صفحه 1 از 36 123112131 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا شعار "فقط قرآن" یک شعار انحرافی است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    271
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا شعار "فقط قرآن" یک شعار انحرافی است؟




    غالبا می گویند شعار "فقط قرآن برای ما کافی است" یک شعار انحرافی ومربوط به مثلا خوارج است. اما به نظر من باید ببینیم منظور هر گروهی از این شعار چیست؟ مثلا خوارج از این شعار و با عنوان "لا حکم الا لله" منظورشان چیز دیگری بود؛ آنها می گفتند چون قرآن کافی است پس نیاز به حاکم هم نداریم وبه همین خاطر مساله ی حکمیت پیش آمد وبه همین خاطر امام علی بن ابیطالب در پاسخ آنها فرمود: برای مردم گریزی از حاکم داشتن نیست که این حاکم یا ستمکار خواهد بود یا عادل.
    اینها نشان نمی دهد که شعار "فقط قرآن" یک فرض پذیرفته شده بوده ومشکل در نتیجه گیری خوارج بوده؟ آیا فلسفه ی رسالت پیامبر گرامی نیز همین نبوده است؟ آیا انحراف از این حقیقت سبب انحراف تدریجی مسلمانان ومتفرق شدن آنها به شیعه وسنی نبوده است؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي اعتقادي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۵/۲۱ در ساعت ۱۶:۰۶

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    با سلام به شما دوست عزیز
    نقل قول نوشته اصلی توسط etmamehojat نمایش پست
    غالبا می گویند شعار "فقط قرآن برای ما کافی است" یک شعار انحرافی ومربوط به مثلا خوارج است.
    گوینده شعار انحرافی حسبنا کتاب الله عمر می باشد، او کاملا مغرضانه این شعار را سر داده تا جلوی وصیت پیامبر مبنی توصیه به اهل بیت علیهم السلام را بگیرد، تاپیکی به همین مسئله اختصاص داده شده است:

    در قسمتی از تاپیک فوق چنین می خوانیم:
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی نمایش پست
    داستان حسبنا کتاب الله
    ابن عباس با گريه مي‌گويد بدترين مصيبت وقتي بود که ميان پيامبر و قلم و دوات جدائي انداختند، پيامبر در بستر بود کساني مانند عُمَر نيز حاضر بودند ايشان فرمود نامه‌اي برايتان بنويسم که بعد از من ديگر گمراه نشويد، عُمَر گفت: درد بر پيامبر چيره شده و هذيان مي‌گويد در حالي که نزد شما قرآن است حسبنا کتاب الله، دو دستگي و اختلاف ميان حضار افتاد عده‌اي گفتند وسائل کتابت را آماده کنيد عده‌اي نيز نظر عُمَر را داشتند، پيامبر وقتي چنين برخوردي را مشاهده کردند، فرمودند برويد بيرون!

    روايت فوق در تمام کتب معتبر اهل سنت وجود دارد

    حق وصيت براي همگان هست، حتي اعدامي مستحق قصاص، حتي شخص منفوري چون صدام يزيد کافر، اما عُمَر اين حق را از پيامبر گرفت، اين مسئله بر پيامبر گران آمد و دستور داد همه بيرون روند.

    براستي اصحاب چه گفتند و چه کردند که پيامبر6 (با آن همه حجب و حياء و اخلاق حسنه) همه را طرد کردند؟
    پيامبري که به شهادت قرآن، ملکات اخلاقي بس بزرگي دارد، سوره قلم آيه 4.
    پيامبري که حيائش مورد تمجيد خداوند قرار گرفته است زيرا ايشان با اينکه از حضور طولاني اصحاب اذيت مي‏شد حيا مي‏کرد آنها را از خود براند، آيه نازل شد که: از اخلاق حسنه پيامبر سوء استفاده نکنيد غذايتان را که خورديد بفرمائيد بيرون!! سوره أحزاب آيه 53.


    ادامه این پست را در اینجا ببینید.
    سؤال جدیدی بود بفرمائید.

    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۰/۰۵/۳۱ در ساعت ۰۲:۳۱
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    271
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی نمایش پست
    با سلام به شما دوست عزیز

    گوینده شعار انحرافی حسبنا کتاب الله عمر می باشد، او کاملا مغرضانه این شعار را سر داده تا جلوی وصیت پیامبر مبنی توصیه به اهل بیت علیهم السلام را بگیرد، تاپیکی به همین مسئله اختصاص داده شده است:

    در قسمتی از تاپیک فوق چنین می خوانیم:

    ادامه این پست را در اینجا ببینید.
    سؤال جدیدی بود بفرمائید.

    با سلام به شما
    به آدرسی که داده بودید مراجعه کردم والبته پاسخهای خوبی هم به مطالب شما داده بودند که دوستان را به آن قسمت ارجاع می دهم: http://www.askquran.ir/showthread.php?t=24455
    از آن جا که موضوع در آن جا بسته شده است من اشاره ی کوتاهی به آن می کنم وبنا دارم به مطلب "فقط قرآن" با دید عقلی وقرآنی نگاه کنیم نه این که شعار عمر بوده یا نبوده مخصوصا که در روایات هم داریم که به ما قال نگاه کنید نه من قال وداریم که حدیث مخالف قرآن را به دیوار بزنید.
    حدیث، پریشان است وتناقض هایی دارد مثلا در همین مطلب شما سوال می کنیم که:
    اگر واقعا مساله ی "حسبنا کتاب الله" درست نبوده، آیا پیامبر هیچ وقت آن رد نکرده بوده ومردم هیچ نمی دانسته اند وگذاشته اند دم مرگ تا به وسیله ی قلم ودوات ان را حل کنند؟! بعد هم موفق نشوند ومردم به چنین مهمی واقف نشوند؟! آیا خدای نکرده پیامبر بی توجه وبی دانش بوده اند که گذاشته اند دم مرگ چنین بحثی مطرح شود بعد هم نگذارند قلم وکاغذ به پیامبر برسد؟!

    یک مطلب مهم دیگر:
    اصلا قبول کنیم که شعار "حسبنا کتاب الله" را عمر گفته ومساله ی قلم ودوات هم درست باشد! اگر اندکی توجه کنیم می بینیم که عمر خواسته با چنین شعاری این نتیجه را بگیرد که با نظر وسفارش پیامبر در مورد انتخاب خلیفه ی بعد از او هم نیازی نداریم! چون این مطلب را شیعه هم قبول دارد که مساله ی قلم وکاغذ ودوات مربوط به مساله ی جانشینی بوده در حالی که بحث ما در "فقط قرآن" مربوط به احکام فقهی و واجب وحرام هاست که چون جنبه ی تعبدی دارند وعقل نمی تواند نظر بدهد می گوییم فقط قرآن باید تبیین کننده باشد که هست ولی در مسایل اعتقادی واخلاقی وحکومتی به کمک عقل می توانیم اعتماد کنیم وبه این جهت سخنان حکیمانه ی بسیاری از پیامبر وامامان داریم که استفاده می کنیم. من خودم نهج البلاغه را خیلی قبول دارم ولی مراجعه کنید حکم فقهی در آن نمی بینید. خطبه ها ونامه ها وکلمات قصاری که در آنجا آمده غالبا عقلی است ومفید وقابل استفاده است.
    در مورد جانشینی هم عرض می شود که انتخاب حاکم با مردم است وپیامبر هم نظر خود را در غدیر یا موارد دیگر در مورد جانشینی چه بسا گفته اند اما این حکم الهی نبوده ونظر فردی بوده وانتخاب با مردم بوده. سخن پیامبر در غیر وحی(قرآن) سخن یک بشر است که البته انسان عاقل وباتقوایی است وراهگشاست اما صد در صد نیست. اگر مردم هم با عقل خود به این نتیجه رسیده بودند که انتخاب پیامبر در مورد علی بهترین انتخاب است وبه آن عمل نکردند گناهکارند (گناهکار به خاطر مخالفت با حکم عقل وحکم قرآن) نه به خاطر مخالفت با سخن پیامبر زیرا "من کنت مولاه فهذا علی مولاه" در قرآن نیست.
    به عبارت دیگر شعار "حسبنا کتاب الله" درست بوده ولی حد اکثر می توان گفت که نتیجه گیری عمر که گفته به نظر ومشورت پیامبر (به عنوان یک فرد نه رسول) احتیاج نداریم درست نباشد مثل مساله ی خوارج که در اولین مطلب اشاره شده است.
    من هم می دانم که مثلا مقررات راهنمایی ورانندگی در قرآن نیامده ولی رعایتش هم لازم است، اما این را هم می دانم که وقتی قرآن در چندین جا مثلا می فرماید گوشت های حرام فقط اینهایند بعد هم می فرماید به خدا دروغ نبندید که فلان چیز حرام وفلان چیز حلال است، درست نیست که باز به استناد حدیث بگوییم اینجا حصر اضافی است وخرگوش و کلاغ وبقیه ی حلال گوشتها را حرام کنیم واینگونه قرآن را دور بزنیم.
    یا وقتی قرآن می فرماید هنگام وضو صورت ودست ها را تا آرنج بشویید یکی بگوید این نحوه شستن باطل است ودیگری نحوه ی دیگر را. بلکه هر نحوه بشویی درست است. وچندین مثال دیگر.

    در مطلب بعد تاییدی از نظم ریاضی قرآن در "فقط قرآن" خواهم آورد. ان شاء الله.

    ویرایش توسط اتمام حجت : ۱۳۹۰/۰۶/۰۱ در ساعت ۱۳:۵۳


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    سلام دوستان

    من هم یه توضیح دقیق و کامل از این موضوع میخوام

    با تشکر و سپاس

    التماس دعا
    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    271
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط http://www.askquran.ir/showthread.php?t=24455&page=2
    داستان حسبنا کتاب الله همان داستان طفره رفتن ابلیس از سجده بر انسان است.


    ابلیس فرمان"اسجدوا لآدم"خداوند را شنید
    اما گفت نه.
    ظاهر امر این بود که حاضر نشد بر غیر خدا سجده کند و این ظاهری زیبا و فریبنده دارد.
    اما در واقع با این کار تمام سابقه خود را زیر سوال برد.

    خلیفه ثانی هم فرمان "مآتاکم الرسول" خداوند را شنیده بود
    اما گفت حسبنا کتاب الله!
    ظاهر امر این بود که کلام الله را از سایر کلامها برتر میداند و این نیز ظاهری زیبا و فریبنده دارد.
    اما در واقع با این کار تمام سابقه خود را زیر سوال برد.

    و صد البته که به تصریح قرآن،شیاطین منحصرا از جنس اجنه نیستند بلکه در میان انسانها نیز وجود دارند.
    مطلب فوق را از صفحه ی آدرس داده شده نقل کردم تا مطالب زیر را عرض کنم. (چون صفحه ی مذکور بسته بود):
    1- اگر ابلیس قیاس کرد وقیاس کار درستی نبود پس کار خلیفه ی دوم را به کار شیطان قیاس نباید کرد.
    2- اگر چنان قیاسی ممکن باشد چرا کار شیطان را قیاس نکنیم به کسانی که "فقط قرآن" را منبع احکام دین خود قرار نمی دهند یعنی بر این حقیقت سجده نمی کنند؟ حدیث هم ظاهر فریبنده دارد چرا که از حق سوء استفاده کرده است وظاهر خود را حق جلوه می دهد. شیطان برای انحراف دین از ناحیه ی حدیث می تواند وارد شود زیرا خدا حفظ حدیث را تضمین نفرموده است بر عکس قرآن.
    3- فرمان "ءاتیکم الرسول" اولا مربوط به تقسیم غنایم است که خداوند به پیامبر به عنوان حاکم وفرمانده اختیار داده که آن را به نحو شایسته تقسیم نماید نه این که پیامبر قدرت تشریع احکام ومناسک دین را داشته باشد بلکه باید تابع وحی باشد؛ کافی است تمام آیه را ببینیم:
    [59:7] مآ افاء الله على رسوله من اهل القرى فلله وللرسول ولذي القربى واليتمى والمسكين وابن السبيل كي لا يكون دولة بين الاغنياء منكم ومآ ءاتكم الرسول فخذوه وما نهكم عنه فانتهوا واتقوا الله ان الله شديد العقاب
    [59:7] آنچه خدا از جامعه هاي (شكست خورده) به رسولش برگرداند بايد (به عنوان انفاق) به خدا و رسولش داده شود. آن مختص خويشاوندان، يتيمان، تهيدستان و مسافران غريب است. بدين ترتيب، تنها منحصر به قدرتمندان در ميان شما نخواهد بود. شما مي توانيد غنايمي را كه رسول به شما داده است، نگاه داريد، اما از آنچه او شما را از آن منع كرده است، برنداريد. هيبت و حرمت خدا را ارج نهيد. خدا در اجراي مجازات سخت گير است.


    ثانیا؛ حدیث مساوی رسول نیست؛ سخن دیگران است هرچند بگویند از رسول نقل کرده اند وهر چند سند این حدیث باصطلاح صحیح باشد چرا که سند سازی امری رایج میان مردمان بوده است. به هر حال هرگز با اطمینان نمی توان گفت که این حدیث حتما از پیامبر بوده.

    4- این که بگوییم باید حدیث را بپذیریم وگرنه قرآن را هم نمی توان پذیرفت زیرا قرآن را هم از زبان صاحب حدیث وراوی حدیث گرفته ایم وچندین توجیه دیگر این ها نیز ظاهری فریبنده دارد غافل از این که اولا دقت پیامبر در تحویل قرآن به اندازه ی دقت او در غیر آن نیست وثانیا حافظ قرآن خداست به هر طریقی؛ او موسی را در آغوش فرعون حفظ کرد پس آیا فرعون خوب بوده یا این خداست که شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد!!! وثالثا باز هم از کجا معلوم حدیث حقیقتا از پیامبر وامام باشد وبه او نبسته باشند؟(حتما علم ناقص رجال وحدیث چنین قدرتی دارد که معلوم سازد!)
    اگر چنین بود که چیزی در کنار قرآن باشد چه نیازی به قرآن بود؟ همه چیز با حدیث می رسید! مخصوصا که می گویند پیامبر دارای علم غیب بوده (البته قرآن می فرماید نبوده) واگر می گویند قرآن برای این است که صحت وسقم حدیث را با آن بسنجند چگونه بسنجند در حالی که هر کجا قرآن چیزی بگوید می گویند که این حدیث آن را تخصیص می زند فلان جا حصر اضافی است آنجا متشابه است این جا فلان شأن نزول را دارد و....

    5- آیا این کار شیطان نیست که چنین اختلاف بین شیعه وسنی اندازد که این یکی خلیفه ی ان دیگری را شیطان بخواند؟! مگر قرآن برای این نیامده که هر کس برای خود حدیث نکند؟ بلکه تنها قرآن را تنها حدیث خود کنند وآیات محکم وروشن الهی را تفسیر نکنند واگر آیه ای برایشان متشابه شد سکوت کنند وآن را تاویل نکنند؟!



  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یکی از علمای معروف شیعه فرموده اند که هیچ وقت نگویید: قال الرسول ، قال الصادق و غیره بلکه بگویید : روی عن الرسول ، روی عن الصادق و غیره.


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    ابتدا باید به سؤالات بی جواب پاسخ دهید آنگاه سؤال جدید مطرح سازید.
    متأسفانه منادیان حسبنا کتاب الله نتوانستند بسیاری از سؤالات فقهی ما را از قرآن پاسخ گویند اما به جای آن مدعی می شوند که تبیین مسائل فقهی در قرآن آمده است!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط etmamehojat نمایش پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط etmamehojat نمایش پست
    بحث ما در "فقط قرآن" مربوط به احکام فقهی و واجب وحرام هاست که چون جنبه ی تعبدی دارند وعقل نمی تواند نظر بدهد می گوییم فقط قرآن باید تبیین کننده باشد که هست

    لطف کنید شما که ادعا می کنید تبیین مسائل فقهی در قرآن هست، سؤالات زیر را از طریق قرآن بفرمائید:
    نماز یعنی چه؟
    رکوع و سجده و تعداد رکعاتش چیست؟
    محرمات احرام چیست؟
    طواف یعنی چه و چه شرائطی دارد؟

    امیدوارم شما بر خلاف سائر طرفداران نظریه مغرضانه حسبنا کتاب الله پاسخی برای سؤالات فوق داشته باشید.
    ــــــــــ
    ضمنا همه مسلمانان پیامبر اسلام را حکیم ترین و عاقل ترین و دلسوز ترین می دانند، پس نباید برای غیر ایشان مقامی برتر از پیامبر بپنداریم!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط etmamehojat نمایش پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط etmamehojat نمایش پست
    عمر خواسته با چنین شعاری این نتیجه را بگیرد که با نظر وسفارش پیامبر در مورد انتخاب خلیفه ی بعد از او هم نیازی نداریم!

    عمر چه علم و حکمتی بالاتر از پیامبر دارد که بخواهد چنین نتیجه ای بگیرد؟!
    او را چه به فضولی در کار نبوت؟؟!!

    همانطور که در تاپیک حسبنا کتاب الله نیز عرض شد، اگر کسی نظر عمر را بپذیرد، دیگر اهل سنت پیامبر نبوده بلکه اهل سنت عمر خواهد بود، زیرا پذیرفته که کلام عمر مهم تر از توصیه و دلسوزی پیامبر است!!!!!!

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,230
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 23 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    22



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی نمایش پست
    سؤال جدیدی بود بفرمائید.
    باسلام خدمت جناب پاسخگو

    یک سوال برای من مطرح است .ایا پیامبر با انهمه درایت و داشتن علم الهی نمی توانست برای مساله مهمی مثل
    جانشینی در زمان سلامتی و صحت کامل وصیت نامه ای تنظیم کند و در ان بطور دقیق به امامت امام علی اشاره کرده
    و ان راحکم خدا بنامد . انگاه وصیت نامه را مخفی کرده تا بعد از رحلت ایشان گشوده شود و حقیقت اشکار شود ؟
    البته من قبول دارم پیامبر در زمانهای مختلف توصیه به جانشیی امام علی کرده است و ایشون لایق ترین فرد
    برای جانشینی پیامبر بوده است ولی در شیوه عمل پیامبر برایم شبهه ایجاد شده است .
    به نام الله.......به یاد الله .......برای الله

    بیا تا ما فلک راسقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    با سلام به شما دوست عزیز
    نقل قول نوشته اصلی توسط اشک خدا نمایش پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط اشک خدا نمایش پست
    یک سوال برای من مطرح است .ایا پیامبر با انهمه درایت و داشتن علم الهی نمی توانست برای مساله مهمی مثل
    جانشینی در زمان سلامتی و صحت کامل وصیت نامه ای تنظیم کند و در ان بطور دقیق به امامت امام علی اشاره کرده
    و ان راحکم خدا بنامد . انگاه وصیت نامه را مخفی کرده تا بعد از رحلت ایشان گشوده شود و حقیقت اشکار شود ؟



    وقتی در محضر خود پیامبر، قرآن را زیر پا می گذارند و نسبت نا روای هذیان به ایشان می دهند قطعا بعد از مرگشان نیز در نوشته
    ایشان تشکیک کرده و آن را انکار می کنند.

    البته نمونه این عهدشکنی و بی وفائی در پرونده کسانی که مانع وصیت شدند به همین مورد ختم نمی شود، جنگ احد یکی از آنهاست، وقتی پیامبر مجروح را رها کنند طبیعی است که مانع شوند تا ایشان وصیت نماید.

    با مطالعه دقیقتر تاریخ خواهید فهمید که عمر در موارد مختلفی با دستورات صریح خدا و پیامبر مخالفت کرده و عملا خود را آگاه تر و حیکم تر از خدا و رسول دانسته است.

    پس پیامبر هر شیوه را انتخاب می کرد باز راه مخالفت بسته نمی شد.

    موفق باشید.

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    271
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا رکعات وارکان نماز در قرآن نیامده؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی نمایش پست
    ابتدا باید به سؤالات بی جواب پاسخ دهید آنگاه سؤال جدید مطرح سازید.
    متأسفانه منادیان حسبنا کتاب الله نتوانستند بسیاری از سؤالات فقهی ما را از قرآن پاسخ گویند اما به جای آن مدعی می شوند که تبیین مسائل فقهی در قرآن آمده است!!

    لطف کنید شما که ادعا می کنید تبیین مسائل فقهی در قرآن هست، سؤالات زیر را از طریق قرآن بفرمائید:
    نماز یعنی چه؟
    رکوع و سجده و تعداد رکعاتش چیست؟
    محرمات احرام چیست؟
    طواف یعنی چه و چه شرائطی دارد؟

    امیدوارم شما بر خلاف سائر طرفداران نظریه مغرضانه حسبنا کتاب الله پاسخی برای سؤالات فوق داشته باشید.
    متاسفانه شما هم فقط قسمتی از مطالب را پاسخ می دهید. اگر بقیه را قبول دارید ودلایل دگیر قانع کننده بوده است بفرمایید ویا این که پاسخ دهید.
    منتظر چنین سؤالی بودم چنان که در مبحث "آیا حدیث معتبر هست؟..." در اینجا: http://www.askquran.ir/showthread.php?t=25176 با طرح چنین سوالی موضوع بسته شده است. البته سؤال قابلی است.
    اما پاسخ؛ نماز وسیله ی یاد خداست "آقم الصلوة لذکری" از زمان پیامبر ابراهیم است که فرمود: "وأرنا مناسکنا" نه پیامبر محمد مانند دیگر مناسک دینی؛ روزه، زکات وحج ویک نشان آن همین است که توصیه به نماز در قرآن از ابراهیم به بعد است وبه همه پیامبران بعدی با لفظ یکسانی به نماز امر شده است چنان که آیه ی فوق در مقام خطاب به پیامبر موسی است وبه مریم امر به رکوع وسجود ونماز جماعت می نماید: "[3:43] يمريم اقنتي لربك واسجدي واركعي مع الركعين" در این باره مطلب بیش از این است اما پاسخ اصلی این است که خداوند از زمانی که شیعه وسنی در تمسک به احادیث که گمان آور است به اوج انحراف رسیدند وقرآن را نیز مثل حدیث به عنوان خبر واحد نگریسته آن را هم سطح حدیث (در مقام شعار) وپایین تر از آن (در مقام عمل واستدلال) قرار دادند اعجاز ریاضی کلام خود را آشکار فرمود (در اینجا: http://www.askquran.ir/showthread.php?t=4803&page=12 وصفحه ی قبل وبعد آن نکات عجیب ودقیقی از اعجاز ریاضی آورده ام نه این که مانند بعضی از دوستان در میان موارد اعجاز نکته ی اشتباهی که در واقع از اعجاز ریاضی نیست ذکر شود که ناخواسته بهانه دست دیگران بدهد) وبا همان چیزی که قرآن را حفظ فرمود نماز را نیز حفظ فرمود زیرا که نماز وقرآن ذکر خدایند وخود فرموده که "إنا نحن نزلنا الذکر وإنا له لحفظون".

    قسمتی از اعجاز ریاضی مربوط به نماز:

    1- نمازهاى پنچگانه شامل ۲ رکعت صبح، ۴ رکعت ظهر، ۴ رکعت عصر، سه رکعت مغرب، و ۴ رکعت عشاء است. کنار هم قرار دادن این ارقام عددی را می سازد که مضرب 19 است:
    19*۱۲۸۶= ۴ ۳ ۴ ۴ ۲
    ضمنا اگر ارقام حاصل تقسیم را با هم جمع کنیم میشود: ۱۷ = ۶+ ۸+ ۲+ +۱ و ۱۷ تاکیدی است بر مجموع تعداد رکعتهاى نماز در یک روز.

    2- اگر در نمازهاى روزانه ترتبیب از ۱ تا ۵ مرتبه نماز خواندن را قرار دهیم، عدد حاصل باز هم بر عدد ۱۹ قابل قسمت است:
    ۱۱۲۷۵۹۶۵۵*19= ۵ ۴ ۴ ۳ ۳ ۴ ۲ ۴ ۱ ۲
    این عدد ثابت می کند که نماز اول (صبح) ۲ رکعت است، نماز دوم (ظهر) ۴ رکعت است، نماز سوم(عصر) ۴ رکعت است، نماز چهارم (مغرب) ۳ رکعت است، و نماز پنچم (عشاء) ۴ رکعت است.

    3- نمازها در هفت روز هفته انجام میگیرد، ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷. ومی دانیم که نماز جمعه که به جای نماز ظهر خوانده می شود 2رکعت است بنابراین بعد از هریک از اعداد 1تا6 نمازها را به صورت 24434 وبرای عدد 7 به صورت 22434 می نویسیم؛ عدد 42رقمی حاصل مضرب 19 است:
    =7۲۲۴۳۴ 6۲۴۴۳۴ 5۲۴۴۳۴ 4۲۴۴۳۴ 3۲۴۴۳۴ 2۲۴۴۳۴ 1۲۴۴۳۴
    19*۶۵۴۹۱۶۹۷۷۰۶۹۷۷۰۶۹۷۰۷۰۷۴ ۷۰۲۳۸۱۲۸۱۳۸۱۲۸۱۴۳۲۸۶

    همچنین اگر روز اول هفته را جمعه قرار دهیم در این مورد باز هم عدد حاصل مضرب 19 است:
    =7۲۴۴۳۴ 6۲۴۴۳۴ 5۲۴۴۳۴ 4۲۴۴۳۴ 3۲۴۴۳۴ 2۲۴۴۳۴ 1۲2۴۳۴
    19*6443906549174970232864974970243391301286

    4- عدد زیر نیز که بیانگر تعداد رکعات در هر روز هفته است بر 19 بخشپذیر است:
    ۹۰۳۷۷۴۵۸۷۹۸۵ *19= ۱۵ ۱۷ ۱۷ ۱۷ ۱۷ ۱۷ ۱۷

    5- اگر عدد روزهاى هفته را به این عدد اضافه کنیم باز هم مضرب 19 است:
    19*۶۱۶۹۳۳۲۴۹۵۶۵۸۸۲۱۹۸۵= 715 617 517 417 317 217 117
    همچنین اگر روز اول هفته را جمعه قرار دهیم در این مورد نیز عدد حاصل مضرب 19 است:
    19* 6064069337764085143= 717 617 517 417 317 217 115

    6- نماز ظهر همیشه چهار رکعت است، بجز نماز جمعه که ۲ رکعت است عدد زیر که بیانگر این واقعیت است مضرب 19 می باشد:
    ۲۳۳۹۱۸ *19= ۲ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴
    آنقدر معجزه ریاضى قرآن هیبت انگیز است که نمی توان حتى کوچکترین اعتراضى بر آن داشت.

    7- چرا سوره فاتحه باید به عربى خوانده شود؟ پاسخ: در حروف عربى تنها حروفى که از تکرار آن لبها کاملا با هم تماس پیدا مى کنند، حروف "م" و "ب" است. در حروف فارسى حروف "پ"، "م"، و "ب" است. در سوره کلید(فاتحة) "م" ۱۵ مرتبه و "ب" ۴ مرتبه تکرارشده است در نتیجه، هنگام خواندن سوره کلید، لب ها ۱۹ مرتبه با هم تماس حاصل می کنند. همچنین مقدار عددى "م"، ۴۰ است مقدار عددى "ب"، ۲ است بنابراین:
    ۶۰۰ = ۴* ۱۵ ۸ = ۲* ۴ ۳۲*۱۹ =۶۰۸=۸ + ۶۰۰
    این ثابت میکند که سوره کلید حتما باید به عربى خوانده شود.

    8- عدد زیر با اثبات ریاضى مبنى بر معجزه ریاضى خدا در قرآن که بر پایه عدد ۱۹ قرار دارد، به ما نشان می دهد که در هر نماز کدام سوره از قرآن را باید بخوانیم، چند بار آن را بخوانیم، چند بار به رکوع برویم، چند بار سجده کنیم، و چند بار تشهد(شهادت به یگانگی خدا) بگوییم. براى تشکیل این عدد ابتدا شماره سوره کلید(1)، را مینویسم، سپس شماره نماز، به دنبال آن تعداد تکرار سوره کلید در آن نماز، سپس تعداد رکوع ها، و سجودها و تشهدهاى آن نماز را مینویسم. براى مثال نماز سحر به اینصورت در مى آید:
    ۱ (شماره سوره کلید)، ۱ (شماره نماز اول)، ۲ (دفعاتى که سوره کلید را میخوانیم)، ۲ (تعداد رکوع ها در نماز اول)، ۴ (تعداد سجودها در نماز اول)، ۱ (تعداد تشهدها در نماز اول). همین کار را براى بقیه نمازها انجام می دهیم عدد حاصل مضرب 19 است:
    = ۵۴۴۸۲ ۴۳۳۶۲ ۳۴۴۸۲ ۲۴۴۸۲ ۱۲۲۴۱ ۱
    19*۵۹۰۷۴۳۳۹۳۸۰۷۶۲۲۳۳۳۴۸۷۰۷

    9- ممکنست شخصى بگوید چرا سوره کلید، شماره ۱، را کنار همه نمازها نمی گذاریم، تا معلوم شود که سوره شماره ۱ براى همه نمازها است. عدد ما باز مضرب 19 است:
    = ۵۴۴۸۲ ۱ ۴۳۳۶۲ ۱ ۳۴۴۸۲ ۱ ۲۴۴۸۲ ۱ ۱۲۲۴۱ ۱
    19*۵۹۰۷۴۲۷۶۴۳۲۲۸۶۷۴۸۱۲۲۹۵۸ ۰۷۸

    اینها قسمتی از اعجاز عددی مربوط به نماز است ودر قسمتهای بعد ان شاء الله ادامه می یابد.



صفحه 1 از 36 123112131 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. """ به قضاوت خود نشسته اید؟؟؟ """
    توسط nasim7 در انجمن اخلاق
    پاسخ: 19
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۱/۱۲, ۲۰:۲۶
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۳۰, ۱۳:۰۹
  3. """درسهايي از علامه طباطبائي""""
    توسط The Praises to God در انجمن افلاکیان خاک نشین
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۰۳, ۱۳:۴۵
  4. پاسخ: 804
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۱۴, ۲۳:۱۳
  5. آیا "دین داری" با "تقلید ازمراجع" رابطه ای داره؟؟؟؟
    توسط کهیعص در انجمن اجتهاد و تقلید
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۰, ۰۳:۱۹

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود