صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن و استکبارستیزی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    552
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    قرآن و استکبارستیزی





    قرآن و استکبارستیزی



    استکبار از ماده کبر است. استکبار مصدر باب استفعال است و آن را هم معنى با کبر و تکبر و به معناى تعظم و بزرگى دانسته اند و گاه آن را با مفهوم تعظم و تجبر نزدیک دانسته، مخالف و مقابل با تواضع معنى کرده اند که عبارت است از نفس را بالاتر ازحد خود بردن و به عبارت دیگر خود را بزرگ دیدن.

    علامه طباطبایى تصریح مى کند که استکبار همیشه نارواست و قید «به غیر حق» در آیه «فاستکبروا فى الارض بغیر حق» توضیحى است، نه آنکه استکبار بحق نیز وجود داشته باشد. ایشان در تعریف استکبار، فرق بین متکبر و مستکبر را نیز بیان مى دارند:

    «مستکبر کسى است که مى خواهد به بزرگى دست یابد و در صدد است که بزرگى خود را به فعلیت برساند و به رخ دیگران بکشد و متکبر کسى است که بزرگى را به عنوان یک حالت نفسانى در خود سراغ دارد و براى خود پذیرفته است.»



    اسرائیل شر مطلق و تعامل با آن حرام است
    "امام موسی صدر"

    استکبارستیزی
    http://stekbarsetizi.blogfa.com
    استشهادیون
    http://www.askquran.ir/group.php?groupid=170


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    552
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    انواع استکبار

    ۱- استکبار عبادى (استکبار در برابر عبادت خداوند)

    «و من یستنکف عن عبادته و یستکبر فسیحشر هم الیه جمیعاً... و اما الذین استنکفوا و استکبر وافیعذ بهم عذاباً الیماً و لایجدون لهم من دون الله ولیاً و لانصیراً» و هرکس از پرستش خدا خوددارى کند ( بر خدا) بزرگى فروشد، بزودى همه آنان را به پیشگاه خود گردآورد و... و اما کسانى را که (از اطاعت خدا) خوددارى کرده، (در مقابل خداوند) بزرگى کنند، به عذابى دردناک دچار مى کند و آنان در برابر خدا براى خود یار و یاورى نخواهند یافت.

    الف- استکبار از عبادت و پرستش و خوددارى از اظهار ذلت و خضوع در برابر خدا؛ به تعبیر دیگر، کسانى که حاضر نیستند در برابر خدا پیشانى بندگى به خاک بسایند و اظهار ذلت و بندگى کنند، عاقبت این گونه افراد، ذلت و خوارى و دوزخ است؛ «و پروردگارتان فرمود مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم. در حقیقت، کسانى که از پرستش من کبر مى ورزند، بزودى خوار و ذیل به دوزخ وارد مى شوند.»

    ب- استکبار از اطاعت خدا؛ کسانى هم هستند که به ربوبیت و الوهیت خداوند معتقدند و اهل عبادت و اطاعت اند. ولى این اطاعت تا زمانى است که با شأن آنان سازگار باشد، اما هرگاه امر خدا را خلاف شأن و مرتبه (ساختگى و دروغین) خود دیدند، از اطاعت سرباز مى زنند و اظهار بزرگى مى کنند.

    استکبار شیطان از این نوع بود. او سالیانى دراز عبادت کرده بود ولى امر خدا مبنى بر سجده بر آدم(ع) بر او سنگین آمد و آن را دون شأن، مقام و مرتبه خود دانست و لذا استکبار ورزید. همین استکبار او را از مقام قرب پائین کشید و به پست ترین درجه ذلت و خوارى سوق داد.

    اسرائیل شر مطلق و تعامل با آن حرام است
    "امام موسی صدر"

    استکبارستیزی
    http://stekbarsetizi.blogfa.com
    استشهادیون
    http://www.askquran.ir/group.php?groupid=170


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    552
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ۲- استکبار سیاسى (حکمرانى به ناحق بر مردم)

    «ان فرعون علا فى الارض و جعل اهلها شیعاً یستضعف طائفه منهم یذبح ابناء هم و یستحیى نساء هم انه کان من المفسدین»

    (فرعون در سرزمین (مصر) سربرافراشت، و مردم آن را طبقه طبقه کرد؛ طبقه اى از آنان را زبون مى داشت، پسرانشان را سر مى برید و زنانشان را (براى بهره کشى) زنده بر جاى مى گذاشت؛ که وى از فساد کاران بود.) مستکبران سیاسى، کسانى اند که حاکمیت و اداره جامعه را به دست مى گیرند و بندگان خدا را کوچک، پست، نادان و صغیر و خود را قیم آنان مى شمرند و بر گردن آنان سوار مى شوند و آنان را به بردگى مى گیرند و به ناحق و بر خلاف اصول فطرى، عقلى و دینى بر مردم حکم مى رانند. استکبار فرعون، نمرود و همه حاکمان ستمگر در طول تاریخ از این نوع بوده است.

    حضرت موسى(ع) به دلیل همین استضعاف بنى اسرائیل و به بندگى گرفتن آنان، بر فرعون اعتراض کرد، اما فرعون، نافرمانى موسى(ع) از خود را بهانه کرد و موسى(ع) صفت استکبارى فرعون را یادآور شد:

    «فرعون (به حضرت موسى(ع)) گفت: «آیا تو را از کودکى در میان خود نپروردیم و سالیانى چند از عمرت را در میان ما نگذراندى و آیا تو نبودى که آن کار زشت را مرتکب شدى و به ربوبیت من کفر ورزیدى؟!»

    موسى(ع) گفت: «آیا این که فرزندان اسرائیل را به بندگى گرفته اى، نعمتى است که منتش را بر من مى نهى؟!»

    در دیدگاه فرعون و امثال او، بنى اسرائیل و دیگر بندگان خدا، بندگان آنان هستند و آنان حق دارند هر کدام را که بخواهند بکشند و هر کدام را که مى خواهند به بردگى بگیرند و این، همان استکبار سیاسى است که امروزه نیز از سوى قدرت هاى جهانى- بویژه آمریکا- بر ملل مستضعف تحمیل مى شود. آنان همه امکانات ملل محروم را در اختیار خود مى گیرند و سلطه سیاسى خود را بر آنها تحمیل مى کنند.

    اسرائیل شر مطلق و تعامل با آن حرام است
    "امام موسی صدر"

    استکبارستیزی
    http://stekbarsetizi.blogfa.com
    استشهادیون
    http://www.askquran.ir/group.php?groupid=170


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    552
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ۳- استکبار اقتصادى (برترى جویى اقتصادى در سایه داشتن امکانات مالى)

    «ان قارون کان من قوم موسى فبغى علیهم و آتیناه من الکنوز ما ان مفاتحه لتنوأ بالعصبه اولى القوه إذقال له قومه لا تفرح ان الله لا یحب الفرحین. و ابتغ فیما اتاک الله الدار الاخره ولاتنس نصیبک من الدنیا و أحسن کما أحسن الله الیک و لاتبغ الفساد فى الارض ان الله لا یحب المفسدین»

    «قارون از قوم موسى(ع) بود و بر آنان ستم کرد و از گنجینه ها آنقدر به او داده بودیم که کلید آنها بر گروه نیرومندى سنگینى مى کرد. آنگاه که قوم وى به او گفتند: شادى مغرورانه مکن که خدا شادى کنندگان مغرور را دوست ندارد و با آنچه خدایت داده، سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنیا فراموش مکن و همچنان که خدا به تو نیکى کرده، نیکى کن و در زمین فساد مجوى که خدا فساد گران را دوست نمى دارد.»

    آنان که با گردآورى ثروت، به آقایى مى رسند و قطب اقتصادى مى شوند و بر توده مردم تفاخر مى کنند و به بغى و فساد، روى مى آورند، مستکبران اقتصادى اند. قارون نمونه اعلاى این گروه است. قرآن کریم در آیات گفته شده، خود برتر بینى و تحقیر توده مردم را از سوى قارون بیان مى کند و در ادامه همان آیات کریم متذکر مى شود که قارون در برابر تذکرات قوم، چنین پنداشت که این اموال، در سایه علم و اندیشه خودش گرد آمده است؛ در صورتى که خداوند مى فرماید ما بسیار از کسانى را که پیش از او و قوى تر بودند، نابود کردیم. اما قارون نیز متذکر نشد و خود واموالش به زمین فرو رفت و هیچ کس نتوانست به کمک او بیاید.

    در زمان کنونى ما نیز بسیارى از شرکت هاى اقتصادى و غول هاى تجارى در سراسر جهان وجود دارند که در سایه قدرت نظامى بسیارى از کشورها، به دیگر ملل محروم ظلم مى کنند و اموال و سرمایه هاى آنان را به بهاى ناچیز از دستشان گرفته و به حساب هاى مالى خود سرازیر مى کنند، اینان همان مستکبران اقتصادى اند.

    اسرائیل شر مطلق و تعامل با آن حرام است
    "امام موسی صدر"

    استکبارستیزی
    http://stekbarsetizi.blogfa.com
    استشهادیون
    http://www.askquran.ir/group.php?groupid=170

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    552
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پیام ها

    1- قارون با قوم خود، یعنى بنى اسرائیل، رفتارى ظالمانه و مستکبرانه داشت.

    2- ثروت افسانه اى قارون، موجب طغیانش در برابر خداوند و ملت خود شد.

    3- ثروت فراوان و نخوت آفرین، زمینه ساز سنگدلى و بى رحمى است.

    4- بخشى از دارایى ها باید در راه آبادانى سراى آخرت مصرف شود.

    5- استکبار علمى (خود برتر بینى در سایه داشتن دانش)
    ویرایش توسط *سجاد* : ۱۳۹۰/۰۵/۲۳ در ساعت ۲۱:۱۲

    اسرائیل شر مطلق و تعامل با آن حرام است
    "امام موسی صدر"

    استکبارستیزی
    http://stekbarsetizi.blogfa.com
    استشهادیون
    http://www.askquran.ir/group.php?groupid=170


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    552
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «واتل علیهم نبأ الذى آتیناه آیاتنا فانسلخ منها فأتبعه الشیطان فکان من الغاوین»

    بخوان بر آنان سرگذشت آن کس را که آیات خود را به او دادیم، ولى او از لباس آیات ما به درآمد و شیطان او را تعقیب کرد و از گمراهان شد.


    کسانى که به مراتب و درجات علمى مى رسند و آن مرتبه علمى در آنان غرور ایجاد مى کند و آنان را به استکبار مى کشاند، داراى این گونه از استکبارند. نام هاى نمونه هایى از این مستکبران نیز در قرآن کریم آمده است. از جمله آنها بلعم بن باعورا است که آیه مورد بحث، به او اشاره مى کند. خداوند، آیات توحید خود را به بلعم نمایانده بود، به گونه اى که حقیقت برایش آشکار ومتجلى شده و هیچ شک و شبهه اى برایش نمانده بود، ولى او از روى استکبار و هواپرستى به جبهه کفر فرعونى پیوست و در برابر موسى (ع) قرار گرفت و از لباس حق به درآمد.

    نمونه دیگر مستکبر علمى، ولید بن مغیره است. او از بزرگان قریش و عالمان آنان بود که خود در مسجدالحرام سخن پیامبر اسلام(ص) را شنیده و تحت تأثیر قرار گرفته بود و حتى میان مردم شایع شده بود که اسلام آورده است. بزرگان قریش نزد او رفتند و نظرش را درباره قرآن کریم جویا شدند، قرآن کریم عکس العمل او را در برابر این پرسش قریشیان چنین زیبا بیان مى کند:

    «او (براى مبارزه با قرآن کریم) اندیشه و مطلب را آماده کرد، مرگ بر او باد! چگونه مطلب را آماده کرد، باز هم مرگ بر او باد! چگونه مطلب (و نقشه شیطانى خود) را آماده کرد! سپس نگاهى افکند و بعد چهره در هم کشید و عجولانه دست به کار شد آنگاه پشت (به حق) کرد و تکبر ورزید و سرانجام گفت: این (قرآن کریم) جز افسون و سحرى همانند سحرهاى پیشینیان نیست. این تنها سخن انسان است (نه گفتار خدا).

    سامرى نیز نمونه دیگرى از این گروه بود که با بدعت هاى خود، دین ساختگى به بشر ارائه و پس از تلاش هاى حضرت موسى(ع)، پیروان وى را به تفرقه و گمراهى دچار کرد.

    اسرائیل شر مطلق و تعامل با آن حرام است
    "امام موسی صدر"

    استکبارستیزی
    http://stekbarsetizi.blogfa.com
    استشهادیون
    http://www.askquran.ir/group.php?groupid=170


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    552
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ویژگى هاى فرهنگ استکبارى

    بهترین راه شناخت فرهنگ استکبارى از دیدگاه قرآن کریم شناخت چهره هاى شاخص مستکبران و روش و منش آنان از طریق خود قرآن کریم است. و «ابلیس» سردمدار بزرگ جبهه استکبار است که براى نخستین بار این علم را برداشت و پیشوایى مستکبران را بر عهده گرفت. مهمترین ویژگى هاى مستکبران، از نظر قرآن کریم، چنین است:

    ۱-خودبرتر بینى

    «قال یا ابلیس ما منعک ان تسجد لما خلقت بیدى استکبرت ام کنت من العالین. قال أنا خیر منه خلقتنى من نار و خلقته من طین.»

    (خداوند) فرمود: «اى ابلیس، چه چیز تو را مانع شد که براى چیزى که به دستان قدرت خویش خلق کردم سجده آورى؟ آیا تکبر کردى یا از برترین ها بودى؟» گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده اى و او را از گل!»

    از پاسخ شیطان برمى آید که استکبار، از توجه به خویش و خود را محور پنداشتن، ناشى مى شود. علامه طباطبایى با استفاده از این آیات مى نویسند:

    «همه گناهان در تحلیل نهایى به ادعاى انانیت و ستیز با کبریایى حق تعالى برمى گردد، در حالى که بنده مخلوق حق ندارد که در برابر آفریدگار خویش، به خود اعتماد کرده، بگوید: «من». با این که عظمت حق سراپرده هستى را فراگرفته و همه در پیشگاه او خاضع و ذلیل اند. اگر شیطان مجذوب خود نشده بود و فقط به خویش توجه نداشت و سایه خداوند قیوم را بر خویش مشاهده مى کرد، انانیت و خودبینى اش شکسته و در برابر فرمان الهى خاضع مى شد.

    امام صادق(ع) مى فرماید: «هر کس بر آن است تا براى خود، برترى بر دیگران ببیند، از مستکبران است.»

    اسرائیل شر مطلق و تعامل با آن حرام است
    "امام موسی صدر"

    استکبارستیزی
    http://stekbarsetizi.blogfa.com
    استشهادیون
    http://www.askquran.ir/group.php?groupid=170

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    552
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ۲- فخر و مباهات بر امتیازات مادى

    «و قالوا نحن اکثر أموالاً و أولاداً و ما نحن بمعذبین» (متوفین به پیامبران«ص») گفتند: ما بیش از شما مال و فرزند داریم و در آخرت نیز عذاب نخواهیم شد.

    مستکبران به داشتن اموال و فرزندان بیشتر مباهات مى کنند و آن را نشانه کرامت ذاتى خود مى پندارند و حتى معتقدند که چون خداوند آنان را در این دنیا گرامى داشته، در قیامت نیز جایگاهى والا خواهند داشت:

    «و هرگاه پس از ناراحتى اى که به او رسید رحمتى بدو بچشانیم، مى گوید: «این به دلیل شایستگى و استحقاق من بوده است و گمان نمى کنم قیامت برپا شود و (به فرض که قیامتى باشد) هرگاه به سوى پروردگارم بازگردانده شوم، براى من نزد او پاداش هاى نیکوتر است.» (فصلت - ۵۰) در بینش مستکبران ، همه ارزش ها با محک مادیات سنجیده مى شود و یگانه معیار قضاوت، ثروت است که آمدنش نشان حقانیت است و نبودنش از هیچ ارزشى خبر نمى دهد. از این رو، اعتراض این گروه به فرماندهى حضرت طالوت آن بود که از او براى ریاست رهبرى شایسته تریم و او لیاقت این مقام را ندارد، زیرا از ثروت بى بهره است: «از کجا او سزاوار بزرگى و ریاست برماست، در صورتى که ما شایسته تر از اوییم و او مال فراوان ندارد؟!» (بقره - ۲۴۷)

    و اعتراض آنان به پیامبران این بود که چرا دستبندهاى طلایى ندارد! از نظر آنان والاترین انسان ها، با محکم ترین براهین نیز چون گنجینه طلا ندارند، نمى توانند در منصب رهبرى و هدایت قرار گیرند.

    اسرائیل شر مطلق و تعامل با آن حرام است
    "امام موسی صدر"

    استکبارستیزی
    http://stekbarsetizi.blogfa.com
    استشهادیون
    http://www.askquran.ir/group.php?groupid=170

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    552
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ۳- تحقیر توده هاى مستضعف

    «...ولا أقول للذین تزدرى أعینکم لن یؤتیهم الله خیراً اله اعلم بما فى أنفسهم انى اذاً لمن الظالمین.»

    هرگز به مؤمنانى که در نظر شما خوار مى آیند، نمى گویم که خداوند خیرى به آنان نخواهد داد. خدا به نهان آنان آگاه تر است و (اگر آنان را برانم یا مأیوس کنم)، از ستمکاران خواهم بود. (هود - ۳۱)

    این آیه بیان پاسخ حضرت نوح(ع) به مستکبران قومش است. بینش و قضاوت مستکبران درباره مؤمنانى که از قشرهاى مستضعف جامعه اند، این است که آنان اراذل و اوباش و ساده لوح اند و نیز گمان مى کنند که خداوند به محرومان و مستضعفان، خیر و سعادت نداده است. از این رو باید تحقیر شوند و انتظار چنین برخوردى را از سوى پیامبران نیز دارند. در صورتى که پیامبران هیچگاه محرومان را از اطراف خود نمى رانند، بلکه به آنان توجه ویژه دارند.

    اسرائیل شر مطلق و تعامل با آن حرام است
    "امام موسی صدر"

    استکبارستیزی
    http://stekbarsetizi.blogfa.com
    استشهادیون
    http://www.askquran.ir/group.php?groupid=170

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    552
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پیام ها

    ۱- تهیدستان و مستضعفان جامعه، در نظر ظاهربین اشراف قوم نوح، مردمى پست و حقیر بودند.

    ۲- سران و اشراف قوم نوح، محرومان و مستضعفان را، ناتوان از رسیدن به خیر و نیکى مى پنداشتند.

    ۳- محروم بودن انسان از مال و منال (مادیات)، نشانه ناشایستگى او براى دستیابى به خیرهاى معنوى و الهى نیست.

    ۴- محور ارزیابى انسان ها در مکتب انبیا، جنبه باطنى و نفسانى آنهاست نه ویژگى هاى ظاهرى و مادى .

    ۵- خداوند، آگاه به امور نفسانى و جنبه روحانى انسان است.

    ۶- سخن ناحق گفتن درباره مردم و نالایق شمردن آنان بدون هیچ دلیل و برهان، ظلم به آنان است.

    اسرائیل شر مطلق و تعامل با آن حرام است
    "امام موسی صدر"

    استکبارستیزی
    http://stekbarsetizi.blogfa.com
    استشهادیون
    http://www.askquran.ir/group.php?groupid=170


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود