صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ~♥♥♥~ تاملي در آيات الهي به بهانه ماه نزول قرآن ~♥♥♥~

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ~♥♥♥~ تاملي در آيات الهي به بهانه ماه نزول قرآن ~♥♥♥~




    ~♥♥♥~ تاملي در آيات الهي به بهانه ماه نزول قرآن ~♥♥♥~
    ~♥♥♥~ تاملي در آيات الهي به بهانه ماه نزول قرآن ~♥♥♥~


    بنام خدا و سلام

    دوستان قرآني عزيز همزمان با شروع ماه مبارک رمضان مي خواهيم يک کار جالب و يک ابتکار اخلاقي و تربيتي با کمک شما دوستان انجام بدهيم .

    شيوه کار به اين نحوه هست که هرکدام از شما دوستان ٬ هر روز به انتخاب خودتون يک آيه از جزء قرآن همان روز که تلاوت مي کنيد انتخاب مي کنيد و نکات آموزنده و تربيتي و اثر گذار آن را با ذکر آيه مذکور در اين تاپيک مي نويسيد.

    مثلا در روز اول يک آيه از جزء اول که سوره مبارکه بقره است و به نظرتون نکات قابل تاملي دارد که مي تواند براي دوستانتون هم مفيد باشه را اينجا مي نويسيد

    ترديدي نيست که تمام آيات الهي زيبا ٬‌دلنشين و سرشار از در س هاي اخلاقي و قابل تدبر و تامل ست . اما از آنجائيکه مقدور نيست کل آيات را بنويسيم به همين ميزان بسنده مي کنيم و به قول شاعر :

    آب دريا را اگر نتوان کشيد
    هم به قدر قطره اي بايد چشيد

    ان شاء‌الله در پايان ماه مبارک رمضان مجموعه تربتتي - اخلاقي و اموزنده اي خواهيم داشت که قطعا مورد استفاده ساير دوستان و ان شاء‌الله باقيات و صالحات همه ما خواهد بود.



    ~♥♥♥~ تاملي در آيات الهي به بهانه ماه نزول قرآن ~♥♥♥~



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ~♥♥♥~ تاملي در آيات الهي به بهانه ماه نزول قرآن ~♥♥♥~
    بنام خدا

    در هنگام تلاوت جزء يک قران کريم اين آيه را انتخاب کردم که به روي آن تامل بيشتري داشته باشيم:

    وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ
    "45" سوره مبارکه بقره
    و از صبر و نماز يارى جوييد ، و به راستى نماز ، كارى بس سنگين و گران است ، مگر بر فروتنان

    نکات برجسته آيه :

    1- چيره شدن بر مشكلات در گروى پايدارى و توجّه به خداست ;
    2- براي غلبه بر مشکلات خداي متعال به صبر و نماز توصيه مى كند
    3- هر مشكلى هرچند بزرگ باشد با صبر و بردباري در نظر ادمي كوچك مى شود
    4- به وسيله نماز و روى آوردن به خدا ، روح ايمان شكوفا مى گردد
    5- اگر آدمى باور كند كه به تكيه گاهى استوار و زوال ناپذير اتّكا كرده است ايمانش قوي و تحملش دربرابر مشکلات بيشتر مي شود
    6- نماز و روزه موجب تقويت ايمان و صبر و تحمل مي شود.

    در همين زمينه از امام صادق عليه السلام روايت است که فرمود ه اند :
    هرگاه امرى دهشت آور بر حضرت على (ع) هجوم مياورد به نماز برمى خاست . سپس اين آيه را تلاوت فرمود : « واستعينوا بالصّبر و الصّلوة »
    كافى ،{ج 3 ، ص 480 ، ح 1} .

    ونيز از ايشان درباره اين آيه نقل شده است كه فرمود : « صبر » روزه است ، و فرمود :
    « هرگاه براى كسى بلايى سخت پيش آمد ، روزه بگيرد كه خداوند بزرگ فرموده است :
    « واستعينوا بالصّبر » كه مقصود از آن روزه است . كافى ، {ج 4 ، ص 63 ، ح 7[ }
    بايد دانست كه تفسير صبر به روزه ، از باب بيان يكى از مصاديق آن است .

    خوشحال مي شم دوستان ديگر هم در اين زمينه نظر شون رو بيان کنند

    التماس دعا

    ~♥♥♥~ تاملي در آيات الهي به بهانه ماه نزول قرآن ~♥♥♥~



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    آیه 13 سوره بقره :


    "وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَـكِن لاَّ يَعْلَمُونَ"

    "و چون به ایشان گویند: ایمان آورید چنانکه دیگران ایمان آوردند؛ گویند: چگونه ایمان آوریم مانند بیخردان؟! آگاه باشید که ایشان خود بی‌خردند ولی نمی‌دانند."

    تفسیر آیه :
    يكي ديگر از ويژگي‌هاي منافقان اين است كه هرگاه پيامبر گرامي اسلام(ص) يا مؤمنان به آنان مي‌گفتند شما هم مانند ساير مردم ايمان بياوريد، مي‌گفتند: آيا همانند مردم كم عقل و سبكسر ايمان بياوريم. در اين آيه خداوند مي‌فرمايد: آگاه باش كه خود اينان كم عقل‌اند، ولي نمي‌دانند.
    از آيه فهميده مي‌شود كه منافقان طبقة ممتازي بودند و براي خود برتري فكري و عقلي قائل بودند و روش نفاق خود را دور انديشي مي‌پنداشتند و روش مؤمنان را ساده‌لوحي، كم عقلي و سفاهت تلقي مي‌كردند؛ چون مي‌ديدند شماري از مسلمانان خانه و زندگي خود را رها و مهاجرت كرده‌اند و در شهري غريب با يك لقمه نان زندگي مي‌كنند؛ در حالي كه در شهر خود امكانات فراواني داشتند و دستة ديگري از مسلمانان اموال خود را در اختيار مهاجرين قرار داده‌اند و براي رهبري كه از شهر آنها نيست، فداكاري و كمك مي‌كنند تا با گروهي كه از خود آنهايند، بجنگند. از سوي ديگر به نظر منافقين، جنگ هم جنگي عاقلانه نبود؛ زيرا عده‌اي با نيرو و امكانات بسيار اندك در برابر گروهي انبوه با ساز و برگ فراوان جنگيدند و چنين جنگي از نظر آنها سرنوشتي جز شكست نداشت. به نظر آنان اين روش سفاهت بود و خود را در پيروي از پيامبر معذور مي‌دانستند و معتقد بودند كه مقتضاي عقل احتياط است و بايد هر دو طرف را براي خود حفظ كنند تا هر گروهي كه غالب شد، راه دوستي با او باز باشد.
    و خدا در پایان آیه میفرماید انها خودشان سفیه و بی خرد هستند
    ویرایش توسط قاری قرآن : ۱۳۹۰/۰۵/۱۱ در ساعت ۱۶:۴۹
    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    31
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آيه
    إِيّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ‏
    ترجمه
    (خدايا) تنها ترا مى‏پرستيم و تنها از تو يارى مى‏جوئيم.
    نکته ها
    انسان بايد به حكم عقل، بندگى خداوند را بپذيرد. ما انسان‏ها عاشق كمال هستيم و نيازمند رشد و تربيت، و خداوند نيز جامع تمام كمالات و ربّ همه‏ى هستى است. اگر به مهر و محبّت نيازمنديم او رحمان و رحيم است و اگر از آينده دور نگرانيم، او صاحب اختيار و مالك آن روز است. پس چرا به سوى ديگران برويم؟! عقل حكم مى‏كند كه تنها بايد او را پرستيد و از او كمك خواست. نه بنده هوى و هوس خود بود و نه بنده زر و زور ديگران.
    در نماز، گويا شخص نمازگزار به نمايندگى از تمام خداپرستان مى‏گويد: خدايا! نه فقط من كه همه‏ى ما بنده توايم، ونه تنها من كه همه‏ى ما محتاج و نيازمند لطف توايم.
    خدايا! من كسى جز تو را ندارم «ايّاك» ولى تو غير مرا فراوان دارى و همه هستى عبد و بنده‏ى تو هستند. «ان كلّ من فى السموات و الارض الاّ اتى الرّحمن عبداً»(41) در آسمان‏ها و زمين هيچ چيزى نيست مگر اين كه بنده و فرمان بردار خداوند رحمان هستند.
    جمله «نعبد» هم اشاره به اين دارد كه نماز به جماعت خوانده شود و هم بيانگر اين است كه مسلمانان همگى برادر و در يك خط هستند.
    مراحل پرواز معنوى، عبارت است از: ثنا، ارتباط و سپس دعا. بنابراين اوّل سوره‏ى حمد ثناست، آيه‏ى «ايّاك نعبد» ارتباط و آيات بعد، دعا مى‏باشد.
    گفتگو با محبوب واقعى شيرين است، شايد به خاطر همين كلمه «ايّاك» تكرار شد.
    41) مريم، 93.
    پيام ها
    1- ابتدا بايد بندگى خدا كرد، آنگاه از او حاجت خواست. «نعبد، نستعين»
    2- بندگى، تنها در برابر خداوند رواست نه ديگران. «ايّاك نعبد»
    3- گر چه عبادت از ماست، ولى در عبادت كردن نيز نيازمند كمك او هستيم. «ايّاك نعبد و ايّاك نستعين»(42)
    4- «ايّاك نعبد و ايّاك نستعين» يعنى نه جبر است و نه تفويض. چون مى‏گوييم: «نعبد» پس داراى اختيار هستيم و نه مجبور. وچون مى‏گوييم: «نستعين» پس نياز به او داريم و امور به ما تفويض نشده است.
    5 - شناخت خداوند و صفات او، مقدمّه دست‏يابى به توحيد و يكتاپرستى است. «ربّ العالمين، الرّحمن الرّحيم، مالك يوم الدّين، ايّاك نعبد»
    6- از آداب دعا و پرستش اين است كه انسان خودرا مطرح نكند و خود را در حضور خداوند احساس كند. «ايّاك نعبد...»
    7- توجّه به معاد، يكى از انگيزه‏هاى عبادت است. «مالك يوم الدّين ايّاك نعبد»
    42) و ما كنا لنهتدى لولا ان هدانا اللَّه» اگر هدايت الهى نبود ما هدايت نمى‏يافتيم. اعراف، 43.
    اگر عقیده مخالف شما را عصبانی می کند، نشان آن است که نا خود آگاه می دانید
    دلیل مناسبی برای دفاع ازآنچه فکر می کنید، ندارید ....!


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    آیه 34 سوره بقره :


    "وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ"
    "و چون فرشتگان را فرمان دادیم که بر آدم سجده کنید، همه سجده کردند مگر شیطان که ابا و تکبّر ورزید و از فرقه کافران گردید."
    تفسیر آیه :

    نگرشى بر واژه‏ها «سجود» جمع «سجده» است. اين واژه در فرهنگ واژه‏شناسان به‏معناى «نهايت خضوع و اظهار ذلّت و فرمانبردارى و در اصطلاح دين، به‏مفهوم «قراردادن پيشانى بر زمين» است، و بسان ركوع، قنوت و تشهّد، يكى از اجزاى نماز بشمار مى‏رود. «اَبى‏» به‏معناى «سرباز زد» آمده است؛ و سه واژه «اباء»، «ترك»، و «امتناع»، يك معنا دارند. «استكبر» به‏مفهوم «خود را بزرگ پنداشتن و خودبزرگ‏بينى» است. و استكبار نيز از همين ماده و به‏معناى «تكبّرورزيدن» است. «ابليس» معادل پارسى «شيطان» است. تفسير در اين آيه و چند آيه ديگر كه ازپى آن خواهد آمد، مقام و شكوه آدم به‏تصوير كشيده مى‏شود و خداوند عظمت او را بيان مى‏كند. روى سخن اين آيه شريفه در وهله اوّل پيامبر گرامى (ص) است؛ كه: هان اى محمّد! بياد آر هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم براى آدم خضوع و سجده كنند: «و اذ قلنا للملائكة...». آيه شريفه بيانگر آن است كه فرمان خدا، فرمان به همه فرشتگان است. با اين برداشت، فرشتگان گرانقدرى چون فرشته وحى نيز درميان آنان قرار مى‏گيرند؛ چرا كه هيچكدام استثنا نشده‏اند. اين نكته از آيات ديگر نيز دريافت مى‏شود؛ ازجمله: «فَسَجَدَالْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ اَجْمَعُونَ اِلّا اِبْليسَ...»(114). امّا برخى براين باورند كه فرمان خدا به‏سوى گروهى از فرشتگان، كه شيطان نيز از آنان بود، صادر شده است. چگونگى اين سجده‏ سجده فرشتگان براى آدم، چگونه و به چه ترتيب انجام پذيرفت؟ دربرابر اين پرسش، دو ديدگاه ارائه شده است: 1. در روايات آمده است كه منظور از اين سجده، گراميداشت آدم و خضوع فرشتگان درمقابل او بود؛ تا بدينوسيله برترى انسان - در صورتيكه راه توحيد و تقوا را درپيش گيرد و به دانش و ارزشهاى والاى انسانى آراسته گردد - روشن شود. اين بيان، علاوه بر روايات، ديدگاه گروهى ازجمله قتاده و على‏بن عيسى رمّانى نيز است. 2. گروهى برآنند كه به دستور خدا، آدم قبله فرشتگان شد و فرمان رسيد كه همه بدان سو سجده كنند. با اين بيان، آدم به‏مثابه قبله بود و سجده براى خدا و نوعى گراميداشت و شكوه و خضوع دربرابر آدم. با تعمّق در اين آيه و آيات ديگر در اين مورد، و نيز انگيزه سرپيچى و سركشى ابليس در سجده به آدم كه مى‏گفت: «انا خيرمنه...»، اين حقيقت دريافت مى‏شود كه ديدگاه دوّم سست است؛ چرا كه علاوه بر دلالت آيه مورد بحث، اگر براستى آدم به‏منزله قبله بود، سرباززدن شيطان معنا نداشت. پس، ديدگاه نخست درست‏تر بنظر مى‏رسد. ابليس فرشته بود يا جن؟ گروهى ازجمله ابن مسعود و ابن عبّاس براين باورند كه شيطان فرشته بود و در ميان فرشتگان قرار داشت. مرحوم شيخ طوسى نيز اين ديدگاه را برگزيده است. و افزون بر ظاهر تفاسير، از ششمين امام نور (ع) نيز همين نكته روايت شده است. امّا شيخ مفيد معتقد است كه: ابليس از جن بود، نه از فرشتگان. روايات بسيارى نيز، علاوه بر مذهب اهل بيت، اين ديدگاه را تأييد مى‏كنند. طرفداران اين ديدگاه مى‏گويند: 1. خدا در قرآن مى‏فرمايد: «... فَسَجَدُوا اِلّا اِبْليسَ كانَ مِنَ‏الْجِنِّ...»(115) (پس همه جز ابليس كه از [گروه‏] جن بود، سجده كردند). و روشن است كه منظور از واژه «جن» در هر آيه‏اى از قرآن كه بكار رفته باشد، همان «جنّ» مشهور و معروف است. 2. قرآن در ترسيم شخصيت و هويت فرشتگان، آنان را فرمانبردارانى معرّفى مى‏كند كه هرگز از آنچه خدا به آنان فرمان مى‏دهد، سرپيچى نمى‏كنند، و هر آنچه را فرمان يافته‏اند، انجام مى‏دهند: «... لا يَعْصُونَ‏اللَّهَ ما اَمَرَهُمْ...»(116). با اين بيان، ابليس نمى‏تواند از فرشتگان باشد، چرا كه نافرمانى خدا كرد. 3. به گفته قرآن شريف، ابليس داراى نسل و تبار است؛ و قرآن به انسانها هشدار مى‏دهد كه از نسل و تبارش، دوست و سررشته‏دار امور خويش نگيرند: «... اَفَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ اَوْلِياءَ مِنْ دُونى‏ وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ...»(117). و برخى از قرآن‏پژوهان اظهار نظر كرده‏اند كه ابليس پدر جن است و آدم پدر انسانها؛ درحاليكه فرشتگان روحانى هستند و معنوى، و نسل و تبار و توليد مثل و خور و خواب ندارند. مطابق اين عقيده، ابليس از فرشتگان نبود. 4. قرآن درمورد فرشتگان مى‏فرمايد: «... جاعِلِ‏الْمَلائِكَةِ رُسُلَاً...»(118) (...فرشتگان را پيام‏آورنده قرار داد...). روشن است كه كفرگرايى و شرك و تبهكارى از فرستاده و پيام‏آورنده خدا، سخنى دور و بيگانه است؛ چرا كه اگر كفر و تبهكارى را درمورد آنان بپذيريم، بايد دروغپردازى را نيز ازجانب آنها قبول كنيم؛ در اينصورت چنين پيام و پيام‏آورنده‏اى چگونه خواهد بود؟! با اين بيان، ابليس از فرشتگان نبود؛ چرا كه به كفر گراييد و از فرمان حق خارج شد. بيان طرفداران ديدگاه نخست‏ طرفداران ديدگاه نخست، به اين آيه شريفه استناد مى‏كنند كه مى‏فرمايد: «فَسَجَدَالْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ اَجْمَعُونَ اِلّا اِبْليسَ اَبى‏ اَنْ تَكُونَ مَعَ‏السّاجِدينَ»(119). پس فرشتگان همگى سجده كردند، جز ابليس كه خوددارى كرد از اينكه با سجده‏كنندگان باشد. و به اين آيه شريفه كه مى‏فرمايد: «فَسَجَدُوا اِلّا اِبْليسَ اَبى‏ وَاسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ‏الْكافِرينَ»(120). پس جز ابليس كه سرباز زد و كبر ورزيد و از كافران شد، [همه‏] سجده كردند. از اين دو آيه روشن مى‏شود كه او جزو فرشتگان بوده كه استثنا شده است؛ و نيز او هم بسان همه فرشتگان فرمان يافته بود كه سجده كند. در پاسخ اين ديدگاه گفته‏اند كه: استثناى ابليس از فرشتگان در اين آيه شريفه، هرگز دليلى بر قراردادن آن جزو فرشتگان‏نيست؛ چرا كه ممكن است فرمان خدا هم به گروهى از فرشتگان صادر شده باشد و هم به دسته‏اى از جنّ؛ امّا آنان فرمانبردارى كنند و اين نافرمانى. درست بسان اين سخن كه گفته شود: به همه مردم بصره فرمان دادند كه به مسجد جامع بروند؛ همه رفتند جز يك مرد «كوفى». از اين استثنا مشخّص مى‏شود كه مردم كوفه نيز همانند مردم بصره مشمول فرمان بودند، امّا علّت اينكه تنها از مردم بصره نام برده شده، بسيارى گروه آنان و شمار اندك كوفيان بوده است. و نيز ممكن است اين استثنا، استثناى منقطع باشد و آنچه پس از حرف استثنا آمده، غير آن چيزى باشد كه پيش از آن آمده است؛ بسان اين آيه: «... ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ اِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ...»(121) (... و هيچ دانشى بدان ندارند، جز آنكه از پندار پيروى مى‏كنند...). افزون برآنچه آمد، از ششمين امام نور (ع) نقل كرده‏اند كه در پاسخ جميل بن درّاج كه پرسيد: «ابليس فرشته بود يا جنّ؟ و آيا به انجام كارى در آسمانها گمارده شده بود؟»، فرمود: «او نه فرشته بود و نه به كارى گمارده شده بود؛ بلكه از جنّ بود؛ امّا فرشتگان مى‏پنداشتند از آنان است؛ چرا كه هماره با آنان بود؛ ليكن هنگامى كه فرمان سجده به آدم آمد و او سرباز زد، ماهيتش براى فرشتگان آشكار شد». گروهى كه ابليس را از فرشتگان مى‏دانند، علاوه بر تمسّك به ظاهر آيات و برخى روايات، چهار دليل ديدگاه دوّم را - كه شيطان را از جنّ مى‏شمارد - بدينصورت پاسخ مى‏گويند: 1. درمورد آيه شريفه «اِلّا اِبْليسَ كانَ مِنَ‏الْجِنّ ِ» مى‏گويند: واژه «جنّ» به‏معناى پوشيده و نهان است، و از آنجا كه گروهى از فرشتگان از چشمها پوشيده‏اند، اين واژه درمورد آنها بكار رفته است. 2. درمورد آيه شريفه «لايَعْصُونَ‏اللَّهَ ما اَمَرَهُمْ...» مى‏گويند: اين آيه بيانگر وصف گروهى از فرشتگان است كه دربانان بهشت پرطراوت و زيبا هستند، نه وصف همه آنان. 3. درمورد «توليد مثل ابليس و داشتن نسل و تبار» مى‏گويند: ممكن است خدا در ابليس كه فرشته بود، چنين نيرويى قرار داده باشد؛ ما از كجا مى‏توانيم اين موضوع را نفى كنيم؟! 4. و درمورد آيه شريفه «وَ جاعِلِ‏الْمَلائِكَةِ رُسُلَاً...» مى‏گويند: خداوند تنها برخى از فرشتگان را بعنوان پيام‏آورنده برمى‏گزيند، نه همه آنان را؛ از اين رو، به استناد آن، نمى‏توان استدلال كرد كه گناهكار و نافرمان نمى‏تواند بعنوان فرستاده خدا برگزيده شود و چنين نتيجه گرفت كه: پس شيطان از فرشتگان نبود. نه، اينطور نيست؛ چرا كه بعضى از آنان فرستاده و پيام‏آورنده خدا بودند، همانند برخى از انسانها. قرآن مى‏فرمايد: «اَللَّهُ يَصْطَفى‏ مِنَ‏الْمَلائِكَةِ رُسُلَاً وَ مِنَ‏النّاس ِ...»(122) (خدا از ميان فرشتگان، فرستادگانى برمى‏گزيند، و نيز از ميان مردم...). روشن است كه «من» به‏معناى «از» و بيانگر اين است كه عدّه‏اى از فرشتگان و گروهى از مردم را برمى‏گزيند، نه همه را. با اين توضيح، مى‏توان گفت كه ابليس از فرشتگان بود. «و كان من‏الكافرين» و از كافران شد مفسّران درباره كفر شيطان، سخنان مختلفى دارند: الف - درمورد «و كان من‏الكافرين» مى‏گويند: او كافر شد، نه آنكه از كافران بود. درست بسان اين آيه كه درخصوص فرزند نوح (ع) مى‏فرمايد: «... فَكانَ مِنَ‏الْمُغْرَقينَ.»(123) (پس، از غرق‏شدگان گرديد). ب - كفر و شرك، مفهومى مربوط به قلب و انديشه و عقيده است يا عملكرد؟ كداميك؟ برخى آن را، هم به دل منسوب دانسته‏اند و هم به رفتار و عملكرد؛ چرا كه شيطان ازنظر عقيدتى گويى مشكل نداشت، ولى در عملكرد كه سجده‏كردن به فرمان خدا بود، از دستور سرباز زد، و همان هم سبب كفرش شد. امّا بعضى معتقدند كه اين سخن بى‏اساس است؛ زيرا عملكرد آگاهانه و آزادانه و حساب‏شده انسان، نشانگر انديشه و عقيده اوست. براى نمونه: شايد درمورد فردى كه دربرابر بت سجده مى‏كند، بتوان گفت خود اين كار كفر نيست ولى از آنجا كه نشانگر انديشه بى‏اساس و منحطّ اوست كه به خدايى بت عقيده دارد، كار او كفر محسوب مى‏شود؛ و شيطان نيز چنين بود؛ و با تصريح قرآن به كفر وى درمى‏يابيم كه او از اصل به خدا ايمان نداشت و گرنه از او نافرمانى نمى‏كرد و به سركشى و خودكامگى و شرارت روى نمى‏آورد. ج - درمورد چگونگى فرمان سجده، ديدگاهها متفاوت است: 1. عدّه‏اى معتقدند كه دستور سجده دربرابر آدم بدانگونه بود كه فرشتگان و شيطان خطاب قرار گرفتند و فرمان سجده يافتند. 2. برخى ديگر مى‏گويند: خداوند پيام رسانى به‏سوى آنان گسيل داشت تا فرمان او را به آنان برساند. 3. و پاره‏اى نيز بر اين باورند كه خدا كارى انجام داد كه ازطريق آن، به آنان فهمانيد بايد دربرابر آدم سجده كنند. د - آيا ترك سجده براى آدم - همانگونه كه در قرآن آمده - كفر و كفرگرايى است؟ در پاسخ به اين پرسش بايد خاطرنشان ساخت كه كفر شيطان تنها به‏دليل ترك سجده نبود؛ بلكه ترك سجده، گناهان ديگرى را نيز به‏همراه داشت كه بسيار سهمگين بود؛ بدينصورت: 1. او به اين نتيجه رسيد كه آفريدگار هستى وى را به كار بيهوده‏اى فرمان داده؛ چرا كه به باور او، در اين سجده سود و مصلحتى نبود. 2. او از سر خودبزرگ‏بينى و تكبّر، از انجام‏دادن فرمان خدا و سجده براى آدم سرباز زد. اكنون نيز اگر كسى با اين پندار زشت از نماز و سجده سرباز زند، كافر مى‏شود. 3. او افزون بر ترك سجده، پيام‏آور خدا را به‏باد استهزا گرفت؛ و اين كار زشت نيز نشانگر باطن آلوده به كفر او بود. يك نكته ديگر از فرازهاى اين آيه شريفه، اين نكته ظريف دريافت مى‏شود كه جبر و جبرگرايى بى‏اساس است و طرفداران آن نسنجيده سخن مى‏گويند؛ چرا كه در اين آيه، نخست مى‏فرمايد: «أبى‏» يعنى «شيطان سرباز زد»؛ و بديهى است كه مى‏توانست از فرمان خدا سرباز نزند. و اينكه مى‏فرمايد: «فَسَجَدُوا اِلّا اِبْليسَ...»، به اين معناست كه سجده و فرمانبردارى، كار فرشتگان است. و ديگر اينكه قرآن در همين آيه، فرشتگان سجده‏كننده را مى‏ستايد و شيطان سركش را نكوهش مى‏كند؛ و اين نيز نشانگر سستى و بى‏پايگى جبر است، چرا كه فقط كارهاى ارادى و اختيارى قابل ستايش و حق‏شناسى است، نه كارهاى جبرى. و اينكه برخى گفته‏اند شيطان نمى‏توانست جز آن عمل كند، سخنى پوچ است


    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ~♥♥♥~ تاملي در آيات الهي به بهانه ماه نزول قرآن ~♥♥♥~

    با نام و يادخداي سبحان

    امروز از بين ايات جزء دوم آيه زير را انتخاب کردم که باهم تاملي بر روي آن داشته باشيم

    وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ .
    (سوره مبارکه بقره - آيه 186)
    و هرگاه بندگان من از تو درباره من بپرسند ، بدانند كه من به آنان نزديكم ; دعاى دعاكننده را ـ آن گاه كه مرا بخواند ـ اجابت مى كنم ; پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به درگاه من دعا كنند و به من ايمان بياورند كه دعايشان را اجابت مى كنم ، اميد آن كه در دعايشان به درگاه خدا راهياب شوند

    نکات برجسته آيه :
    1- خداوند به بندگان نزديک است ( برعکس تصورما که گاه خدا را ازخودمون دور مي بينيم
    2- خداوند شنوا و بيناست . او شاهد و ناظر بر اعمال و نيات و افکار ما ست و صداي ما را مي شنود .

    از امام كاظم (ع) نقل شده است كه فرمود : بر شما باد به دعا كردن ، كه دعا و درخواست از خدا ، بلايى را كه مقدر شده و چيزى به تحقق آن نمانده است برطرف مى كند . پس اگر خدا را بخوانند و از او بخواهند ، بلا را به كلى مى گرداند .
    بِحارالأَنوار ، ج 90 ، ص 295

    3-در همه حال و براي هر نيازي و رفع هر گرفتاري و مشکلي تنها ازخدا ياري بخواهيم و ايمان داشته باشيم که او دعاي ما را اجابت مي کند ( نه اينکه به هر دري بزنيم و به هرکسي رو بندازيم و وقتي از همه جا نا اميد شديم بريم در خونه خدا و از اون کمک بخواهيم )

    از پيامبر (ص) نقل شده است كه فرمود : در نيازهاى خود روى به خدا آوريد و در دشوارى هايتان به او پناه بريد و به درگاهش تضرّع كنيد و او را بخوانيد كه دعا ، پرستش ناب است .
    عُدة الداعى ، ص 34 ، ح 8

    4- دعا بايد از عمق جان و با ايمان و يقين توام باشد ( اميدي به استجابت دعايي که توام با شک و ترديد باشد نيست )

    مُعاذ بن جَبَل از پيامبر خدا (ص) نقل كرده است كه فرمود : « اگر آن گونه كه بايد ، خدا را بشناسيد ، كوه ها در اثر دعاى شما از بين مى روند »
    الدُّرالمَنثور ، ج 1 ، ص 473

    5- تسليم به رضا و مصلحت خداباشيم و اگر دعاي ما به ظاهر اجابت نشد ٬‌ترديد نکنيم که خداوند به مصالح ما آگاه تر است و حتما حکمت و مصلحتي مانع استجابت ظاهري دعا و خواسته ما شده است .

    در وصيت اميرمؤمنان به امام حسن (ع) آمده است : « خدا با رخصت دادن به تو در اين كه از او درخواست كنى ، كليد گنجينه هايش را در دو دست تو نهاده است . پس هرگاه خواستى ، درهاى نعمت او را با دعا مى گشايى و ريزش باران گونه رحمتش را مى طلبى . ولى مبادا دير شدن اجابتش تو را نااميد كند كه بخشش به اندازه نيت است ... و بسا چيزى را خواسته اى و به تو داده نمى شود ، ولى بهتر از آن را در اين جهان يا آن جهان به تو بخشيده اند
    نَهج البَلاغَه ، نامه 31
    جمله « بخشش به اندازه نيت است » به اين حقيقت اشاره دارد كه اجابت دعا براساس درخواستِ واقعى است ، نه براساس آنچه دعاكننده بر زبان مى آورد ، زيرا چه بسا او حقيقت را نمى داند ولى بر آن اصرار مى ورزد . در واقع او در اين مورد درخواستى ندارد تا اجابت شود ، بلكه خيال مى كند كه درخواست دارد (مانند تشنه اى كه در موقعيتى خاص آب براى او زيان آور است ، ولى چون از زيان آن بى خبر است ، مصرّانه آن را درخواست مى كند ، گرچه حقيقتاً آن را نمى خواهد ، و لذا اگر زيانبارىِ آب براى او كشف شود ، حتى اگر بخواهند به او بنوشانند او نمى نوشد) .

    بازهم منتظر نظر و همچنين همکاري و همراهي دوستان هستم

    التماس دعا

    ~♥♥♥~ تاملي در آيات الهي به بهانه ماه نزول قرآن ~♥♥♥~



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196




    ~♥♥♥~ تاملي در آيات الهي به بهانه ماه نزول قرآن ~♥♥♥~


    جزء دوم قرآن کریم

    وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي‏ وَ لْيُؤْمِنُوا بي‏ لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ

    چون بندگان من ( از دوری و نزدیکی ) من از تو پرسند ، ( بدانند که ) من به آنها نزدیکم ،
    هر گاه کسی مرا خواند دعای او را اجابت کنم.
    پس باید دعوت مرا ( و پیغمبران مرا ) بپذیرند و به من بگروند ، باشد که ( به سعادت ) راه یابند.



    سوره مبارکه بقره / آیه 186



    ~♥♥♥~ تاملي در آيات الهي به بهانه ماه نزول قرآن ~♥♥♥~






    ویرایش توسط قاری قرآن : ۱۳۹۱/۰۵/۰۱ در ساعت ۱۹:۳۰
    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    جزء 1

    ~♥♥♥~ تاملي در آيات الهي به بهانه ماه نزول قرآن ~♥♥♥~ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ
    ﴿۲﴾~♥♥♥~ تاملي در آيات الهي به بهانه ماه نزول قرآن ~♥♥♥~

    اين است كتابى كه در [حقانيت] آن هيچ ترديدى نيست [و] مايه هدايت تقواپيشگان است (۲)



    اینكتاب بيانگر راه درست و كتاب حق و هدايت و معجزه جاودانه است؛ از اين رو نزيبد كه
    در درستى و حقّانيت آن ترديد شود.برخى معتقدند كه در اين آيه، چيزى در تقدير است؛ بدينصورت: «لا سبب ريب فيه» (هرگزمطلبى كه به ترديد در حقّانيت و آسمانى‏بودن قرآن بينجامد، در كران تا كران آنوجود ندارد؛ نه تضاد و تناقض و نه ادّعاهاى بدون دليل و برهان).
    و عدّه‏اى نيز «لاريب» را نهى گرفته‏اند و مى‏گويند: معناى آيه شريفه آن است كه:در
    اينكه اين كتاب حق است، هيچگونه شك و دودلى به خود راه ندهيد؛ مانند اين آيهشريفه: «...فَلارَفَثَ وَ لا فُسُوقَ...»(



    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    جزء 2

    ~♥♥♥~ تاملي در آيات الهي به بهانه ماه نزول قرآن ~♥♥♥~وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ (186)~♥♥♥~ تاملي در آيات الهي به بهانه ماه نزول قرآن ~♥♥♥~
    و هر گاه بندگان من، از تو در بارهمن بپرسند، [بگو] من نزديكم، و دعاى دعاكننده را- به هنگامى كه مرا بخواند- اجابت مى‏كنم، پس [آنان‏] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند، باشد كه راهيابند.

    «وليؤمنوا بى لعلّهم يرشدون»
    و بايد به من ايمان آورند؛ باشد كه راه يابند
    در تفسير اين جمله، از ششمين امام نور (ع)
    نقل كرده‏اند كه فرمود: منظور اين است كه مردم باايمان بايد يقين بياورند كه تنها من توانايى آن را دارم كه خواسته‏هايشان را برآورم و نيايش هايشان را بشنوم.
    چگونه؟

    با توّجه به آنچه در تفسير اين آيه شريفه آمد، اين پرسش به ذهن متبادر مى‏شود كه ما در زندگى روزمرّه شاهديم كه بسيارى از مردم خداى را مى‏خوانند و دعا مى‏كنند، امّا خواسته‏هاى آنان برآورده نمى‏شود. اين موضوع چگونه با آيه شريفه سازگار است؟
    پاسخ‏
    واقعيت اين است كه دعاى خالصانه و ازدل برخاسته هيچ انسانى، چنانچه خواسته‏اش با حكمت پروردگار هماهنگ و در راستاى حقّ و عدالت باشد و براى نيايشگر و ديگران تباهى ايجاد نكند، بى‏پاسخ نمى‏ماند. خداوند چنين دعايى را مى‏شنود و خواسته مطرح ‏شده در آن را براساس حكمت خويش، گاه بيدرنگ وگاه ديرتر، برمى‏آورد. امّا نبايد فراموش كرد كه دعاى شايسته و بايسته شرايطى داردكه از جمله آنها اين است كه نبايد تنها از زبان برخيزد، بلكه بايد از ژرفاى جان سرچشمه گيرد و زبان ترجمان دل باشد.

    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۹۱/۰۵/۰۲ در ساعت ۲۲:۱۱


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    جزء 3

    ~♥♥♥~ تاملي در آيات الهي به بهانه ماه نزول قرآن ~♥♥♥~لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
    ﴿۲۸۶﴾~♥♥♥~ تاملي در آيات الهي به بهانه ماه نزول قرآن ~♥♥♥~
    خداوند هيچ كس را جز به قدر توانايى‏اش تكليف نمى‏كند. آنچه (از خوبى‏) به دست آورده به سود او، و آنچه (از بدى‏) به دست آورده به زيان اوست‏. پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خطا رفتيم بر ما مگير، پروردگارا، هيچ بار گرانى بر (دوش‏) ما مگذار؛ همچنانكه بر (دوش‏) كسانى كه پيش از ما بودند نهادى‏. پروردگارا، و آنچه تاب آن نداريم بر ما تحميل مكن‏؛ و از ما درگذر؛ و ما را ببخشاى و بر ما رحمت آور؛ سرور ما تويى‏؛ پس ما را بر گروه كافران پيروز كن‏. (۲۸۶)

    از اين آيه به خوبى استفاده مى شود كه ((تكليف ما لا يطاق )) وجود ندارد،
    نه در اسلام و نه در اديان ديگر و اصل آزادى اراده است ، زيرا مى گويد: هر كس در گرو اعمال نيك و بد خويش ‍ است هر كار نيكى انجام دهد براى خود انجام داده و هر كار بدى انجام دهد به زيان خود كرده است ، تقاضاى عفو و بخشش و مغفرت نيز شاهد اين مدعا است .
    و اين امر هماهنگ با منطق عقل و مسئله حسن و قبح است ، چرا كه خداوند حكيم هرگز چنين كارى را نمى كند و اين خود دليلى است بر نفى مساله جبر، چگونه ممكن است خداوند بندگان را مجبور بر گناه سازد و در عين حال نهى از گناه كند؟ ولى تكاليف شاق و مشكل ، امر محالى نيست همانند تكاليف شاقى كه در مورد بنى اسرائيل وجود داشته و آن هم مولود اعمال خودشان و كيفر خيره سريهاى آنها بوده است

    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۹۱/۰۵/۰۳ در ساعت ۲۳:۱۲


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود