جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا خداوند از اعمال بندگانش تأثیر می پذیرد ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    153
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا خداوند از اعمال بندگانش تأثیر می پذیرد ؟




    آنچه در روایات و فلسفه اسلام درباره شناخت خداوند به آن اشاره شده این است که خداوند حقیقت جاودان همیشگی و ثابتی است و هیچ تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد و امکان ندارد که موجودی بتواند بر او مؤثر باشد چراکه جزاو مؤثر حقیقی در عالم وجود ،نیست.
    امام حسین (ع) در دعای عرفه می فرماید: "خداوندا خوشنودی تو پاکتر از آن است که خود سبب رضای خود شوی چه برسد به این که بنده ای چون من باعث رضای تو شود "
    و در قرآن نیز ذکر شده ؛"اگر همه مردم ایمان بیاورند سودی به خداوند نرسانده اند و اگر همه مردم هم کافر شوند زیانی به خداوند نمی رسد" –به تعبیری دیگر کفر و ایمان تأثیرو انفعالی در خداوند ایجاد نمی کند.
    از سوی دیگر در قسمتهایی دیگر از قرآن و روایات آمده که خداوند از اعمال برخی بندگانش خشنود و از برخی دیگر غضبناک می شوند –در حالت عادی وقتی کسی از چیزی خشنود یا خشمگین می شود یعنی آن چیز بر وی اثر گذاشته است و حال آنکه می دانیم چیزی مؤثر در خداوند نیست پس چگونه اعمال بندگان یا مخلوقات خداوند می تواند سبب رضایت ،خشنودی ،خشم یا غضب خداوند گردد ؟
    آیا وجود این اوصاف در خداوند تعبیر و تفسیر دیگری از آنچه در انسان رخ می دهد دارد ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث اعتقادي


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۵/۲۲ در ساعت ۱۶:۲۲
    این چنین است که در دنیائی که همه چیز و عزیز ترین و
    مقدس ترین چیزها ، ایمــان و عشــق نیز همه رو به ابتذال
    « نمــــود » می رود ،
    کتمـــان یعنی « بـــــودی بی نمود » .چنان سرشار از خــــلوص و تقــــوا و قــــداست خدائــــی است که با همه سختــی ها و محـــرومیت هایش لذتـــی ماورائـــی دارد .

    " دکتر علی شریعتی"


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط اسب سیاه نمایش پست
    آنچه در روایات و فلسفه اسلام درباره شناخت خداوند به آن اشاره شده این است که خداوند حقیقت جاودان همیشگی و ثابتی است و هیچ تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد و امکان ندارد که موجودی بتواند بر او مؤثر باشد چراکه جزاو مؤثر حقیقی در عالم وجود ،نیست.
    امام حسین (ع) در دعای عرفه می فرماید: "خداوندا خوشنودی تو پاکتر از آن است که خود سبب رضای خود شوی چه برسد به این که بنده ای چون من باعث رضای تو شود "
    و در قرآن نیز ذکر شده ؛"اگر همه مردم ایمان بیاورند سودی به خداوند نرسانده اند و اگر همه مردم هم کافر شوند زیانی به خداوند نمی رسد" –به تعبیری دیگر کفر و ایمان تأثیرو انفعالی در خداوند ایجاد نمی کند.
    از سوی دیگر در قسمتهایی دیگر از قرآن و روایات آمده که خداوند از اعمال برخی بندگانش خشنود و از برخی دیگر غضبناک می شوند –در حالت عادی وقتی کسی از چیزی خشنود یا خشمگین می شود یعنی آن چیز بر وی اثر گذاشته است و حال آنکه می دانیم چیزی مؤثر در خداوند نیست پس چگونه اعمال بندگان یا مخلوقات خداوند می تواند سبب رضایت ،خشنودی ،خشم یا غضب خداوند گردد ؟
    آیا وجود این اوصاف در خداوند تعبیر و تفسیر دیگری از آنچه در انسان رخ می دهد دارد ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث اعتقادي

    به نام خدا
    با تشکر و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما و همه مؤمنین و پوزش بابت تأخیر

    اینکه گفته می شود چیزی در خدا تأثیر ندارد و اصولاً خداوند تأثیرپذیر نیست برای آن است که ذات باری تعالی در کمال مطلق است و نیازی به تغییر و تحول ندارد و نقصان هم در آن راه ندارد.
    بنابراین چیزی در آن ذات مقدس اثر گذار نیست.

    اما رضا و خشنودی خدا و عکس آن خشم و غضب او در ذات او نیست بلکه حالاتی است که در افعال او رخ می دهد و افعال او حوادث و اتفاقاتی است که در عوالم مختلف وجود و در ظاهر و باطن رخ می دهد.
    مثلاً ایمان و تقوای مردم موجب رضای پروردگار می شود و معنای آن این است که درهای برکت از آسمان و زمین به روی آنان گشوده می شود (اعراف 96).
    ...

    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    153
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث اعتقادی نمایش پست
    به نام خدا
    با تشکر و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما و همه مؤمنین و پوزش بابت تأخیر

    اینکه گفته می شود چیزی در خدا تأثیر ندارد و اصولاً خداوند تأثیرپذیر نیست برای آن است که ذات باری تعالی در کمال مطلق است و نیازی به تغییر و تحول ندارد و نقصان هم در آن راه ندارد.
    بنابراین چیزی در آن ذات مقدس اثر گذار نیست.

    اما رضا و خشنودی خدا و عکس آن خشم و غضب او در ذات او نیست بلکه حالاتی است که در افعال او رخ می دهد و افعال او حوادث و اتفاقاتی است که در عوالم مختلف وجود و در ظاهر و باطن رخ می دهد.
    مثلاً ایمان و تقوای مردم موجب رضای پروردگار می شود و معنای آن این است که درهای برکت از آسمان و زمین به روی آنان گشوده می شود (اعراف 96).
    ...
    باعرض سلام و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما پاسخگوی عزیز
    لطفأ مرا راهنمایی کنید ؛
    بنا به فرموده شما افعال خداوند حوادث و اتفاقاتی است که در جهان رخ می دهد و خشم و خشنودی خداوند از این افعال است بنابراین منظور شما این است که بندگان با ایمان و کفرشان در فعل خداوند تأثیرگزاراند چرا که مصداق فعل اویند یا خشم و خشنودی خداوند افعالی است که بندگان به تناسب ایمان و کفرشان مشمول و محمول آن می شوند ؟

    این چنین است که در دنیائی که همه چیز و عزیز ترین و
    مقدس ترین چیزها ، ایمــان و عشــق نیز همه رو به ابتذال
    « نمــــود » می رود ،
    کتمـــان یعنی « بـــــودی بی نمود » .چنان سرشار از خــــلوص و تقــــوا و قــــداست خدائــــی است که با همه سختــی ها و محـــرومیت هایش لذتـــی ماورائـــی دارد .

    " دکتر علی شریعتی"


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    153
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام مجدد خدمت شما

    با حدیثی از امام صادق(ع) مواجهه شدم که در ذکر همین معنی است و خوشحال می شوم که توضیحاتی در باب آن عنایت فرمایید .

    امام صادق(ع): "خداوند عزیز و بلندمرتبه همانند ما افسوسناک و خشمناک نشود او برای خود دوستانی آفرید که آنها به خشم و افسوس درآیند و خشنود گردند و ایشان آفریدگان و پروریدگان هستند پس خشنودی آنها را خشنودی خود و خشم آنها را خشم خود قرار داد خشم خداوند دامن او را نمی گیرد چنانچه دامن گیر مخلوقات شود بلکه معنای آن چنان می باشد که در ان باره گفته است : "هرکه یکی از دوستان مرا خوار شمارد به پیکار من امده و مرا به مبارزه خوانده است " و فرمود : "هرکه پیامبر خدا را فرمان برد مرا فرمان برده است "(سوره نساء ،آه 80)

    از محتوای سایر روایات می توان فهمید منظور امام از بندگانی که خشم و خشنودی آنها خشم و خشنودی خداست خود پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار (س) است.
    سؤالاتی که از این روایت پیش می آید این است که آیا مقام فعل خداوند –رضا و خشم او- به ایشان تفویض شده یا ایشان از طریق عمل صالح این مقام را کسب کرده اند ؟ یا ایشان چون مصداق اهم و اظهر فعل خداوند بوده و اولین و برترین مخلوقات خداوند به شمار می رفته اند این صفات و دیگر صفات خداوند جبرأ محمول و مشمول ایشان قرار گرفته است؟

    اگر اینگونه باشد پس چرا ایشان به عنوان محتمل خشم و خشنودی خداوند از خشم و انتقام او ترسان و به خشنودی اش امیدوار بودند درحالیکه بنا براین حدیث ، خداوند از بندگانش خشمگین و خشنود نمی شود بلکه این بندگان شاسته اویند که خشنود یا غضبناک می شوند؟
    با این تفاسیر آیا این حدیث صحت دارد ؟

    این چنین است که در دنیائی که همه چیز و عزیز ترین و
    مقدس ترین چیزها ، ایمــان و عشــق نیز همه رو به ابتذال
    « نمــــود » می رود ،
    کتمـــان یعنی « بـــــودی بی نمود » .چنان سرشار از خــــلوص و تقــــوا و قــــداست خدائــــی است که با همه سختــی ها و محـــرومیت هایش لذتـــی ماورائـــی دارد .

    " دکتر علی شریعتی"


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدایی که بندگانش را آفرید و به خود احسنت گفت
    از صدا کردنش خوشنود میشود به سویت می آید با اینکه او بزرگتر است.
    شرط بندگی به جا آریم
    عاشقی شیوه دانایان است



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط اسب سیاه نمایش پست
    با سلام مجدد خدمت شما

    با حدیثی از امام صادق(ع) مواجهه شدم که در ذکر همین معنی است و خوشحال می شوم که توضیحاتی در باب آن عنایت فرمایید .

    امام صادق(ع): "خداوند عزیز و بلندمرتبه همانند ما افسوسناک و خشمناک نشود او برای خود دوستانی آفرید که آنها به خشم و افسوس درآیند و خشنود گردند و ایشان آفریدگان و پروریدگان هستند پس خشنودی آنها را خشنودی خود و خشم آنها را خشم خود قرار داد خشم خداوند دامن او را نمی گیرد چنانچه دامن گیر مخلوقات شود بلکه معنای آن چنان می باشد که در ان باره گفته است : "هرکه یکی از دوستان مرا خوار شمارد به پیکار من امده و مرا به مبارزه خوانده است " و فرمود : "هرکه پیامبر خدا را فرمان برد مرا فرمان برده است "(سوره نساء ،آه 80)

    از محتوای سایر روایات می توان فهمید منظور امام از بندگانی که خشم و خشنودی آنها خشم و خشنودی خداست خود پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار (س) است.
    سؤالاتی که از این روایت پیش می آید این است که آیا مقام فعل خداوند –رضا و خشم او- به ایشان تفویض شده یا ایشان از طریق عمل صالح این مقام را کسب کرده اند ؟ یا ایشان چون مصداق اهم و اظهر فعل خداوند بوده و اولین و برترین مخلوقات خداوند به شمار می رفته اند این صفات و دیگر صفات خداوند جبرأ محمول و مشمول ایشان قرار گرفته است؟

    اگر اینگونه باشد پس چرا ایشان به عنوان محتمل خشم و خشنودی خداوند از خشم و انتقام او ترسان و به خشنودی اش امیدوار بودند درحالیکه بنا براین حدیث ، خداوند از بندگانش خشمگین و خشنود نمی شود بلکه این بندگان شاسته اویند که خشنود یا غضبناک می شوند؟
    با این تفاسیر آیا این حدیث صحت دارد ؟
    به نام خدا
    سلام علیکم
    طاعات و عبادات شما نیز قبول درگاه الهی باد

    منظور آن است که خشم یا خشنودی خداوند متعال در تحولات طبیعی و یا حالات اولیاء او متجلی می شود.

    بنابراین جبر و تفویضی در کار نیست بلکه چون اولیاء مخلص خدای متعال جز رضای خدا را در نظر ندارند و می دانند که رضا و خشم خدا در چیست و چه چیز مطابق رضای او است و چه چیز مخالف رضای او، اعمال مطابق بندگان، آنان را راضی و اعمال مخالف، آنان را ناراضی می کند. برای همین خشم و رضای آنان نفسانی نیست و بر مبنای خشم و رضای خداست.

    پس خشم و خشنودی آنان بر اساس علم آنان به اوامر و نواهی خداوند و خلوص آنان است و حدیث نیز درست است.


    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط m.javad نمایش پست
    خدایی که بندگانش را آفرید و به خود احسنت گفت
    از صدا کردنش خوشنود میشود به سویت می آید با اینکه او بزرگتر است.
    شرط بندگی به جا آریم
    عاشقی شیوه دانایان است
    اگر گفتم اشتباه کردم
    او به نزدم نمی آید باید من به نزدش بروم
    کجا بزرگی به نزد کوچکی آید؟


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    نقل قول نوشته اصلی توسط اسب سیاه نمایش پست
    خداوند حقیقت جاودان همیشگی و ثابتی است و هیچ تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد و امکان ندارد که موجودی بتواند بر او مؤثر باشد چراکه جزاو مؤثر حقیقی در عالم وجود ،نیست.
    با سلام و عرض ادب

    در اینکه ذات و شخصیت خداوند تغییر نمی کند هیچ شکی نسیت

    ولی خدا بنابر اعمال بندگان خشنود و غضبناک میشود که به خاطر عاقبت و آینده بنده این حالات دخ میدهد

    غضبناک و ناراحت می شود که چرا بنده اش راه را به بیراهه میرود و یا اینکه خوشنود میشود که بنده اش تصمیم

    درستی گرفته و با اعمال نیکو به خالقش نزدیکتر میشود

    که این هم از سر مهربانی و عاطفه خداوندی است
    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************

  10. تشکرها 2


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    376
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 1 ساعت نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدا انسان نیست که مثل ما با یک اتفاق تغییر کنه بلکه خدا یک شخس ثابت و تغیر ناپذیره

  12. تشکر


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,054
    تشکر:
    1
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط اسب سیاه نمایش پست
    آنچه در روایات و فلسفه اسلام درباره شناخت خداوند به آن اشاره شده این است که خداوند حقیقت جاودان همیشگی و ثابتی است و هیچ تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد و امکان ندارد که موجودی بتواند بر او مؤثر باشد چراکه جزاو مؤثر حقیقی در عالم وجود ،نیست.

    خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان
    اما به قدر فهم تو کوچک می شود
    و به قدر نیاز تو فرود می آید
    و به قدر آرزوی تو گسترده می شود
    و به قدر ایمان تو کارگشا می شود
    یتیمان را پدر می شود و مادر
    محتاجان برادری را برادر می شود
    عقیمان را طفل می شود
    ناامیدان را امید می شود
    گمگشتگان را راه می شود
    در تاریکی ماندگان را نور می شود
    رزمندگان را شمشیر می شود
    پیران را عصا می شود
    محتاجان به عشق را عشق می شود
    خداوند همه چیز می شود همه کس را...
    به شرط اعتقاد
    به شرط پاکی دل
    به شرط طهارت روح
    به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
    بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
    و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف
    و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک
    و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار
    و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها ...
    چنین کنید تا ببینید چگونه
    بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند
    در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند
    و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند

    ویرایش توسط خالد بن ولید : ۱۳۹۱/۰۳/۲۰ در ساعت ۰۸:۰۴

  14. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود