صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زندگي و ترور اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2

    زندگي و ترور اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي




    زندگي و ترور اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي



    زندگي و ترور اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي

    سال ها از شهادت مردي كه مدت ها كابوسي هميشگي براي اسراييلي ها محسوب مي شد، مي گذرد، اما هم چنان خاطره وي در ذهن مردم فلسطين زنده است.
    "يحيي عياش " قرار بود تا تبديل به يك مهندس شيمي شود و زندگي آسوده اي را دنبال كند ‌اما راهي كه وي برگزيد به چيزي غير از يك زندگي راحت ختم مي شد.

    او مانند ماهى از چنگال دستگاه‏هاى امنيتى عريض و طويل رژيم صهيونيستى مى‏لغزيد و چون شبحى دست نيافتنى خود يا همرزمانش را به سلامت از زير چشمان ماموران امنيتى اسراييل مى‏گذراند و به اهداف مورد نظرش مى‏رساند.
    عياش سال ها صهيونست ها را با عمليات هاي مداوم شهادت طلبانه رنج داد و در نهايت تنها با خيانت جاسوساني خود فروخته به شهادت رسيد.

    درطول پنج سال عمليات هاي مدام شهادت طلبانه كه يحيي عياش طراح آن ها بود، بيش از پانصد اسراييلي كشته و زخمي شدند، كه بيش از تلفاتي بود كه حزب الله در طول عمليات هاي چريكي خود از پيدايش تا عقب نشيني رژيم صهيونيستي در سال 2000 بر آن تحميل كرده بود.
    در تاثيرگذاري عياش همان بس كه افراييم سينه يكي از وزاري كابينه رژيم صهيونيستي بعد از ترور عياش مي گويد:«مهندس مستحق اين كيفر بود؛ چرا كه دستانش به خون بسيارى از صهيونيست‏ها آغشته بود و امروز با ترور او، روز عيد و شادى ماست؛ هر چند كه در اين شادى با وجود همرزمان و شاگردانش نبايد افراط كرد.»

    ايهودى يهارى - تحليلگر سياسى تلويزيون رژيم صهيونيستى نيز پس از ترور عياش گفت: «از ابتداى شروع جنگ بين ما و فلسطينيان هيچ شخصى مانند يحيى عياش دستش را آغشته به خون صهونيست‏ها نشان نداد.»
    هنوز هم صهيونيست ها اين عمليات را به عنوان يكي از شاهكارهاي خود ياد مي كنند و كتاب هاي متعددي در خصوص شهادت يحيي عياس توسط دستگاه هاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي منتشر شده است.

    يكي از اين كتاب ها "شكار مهندس " نوشته ساموئل كاتس محقق اسراييلي-آمريكايي است. در اين كتاب علاوه بر شرح دقيق عمليات ترور يحيي عياش، تاريخچه مفصلي از عمليات ها و ريشه هاي آن آمده است.
    اگرچه عياش نامي آشنا در غرب و اسراييل است با اين حال مظلوميت و ناشناخته بودن وي در ميان مخاطبان ايراني بهانه اي شد تا ترجمه کتاب در اختيار مخاطبان قرانی قرار دهد.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2





    اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي-1
    اسرائيلي‌ها چاره‌اي نداشتند جز اينكه به "يحيي عياش " احترام بگذارند
    يحيي عياش باهوش، غيرقابل پيش‌بيني و پيچيده بود. شايد او را بايد تجسم نبوغي غيرانساني دانست كه خوب مي‌دانست چه كند و خوب بلد بود در راه عقيده‌اش فداكاري كند.اين عياش بود كه قوانين بازي را در مواجهه با اسرائيلي‌ها تعيين مي‌كرد.

    زندگي و ترور اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي



    * يحيي عياش ثابت كرد كه دستگاه امنيتي اسرائيل شكست دادني است

    در بخشي از جهان كه عقربه زمان ،روي صفحه‌اي از خون مي‌چرخد ، يحيي عياش را بايد شخصيتي بزرگ در آوردگاه ( مبارزان)تروريسم دانست.اين مهندس كه ازاهالي كرانه باختري بود و در ساخت مواد منفجره نبوغي چشمگير داشت، 150 اسرائيلي را هلاك كرد و 500 نفرديگر را مجروح ساخت. خلاقيت‌هاي وي در عرصه توليد بمب، زندگي‌هاي بسياري را به هم ريخت و منجر به شكل‌گيري يك اراده سياسي شد. وي توانست اثبات كند، دستگاه امنيتي اسرائيل كه در نبردهاي پيشپين خود شكست‌ناپذير مي‌نمود، قابل شكست دادن است. يك افسر پليس كه وظيفه داشت وي را پاي ميز محاكمه بكشاند، از وي چنين ياد مي‌كرد: "نمادي از خطر كه در يك بمب ساعتي پنهان شده است. " عياش، هوشي سرشار داشت، پنهان كاري عالي و زيركي و خونسردي عجيبي داشت. وي ساده اما مطمن عمل مي‌كرد . در خانه‌هاي امن پنهان مي‌شد و استاد تغيير چهره و تربيت شاگرداني شجاع بود. او را بايد اسطوره فلسطين و نماد طرز فكر فلسطيني دانست.

    * اسرائيلي‌ها چاره‌اي نداشتند جز اينكه به عياش احترام بگذارند

    بيش از نيم قرن است كه عرب ها و اسرائيلي‌ها در گستره اي ميان رود اردن و درياي مديترانه، خون يكديگر را مي ريزند.در اين ميان اسرائيل پيش‌تر نيز با جنگجوياني ترس آور مواجه شده بود . اين جنگجويان كه بعضا مليت آلماني و ژاپني نيز داشتند، در ليبي، اتحاد شوروي و دره بقاع آموزش ديده بودند و در واقع جنگاوراني حرفه‌اي بودند كه عمليات خود را با هدف پيش‌برد اهداف سياسي به انجام مي‌رساندند. بسياري از اين رزمندگان راه آزادي نيز، كاريكاتورهايي عجيب و غريب بودند كه بعضا بسيار ابلهانه عمل مي‌كردند و بيشتر تنه به هنرپيشگان يك فيلم درجه دوم مي‌زدند اما يحيي عياش را بايد پديده‌اي كاملا متفاوت با مبارزان پيشين به شمار آورد. وي باهوش، غيرقابل پيش‌بيني و پيچيده بود. شايد او را بايد تجسم نبوغي غيرانساني دانست كه خوب مي‌دانست چه كند و خوب بلد بود در راه عقيده‌اش فداكاري كند! براي كاركنان سازمان‌هاي جاسوسي اسرائيل، ممكن نبود كه بتوانند وي را دست‌كم بگيرند! اين عياش بود كه قوانين بازي را در مواجهه با اسرائيلي‌ها تعيين مي‌كرد و اسرائيلي‌ها نيز چاره‌اي نداشتند جز اينكه از يكسو از وي در هراس باشند و از سوي ديگر به وي احترام بگذارند. براي اسرائيلي‌ها وي ديگر يك عرب پاپتي نبود، بلكه يك "مهندس " بود.

    * ابعاد شخصيت عياش هنوز هم فاش نشده است

    روزي كه شروع به نگارش اين كتاب كردم، تلاش اسرائيل را براي دستگيري يحيي عياش، مبارزه نيكي بر ضد بدي مي‌پنداشتم، اما واقعيت آن است كه يحيي عياش كسي نيست كه بتوان وي را كاملا سفيد يا كاملا سياه نگريست. پس از دو سال تحقيق و مصاحبه‌هاي متعدد متوجه شدم كه ناگفته هايي كه در خصوص عياش وجود دارند، از واقعيات روشن به مراتب بيشترند.

    * يحيي عياش را جنگجويي بود كه همواره به پيروزي مي‌رسيد

    دوران جنگاوري يحيي عياش را بايد يكي از دوره‌هاي دراماتيك، غيرقابل پيش‌بيني و غيرقابل تصور در تاريخ "دولت يهود " دانست! اگربخواهيم جنگ سرسختانه عياش را بر ضد اسرائيل يشه يابي كنيم، بايد از روزي آغاز نماييم كه "اسحاق رابين "، نخست‌وزير پيشين اسرائيل و "ياسر عرفات "، رئيس پيشين تشكيلات خودگردان فلسطين ،دست يكديگر را فشردند. اين مقطع تاريخي با كشتار الخليل و امضاي قرارداد صلح با اردن آغاز شده و سرانجام به ترور رابين و سپس كشتارهاي زيركانه اين مهندس انجاميد و نتيجه آن بحران سياسي و خون‌ريزي هرچه بيشتر بود. تاكتيك يحيي عياش در طراحي بمب‌گذاري‌هايي كه بيشتر در اتوبوس‌ها انجام مي‌شد، به تغيير فضاي سياسي منطقه كمك كرد و نگاه يك ملت را به صلح تغيير داد. يحيي عياش را جنگجويي بود كه همواره به پيروزي مي‌رسيد و درست به همين جهت بايد او را تجسد نبوغي غير انساني دانست.

    * عياش دورنماي طرح صلح خاورميانه را بر باد داد

    اين كتاب بيان‌گر سال‌هاي رنج مردمي است كه البته با رنج بيگانه نيست! در طول دوران جنگ با عياش، اسرائيل با برخي دشمنان قديمي و منفور خود متحد شد، شكاف‌هاي داخلي در آن به زخم‌هايي كهنه و چرك‌آلود بدل شدند و ترس و ماتم‌زدگي در آن به يك نوع روش زندگي بدل گرديد. در اين سال‌ها اتفاقات زيادي افتاد كه هنوز رهبران خاورميانه از ابعاد آن تصور درستي ندارند. شايد بتوان گفت كه بمب هاي عياش در اين دوره تنها دورنماي صلح متصور براي خاورميانه را بر باد داد.

    * همكاري آمريكا، اسرائيل و اردن در تدوين اين كتاب


    اگر همكاري‌هاي دوستان و شخصيت‌هاي تاثيرگذار در نيويورك، واشنگتن، تل‌آويو، عمان و ساير كشورها نبود، من به تنهايي نمي‌توانستم اين كتاب را به رشته تحرير درآورم ، چرا كه تهيه چنين كتابي بدون كمك چنين اشخاصي ممكن نيست. من از تمامي جاسوسان، سربازان، صاحب‌منصبان و ... نيز به خاطر شجاعت و همكاري آن ها در تهيه اين كتاب تشكر مي‌كنم و يادآورمي شوم كه بسياري از اين افراد به شرطي حاضر به همكاري اينجانب شده‌اند كه نامي از آن ها برده نشود.

    ادامه دارد...


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    زندگي و ترور اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي زندگي و ترور اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي
    اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي-2
    فرزند يك سبزي فروش پليس اسراييل را در عيد "پسح " غافگير مي كند
    خبرگزاري فارس:در حالي كه تمامي نيروهاي پليس در سراسر اسرائيل به حالت آماده‌باش كامل درآمده بودند، "عبدالباسط عوده "، فرزند يك سبزي‌فروش كه بهترين لباس‌هاي خود را پوشيده بود، وارد منطقه‌ ورود ممنوع جدا كننده سرزمين‌هاي اسرائيلي از سرزمين‌هاي تحت كنترل تشكيلات خودگردان شد تا سوار اتوموبيلي شود كه قرار بود وي را به منطقه هدف برساند.

    زندگي و ترور اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي



    قسمت دوم اين مجموعه از نظر خوانندگان محترم مي گذرد:


    *18 ماهي كه خواب را از صهيونيست‌ها ربود!

    به ندرت ديده شده بود كه در عيد "پسح " - عيد نجات بني‌اسرائيل از مصر - باران ببارد. باران در سرزمين‌هاي خشك خاورميانه همواره ديدني است و در اين سال كاهش دماي پس از باران در عيد پسح، براي ملتي كه مصيبت‌زده بود، جنبه‌اي سمبليك نيز داشت.
    پسح، عيد رهايي بني‌اسرائيل از بردگي در مصر است كه اين بار نيز نماد لطف خدا به ملت اسرائيل پس از 18 ماه خونين بود؛ 18 ماهي كه مبارزان فلسطيني توانسته بودند طي آن حس امنيت را از مردم اسرائيل بگيرند.
    اين حملات را حماس، جهاد اسلامي و حتي برخي عناصر تشكيلات خودگردان فلسطين، همان تشكيلات ياسر عرفات، ترتيب مي‌دادند. سلاحي كه برگزيده بودند، بمب‌گذاري انتحاري بود و در اين ميان، حتي اتوبوس‌ها، رستوران‌ها، كافه‌ها و مراكز خريد نيز از حملاتشان در امان نبودند. اسرائيلي‌ها حتي از بيرون رفتن براي غذا خوردن و بردن خانواده‌ها براي خريد نيز مي‌هراسيدند!

    *باران فلج كننده در عيد پسح، انعكاسي از وضعيت سخت حاكم بر اسرائيل بود

    باران فلج‌كننده‌اي كه در شب چهارشنبه، 27 مارس 2002 باريدن گرفته بود، انعكاسي از وضعيت سخت حاكم بر اسرائيل بود اما به هر حال زندگي در آستانه آن‌چه عيد و جشن خوانده مي‌شد، همچنان ادامه داشت.
    در شهر نتانيا، در بيست مايلي تل ‌آويو، هتل‌ها كم‌كم پر از مسافراني شده بود كه براي گذراندن تعطيلات به اين شهر تفريحي - ساحلي آمده بودند. در درون "پارك هتل "، ساختمان هشت طبقه واقع در خيابان "شاه ديويد هفتم " نيز، تمامي 90 اتاق هتل در حال خدمت‌رساني به مسافرين بودند.
    لابي اين هتل نيز كه در آن شام سرو مي‌شد، پر از سر و صداي بشقاب‌هايي بود كه به هم مي‌خوردند، كودكاني كه پيش از خوردن غذاي شب عيد سوالاتي را مطرح مي‌كردند و مشروب‌هايي كه در ليوان‌هاي كريستال ايتاليايي ريخته مي‌شد. لابي هتل براي عيد تزيين شده بود و حتي در شرايطي كه اسرائيل تحت شرايط سخت امنيتي قرار داشت، در پارك هتل همه چيز بوي جشن و عيد مي‌داد.

    *فرزند يك سبزي فروش پليس اسراييل را در عيد "پسح " غافگير مي كند

    هر چند كه تروريست‌هاي فلسطيني اصولا در تعطيلات و مراسم مذهبي از حمله خودداري مي‌كنند، اما تمهيدات امنيتي در سطح بالايي انديشيده شده بود. تمامي نيروهاي پليس در سراسر اسرائيل به حالت آماده‌باش كامل درآمده بودند. گشت‌هاي پليس چه در يونيفرم و چه در لباس شخصي در شهرهاي مختلف اسرائيل گشت‌زني مي‌كردند.
    در اين ميان "عبدالباسط عوده "، فرزند يك سبزي‌فروش نيز براي پسح آماده مي‌شد. وي كه يك آفتابه‌دزد اهل "طولكرم "، در كرانه باختري رود اردن بود و در اين شب بهترين لباس‌هاي خود را پوشيده بود، وارد منطقه‌ ورود ممنوع جدا كننده سرزمين‌هاي اسرائيلي از سرزمين‌هاي تحت كنترل تشكيلات خودگردان شد تا سوار اتوموبيلي شود كه قرار بود وي را به منطقه هدف برساند.

    * "عوده " فلسطيني كه بيشترين شباهت با يك يهودي را داشت

    عوده از آن جهت كه بسيار متخصص يا باهوش بود، براي اين عمليات انتخاب نشده بود. وي به خاطر رنگ پوستش انتخاب شده بود كه با قدري آرايش به خوبي مي‌توانست خود را يك يهودي جا بزند. اين تنها صلاحيتي بود كه براي اجراي اين عمليات به آن احتياج بود. نكته ديگري نيز وجود داشت و آن اينكه عوده از اينكه به همراه قربانيان خود بميرد، هراسي نداشت و حماس نيز به خوبي از اين نكته آگاه بود.
    در حالي كه مسافران پارك هتل در رستوران هتل براي صرف شام رفت و آمد مي‌كردند، اندك‌اندك از شدت بارش باران نيز كاسته مي‌شد. هيچكس متوجه ورود عوده در ساعت 7:15 بعدازظهر به پارك هتل نشده بود و وي با خبال راحت از لابي گذشته و خود را به ميزهاي مخصوص ميهماني رسانده بود.

    *ميخ ها و پيچ هاي سمي اسراييلي ها را هدف مي گيرد

    شايد پيش از آنكه انفجار نارنجي‌رنگ و دود ناشي از آن پارك‌هتل را فرابگيرد، كسي يادش هم نمي‌آمد كه عوده چه لباسي پوشيده است، اما صحنه‌هايي كه پس از اين انفجار به‌وجود آمد، هرگز از يادها نخواهد رفت.
    بمب عوده در يك بسته‌بندي پر از ميخ و پيچ، پنهان شده بود كه برخي از ميخ‌ها و پيچ‌هاي مزبور به سم آغشته شده و سم آنها وارد بدن كساني شد كه مستقيما به‌وسيله بمب به قتل نرسيدند. پنجره‌هاي هتل از جا كنده شد و اجساد و تكه‌هاي بدن كشته‌شدگان به خيابان پرت شده بودند.

    *پليس نتانيا در انتظار انفجار دوم

    پليس اسرائيل به خوبي مي‌دانست كه اگر قرار باشد فلسطيني‌ها عملياتي را در ايام تعطيل به عمل آورند، اين عمليات در يكي از شهرهاي نزديك به كرانه باختري رخ خواهد داد.
    نتانيا نيز تنها 6 مايل با طولكرم، شهر بزرگ فلسطيني فاصله داشت. طولكرم از مراكز قدرت حماس است.
    پليس بلافاصله پس از اين انفجار در محل حادثه حاضر شد و پس از آن آمبولانس‌ها و تيم‌هاي پزشكي آژيركشان خود را پارك هتل رساندند. پليس بيشتر نگران آن بود كه براي بار دوم از حماس ركب نخورد، چرا كه يكي از روش‌هاي حماس فرستادن بمب‌گذار انتحاري دوم به محل حادثه براي ضربه زدن به تيم‌هاي امداد و نجات است.

    * 30 كشته و 150 مجروح در اثر انفجار در پارك هتل

    پسح در سال 2002 با بمب‌گذاري در پارك هتل به يك فاجعه تبديل شد، فاجعه‌اي كه طي آن 30 نفر جان خود را از دست دادند و 150 تن زخمي شدند. كمتر از 48 ساعت پس از اين بمب‌گذاري نيز ارتش اسرائيل با حمله به كرانه باختري به آن پاسخ گفت.
    زماني بود كه ديدن صحنه مرگ 30 نفر و زخمي شدن 150 نفر در اثر يك بمب‌گذاري انتحاري بسيار تكان‌دهنده بود اما اين‌گونه بمب‌گذاري‌ها ديگر به امري عادي در اسرائيل بدل شده است. در دنيايي كه پس از حملات يازده سپتامبر به شهرهاي نيويورك و واشنگتن كه طي آن شخص "اسامه بن لادن "، خود آمريكا را هدف حمله قرار داد، براي هميشه تغيير يافته است؛ ديگر حملات انتحاري چيزي نيست كه نشود تصور آن را كرد!

    *صلح در خاورميانه به آرزويي دست‌نيافتني مي‌ماند

    مناقشه خاورميانه كه چندين دهه است ادامه دارد، تاكنون جان هزاران انسان بي‌گناه را چه از اعراب و چه از اسرائيلي‌ها گرفته است. صلح در خاورميانه به آرزويي دست‌نيافتني مي‌ماند و به نظر مي‌رسد كه براي پنجاه سال ديگر نيز بايد شاهد ادامه تروريسم در اين منطقه باشيم.

    * اسرائيل با ده ها واقعه همچون يازدهم سپتامبر روبه رو بوده است

    اسرائيل در تاريخ خون‌بار و كوتاه خود شاهد تعداد كثيري واقعه، نظير واقعه يازده سپتامبر بوده است. اكنون اسامي شهرهاي كوچكي چون آويويم، مونيك و ناهاريا در مقياسي كوچك‌تر يادآور "گراند زيرو "، يعني همان منطقه‌اي هستند كه برج‌هاي دوقلوي مركز تجارت جهاني در تاريخ يازده سپتامبر 2001 در آن فرو ريخت.
    براي اسرائيلي‌ها اسامه بن‌لادن‌هاي بسياري وجود داشته‌اند كه نام آنها معادل با كلمه شيطان است.
    بيش از 50 سال است كه جنگ مبارزان فلسطين بر ضد اسرائيل ادامه دارد.مبارزان فلسطيني اكنون ديگر به دنبال گروگان‌گيري و مطرح كردن خواسته‌هاي خود نيستند، بلكه اين تروريست‌ها اكنون به كساني تبديل شده‌اند كه با انگيزه‌هاي مذهبي دوست دارند بميرند و تا مي‌توانند به همراه خود آدم بكشند.

    *ناتواني اسراييلي ها در دستگيري عياش وي را به يك افسانه تبديل كرده بود

    مردي كه خود را به عنوان رهبر اين شيوه از مبارزه تروريستي معرفي كرد، مردي مرموز و دورن‌گرا به نام "يحيي عياش " بود كه از فرماندهان شاخه نظامي حماس محسوب مي‌شد. وي كه از سوي اسرائيلي‌ها "مهندس " خوانده مي‌شد، طي دو سال رهبري اين عمليات صدها تن را به قتل رسانيد و تعداد بيشتري را نيز مجروح كرد.
    وي در عين اينكه اتوبوس‌ها و كافه‌هاي اسرائيلي را منفجر مي‌كرد در كرانه باختري و نوار غزه به يك افسانه تبديل شده بود، چرا كه به نظر مي‌رسيد، اسرائيلي‌ها قادر به دستگيري وي نيستند. طي اين دو سال بازي موش و گربه، عياش به "اسامه بن‌لادن اسرائيل " تبديل شده بود.

    * دست‌يابي به عياش تنها يك پيروزي زودگذر بود

    به هر حال اسرائيل در پايان به آنچه مي‌خواست رسيد اما اين پيروزي را براي اسرائيل، در بهترين حالت بايد يك پيروزي گذرا دانست. خاورميانه از آن زمان وضعيت بهتري نيافته است. تا زماني كه كساني هستند كه قصدشان بستن كمربند انفجاري بر نوجوانان و فرستادن آنها به رستوران‌ها براي عمليات انتحاري است، نسل‌هاي آينده ميراثي جز نفرت، مرگ و نااميدي دريافت نخواهند كرد.

    ادامه دارد/



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    زندگي و ترور اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي زندگي و ترور اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي
    اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي-3
    "بامبي " اسراييلي هم در محله‌هاي تل‌آويو مغلوب بمب "عياش " مي‌شود



    زندگي و ترور اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي




    *لحظاتي ديوانه وار كه قلب انسان را از كار مي اندازد


    كار پليس همواره با وحشتي غيرقابل تصور كه البته غيرعادي هم نيست، تعريف مي‌شود. اين كار هيچ‌وقت يكنواخت نمي‌شود و بعضا به لحظاتي ديوانه‌وار مي‌انجامد كه قلب انسان را از كار كردن باز مي‌دارد! شيفت شامگاهي در منطقه "دان " واقع در شمال تل‌آويو براي "آهارون بين - نان " و همكارش "لئون كاهالون " كه اولي از افسران پليس و دومي از گارد داوطلبين شهري بودند، آن شب هم برنامه‌اي عادي بود.

    *همه چيز ساكت و آرام به نظر مي‌رسيد


    بنابراين گزارش، وظيفه گارد داوطلبين شهري در اسرائيل اين است كه چشم و گوش گشت‌هاي پليس باشند و اگر احيانا دردسري رخ داد، به كمك نيروهاي پليس بشتابند.
    دردسر در اينجا معنايي خاص دارد كه از آن تحت عنوان HTA ياد مي‌شود كه به معني "اقدام تروريستي دشمن " است. با اين حال كاري كه عموما از نيروهاي داوطلب شهري برمي‌آيد، دستگيري دزدها و خلاف‌كارها و پايان دادن به نزاع‌هاي خياباني است.
    وقتي نيروهاي گارد شهري وارد خيابان‌هاي خالي منطقه صنعتي "اوريهودا " در جنوب شرقي تل‌آويو شدند، قصدشان اين بود كه ببينند آيا همه چيز بر روال عادي هست و آيا زناني كه در شيفت شب كارخانجات منطقه مزبور مشغول به فعاليت‌اند، در امنيت كامل به سر مي‌برند يا نه؟ همه چيز ساكت و آرام به نظر مي‌رسيد.

    *تعقيب و گريز صبحگاهي پليس اسراييل با يك فيات


    ساعات اوليه بامداد 19 نوامبر 1992، يك خودروي ون مربوط به گارد داوطلبين شهري كه به رنگ سفيد و آبي منقش بود به يك خودروي فيات مشكوك مي‌شوند. در اين خودرو كه چراغ‌هاي عقب آن كار نمي‌كرد سه عرب فلسطيني حضور داشتند كه به نظر مي‌رسيد از مواجهه با پليس چندان خشنود نيستند. بين - نان با استفاده از بلندگو از اين خودرو خواست تا متوقف شود اما راننده خودرو فورا پاي خود را بر روي پدال گاز فشار داد و در ميان دودي كه ناشي از اصطكاك لاستيك خودرو با زمين بود از منطقه دور شد.
    به اين ترتيب بين - نان و كاهالون درگير يك ماجراي تعقيب و گريز شدند كه در واقع اصلا تصور آن را در آن ساعات صبحگاهي نمي‌كردند. موضوع از طريق بي‌سيم به واحدهاي ديگر پليس نيز گزارش شد.
    تعقيب و گريز در اتوبان شماره 4 منتهي به منطقه متوسط‌نشين "سوبوربيا "ي شهر تل آويو ادامه يافت و به مرور برخي واحدهاي ديگر پليس نيز به عمليات پيوستند. در شرايطي كه خودروي فيات مسير خود را از يك لاين به لاين مخالف بزرگراه تغيير مي‌داد پليس در تلاش بود تا با پاشيدن ميخ‌هاي سوراخ‌كننده تاير خودرو، آن را از حركت بازدارد، اما راننده فيات تمام تلاش خود را مي‌كرد تا از اين موانع به سلامت گذر كند و به سمت منطقه اعيان‌نشين "رامت افال " حركت مي‌كرد.


    * همه چيز به يك خيابان بن بست ختم مي شود

    در خيابان ريمون، جايي كه ساكنان با صداي آژيرهاي پليس و به زمين ساييده شدن تاير خودروها از خواب شبانگاهي بيدار شده بودند، خودروي فيات وارد يك خيابان يك‌طرفه شد. به اين ترتيب راننده خودرو كه ظاهرا با زبان عبري آشنا نبود به بن‌بست خورد و سه سرنشين آن به سرعت از خودرو پياده شده و سعي كردند كه فرار كنند. دو نفر از اين افراد قبل از آنكه موفق به فرار شوند دستگير شدند و شخص سوم نيز در حالي كه تلاش داشت به زور وارد يك منزل مسكوني شود، به دام افتاد. هر سه اين افراد "فلسطيني " بودند.

    * كشف يك بمب بنزيني!

    پلاك خودروي مزبور نشان مي‌داد كه اين خودرو دزديده شده است اما پليس بر اين باور بود كه اين سه نفر سارق خودرو نيستند. در دورن خودوري فيات مزبور چيزي پيدا شد كه خيلي شك‌برانگيز بود.
    پنج تانك 12 كيلوگرمي بنزين كه تا خرخره پر شده بودند و با طناب به هم بسته شده و با يك سيم به يك تايمر متصل شده بودند نشان مي‌داد كه اين افراد قصد بمب‌گذاري داشته‌اند، نه سرقت خودرو. در اين بمب از "استون " و مواد شوينده موجود در بازار به عنوان ماده منفجره يا چاشني انفجاري بمب استفاده شده بود.

    * اسراييلي ها به پناهگاه هاي جنگ خليج فارس پناه مي برند

    با مشاهده اين بمب، عده‌اي از پرسنل خنثي‌كننده بمب پليس بلافاصله خود را به خودرو رساندند. آنها قبلا با سازه‌هاي انفجاري مختلفي مثل نارنجك‌هاي دستي و قوطي‌هاي فلزي رنگ‌آميزي شده مواجه شده بودند اما سازه‌اي به اين بزرگي تاكنون نديده بودند! پليس با بلندگو از ساكنان منطقه خواست تا فورا خود را به پناهگاه‌هايي برسانند كه از زمان جنگ خليج فارس تدارك ديده شده بودند، در اين پناهگاه‌ها آب آشاميدني و غذا به مقدار لازم ذخيره شده است. از مردم منطقه خواسته شد تا تامين امنيت در اين مكان‌ها باقي بمانند.
    اين خودرو در واقع يك بمب صوتي بزرگ بود كه قادر بود تا شعاع دو هزار فوتي را تخريب كند.

    * "بامبي " به جنگ بمب "عياش " مي رود

    با به پرواز درآمدن بالگردهاي پليس بر فراز منطقه، نيروهاي واحد خنثي‌سازي بمب پليس تل‌آويو تلاش كردند تا رباتي كوچك را به داخل بمب بفرستند و آن را خنثي كنند. البته قصد آنها اين بود كه بعدا مجددا اجزاي بمب را مونتاژ كرده و از آن به عنوان يك سند استفاده كنند. اين ربات كه "بامبي " نام دارد بايد شي‌اي مدور را به مركز انفجاري بمب شليك مي‌كرد و آن را از كار مي‌انداخت.

    * "بامبي " اسراييلي هم در محله هاي تل آويو مغلوب بمب "عياش " مي شود

    وقتي يكي از نيروهاي پليس براي قرار دادن بامبي در جاي خود خم مي‌شود تا نيروهاي پليس اين ربات را با كنترل از راه دور هدايت كنند، يك تكنيسين ارشد خنثي‌سازي بمب به بامبي فرمان شليك مي‌دهد، فرماني كه نه تنها بمب را خنثي نكرد بلكه آن را منفجر كرد، يعني دقيقا همان چيزي كه طراح بمب انتظار آن را داشت. اين انفجار، خودروي فيات را چنان پرتاب كرد كه انگار كسي يك اسباب‌بازي كودكانه را بر روي يك درخت پرتاب كند. ابري بزرگ از دود و آتش آسمان آن شب پاييزي را فراگرفت. انفجار به حدي شديد بود كه پنجره‌هاي اطراف را به هم كوبيد و بسياري از خودروهاي پارك شده در اطراف محل انفجار دچار آسيب شدند.

    *همه چيز در چند روز به جنگ هم مي روند


    درست همان موقع كه سپيده‌دم بر صحنه جنايت كه اكنون مملو از روزنامه‌نگاران و بازرسان و ... شده بود، ظاهر مي‌شد؛ دو نفري كه در همان ابتداي به بن‌بست رسيدن خودرو دستگير شده بودند، در اتاقي كه عايق صوت بود و تنها با يك لامپ مهتابي روشن مي‌شد، حضور داشتند. در همان ابتدا به آنها هشدار داده شده بود كه چه سرنوشت شومي در انتظار تروريست‌ها است و به آنها گفته شده بود كه يا مي‌توانند به سوالات بازجويان پاسخ ندهند و يا با پاسخ‌گويي به اين سوالات از هفته‌ها يا ماه‌هاي سخت و پرفشاري كه در انتظارشان بود نجات يابند.
    بازجويان پس از وارد ساختن فشار فراوان به اين افراد و فرد سوم، ظرف تنها چند روز تمام آن چيزي را مي‌شد از اين افراد فهميد، به دست آوردند. همين مقدار براي ترسيم آنچه در آينده بايد انجام شود، كافي بود. اين اطلاعات با سخت‌ترين فشارهاي روحي و رواني بر مظنونين به دست آمده بود.

    * كشف ماهيت انتحاري عمليات

    "ياكوف پري "، رئيس اداره امنيت عمومي اسرائيل كه مسئوليت‌هايي نظير مبارزه با تروريسم و ضداطلاعات را برعهده داشته و به زبان عبري "شين‌بت " خوانده مي‌شود، به اسحاق رابين، نخست‌وزير وقت اسرائيل خبر داد كه سازه قدرتمندي كه در منطقه "رامات افال " منفجر شد، يك بمب كنترل از راه دور كه پيش‌تر در مناطق بسياري از اسرائيل قرباني گرفته بود، نيست، بلكه ابزاري بر حمله انتحاري است!
    بنا بر اطلاعات به دست آمده از بازجويي‌هاي شين‌بت، مبارزين فلسطيني قصد داشتند با خودروي مزبور به مركز خريد "ديزنگوف " حمله كنند. قرار بر اين بوده كه اين خودور در پاركينگ زيرزميني مركز خريد مزبور پارك شود و اعراب مزبور پس از يك دعا و نيايش كه آدرنالين خون آنها را افزايش داده و عزم آنها را جزم مي كرد، انفجار را به انجام رسانند تا هم خود شهيد شده و به بهشت بروند و هم تعداد كثيري از اسرائيلي‌ها را به قتل برسانند.

    * حماس پشت سر اين ماجرا بود

    بر اساس نوشته‌هاي اين كتاب، به رابين گفته شد كه حماس طراح اين عمليات بوده است. افراد دستگير شده هيچ‌كدام سازنده بمب نبودند و عمليات را نيز آنها برنامه‌ريزي نكرده بودند. اين افراد با يك فرمانده 27 ساله در گردان‌هاي عزالدين قسام در رابطه بوده‌اند كه اتفاقا خود او سازنده بمب بوده است. وي كه يك مسلمان معتقد و متاهل است، از اعضاي پرسابقه حماس به شمار مي‌آيد و از دانشگاه "بير زيت " رام‌الله داراي مدرك مهندسي الكترونيك است.

    * و اين چنين "مهندس " پا به ميدان گذاشت

    يك هفته بعد، مجله "باماچانه "، متعلق به ارتش اسرائيل مقاله‌اي را از ژنرال "شموئل آراد " منتشر كرد كه "زندگي در سايه ترور " نام داشت. وي كه فرماندهي بريگادهاي ارتش اسرائيل را بر عهده داشت، هشدار داده بود كه تروريست‌هاي منطقه در حال دريافت آموزش از خارج هستند. در واقع آنچه در منطقه "رامات افال " رخ داد تن مسئولين امنيتي اسرائيل را لرزانده بود چون از آن مي‌ترسيدند كه زمستاني خون‌بار در پيش داشته باشند. آنها منتظر آن بودند كه خودروهاي بمب‌گذاري شده جاي چاقوكشي‌ها و تيراندازي‌هاي حماس را گرفته باشند. البته ترسي ديگر هم به جان آنها افتاده بود، ترس از مردي كه اين بمب را ساخته است، همان كسي كه بعدها شيب‌بت از او با نام "مهندس " ياد مي‌كرد.

    ادامه دارد.../


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2





    اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي-4
    مهندس به سراغ معاوضه يك پليس اسراييلي با شيخ احمد ياسين مي‌رود



    زندگي و ترور اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي



    *در خطر نبودن، اصلي ترين دغدغه يك پليس اسراييلي


    "ريوكا تولدانو "، همسر مامور پليسي به نام "نيسيم " هيچ آشنايي با شخصي به نام "مهندس " كه نگراني‌هاي بسياري در نيروهاي ضدتروريست اسرائيل ايجاد كرده بود، نداشت. او كمتر شانس اين را داشت كه شوهرش را حين پوشيدن لباس پليس ببيند چرا كه وي هر صبح ساعت 5، دوش گرفته و اصلاح كرده آماده رفتن به محل خدمت خويش بود. ريوكا شب گذشته معمولا غذاي فرداي شوهرش را آماده مي‌كرد و نيسيم نيز با بوسيدن پسر 5 و دختر 2.5 ساله‌اش از آنها خداحافظي مي‌كرد.
    منزل آنها يك آپارتمان راحت در يك منطقه متوسط بود كه داراي يك باغچه كوچك و مزين به سايه يك درخت بود. از اين منزل تا فرودگاه بين‌المللي بن‌گوريون تنها چند دقيقه راه بود. تولدانوها از نظر سطح درآمد در اسرائيل يك خانواده متوسط محسوب مي‌شدند، درآمد يك پليس كه در مناطق مرزي خدمت مي‌كند.
    تولدانو از كلاه‌سبزهاي نيروهاي امنيتي اسرائيل محسوب مي‌شد كه حسب وظايفش ممكن بود مجبور به خدمت در مرز لبنان، بندر بين‌المللي اشدود يا در مناطق انتفاضه‌خيزي چون كرانه باختري و غزه خدمت كند اما شانسي كه آورده بود اين بود كه در دو كيلومتري منزلش به خدمت اشتغال داشت! مركز خدمت وي در فرماندهي نيروهاي گارد مرزي در خيابان "هاچاش منايم " در منطقه "لاد " خدمت مي‌كرد. وي محل كارش را دوست داشت چرا كه در خطر نبود و مي‌توانست به خانواده‌اش برسد.

    * گارد مرزي مردم فلسطين را به ياد "كفرقاسم " مي‌اندازد

    كاتز پس از اين شرح كسل‌كننده از نحوه زندگي يك مامور گارد مرزي اسرائيل، توضيحي در خصوص رويكرد مردم فلسطين نسبت به گارد مرزي اسرائيل ارائه كرده و نوشته است: براي مردم فلسطين، گارد مرزي اسرائيل يادآور ماجراي كشتار كفرقاسم است كه طي آن 33 نفر از مردم فلسطين در روستايي به همين نام در جريان حكومت‌نظامي چند روز مانده به جنگ صحراي سينا در سال 1956 كشته شدند.
    هر چند كه چنين طرز فكري در مورد نيروهاي گارد مرزي درست نبود اما خود اين نيروها هم به درستي مي‌دانند كه مردم فلسطين آنها را با ديگر سربازان اسرائيلي متفاوت دانسته و بي‌رحم‌تر مي‌دانند.

    * گارد مرزي اسرائيل، وصله‌اي ناجور در نيروهاي امنيتي اسراييل

    جالب اينجاست كه سربازان گارد ملي در بين نيروهاي امنيتي اسرائيلي هم نوعي وصله ناجور محسوب مي‌شوند، نه كاملا پليس هستند و نه كاملا ارتشي، هرچند كه از نظر سازماني از نيروهاي پليس محسوب مي‌شوند. اين نيروها از نظر بين‌المللي هم براي خود آوازه و شهرتي دارند.
    نكته مهم ديگر اين است كه اسرائيلي‌هاي معمولي عموما به عضويت گارد مرزي در نمي آيند بلكه اعضاي اين گارد را عموما اعراب اسرائيلي و يا اسرائيلي‌هايي تشكيل مي‌دهند كه با زبان عربي آشنايي دارند. درروزي‌ها، قرقيزها و باديه‌نشين‌ها از ديگر اعضاي تشكيل‌دهنده اين نيرو هستند. با اين حال اين نيروها نيز شهروندان دولت يهود مسوب مي‌شوند و در كنار رفقاي يهودي خود در نيروي پليس اسرائيل خدمت مي‌كنند. "نيسيم تولدانو " با اعراب بزرگ شده بود چرا كه شهر لاد، شهري است كه داراي هر دو جمعيت عرب و اسرائيلي است. بسياري از دوستان و همسايگان وي عرب بودند.

    * پليس اسراييلي عازم محل خدمت مي‌شود

    راس ساعت 5:15 صبح 12 دسامبر 1993 ميلادي، "سرگروهبان تولدانو " منزل خود را به قصد محل كار خويش ترك كرد. وي پس از بوسيدن فرزندانش و خداحافظي با آنها، اسلحه كمري خود را در غلاف چرمي آن قرار داد و در آن صبح زمستاني عارم محل كار خود شد.
    زمستان‌هاي اسرائيل عموما كوتاه هستند اما سرمايشان به مغز استخوان مي‌رسد. آن روز صبح باران مي‌باريد و نيسيم مسير خود را پياده به سمت محل خدمت طي مي‌كرد.

    *حس ششم فرمانده اسراييلي به كار مي افتد

    به نوشته كاتز، تولدانو به حدي منظم بر سر كار خود حاضر مي‌شد كه كه وقتي فرمانده‌اش ساعت 6 صبح از عدم حضور وي بر سر پستش آگاه شد، احساس نگراني كرد. وي با مشكلاتي كه بسياري از ديگر نيروهاي گارد مرزي اعم از مشكلات خانوادگي، طلاق و افسردگي با آنها مواجه‌اند، مواجه نبود. در واقع نوع زندگي تولدانو به شكلي بود كه هم‌قطارانش حسرت آن را داشتند!
    ساعت 8 صبح فرمانده قرارگاهي كه تولدانو در آن خدمت مي‌كرد بدون آنكه دستور بالابردن پرچم اسرائيل را صادر كند به منزل نيسيم تلفن كرد و از ريوكا پرسيد كه شوهرش در چه وضعي است؟ آيا مريض است و در خانه مانده؟ كه ناگهان با اين سوال ريوكا مواجه شد: "مگر هنوز به محل كارش نرسيده است؟! " همين سوال ريوكا كه با حالتي عصبي پرسيده شد، حس ششم فرمانده را به كار انداخت. وي كه يك كهنه‌سرباز مبارزه با تروريسم بود و در جنوب لبنان، كرانه باختري و نوار غزه خدمت كرده بود فورا از پليس لاد خواست تا هرچه سريع‌تر تمام امكانات خود را براي پيدا كردن تولدانو به كار گيرد. ابتدا به نظر مي‌رسيد كه شايد اين تنها يك بازي احمقانه باشد!


    * تولدانو به اسارت گرفته مي شود

    در حالي كه پاترول‌هاي پليس لاد تلاش خود را براي يافتن نيسيم تولدانو آغاز مي كردند، وي كيلومترها از اين منطقه دور شده بود. وي با يك نقشه بسيار دقيق توسط سه نفر و پس از يك درگيري مختصر ربوده شده بود و به منزلي امن در كرانه باختري رود اردن انتقال يافته بود. انتقال وي نيز با يك خودروي اسرائيلي به سرفژقت رفته انجام شده بود.
    به نوشته كاتز، خانواده تولدانو با اضطراب و عصبانيت شروع به گشتن به دنبال گمشده خويش كردند. يكي از خواهران ريوكا مسير حركت روزمره نيسيم به سمت محل كارش را به دقت وارسي كرد و توانست يك عرقچين طوسي و قرمز رنگ را كه به نيسيم تعلق داشت در يك جوي آب بيابد. اين نشانه‌اي از يك تراژدي بود كه ساعاتي بعد نيز تاييد شد.

    * مهندس، تولدانو را با شيخ احمد ياسين معاوضه مي كند


    ساعت 10 صبح همان‌روز، دو مرد فلسطيني وارد دفتر صليب سرخ در شهر رام‌الله در كرانه باختري رود اردن شدند و با عصبانيت به منشي دفتر صليب سرخ نزديك شده و به وي گفتند كه يك مامور پليس اسرائيل را ربوده‌اند و وي را تنها در برابر آزادي شيخ احمد ياسين آزاد خواهند كرد. اين افراد خود را اعضاي حماس و عضو گردان‌هاي عزالدين قسام معرفي كردند.
    اين دو نفر پيش از ترك دفتر مزبور، پاكت نامه‌اي را كه حاوي درخواست‌هايشان به انضمام فتوكپي كارت شناسايي تولدانو بود، بر روي ميز منشي دفتر سازمان صليب سرخ رها كردند. منشي نيز بلافاصله پاكت را به رئيس خود ارائه كرد و وي نيز با فرمانده محلي نيروهاي اسرائيلي تماس گرفت تا وي را در جريان آنچه اتفاق افتاده است، قرار دهد.

    * جرقه‌اي كه اسرائيل را برآشفت!

    كاتز تصريح كرده است كه ربودن تولدانو به منزله جرقه‌اي بود كه اسرائيل را آشفته ساخت. تمامي سربازان اسرائيلي در ايست‌هاي بازرسي بناشده در مناطق اشغالي به حالت آماده‌باش كامل درآمدند، مرخصي‌ها لغو شد و نيروهاي كمكي از اقصي‌نقاط اسرائيل به سمت ايست‌بازرسي‌هاي جاده‌اي و روستاهاي دردسرساز گسيل شدند. سازمان‌هاي اطلاعاتي - جاسوسي اسرائيل دست از وظايف روزمره خود شستند و با تمام توان شروع به جستجو براي يافتن سرگروهبان ربوده شده كردند. نيروهاي تكاور "يامعام "، پليس ملي ضدتروريسم اسرائيل و واحدهاي ويژه نجات گروگان در محل‌هاي خدمت حاضر شده و آماده اعزام به ماموريت گرديدند. آدم‌ربايي راه را براي عمليات كماندويي گشوده بود و اسرائيل قصد داشت با تمام توان و دارايي‌هايش به اين عمليات پاي بگذارد.

    * تشكيل جلسه اضطراري كابينه اسرائيل

    ظهر همان روز، اسحاق رابين، نخست‌وزير اسرائيل، محزون اما مصمم، دستور تشكيل جلسه اضطراري كابينه را صادر كرد. اتاق جلسات كابينه كه در كنست (پارلمان اسرائيل) قرار داشت در هاله‌اي از دود سيگار فرورفته بود و اعضاي كابينه مشغول خواندن بيانيه حماس بودند كه اكنون توسط كارشناسان زبان عربي شين‌بت به عبري ترجمه شده بود.

    *حماس بيانيه مي دهد

    متن بيانيه جنبش حماس به اين شرح بود:
    بسم‌ الله الرحمن الرحيم
    فرمان شماره 2
    اين پيام از سوي "واحد ويژه " گردان‌هاي شهيد عزالدين قسام صادر مي‌شود. در تاريخ 13 دسامبر 1992، مصادف با ششمين سالگرد تاسيس جنبش مقاومت اسلامي، عمليات به اسارت گرفتن يك نيروي پليس اسرائيلي طبق برنامه و با موفقيت به انجام رسيد و اين نيروي پليس اكنون در محلي اعلام نشده نگهداري مي‌شود. به اين وسيله به نيروهاي اشغالگر پيام خود را ابلاغ مي‌كنيم: اين درجه‌دار پليس اكنون در اختيار ماست و ما از ارتش و دولت اشغالگر اسرائيل مي‌خواهيم تا براي آزادي اين شخص، شيخ احمد ياسين را آزاد كنند. مقامات اسرائيلي براي اين كار فقط 10 ساعت فرصت دارند كه راس ساعت 9 شب به پايان مي‌رسد. آزادسازي در شرايط ذيل انجام خواهد شد:
    1-از زمان اعلام شده تخطي نكنيد، وگرنه گروگان به هلاكت خواهد رسيد.
    2-آزادي شيخ احمد ياسين تحت نظارت صليب سرخ جهاني و سفراي كشورهاي مصر، سوئد و تركيه به انجام خواهد رسيد. اين سفرا تضمين مي‌كنند كه اسرائيل پس از آزادي، شيخ احمد ياسين را به زندان بازنخواهد گرداند.
    3-به مقامات اشغالگر هشدار مي‌دهيم كه هرگونه تلاش براي آسيب رساندن به شيخ ما، منجر به پاسخ سريع و سخت حماس خواهد شد.
    4-پس از آزادي شيخ احمد ياسين، ما نيز به طريق مقتضي اين درجه‌دار اسرائيلي را آزاد خواهيم كرد.
    5-تلويزيون اسرائيل موظف است مراسم آزادسازي شيخ احمد ياسين را به طور زنده پخش كند و وي بايد تحويل ديپلمات‌هاي خارجي شود.
    واحد ويژه گردان‌هاي شهيد عزالدين قسام/ شاخه نظامي حماس
    سكوتي كر كننده بر جلسه كابينه اسرائيل سايه افكنده بود...

    ادامه دارد/


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    زندگي و ترور اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي زندگي و ترور اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي
    اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي-5
    هزاران پليس اسرائيلي دور خود مي‌چرخيدند
    :ربوده شدن تولدانو، درجه‌دار گارد مرزي اسرائيل تا آن زمان بزرگ‌ترين آدم‌ربايي در تاريخ اسرائيل محسوب مي‌شد. هزاران نيروي پليس اسرائيل دور سر خود مي‌چرخيدند.

    زندگي و ترور اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي




    *اسرائيل بايد حماس را باور كند


    حماس را ديگر نمي‌شد يك گروه مذهبي كوچك در حاشيه انقلاب مردم فلسطين به حساب آورد.
    اين گروه كه اعضاي آن را ديگر به هيچ وجه نمي‌توان آماتور دانست، قبلا هم آدم‌ربايي كرده بود اما اين كار را تنها براي ايجاد تنش‌هاي مقطعي انجام مي‌داد و در برابر آنها تقاضايي را مطرح نمي‌كرد. اين آدم‌ربايي كه پس از ماجراي ناتواني اسرائيل در خنثي‌سازي بمب در منطقه "رامات افال " رخ مي‌داد، نشانگر آن بود كه حماس فتيله خشونت خود را بالا كشيده است!

    *هزاران نيروي پليس اسرائيل دور سر خود مي‌چرخيدند

    ربوده شدن تولدانو، درجه‌دار گارد مرزي اسرائيل تا آن زمان بزرگ‌ترين آدم‌ربايي در تاريخ اسرائيل محسوب مي‌شد. هزاران نيروي پليس اسرائيل دور سر خود مي‌چرخيدند، بلكه ردي از تولدانو يا ربايندگانش پيدا كنند. نيروهاي گارد مرزي اسرائيل كه بيشتر از ساير نيروهاي امنيتي تمايل به نجات همكارشان داشتند، فعاليت خود را دوبرابر كرده بودند.
    سربازان، نيروهاي پليس و گروه‌هاي ضدتروريست شين‌بت تمام شهرها و روستاهاي نوار غزه و كرانه باختري را جستجو مي‌كردند. از هر مظنوني بازجويي به عمل مي‌آمد و اين پيام در خيابان‌ها منتشر مي‌شد كه واي به حال حماس و طرفدارانش، اگر كوچكترين آسيبي به سرگروهبان تولدانو برسد! هرچند كه دولت اسرائيل تمايلي به آزادسازي شيخ احمد ياسين نداشت اما از وي خواست تا در پيامي كه از تلويزيون اسرائيل پخش شد، خواستار حفظ جان تولدانو شود.
    شب چهاردهم دسامبر، نيروهاي اسرائيلي در پي يافتن سرگروهبان ربوده شده دست به يك جستجوي خانه به خانه زدند كه نيمه شب قريب به 1.3 ميليون فلسطيني را از رختخواب‌هايشان بيرون كشيد.

    *يحيي عياش از دور به نظاره نشسته بود

    در شرق منطقه "رفت " و در تپه‌هايي كه با ظلمات شب پوشانده شده بود، يكي از كساني كه اسرائيل سخت به دنبال او مي‌گشت با يك دوربين دوچشمي از درون يك غار به نظاره عمليات جستجوي اسرائيلي ها نشسته بود، چشم‌هاي او كه "يحيي عياش " نام داشت، سال‌ها بود كه در اثر اشغالگري عادت كرده بودند كه بايد همه چيز را به ديده يك تهديد بنگرند. يحيي عياش كه اكنون در سازمان‌هاي اطلاعاتي اسرائيل با كد 932116239 شناخته مي‌شد، اطلاع داشت كه آن شب عملياتي از سوي اسرائيلي‌ها صورت خواهد پذيرفت، لذا تفنگ اسرائيلي خود را برداشته و از منزل خارج شده بود. عياش يك بازمانده بود و بازمانده بودن در خاورميانه نيازمند شانس است!

    *زمان به سرعت براي اسرائيل سپري مي‌شود

    آنچه در رفت اتفاق مي‌افتاد، همزمان در غزه، رام‌الله، نابلوس، هبرون، اورشليم و چندين روستاي كوچك ديگر نيز در جريان بود كه تا آن زمان برخي فرماندهان ارشد اسرائيلي نيز نامي از آنها نشنيده بودند. جستجويي كه در شب‌هاي 14 و 15 دسامبر انجام شد يكي از بزرگترين عملياتي بود كه نيروهاي امنيتي اسرائيلي در اين زمينه و تا آن زمان به انجام رسانيده بودند. در غزه و كرانه باختري، 1129 فعال جنبش حماس دستگير شدند اما باز هم هيچ اثري از تولدانو به دست نيامد و زمان نيز به سرعت براي اسرائيلي‌ها سپري مي‌شد.
    مقامات اسرائيلي هيچ ترديدي در خصوص عزم راسخ حماس براي عملي كردن تهديد خود در خصوص قتل تولدانو نداشتند. حتي برخي اعضاي نيروي پليس حياط منزل تولدانو را به يك كنيسه تبديل كرده و براي سلامتي وي دعا مي‌كردند اما در ذهنشان اين هراس وجود داشت كه بدترين اتفاق ممكن بيفتد چرا كه پيش‌تر شاهد عمليات حماس بودند و تصاوير كشته‌گان ناشي از آن را مشاهده كرده بودند.

    *جسد تولدانو توسط يك دختر باديه‌نشين پيدا مي‌شود


    صبح روز 16 دسامبر سال 1992، "فاطمه ابوضاحوك "، دختري باديه‌نشين از قبيله ابوضاحوك، خيمه خود در محل اسكان قبيله در نزديكي "كفر آدوميم " را ترك كرد تا به دنبال شتري برود كه شب گذشته فرار كرده بود. صحرا و تپه‌هاي آن كه به سبزه و چمن آراسته بودند، در اثر باران باتلاقي شده بودند اما فاطمه با شرايط منطقه به خوبي آشنا بود و خوب بلد بود كه چگونه بايد در اين صحرا راه برود.
    در جريان جستجوي اين دختر باديه‌نشين در پي شتر فرار كرده چيزي مشاهده شد كه با آرامش و سكوت حاكم بر صحرا ذره‌اي همخواني نداشت. در تنگه‌اي كه از رويش گل‌هاي زمستاني رنگارنگ شده بود، فاطمه جسد مردي را مشاهده كرد كه لباس نظامي بر تن دارد و پارچه‌اي سبز بر صورتش كشيده شده است، دستانش بسته شده و در خون خويش غلطيده است؛ خوني كه ديگر خشك شده بود!

    *بالاخره اسرائيلي‌ها هم بر سر جنازه حاضر مي‌شوند


    ريش‌سفيد قبيله با شنيدن خبر يافته شدن اين جسد سريع خود را به صحنه حادثه مي‌رساند و البته به راحتي متوجه مي‌شود كه اين جسد متعلق به كيست. خبر بوده شدن تولدانو تنها خبري بود كه اين روزها در روستاهاي اطراف در خصوص آن سخن گفته مي‌شد و البته گشت‌ها و ايست‌هاي بازرسي نيز به آن دامن مي‌زد چرا كه هيچ‌جا نمي‌شد رفت مگر با عبور از آنها. ريش‌سفيد قبيله در حالي صحنه حادثه را ترك مي‌كرد كه صدها مامور شين‌بت، عكاس، سرباز، سياست‌مدار و بالگردهاي اسرائيلي در محل حاضر شده بودند. بالگردها به دنبال يافتن اثري از قاتلين بودند.

    *تولدانو به آزمايشگاه پزشكي قانوني مي رود!


    "نيسيم تولدانو " تنها كشته نشده بود بلكه سلاخي هم شده بود. بر گردن و دهن اين سرگروهبان اسرائيلي آثار خفه شدن مشخص بود و جسدش بارها مورد اصابت خنجر قرار گرفته بود.
    يكي از نيروهاي گارد مرزي شيوه مرگ تولدانو را ناشي از نفرت و وحشيانه خواند. جسد تولدانو فورا به آزمايشگاه پزشكي قانوني در منطقه ابوكبير در جنوب تل‌آويو منتقل شد. در عين حال، "مشعولام آميت "، يكي از فرماندهان ارشد گارد مرزي موظف شد تا خبر مرگ تولدانو را به خانواده وي اطلاع دهد.

    * ماموريت سخت موساد براي پيدا كردن قتلان تولدانو

    پليس اسرائيل ماموريت سخت ديگري نيز داشت كه البته كسي از آن تشكري نمي‌كرد و آن اين بود كه جلوي يهوديان ساكن منطقه "لاد " و ساير مناطق را بگيرد تا دست به انتقام خودسرانه از اعراب فلسطيني نزنند.
    براي نيروهاي دفاعي اسرائيل (IDF)، مرگ تولدانو بدان معني بود كه جنگي كه از پيش با حماس آغاز كرده است، وارد مرحله‌اي جديد شده است. شين‌بت مسئول دستگيري قاتلان تولدانو شد، ماموريتي كه خود نيز مي‌دانست تا چه اندازه سخت است. يافتن ربايندگان، شكنجه‌گران و اعدام‌كنندگان تولدانو كار ساده‌اي نبود. حماس گروهي كاملا مخفي بود كه به بخش‌هاي مختلف تقسيم مي‌شد. اين هراس همواره وجود داشت كه تروريست‌ها به اردن گريخته و از آنجا راهي مصر، سودان، ايران و يا حتي ايالات متحده آمريكا شده باشند.

    ادامه دارد/


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    267
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به امید نابودی همیشگی اسرائیل و بقیه ی دولتهای غاصب
    صلوات: اللهم صل علی محمد وآل محمد
    من نمیدانم که چرا میگویند: اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباست وچرا درقفس هیچ کسی کرکس نیست؟گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد؟
    چشم ها را باید شست،جور دیگر باید دید
    http://ehda.ir
    http://www.juyom.ir
    http://www.100raz.com


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2




    حماس تنها گروهي كه با اسلام به جنگ اسراييل مي رود/



    حماس، كه معادل "حركة المقاومة اسلامية " است، گروهي نبود كه در ايدئولوژي ماركسيستي شكل گرفته باشد بلكه يك مقاومت اسلامي كه وظيفه دارد بر ضد شياطين يهودي در فلسطين مبارزه كند و حتي بر ضد هر فلسطيني مخالف با اسلام نيز هست.

    زندگي و ترور اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي


    به گزارش خبرگزاري فارس، اخيرا انتشارات "ليونز " كتابي را با نام "شكار مهندس " منتشر كرده است كه به بررسي چگونگي رديابي و شهادت "مهندس يحيي عياش "، از مبارزان فلسطيني، اختصاص دارد. آنچه در اين سلسله گزارش‌ها ملاحظه مي‌كنيد، ترجمه اين كتاب با ويرايش خبري است كه خبرگزاري فارس براي مخاطبان خود فراهم آورده است. اين كتاب توسط "ساموئل ام. كاتز " و با ديدگاه آمريكايي - صهيونيستي به نگارش درآمده است.

    قسمت ششم اين مجموعه از نظر خوانندگان محترم مي گذرد:

    *براي فعالان فلسطيني "شهيد شدن " نسبت به آواره شده به مراتب ارجحيت داشت

    دولت اسرائيل در اين مقطع احتياج به واكنشي قاطع و محكم داشت و البته انتخابي كه پيش رويش بود نيز روشن بود: "اخراج گسترده فعالان فلسطيني ". براي يك فلسطيني، تنبيهي از اين بدتر متصور نبود.
    براي كساني كه مجبور بودند تحت اسكورت نظامي براي هميشه مرزهاي سرزمين‌شان را ترك كنند و خانواده خويش را تنها بگذارند، اين واقع دردآور است. در تبعيد هيچ افتخاري نيست چرا كه بايد از تمام چيزهايي كه بدان عشق مي‌ورزي و حاضري براي آن فداكاري و ايثار كني، فاصله بگيري.
    براي فعالان فلسطيني "شهيد شدن " نسبت به آواره شده در كنار جاده‌هاي كوهستاني لبنان، به مراتب ارجحيت داشت.
    سازمان‌هاي امنيتي اسرائيل از ميان 1129 عضو دستگير شده حماس، 415 تن را به عنوان اعضاي خطرناك انتخاب كردند تا آنها را به عنوان فهرست پيشنهادي اخرجي‌ها معرفي كنند.

    *سردرگمي افراد شين بت در مقابل فروتني اعضاي حماس

    صبح روز 17 دسامبر 1992 و در حالي كه آسمان باراني بود، مظنونين تروريست دستگير شده حماس سوار كارواني از اتوبوس‌ها شدند تا دو ساعت بعد به مرز لبنان برسند. كاروان بسيار آرام حركت مي‌كرد و از سوي موتورسواران اسكورت مي‌شد. افرادي كه سوار اتوبوس‌ها شده بودند بسيار غمگين به نظر رسيده و در كنار هم نشسته بودند.
    پليس‌ها و نيروهاي شين‌بت نيز كه مسئوليت اسكورت كاروان را برعهده داشتند، سردرگم به نظر مي‌رسيدند. كساني كه سوار بر اين اتوبوس‌ها بودند افرادي فروتن و معصوم به نظر مي‌آمدند و به نظر نمي‌آمد كه حتي دل كشتن يك گنجشك را داشته باشند!

    * تمامي گروه‌هاي چريكي فلسطيني كه بر ضد اسرائيل قيام كرده بودند سوسياليت و طرفدار اتحاد شوروي بودند

    اسرائيل همراه از اينكه نبرد با فلسطينيان به نبرد بين اسلام و يهوديت بدل شود، دوري مي‌كرد. مناقشه بر سر سرزميني كه بين لبنان، مصر، رود اردن و درياي مديترانه قرار داشت پيچيده‌تر از آن بود كه در جنگ عقيدتي بين دو مذهب خلاصه شود.
    در واقع، در دوران جنگ‌هاي متعدد اسرائيل، حتي گروه‌هايي از مسلمانان نيز در دفاع از سرزمين يهود كشته شده بودند. بسياري از فلسطينيان نيز مسيحي بودند و اصلا به تعاليم اسلامي كاري نداشتند، "دكتر جورج حبش "، بنيان‌گذار ماركسيست جبهه آزادي فلسطين (PFLP)، يك مسيحي ارتدوكس اهل بيت‌لحم بود. در عين حال بسياري از افراد بدنامي كه پليس اسرائيل مجبور به مقابله با آنها بود، فلسطينيان مسيحي بودند نه مسلمان! در واقع بايد گفت تمامي گروه‌هاي چريكي فلسطيني كه بر ضد اسرائيل قيام كرده بودند سوسياليت و طرفدار اتحاد شوروي بودند و تحت تاثير تعاليم اسلامي قرار نداشتند.

    *حماس تنها گروهي كه با اسلام به جنگ اسراييل مي رود

    حماس، كه معادل "حركة المقاومة اسلامية " است و از سوي ديگر نامش به حماسه و غيرت و تعصب و شجاعت اشاره دارد، گروهي نبود كه در ايدئولوژي ماركسيستي شكل گرفته باشد و تحت تاثير چريك‌هاي خيمه زده در تپه‌ها به نقل قول از "مائو " و "انگلس " بپردازد.
    حماس طرفدار مبارزه بر ضد طبقه سرمايه‌دار نبود، به جنگ سرد و اتحاد شوروي كاري نداشت و از كمك‌هاي پيمان ورشو براي جنبش‌هاي انقلابي استفاده نمي‌كرد. حماس با جنگ اعراب و اسرائيل هم كاري نداشت و مواضع آن در قبال يك رژيم عربي سكولار، بهتر از مواضعش در قبال اسرائيل يهودي نبود. حماس دقيقا همان چيزي بود كه نامش بيان مي‌كرد، يك مقاومت اسلامي كه وظيفه دارد بر ضد شياطين يهودي در فلسطين مبارزه كند و در اين مبارزه حائز نوعي بي‌رحمي لجام‌گسيخته است، حتي بر ضد هر فلسطيني مخالف با اسلام نيز هست.

    * مخالفت همزمان حماس با اسرائيل و تشكيلات خودگردان

    حماس با نگاه به اسلام به عنوان روح مبارزه ملت فلسطين و قائل شدن نقش براي اين مذهب در عرصه سياست اين كشور، نه تنها با دولت يهودي اسرائيل، بلكه با تشكيلات خودگردان فلسطين نيز مخالف است و در واقع تشكيلاتي است كه داراي ديدگاهي كاملا مستقل است و براي خود مي‌انديشد.

    * حماس، آموزش‌هاي خود را در مراكز زيرزميني گروه اخوان‌المسلمين مصر دريافت كرده بودند

    اگر چه حماس يك گروه تروريستي است كه از سپتامبر سياه و گروه ابونيدال آبرويي نه چندان زياد براي خود كسب كرده بود، تعداد بسيار اندكي از نيروهاي حماس كار خود را با تحصيل در دانشگاه پاتريس لومومبا در مسكو يا اردوگاه‌هاي آموزشي واقع در برلين شرقي آغاز كردند. نيروهاي حماس نه به مزارع شكر كوبا رفته بودند و نه در ريگزارهاي شمال پيونگ‌يانگ حضور يافته بودند. واقعيت آن است كه تروريست‌هاي حماس، آموزش‌هاي خود را در مراكز زيرزميني گروه اخوان‌المسلمين مصر دريافت كرده بودند.

    *تاريخچه اخوان‌المسلمين مصر

    گروه يا جامعه اخوان‌المسلمين مصر در ماه مارس سال 1928 ميلادي و در شهر اسماعيليه مصر، توسط "شيخ حسن البنا " بنياد نهاده شد. حسن البنا، روحاني تندرويي بود كه به زدوي توانست يكي از بزرگ‌ترين احزاب سياسي مصر را بنياد نهد كه برنامه آن اداره مصر بر اساس قوانين اسلامي يا همان "شريعت " بود. شاخه مصر گروه اخوان‌المسلمين در واقع يك جبهه آزادي‌بخش بود و تمام تلاش خود را بر آزادسازي مصر از تسلط غربي‌ها و نيروهاي تاثيرگذار غيراسلامي به كار بسته بود. پس از شكل‌گيري اين جبهه آزادي‌بخش، نيروهاي انگليسي در مصر به زودي خود را در معرض يك‌سري حملات بزن‌دررو يافتند! در سال 1935 و با ديدار "عبدالرحمان "، برادر شيخ حسن البنا از شهر اورشليم و ملاقات وي با "حاج امين الحسيني "، شاخه فلسطين جنبش اخوان‌المسلمين نيز تاسيس شد.
    حاج امين الحسيني رئيس شوراي اسلامي و به شدت ضديهودي بود. امين‌ الحسيني به خاطر حمايت از نازي‌ها در جنگ جهاني دوم از ميهمانان ويژه هيتلر در برلين بود و به خاطر استخدام داوطلبان مسلمان بوسني براي يكي از واحدهاي اس‌اس، به عنوان جنايت‌كار جنگي شناخته شد.

    * 1500 عضو اخوان‌المسلمين در سال 1948 در فلسطين حضور داشتند

    در سال 1936 شورش‌هاي بدنامي در سرزمين فلسطين رخ داد كه بيشتر ناشي از عملكرد گروه‌هاي چريكي تحت امر اين مفتي بود كه به يهوديان و تسهيلات آنان حمله مي‌كردند. پس از جنگ دوم جهاني نيز، فعالان اخوان‌المسلمين بار ديگر وارد فلسطين شدند تا به كار دعوت اسلامي بپردازند و عليه يهوديان فلسطين و يهودياني كه از اروپا براي سكونت گزيدن در فلسطين راهي اين سرمين شده‌ بودند فعاليت كنند.
    در مارس 1948 و چهار ماه پس از تصميم سازمان ملل متحد مبني بر تقسيم فلسطين به دو كشور، پادگان انگليس در فلسطين شاهد درگيري‌هاي خون‌باري بود كه همه را شگفت‌زده كرد. در آن زمان حسن ‌البنا با افتخار مي‌توانست بگويد كه 1500 نيرو در فلسطين دارد.

    ادامه دارد...


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    سطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي-7: انقلاب ايران براي ملت فلسطين الگويي قابل ستايش و قابل پيروي بود
    خبرگزاري فارس:قيام شيعيان در ايران براي ملت فلسطين الگويي قابل ستايش و قابل پيروي بود. انقلاب [امام] خميني، به تمامي جنبش‌هاي اسلامي از اندونزي گرفته تا رباط اين پيام را مي‌داد كه مي‌توانند بر استبداد و سركوب غالب شوند و در هر كجاي دنيا يك كشور اسلامي بنيان نهند.
    زندگي و ترور اسطوره فلسطين به روايت محقق اسراييلي



    قسمت هفتم اين مجموعه از نظر خوانندگان محترم مي گذرد:

    *اسلام به تنها اميد مردم غزه تبديل مي‌شود

    قواي مسلح مصر كه در ابتدا از خطرات احتمالي جنبش اخوان‌المسلمين براي رژيم "ملك فاروق " نگران بودند، حاضر شدند آموزش مبارزان از سوي اين گروه را براي جهاد در فلسطين پذيرا شوند. اردوگاه‌هاي آموزشي اخوان‌المسلمين در نزديكي مرزهاي نوار غزه برافراشته شد و تماس‌هايي نيز با بنيادگرايان محلي حاصل گرديد.
    اين تصميم از آن رو گرفته شد كه براي رژيم مصر بهتر بود تا اين مبارزان در جهاد با كشوري خارجي كشته شوند تا در جريان يك انقلاب در خيابان‌هاي قاهره و اسكندريه! پس از جنگ، مصر كنترل نوار غزه را در دست گرفت و عهده‌دار امور زندگي بيش از يك ميليون فلسطيني ساكن اين منطقه شد و در واقع ساكنان اين منطقه را مجبور كرد تا تحت سركوب اشغالگرانه زندگي كنند.
    از اين پس، غزه منطقه‌اي بود كه بايد آن را نمود عيني فلاكت دانست: پرجمعيت، فقير، بدون امكانات بهداشتي و كاملا توسعه‌نيافته كه كاملا از يادها رفته بود. در اين منطقه نه صنعتي وجود داشت، نه اميدي به يافتن شغل و نه اميد به هيچ جيز ديگر. تنها اميد براي بسياري از مردم منطقه، اسلام و وعده‌هاي آن بود و در واقع اسلام تنها وسيله‌اي بود كه مردم غزه و جمعيت آواره آن مي‌توانستند خشم فروخورده خود را به وسيله آن تخليه كنند.

    *اخوان مسلمين در كرانه باختري نيرويي سياسي و در غزه نيرويي برانداز

    با اين وجود، در شهرها و روستاهاي كرانه باختري، تاثيرگذاري اسلام تا به اين حد شديد نبود. فلسطينيان ساكن اين منطقه مي‌توانستند از امكانات، مليت و حقوق مردم اردن بهره‌مند شوند.
    در نتيجه، در اين منطقه اخوان‌المسلمين بيش از آنكه بتواند نقش يك نيروي نظامي برانداز را ايفا كند، تنها توانست نقش سياسي به دست آورد. توجه به اين نكته نيز ضروري است كه عامل اتحادبخش به شاخه اردن جنبش اخوان‌المسلين، عزم براي از ميان برداشتن اسرائيل نبود بلكه آنها بيشتر از حضور افسران انگليسي در ارتش كشور خود ناراضي بوده و خواستار اخراج اين افسران بودند. اخوان‌المسلمين را همواره بايد از منظر يك چالش نگريست، آن هم نه چالش ميان اعراب و يهوديان، بلكه چالش ميان شرق و غرب!

    * اخوان‌المسلمين چگونه در مصر ممنوع‌الفعاليت شد؟


    با انقلاب "افسران آزاد مصر " در 23 جولاي سال 1952 ميلادي، كه منجر به تكيه زدن "سرهنگ جمال عبدالناصر " بر سرير قدرت در اين كشور شد، بخت‌هاي جنبش اخوان‌المسلمين رو به فزوني گذاشت. اما با تلاش سازمان مخفي اخوان‌المسلمين در 26 اكتبر 1954 براي ترور ناصر، حمايت از اخوان‌المسلمين به پايان رسيد. اين توطئه به شكستي مهيب انجاميد چرا كه تنها ظرف دو هفته از انجام آن، كل سازمان تا مرحله انحلال پيش رفت و از بيخ و بن فلج شد. اعضاي اين گروه دستگير و شكنجه شدند و فهرست مخفي رهبران سازمان كه به رمز نوشته شده بودند، لو رفت. 6 تن از رهبران اخوان‌المسلمين در ملاءعام به دار مجازات آويخته شدند و قريب به 5000 تن از نيروهاي اين جنبش به اردوگاه‌هاي متمركز منتقل شدند. فعاليت اخوان‌المسلمين در سراسر مصر و نوار غزه ممنوع شد؛ لذا از اين پس جنبش مزبور به فعاليت زيرزميني روي آورد و به يك اپوزيسيون معنوي و منبع اقدامات خشونت‌آميز بدل شد.

    * محبوبيت اخوان‌المسلمين در ميان فلسطينيان

    حتي پيش از ممنوع‌الفعاليت شدن جنبش اخوان‌المسلمين در مصر و نوار غزه، جنبش مزبور در ميان آوارگان فلسطيني ساكن نوار غزه بسيار محبوب بود و در مدارس و تسهيلات آژانس آنروا (مربوط به سازمان ملل متحد) فعاليت گسترده‌اي داشت.
    اين گروه همچنين در بين دانشجويان فلسطيني كه شانس تحصيل در مصر را يافته بودند از درجه بالايي از مقبوليت برخوردار بود. به طور مثال، در قاهره، "مجمع دانشجويان فلسطيني " كه پيش‌درآمد گروه‌هاي انقلابي‌اي بود كه قرار بود بعدها خاورميانه را با خشونت و اقدامات براندازانه خود به لرزه درآورند، توسط كساني رهبري مي‌شد كه از دوستان و هم‌فكران اخوان‌المسلمين به حساب مي‌آمدند، كه "ياسر عرفات "، دانشجوي مهندسي كه بعدها به رئيس جنبش فتح تبديل شد نيز در ميان آنان بود.

    *مصر و اعراب در مقابل يكديگر

    بيشتر منابع مالي جنبش اخوان‌المسلمين از سوي خاندان سلطنتي آل‌سعود و شيوخ ثروتمندي تامين مي‌شد كه با انقلاب سوسياليستي سرهنگ جمال عبدالناصر رابطه خوبي نداشته و از آن خشمگين بودند، اما به هر حال قدرت سياسي اخوان‌المسلمين محدود بود و جلسات اين گروه به صورت كاملا مخفيانه برگزار مي‌شد. استخبارات جمال عبدالناصر بسيار بي‌رحم بود و بر مساجد و دانشكده‌هاي اسلامي قاهره و سواحل نيل به شدت نظارت داشت. حتي نام بردن از اخوان‌المسلمين هم امري خطرناك محسوب مي‌شد و روحانيون و طرفداراني كه اين عمل از آنها سر مي‌زد دستگير شده و به زندان مي‌افتادند. در نوار غزه وضعيت حتي از اين هم بدتر بود.
    استخبارات ناصر همان‌طور كه در تعقيب نيروهاي اخوان‌المسلمين در قاهره بود، اين نيروها را در نوار غزه نيز به حال خود نمي‌گذاشت. در سال 1965 و پس از تلاش نافرجام جنبش اخوان‌المسلمين براي به دست گرفتن دولت در مصر، نيروهاي مسلح مصري صدها تن از اعضاي اخوان‌المسلمين را در نوار غزه دستگير كردند كه يكي از آنها همين شيخ احمد ياسين بود! وي كه ستون فقراتش در جريان تفريح با دوستانش در سواحل غزه فلج شده بود، بعدها تمام عمر خود را به مطالعات اسلامي اختصاص داد.

    * اعراب و شكست در جنگ شش روزه

    بنيادگرايان اسلامي، شكست اعراب در جنگ شش روزه از اسرائيل در سال 1967 را ناشي از انتقام الهي از اعراب و بالاخص رژيم مصر مي‌دانستند كه دست به تعقيب و دستگيري رهبران اخوان‌المسلمين زده بود.
    اين شكست براي بسياري از اعراب، از دمشق گرفته تا عمان و اسكندريه، عميق، شوك‌آور و تحقيرآميز بود و بسياري از آنان را واداشت تا به‌خاطر راهي كه در پيش گرفته بودند به درگاه الهي توبه كنند. اين امر تا بدانجا پيش رفت كه سوري‌ها و مصري‌ها در سال 1973 و در عمليات دوجانبه‌اي كه براي دور زدن كانال سوئز انجام دادند (عمليات يوم الكيفر)، اين عمليات را بدر نام‌گذاري كردند تا يادآور پيروزي بزرگ مسلمانان در جنگ بدر در سال 632 ميلادي بر مشركين باشد. اخوان‌المسلمين بعدها مدعي شد كه اين پيروزي ناشي از آن بود كه خداوند ارتش مصر را به خاطر فريادهاي "الله‌ اكبر "ي كه پس از ورود به كانال سوئز سر دادند، بخشيده است!

    * قيام شيعيان در ايران براي ملت فلسطين الگويي قابل ستايش و قابل پيروي بود

    براي فلسطينياني كه همچنان از شاخه مصري جنبش اخوان‌المسلمين تبعيت مي‌كردند، موج دومي در راه بود كه از آن بايد به عنوان انفجار بنيادگرايي در سرزمين‌هاي اشغالي ياد كرد و آن موج دوم، "انقلاب اسلامي ايران " بود.
    قيام شيعيان در ايران براي ملت فلسطين الگويي قابل ستايش و قابل پيروي بود. انقلاب [امام] خميني، به تمامي جنبش‌هاي اسلامي از اندونزي گرفته تا رباط اين پيام را مي‌داد كه مي‌توانند بر استبداد و سركوب غالب شوند و در هر كجاي دنيا يك كشور اسلامي بنيان نهند.
    اين اتفاق درست زماني رخ داد و درست در زماني آموزه‌هاي بنيادگرايانه اسلامي گسترش مي‌يافت كه مذاكرات صلح بين مصر و اسرائيل در جريان بود. پيمان كمپ ديويد ثابت كرد كه رژيم‌هاي سكولار عرب در قاهره، عمان، دمشق و حتي تشكيلات خودگردان فلسطين در بيروت به راحتي در آستانه كنار گذاشتن اصول خود و بريدن از ايمان و باور ملت‌هاي خود و در نتيجه قرار گرفتن در كنار دولت كافر اسرائيل قرار دارند. مصر، به عنوان رهبر نظامي و سياسي اعراب، اكنون تسليم شده بود. در غزه، هبرون و نابلوس اين بحث در مساجد و مراكز اسلامي مطرح بود كه جز اسلام، هيچ تفكري نمي‌تواند مشكلي به نام اسرائيل را از سر راه بردارد. اسلام، تنها كليدواژه آزادسازي فلسطين بود.

    ادامه دارد....


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    سی گام تا قدس

    قدس ما می آییم



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. زن در آيين مسيح
    توسط حکمتی فرد در انجمن قرآن و معرفی ادیان
    پاسخ: 13
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۲/۱۳, ۱۱:۳۱
  2. درباره ي حفظ قرآن راهنماييم كنيد
    توسط فاطما در انجمن حفظ قرآن
    پاسخ: 29
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۸/۲۵, ۱۸:۵۰
  3. زن حايض در آيين يهود
    توسط حکمتی فرد در انجمن قرآن و معرفی ادیان
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۱/۰۲, ۲۱:۱۰
  4. تبيين علم ديني از نگاه دكتر گلشني
    توسط theological در انجمن ادیان و فرق در قرآن
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۸, ۱۶:۴۵
  5. آيين ازدواج در نظام هستى
    توسط mohammadhashem در انجمن ازدواج و خانواده
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۸۶/۱۰/۰۱, ۱۸:۲۳

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود