درباره آنچه به وی وحی می شود، علم غیب دارد و در سایر موارد همچون دیگر انسان هاست. اما در زبان کلمة الله چنین فاصله ای نبود و عیسی مسیح هر چه می گفت کلام خداوند بود و اصلاً این لقب را به همین معنا و سبب گرفته است. نحوه وحی به محمد امتزاجی از وحی موسی و عیسی بود. یعنی ابتدا همچون موسی بر او وحی می شد، سپس او مدتی رها می شد تا اوضاع را بر حسب برداشت خود طی کند، آن گاه در صورت لزوم دوباره وحی ای آن را اصلاح یا تکمیل می کرد و یا اساساً چیز دیگری می افزود.

    دین اسلام با آن که دارای شریعت است، اما شریعت محور نیست. شریعت چون انگشتی است که به سوی ماه نشانه می رود و هدف خود انگشت نیست، بلکه توجه به ماه است. بنایراین وقتی ماه حقیقت دیده می شود، انگشت شریعت کنار می رود. حتی اگر کسی بیش از حد روی انگشت شریعت اصرار ورزد، نشانه آن است که هنوز حقیقت ماه را ندیده است و شریعت را تمام دیانت دانستن، حتی بوی شرک می دهد! چون نشان از این دارد که روح دین با فرع آن عوضی گرفته شده است.

    اگر می خواهید تبلیغ دین اسلام را بکنید، باید نخست آن را بشناسید. برای این که دیگری را از غرق شدن نجات دهید، می بایست خود شنا کردن بدانید؛ و گرنه دیگری را نیز با خود غرق خواهید کرد و این شانس را از او خواهید گرفت که کسی دیگر که شنا کردن می داند، بیاید و او را نجات دهند. آن گاه مسئول غرق شدن او نیز خواهید شد! امروز هر کسی که خود را پیرو اسلام ناب محمدی می داند می بایست همچون پولس در مسیحیت خود را برانگیخته و موظف به معرفی اسلام ناب، یعنی حقیقت، رحمت و عدالت بداند. تنها بدین طریق است که اسلام جهانی می شود و در حد مذهبی شریعت محور سقوط نخواهد کرد و نجات بخش آزادانه دل ها خواهد بود.

    * کاوه احمدی علی آبادی دکترای فلسفه و ادیان از تگزاس آمریکا

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود