صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفسير سوره الطارق- آيات مربوط به آفرينش انسان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    56 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تفسير سوره الطارق- آيات مربوط به آفرينش انسان




    سلام...
    لطفا ترجمه تفسير آيه هاي 6 و 7 سوره الطارق رو به طور كامل و با توجه به علم پزشكي امروز بيان كنيد.

    بسم الله الرحمن الرحيم
    خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ تفسير سوره الطارق- آيات مربوط به آفرينش انسان يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ تفسير سوره الطارق- آيات مربوط به آفرينش انسان

    من 2 تفسير و چندين ترجمه پيدا كردم،ولي اين دو تفسير كاملا با هم متفاوتن.
    مي خوام نظر شما رو هم بدونم

    ممنون


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث قرآني
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۵/۰۴ در ساعت ۰۴:۰۴
    يك عمر هر دردي به من دادي / حس مي كنم عين نيازم بود
    جايي كه افتادم به پاي تو / زيبا ترين جاي نمازم بود

    هر جاي دنيايي دلم اونجاس / من كعبه مو دور تو مي سازم
    من پشت كردم به همه دنيا / تا رو به تو سجاده بندازم...


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    مقدمه




    سلام به شما کاربر گرامی
    برای اینکه وارد بحث شویم ابتدا مقدمه ای عرض می کنم تا سایر دوستان هم با فضای بحث آیات آشنا شوند:


    فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ
    خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِق
    يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ (طارق/5تا7)
    انسان بايد بنگرد كه از چه چيز آفريده شده است!
    از يك آب جهنده آفريده شده است
    آبى كه از ميان پشت و سينه‏ ها خارج مى‏ شود!

    در آيه 5 به عنوان يك استدلال بر مسأله معاد در برابر كسانى كه آن را غير ممكن مى‏ شمردند، مى‏ فرمايد: «انسان بايد بنگرد از چه چيز آفريده شده است»؟! (فلينظر الانسان مم خلق). و به اين ترتيب قرآن دست همه انسانها را گرفته و به خلقت نخستين باز مى‏ گرداند، و با يك جمله استفهاميه از آنها مى‏ پرسد: «آفرينش شما از چه بوده است»؟

    در آیه 6 ، بى ‏آنكه منتظر پاسخ آنها باشد، جواب اين سؤال را _كه روشن است_ خودش بیان می کند و مى‏ فرمايد: «از يك آب جهنده آفريده شده است»! (خلق من ماء دافق). كه اين توصيفى است براى نطفه مرد كه در آب منى شناور است و به هنگام بيرون آمدن جهش دارد.

    در آيه 7 در توصيف ديگرى از اين آب مى‏ گويد: «آبى كه از ميان پشت و سينه‏ ها خارج مى‏ شود» (يخرج من بين الصلب و الترائب).

    سپس در آيه 8 ، از اين بيان نتيجه‏ گيرى كرده و مى‏ گويد: «مسلما او [خدايى كه انسان را از چنين چيز نازلی آفريد] ، مى‏ تواند او را بازگرداند» (انه على رجعه لقادر)؛ در آغاز خاك بود، و سپس بعد از طى مراحلى به صورت نطفه درآمد، و نطفه نيز بعد از طى مراحل پيچيده و شگفت‏ انگيزى، تبديل به انسان كاملى شد؛ بنابر اين بازگشت او به حيات پس از مرگ و زندگى مجدد، هيچ مشكلى ايجاد نمى‏ كند. (برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 464)
    و اما بحث آیه 6 و 7 که پرسش دوست خوبمان است:


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۵/۱۵ در ساعت ۱۶:۴۰
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    تفسیر صلب و ترائب




    "صلب" به معنى پشت است و اما "ترائب" جمع "تريبه" است و بنا بر قول مشهور میان علماى اهل لغت، به معنای استخوانهاى بالاى سينه است؛ همانجا كه گردن‏بند روى آن قرار مى‏ گيرد؛ (1)

    در آيات فوق تنها سخن از نطفه مرد به ميان آمده است، زيرا تعبير به "ماءٍ دافِق" (= آب جهنده) ، تنها در باره نطفه مرد صادق است نه زن، و ضمير "يخرج" در آيه بعد به آن باز مى‏ گردد؛ آنجا که می فرماید: "اين آب جهنده از ميان صلب و ترائب بيرون مى‏ آيد".

    درباره آیه 7 تفاسیر متعددی ذکر شده اما مناسبترين تعبير (طبق برداشت استاد مکارم شیرازی در تفسیر نمونه) این است كه گفته شود: قرآن به يكى از دو جزء اصلى نطفه كه همان نطفه مرد است و براى همه محسوس مى‏ باشد، اشاره كرده و منظور از "صلب" و "ترائب"، قسمت پشت و پيش روى انسان است، چرا كه آب نطفه مرد از ميان اين دو خارج مى‏ شود. (2)

    اين تفسيرى است روشن و خالى از هر گونه پيچيدگى و هماهنگ با آنچه در كتب لغت در معنى اين دو واژه آمده است؛ در عين حال ممكن است حقيقت مهمترى در اين آيه نيز نهفته باشد كه در حد علم امروز براى ما كشف نشده و اكتشافات دانشمندان در آينده پرده از روى آن بردارد. (3)

    البته برخی مفسرین معاصر مانند جناب مراغی در تفسير المراغي (4) از منظر دستاوردهای طبی و پزشکی، مطالبی درباره این آیات بیان نموده اند که علاقه مندان می توانند به آدرس داده شده مراجعه فرمایند.


    پی نوشت
    --------------------------------------
    1- ابن منظور که از لغویین معروف است، در لسان العرب، درباره ترائب مى‏ گويد: قال اهل اللغة اجمعون موضع القلادة من الصدر.
    2- در آيات ديگر قرآن نيز هنگامى كه سخن از آفرينش انسان از نطفه به ميان مى ‏آيد، بيشتر روى نطفه مرد كه امرى محسوس است تكيه شده (به آيات 46 نجم و 37 قيامت مراجعه شود).
    3- تفسير نمونه، ج‏26، ص: 367
    4- تفسير المراغي، ج‏30، ص: 113
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۱۲/۲۸ در ساعت ۲۳:۰۵
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    56 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نظرتون در مورد اين تفسير چيه؟

    برخي ديگر از مفسران، اصطلاح «ماء دافق» را بر «نطفه زن و مرد» تطبيق داده‎اند که ترجمه مرحوم «مشکيني» نيز برگرفته از اين تفسير مي‌باشد که به «آبي جهنده (مختلط از زوجين)» ترجمه نموده است.
    بر طبق نظر اين گروه از مفسران، کلمه «دافق» به معناي «جهنده» نیست بلکه به معناي «اجتماع و آميختگي گامت نر و ماده» است. آنان معتقدند در ادبيات عرب نيز اين مفهوم استفاده شده است چنان‌چه گفته مي‎شود: جاء القوم دفقة يعني مجتمعين (آن گروه به صورت دسته‎جمعي آمدند).
    البته برخي ديگر از مفسران [29،46،47] معتقدند کلمه «دافق» داراي دو معناست: 1ـ جهنده 2ـ ريخته شده که معناي دوم صحيح است. برداشت آنان اين است که همان‌طور که «مايع مني» در رحم ريخته مي‎شود «تخمک» نيز با رها شدن از تخمدان، در رحم ريخته مي‌شود پس مي‌توان براي هر دو از صفت ريخته شده استفاده نمود.
    ممکن است به ذهن برسد که اگر منظور گامت نر و ماده بوده است چرا در آيه از لفظ تثنيه استفاده ننموده است و نگفته است : «خلق من مائين دافقين»
    برخي مفسران در جواب گفته‌اند:
    «چون هر دو آب(مرد و زن) در رحم درهم مي‌آميزند و در آغاز آفرينش [با ترکيب اسپرم و اوول و تشکيل چهل و شش کروموزوم] با هم متحد مي‌شوند»[20].
    پس آيه با ظرافت به آميزش دو عامل باروري در زن و مرد اشاره نموده که از اتحاد و آميختگي آن دو، پيدايش جنين حاصل مي‌گردد.


    گروه دوم از مفسران، مفهوم «صلب» را به مرد و «ترائب» را به زن اختصاص داده‌اند و معتقدند «مايع مني» از پشت(کمر و ستون فقرات) مرد سرچشمه گرفته و در زن نيز منشأ آن از دنده‌هاي زن مي‌باشد.
    البته به نظر مي‌رسد بهتر است که هر دو کلمه «الصلب» و «الترائب» مربوط به هر دو جنس زن و مرد باشد. يعني گرچه «اسپرم» در بيضه و «تخمک» در تخمدان توليد مي‌گردند ولي اين غدد تناسلي از شريان‌هاي به نام «شريان تخمداني» و «شريان بيضه‌اي» تغذيه مي‌کنند که از ناحيه پشت(کمر و ستون فقرات) و دنده‌ها سرچشمه مي‌گيرد و جالب آن است که منشأ و مسير شريان غدد جنسي زن و مرد يکسان باشد
    يك عمر هر دردي به من دادي / حس مي كنم عين نيازم بود
    جايي كه افتادم به پاي تو / زيبا ترين جاي نمازم بود

    هر جاي دنيايي دلم اونجاس / من كعبه مو دور تو مي سازم
    من پشت كردم به همه دنيا / تا رو به تو سجاده بندازم...


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث قرآنی نمایش پست
    "صلب" به معنى پشت است و اما "ترائب" جمع "تريبه" است و بنا بر قول مشهور میان علماى اهل لغت، به معنای استخوانهاى بالاى سينه است؛ همانجا كه گردن‏بند روى آن قرار مى‏ گيرد؛ (1 و 2)

    در آيات فوق تنها سخن از نطفه مرد به ميان آمده است، زيرا تعبير به "ماءٍ دافِق" (= آب جهنده) ، تنها در باره نطفه مرد صادق است نه زن، و ضمير "يخرج" در آيه، بعد به آن باز مى‏ گردد؛ آنجا که می فرماید: "اين آب جهنده از ميان صلب و ترائب بيرون مى‏ آيد".

    درباره آیه 7 تفاسیر متعددی ذکر شده اما مناسبترين تعبير (طبق برداشت استاد مکارم شیرازی در تفسیر نمونه) این است كه گفته شود: قرآن به يكى از دو جزء اصلى نطفه كه همان نطفه مرد است و براى همه محسوس مى‏ باشد، اشاره كرده و منظور از "صلب" و "ترائب"، قسمت پشت و پيش روى انسان است، چرا كه آب نطفه مرد از ميان اين دو خارج مى‏ شود. (2)

    اين تفسيرى است روشن و خالى از هر گونه پيچيدگى و هماهنگ با آنچه در كتب لغت در معنى اين دو واژه آمده است؛ در عين حال ممكن است حقيقت مهمترى در اين آيه نيز نهفته باشد كه در حد علم امروز براى ما كشف نشده و اكتشافات دانشمندان در آينده پرده از روى آن بردارد. (3)

    البته برخی مفسرین معاصر مانند جناب مراغی در تفسير المراغي (4) از منظر دستاوردهای طبی و پزشکی، مطالبی درباره این آیات بیان نموده اند که در تفسير نمونه هم قول ایشان نقل شده است (5) اما با توجه به چند اشکالی که در تفسیر نمونه، نسبت به مطالب جناب مراغی ذکر شده، از نقل آن خودداری شد. خوانندگان گرامی جهت مطالعه بیشتر به منابع پیش گفته مراجعه فرمایند.


    پی نوشت
    --------------------------------------
    1- ابن منظور که از لغویین معروف است، در لسان العرب، درباره ترائب مى‏ گويد: قال اهل اللغة اجمعون موضع القلادة من الصدر.
    2- تفسير نمونه، ج‏26، ص: 365
    2- در آيات ديگر قرآن نيز هنگامى كه سخن از آفرينش انسان از نطفه به ميان مى ‏آيد، بيشتر روى نطفه مرد كه امرى محسوس است تكيه شده (به آيات 46 نجم و 37 قيامت مراجعه شود).
    3- تفسير نمونه، ج‏26، ص: 367
    4- تفسير المراغي، ج‏30، ص: 113
    5- تفسير نمونه، ج‏26، ص: 366
    با درود. جناب پاسخگو مفسرین که دیدیم نتوانسته اند در مورد این ایه متفق القول شوند لطف کنید احادیثی از معصومین که روشنگر قران هستند ذکر کنید.

  7. تشکر


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    56 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آره ، البته اين متفق القول نشدن به خاطر اينه كه اين آيه مبهمه.
    و چيزي رو بيان كرده كه تا به حال ممكنه علم يا بهش نرسيده باشه يا ناقص رسيده باشه...

    ولي در هر صورت... شايدم رسيده باشه...

    اگه كسي اطلاعات بيشتري داره دريغ نكنه لطفا...
    به خصوص اگه كسي اطلاعات پزشكي هم داره...
    يك عمر هر دردي به من دادي / حس مي كنم عين نيازم بود
    جايي كه افتادم به پاي تو / زيبا ترين جاي نمازم بود

    هر جاي دنيايي دلم اونجاس / من كعبه مو دور تو مي سازم
    من پشت كردم به همه دنيا / تا رو به تو سجاده بندازم...

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آره ، البته اين متفق القول نشدن به خاطر اينه كه اين آيه مبهمه
    با درود. خب چرا باید مبهم باشه؟؟ مگه قران نگفته فصلت ایاته؟؟! این بحثهای مفسران برای انست که توجیه علمی براش پیدا کنند والا میدانند صلب وترایب چیست!!در واقع به زبان بی زبانی میگویند این ایه اشتباه کرده ومنی مرد یا زن میان صلب وترایب بیرون نمی اید!!واینهم از نظر علمی از امور بدیهی است . که منی از بیضه بیرون میاید وکسی هم شک ندارد وربطی به کمر و سینه هم ندارد!!مثل اینکه علم میداند خورشید بدور زمین نمیگردد و نمیگشته!!اینجاست که باید دست به دامن عترت شد تا ما را از این ابهام بیرون اورند ولی جناب پاسخگو هم هیچ کمکی نکرد!!

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درود جناب پاسخگو.مگه من خواسته نابجایی داشتم؟؟ از شما خواستم احادیثی در این مورد بگذارید. اگه نیست خب بگید نیست . اگر هست چرا نمیذارید؟؟! نکنه...؟

  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    56 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط talleb نمایش پست
    با درود. خب چرا باید مبهم باشه؟؟ مگه قران نگفته فصلت ایاته؟؟! این بحثهای مفسران برای انست که توجیه علمی براش پیدا کنند والا میدانند صلب وترایب چیست!!در واقع به زبان بی زبانی میگویند این ایه اشتباه کرده ومنی مرد یا زن میان صلب وترایب بیرون نمی اید!!واینهم از نظر علمی از امور بدیهی است . که منی از بیضه بیرون میاید وکسی هم شک ندارد وربطی به کمر و سینه هم ندارد!!مثل اینکه علم میداند خورشید بدور زمین نمیگردد و نمیگشته!!اینجاست که باید دست به دامن عترت شد تا ما را از این ابهام بیرون اورند ولی جناب پاسخگو هم هیچ کمکی نکرد!!
    چرا داريم آيه مبهم هاي ديگري هم كه يك زماني مبهم بودن و بعد ها علم به اونا رسيد...

    وَ هُوَ الَّذي خَلَقَ الْلَيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ في فَلَكٍ يَسْبَحُونَ

    و اوست آن كسى كه شب و روز و خورشيد و ماه را پديد آورده است. هر كدام از اين دو در مدارى [معيّن‏] شناورند. (انبياء آيه 33)

    يا

    وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فيهِنَّ نُورًا وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجًا
    و ماه را در ميان آنها روشنايى‏بخش گردانيد و خورشيد را [چون‏] چراغى قرار داد. (نوح آيه 16)





    اين آيه ها هم زماني مبهم بوده، ولي حالا مي تونيم از آيه دوم بفهميم كه به اين دليل خورشيد رو چراغ معرفي كرده كه خورشيد چشمه نوره و به ماه لفظ نور داده...

    يا تو آيه اول تعيين كرده كه خورشيد و ماه در مدار حركت ميكنند...


    آدم هايي مثل شما كه دنبال تناقض يابي اند و مي خوان به هر طريقي شده غير الهي بودن قرآن رو ثابت كنن خوب بلدن به همه چيز گير بدن...

    من اين آيه رو نذاشتم كه بگم با علم تناقض داره! گذاشتم كه اگه جواب محكم تر و اثبات شده تري وجود داره بفهمم...

    و اگه فعلا وجود نداشت هيچ دليلي نداره كه اين مطلب قرآني اشتباه باشه! چون اونقدر دلايل اثبات شده براي خيلي از آيات ديگه وجود داره كه بتونه مطمئنم كنه!

    لطفا شما هم دنبال فرصت نباشيد! چون نه اين آب ها گل آلوده، نه از توش واسه اشخاصي مثل شما ماهي در مياد...
    ویرایش توسط قلب پاك : ۱۳۹۰/۰۵/۲۹ در ساعت ۱۵:۵۷
    يك عمر هر دردي به من دادي / حس مي كنم عين نيازم بود
    جايي كه افتادم به پاي تو / زيبا ترين جاي نمازم بود

    هر جاي دنيايي دلم اونجاس / من كعبه مو دور تو مي سازم
    من پشت كردم به همه دنيا / تا رو به تو سجاده بندازم...

  12. تشکر


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چرا داريم آيه مبهم هاي ديگري هم كه يك زماني مبهم بودن و بعد ها علم به اونا رسيد...

    وَ هُوَ الَّذي خَلَقَ الْلَيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ في فَلَكٍ يَسْبَحُونَ

    و اوست آن كسى كه شب و روز و خورشيد و ماه را پديد آورده است. هر كدام از اين دو در مدارى [معيّن‏] شناورند. (انبياء آيه 33)

    يا

    وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فيهِنَّ نُورًا وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجًا
    و ماه را در ميان آنها روشنايى‏بخش گردانيد و خورشيد را [چون‏] چراغى قرار داد. (نوح آيه 16)





    اين آيه ها هم زماني مبهم بوده، ولي حالا مي تونيم از آيه دوم بفهميم كه به اين دليل خورشيد رو چراغ معرفي كرده كه خورشيد چشمه نوره و به ماه لفظ نور داده...

    يا تو آيه اول تعيين كرده كه خورشيد و ماه در مدار حركت ميكنند..
    درود بر کسانیکه شایسته انند. در قران هیچ معجزه علمی وجود که ندارد هیچ پر از اشتباهت علمیست. مطالب علمی قران در حد دانش مردم عربستان قرن 7 بوده . این دو ایه ای هم که اورده ای هیچ چیز عجیب غریبی نگفته که انرا معجزه قلمدادکنیم. اولا این ایاتی که اورده ای ربطی به موضوع تایپیک ندارد ولی چون ادعا کرده ای ناچارم ادعای شما رو رد کنم. ایه اول: اگر توجه کنید شب وروز در این ایه مثل خورشید وماه یک شی مستقل مثل خورشید وماه در نظر گرفته شده وگفته شب وروز در مداری شناورند در حالیکه شب وروز چیزی مستقل از خورشید نیستند. دوم اینکه یسبحون باید معنی شنا کردن بدهد نه شناور . شناور بودن معنایش حتما این نیست که ان شی حرکت میکند مثلا توپی را در نظر بگیرید که در هوا شناور است ولی در یک جا ایستاده . پس این ترجمه شناور برای یسبحون غلط است. یسبحون به معنی شنا میکنند هست. وگفتن اینکه ماه وخورشید در اسمان شنا میکنند اشاره به حرکت شبانه روزی انهاست که از مشرق به مغرب شنا میکنند یا در حرکتند. و اینرا که همه مردم میبینند!! از طرفی هر ادمی میبیند که ماه وخورشید در اسمان بدون هیچ پایه یا ستونی در اسمان قرار گرفته اند این کجایش معجزه است!! ایه دوم: اینکه ماه رو نسبت نور داده وخورشید را ضیا دلیلش این نبوده که میخواسته بگه خورشید نورش از خودشه وماه نورش از خودش نیست. این را مفسرین جدید به ایه می چسبانند تمام مفسران قدیم میگویند خورشید را به این دلیل ضیا گفته که نورش قویتر از ماه است. در فرهنگ عرب هم نورا و هم ضیا بیانگر این است که این اشیا نورشان از خودشان است ومسلما اگر ادعای شما درست بود مسلما لغت شناسان عرب مثل سیوطی ودیگر مفسران باید انرا میگفتند. چون نمیشود گفت این لغت انزمان این معنی را میداده ولی انها نفهمیده اند!
    !دم هايي مثل شما كه دنبال تناقض يابي اند و مي خوان به هر طريقي شده غير الهي بودن قرآن رو ثابت كنن خوب بلدن به همه چيز گير بدن
    چگونه وچه کسی به شما حق داده که برای اثبات حقانیت قران و دینتان هر چه خواستید ببافید اما من حق نداشته باشم حرفی بزنم؟؟!شما ها هم دست به دامن هر چیزی میشوید تا انرا در بوق وکرنا بگذارید وقرانتان را معجزه قلمداد کنید هر کس ادعا کند باید پاش بایسته!!
    و اگه فعلا وجود نداشت هيچ دليلي نداره كه اين مطلب قرآني اشتباه باشه! چون اونقدر دلايل اثبات شده براي خيلي از آيات ديگه وجود داره كه بتونه مطمئنم كنه!
    صد در صد اشتباهه!! این از بدیهیات علمه که منی مرد در بیضه بوجود میاد نه بین کمر وسینه. همینطور که کسی شک نداره که خورشید دور زمین نمیگرده!! امیدوارم امور بدیهی علمی رو از فرضیه تشخیص بدی!! در ضمن لازم نیست من گل الودش کنم خودش بحد کافی گل الود هست. در ضمن من خودم میخواستم این تایپیک رو بزنم ولی دیدم شما زدید امدم که نظر پاسخگو رو ببینم مگه هر کسی تایپیک میزنه ملک شخصی اون میشه و دیگران حق اظهار نظر ندارند. من به تو چکار دارم که منظورت از این تایپیک چی بوده؟؟ بعد ادم فهمیده این شعری که توی امضات گذاشتی وانگار خودت هم متوجه نیستی کفر امیزه مال شریعتی نیست مال کارو شاعر معروفه!!

  14. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود