صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: استاد مرحوم "مهندسی"

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2

    استاد مرحوم "مهندسی"




    استاد محمد‌مهدی مهندسی، یکی از اساتید بنام حوزه علمیه قم بود که در سال 32 در شهر آباده متولد شد و در سال 54 به حوزه علمیه ورود پیدا کرد.

    این استاد برجسته بر اثر عارضه قلبی چند روز در بیمارستان کسری تهران بستری بود و بعدازظهر روز دوشنبه به دیار باقی شتافت.

    این عالم عالیقدر دارای سوابقی همچون مدیرگروه اخلاق دانشگاه معارف اسلامی قم، استاد مرکز تخصصی فلسفه حوزه علمیه قم، استاد موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، عضو هیئت علمی دائرةالمعارف عرفانی، کارشناس شبکه سراسری رادیو معارف و شبکه قرآن سیما، استاد موسسه امام صادق(ع)، استاد اخلاق مدارس حوزوی و استاد راهنما و داور سطح چهار حوزه علمیه قم بوده است.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    استاد مرحوم مهندسی که به توصیه علامه طباطبایی و دیگر علما از ابتدای طلبگی‌اش تدریس می‌کرد در شرح حال خود گفت: جمع‌های تشکیل می‌شد که موضوع و محور آن جلسات تمسخر و توهین‌کردن من بود که از ورود به حوزه علمیه منصرف شوم.

    به گزارش مهر، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدمهدی مهندسی از اساتید بنام حوزه علمیه در گفتگویی که محتوای صحبت‌های وی هنوز منتشر نشده است، در مورد چگونگی ورودش به حوزه علمیه اظهار داشت: بعد از تحصیلات دبیرستان در شهرستان آباده شیراز تصمیم بر ادامه تحصیل در دانشگاه داشتم و اصلا فکر طلبگی در من نبود. برای آمادگی کنکور مصمم شدم به تهران بروم. در آن موقع مرکز خوارزمی شماره یک از معروف‌ترین و معتبرترین مراکز آمادگی کنکور بود. آن زمان شهریه به صورت ماهانه دریافت می‌شد و من شهریه ماه اول را پرداخت کردم و مشغول به تحصیل در رشته ریاضی شدم.



    .
    ویرایش توسط شهید علی اصغر پازوکی : ۱۳۹۰/۰۵/۰۱ در ساعت ۲۱:۳۸


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2






    وی گفت: واقعا من این طلبگی را لطف و عنایت خدای می‌دانم، بدون هیچ مشوقی، بدون هیچ پیشنهادی، بدون اینکه کسی حتی به اندازه یک جمله بگوید که برو دنبال طلبگی و یا اینکه فضای شهر ما فضای روحانیت باشد، حوزه‌های علمیه داشته باشد یا با کسانی که رفیق روحانی یا طلبه داشته یا در فامیل یا بستگان روحانی داشته باشیم. هیچ کدام از این عوامل نبود، اما عنایت الهی بود مخالفت‌های بسیار زیادی انجام می‌گرفت، از نزدیکان گرفته تا دوست و رفیق همشهری هر کس که از راه می‌رسید قربت الی الله نصیحت می‌کرد که این کار را نکن، اگر با نصیحت نمی‌شد با متلک من را می‌خواستند از این تصمیم منصرف کنند.


    .



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    مرحوم مهندسی ادامه داد: بالاخره با عنایت خدای وارد نظام فکری حوزوی شدم، بعد از آن مانع سربازی سر راه من واقع شد و مجبور شدم باز دو سال سربازی را پشت سر بگذارم و با فاصله‌های که افتاد در اواخر سال 1353 وارد حوزه علمیه قم شدم و تقریبا از اوایل 1354 درس و بحث رسمی طلبگی من آغاز شد تا اکنون که در خدمت شما هستم ادامه دارد.
    خدایا آنچه خیر و مصلحت ما هست انجام بگیرد



    .


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    وی در پاسخ به این سئوال که آیا برای ورود به حوزه علمیه با کسی مشورت کرده است؟ گفت: یادم هست در تهران بودیم، یک روز با یکی از همشهریانم که برای کلاس‌های کنکور رفته بودیم تهران، به مسجدی برای نماز ظهر و عصر رفته بودیم. ما بچه شهرستان بودیم و در تهران خیلی احساس غربت می‌کردیم. مسجد در نزدیکی دانشگاه تهران بود. نماز که تمام شد من سر به سجده گذاشتم خیلی دلم شکست، حالا این چه احساسی بود که باید اینجا شکل می‌گرفت، اینها مسائل ماورای این بحث ظاهری است آنجا این دعا بر زبان ما جاری شد "خدایا آنچه خیر و مصلحت ما هست انجام بگیرد".




    .


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    وی ادامه داد: دقیقا همان شب بود بعد از مغرب و عشاء که این فکر به ذهن من افتاد و پیشنهاد دادم به دوستم که بیا بجای اینکه اینجا کلاس‌ها را برویم چون یکسری فشارهای جانبی روی کار بود، برویم شهرستان که این فشارها را نداشته باشیم و کنکور مکاتبه‌ای باشد.

    جمع‌هایی تشکیل شده بود که مرا تمسخر می‌کردند

    مرحوم آیت‌الله مهندسی اضافه کرد: رفتیم شهرستان. در ایام ماه مبارک رمضان روحانی شهرمان آن موقع حاج آقای کرمانی بود. ایشان بحث اعتکاف را برای اولین بار در آن شهرستان مطرح کردند. یک فرهنگی که اصلا با مردم مأنوس نبود. هفت یا هشت نفر از بازاریان و حاجی‌های مسجد تصمیم گرفتند معتکف بشوند. من هم خوب به عنوان جوانی که علاقه به مسجد داشتم رفتم اجازه بگیرم که آیا می‌توانم معتکف شوم. ایشان گفتند: بله! چرا اجازه نیست خانه خدا است، چه مانعی دارد، بیائید. ما هم رفتیم معتکف شدیم. عجیب این است که شبهای اعتکاف و شبهای احیا بود که اعتکاف کرده بودیم.




    .


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    به هیچ وجه دعا من این نبود که در کنکور موفق شوم

    وی ادامه داد: به هیچ وجه دعا من این نبود که در کنکور امسال موفق شوم. مرتب دعایم این بود که آنچه خیر است برای ما پیش بیاید، تا اینکه ماه مبارک رمضان گذشت .من یک وقت حس کردم دنبال این مسئله هستم. به یکی از همکلاسی‌ها و رفیق‌هایم گفتم بیا از روحانی شهر برویم سئوال کنیم راجع به طلبگی ببنیم چه حال و هوای دارد.

    وی ادامه داد: هر چه فکر می‌کردم چه مسئله‌ای باعث شد که این مسیر را طی کنیم نمی‌دانم، مطلبی که اصلا هیچ سنخیت صوری و ظاهری با من نداشت. این فکر در ذهن من شکل گرفت. رفتیم تعدادی سئوال در مورد روحانیت پرسیدیم تا اینکه بالاخره رفتیم به سراغ این فکر و این تفکر شکل گرفت و هجمه و مخالفت‌ها به شدت شروع شد، به صورتی که در هر فضای که من شرکت می‌کردم کسانی بودند که مورد هجمه و نصیحت قرار می‌دادند و یا تندی می‌کردند، حتی جمع‌هایی تشکیل می‌شد که موضوع و محور آن جلسات تمسخر من و توهین‌کردن من بود که من را منصرف کنند.





    .


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    دانشگاه بهتر است یا حوزه

    وی در پاسخ به این سئوال که واکنش خانواده درباره طلبگی وی چگونه بود اظهار داشت: رفتم خدمت پدرم می‌خواستم تحصیل علوم دینی را مطرح کنم، نمی‌دانستم چگونه مطرح کنم. پدر من از پارچه فروشان شهر بود و معروف بود. به استخاره آمدم در این فکر بودم حالا چگونه این فکر را در خانواده مطرح کنم. بعد آمدم خدمت پدرم گفتم بیا از طریق استخاره وارد شوم. گفتم یک استخاره برای من بکنید. قرآن باز کرد و گفت در نیتت مرددی. خیلی مشخص نکردی که می‌خواهی چکار کنی. گفتم چطور. گفت بین دو جریان که یکی جریان رسالت انبیا است و یک جانب دیگر مسائل دنیا و تفرعون است و اسم و رسم دنیاست مشخص نکردی می‌خواهی چکار کنی. من از همین فرصت استفاده کردم هی گفتم الله اکبر هی گفتم لااله الا الله. گفتم که فضا را ایجاد کنم برای پذیرش. گفت: بابا چیه مگر؟ گفتم بابا من تصمیم گرفتم برای طلبگی؛ تو ذهنم این است که طلبگی بهتر است یا دانشگاه که ایشان خندید و گفت: اینجور استخاره نمی‌گیرند که طلبگی بهتر است یا دانشگاه و برای این قرآن باز کنند. من از همین فرصت استفاده کردم و ایشان اولین کسی که موافقت کرد و مخالفت نکردند.



    .


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,279
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    4
    گالری
    98



    خدا ایشون رو بیامرزه....خیلی برنامه شون حال و هوای معنوی داشت.

    امام خمینی (ره) :

    ما میگوییم تا شرک و کفر هست،مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم...


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    وی ادامه داد: ایشان به من گفتند که با آگاهی انتخاب کردی یا اینکه احساس است. یکسری مشکلات که ایشان می‌دانست را برای من مطرح کرد و گفت این مشکلات را دارد تحمل می‌کنی یا نه؟ نمی‌گویم نرو می‌گویم با آگاهی برو. گفتم نه من فکر همه اینها را کردم تا بالاخره به لطف الهی توفیق نصیب شد.

    بهره‌مندی از خانواده مذهبی

    وی با اشاره به سابقه مذهبی‌بودن خانواده‌اش گفت: از نظر خانوادگی این افتخار را دارم که مذهبی بودیم. ما از کودکی با قرآن و نماز و مسجد آشنا بودیم. این نبود که همیشه مسجد باشیم. ولی می‌رفتیم اما در خانه ما اتاقی بودیم به عنوان نمازخانه که در آن مهر و جانماز و تسبیح و فضایی بود که هر کس می‌خواست نماز بخواند می‌رفت آنجا و عبادت می‌کرد.





    .


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. """ به قضاوت خود نشسته اید؟؟؟ """
    توسط nasim7 در انجمن اخلاق
    پاسخ: 19
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۱/۱۲, ۲۰:۲۶
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۳۰, ۱۳:۰۹
  3. """درسهايي از علامه طباطبائي""""
    توسط The Praises to God در انجمن افلاکیان خاک نشین
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۰۳, ۱۳:۴۵
  4. پاسخ: 804
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۱۴, ۲۳:۱۳
  5. آیا "دین داری" با "تقلید ازمراجع" رابطه ای داره؟؟؟؟
    توسط کهیعص در انجمن اجتهاد و تقلید
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۰, ۰۳:۱۹

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود