جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا پیامبر جادو شد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آيا پیامبر جادو شد؟




    به نام خدا
    با سلام
    در تفسیر آیه 102 بقره آمده که سحر اثر نمی کند مگر به اذن خدا

    (وما انزل ) الخ ، يعنى يهوديان پيروى کردند، و دنبال گرفتند آن سحرى را که شيطانها در ملک سليمان جعل مى کردند، و نيز آن سحرى را که خدا از راه الهام بدو ملک بابل يعنى هاروت و ماروت نازل کرده بود، در حاليکه آن بندگان خدا به احدى سحر ياد نميدادند، مگر بعد از آنکه وى را زنهار مى دادند، از اينکه سحر خود را اعمال کنند، و مى گفتند: ما وسيله فتنه و آزمايش شما هستيم ، خدا ميخواهد شما را بوسيله ما و سحريکه تعليمتان ميدهيم امتحان کند پس زنهار مبادا با بکار بستن آن کافر شويد.
    (فيتعلمون منهما) ولى يهود از آندو ملک يعنى هاروت و ماروت تنها آن سحرى را مى آموختند، که با بکار بردنش ، و با تاءثيرى که دارد، بين زن و شوهرها جدائى بيندازند.
    (وماهم بضارين به من احد الا باذن اللّه ) اين جمله دفع آن توهمى است که به ذهن هر کسى مى دود، و آن اين است که مگر ساحران ميتوانند با سحر خود امر صنع و تکوين را بر هم زده ، از تقدير الهى پيشى گرفته ، امر خدا را باطل سازند؟ در جواب و دفع اين توهم مى فرمايد: نه ، خود سحر از قدر خداست ، و بهمين جهت اثر نمى کند مگر باذن خدا، پس ساحران نمى توانند خدا را بستوه بياورند.

    چطور خدا خواست که پیامبر سحر بشه و بعدش 2 سوره برای بطلان اون نازل کنه ؟؟


    در الدر المنثور است که عبد بن حميد، از زيد بن اسلم روايت کرده که گفت : مردى يهودى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را جادو کرد، و در نتيجه آن حضرت بيمار شد، جبرئيل بر او نازل گشته دو سوره معوذتين را آورد و گفت : مردى يهودى تو را سحر کرده و سحر مذکور در فلان چاه است ، رسول خدا (صلى الله عليه و آله وسلم ) على (عليه السلام ) را فرستاد آن سحر را آوردند، دستور داد گره هاى آن را باز نموده ، براى هر گره يک آيه بخواند، على (عليه السلام ) هر گرهى را باز مى کرد يک آيه را مى خواند، به محضى که گرهها باز و اين دو سوره تمام شد، رسول خدا (صلى الله عليه و آله وسلم ) برخاست ، گويا پاى بندى از پايش باز شده باشد.


    کارشناس بحث : پاسخگوي علوم ديني
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۵/۲۸ در ساعت ۱۴:۰۱


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    در تفسیر آیه 102 بقره آمده که سحر اثر نمی کند مگر به اذن خدا. چطور خدا خواست که پیامبر سحر شود و بعد دو سوره برای بطلان آن نازل کند؟


    پاسخ:
    در مورد قسمت اول سوال شما که درباره اذن خدا بر تاثیر جادو و سحر است عرض می کنم که همان طور که شما هم از تفسیر جناب علامه طباطبائی نقل فرمودید این در واقع دفع این توهّم است که ساحر نمی تواند خدا را با این کارش عاجز کند چون تاثیر سحر به خاطر اذنی است که خدا در تاثیر داده است
    اما چرا خدا اذن می دهد که بعد بخواهد برای دفع و رفع اثر آن تعویذ یاد دهد و بفرستد.؟

    جواب این است که بر فرض قبول چنین روایاتی که بر مسحور شدن بدن پیامبر و نه عقل ایشان (که قرآن صراحتا مسحور شدن عقل ایشان را رد می کند ) دلالت می کند، این است که منظور از این اذن، همان اذن عام خداوند بر تاثیر عوامل و موثرات در عالم است یعنی همان طور که اگر در جنگ پیامبر با یک کافر و دشمن درگیر می شد و احتمال داشت با شمشیر و یا نیزه و یا خنجر دشمن زخمی شود، همان طور هم احتمال دارد با سحر ساحرین به زحمت بیفتد و بیمار شود.

    سبب گاهی مادی و محسوس است مانند شمشیر و کارد و گاهی غیر مادی و نامحسوس است مانند تاثیر دعا و تعویذ بر بهبود بیماری و یا سحر بیمار شدن.
    لذا اذنی که در آیه است یک اذن عام است که خدا بر تاثیر داده و در عالمی که عالم اسباب و مسببات است تاثیر هر موثری از جانب خداست اما نه اینکه برای هر تاثیر خداوند یک اذن خاص بدهد.

    اگر کارد می برد اگر آتش می سوزاند، اگر بین مواد واکنش شیمیائی رخ می دهد و ... همه و همه به خاطر همان اذن عامی است که خدا در تاثیر عوامل داده است.
    لذا اگر روزی خداوند اراده بر عدم تاثیر داشته باشد اراده می کند و آن سبب از کار می افتد، کارد گلوی اسماعیل را نمی برد، آتش بر ابراهیم گلستان می شود و نمی سوزاند، چشم زخم کفار بر پیامبر اثر نمی کند و ... .
    اما گاهی حکمت و مصلحت اقتضا می کند که این اسباب کار طبیعی خود را انجام دهد و لذا ایوب بیمار می شود، زکریا در بین درخت بریده می شود، سر سید الشهدا جدا می شود و ... که این حکمت و مصلحت گاهی امتحان الهی و گاهی یک مصلحت بزرگ تر مانند حیات دین و یا مورد دیگری است.




    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۱۰/۲۹ در ساعت ۱۸:۴۱ دلیل: همکار ویراستار تدوین


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود