جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حکم وطن در روزه و اعراض از آن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    17 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17

    راهنما حکم وطن در روزه و اعراض از آن




    حکم وطن در روزه و اعراض از آن

    «وطن» و «اعراض از وطن» دو اصطلاحی هستند که در فقه، به خصوص در بخش احکام نماز و روزه، کاربرد فراوانی دارند و کمتر مسلمانی پیدا می شود که با احکام آن سر و کار نداشته باشد.

    حکمی که این دو عنوان با خود یدک می کشند حکمی است آسان و همه فهم؛ اما آنچه که بحث را در این زمینه دامنه دار می کند تعریف و تبیین این دو اصطلاح است که این نوشته به آن می پردازد.

    نوشتار زیر برگرفته از مقاله ای در سایت تبیان است که با توجه به اینکه به طور دسته بندی شده و مستند به این موضوع پرداخته است، بدون تغییری در نوشتار و فقط با قدری ویرایش در پاراگراف بندی، تقدیم می شود.

    (منبع)




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    17 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17

    راهنما حکم وطن در روزه و اعراض از آن (2)




    حکم کلی

    حکم کلی این دو که فقها بر آن هم نظرند این است که اگر کسی در وطنش بود نمازش کامل است و روزه اش را هم باید بگیرد؛ اما اگر از وطن خود اعراض کرد نمازش در آنجا شکسته است و روزه هم نمی تواند بگیرد مگر آنکه تصمیم بگیرد که حداقل ده روز در آنجا بماند.


    کجا وطن است؟

    از مجموع آرای مراجع معظم تقلید، استفاده می شود که شش قسم وطن وجود دارد که در ادامه به تعریف هر یک از آنها می پردازیم.

    1. وطن اصلی: محلی است که شخص در آن متولد شده و نشو و نما کرده و وطن پدر و مادری اوست. (همه مراجع اتفاق نظر دارند).

    2. وطن اتّخاذی: محلی است که شخص آنجا را برای اقامت و زندگی دائمی خود برگزیده باشد. (آیات عظام بهجت، تبریزی، خامنه ای، فاضل، و مکارم)(1)

    3. وطن قهری: محلی است که شخص بدون قصد اقامت دائمی آن قدر در آنجا سکونت می کند که عرفاً از اهالی آنجا به حساب می آید. (آیات عظام خامنه ای، فاضل، بهجت)(2)

    4. وطن تبعی: محلی است که به تَبَع دیگری برای کسی وطن شده باشد. کسانی که در معیشت (گذران زندگی) و اراده در انتخاب محل زندگی، استقلال نداشته و تابع شخص دیگری باشد، در وطن هم تابع او خواهد بود. (همه مراجع محترم تقلید، البته با اختلافاتی جزئی)

    5. وطن حکمی (مقرّ سُکنی): محلی است که شخص آنجا را برای مدت قابل ملاحظه ای(3) به عنوان محل زندگی خود قرار داده و مانند کسی که آنجا وطنش است در آنجا زندگی می کند (که اگر مسافرتی برای او پیش بیاید دوباره به همان جا باز خواهد گشت). این امر به طوری است که وقتی در آنجا اقامت دارد عرف او را مسافر نمی داند. (فقط آیات عظام تبریزی، زنجانی و مکارم) که باید توجه داشت که چنین جایی وطن نیست ولی برای نماز و روزه، حکم وطن را دارد.



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    17 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17

    راهنما حکم وطن در روزه و اعراض از آن (3)




    دو نکته مهم و قابل توجه:


    1. اصطلاحات رایج در فقه بر دو قسم است:


    قسم اول اصطلاحاتی است که شرع مقدس آن را ایجاد کرده و خود او هم باید آن را معنا کند؛ مانند: نماز، روزه، حج و مانند آن.

    قسم دوم اصطلاحاتی است که شرع مقدس آن را ایجاد نکرده؛ بلکه آن اصطلاح دارای یک معنای عرفی است که در ذهن همه مردم موجود است و شارع هم همان معنا را اراده کرده است مانند معنای اجاره. در این قسم از اصطلاحات باید سراغ عرف رفته و معنا را از عرف مردم به دست آورد.

    باید دانست که «وطن» از اصطلاحات قسم دوم است که برای معنای آن باید به عرف و فهم مردم رجوع کرد؛ بنابراین تعریف هایی که در کتابهای فقهی برای وطن (به جز وطن حکمی) شده است در واقع بیان مفهوم عرفی آن است.

    از این رو قید هایی که در این تعریف ها آمده است قیدهای غالبی است و چه بسا در مواردی با فقدان بعضی از قیود مزبور نیز وطن تحقق پیدا می کند.


    2. چهار قسم اول وطن که عرفی هستند با دو شرط از وطن بودن خارج می شوند:

    یک): مهاجرت از آنجا

    دو): قصد اعراض (که توضیح آن به زودی خواهد آمد).


    وطن حکمی، چون در واقع وطن نیست و تنها در حکم وطن است به محض مهاجرت از آنجا، دیگر حکم وطن را نخواهد داشت و نیازی به قصد اعراض ندارد؛ بنابراین شخص بعد از مهاجرت، هر وقت به آنجا سفر کند باید به احکام مسافر عمل کند.(4)



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    17 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17

    راهنما حکم وطن در روزه و اعراض از آن (4)




    اعراض از وطن چگونه است؟

    اعراض از وطن یعنی مهاجرت از وطن با این قصد که دیگر برای سکونت و زندگی به آنجا بازنگردد؛ پس تا زمانی که کسی در وطن خود سکونت دارد یا بدون قصد اعراض از وطن خود مهاجرت کرده است، آنجا همچنان وطن اوست؛ هر چند سالها به آنجا نرود.


    قیدهایی که در فتوای مراجع عظام تقلید نیاز به دقت دارد:


    مهاجرت با قصد عدم بازگشت

    امام خمینی (ره) در توضیح اعراض از وطن می فرماید: مراد از اعراض، خروج از وطن با تصمیم بر عدم بازگشت به آن براى سكونت است.(5)


    مهاجرت با عدم قصد بازگشت

    حضرت آیت الله مكارم شیرازی در پاسخ به سوالی فرموده اند: اعراض تنها به نیت نیست هرگاه قصد نداشته باشید به وطن اصلی برای اقامت مستمر در آینده نزدیک برگردید اعراض محسوب می شود.(6)


    اعراض قهری

    بنا بر نظر بعضی از مراجع عظام تقلید گاهی اعراض به صورت قهری رخ می دهد بدون اینکه فرد قصد اعراض کرده باشد و این در صورتی است که فرد عملا در شرایطی قرار بگیرد که امیدی به بازگشت برای زندگی در وطن خود را نداشته باشد.

    حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به این سوال که آیا خروج زن از وطن الزاماً به تبعیّت از شوهر اعراض محسوب مى شود یا بستگى به قصد و نیّت او دارد؟ فرموده اند: بستگى به قصد و نیّت خود زن دارد چنانچه امیدوار باشد که شوهر را بازگرداند اعراض نیست و اگر امیدى ندارد اعراض قهرى حاصل است.(7)

    مرحوم آیت الله بهجت در پاسخ به سوالی می فرمایند: با فرض این كه قطع امید كرده است، اعراض قهرى حاصل مى‌شود.(8)

    مرحوم آیت الله تبریزی می نویسند: در تحقق اعراض، قصد لازم نیست، همین كه شخص بداند دیگر براى سكونت به وطن سابق برنمى‌گردد - هر چند براى ماندن در مدتى از سال مثل یك ماه یا دو ماه در هر سال - اعراض محقق شده است.(9)


    اعراض عرفی

    در بعض موارد، به واسطه طول مدّت و غفلت از وطن اوّلى، بر حسب عرف، اعراض، صدق مى‌نماید.(10)

    به نظر می رسد مرحوم آیت الله بهجت اصل در اعراض را اعراض عرفی دانسته و مهاجرت و قصد عدم بازگشت را مقدمات لازم برای تحقق آن می داند. در استفتائی از ایشان پرسیده اند: اعراض از وطن آیا فقط باید قصدى باشد یا عملى هم مى‌شود؟ ایشان در جواب فرموده اند: باید هم قصدى باشد و هم عملى هر دو با هم به تناسب موارد كه صدق عرفى به طور قطعى و جزمى محقق شود.(11)





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    17 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17

    راهنما پی نوشت ها




    پی نوشت ها:

    1)از اینکه برای اختصار و پرهیز از طولانی شدن عبارتها، اسامی آیات عظام و مراجع معظم تقلید را بدون القاب آورده ایم، پوزش طلبیده و از خداوند متعال برای مراجع درگذشته علوّ درجات و برای مراجع حاضر عزت روز افزون مسألت داریم.

    2)آیات عظام تبریزی، زنجانی و مکارم: چنین محلی، وطن نیست و تنها حکم وطن را دارد (وطن حکمی است) یعنی در آنجا باید به احکام وطن عمل کند.

    3)آیات عظام تبریزی: حداقل ده سال؛ زنجانی: حداقل پنج یا شش سال؛ مکارم: دو سال هم کفایت می کند.

    4)در تنظیم این بخش از کتاب ارزشمند «احکام مسافر» نوشته جناب آقای محمد اندروافر بهره برده ایم.

    5)توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)؛ ج‌1، ص 745 س 694 و نیز أجوبة الاستفتاءات (فارسی- خامنه اى)؛ ص: 143و نیز جامع المسائل (فارسى - فاضل)؛ ج‌1، ص: 129

    6)پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی

    7)همان و نیز مجمع المسائل (للگلبایگانی)؛ ج‌4، ص: 136 و نیز جامع الأحكام (صافى)؛ ج‌1، ص: 107

    8)استفتاءات(بهجت)؛ ج‌2، ص: 409 س3029

    9)استفتاءات جدید (تبریزى)، ج‌2، ص: 88‌ س397

    10)مجمع المسائل(للگلبایگانی)؛ ج‌1، ص: 215

    11)استفتاءات(بهجت)؛ ج‌2، ص: 404 س3010

    -----------------

    والسلام

    (منبع)




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    17 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17

    احکام وطن و اعراض از آن طبق نظرات مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای





    در این پست بخشی از استفتائات مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای در خصوص احکام وطن و اعراض از آن نقل می شود.

    و البته هر فردی لازم است به نظر مرجع تقلید خود مراجعه کند و بیان نظرات ایشان فقط به دلیل دسته بندی منظم آن و وجود پرسش و پاسخ های متنوع پیرامون احکام وطن هست.



    احکام نماز - احکام وطن


    س 682: من متولد شهر تهران هستم و پدر و مادرم در اصل از اهالى شهر «مهدى شهر» هستند، لذا چندين بار در طول سال به آنجا سفر مى کنند و من هم همراه آنان مى روم، با توجه به اينکه من قصد بازگشت به «مهدى شهر» را براى سکونت ندارم، بلکه قصد دارم در تهران بمانم، نماز و روزه ام چه حکمى دارند؟

    ج: در فرض مذکور، نماز و روزه شما در وطن اصلى پدر و مادرتان، حکم نماز و روزه ساير مسافرين را دارد.


    س 683: من شش ماه از سال را در شهرى و شش ماه را در شهر ديگرى که محل تولدم و محل سکونت من و خانواده ام است، زندگى مى کنم، ولى در شهر اول به‌طور متوالى و مستمر ساکن نيستم، مثلاً دو هفته يا ده روز و يا کمتر در آن مى مانم و سپس به محل تولد و سکونت خانواده ام بر مى گردم، سؤال من اين است که اگر قصد ماندن کمتر از ده روز را در شهر اول داشته باشم، آيا حکم مسافر را دارم يا خير؟

    ج: اگر آن شهر وطن اصلى شما نباشد و قصد توطن در آنجا را هم نداشته باشيد، در صورتى که قصد اقامت کمتر از ده روز را داشته باشيد، حکم ساير مسافرين را داريد، مگر آنکه آنجا محل کار شما باشد و حداقل هر ده روز يکبار جهت کار به آنجا رفت و آمد داشته باشيد که در اين صورت نماز شما تمام و روزه تان صحيح است.


    س 684: کسى که مى‌خواهد ساليانى در مکانى بماند، تا چه مدتى بناى ماندن آنجا را داشته باشد، حکم وطن را دارد، و آيا بين ماندن در آنجا صرفاً به قصد زندگى يا براى کار يا هر دو، تفاوتى وجود دارد؟

    ج: اگر بناى زندگى در آنجا را به مدّت هفت، هشت سال داشته باشد براى ترتّب حکم وطن کافى است. ولى اگر براى کار يا امر ديگرى غير از زندگى در آنجا، مدتى بخواهد بماند، حکم وطن مترتّب نيست.


    س 685: وطن شخصى تهران است و در حال حاضر قصد دارد در يکى از شهرهاى نزديک تهران ساکن شده و آن را وطن خود قرار دهد، ولى چون محل کسب و کار روزانه اش در تهران است، نمى تواند ده روز در آنجا بماند، چه رسد به شش ماه، بلکه هر روز به محل کارش مى رود و شب به آنجا برمى گردد، نماز و روزه او در آن شهر چه حکمى دارد؟

    ج: شرط تحقق عنوان وطن جديد اين نيست که انسان بعد از قصد توطن و سکونت در شهرى، شش ماه به‌طور مستمر در آنجا بماند، بلکه بعد از اينکه آنجا را به عنوان وطن جديد انتخاب نمود و با اين قصد، مدتى (اگر چه فقط شبها) آنجا سکونت نمود، وطن او محسوب مى شود.


    س 686: محل تولد من و همسرم شهر کاشمر است، ولى بعد از استخدام در يکى از ادارات دولتى، به نيشابور منتقل شدم، پدر و مادر ما هنوز در زادگاهمان زندگى مى کنند، در ابتداى رفتن به نيشابور، از وطن اصلى خود اعراض کرديم، ولى اکنون بعد از پانزده سال از اين امر منصرف شده ايم، خواهشمندم به سؤالات زير پاسخ فرماييد:

    1 ـ هنگامى که به خانه پدر و مادرمان مى رويم و چند روز نزد آنها مى مانيم، وظيفه من و همسرم راجع به نماز چيست؟

    2 ـ فرزندان ما که در محل سکونت فعلى ما (نيشابور) متولد شده و در حال حاضر به سن بلوغ رسيده اند، هنگامى که به شهر پدرى مان (کاشمر) رفته و چند روز نزد آنها مى مانيم، چه وظيفه اى دارند؟

    ج: بعد از آنکه از وطن اصلى‌تان(کاشمر) اعراض کرديد، ديگر حکم وطن در آنجا بر شما جارى نمى شود، مگر آنکه دوباره براى زندگى به آنجا برگشته وبا قصد زندگى دائم مدتى در آنجا اقامت کنيد و اين شهر نسبت به فرزندان شما هم حکم وطن را ندارد و همه شما در آنجا حکم مسافر را داريد.


    س 687: شخصى داراى دو وطن است، در نتيجه نماز خود را در هر دو مکان تمام مى خواند و روزه هم مى گيرد، آيا واجب است که همسر و فرزندان تحت تکفل وى در اين مسأله از سرپرست خود تبعيت نمايند يا اينکه مى توانند مستقل از او عمل کنند؟

    ج: زن مى تواند وطن جديد شوهرش را وطن خود قرار ندهد، ولى فرزندان اگر صغير باشند و در تصميم گيرى و کسب درآمد مستقل نباشند و يا در اين مسأله تابع اراده پدر باشند، وطن جديد پدر، وطن آنها هم محسوب مى شود.


    س 688: اگر زايشگاه خارج از وطن پدر باشد و مادر ناچار باشد که چند روزى براى وضع حمل به زايشگاه منتقل شود و بعد از تولد فرزند برگردد، وطن اين طفل کجاست؟

    ج: اگر زايشگاه در وطن پدر و مادر که در آن زندگى مى کنند قرار داشته باشد، همانجا وطن اصلى کودک هم خواهد بود، در غير اين صورت مجرد تولد در شهرى باعث نمى شود که آنجا وطن او شود، بلکه وطن وى همان وطن پدر و مادر است که بعد از تولد به آنجا برده شده و با آنها زندگى مى کند.


    س 689: چند سال است که شخصى در شهر اهواز سکونت دارد ولى آنجا را به عنوان وطن دوم خود قرار نداده است، اگر از آن شهر به مقدار بيشتر يا کمتر از مسافت شرعى خارج شود، هنگام بازگشت مجدد به آنجا، نماز و روزه او چه حکمى دارد؟

    ج: بعد از آنکه قصد اقامت در اهواز کرد و حکم تمام خواندن نماز با بجا آوردن حداقل يک نماز چهار رکعتى بر او مستقر شد، تا از آنجا به مقدار مسافت شرعى و يا بيشتر خارج نشده، نمازش تمام و روزه او صحيح است. ولى اگر به آن مقدار از آنجا خارج شود، حکم ساير مسافرين را خواهد داشت.


    س 690: من فردى عراقى هستم که قصد اعراض از وطنم عراق را دارم، آيا همه ايران را وطن خود قرار دهم يا منطقه اى را که در آن ساکن هستم و يابراى انتخاب وطن حتماً بايد خانه اى بخرم؟

    ج: در وطن جديد، قصد توطن در شهر خاص و معيّن و سکونت در آن به مدتى که انسان عرفاً اهل آنجا محسوب شود، شرط است، ولى تملک خانه يا غير آن شرط نيست.


    س 691: کسى که قبل از بلوغ از محل تولد خود به شهر ديگرى مهاجرت نمايد و به مسأله اعراض از وطن آگاه نباشد، الآن که به سن تکليف رسيده، نسبت به نماز و روزه اش در آنجا چه وظيفه اى دارد؟

    ج: اگر از محل تولد به تبعيت از پدرش مهاجرت کند و پدر وى قصد بازگشت به آنجا را براى زندگى نداشته باشد، آن مکان براى او حکم وطن را ندارد.


    س 692: اگر شخصى وطنى داشته باشد که در حال حاضر در آن سکونت نمى کند، ولى گاهى با همسرش به آنجا مى رود، آيا همسر او در آنجا بايد مانند وى نمازش را تمام بخواند يا خير؟ و اگر همسرش تنها به آنجا برود نمازش چه حکمى دارد؟

    ج: مجرد اينکه آن مکان وطن شوهر اوست باعث نمى شود که وطن وى هم باشد و بر او در آنجا احکام وطن جارى شود.


    س 693: آيا محل کار حکم وطن را دارد؟

    ج: اشتغال به کارى در مکانى موجب نمى شود که آن مکان وطن گردد، ولى اگر از محل سکونت تا محل کار که به مقدار مسافت شرعى با هم فاصله دارند، در هر ده روز حداقل يک مرتبه رفت و آمد نمايد، نماز وى در آنجا تمام و روزه اش صحيح است.


    س 694: مراد از اعراض از وطن چيست؟ آيا مجرد ازدواج زن و رفتن وى همراه شوهر به هر جايى که او مى خواهد، اعراض محسوب مى شود يا خير؟

    ج: مراد از اعراض، خروج از وطن با تصميم بر عدم بازگشت به آن براى سکونت است. و مجرد رفتن زن به خانه شوهر در شهر ديگر، مستلزم اعراض از وطن اصلى اش نيست.


    س 695: خواهشمنديم نظر خود را درباره وطن اصلى و وطن دوم بيان فرماييد.

    ج: وطن اصلى جايى است که انسان در آن متولد شده و مدتى در آن بوده و رشد و نمو پيدا کرده است. وطن دوم هم جايى است که مکلّف آن را براى سکونت دائم، ولو براى چند ماه در هر سال، برگزيده است و يا بناى زندگى در آنجا به مدت هفت، هشت سال داشته باشد.


    س 696: پدر و مادر من از اهالى شهر ساوه هستند و هر دو در کودکى به تهران آمده و در آن سکونت کرده اند. بعد از ازدواج به شهر چالوس رفته و در آن ساکن شده اند، زيرا محل کار پدرم آنجا بوده است. بنا بر اين من در تهران به دنيا آمده، ولى هرگز در آن اقامت نکرده ام، در تهران و ساوه چگونه نماز بخوانم؟

    ج: اگر بعد از تولد در تهران، در آنجا رشد و نمو نکرده باشيد، تهران وطن اصلى شما محسوب نمى شود، بنا بر اين اگر تهران و ساوه را به عنوان وطن اتخاذ نکرده باشيد، در آنجا حکم وطن بر شما جارى نمى شود.


    س 697: شخصى از وطنش اعراض نکرده است و در حال حاضر حدود شش سال است که در شهر ديگرى اقامت دارد، در صورتى که به وطن خود برگردد، با توجه به اينکه بر تقليد امام راحل(قدّس سرّه) باقى مانده، آيا نماز خود را بايد تمام بخواند يا شکسته؟

    ج: تا از وطن سابق خود اعراض نکرده، حکم وطن نسبت به او باقى است و نماز وى در آنجا تمام و روزه اش صحيح است.

    س 698: دانشجويى خانه اى را در شهر تبريز براى تحصيل در دانشگاه آن به مدت چهار سال اجاره کرده است، همچنين وى در صورت امکان، قصد ماندن دائمى در تبريز را دارد، در حال حاضر در ايام ماه مبارک رمضان گاهى به وطن اصلى اش رفت و آمد مى کند، آيا آن دو مکان، براى او دو وطن محسوب مى شوند؟

    ج: اگر در حال حاضر قصد قطعى بر توطّن در محل تحصيل نداشته باشد، آنجا حکم وطن را براى او نخواهد داشت. ولى حکم وطن بودن وطن اصلى او تا زمانى که از آن اعراض نکرده، نسبت به وى باقى است.


    س 699: من در شهر کرمانشاه به دنيا آمده ام و شش سال است که در تهران ساکن هستم و بدون اينکه از وطن اصلى خود اعراض کرده باشم، قصد توطن در تهران کرده ام. اگر در هر يک يا دو سال از منطقه اى به منطقه ديگرى از مناطق تهران منتقل شوم، نماز و روزه ام در آنجا چه حکمى دارد؟ و چون بيشتر از شش ماه است که در منطقه جديدى از تهران ساکن هستيم، آيا آنجا براى ما حکم وطن را دارد يا خير؟ هنگامى که در طول روز به مناطق مختلف تهران رفت و آمد مى کنيم، نماز و روزه ما چه حکمى دارد؟

    ج: اگر در تهران فعلى و يا محله اى از آن قصد توطن نموده ايد، سراسر آنجا وطن شما محسوب مى شود، و در تمامى محله هاى تهران حکم وطن بر شما جارى است و نمازتان تمام و روزه شما صحيح است و تردد شما در تهران فعلى حکم سفر را ندارد.


    س 700: محل کار و سکونت فعلى شخصى از اهالى روستا در تهران است و پدر و مادر او در روستا زندگى مى کنند و در آن ملک و آب دارند، اين شخص براى ديدار و کمک به آنجا مى رود، ولى تمايلى به بازگشت به آنجا براى سکونت ندارد، با توجه به اينکه آنجا زادگاه وى است، نماز و روزه اش در آنجا چه حکمى دارد؟

    ج: اگر قصد مراجعت به آن روستا براى سکونت و زندگى ندارد، بلکه تصميم به عدم مراجعت دارد، حکم وطن بر او در آنجا جارى نمى شود.


    س 701: آيا محل تولد شخص هرچند در آنجا ساکن نباشد، وطن محسوب مى شود؟

    ج: اگر در آنجا مدتى مانده و رشد و نمو کرده باشد، تا از آن اعراض نکرده است، حکم وطن را دارد و در غير اين صورت حکم وطن ندارد.


    س 702: نماز و روزه کسى که سالهاى زيادى (نه سال) در سرزمينى که وطن او نيست، زندگى مى کند، و در حال حاضر ممنوع الورود به وطن خود است، ولى يقين دارد که روزى به آن باز خواهد گشت، چه حکمى دارد؟

    ج: نماز و روزه او در کشورى که فعلاً در آن ساکن است، حکم نماز و روزه ساير مسافرين را دارد.


    س 703: شش سال از عمرم را در روستايى و هشت سال را در شهرى گذرانده و در حال حاضر براى تحصيل به مشهد آمده ام، نماز و روزه ام در هر يک از اين مکان‌ها چه حکمى دارد؟

    ج: تا از روستاى محل تولد اعراض نکرده ايد، براى شما نسبت به نماز و روزه، حکم وطن را دارد و در مشهد تا قصد توطن در آن نکرده ايد، حکم مسافر را داريد، و شهرى هم که چندين سال در آن ساکن بوده ايد، اگر آن را به عنوان وطن انتخاب کرده باشيد، تا از آن اعراض نکرده ايد، حکم وطن را براى شما دارد و در غير اين صورت در آن حکم مسافر را خواهيد داشت.


    احکام نماز - تبعيت زن و اولاد در وطن


    س 704: آيا زن در وطن و اقامت تابع شوهر است؟

    ج: مجرد زوجيّت موجب تبعيّت قهرى نمى شود، و زن مى تواند در انتخاب وطن و قصد اقامت تابع شوهر خود نباشد. بله، اگر زن در انتخاب وطن و اعراض از آن تابع اراده همسرش باشد، قصد شوهرش براى او کافى است و شهرى که همسرش با او براى زندگى دائم و به قصد توطن به آنجا رفته است، وطن وى هم محسوب مى شود و همچنين اعراض شوهر او از وطن مشترکشان با خروج از آن و رفتن به جايى ديگر، اعراض او از وطن هم محسوب مى گردد، و براى اقامت ده روز در سفر، اطلاع او از قصد شوهرش مبنى بر اقامت ده روز با اين فرض که وى تابع اراده شوهر است براى وى کافى است، بلکه اگر مجبور به همراهى با شوهرش در مدت اقامت در آنجا باشد، نيز حکم همين است.


    س 705: جوانى با زنى از شهرى ديگر ازدواج نموده است، هنگامى که اين زن به خانه پدرش مى رود، نمازش قصر است يا تمام؟

    ج: تا زمانى که از وطن اصلى خود اعراض نکرده، نمازش در آنجا تمام است.


    س 706: آيا زن و فرزندان مشمول مسأله «1284» رساله حضرت امام(قدّس سرّه) هستند؟ يعنى در تحقق سفر آنها قصد سفر توسط آنان شرط نيست؟ و آيا وطن پدر موجب تمام بودن نماز کسانى که تابع وى هستند، مى گردد؟

    ج: اگر در سفر تابع پدر ولو قهراً باشند، قصد پدر براى پيمودن مسافت در صورت اطلاع آنان از آن کافى است. ولى در انتخاب وطن و اعراض از آن، اگر در تصميم گيرى و زندگى مستقل نباشند، يعنى بر حسب طبيعت و ارتکازشان تابع اراده پدر باشند، در اعراض از وطن سابق و اتخاذ وطن جديد که پدر با آنها براى زندگى دائمى به آنجا رفته است، تابع وى خواهند بود.


    ----------------------------------

    (استفتائات مقام معظم رهبری)



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود