جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نقش قرآن در دنيا و آخرت بشر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما نقش قرآن در دنيا و آخرت بشر




    بنا م خدا

    در ميان كلمات گهربار پيشوايان معصوم(ع) فوايد بسياري براي قرائت قرآن گفته شده است كه بخشي از آنها چنين است:
    1. خداوند، به قرائت كننده قرآن پاداش عظيمي خواهد داد. پيامبراكرم(ص) فرمود: «هركس براي رضاي خدا و آگاهي عميق در دين، قرآن بخواند، ثواب ملائكه و انبيا و رسولان را خواهد داشت.».
    2. بالا رفتن مقام و درجه قاري در بهشت: حفص گويد: از امام كاظم(ع) شنيدم كه مي فرمود: درجات بهشت به اندازه آيات قرآن است. به قاري گفته مي شود: بخوان و (در مراتب بهشت) بالا برو. سپس مي خواند و مقامش بالا مي رود.
    3. طولاني شدن عمر بينايي: امام صادق(ع) فرمود: هركس قرآن را از رو (با نگريستن بر آيات)، بخواند، از بينايي اش براي مدت طولاني لذت خواهد برد.
    4. آميخته شدن قرآن با گوشت و خون قاري: امام صادق(عليه السلام)فرمود: هر جوان مؤمني كه قرآن بخواند، قرآن با گوشت و خونش آميخته خواهد شد.
    5. صفاي دل: پيامبراكرم(ص) فرمود: بدون شك اين دل ها زنگار مي گيرند; همچنان كه آهن زنگ مي زند. عرض شد: صيقل آن به چيست؟ فرمود قرائت قرآن;
    6. استجابت دعا: امام باقر(ع) فرمود: دعا را هنگام چهار چيز غنيمت بشماريد; قرائت قرآن و...;
    7. نوراني شدن خانه: پيامبراكرم(ص) فرمود: «خانه هايتان را با تلاوت قرآن نوراني كنيد... .»
    8. زياد شدن بركت خانه: امام صادق(ع) از امير مؤمنان علي(ع) چنين نقل مي كند: «خانه اي كه در آن قرآن تلاوت و يادي از خدا شود، بركتش زياد شده، ملائكه در آن جا حاضر مي شوند و شياطين را دور مي كنند... .»;
    9. بهترين عبادت: پيامبر(ص) فرمود: بهترين عبادتِ امتِ من، تلاوت قرآن است.
    10. بخشش گناهان، نوشته شدن حسنه و پاك شدن گناهان.
    11. تخفيف عذاب از پدر و مادر.
    12. باروري ايمان.
    13. روشنايي چشمان.
    14. سخن گفتن با خداوند.
    15. علم اولين و آخرين به او عنايت مي شود.
    قسمت عمده اي از اين فوائد مربوط به آخرت است , افزون بر آن انسان با عمل به قرآن است که مي تواند آخرت خود را آباد کند .
    پاورقي:

    1. وسايل الشيعه، حرّ عاملى، ج 6، ص 184، مؤسسه آل البيت.
    2. وسائل الشيعه، ج6، ص 187.
    3. بحارالأنوار، علامه مجلسى(ره)، ج 89، ص 202، داراحياء التراث.
    4. كافى، كلينى، ج 2، ص 568، دارالتعارف للمطبوعات.
    5. كافى، ج2، ص 448.
    6. بحارالأنوار، علامه مجلسى(ره)، ج 89، ص 200، داراحياء التراث.
    7. كافى، ج2، ص 575.
    8. وسائل الشيعه، همان، ص 168.
    9. كافى، ج2، ص 575 و 584.
    10. كافى، همان، ص 578.
    11. غررالحكم، آمُدىّ، ص 112، نشر مكتب الاعلام الاسلامى.
    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۷/۰۳/۰۷ در ساعت ۰۹:۳۴

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما دفاع قرآن از محرومين




    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    بنا م خدا
    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    در ميان كلمات گهربار پيشوايان معصوم(ع) فوايد بسياري براي قرائت قرآن گفته شده است كه بخشي از آنها چنين است:
    1. خداوند، به قرائت كننده قرآن پاداش عظيمي خواهد داد. پيامبراكرم(ص) فرمود: «هركس براي رضاي خدا و آگاهي عميق در دين، قرآن بخواند، ثواب ملائكه و انبيا و رسولان را خواهد داشت.».
    2. بالا رفتن مقام و درجه قاري در بهشت: حفص گويد: از امام كاظم(ع) شنيدم كه مي فرمود: درجات بهشت به اندازه آيات قرآن است. به قاري گفته مي شود: بخوان و (در مراتب بهشت) بالا برو. سپس مي خواند و مقامش بالا مي رود.
    3. طولاني شدن عمر بينايي: امام صادق(ع) فرمود: هركس قرآن را از رو (با نگريستن بر آيات)، بخواند، از بينايي اش براي مدت طولاني لذت خواهد برد.
    4. آميخته شدن قرآن با گوشت و خون قاري: امام صادق(عليه السلام)فرمود: هر جوان مؤمني كه قرآن بخواند، قرآن با گوشت و خونش آميخته خواهد شد.
    5. صفاي دل: پيامبراكرم(ص) فرمود: بدون شك اين دل ها زنگار مي گيرند; همچنان كه آهن زنگ مي زند. عرض شد: صيقل آن به چيست؟ فرمود قرائت قرآن;
    6. استجابت دعا: امام باقر(ع) فرمود: دعا را هنگام چهار چيز غنيمت بشماريد; قرائت قرآن و...;
    7. نوراني شدن خانه: پيامبراكرم(ص) فرمود: «خانه هايتان را با تلاوت قرآن نوراني كنيد... .»
    8. زياد شدن بركت خانه: امام صادق(ع) از امير مؤمنان علي(ع) چنين نقل مي كند: «خانه اي كه در آن قرآن تلاوت و يادي از خدا شود، بركتش زياد شده، ملائكه در آن جا حاضر مي شوند و شياطين را دور مي كنند... .»;
    9. بهترين عبادت: پيامبر(ص) فرمود: بهترين عبادتِ امتِ من، تلاوت قرآن است.
    10. بخشش گناهان، نوشته شدن حسنه و پاك شدن گناهان.
    11. تخفيف عذاب از پدر و مادر.
    12. باروري ايمان.
    13. روشنايي چشمان.
    14. سخن گفتن با خداوند.
    15. علم اولين و آخرين به او عنايت مي شود.
    قسمت عمده اي از اين فوائد مربوط به آخرت است , افزون بر آن انسان با عمل به قرآن است که مي تواند آخرت خود را آباد کند .
    پاورقي:
    1. وسايل الشيعه، حرّ عاملى، ج 6، ص 184، مؤسسه آل البيت.
    2. وسائل الشيعه، ج6، ص 187.
    3. بحارالأنوار، علامه مجلسى(ره)، ج 89، ص 202، داراحياء التراث.
    4. كافى، كلينى، ج 2، ص 568، دارالتعارف للمطبوعات.
    5. كافى، ج2، ص 448.
    6. بحارالأنوار، علامه مجلسى(ره)، ج 89، ص 200، داراحياء التراث.
    7. كافى، ج2، ص 575.
    8. وسائل الشيعه، همان، ص 168.
    9. كافى، ج2، ص 575 و 584.
    10. كافى، همان، ص 578.
    11. غررالحكم، آمُدىّ، ص 112، نشر مكتب الاعلام الاسلامى.
    در شهر مكه گروهي از اشراف كاروانهاي تجارتي با ارزش فوق العاده اي را به اين سوي و آن سوي برده و بسيار ثروتمند بودند . گروهي برده و اعراب فقير در اين سوي واقع شده و ميانه آنان طبقه متوسطي قرارا داشت . مناسبات اقتصادي نامطلوب باعث محروميت عده زيادي شده بود . اين محروميت تنها اقتصادي نبود بلكه جنبه ارزشي و اجتماعي نيز داشت . سياهان حبشي و بردگان رومي هيچ موقعيتي نداشتند. آنهاعلاوه بر جنبه بردگي ، در كمال ذلت و در قالب يك حيوان در اين جامعه مي زيستند .

    قرآن در اين باره موضع قاطعي اتخاذ كرد . خداوند در آياتي كه درباره انبياي گذشته آمده – و اين آيات نوعا در مكه نازل شده – ضعفا و محرومان را در كنار انبيا و اشراف را در برابر آنان قرار داده است . اين مسئله در بسياري از آيات تاريخي قرآن منعكس شده و نشانگر روحيه هوادارانه قرآن از چهره هاي ضعيف جامعه است .
    « بدين سان ، پيش از تو ، به هيچ قريه اي بيم دهنده اي نفرستاديم مگر آن كه متنعمانش گفتند : پدرانمان را بر آييني يافتيم و ما به اعمال آنان اقتدا مي كنيم .»
    « ما هيچ بيم دهنده اي به قريه اي نفرستاديم جز آنكه توانگران عياشش گفتند : ما به آنچه شما را بدان فرستاده اند ايمان نمي آوريم . و گفتند : اموال و اولاد ما از همه بيشتر است و كسي ما را عذاب نمي كند . »
    مهمترين آثار اين آموزه ها ، گرايش بخش زيادي از طبقه متوسط و پايين به اسلام بود . گر چه در مواردي برخي از فرزندان اشراف نيز مسلمان مي شدند .
    در اينجا تاكيدمان براين است كه سارسر دعوت اسلامي در جهت جانشين ساختن مستضعفان بر مستكبران و وارث قرار دادن آنها بوده است .
    تجربه تاريخي اين مسئله در دعوت موسي (ع) جلوه گر شده و مذاكرات نوح (ع) با اشراف ، شاهد ديگري بر آن است . رسول خدا (ص) از همان دوره مكه ، مسلمانان ضعيف را بشارت مي داد كه به زودي وارث قيصر و كسري خواهند شد . اين امر سبب استهزاي مشركان شده و زمان يكه بلال و خباب و صهيب را مي ديدند به شوخي مي گفتند : « جاءكم ملوك الارض!» . موضع قرآن آنچنان بود كه بي اعتنايي نسبت به انسان مؤمني چون ابن ام مكتوم را نيز نپذيرفت . اخلاق رسول خدا (ص) نيز در رفاقت و دوست يبا درويشان ، در جذب آنان مؤثر بود . آنجا كه فرمود : از جمله چيزهايي كه هيچ رها نمي كند : « غذا خوردن در روي زمين با برده است » .
    مهمترين آموزه قرآن آن بود كه معيار برتري را تقوي قرار داد . بر پايه اين معيار ، بسياري از فقيران نيز توانستند از محروميت ارزشي و اجتماعي رهايي يافته ، ارزش واقعي خود را در جامعه بيابند . بعدها وقتي عمر حكم ولايت عمار را بر كوفه نوشت ، گفت : اين را به خاطر اين سخن خداوند كرده كه : « و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض . » رسول خدا (ص) خود فرموده بود : « مبعوث شدم تا عده اي را بالا برده و گروهي را فرو آورم . »

    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۷/۰۳/۰۷ در ساعت ۱۰:۰۸

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    46
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    غمگین




    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست

    در شهر مكه گروهي از اشراف كاروانهاي تجارتي با ارزش فوق العاده اي را به اين سوي و آن سوي برده و بسيار ثروتمند بودند . گروهي برده و اعراب فقير در اين سوي واقع شده و ميانه آنان طبقه متوسطي قرارا داشت . مناسبات اقتصادي نامطلوب باعث محروميت عده زيادي شده بود . اين محروميت تنها اقتصادي نبود بلكه جنبه ارزشي و اجتماعي نيز داشت . سياهان حبشي و بردگان رومي هيچ موقعيتي نداشتند. آنهاعلاوه بر جنبه بردگي ، در كمال ذلت و در قالب يك حيوان در اين جامعه مي زيستند .

    قرآن در اين باره موضع قاطعي اتخاذ كرد . خداوند در آياتي كه درباره انبياي گذشته آمده – و اين آيات نوعا در مكه نازل شده – ضعفا و محرومان را در كنار انبيا و اشراف را در برابر آنان قرار داده است . اين مسئله در بسياري از آيات تاريخي قرآن منعكس شده و نشانگر روحيه هوادارانه قرآن از چهره هاي ضعيف جامعه است .
    « بدين سان ، پيش از تو ، به هيچ قريه اي بيم دهنده اي نفرستاديم مگر آن كه متنعمانش گفتند : پدرانمان را بر آييني يافتيم و ما به اعمال آنان اقتدا مي كنيم .»
    « ما هيچ بيم دهنده اي به قريه اي نفرستاديم جز آنكه توانگران عياشش گفتند : ما به آنچه شما را بدان فرستاده اند ايمان نمي آوريم . و گفتند : اموال و اولاد ما از همه بيشتر است و كسي ما را عذاب نمي كند . »
    مهمترين آثار اين آموزه ها ، گرايش بخش زيادي از طبقه متوسط و پايين به اسلام بود . گر چه در مواردي برخي از فرزندان اشراف نيز مسلمان مي شدند .
    در اينجا تاكيدمان براين است كه سارسر دعوت اسلامي در جهت جانشين ساختن مستضعفان بر مستكبران و وارث قرار دادن آنها بوده است .
    تجربه تاريخي اين مسئله در دعوت موسي (ع) جلوه گر شده و مذاكرات نوح (ع) با اشراف ، شاهد ديگري بر آن است . رسول خدا (ص) از همان دوره مكه ، مسلمانان ضعيف را بشارت مي داد كه به زودي وارث قيصر و كسري خواهند شد . اين امر سبب استهزاي مشركان شده و زمان يكه بلال و خباب و صهيب را مي ديدند به شوخي مي گفتند : « جاءكم ملوك الارض!» . موضع قرآن آنچنان بود كه بي اعتنايي نسبت به انسان مؤمني چون ابن ام مكتوم را نيز نپذيرفت . اخلاق رسول خدا (ص) نيز در رفاقت و دوست يبا درويشان ، در جذب آنان مؤثر بود . آنجا كه فرمود : از جمله چيزهايي كه هيچ رها نمي كند : « غذا خوردن در روي زمين با برده است » .
    مهمترين آموزه قرآن آن بود كه معيار برتري را تقوي قرار داد . بر پايه اين معيار ، بسياري از فقيران نيز توانستند از محروميت ارزشي و اجتماعي رهايي يافته ، ارزش واقعي خود را در جامعه بيابند . بعدها وقتي عمر حكم ولايت عمار را بر كوفه نوشت ، گفت : اين را به خاطر اين سخن خداوند كرده كه : « و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض . » رسول خدا (ص) خود فرموده بود : « مبعوث شدم تا عده اي را بالا برده و گروهي را فرو آورم . »
    سلام بر همگي
    هميشه اين سوال توي ذهنم مياد كه 124000پيامبر الهي از طرف خدا اومدند بين مردم وخواستند هدايتشون كنند ،اما موفق نشدند.حالا چطور قرآني كه فقط يك كتابي بيشتر نيست اين توان رو داره كه بخواهد ما رو هدايت كنه؟؟
    اين موضوع به نظر شما كمي عجيب نيست؟
    اونهم قرآني كه 1400سال از نزول آن ميگذره چطور مي تونه براي مردمي كه در عصر پيشرفت تكنولوژي زندگي مي كنند نقش راهنما را بر عهده بگيره؟؟؟

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    70
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    36 دقیقه
    دریافت
    120
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پاسخ قسمت اول سوال "خداجو"




    نقل قول نوشته اصلی توسط خداجو نمایش پست
    سلام بر همگي
    هميشه اين سوال توي ذهنم مياد كه 124000پيامبر الهي از طرف خدا اومدند بين مردم وخواستند هدايتشون كنند ،اما موفق نشدند.


    سلام دوست عزیز
    برای اینکه روشن بشه که آیا 124 هزار پیامبر موفق بوده اند یا نه، در ابتدا باید به فلسفه حضور پیامبران از همان ابتدای خلقت، درمیان اقوام و ملتهای مختلف پرداخت. و بعد بررسی بشه که بعثت این پیامبران در طول تاریخ حضور بشر بر روی زمین، چقدر موفقیت داشته و چقدر هم ناکام بوده اند.
    به نظر من اولین فلسفه حضور پیامبران در میان مردم، این بوده که مردم :
    - راهی برای برون رفت از مشکلاتشان داشته باشند.
    - و بتوانند برای سوالات اولیه شان پاسخی پیدا کنند.
    - روش زندگی را یاد بگیرند.
    - چگونه با محیط اطرافشان و انسانهای دیگر ارتباط برقرار کنند.
    برای سوالاتی از این دست که: از کجا آمده اند؟ به کجا می روند؟ الان کجا هستند و چه باید بکنند؟ جوابی پیدا کنند.
    با این دید، می بینیم که همه پیامبران، به تبیین فلسفه خلقت پرداخته اند و راه خوب زندگی کردن در این دنیا و تعامل با محیط و مردم و خالق خود را به بشر یاد داده اند و بعد از آن هم نوید یک زندگی ابدی را به مردم داده اند که در صورت عمل به تعالیم انبیاء به بهشت خواهند رفت و در صورت مخالفت با آن و رفتن به راه شیطان، به جهنم خواهند رفت و عذاب خواهند شد. اگر با این دید نگاه کنیم، پیامبران به وظایف خود عمل کرده و فاز اول رسالتشان را انجام داده اند.
    اما درصد موفقیتشان و عوامل و موانع کارهای پیامبران و حد اقل و حداکثر رسالت آنها، موضوع دیگری است که قابل بحث و گفتگو در جای خودش را دارد.
    پس تعالیم انبیاء همواره در صحنه زنگی بشر وجود داشته، و در همه زمانها هم افرادی بوده اند که پیرو تعالیم انبیاء بوده اند و راه سعادت را برگزیده اند.

    ویرایش توسط eftekhari : ۱۳۸۷/۰۳/۰۷ در ساعت ۱۴:۵۴ دلیل: تغییر اندازه فونت
    علم خمینی بر زمین نمی ماند،مگر ما مرده ایم!

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    70
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    36 دقیقه
    دریافت
    120
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پاسخ قسمت دوم سوال "خداجو"




    نقل قول نوشته اصلی توسط خداجو نمایش پست
    حالا چطور قرآني كه فقط يك كتابي بيشتر نيست اين توان رو داره كه بخواهد ما رو هدايت كنه؟؟
    اين موضوع به نظر شما كمي عجيب نيست؟
    اونهم قرآني كه 1400سال از نزول آن ميگذره چطور مي تونه براي مردمي كه در عصر پيشرفت تكنولوژي زندگي مي كنند نقش راهنما را بر عهده بگيره؟؟؟
    به نظر من کتاب هدایت بودن قرآن، نه تنها عجیب نیست، بلکه در نهایت وضوع و روشنیه! قرآن کتابی ست که در آن دستورات و قوانینی برای رسیدن بشر به سعادت دنیوی و اخروی بیان شده است و توسط ائمه معصومین، معارف آن برای بشر تبیین می شود. هر چیزی که به سعادت دنیوی و اخروی بشر مربوط باشد، راه و روش آن در قرآن بیان شده. انسان مخلوق خداست و همین خدا هم بهترین کسی است که راه هدایت و سعادت بشر را می داند و برای رسیدن به آن دستور العمل نوشته است.
    اما اینکه گفته اید چون 1400 سال از نزول قرآن میگذره، پس عجیبه که بتونه در عصر پیشرفت تکنولوژی راهنمای بشر باشه،باید این نکته رو خدمت شما بیان کنم که آیا قرآن ادعای بیان روشهای صنعتی و تکنولوژیکی داشته که با پیشرفت تکنولوژی و صنعتی شدن جهان، دیگه اون کارایی رو نداشته باشه؟! یا قرآن کتابی است برای هدایت بشر؟!
    درست است که زندگی مادی بشر با پیشرفت علوم تجربی و پیشرفت صنعت، دگرگون شده، اما آیا ماهیت انسان هم عوض شده است؟!
    ما آنقدر در حصار این تکنولوژی و ظاهر زندگی مدرن، محصور شده ایم که یادمان رفته است که هویت و ماهیت انسان هیچ وقت تغییر نمی کند. بشر 1400 سال پیش نیاز به محبت و روابط عاطفی داشت. میل جنسی داشت. باید ازدواج می کرد. نیاز به آب و غذا و هوا داشت و بشر امروز هم همین نیازها را دارد. این بشر اگر برای زندگی به کره ماه هم برود، هیچگاه نیازهای اولیه اش تغییری نخواهد کرد.
    پس چه در عصر حجر باشیم، چه در عصر آهن، .... چه در صدر اسلام و چه امروزه و چه حتی فرداهایی که از نظر پیشرفت تکنولوژی تصورش برایمان مشکل باشد، باز هم این بشر همان بشر است و نیازهای اولیه اش همان نیازها.
    قرآن ادعایی جز کتاب هدایت بودن ندارد." ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین " بشر در همه عصرها نیاز به هدایت و خوب زندگی کردن دارد. پس چه در عصر نزول وحی، چه در عصر ما، که عصر ماهواره و اتم و اینترنت است و چه حتی در عصرهای آینده که ممکن است بشر در ماه و مریخ ساکن شده و در آنجا زندگی کند، این قرآن می تواند راهنما و هدایتگر بشر باید.

    در مورد روشهای هدایت بشر و اینکه چگونه قرآن می تواند در هر عصری هادی و راهنما باشد، در مطالب بعدی مصداقهایی را اشاره خواهم کرد.

    ویرایش توسط eftekhari : ۱۳۸۷/۰۳/۰۷ در ساعت ۱۴:۵۷ دلیل: تغییر اندازه فونت
    علم خمینی بر زمین نمی ماند،مگر ما مرده ایم!

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقش قرآن در زندگي بشري در ابعاد مختلف فردي، اجتماعي و حتي بين‏المللي، قابل دقت و بررسي است كه به طور مختصر به بعضي از آنها اشاره مي‏شود:
    يكم. انسان نيازمند ارتباط مستقيم با آفريننده و هستي بخش خود است. اين ارتباط اگر چه از طريق مناجات و رازگويي دروني و قلبي انجام مي‏گيرد؛ اما دسترسي به كلمات خود خداوند، بسيار لذت بخش و اطمينان‏آور است، چنان كه اقبال لاهوري گفته است: «اگر مي‏خواهي خدا با تو سخن بگويد، قرآن بخوان».
    اين ويژگي به طور كامل، تنها براي قرآن مجيد باقي مانده است و هيچ كتاب آسماني ديگر، چنين جايگاهي ندارد.
    دوم. انسان در تكاپو و جست و جوي آگاهي‏هاي صحيح و معارف بلند و پرمعنا است. البته با استفاده از تجربيات بشري و تلاش‏هاي علمي، به بسياري از آگاهي‏ها مي‏توان دست يافت؛ اما براي اطمينان به درستي يافته‏هاي خود و آگاهي به آنچه براي او دست نايافتني است، نياز به يك منبع اصيل و غني بسيار محسوس است، چنان كه از زبان امام راحل(ره) گفته شده است: «اگر قرآن نبود درهاي معرفت بر ما بسته بود».
    در ميان كتاب‏هاي آسماني و دست نوشته‏هاي بشري، قرآن مجيد در اين باره جايگاه ممتازي دارد. تعريفي كه قرآن از انسان دارد (إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً) {بقره (2)، آيه 30.} و تعريفي كه قرآن از خداوند ارائه كرده است: (لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ) {شوري (43)، آيه 11}. (همراه با صفات جمال و جلال كه در آيات متعدد آمده) و تعريفي كه از نظام هستي و حيات و شعور همگاني موجودات ارائه داده (وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ) {رعد (13)، آيه 13}. و تعريفي كه از پيوستگي و هماهنگي منظم همه كرات و افلاك و زمين و آسمان دارد: (وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها...) چشمس (91)}. و... نيازمندي همه جامعه بشري و پويندگان راه حق و حقيقت را به اين كتاب آسماني ضروري ساخته است؛ زيرا بعضي از دانش‏ها به جز از طريق قرآن براي بشر دست يافتني نيست: (...وَ يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ) و آنچه را نمي‏دانستيد به شما ياد مي‏دهد...»{بقره (2)، آيه 151}.
    از جمله آگاهي هايي كه به جز از طريق قرآن راهي براي دريافت آن نيست، آگاهي درباره جهان پس از مرگ و جزئيات جهان آخرت است؛ زيرا هيچ كدام از افراد بشر، تجربه تكرار و رفت و آمد آن را ندارند و درك بشري، هيچ گونه سابقه ذهني از آن ندارد. در حالي كه در سوره «واقعه»، «صافات»، «مرسلات» و... صحنه قيامت را به تصوير كشيده است.
    سوم. نقش برجسته ديگر قرآن اين است كه از سابقه تاريخ بشر، خبرهاي درست و مطابق واقع را نقل كرده و سرگذشت پيامبران و محتواي پيام آنان را - بدون هرگونه تحريف و دسيسه بشري - به جامعه بشريت رسانده است. ازاين‏رو قرآن حتي بر پيروان تورات و انجيل، منّت شايان توجهي دارد كه چهره پيامبران بني اسرائيل را به درستي معرفي كرده و حضرت موسي، عيسي(ع)، زكريا و... را آن گونه كه بوده‏اند - به دور از هر گونه تهمت و توهيني - شناسانده و دست تحريف‏گران و دسيسه‏گران را نقش بر آب ساخته است. قرآن مجيد در اين باره مي‏فرمايد: (وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَي ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ) «اي عيسي پسر مريم! آيا تو گفتي به مردم كه من و مادرم را همچون دو خدا به جاي خداوند بپرستيد؟! گفت: منزهي تو! مرا نشايد كه چيزي را كه حق نيست بگويم».{مائده (5)، آيه 116}.
    چهارم. نقش برجسته ديگر قرآن براي جامعه بشريت اين است كه ظرفيت جهان شمولي دارد و پيام‏هاي آن براي تمام مصلحان جهان و حافظان حقوق بشر قابل اعتنا و كاربردي است. تكيه بر نقاط مشترك پيروان اديان آسماني و پايبندي به اصول انساني (مانند عدالت گستري، امانتداري و...)، تلاش براي ريشه كني هر گونه ناهنجاري، ناپاكي و اختلاف و مخالفت با حق و درستي و... همگي شاخص‏هايي است كه ظرفيت جهان شمولي قرآن را به نمايش گذاشته است. آيات فراخوان قرآن همچون تابلوي درخشنده تمامي اصلاحگران و حق‏گرايان را به سوي محور وحدت و پاكي به دور از هر گونه تعصب و خودخواهي دعوت كرده است: (قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلي‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ) «بگو: اي اهل كتاب: بياييد بر سر سخني كه ميان ما و شما يكسان است بايستيم كه: جز خدا را نپرستيم و چيزي را شريك او نگردانيم و برخي از ما بعضي ديگر را به جاي خدا به خدايي نگيرد»{آل عمران (3)، آيه 64.}
    براي آگاهي بيشتر ر.ك:
    - طباطبايي، محمدحسين، قرآن در اسلام، دارالكتب الاسلاميه، چ 1372؛
    - جوادي آملي، عبدالله، قرآن در قرآن، مركز نشر اسراء، چ بهار 1378؛
    - جوادي آملي، عبدالله، انتظار بشر از دين، مركز نشر اسراء، چ 1380؛
    - مدرسي، محمدتقي، مباحثي پيرامون معارف قرآن كريم، انتشارات محبان الحسين(ع)، چ 1379؛
    - غزالي، محمد، نقش قرآن در جهان معاصر، انتشارات هه‏ژار سنندج، چ 1380.

    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۸۹/۰۶/۲۳ در ساعت ۲۱:۰۴

  8. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود