جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا قرآن و روايات به تعداد امامان اشاره اي دارند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    87
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آيا قرآن و روايات به تعداد امامان اشاره اي دارند؟




    با سلام و خسته نباشید آيا قرآن و روايات به تعداد امامان اشاره ای دارند؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث قرآني
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۴/۳۰ در ساعت ۰۱:۳۶

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    1




    نقل قول نوشته اصلی توسط roshan_del نمایش پست
    با سلام و خسته نباشید آيا قرآن و روايات به تعداد امامان اشاره ای دارند؟
    سلام به شما کاربر گرامی، پرسش شما دو بخش است؛ یک بخش ناظر به قرآن است و بخشی دیگر ناظر به روایات؛
    اجمالا عرض می کنم که هم در قرآن و هم در روایات به نام و تعداد ائمه (ع) اشاره شده است با این تفاوت که: در قرآن به صورت غیر مستقیم و در روایات گاهی با صراحت و گاهی به صورت غیر مستقیم اشاره شده است.

    شاید خواستگاه این پرسش از آنجا ناشی شود که تصور می‌شود اگر نام و تعداد امامان به صراحت در قرآن می‌آمد، اختلاف شیعه و سنی از بین می‌رفت، در حالی که این فرض کلیّت ندارد؛ چه بسا ذکر اسامی پیشوایان دوازده‌گانه، سبب می‌شد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل‌کشی بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیری کنند، چنانکه این مسئله درباره حضرت موسی(ع) رخ داد. (بقره/49 ، قصص/4 و ...)

    روش آموزشی قرآن بیان کلیات و اصول عمومی است اما تشریح مصادیق و جزئیات غالباً بر عهده پیامبر گرامی(ص) می‌باشد. رسول‌خدا(ص) نه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود، بلکه در تبیین آن نیز مأموریت داشت، چنانکه می‌فرماید:

    و أنزلنا إلیک الذکر لتبیّن للنّاس ما نزّل إلیهم و لعلّهم یتفکّرون(نحل/44)
    و قرآن را بر تو فرستادیم تا آنچه برای مردم نازل شده است، برای آنها بیان کنی و آشکار سازی، شاید آنان بیندیشند

    در آیه یادشده دقت کنید، می‌فرماید: «تبیّن» (= تفسیر کنی و روشن نمایی) و نمی‌گوید: «لتقراً» (=تا بخوانی) یا «لیتلو» (= تا تلاوت کنی) ؛ و این نشانه آن است که پیامبر(ص) علاوه بر تلاوت، باید حقایق و مجملات قرآنی را روشن کند و تفسیر نماید.

    خداوند سبحان آيات متعددی درباره پيشوايی اهل بيت ـ به ويژه امام علی «عليه‌السلام» و مناقب آنان نازل كرده است و پيامبر اکرم «صلي الله عليه و آله» كه مبيّن و معلّم آيات قران است هم، آنها را به طور صريح و روشن براي امّت بيان كرده است، به گونه‌ای كه اگر جهالت‌ها، عنادها و تعصب ها رخت بربندد، برای همگان اين مطلب روشن و هويدا خواهد شد. (آیه تطهیر/آیه ولایت/آیه تبلیغ و ...)

    اینک برخی از روش‌های قرآنی را در مقام معرفی افراد بیان می‌کنیم:

    1. معرفی به نام
    گاهی شرایط ایجاب می‌کند که فردی را به نام معرفی کنند، چنانکه می‌فرماید:

    و مبشّراً برسولٍ یأتی من بعدی اسمه احمد (صف/6)
    من به شما مژده پیامبری را می‌دهم که پس از من می‌آید و نامش احمد است.

    در این آیه حضرت مسیح، پیامبر پس از خویش را به نام معرفی می‌کند و قرآن نیز آن را از حضرتش نقل می‌نماید.

    2. معرفی با عدد
    گاهی شرایط ایجاد می‌کند که افرادی را با عدد معرفی کنند، چنانکه می‌فرماید:

    و لقد أخذ الله میثاق بنی‌اسرائیل و بعثنا منهم اثنی عشر نقیباً (مائده/11)
    و خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده سرگروه برانگیختم

    3. معرفی با صفت
    بعضی اوقات شرایط ایجاب می‌کند که فرد مورد نظر را با اوصاف معرفی کنند، چنانکه پیامبر خاتم را در تورات و انجیل، با صفاتی معرفی کرده است.

    الذین یتّبعون الرسول النّبیّ الأمّیّ الذی یجدونه مکتوباً عندهم فی التوراة و الإنجیل یأمرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر و یحلّ لهم الطیّبات و یحرّم علیهم الخبائث و یضع عنهم إصرهم و الأغلال التی کانت علیهم (اعراف/157)
    کسانی که از رسول و نبی درس ناخوانده‌ای پیروی می‌کنند که نام و خصوصیات او را در تورات و انجیل نوشته می‌یابند، که آنان را به نیکی دعوت کرده و از بدی‌ها بازشان می‌دارد، پاکی‌ها را برای آنان حلال کرده و ناپاکی‌ها را تحریم می‌نماید و آنان را امر به معروف و نهی از منکر می‌کند و بارهای گران و زنجیرهایی که بر آنان بود، از ایشان برمی‌دارد

    با توجه به این توضیح، روشن شد که گاهی باره ای از مصالح اقتضا می کند که در معرفی افراد، به جای تصریح به نام آنها، به شکلی دیگر به جامعه معرفی شوند؛ مثل معرفی با صفت:

    إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ (مائده/55)
    سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده ‏اند همان ها كه نماز را برپا مى‏ دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏ دهند

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۵/۱۲ در ساعت ۲۲:۴۳
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    2




    معرفی به نام، لزوما برطرف کننده اختلاف نیست


    شاید برخی تصور کنند اگر نام امامان به صراحت در قرآن می‌آمد، اختلاف از بین می‌رفت، در حالی که این مطلب کلیّت ندارد؛ زیرا قرآن کریم نمونه ای را ذکر می کند که تصریح به نام رهبر شده ولی با این تصریح به نام از طریق وحی، باز بین مردم اختلاف به وجود آمده است! به این مطلب توجه فرمایید:

    بنی‌اسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمان‌روایی برای آنان از جانب خدا تعیین کند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمین‌های غصب‌شده خود را باز ستانند و اسیران خود را آزاد سازند. آنجا که گفتند:

    إذ قالوا لنبیّ لهم ابعث لنا ملکاً نقاتل فی سبیل‌الله (بقره/246)
    آنان به یکی از پیامبران خود گفتند: برای ما فرمان‌روایی معین کن تا به جنگ در راه خدا بپردازیم

    پیامبر آنان به امر الهی فرمان‌روا را به نام معرفی کرده، گفت:

    إنّ الله قد بعث لکم طالوت ملکاً (بقره/247)
    به راستی که خدا طالوت را به فرمان‌روایی شما برگزیده است.

    با اینکه از طریق وحی، نام فرمان‌روا به صراحت گفته شد، اما آنان زیر بار نرفتند و به اشکال تراشی پرداختند و گفتند:

    أنّی یکون له الملک علینا و نحن أحقّ بالملک منه و لم یؤت سعةً من المال (بقره/247)
    از کجا می‌تواند فرمان‌روای ما باشد، حال آنکه ما به فرمان‌روایی از او شایسته‌تریم، و او توانمندی مالی ندارد؟

    این امر، دلالت بر آن دارد که برای رفع اختلاف، ذکر نام کافی نیست، بلکه باید جامعه، آماده پذیرش و درک و فهم امر الهی را داشته باشد و همانطور که عرض شد، چه بسا ذکر اسامی پیشوایان دوازده‌گانه، سبب می‌شد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل‌کشی بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیری کنند، چنانکه این مسئله درباره حضرت موسی(ع) رخ داد (بقره/49،قصص/4):

    صد هزاران طفل، سر ببریده شد
    تا کلیم‌الله موسی زنده شد

    همانطور هم درباره حضرت مهدی(عج) هم که در روایات به نسب و خاندان ایشان اشاره شده، حساسیت‌های فراوانی پدید آمد و خانه حضرت عسکری(ع) مدت‌ها توسط حکومت وقت، تحت‌نظر و مراقبت بود تا فرزندی از او به دنیا نیاید و در صورت تولد، هر چه زودتر به حیات او خاتمه دهند.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۵/۱۲ در ساعت ۲۳:۰۴
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    3




    و اما از منظر روایات:
    پيامبر گرامي ـ صلي الله عليه و آله ـ در مواقع مختلف و با عبارات گوناگون اهل بيت خود را به مردم معرفي كرده است: حديث سفينه نوح، ثقلين، منزلت غدير و... كه با عبارات مختلف و در مواقع مختلف از طريق شيعه و سني به ما رسيده است.

    در ميان اين احاديث احاديث مختلفي (كه) مبني بر تعداد آنان يعني 12 نفر رسيده است كه با ذكر نام هر كدام از امامان در منابع روايي ما موجود است. بعضي از اين روايات در ذيل آياتي از قرآن و به منزله تفسير آن آياتند و برخي مستقلاً ذكر شده اند كه از هر كدام نمونه هايي ذكر مي شود:

    1. آيه اولي الامر:

    «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»[1]
    اي كساني كه ايمان آورده ايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياي امر خود را (نيز) اطاعت كنيد.

    در روايات متعددي كه در تفسير اين آيه از پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ نقل گرديده مقصود از اولوالامر بيان شده است در برخي از اين روايات آمده است كه پس از نزول اين آيه، علي ـ عليه‎ السلام ـ از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ پرسيد «يا نبيّ‌الله من هم» اي رسول خدا اولوالامر چه كساني اند؟ پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ پاسخ داد «انت اوّلهم» تو نخستين آنها هستي.[2]

    روايات متعدد ديگري نيز گوياي آنند كه مقصود از اولوالامر علي ـ عليه‎ السلام ـ و ساير امامان از اهل بيت اند حتي در پاره اي از احاديث نام امامان دوازده گانه به تريبت آمده است.[3]

    2. آيه نقباي بني اسرائيل:

    در روايات متعدد از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ نقل شده كه تعداد جانشينان آن حضرت به تعداد نقباي بني اسرائيل مي باشد. قرآن كريم درباره نقباي بني اسرائيل مي فرمايد:

    «وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً»[4]
    از بني اسرائيل پيمان گرفتيم و دوازده نقيب از آنان برگزيديم.

    نقيب به كسي مي گويند كه بر وضعيت قوم خود رسيدگي مي كند. و مراد از «نقباي بني اسرائيل» رؤساي قبايل دوازده گانه بني اسرائيل هستند كه رهبري آنها را بر عهده داشتند بر آنان وحي نمي شد، و صاحب شريعت نبودند ولي سرپرست و رهبر آن ها بودند.[5]

    بنابراين ذكر نقباي بني اسرائيل بيانگر اين مطلب است كه پس از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ نيز دوازده نفر وظيفه امامت و رهبري امت اسلامي را عهده دار خواهند بود و اين فقط بر امامان دوازده گانه شيعه منطبق است.[6]

    3. روايات بيانگر اسامي امامان:

    احاديث معتبري از پيامبر بزرگوار اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ نقل شده است كه در آنها به صورت صريح نام امامان دوازده گانه برده شده است به گونه اي كه ديگر هيچ ترديدي در اين مسأله باقي نماند.

    براي نمونه روايت ذيل را نقل مي كنيم:
    ابن عباس از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ پرسيد: امامان پس از شما چند نفرند، پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: به عدد حواريون عيسي و اسباط موسي و برگزيدگان (نقباي) بني اسرائيل... امامان پس از من دوازده نفرند، نخستين آنان علي بن ابي طالب است و پس از دو سبط من حسن و حسين ـ عليه‎ السلام ـ پس از وفات حسين ـ عليه‎ السلام ـ فرزندش علي ـ عليه‎ السلام ـ و پس از وفات علي ـ عليه‎ السلام ـ فرزندش محمد ـ عليه‎ السلام ـ و پس از او فرزندش جعفر ـ عليه‎ السلام ـ و پس از او فرزندش موسي ـ عليه‎ السلام ـ و پس از او فرزندش محمد ـ عليه‎ السلام ـ و پس از او فرزندش علي ـ عليه‎ السلام ـ و پس از او فرزندش حسن ـ عليه‎ السلام ـ و پس از او فرزندش حجت ـ عليه‎ السلام ـ .[7]

    4. نص امام معصوم بر امامت امامان ديگر:
    با توجه به جايگاه امامت به عنوان رهبري الهي و لزوم عصمت امام روشن است كه سنت امام معصوم ـ عليه‎ السلام ـ (شامل گفتار و رفتار او) همچون سنت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ براي تمام مسلمانان معتبر است. بنابراين اگر امام معصوم ـ عليه‎ السلام ـ شخصي را براي جانشيني خود و امامت امت پس از خود معرفي كند معرفي او در حكم معرفي خدا و پيامبرش ـ صلي الله عليه و آله ـ خواهد بود. بر اين پايه مي توان علاوه بر روايات نبوي معرفي امامان دوازدگانه به روايات معتبري كه از هر يك از امامان معصوم ـ عليه‎ السلام ـ در معرفي امام بعدي نقل شده است تمسك جست و از اين طريق، ادله بيشتري بر حقانيت ديدگاه اماميه اثني عشري فراهم آورد.[8]


    پی نوشت
    --------------------------------
    [1] . سوره نساء، آيه 59.
    [2] . حاكم حسكاني، شواهد التنزيل، ج 1، ص 151-158.
    [3] . علامه بحراني، البرهان في تفسير القرآن، ج 1، صص 381 تا 387. و آيت الله صافي گلپايگاني، منتخب الاثر، قم انتشارات حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ چاپ دوم، سال 1421 هـ ق، فصل اول، از ص 45 تا ص191.
    و محمد سعيدي مهر، كلام اسلامي (2)، كتاب طه، 1381، ص 176 و 177.
    [4] . سوره مائده، آيه 12.
    [5] . علامه طباطبايي، الميزان في تفسير القرآن، ج 5، ص 240، بيروت، انتشارات اعلمي.
    [6] . ر.ك: علي رباني گلپايگاني، عقايد استدلالي (2)، مركز مديريت حوزه هاي علميه خواهران سال 80، چاپ اول، صص 142 و 143.
    و آيت الله صافي گلپايگاني، منتخب الاثر فصل اول، باب دوم.
    [7] . علامه مجلسي، بحارالانوار، بيروت الاعلمي، ج 36، ص 286، ح 107.
    و: شيخ سليمان قندوزي، حنفي، ينابيع الموده، باب 76.
    و كليني، ج 1، صص 286 تا 329.
    [8] . ر.ك: علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 36، ص 373 تا 414، و سعيدي مهر، كلام اسلامي(2)، ص 182.


    فهرست منابع براي مطالعه بيشتر:
    1. منتخب الاثر، صافي گلپايگاني.
    2. تأويل الآيات الظاهره، سيدعلي حسيني استرآبادي.
    3. پيام قرآن، ج 9، آيت الله مكارم شيرازي.
    4. آيات ولايت در قرآن، آيت الله مكارم شيرازي.
    5. الهيات و معارف اسلامي، آيت الله سبحاني

    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود