جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نسبت و ارتباط مقام زميني اهل البيت عليهم السلام با مقامات ملكوتي و عرشي ايشان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    343
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما نسبت و ارتباط مقام زميني اهل البيت عليهم السلام با مقامات ملكوتي و عرشي ايشان




    بسم الله الرحمن الرحيم
    اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن عدوهم

    با سلام و عرض إحترام

    سؤالاتي داشتم و اميد دارم كه جواب مفصلي بر اين سؤالات داشته باشيد تا بتوانم كمال استفاده را از اين فرصت گرانبها را برده باشم.

    نسبت مقام زميني اهل البيت عليهم السلام با مقامات ملكوتي و جبروتي ايشان چگونه است ؟
    منظور از اين سؤال آن است كه بعضي از مقامات اهل البيت عليهم السلام قابل تحمل اين نشئه _ عالم و سراي _ دنيوي محدود نيست ,
    بلكه متناسب است با عوالم وسيعتر علوية و عرشي است تا تجلي و ظهور اين صفات قدسية بصورت تمام و أكمل صورت بگيرد , مانند مظهريت ايشان بتمام جلوه اسماء حسناي اللهية ,
    مثلا مظهر بودن ايشان به اسم " عليم " و " محيط " ,
    متناسب با ازدياد علم ايشان همانطور كه در كافي روايات آن آمده , يا آية 52 سوره شورى نيست.
    التماسانه خواستار شرح فرق و ارتباط مقامات ارضي أهل البيت عليهم السلام و مقامات اللهي و ملكوتي اين ذوات مقدس عليا هستم.
    به عبارتي شرح ارتباط وجودي نشئة دنيوي اهل البيت عليهم السلام با حقايق و نوراني و ملكوتي ايشان را باز بفرماييد.

    لطفا شرح اين مسئلة بصورت سطحي نباشد
    بنده بحمد الله بنظر خودم آشنايي نسبت خوبي بمفاهيم عرفان نظري دارم , لذا تمنى دارم شرح را بصورت عميق تر و علمي تر بيان بفرماييد

    التماس دعا

    يا علي


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۵/۲۴ در ساعت ۱۰:۳۴


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط لواء الحسين نمایش پست
    بسم الله الرحمن الرحيم
    اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن عدوهم

    با سلام و عرض إحترام

    سؤالاتي داشتم و اميد دارم كه جواب مفصلي بر اين سؤالات داشته باشيد تا بتوانم كمال استفاده را از اين فرصت گرانبها را برده باشم.


    نسبت مقام زميني اهل البيت عليهم السلام با مقامات ملكوتي و جبروتي ايشان چگونه است ؟

    منظور از اين سؤال آن است كه بعضي از مقامات اهل البيت عليهم السلام قابل تحمل اين نشئه _ عالم و سراي _ دنيوي محدود نيست ,
    بلكه متناسب است با عوالم وسيعتر علوية و عرشي است تا تجلي و ظهور اين صفات قدسية بصورت تمام و أكمل صورت بگيرد , مانند مظهريت ايشان بتمام جلوه اسماء حسناي اللهية ,
    مثلا مظهر بودن ايشان به اسم " عليم " و " محيط " ,
    متناسب با ازدياد علم ايشان همانطور كه در كافي روايات آن آمده , يا آية 52 سوره شورى نيست.
    التماسانه خواستار شرح فرق و ارتباط مقامات ارضي أهل البيت عليهم السلام و مقامات اللهي و ملكوتي اين ذوات مقدس عليا هستم.
    به عبارتي شرح ارتباط وجودي نشئة دنيوي اهل البيت عليهم السلام با حقايق و نوراني و ملكوتي ايشان را باز بفرماييد.

    لطفا شرح اين مسئلة بصورت سطحي نباشد

    بنده بحمد الله بنظر خودم آشنايي نسبت خوبي بمفاهيم عرفان نظري دارم , لذا تمنى دارم شرح را بصورت عميق تر و علمي تر بيان بفرماييد

    التماس دعا


    يا علي



    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي



    با سلام و عرض ادب


    برادز بزرگوار پرسشی که مطرح فرمودید با توجه به اینکه از مباحث عرفانی و فلسفی است و پرداختن تشریحی بدین موضوع از حوصله این بحث خارج می باشد پیشنهاد می شود برای دریافت پاسخ تشریحی به کتب عرفانی از جمله تمهید القواعد ، فصوص الحکم و ... مراجعه بفرمایید .

    همانگونه که مستحضرید انسان موجودی است که دو جنبه ملکوتی و مادی دارد ؛ از دیدگاه حکمت متعالیه بر اساس نظریه وحدت وجود جناب ملاصدرا ، انسان وحدت وجودی دارد بدین معنی که جنبه ملکوتی و جنبه مادی انسان حقیقت واحدی است که دارای درجات متفاوت به صورت تشکیکی است ،مرتبه اعلای حقیقت واحده جنبه ملکوتی و مرتبه اضعف آن جنبه مادی انسان هست .

    این سخن در مورد اهل البیت نیز جاری است ؛ این ذوات مقدسه نیز دارای دو جنبه ملکوتی و زمینی هستند با این تفاوت که مقام اهل البیت علیهم السلام به دور از تصور است و احدی به این مقام نائل نمی شود ، اهل البیت علیهم السلام اولین ظهور و اولین تجلی حضرت حق جل سبحانه هستند که تمامی موجودات به واسطه این ذوات مقدسه به وجود آمده اند ، در حقیقت همچنانکه ذوات مقدسه و منور این انوار منیره واسطه فیض الهی به تمامی عوالم اعم از مجرد و مادی هستند همچنان نیز در مقام زمینی ولایت تکوینی بر کل موجودات اعم از مجردات و مادیات دارند .

    اگر ذوات مقدسه اهل البیت علیهم السلام در مقام ملکوتی شان بعد از ذات تبارک و تعالی مفیض وجود و هستی بر کل عالم امکان هستند همچنان در مقام زمینی شان واسطه فیض و واسطه تداوم فیض الهی بر عالم امکان می باشند .

    یا علی





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    343
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحيم
    اللهم صل على محمد و آل محمد الأطيبين الأطهرين
    و اللعنة الدآئمة الوبيلة على أعدآئهم و ظالميهم أجمعين
    با سلام خدمت استاد عزيز پاسخگوي مباحث كلامي
    خداوند متعال را سائلم كه طاعات و عبادات شما را قبول فرمايد.

    در ادامه نكاتي است كه دوست دارم بيشتر باز شود.
    فرموديد كه اين مبحث متعلق به مباحث عرفان و حكمت متعالية است , بله اين امري كه فرموديد صحيح است و فرموديد كه اين مبحث از حوصله اين موضوع خارج است و مرا به كتابهاي متعددي ارجاع داديد و مشخص نكرديد كه در تبيان اين مطالب به كدام بخش يا موضوع يا صفحه از اين كتب رجوع كنم , و اضافه بر اين هدف بنده از مطرح كردن اين موضوع آن است كه من خواستم بيشتر بدانم و بهتر بفهمم لذا سؤال كردم , مضافا بر اينكه من خارج از ايران زندگي ميكنم و دسترسي به كتب عرفاني ندارم و فهميدن اين مطالب بصورت صحيح احتياج به بيان استاد متمكن دارد
    عموما , فرموديد , كه مخلوقات أعم از انسان همه داراي يك جنبه ملكوتي و يك جنبه مادي يا ارضي هستند , و اين فرمايش شما متعاضد و موافق با آيات آخر سوره ياسين هست.

    در ادامه فرموديد كه انسان وحدت وجودي دارد و مؤداي اين قول آن است كه جنبه ملكوتي و مادي آن متحد و تشكيكي است , من فعلا در مورد تشكيكي بودن وجود يا نبودن آن سخن نمي گويم بلكه سؤالم را متوجه به فهم بنده از فرمايش شما ميكنم , آيا إين فهم درست است , كه بنا بر وحدت وجودي انسان بلكه تمامي موجودات و بنا بر تشكيكي بودن وجود , معنايش اين است كه , هر كدام از ما در حال حاضر , در عوالم فوقيه و علوية ظهوراتي متناسب با درجه وجودي خويش داريم ؟ آيا إين منظور از وحدت جمعي است ؟ تمنى دارم كه اين وحدت جمعي را بيشتر توضيح و مبرهن فرماييد با استفاده از ادله عقليه و نقلية.
    و بنابراين كلام نتيجه آن ميشود كه , هر ظهور در هر عالم متناسب با خواص و سعت آن عالم است , آيا إين فهم و نتيجه درست است لطفا بيشتر توضيح دهيد .

    اهميت بيان اين مسئله اين است كه با فهم محدوديت اين عالم مادي با خواص ظهور وجودي أئمة عليهم السلام در اين عالم محدود , مي شود به بسياري از مبهمات خصوص مقامات ايشان پاسخ داد , مثلا مظهريت تام و كمال إسم عليم , را نمي توان با رواياتي كه زياد شدن علم ايشان در هر شب جمعه توجيه كرد إلا با فهميدن حيثيت مقامات ملكوتي و ربط آن با مقام ارضي و زميني. زيرا با محدود بودن خصائص قابل ظهور در اين نشئه مادي نمي توان خصائص ما فوق عالم ماده مانند مظهريت أتم اسماء حسنى را در اين نشئه تجلي كند بلكه مظهريت تمام را مي توان مشاهده كرد. بله اين ذوات مقدسه در هر عالم بهترين و تمامترين تجلي ممكن در آن عالم را حائز هستند , اما أفق الأتم الأكمل الأجلى أفقي است ما وراء محدوديتهاي اين عوالم محدود به خواص خود,وظهور تمام مساوي با ظهور أتم و الأتم نيست . همانطور كه ليوان دريا را در خود نمي تواند جا دهد بلكه ظهوري از ان را نشان مي دهد , أما اين ظهور با اينكه تمام است اما محدود است به اين ليوان و از ظهورات ديكر مانند مثلا امواج دريا و كائنات غواص در آن نشاني نمي دهد , زيرا آن مظهريت محدود است به محدوديت اين ليوان آب . همانطور كه محدوديت ظهور مقامات أتم و أكمل أهل البيت عليهم السلام محدود است بمحدوديت اين نشئه و عالم دنيوي محدود , و هر موجود همانطور در قوسين صعود و نزول ظهوراتي دارد متناسب با آن عالم. خواهشمند مي شوم بيان بنده را تصويب يا تخطيء كنيد و توضيحات بيشتري را ارائه فرماييد.
    مثالي ديكر در مورد محدود بدون ظهور خصائص و مقامات عالية به محدوديت عالم ونشئه موجود در آن .
    اين مثال همانند باقي أمثله از جهتي نزديك و از جهاتي ما را از مقصود دور مي كند.
    مثالي كه اينجا مي خواهم بزنم متعلق به نظام ويندوز است , ما زماني كه كامبيوتر را روشن ميكنيم ويندوز بصورت عادي روشن مي شود و تمام برنامه ها و فايلها قابل دسترسي و استفاده مي باشد , أما أكر ما ويندوز را مثلا با سيف مود " safe mod" روشن كنيم ويندوز محدود ميشود فقط به برنامه ها و فايلهاي اساسي , ويندوز همان ويندوز است اما نشئه يا عالمي كه در آن كار مي كنيم محدودتر شده لذا حوزه و قدرت و مقدار فعاليت ماهم نيز محدود به اين عالم يا نشئه مي شود , قدرت ويندوز همان است تغييري نكرده , اما فضا محدودتر شده لذا قدرت ما از استفاده و اظهار قدرتها و تواناييهاي ويندوز نيز محدود شده به اين عالم محدود. أميدوارم مطلبي كه خواستم روشن كنم واضح شده باشد.

    اما در مورد تشكيكي بودن وجود يا عدم آن
    بامثال ساده اي چون نور شمع و نور خورشيد شايد بتوان اين معنى را به اذهان نزديك كرد. اما از جهت ديگر مي توان اثبات كرد كه وجود بما هو وجود حقيقت واحدي است و تشكيك و اختلاف در ماهيت است نه وجود , به اين معنى كه :
    وجود بما هو وجود مشترك است بين تمامي موجودات , زيرا كه وجود نقيض عدم است و عدم غير قابل تجزيه است لذا وجود نيز غير قابل تجزيه مي باشد و بنابراين غير قابل تشكيك , زيرا نمي شود گفت مثلا اين معدوم ناقص است و ديگري معدوم متوسط است و آن يكي معدوم كامل است , زيرا كه عدم معدوم است و تشكيك ندارد و اين حكم به وجود نيز سرايت مي كند .
    اميد دارم اين بحث بيشتر باز شود زيرا كه فهم آن در بسياري از مسائل مدخليت دارد.
    التماس دعا دارم
    يا علي

    ویرایش توسط لواء الحسين : ۱۳۹۰/۰۵/۲۴ در ساعت ۲۱:۵۱


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام و ادب خدمت شما
    در اول باید خدمت شما عرض کنم که سواد بنده در حد بحث فلسفی و عرفانی نیست تا اینکه بتوانم با لغتهای معمول در این کونه بحثها کمکی انجام دهم ولی از ماه عسل صحبتهای استادان گرامی برداشتی شخصی دارم که بر حسب ان مطرح میکنم برای بررسی این امر که ایا مقامات ارضي أهل البيت عليهم السلام و مقامات اللهي و ملكوتی انها به مانند هم است یا نه باید به این موضوع اشاره کرد که خداوند تمام خلقت را بر حسب تکامل قرار داده و در این راه هیچ استثنا ی وجود ندارد پس ولیا هم به مانند مابقی انسانها راه تکامل را چه از لحاظ فزیکی و چه از لحاظ روحی پیموداند با این تفاوت که تمام اولیا بر حسب وظیفه محوله که خداوند برای انها در نظر کرفته داری یک روح و نفس بیشتری هستند و ان نفس مطمانه میباشد و در مابقی امور تا نفس مرضیه با تلاش و مجاهدت خودشان کسب شده حال سوال این است که در مزحله اخر که داری نفس مرضیه با روح عظم هستند ایا قدرت زمینی انها با قدرت ملکوتی انها یکسان است به نظر بنده بله یکسان است ولی بروز ان نسبت به محیط متفاوت است

    ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۹۰/۰۵/۲۴ در ساعت ۲۲:۲۴
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط لواء الحسين نمایش پست
    بسم الله الرحمن الرحيم
    اللهم صل على محمد و آل محمد الأطيبين الأطهرين
    و اللعنة الدآئمة الوبيلة على أعدآئهم و ظالميهم أجمعين
    با سلام خدمت استاد عزيز پاسخگوي مباحث كلامي
    خداوند متعال را سائلم كه طاعات و عبادات شما را قبول فرمايد.

    در ادامه نكاتي است كه دوست دارم بيشتر باز شود.
    فرموديد كه اين مبحث متعلق به مباحث عرفان و حكمت متعالية است , بله اين امري كه فرموديد صحيح است و فرموديد كه اين مبحث از حوصله اين موضوع خارج است و مرا به كتابهاي متعددي ارجاع داديد و مشخص نكرديد كه در تبيان اين مطالب به كدام بخش يا موضوع يا صفحه از اين كتب رجوع كنم , و اضافه بر اين هدف بنده از مطرح كردن اين موضوع آن است كه من خواستم بيشتر بدانم و بهتر بفهمم لذا سؤال كردم , مضافا بر اينكه من خارج از ايران زندگي ميكنم و دسترسي به كتب عرفاني ندارم و فهميدن اين مطالب بصورت صحيح احتياج به بيان استاد متمكن دارد
    عموما , فرموديد , كه مخلوقات أعم از انسان همه داراي يك جنبه ملكوتي و يك جنبه مادي يا ارضي هستند , و اين فرمايش شما متعاضد و موافق با آيات آخر سوره ياسين هست.

    در ادامه فرموديد كه انسان وحدت وجودي دارد و مؤداي اين قول آن است كه جنبه ملكوتي و مادي آن متحد و تشكيكي است , من فعلا در مورد تشكيكي بودن وجود يا نبودن آن سخن نمي گويم بلكه سؤالم را متوجه به فهم بنده از فرمايش شما ميكنم , آيا إين فهم درست است , كه بنا بر وحدت وجودي انسان بلكه تمامي موجودات و بنا بر تشكيكي بودن وجود , معنايش اين است كه , هر كدام از ما در حال حاضر , در عوالم فوقيه و علوية ظهوراتي متناسب با درجه وجودي خويش داريم ؟ آيا إين منظور از وحدت جمعي است ؟ تمنى دارم كه اين وحدت جمعي را بيشتر توضيح و مبرهن فرماييد با استفاده از ادله عقليه و نقلية.
    و بنابراين كلام نتيجه آن ميشود كه , هر ظهور در هر عالم متناسب با خواص و سعت آن عالم است , آيا إين فهم و نتيجه درست است لطفا بيشتر توضيح دهيد .



    با سلام و عرض ادب

    ضمن عذر خواهي از محضر شما دوست بزرگوار از اينكه فاصله بسيار طولاني در بحث ايجاد شد عذرخواهي مي كنم :

    پاسخ فرمايشات حضرت عالي را آيه 21 سوره حجر داده است ؛ آيه شريفه مي فرمايد :

    وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ (حجر آيه 21)

    هيچ چيز نيست مگر آنكه نزد ما خزينه‏هاى آنست و ما نازلش نمى‏كنيم مگر به اندازه معين‏
    در اين آيه شريفه چند نكته مهم وجود دارد كه توجه كردن به اين نكات ماا را به پاسخ خواهد رسانيد :

    الف: خداوند سبحان فرمود «هيچ چيزي نيست مگر اينكه خزائن آن در نزد ماست » همانطور كه مستحضريد خداوند سبحان خزائن همه اشياء را از عالم غير مادي و عالم ماوراء مي داند ، شيء عام است و هر چيزي را شامل مي شود ، انسان ، حيوان ، درخت و ... همه موجودات تحت كلمه شيء قرار دارند لذا هر چيزي كه شيء بر آن اطلاق مي شود خزائنش از نزد خداست .

    توضيح اينكه: موجودات عالم اصل و حقيقتي دارند ، حقيقت موجودات عالم در عالم مثال موجود است طبق این آیه شریفه حقیقت همه اشیاء در نزد خدا ( در علم خدا) است و از آن مرتبه به مراتب پایین تر نازل می شود. در فلسفه اسلامی به اثبات رسیده که حقیقت موجودات عالم مادّه ، ابتدا از علم الهی به عالمی به نام عالم عقول یا عالم جبروت تنزّل یافته است ؛ در این مرتبه ، نه از مادّه خبری هست و نه از آثار آن مثل حرکت و زمان و شکل و رنگ و ... ؛ باز این موجودات تنزّل یافته به مرتبه دیگری از عالم می رسند به نام عالم مثال ، که در این مرتبه نیز از مادّه و آثار خاصّ آن مثل حرکت و زمان خبری نیست ؛ ولی برخی آثار موجودات مادّی مثل شکل و رنگ در آن موجود است. موجودات این عالم از حیث غیر مادّی بودن شباهتی به موجودات ذهنی انسان دارند که شبیه به اجسام مادّی ولی فاقد مادّه است. باز این موجودات از عالم مثال (برزخ نزولی) تنزّل یافته در عالم مادّه ظاهر شده اند ، که عالم حرکت و زمان است. موجودات عالم مثال و عالم عقول از آن جهت که حرکتی ندارند ، آمد و شد نیز به معنای خاصّ آن در آنها وجود ندارد. امّا موجودات عالم مادّه ، در ذات و جوهرشان دائماً در حرکتند. یعنی دائماً از حالت بالقوّه بودن به سوی بالفعل شدن می روند. برای مثال تخم مرغ که بالقوّه جوجه است به سوی جوجه بالفعل شدن می رود و جوجه که بالقوّه مرغ است به سوی مرغ بالفعل شدن می رود و مرغ با مردن ، مادّه را وانهاده به عالم مثال باز گشته از حرکت رها می شود.

    بر این اساس در فلسفه اسلامی اثبات می شود که بازگشت همه موجودات عالم مادّه در نهایت به عالم مثال صعودی (عالم برزخ) است. حتّی ستارگان و کهکشانها نیز در هنگام فروپاشی عالم در لحظه قیامت ، به اصل مثالی خود باز می گردند. « يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ . ــــ در آن روز كه اين زمين به زمين ديگر، و آسمانها(به آسمانهاى ديگرى) مبدّل مى‏شود، و آنان در پيشگاه خداوند واحد قهار ظاهر مى‏گردند. »(ابراهيم:48) که آن زمین دیگر ، حقیقت این زمین بوده و زنده و باشعور است ؛ از اینرو از تمام آنچه در این زمین مادّی رخ داده باخبر است لذا « يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها. ـــ در آن روز زمين تمام خبرهايش را بازگو مى‏كند»(الزلزلة:4)

    پس تا اینجا معلوم شد که اوّلاً موجودات مادّی مراحلی را طی نموده به عالم مادّه رسیده اند ثانیاً موجودات مادّی از آن جهت که ذاتاً در حال حرکت و شدن هستند رو به فعلیّت می روند و فعلیّت در مقابل مادّیّت است چون ریشه هر بالقوّه بودن مادّه است ؛ لذا مادّه را قوّه محض می نامند. پس موجودات مادّی از بدو پیدایی آنها در عالم مادّه رو به سوی عالم تجرّد( عالم غیر مادّی) می روند که عالم فعلیّت است.

    ادامه دارد ...



    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ب: « و ما ننزله » علامه طباطبايي در تفسير ذيل همين آيه مي فرمايد:

    خداى تعالى اين" شى‏ء" را، نازل از ناحيه خود مى‏داند، و نزول معنايى است كه مستلزم يك بالا و پايينى، و بلندى و پستى مانند آسمان و زمين باشد، و چون به و جدان مى‏بينيم كه زيد مثلا از جاى بلندى به جاى پستى نيفتاده، مى‏فهميم كه منظور از انزال، انزال معمولى كه مستلزم فرض پستى و بلندى است نمى‏باشد، و مقصود از آن همان خلقت زيد است، اما خلقتى كه توأم با صفتى است كه به خاطر آن كلمه نزول بر وى صادق باشد، و نظير آيه مورد بحث آيه شريفه « وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ" » (و نازل كرد براى شما از چهارپايان هشت جفت. سوره زمر، آيه 6) و آيه شريفه " وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ" « آهن را نازل كرديم. سوره حديد، آيه 25» مى‏باشد.

    بعد از آنكه معناى نزول را تا حدى فهميديم، اين نكته را ياد آور مى‏شويم كه در جمله" وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ" نزول را كه بنا شد به معناى خلقت باشد توأم با قدر كرده، اما توأمى لازم كه به هيچ وجه انفكاكش ممكن نيست، براى اينكه آن را با تعبير حصر (جز به قدر معلوم نازل نكرديم) افاده فرموده." و بايى" كه بر سر قدر است ، مى‏رساند كه ظهور زيد به وجود، توأم با همان حدود و اندازه‏هاى معلومى است كه دارد، پس وجود زيد وجودى است محدود، و چطور محدود نباشد با آنكه خداى تعالى فرموده:" إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ مُحِيطٌ" « او به هر چيزى محيط است. سوره حم سجده، آيه 54» و اگر وجود زيد محدود نباشد محاط خدا واقع نمى‏گردد، زيرا چيزى كه حد و نهايت ندارد محال است محاط واقع شود.

    و اين قدر چيزيست كه به وسيله آن هر موجودى متعين، و متمايز از غير خود مى‏شود، مثلا در زيد كه خود يك شى‏ء است و از عمرو و غيره متمايز است، حقيقتى است كه آن را از ديگر افراد انسان جدا مى‏سازد، و نيز از اسب، گاو، زمين و آسمان متمايز مى‏كند، بطورى كه مى‏توانيم بگوييم زيد عمرو نيست، و هيچ فرد ديگر انسان نيست، و نيز اسب و گاو نيست، و زمين و آسمان هم نيست. و اگر اين حد و اين قدر نبود اين تعين و تمايز از ميان مى‏رفت و هر چيزى همه چيز مى‏شد.

    اين سخن در باره وجود زيد بود، همچنين وجود قوا و آثار و اعمال زيد محدود و مقدر است، ديدنش مطلق و در هر حال و در هر زمان و در هر مكان نيست، و هر چيزى را نمى‏بيند و با هر عضوش صورت نمى‏گيرد، بلكه در حالى و مكانى و زمانى معين و چيزهايى مخصوص و با عضوى خاص و در شرايطى معين صورت مى‏گيرد، و اگر ديدن زيد على الاطلاق بود، بايد به تمامى ديدنى‏هاى خاص نيز احاطه پيدا كند، و ديدن ديگران كه ديدن خاص است ديدن او هم باشد، نظير اين بيان در تمامى خصائص وجودى و توابع او نيز جريان دارد- دقت بفرمائيد.
    ترجمه الميزان، ج‏12، ص: 211



    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود