جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایا این ایه قران اشاره به هیتلر دارد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ایا این ایه قران اشاره به هیتلر دارد؟




    با عرض سلام

    وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا

    و بنی اسرائيل را خبر داديم که : دوبار در زمين فساد خواهيد کرد و نيز سرکشی خواهيد کرد ، سرکشی کردنی بزرگ

    فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً

    پس آن گاه كه وعده [تحقق‏] نخستين آن دو فرا رسد، بندگانى از خود را كه سخت نيرومندند بر شما مى‏گماريم، تا ميان خانه‏ها [يتان براى قتل و غارت شما] به جستجو درآيند، و اين تهديد تحقق‏يافتنى است.

    ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا

    پس [از چندى‏] دوباره شما را بر آنان چيره مى‏كنيم و شما را با اموال و پسران يارى مى‏دهيم و [تعداد] نفرات شما را بيشتر مى‏گردانيم.

    إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا

    اگر نيكى كنيد، به خود نيكى كرده‏ايد، و اگر بدى كنيد، به خود [بد نموده‏ايد]. و چون تهديد آخر فرا رسد [بيايند] تا شما را اندوهگين كنند و در معبد [تان‏] چنان كه بار اول داخل شدند [به زور] درآيند و بر هر چه دست يافتند يكسره [آن را] نابود كنند.

    کارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۵/۱۳ در ساعت ۰۴:۵۳
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط بیطرف منصف نمایش پست
    با عرض سلام

    وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا

    و بنی اسرائيل را خبر داديم که : دوبار در زمين فساد خواهيد کرد و نيز سرکشی خواهيد کرد ، سرکشی کردنی بزرگ

    فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً

    پس آن گاه كه وعده [تحقق‏] نخستين آن دو فرا رسد، بندگانى از خود را كه سخت نيرومندند بر شما مى‏گماريم، تا ميان خانه‏ها [يتان براى قتل و غارت شما] به جستجو درآيند، و اين تهديد تحقق‏يافتنى است.

    ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا

    پس [از چندى‏] دوباره شما را بر آنان چيره مى‏كنيم و شما را با اموال و پسران يارى مى‏دهيم و [تعداد] نفرات شما را بيشتر مى‏گردانيم.

    إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا

    اگر نيكى كنيد، به خود نيكى كرده‏ايد، و اگر بدى كنيد، به خود [بد نموده‏ايد]. و چون تهديد آخر فرا رسد [بيايند] تا شما را اندوهگين كنند و در معبد [تان‏] چنان كه بار اول داخل شدند [به زور] درآيند و بر هر چه دست يافتند يكسره [آن را] نابود كنند.

    کارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي

    با عرض سلام و ادب

    در آيات فوق ، سخن از دو انحراف اجتماعى بنى اسرائيل که منجر به فساد و برترى جوئى مى گردد به ميان آمده است ، که به دنبال هر يک از اين دو، خداوند مردانى نيرومند و پيکار جو را بر آنها مسلط ساخته تا آنها را سخت مجازات کنند و به کيفر اعمالشان برسانند.
    گر چه تاريخ پر ماجراى بنى اسرائيل ، فراز و نشيب بسيار دارد، و پيروزيها و شکستها در آن فراوان ديده مى شود اما در اينکه قرآن به کداميک از اين حوادث اشاره مى کند در ميان مفسران گفتگو بسيار زياد است ، که به عنوان نمونه چند قسمت از آنها را ذيلا مى آوريم .

    1 - آنچه از تاريخ بنى اسرائيل استفاده مى شود اين است که نخستين کسى که بر آنها هجوم آورد و بيت المقدس را ويران کرد، بخت النصر پادشاه بابل بود، و هفتاد سال بيت المقدس به همان حال باقى ماند، تا يهود قيام کردند و آنرا نوسازى نمودند، دومين کسى که بر آنها هجوم برد قيصر روم اسپيانوس بود که وزيرش (طرطوز) را ماءمور اين کار کرد، او به تخريب بيت المقدس و تضعيف و قتل بنى اسرائيل کمر بست ، و اين حدود يکصد سال قبل از ميلاد بود.
    بنابراين ممکن است دو حادثه اى که قرآن به آن اشاره مى کند همان باشد که در تاريخ بنى اسرائيل نيز آمده است ، زيرا حوادث ديگر در تاريخ بنى اسرائيل آنچنان شديد نبود که حکومت آنها را به کلى از هم متلاشى کند، ولى حمله بخت النصر، قدرت و شوکت آنها را به کلى درهم کوبيد، اين تا زمان (کورش ) ادامه داشت ، و پس از آن بنى اسرائيل مجددا به قدرت رسيدند و اين وضع ادامه داشت تا بار ديگر قيصر روم بر آنها هجوم برد و حکومتشان را متلاشى کرد و اين دربدرى همچنان ادامه يافت (تا در اين اواخر که به کمک قدرتهاى جهانخوار و استعمارگر حکومتى براى خود دست و پا کردند).

    2 - (طبرى ) در تفسير خود نقل مى کند که پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: مراد
    از فساد اول قتل حضرت زکريا و گروهى ديگر از پيامبران ، و منظور از وعده نخستين ، وعده انتقام الهى از بنى اسرائيل به وسيله (بخت النصر) مى باشد، و مراد از فساد دوم شورشى است که بعد از آزادى بوسيله يکى از سلاطين فارس مرتکب شدند، و دست به فساد زدند، و مراد از وعده دوم هجوم (انطياخوس ) پادشاه روم است .
    اين تفسير با تفسير اول تا اندازه اى قابل انطباق است ، ولى هم راوى اين حديث مورد وثوق نيست و هم انطباق تاريخ (زکريا) و (يحيى ) بر تاريخ (بخت النصر) و (اسپيانوس يا انطياخوس ) محرز نمى باشد، بلکه بنا به گفته بعضى بخت النصر معاصر (ارميا) يا (دانيال ) پيامبر بوده ، و قيام او حدود ششصد سال پيش از زمان يحيى صورت گرفته بنا بر اين چگونه قيام بخت النصر مى تواند براى انتقام خون يحيى اقدام کرده باشد.

    3 - بعضى ديگر گفته اند بيت المقدس يکبار در زمان داود و سليمان ساخته شد و بخت النصر آن را ويران کرد که اين همان وعده اولى است که قرآن به آن اشاره مى کند، و بار ديگر در زمان پادشاهان هخامنشى ساخته و آباد شد و آنرا طيطوس رومى ويران ساخت (توجه داشته باشيد طيطوس يا طرطوز که در بالا ذکر شد قابل انطباق است ) و از آن پس همچنان ويران ماند تا در عصر خليفه دوم که آن سرزمين بوسيله مسلمانان فتح شد:
    اين تفسير نيز چندان منافات با دو تفسير بالا ندارد.

    4 - در برابر تفسيرهاى فوق و تفاسير ديگرى که کم و بيش با آنها هماهنگ است ، تفسير ديگرى داريم که سيد قطب در تفسير فى ظلال احتمال آن را داده است که با آنچه گفته شد به کلى متفاوت مى باشد، و آن اينکه :
    اين دو حادثه تاريخى در گذشته و در زمان نزول قرآن واقع نشده بوده بلکه مربوط به آينده است که يکى از آنها احتمالا فساد آنها در آغاز اسلام بود که منجر به قيام مسلمانان به فرمان پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) بر ضد آنان شد و به کلى از جزيره عرب بيرون رانده شدند، و ديگرى مربوط به قيام نازيهاى آلمان به رياست هيتلر بر ضد يهود بوده است .


    ولى اشکال اين تفسير اين است که در هيچيک از آنها داخل شدن قوم پيروزمند در بيت المقدس تا چه رسد به ويران کردن آن ، وجود ندارد.

    5 - آخرين احتمال اينکه بعضى احتمال داده اند اين دو حادثه مربوط به رويدادهاى بعد از جنگ جهانى دوم و تشکيل حزبى بنام (صهيونيسم ) و تشکيل دولتى بنام (اسرائيل ) در قلب ممالک اسلامى است ، منظور از فساد اول بنى اسرائيل و برترى جوئى آنها همين است ، و منظور از انتقام اولى آن است که ممالک اسلامى در آغاز که از اين توطئه آگاه شدند دست به دست هم دادند و توانستند بيت المقدس و قسمتى از شهرها و قصبات فلسطين را از چنگال يهود بيرون آورند، و نفوذ يهود از مسجد اقصى به کلى قطع شد.

    و منظور از فساد دوم هجوم بنى اسرائيل با اتکاى نيروهاى استعمارى جهانخوار و اشغال سرزمينهاى اسلامى و گرفتن بيت المقدس و مسجدالاقصى است .

    و به اين ترتيب بايد مسلمانان در انتظار پيروزى دوم بر بنى اسرائيل باشند بطورى که مسجد اقصى را از چنگال آنها بيرون آورند و نفوذشان را از اين سرزمين اسلامى بکلى قطع کنند، اين همان چيزى است که همه مسلمين جهان در انتظار آنند و وعده فتح و نصرت الهى است نسبت به مسلمانان .

    و تفاسير ديگرى که ذکر آنها چندان قابل ملاحظه نيست .
    البته در تفسير پنجم و چهارم بايد فعلهاى ماضى که در آيه ذکر شده است همه به معنى مضارع باشد، و البته اين معنى در جائى که فعل بعد از حروف شرط واقع مى شود از نظر ادبيات عرب بعيد نيست .

    ولى ظاهر آيه «ثم رددنا لکم الکرة عليهم و امددناکم باموال و بنين و جعلناکم اکثر نفيرا» آن است که حداقل فساد اول بنى اسرائيل و انتقام آن در گذشته واقع شده است .
    از همه اينها گذشته مساله مهمى که بايد در اينجا مورد توجه قرار گيرد اين است که ظاهر تعبير «بعثنا عليکم عبادا لنا اولى باءس ‍ شديد (ما گروهى از بندگان خود را که قدرت جنگى زيادى داشتند بر ضد شما مبعوث کرديم »، نشان مى دهد که گروه انتقام گيرنده مردان باايمان بودند که شايسته نام (عباد) و عنوان (لنا) و همچنين (بعثنا) بوده اند و اين معنى در بسيارى از تفاسير که در بالا گفته شد ديده نمى شود).

    البته نمى توان انکار کرد که عنوان بعث (برانگيختن ) هميشه در مورد پيامبران و مؤ منان به کار نرفته ، بلکه در غير آنها نيز در قرآن استعمال شده مانند آنچه در داستان (هابيل ) و (قابيل ) مى خوانيم : فبعث الله غرابا يبحث فى الارض : (خداوند کلاغى را برانگيخت که زمين را جستجو مى کرد) (مائده آيه 31).
    {تفسیر نمونه،ذیل آیه 4سوره اسراء}.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام
    ایا میشود فتنه اول را و هجوم اول را زمان نازیها تصور کرد و هجوم دوم را بعد از به قدرت رسیدن صهیو نیسم البته توضیح فرمودید که در هيچيک از آنها داخل شدن قوم پيروزمند در بيت المقدس تا چه رسد به ويران کردن آن ، وجود ندارد ولی هجوم اول نمیگوید در معبد انها ولی هجوم دوم معبد انها را تائید میکند
    و باز همانطور که فرمودید این ایه اشاره به اینده دارد و باید بعد از ظهور اسلام باشد

    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندي:

    پرسش:

    با عرض سلام
    آيا اين آيه اشاره به هيتلر دارد؟

    وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا

    و بنی اسرائيل را خبر داديم که : دوبار در زمين فساد خواهيد کرد و نيز سرکشی خواهيد کرد ، سرکشی کردنی بزرگ

    فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً

    پس آن گاه كه وعده [تحقق‏] نخستين آن دو فرا رسد، بندگانى از خود را كه سخت نيرومندند بر شما مى‏گماريم، تا ميان خانه‏ها [يتان براى قتل و غارت شما] به جستجو درآيند، و اين تهديد تحقق‏يافتنى است.

    ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا

    پس [از چندى‏] دوباره شما را بر آنان چيره مى‏كنيم و شما را با اموال و پسران يارى مى‏دهيم و [تعداد] نفرات شما را بيشتر مى‏گردانيم.

    إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا

    اگر نيكى كنيد، به خود نيكى كرده‏ايد، و اگر بدى كنيد، به خود [بد نموده‏ايد]. و چون تهديد آخر فرا رسد [بيايند] تا شما را اندوهگين كنند و در معبد [تان‏] چنان كه بار اول داخل شدند [به زور] درآيند و بر هر چه دست يافتند يكسره [آن را] نابود كنند.


    پاسخ:

    با عرض سلام و ادب
    در آيات فوق ، سخن از دو انحراف اجتماعى بنى اسرائيل که منجر به فساد و برترى جوئى مى گردد به ميان آمده است ، که به دنبال هر يک از اين دو، خداوند مردانى نيرومند و پيکار جو را بر آنها مسلط ساخته تا آنها را سخت مجازات کنند و به کيفر اعمالشان برسانند.
    گر چه تاريخ پر ماجراى بنى اسرائيل ، فراز و نشيب بسيار دارد، و پيروزيها و شکستها در آن فراوان ديده مى شود اما در اينکه قرآن به کداميک از اين حوادث اشاره مى کند در ميان مفسران گفتگو بسيار زياد است ، که به عنوان نمونه چند قسمت از آنها را ذيلا مى آوريم .

    1 - آنچه از تاريخ بنى اسرائيل استفاده مى شود اين است که نخستين کسى که بر آنها هجوم آورد و بيت المقدس را ويران کرد، بخت النصر پادشاه بابل بود، و هفتاد سال بيت المقدس به همان حال باقى ماند، تا يهود قيام کردند و آنرا نوسازى نمودند، دومين کسى که بر آنها هجوم برد قيصر روم اسپيانوس بود که وزيرش (طرطوز) را ماءمور اين کار کرد، او به تخريب بيت المقدس و تضعيف و قتل بنى اسرائيل کمر بست ، و اين حدود يکصد سال قبل از ميلاد بود.

    بنابراين ممکن است دو حادثه اى که قرآن به آن اشاره مى کند همان باشد که در تاريخ بنى اسرائيل نيز آمده است ، زيرا حوادث ديگر در تاريخ بنى اسرائيل آنچنان شديد نبود که حکومت آنها را به کلى از هم متلاشى کند، ولى حمله بخت النصر، قدرت و شوکت آنها را به کلى درهم کوبيد، اين تا زمان (کورش ) ادامه داشت ، و پس از آن بنى اسرائيل مجددا به قدرت رسيدند و اين وضع ادامه داشت تا بار ديگر قيصر روم بر آنها هجوم برد و حکومتشان را متلاشى کرد و اين دربدرى همچنان ادامه يافت (تا در اين اواخر که به کمک قدرتهاى جهانخوار و استعمارگر حکومتى براى خود دست و پا کردند).

    2 - (طبرى ) در تفسير خود نقل مى کند که پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود:
    مراد از فساد اول قتل حضرت زکريا و گروهى ديگر از پيامبران ، و منظور از وعده نخستين ، وعده انتقام الهى از بنى اسرائيل به وسيله (بخت النصر) مى باشد، و مراد از فساد دوم شورشى است که بعد از آزادى بوسيله يکى از سلاطين فارس مرتکب شدند، و دست به فساد زدند، و مراد از وعده دوم هجوم (انطياخوس ) پادشاه روم است .

    اين تفسير با تفسير اول تا اندازه اى قابل انطباق است ، ولى هم راوى اين حديث مورد وثوق نيست و هم انطباق تاريخ (زکريا) و (يحيى ) بر تاريخ (بخت النصر) و (اسپيانوس يا انطياخوس ) محرز نمى باشد، بلکه بنا به گفته بعضى بخت النصر معاصر (ارميا) يا (دانيال ) پيامبر بوده ، و قيام او حدود ششصد سال پيش از زمان يحيى صورت گرفته بنا بر اين چگونه قيام بخت النصر مى تواند براى انتقام خون يحيى اقدام کرده باشد.

    3 - بعضى ديگر گفته اند بيت المقدس يکبار در زمان داود و سليمان ساخته شد و بخت النصر آن را ويران کرد که اين همان وعده اولى است که قرآن به آن اشاره مى کند، و بار ديگر در زمان پادشاهان هخامنشى ساخته و آباد شد و آنرا طيطوس رومى ويران ساخت (توجه داشته باشيد طيطوس يا طرطوز که در بالا ذکر شد قابل انطباق است ) و از آن پس همچنان ويران ماند تا در عصر خليفه دوم که آن سرزمين بوسيله مسلمانان فتح شد:
    اين تفسير نيز چندان منافات با دو تفسير بالا ندارد.

    4 - در برابر تفسيرهاى فوق و تفاسير ديگرى که کم و بيش با آنها هماهنگ است ، تفسير ديگرى داريم که سيد قطب در تفسير فى ظلال احتمال آن را داده است که با آنچه گفته شد به کلى متفاوت مى باشد، و آن اينکه :
    اين دو حادثه تاريخى در گذشته و در زمان نزول قرآن واقع نشده بوده بلکه مربوط به آينده است که يکى از آنها احتمالا فساد آنها در آغاز اسلام بود که منجر به قيام مسلمانان به فرمان پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) بر ضد آنان شد و به کلى از جزيره عرب بيرون رانده شدند، و ديگرى مربوط به قيام نازيهاى آلمان به رياست هيتلر بر ضد يهود بوده است .

    ولى اشکال اين تفسير اين است که در هيچيک از آنها داخل شدن قوم پيروزمند در بيت المقدس تا چه رسد به ويران کردن آن ، وجود ندارد.

    5 - آخرين احتمال اينکه بعضى احتمال داده اند اين دو حادثه مربوط به رويدادهاى بعد از جنگ جهانى دوم و تشکيل حزبى بنام (صهيونيسم ) و تشکيل دولتى بنام (اسرائيل ) در قلب ممالک اسلامى است ، منظور از فساد اول بنى اسرائيل و برترى جوئى آنها همين است ، و منظور از انتقام اولى آن است که ممالک اسلامى در آغاز که از اين توطئه آگاه شدند دست به دست هم دادند و توانستند بيت المقدس و قسمتى از شهرها و قصبات فلسطين را از چنگال يهود بيرون آورند، و نفوذ يهود از مسجد اقصى به کلى قطع شد.

    و منظور از فساد دوم هجوم بنى اسرائيل با اتکاى نيروهاى استعمارى جهانخوار و اشغال سرزمينهاى اسلامى و گرفتن بيت المقدس و مسجدالاقصى است .

    و به اين ترتيب بايد مسلمانان در انتظار پيروزى دوم بر بنى اسرائيل باشند بطورى که مسجد اقصى را از چنگال آنها بيرون آورند و نفوذشان را از اين سرزمين اسلامى بکلى قطع کنند، اين همان چيزى است که همه مسلمين جهان در انتظار آنند و وعده فتح و نصرت الهى است نسبت به مسلمانان .

    و تفاسير ديگرى که ذکر آنها چندان قابل ملاحظه نيست .
    البته در تفسير پنجم و چهارم بايد فعلهاى ماضى که در آيه ذکر شده است همه به معنى مضارع باشد، و البته اين معنى در جائى که فعل بعد از حروف شرط واقع مى شود از نظر ادبيات عرب بعيد نيست .

    ولى ظاهر آيه «ثم رددنا لکم الکرة عليهم و امددناکم باموال و بنين و جعلناکم اکثر نفيرا» آن است که حداقل فساد اول بنى اسرائيل و انتقام آن در گذشته واقع شده است .

    از همه اينها گذشته مساله مهمى که بايد در اينجا مورد توجه قرار گيرد اين است که ظاهر تعبير «بعثنا عليکم عبادا لنا اولى باءس ‍ شديد (ما گروهى از بندگان خود را که قدرت جنگى زيادى داشتند بر ضد شما مبعوث کرديم »، نشان مى دهد که گروه انتقام گيرنده مردان باايمان بودند که شايسته نام (عباد) و عنوان (لنا) و همچنين (بعثنا) بوده اند و اين معنى در بسيارى از تفاسير که در بالا گفته شد ديده نمى شود).

    البته نمى توان انکار کرد که عنوان بعث (برانگيختن ) هميشه در مورد پيامبران و مؤ منان به کار نرفته ، بلکه در غير آنها نيز در قرآن استعمال شده مانند آنچه در داستان (هابيل ) و (قابيل ) مى خوانيم : فبعث الله غرابا يبحث فى الارض : (خداوند کلاغى را برانگيخت که زمين را جستجو مى کرد) (1،2).

    پي نوشت:
    1،2: مائده آيه 31،تفسیر نمونه،ذیل آیه 4سوره اسراء.
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۰/۰۹/۲۲ در ساعت ۲۱:۴۶


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود