جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ***هدایت از خواص آیات قرآن(به خاطرهدایت یافته کانون)***

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10

    ***هدایت از خواص آیات قرآن(به خاطرهدایت یافته کانون)***




    دراینجا قصد داریم داستانهایی را از هدایت یافتگان به سبب قرآن را نقل کنیم .شاید برخی از منکران حقیقت قرآن ازخواب غفلت بیدار شوند...مثل رسول دارامرویی (کاربرهدایت شده کانون)
    اگر داستانی سراغ دارید دریغ نفرمایید.

    «لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ»
    تنها خردمندان از داستان‏ها، پند و عبرت مى‏گيرند.
    (یوسف/111)

    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم

  2. تشکرها 4


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10

    داستان مسلمان شدن یک زن(ازخواص آیات)




    در يكي از شهرهاي « آمريكا» زني مسلمان شده بود، در حالي كه در آن شهر، مسلمان ديگري وجود نداشت تا به او درس اسلام بياموزد. وقتي خبرنگاران براي تهيّه خبر به او مراجعه كردند. آن زن داستان ايمان آوردن خود را چنين تعريف كرد:« من در يك خانواده ي مسيحي زندگي مي كردم كه هيچ اسمي از اسلام در آن برده نشده بود و هيچ كدام از افراد خانواده درباره ي اسلام چيزي نمي دانستند هنگامي كه كودك بودم، هوش سرشار و استعداد فوق العاده اي كه خداوند به من داده بود، همه را به تعجّب مي انداخت. در آن هنگام من از انجام كارهاي زشت و ناروا خودداري مي كردم و با اين كه در اين كشور، زن چادري و باحجاب وجود ندارد، امّا من از همان هنگام كودكي، از اين كه بدنم را به ديگران نشان بدهم، ابا داشتم، به همين خاطر تن پوشي براي خودم درست كرده بودم كه سر، دست ها و پاهايم را مي پوشانيد. بالاخره چند سال قبل، شبي در خواب ديدم كه مردي روحاني و عبا به دوش به من فرمود:« من از سمتِ شرق مي آيم» آن گاه كتاب مباركي را كه در دست داشت به من نشان داد و فرمود:« راه نجات و سعادت تو در اين كتاب است.» از خواب بيدار شدم و سه سال به دنبال آن كتاب، تمام كتابخانه ها را گشتم، شايد آن را بيابم ولي موفّق نشدم. روزي يك مسلمان هندي را ديدم پرسيدم از كجا مي آيي؟ گفت:« از هند مي آيم و مسلمان هستم» من خواب خود را براي او تعريف كردم. او بعد از شنيدن سرگذشت من، دست در جيبش كرد و كتابي درآورد. ديدم همان كتابي است كه در خواب ديده ام پرسيدم اين چه كتابي است؟ گفت:« اين قرآن است كه خداوند بر آخرين پيامبرش حضرت محمّد (ص) نازل نموده است.» سپس آن كتاب را به عنوان هديه به من داد. پس از مدّتي ترجمه انگليسي قرآن را به دست آوردم. ديدم همان چيزهايي را كه فطرت و عقل به من حكم مي كردند، در قرآن نيز همان دستورات آمده است. « اين ماجرا، نشانه ي هدايت خاصّه ي خداوند مي باشد. هر كس كه هدايت الهي را بپذيرد و در طريق فطرتش گام بردارد و خواستار رشد و صلاح و سعادت باشد و آرزوي سعادت و خوشبختي و رفتن به بهشت را داشته باشد، خداوند او را به خودش وانمي گذارد، بلكه وي را هدايت مي كند اين از تأييدات غيبي الهي مي باشد.

    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10

    نتیجه بی احترامی به قرآن(برای طالبان هدایت)




    نشريه اردني «شيحان» در تاريخ ششم دسامبر 1999 برابر با 16 آذر، در بخش خبري خود اقدام به درج بخش هايي از سخنان عبدالمنعم ابوزنط، از نمايندگان اسلامگراي اردن نمود كه در مسجد مصعب بن عمير در استان «مادبا» در رابطه با علت وقوع زلزله اخير [زلزله اول] در تركيه ايراد كرده بود. به نوشته نشريه «شيحان» عبدالمنعم در اين جلسه سخنراني به صراحت اعلام كرد كه علت وقوع زلزله تركيه، برپايي مجلس رقصي در يك پايگاه نظامي تركيه واقع در سواحل درياي مديترانه بوده كه در اين مجلس گروهي از ژنرالها و بلند پايگان نظامي اسرائيلي، آمريكايي و تركيه اي، حضور داشتند. در اثناء اين مجلس رقص و پايكوبي يك نظامي عاليرتبه تركيه اي قرآني را بدست گرفته و در حال مستي شروع به پاره نمودن و پرتاب آن به زير پاي رقاصه ها نمود و با نعره اي مستانه گفت: كجاست خدايي كه قرآن را حفظ كند؟ نشريه صبح كه اين خبر را نقل كرده است در ادامه مطلب مي افزايد: به دنبال درج اين خبر، مردم اردن در تماس با مسئولان نشريه «شيحان» خواستار انجام گفت و گوي نشريه با ابوزنط شدند تا اين رخداد به صورت مشروح تري بازگو شود. عبدالمنعم ابوزنط در اين گفت و گو به نقل از يكي از افسران مسلمان تركيه كه از حادثه زلزله جان سالم به در برده است، اعلام كرد: در مراسمي كه به مناسبت بازنشستگي گروهي از نظاميان عاليرتبه تركيه اي در يكي از پايگاه هاي دريايي تركيه برپاگرديد، تعدادي از نظاميان عالي رتبه اسرائيلي و آمريكايي به همراه يك گروه از خوانندگان و نوازندگان مشهور اسرائيلي در مجلس حضور يافته بودند. در اثناء اين مراسم يكي از ژنرالهاي ارتش تركيه درخواست قرآني از يكي از سرهنگهاي حاضر در جلسه كرد. سرهنگ پس از آوردن يك جلد از كلام الله مجيد، به دستور ژنرال تركيه اي مكلف به خواندن آياتي از قرآن شد. سرهنگ در آن جلسه شروع به تلاوت آياتي كرد. سپس ژنرال تركيه اي از او خواست تا به تفسير آيات قرائت شده بپردازد كه در اين ميان، سرهنگ به دليل عدم آشنايي با معارف و معاني كلام وحي، از ترجمه و تفسير آيات مزبور عذر خواهي كرد. در اين هنگام ژنرال تركيه اي با عصبانيت و در حالي كه نعره مي زد: كجاست كسي كه اين قرآن را نازل كرده و در كتابش گفته ما قرآن را فرستاديم و ما آن را محافظت خواهيم كرد، بيايد و از كتابش دفاع كند؟، قرآن را از سرهنگ گرفته و شروع به پاره كردن صفحات و اوراق قرآني كرده و آنها را به زير پاي رقاصه هاي حاضر در مجلس ريخت. « ابوزنط» در ادامه اين گفت و گو اظهار داشت: سرهنگ حاضر در مجلس، در اين هنگام دچار ترس و اضطراب شديد شده و به سرعت از مجلس خارج شد و خود را به بيرون پايگاه نظامي رساند كه در اين هنگام مشاهده مي كند عذاب الهي در حال نزول است. اين سرهنگ در توصيف آن واقعه دهشتناك مي گويد: ناگهان نور شديد قرمز رنگي را مشاهده كردم كه تمام فضاي منطقه را فراگرفته و در يك لحظه دريا شكافته شد و همراه با انفجاري شديد شعله هاي آتش به سوي آسمان زبانه كشيد و لحظاتي بعد به دنبال زلزله اي شديد منطقه را فرا گرفت. اما نكته قابل توجه و تأمل تر آن است كه تاكنون گروههاي تفحص و تجسس آمريكا، اسرائيل و تركيه اي نتوانسته اند اثري از بقاياي اجساد نظاميان خود از اين پايگاه نظامي بيابند! در همين حال سردبير نشريه «شيحان» مي گويد: اطلاعات ديگري هم در اين ارتباط وجود دارد كه به برخي از آنها در نشريات تركيه، اشاره شده است. در پايان اين گفت وگو، شيخ ابوزنط در توصيف اين سرهنگ تركيه اي كه از اين عذاب الهي جان سالم به در برده، مي گويد: سرهنگ مذكور كه داراي تحصيلات عاليه مي باشد به جهت حفظ جان خود و رعايت مسايل امنيتي و ترس از حكومت لائيك ها، حاضر به معرفي خود در محافل عمومي نشده است. در عين حال، افراد آگاه و مطلعي كه به اين پايگاه نظامي رفت و آمد داشته، مي گويند: تعداد نيروهاي حاضر در اين پايگاه اعم از سربازان، گارد حفاظت، فرماندهان و گروههاي رقاصه، حدود سه هزار نفر بوده اند كه تمامي آنان در ميان شعله هاي عذاب سهمناك الهي معدوم شده اند. شيخ ابوزنظ سخنان خود را با قرائت آيه اي از كلام وحي به پايان برد كه فرمود: و اذا اردنا ان نهلك قريه امرنا مترفيها ففسقوا فيها فحق عليها القول فدمرناها تدميرا ( هنگامي كه ما بخواهيم ساكنان شهري را به هلاكت برسانيم به سرمستان ( از پول و مقام و شهرت) آنان امر مي كنيم كه به فسق و فجور بپردازند، آنگاه وعده عذاب الهي محقق مي شود و آن شهر را درهم مي پيچيم .
    ویرایش توسط شهيدان : ۱۳۸۷/۰۳/۰۸ در ساعت ۱۵:۵۹
    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم

  7. تشکرها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود