جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چشم ها در قيامت بينا مي شوند يا کور ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چشم ها در قيامت بينا مي شوند يا کور ؟




    در آیه ی ( فکشفنا عنک غطائک فبصرک الیوم حدید ) ظاهرا میفرماید که پرده ها کنار رفته و دیدگان تیز میشود ولی در یک آیه ی دیگر مجرمین میگویند ( لم حشرتنی اعمی ) بلاخره دیدگان تیز میشود یا کور؟



    کارشناس بحث : پاسخگوي قرآني

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۵/۱۴ در ساعت ۱۲:۰۰


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    با سلام و درود

    با توجه به تفاسیر، که برخی از آنها را در پست های بعدی می آورم، روشن می شود انسانی که در دنیا خدا را فرموش کرده و نسبت به نشانه های الهی، کور و بی بصیرت بوده می تواند در آخرت نیز کور باشد:

    کوری ظاهری و نابینایی چشم سر

    کوری باطنی و عدم بصیرت و کوردلی


    نکته: كورى چشم در آخرت چه بسا برگشتنش به كورى بصيرت است، لذا كسى كه در آن روز كوردل باشد، كور چشم هم خواهد بود.


    هم چنین می تواند هم کور باشد و هم بینا، یعنی در عین حال که کوری ظاهری و چشم سر است، ولی نسبت به برخی صحنه ها و مواقف هول انگیز قیامت بینا باشد و آنها را ببیند.


    ضمنا همه اینها نسبت به کسانی است که در دنیا، خداوند را فراموش نموده و او و نشانه هایش را ندیدند، و در واقع در دنیا به گونه ای عمل نمودند که نسبت به خدا و نشانه هایش کور و نابینا بودند؛ لذا خداوند هم آنها را در آخرت، به تبع زندگی دنیوی ای که انتخاب کرده بودند، کور و نابینا محشور می کند، و از طرفی آنها نسبت به مواقف هول انگیز و صحنه های عذاب و دردناک بینا هستند.








    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۵/۱۹ در ساعت ۱۸:۰۵

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    "قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى‏ وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً"؛ (1)


    چنين به نظر مى‏آيد كه كورى روز قيامت همان كورى حس باصره باشد، چون اعراض كننده از ياد خدا وقتى كور محشور مى‏شود مى‏پرسد چرا مرا كور محشور كرديد، با اين كه در دنيا چشم داشتم و بينا بودم؟ معلوم مى‏شود در آخرت آن چيزى را ندارد كه در دنيا داشته، و آن حس باصره بود، نه بصيرت كه بينايى قلب است.


    سؤال: آن وقت بر اين معنا اشكال مى‏شود به ظاهر ادله‏اى كه دلالت مى‏كند بر اين كه مجرمين صحنه‏هاى هول انگيز قيامت و آيات عظيمه آن و قهر خداى را مى‏بينند، مانند آيه "إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا" (2) و آيه "اقْرَأْ كِتابَكَ". (3)

    به خاطر همين ناسازگارى، بعضى گفته‏اند مجرمين در روز قيامت اول بينا محشور مى‏شوند، بعدا كور مى‏گردند. و بعضى ديگر گفته‏اند: نخست بينا محشور مى‏شوند، بعد كور مى‏گردند، و در آخر باز بينا مى‏شوند. (4)


    جواب: ولى همه اين حرفها از باب مقايسه اوضاع و احوال قيامت است به نظائر دنيايى آن، و اين قياس، قياسى است مع الفارق و بيجا، براى اين كه آن چه از ظاهر مسلم قرآن و سنت استفاده مى‏شود اين است كه نظام حاكم در آخرت غير نظام حاكم در دنيا و غير آن نظامى است كه معهود ذهن ما از طبيعت است، آنچه ما از بصير و اعمى به ذهن داريم اين است كه بصير عبارت از كسى است كه همه ديدنى‏ها را ببيند، و كور آن كسى است كه آنچه را كه قابل رؤيت است نبيند.

    ولى هيچ دليلى نداريم بر اين كه آن چه اين كلمات در دنيا معنا مى‏دهد در آخرت هم به همان معنا است، ممكن است معناى آخرتى آنها تبعيض شود، يعنى مجرم كه كور محشور مى‏شود، سعادت زندگى آخرتى و رستگارى به كرامت آخرت را نبيند، ولى نامه عمل خود را كه حجت را بر او تمام مى‏كند و نيز اوضاع هول انگيز، و هر چه را كه مايه شدت عذاب او است از آتش و غير آتش را ببيند، هم چنان كه قرآن آنان را از مشاهده پروردگار خود محجوب معرفى نموده و فرموده است:"إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ" (5). (6)

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۱:۲۱

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    "مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى‏"؛ (7)


    مطابقت دنيا با آخرت دليل بر اين است كه مراد از كورى آخرت كورى چشم نيست، بلكه نداشتن بصيرت و ديده باطنى است، و هم چنين مقصود از كورى در دنيا هم همين است هم چنان كه در جاى ديگر اين كورى را، كورى بصيرت معنا كرده و فرموده "فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ".(8)

    و نيز مؤيد اين معنا قرار گرفتن "أَضَلُّ سَبِيلًا" بعد از كورى آخرت است كه مى‏رساند مقصود از آن گمراهى و بى‏بصيرتى است.

    پس معناى آيه اين است كه هر كه در اين زندگى دنيا امام حق را نشناسد و راه حق نپيمايد چنين كسى در آخرت سعادت و رستگارى را نمى‏بيند و راه به سوى آمرزش نمى‏برد.

    كورى چشم در آخرت چه بسا برگشتنش به كورى بصيرت باشد، براى‏ اين كه خود قرآن كريم قيامت را روز نمايان شدن سريره‏ها و نهانها خوانده و فرموده "يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ" پس كسى كه در آن روز كوردل باشد، كور چشم هم خواهد بود. (9)




    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۱:۲۳

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    "لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ"؛ (10)


    اشاره به كلمه "هذا" به آن حقايقى است كه انسان در قيامت با چشم خود معاينه مى‏كند و مى‏بيند كه تمامى اسباب از كار افتاده، و همه چيز ويران گشته، و به سوى خداوند واحد قهار برگشته است.

    همه اين حقايق در دنيا هم بود؛ اما انسان به خاطر ركون و اعتمادى كه به اسباب ظاهرى داشت از اين حقايق غافل شده بود، (و خيال مى‏كرد سببيت آن اسباب از خود آنها است، و نمى‏دانست كه هر چه دارند از خداست و خدا روزى سببيت را از آنها خواهد گرفت)، تا آن كه در قيامت خداى تعالى اين پرده غفلت را از جلو چشم او كنار زد، آن وقت حقيقت امر برايش روشن شده فهميد، و به مشاهده عيان فهميد، نه به استدلال فكرى.


    و به همين جهت اين طور خطاب مى‏شود: "لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا" تو در دنيا از اينهايى كه فعلا مشاهده مى‏كنى و به معاينه مى‏بينى در غفلت بودى، هر چند كه در دنيا هم جلو چشمت بود و هرگز از تو غايب نمى‏شد، ليكن تعلق و دل‏بستگى‏ات به اسباب، تو را از درك آنها غافل ساخت و پرده و حائلى بين تو و اين حقائق افكند، اينك ما آن پرده را از جلو درك و چشمت كنار زده‏ايم.

    "فبصرك" در نتيجه بصيرت و چشم دلت "اليوم" امروز كه روز قيامت است "حديد" تيزبين و نافذ شده، مى‏بينى آنچه را كه در دنيا نمى‏ديدى.


    دو نکته:

    1. اين آيه روز قيامت را به روزى معرفى مى‏كند كه در آن روز پرده غفلت از جلو چشم بصيرتش كنار مى‏رود در نتيجه حقيقت امر را مشاهده مى‏كند، و اين نكته در آياتى بسيار ديگر نيز آمده است.

    2. آن چه خدا براى فرداى قيامت انسان تهيه ديده، از همان روزى تهيه ديده كه انسان در دنيا بوده، چيزى كه هست از چشم بصيرت او پنهان بوده است و مخصوصا از همه بيشتر اين حقيقت براى او پنهان بوده كه روز قيامت روز كنار رفتن پرده‏ها، و مشاهده پشت پرده است. (11)



    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۱:۲۴

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نابينايى درون و برون‏


    عالم آخرت تجسم وسيع و گسترده‏اى از عالم دنيا است، و همه حقايق اين جهان در آن جا به صورت متناسبى مجسم مى‏گردد، آنها كه چشم جانشان در اين عالم از ديدن حقايق نابيناست در آنجا چشم جسمشان نيز نابينا خواهد بود، لذا هنگامى كه مى‏گويند ما قبلا بينا بوديم چرا نابينا محشور شديم؟ به آنها گفته مى‏شود اين به خاطر آن است كه آيات الهى را بدست فراموشى سپرديد (و اين حالت انعكاس آن حالت است).

    در اينجا اين سؤال پيش مى‏آيد كه ظاهر بعضى از آيات قرآن آن است كه همه مردم در قيامت "بينا" هستند و به آنها گفته مى‏شود نامه اعمالتان را بخوانيد "اقْرَأْ كِتابَكَ ..." (12)، يا اينكه گنهكاران آتش جهنم را با چشم خود مى‏بينند "وَ رَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ ..." (13)؛ اين تعبيرات با نابينا بودن گروهى چگونه سازگار است؟

    بعضى از مفسران بزرگ گفته‏اند وضع آن جهان با اين جهان متفاوت است، چه بسا افرادى نسبت به مشاهده بعضى از امور بينا هستند و از مشاهده بعضى ديگر نابينا!.

    و به نقل مرحوم طبرسى از بعضى از مفسران: "انهم اعمى عن جهات الخير لا يهتدى لشى‏ء منها" یعنی آنها در برابر آنچه خير و سعادت و نعمت است نابينا هستند و آنچه عذاب و شر و مايه حسرت و بدبختى است بينا مى‏باشند؛ چرا كه نظام آن جهان با نظام اين جهان متفاوت است.

    اين احتمال نيز وجود دارد كه آنها در پاره‏اى از منازل و مواقف نابينا هستند و در پاره‏اى بينا مى‏شوند. (14)


    ____________
    (1) طه، 125.
    (2) سجده، 12.
    (3) اسرى، 14.
    (4) مجمع البيان، ج 7، ص 34.
    (5) مطففين، آيه 15.
    (6) ترجمه المیزان، ج 14، ص 316.
    (7) اسراء، 72.
    (8) حج، 46.
    (9) ترجمه الميزان، ج‏13، ص 232.
    (10) ق، 22.
    (11) ترجمه الميزان، ج ‏18، ص 523.
    (12) اسراء، 14.
    (13) كهف، 53.
    (14) تفسير نمونه، ج‏13، ص 330.

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۱:۲۸

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    بينايي يا كوري در قيامت؟



    پرسش:
    در آیه ی ( فکشفنا عنک غطائک فبصرک الیوم حدید ) ظاهرا می فرماید که پرده ها کنار رفته و دیدگان تیز می شود ولی در یک آیه ی دیگر مجرمین می گویند ( لم حشرتنی اعمی ). بالاخره دیدگان تیز می شود یا کور؟

    پاسخ:
    با سلام و درود
    با توجه به تفاسیر، روشن می شود انسانی که در دنیا خدا را فراموش کرده و نسبت به نشانه های الهی، کور و بی بصیرت بوده می تواند در آخرت نیز کور باشد:
    کوری ظاهری و نابینایی چشم سر
    کوری باطنی و عدم بصیرت و کوردلی
    نکته: كورى چشم در آخرت چه بسا برگشتش به كورى بصيرت است، لذا كسى كه در آن روز كوردل باشد، كور چشم هم خواهد بود.
    هم چنین می تواند هم کور باشد و هم بینا، یعنی در عین حال که کوری ظاهری و چشم سر است، ولی نسبت به برخی صحنه ها و مواقف هول انگیز قیامت بینا باشد و آنها را ببیند.
    ضمنا همه اینها نسبت به کسانی است که در دنیا به گونه ای عمل نمودند که نسبت به خدا و نشانه هایش کور و نابینا بودند
    در ادامه برخی آیات مرتبط را بررسی می کنیم:
    آیه اول: «قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى‏ وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً» (1)
    از این آیه چنين به نظر مى ‏آيد كه كورى روز قيامت همان كورى چشم باشد، چون اعراض كننده از ياد خدا وقتى كور محشور مى‏ شود مى ‏پرسد چرا مرا كور محشور كرديد با اين كه در دنيا چشم داشتم و بينا بودم؟ معلوم مى‏شود در آخرت آن چيزى را ندارد كه در دنيا داشته، و آن حس بینایی چشم بود، نه بصيرت كه بينايى قلب است.
    ممکن است سؤال شود پس با توجه به آیاتی مانند:«إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا» (2) و آيه «اقْرَأْ كِتابَكَ» (3)، چگونه مجرمين صحنه ‏هاى هول انگيز قيامت و آيات عظيمه آن و قهر خداى را مى‏ بينند؟
    بعضى گفته ‏اند مجرمين در روز قيامت اول بينا محشور مى‏شوند، بعدا كور مى‏گردند. و بعضى ديگر گفته ‏اند: نخست بينا محشور مى‏ شوند، بعد كور مى ‏گردند، و در آخر باز بينا مى ‏شوند. (4)
    بنا بر نظر بعضى از مفسران بزرگ، وضع آن جهان با اين جهان متفاوت است، چه بسا افرادى نسبت به مشاهده بعضى از امور بينا هستند و از مشاهده بعضى ديگر نابينا.
    و به نقل مرحوم طبرسى از بعضى از مفسران: "انهم اعمى عن جهات الخير لا يهتدى لشى‏ء منها" یعنی آنها در برابر آنچه خير و سعادت و نعمت است نابينا هستند و آنچه عذاب و شر و مايه حسرت و بدبختى است بينا مى ‏باشند؛ چرا كه نظام آن جهان با نظام اين جهان متفاوت است. (5)
    اين احتمال نيز وجود دارد كه آنها در پاره ‏اى از منازل و مواقف نابينا هستند و در پاره ‏اى بينا مى ‏شوند. (6)
    علامه طباطبایی چنین می آورد:
    جواب از این سؤال این است که همه اين حرفها از باب مقايسه اوضاع و احوال قيامت است به نظائر دنيايى آن، و اين قياس، قياسى است مع الفارق و بيجا، براى اين كه آن چه از ظاهر مسلم قرآن و سنت استفاده مى‏ شود اين است كه نظام حاكم در آخرت غير نظام حاكم در دنيا و غير آن نظامى است كه معهود ذهن ما از طبيعت است.
    آنچه ما از بصير و اعمى به ذهن داريم اين است كه بصير عبارت از كسى است كه همه ديدنى‏ها را ببيند، و كور آن كسى است كه آنچه را كه قابل رؤيت است نبيند. ولى هيچ دليلى نداريم بر اين كه آن چه اين كلمات در دنيا معنا مى ‏دهد در آخرت هم به همان معنا است.
    ممكن است معناى آخرتى آنها تبعيض شود، يعنى مجرم كه كور محشور مى ‏شود، سعادت زندگى آخرتى و رستگارى به كرامت آخرت را نبيند، ولى نامه عمل خود را كه حجت را بر او تمام مى‏ كند؛ و نيز اوضاع هول انگيز، و هر چه را كه مايه شدت عذاب او است از آتش و غير آتش را ببيند، هم چنان كه قرآن آنان را از مشاهده پروردگار خود محجوب معرفى نموده و فرموده است:«إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ» (7). (8)
    آیه ای دیگر: «مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى» (9)
    مطابقت دنيا با آخرت دليل بر اين است كه مراد از كورى آخرت كورى چشم نيست، بلكه نداشتن بصيرت و ديده باطنى است، و هم چنين مقصود از كورى در دنيا هم همين است، هم چنان كه در جاى ديگر اين كورى را، كورى بصيرت معنا كرده و فرموده «فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ» (10)
    و نيز مؤيد اين معنا قرار گرفتن "أَضَلُّ سَبِيلًا" بعد از كورى آخرت است كه مى ‏رساند مقصود از آن گمراهى و بى‏بصيرتى است.
    پس معناى آيه اين است كه هر كه در اين زندگى دنيا امام حق را نشناسد و راه حق نپيمايد چنين كسى در آخرت سعادت و رستگارى را نمى ‏بيند و راه به سوى آمرزش نمى ‏برد.
    توجه: كورى چشم در آخرت چه بسا برگشتش به كورى بصيرت باشد، براى‏ اين كه خود قرآن كريم قيامت را روز نمايان شدن سريره ‏ها و نهانها خوانده و فرموده «يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ» پس كسى كه در آن روز كوردل باشد، كور چشم هم خواهد بود. (11)
    آیه سوم: «لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ» (12)
    اشاره به كلمه "هذا" به آن حقايقى است كه انسان در قيامت با چشم خود می بیند. مى‏بيند كه تمامى اسباب از كار افتاده، و همه چيز ويران گشته، و به سوى خداوند واحد قهار برگشته است.
    البته همه اين حقايق در دنيا هم بود، اما انسان به خاطر ركون و اعتماد و دلبستگی كه به اسباب ظاهرى داشت از اين حقايق غافل شده بود، (و خيال مى ‏كرد سببيت آن اسباب از خود آنها است، و نمى‏ دانست كه هر چه دارند از خداست و خدا روزى سببيت را از آنها خواهد گرفت)، تا آن كه در قيامت خداى تعالى اين پرده غفلت را از جلو چشم او كنار زد، آن وقت حقيقت امر برايش روشن شده فهميد، و به مشاهده و دیدن فهميد، نه به استدلال فكرى.
    دو نکته:
    1. اين آيه روز قيامت را به روزى معرفى مى‏كند كه در آن روز پرده غفلت از جلو چشم بصيرتش كنار مى‏ رود در نتيجه حقيقت امر را مشاهده مى ‏كند، و اين نكته در آياتى بسيار ديگر نيز آمده است.
    2. آن چه خدا براى فرداى قيامت انسان تهيه ديده، از همان روزى تهيه ديده كه انسان در دنيا بوده، چيزى كه هست از چشم بصيرت او پنهان بوده است و مخصوصا از همه بيشتر اين حقيقت براى او پنهان بوده كه روز قيامت روز كنار رفتن پرده ‏ها، و مشاهده پشت پرده است.(13)

    ____________
    (1)
    طه، 125.
    (2)
    سجده، 12.
    (3)
    اسرى، 14.
    (4)
    مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 7، ص 34.
    (5)
    ر.ک: مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏7، ص 56.
    (6) تفسير نمونه، ج ‏13، ص 330
    .
    (7) مطففين، آيه 15
    .
    (8) ترجمه المیزان، ج 14، ص 316
    .
    (9)
    اسراء، 72.
    (10)
    حج، 46.
    (11)
    ترجمه الميزان، ج ‏13، ص 232.
    (12)
    ق، 22.
    (13)
    ترجمه الميزان، ج ‏18، ص 523.



    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۱/۰۸/۲۱ در ساعت ۱۸:۵۰

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود