جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا این روایت که درباره حضرت یوسف نقل شده، درست است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    35
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا این روایت که درباره حضرت یوسف نقل شده، درست است؟




    سلام یه سوال داشتم تو روایات شنیدم که حضرت یوسف به خاطر اینکه جلوی پدرش از اسب پیاده نشده از پیامبری سلب شده خواستم بدونم این حقیقت داره؟و اینکه چرا در قرآن به آن اشاره ای نشده؟

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    پاسخ اجمالی




    از نظر سندی:
    روایت مورد اشاره شما در الكافي (ج 2/ص311) و مشابه آن در علل الشرایع (ج1/ص55) نقل شده است که متنش در ادامه آمده است. هر دو روایت از نظر سند ضعیف هستند و به تنهایی قابل اعتماد و استناد نیستند.

    از نظر دلالی و متنی:
    این دو روایت به یک معنا، مخالف آیات سوره یوسف (ع) است زیرا:

    از یک سو در سوره یوسف (ع)، از استقبال گرم و متواضعانه یوسف (ع) از پدرش یعقوب (ع) سخن به میان آمده و این مطلب را به تفصیل بیان می کند (یوسف/99و100) .

    و از سوی دیگر، خدای سبحان، در این سوره به دفعات در عظمت مقام و بلندی شأن یوسف (ع) توصیفات متعددی بیان فرموده است که این توصیفات صدور چنان عملی را از او انکار می کند؛

    نمونه اول اینکه یوسف (ع) را از بندگان مخلَص یاد می کند (یوسف/24) و شیطان هم بر بندگان مخلَص خدا هیچ تسلط و راه فریبی ندارد (حجر/39 تا 42) و نمونه دوم، هنگامه بخشش گناه برادران است که وقتی برادران، یوسف را شناختند و از او عذرخواهی نمودند، یوسف (ع) هم با گذشت و تواضعی مثال زدنی و بدون کمترین مقدمه ای، آنان را بخشید (یوسف/91و92) .

    دوستانی که تمایل دارند، تفصیل این دلایل را مطالعه نمایند، ادامه مطلب را از پستهای بعدی پیگیری و مطالعه فرمایند؛ این نوشتار با نظم و ترتیب مناسب و درج عنوان کوتاه بیان شده است:


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۶/۰۴ در ساعت ۱۲:۵۹
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    مقدمه پاسخ تفصیلی (ملاک اصلی بررسی روایات تفسیری)




    با مقدمه ای کوتاه به پاسخ تفصیلی پرسش دوست خوبمان می پردازیم:

    داستان یوسف صدیق (ع) از زیباترین داستان های قرآنی است که در سوره یوسف به صورت مفصل بیان شده است. در تورات هم این داستان به شکلی دیگر به صورت مفصل بیان شده (که می توانید بخشی از آن را از الميزان في تفسير القرآن، ج‏11، ص: 260 و ترجمه آن را از ترجمه الميزان، ج‏11، ص: 356 مطالعه فرمایید).

    به خاطر تحریفات زیادی که در تورات کنونی وجود دارد و نیز ورود روایات به اصطلاح اسرائیلی در میان جوامع روایی، احادیث زیادی درباره داستان یوسف (ع) نقل شده که بخشی از آنها جعلی، بخشی دارای متن های به اصطلاح مضطرب (یعنی دارای اشکالات متعدد) و عده ای نیز روایاتی صحیح و موافق قرآن است.

    علامه طباطبایی در المیزان بعد از بررسی تعدادی از روایات ذیل آیه 99 سوره یوسف، به این مطلب اشاره نموده و می فرمایند: روايات وارده درباره داستان يوسف زياد است و ما به نقل آن مقدار از روایات كه به آيات كريمه قرآن ارتباط داشت اکتفا نمودیم، ضمن اینکه بيشتر آن روایات، يا سندش ضعيف بود و يا متنش دچار تشويش و اضطراب بود. (الميزان في تفسير القرآن، ج‏11، ص: 254)

    ملاک های مختلفی برای بررسی اینگونه روایات تفسیری وجود دارد که بهترین آنها، بررسی بر اساس توافق یا عدم توافق آنها با آیات کریمه قرآن است؛ یعنی اگر موافق قرآن بود، و دلیل دیگری بر نفی آن نداشتیم، می پذیریم اما اگر مخالف قرآن بود، آن را نمی پذیریم. کار موفقی که علامه طباطبایی در المیزان (و مخصوصا در سوره یوسف) در بررسی روایات تفسیری انجام داده، در بیشتر موارد، بررسی بر اساس همین ملاک است؛ نمونه روشنش هم در ذیل آیه 42 یوسف است که صریحا روایات مخالف قران را رد می کنند. (الميزان في تفسير القرآن، ج‏11، ص: 181)

    در ادامه، روایت مورد نظر دوست خوبمان را نقل و سپس با توجه به مقدمه ای که عرض نمودم، به تدریج نقد می کنیم:

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۶/۰۴ در ساعت ۱۱:۲۸
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    متن روایات موضوع بحث




    ثقة الاسلام کلینی، روایت مورد اشاره را در الكافي (ج 2/ص311) در باب کِبر (بَابُ الْكِبْرِ) نقل نموده است:

    عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ يُوسُفَ ع لَمَّا قَدِمَ عَلَيْهِ الشَّيْخُ يَعْقُوبُ ع دَخَلَهُ عِزُّ الْمُلْكِ فَلَمْ يَنْزِلْ إِلَيْهِ فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ ع فَقَالَ يَا يُوسُفُ ابْسُطْ رَاحَتَكَ فَخَرَجَ مِنْهَا نُورٌ سَاطِعٌ فَصَارَ فِي جَوِّ السَّمَاءِ فَقَالَ يُوسُفُ يَا جَبْرَئِيلُ مَا هَذَا النُّورُ الَّذِي خَرَجَ مِنْ رَاحَتِي فَقَالَ نُزِعَتِ النُّبُوَّةُ مِنْ عَقِبِكَ عُقُوبَةً لِمَا لَمْ تَنْزِلْ إِلَى الشَّيْخِ يَعْقُوبَ فَلَا يَكُونُ مِنْ عَقِبِكَ نَبِيٌّ

    از امام صادق (ع) روایت شده كه فرمود: وقتی يعقوب [در لحظه دیدار در خارج شهر مصر] بر يوسف وارد شد، ابهت پادشاهى یوسف را گرفت و به احترام پدر از مرکب پياده نشد! در این لحظه جبرئيل نازل شد و گفت: اى يوسف! دستت را بگشا. آن را گشود پس نورى از آن بيرون شد و به آسمان رفت. گفت اى جبرئيل اين نور چه بود؟ گفت نبوت، از نسل تو برداشته شد به جزای اینکه در مقابل یعقوب پیاده نشدی!

    مشابه این روایت (که ترجمه اش با اندک اختلافی، شبیه روایت بالاست) در علل الشرایع (ج1/ص55) نقل شده است:

    أبي رحمه الله قال حدثنا أحمد بن إدريس و محمد بن يحيى العطار عن محمد بن أحمد بن يحيى عن يعقوب بن يزيد عن غير واحد رفعوه إلى أبي عبد الله ع قال لما تلقى يوسف يعقوب ترجل له يعقوب و لم يترجل له يوسف فلم ينفصلا من العناق حتى أتاه جبرئيل فقال له يا يوسف ترجل لك الصديق و لم تترجل له ابسط يدك فبسطها فخرج نور من راحته فقال له يوسف ما هذا قال هذا آية لا يخرج من عقبك نبي عقوبة

    بررسی سندی این دو روایت، در پست بعدی...

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۶/۰۴ در ساعت ۱۱:۲۹
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  9. تشکرها 2


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    بررسی سندی هر دو روایت




    بررسی سندی روایت کافی:

    سند روایت:

    عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع)

    بررسی سند:

    یکی از واسطه های سند روایت (عَمَّنْ حَدَّثَهُ) بیان شده یعنی راوی قبلی از راوی که نامش ذکر نشده و مجهول است، این روایت را نقل نموده است؛
    از نظر علم رجال، چنین سندی در درجه اسناد مرسل و ضعیف قرار می گیرد و به تنهایی قابل اعتماد و استناد نیست.

    ---------------------------------------------

    بررسی سندی روایت علل الشرایع:

    سند روایت:
    أبي رحمه الله قال حدثنا أحمد بن إدريس و محمد بن يحيى العطار عن محمد بن أحمد بن يحيى عن يعقوب بن يزيد عن غير واحد رفعوه إلى أبي عبد الله (ع)

    بررسی سند:
    در این سند، دست کم یک طبقه از واسطه های نقل روایت ذکر نشده اند و مجهولند (عن غير واحد)،
    ضمن اینکه خود سند نیز تصریح دارد بر اینکه مرفوعه است (رفعوه) ؛
    از نظر علم رجال، چنین سندی در درجه اسناد مرفوعه و ضعیف قرار می گیرد و به تنهایی قابل اعتماد و استناد نیست.


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۶/۰۴ در ساعت ۱۱:۱۵
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    دیدگاه مفسرین




    بنده در منابع تفسیری هم جستجو نمودم تا نظر بزرگان مفسرین درباره این روایت را ببینم؛ نتیجه این تحقیق چنین بود:

    این روایت تنها در تفاسیر زیر نقل شده بود (البته بدون هیچ توضیحی):

    تفسير الصافي، ج‏3، ص: 47
    تفسير بيان السعادة في مقامات العبادة، ج‏2، ص: 373
    تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، ج‏6، ص: 380
    تفسير نور الثقلين، ج‏2، ص: 466

    تنها مفسری که درباره این روایت مقداری بحث نموده ، مفسر معاصر، جناب محمد صادقی تهرانی در تفسیر الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، (ج‏15/ص 206 تا 208) می باشد که بعد از نقل این روایت و نیز روایت مشابهی که در علل الشرایع آمده، با توضیحاتی این روایت را مخالف قرآن دانسته و رد می نماید و آن را خرافه و جعلی و از جمله روایات اسرائیلی بر می شمارد.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۶/۰۴ در ساعت ۱۱:۱۶
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    دیدگاه علامه مجلسی




    علامه مجلسی که به اخبار و روایات اهمیت زیادی می دهد و در برخورد با اخبار، بیشتر حالت قبول دارند تا نقد، بعد از نقل روایت اول، می نویسد: این حالت یوسف (ع) به خاطر تکبر یا تحقیر پدر نبوده زیرا پیامبران از ارتکاب چنین اعمالی منزه و پاک هستند.(بحار الأنوار/ج‏70/ص224)

    ایشان در ادامه با ذکر مصالحی که موجب شده یوسف چنان عملی انجام دهد، آن را ترک اولی دانسته و می نویسد: از آنجا که مقام معنوی آن بزرگواران بسیار بلند است لذا با کمترین سهوی، آنچنان در درگاه الهی جزا می بینند.(همان)

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۶/۰۴ در ساعت ۱۱:۱۹
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    بررسی تطابق یا عدم تطابق دلالت روایت با آیات سوره یوسف




    از نظر دلالی و متنی، هر دو روایت به یک معنا، مخالف آیات سوره یوسف (ع) است زیرا:

    1- از یک سو در سوره یوسف (ع)، از استقبال گرم و متواضعانه یوسف (ع) سخن می گوید و اینکه یوسف (ع) در استقبال و تواضع در برابر پدر، چیزی کم نگداشته و این مطلب را به تفصیل بیان می کند:

    فَلَمَّا دَخَلُوا عَلى‏ يُوسُفَ آوى‏ إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَ قالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنينَ
    وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قالَ يا أَبَتِ هذا تَأْويلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا وَ قَدْ أَحْسَن‏ بي‏ إِذْ أَخْرَجَني‏ مِنَ السِّجْنِ وَ جاءَ بِكُمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْني‏ وَ بَيْنَ إِخْوَتي‏ إِنَّ رَبِّي لَطيفٌ لِما يَشاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَليمُ الْحَكيمُ (یوسف/99و100)

    و هنگامى كه بر يوسف وارد شدند، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت، و گفت: «همگى داخل مصر شويد، كه انشاء اللَّه در امن و امان خواهيد بود!»
    و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همگى بخاطر او به سجده افتادند و گفت: «پدر! اين تعبير خوابى است كه قبلًا ديدم پروردگارم آن را حقّ قرار داد! و او به من نيكى كرد هنگامى كه مرا از زندان بيرون آورد، و شما را از آن بيابان (به اينجا) آورد بعد از آنكه شيطان، ميان من و برادرانم فساد كرد. پروردگارم نسبت به آنچه مى ‏خواهد (و شايسته مى ‏داند،) صاحب لطف است چرا كه او دانا و حكيم است!

    2- خدای سبحان، در سوره یوسف، به دفعات در عظمت مقام و بلندی شأن یوسف (ع) توصیفات متعددی بیان فرموده است که این توصیفات صدور چنان عملی را از او انکار می کند؛ به عنوان نمونه:
    خدای سبحان یوسف (ع) را از بندگان مخلَص یاد می کند:

    إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصينَ (یوسف/24)
    او از بندگان مخلَص ما بود.

    و شیطان هم بر بندگان مخلَص خدا هیچ تسلطی نداشته و راه فریبی ندارد:

    قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني‏ لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ
    إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ
    قالَ هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقيمٌ
    إِنَّ عِبادي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوينَ (حجر/39 تا 42)

    گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختى، من (نعمتهاى مادّى را) در زمين در نظر آنها زينت مى‏دهم، و همگى را گمراه خواهم ساخت،
    مگر بندگان مخلَصت را»
    فرمود: «اين راه مستقيمى است كه بر عهده من است (و سنّت هميشگيم) ...
    كه بر بندگانم تسلّط نخواهى يافت مگر گمراهانى كه از تو پيروى مى ‏كنند

    نمونه دیگر هم هنگامه بخشش گناه برادران است که وقتی برادران یوسف را شناختند، از او عذرخواهی نمودند و یوسف هم بدون کمترین مقدمه، با تواضع و گذشتی مثال زدنی آنها را بخشید:

    قالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنا وَ إِنْ كُنَّا لَخاطِئينَ
    قالَ لا تَثْريبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمينَ (یوسف/91و92)

    گفتند: «به خدا سوگند، خداوند تو را بر ما برترى بخشيده و ما خطاكار بوديم!»
    (يوسف) گفت: «امروز ملامت و توبيخى بر شما نيست! خداوند شما را مى ‏بخشد و او مهربانترين مهربانان است!

    و به فرمایش علامه طباطبایی در المیزان (ج‏11/ص260): «خداوند يوسف (ع) را از مخلَصين و صديقين و محسنين خوانده، و به او حُكم و علم داده و تاويل احاديثش آموخته، او را برگزيده و نعمت خود را بر او تمام كرده و به صالحينش ملحق ساخته است».

    آیا با چنین توصیفاتی که قرآن کریم درباره یوسف (ع) آورده است، می توان یوسف (ع) را به چنان عملی نکوهیده در برابر پدری که پیامبر هم هست، متهم نمود؟!


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۶/۰۴ در ساعت ۱۱:۲۳
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    نکته پایانی (آفتاب آمد دلیل آفتاب!)




    نکته ای که جعلی بودن روایات مورد بحث را قوت می بخشد، روایاتیست که در مقابل این روایت وارد شده و می گوید: [وقتی با آن عمل، نبوت از نسل یوسف (ع) خارج شد، این] نبوت در نسل لاوی (=یکی از برادرانش) قرار گرفت! (تفسير بيان السعادة في مقامات العبادة، ج‏2، ص: 373)

    لاوی کیست؟ همان برادریست که طبق یک احتمال، مصداق آیه 10 سوره یوسف است و برادران دیگر را از قتل یوسف برحذر داشت و پیشنهاد انداختن در چاه را مطرح نمود! (مجمع البیان/ج5/ص 325)

    جناب صادقی تهرانی همانطور که عرض کردم، ظاهرا تنها مفسری است که درباره روایت مورد بحث سخن گفته است؛ ایشان در اینجا نکته خوبی اشاره نموده است و آن اینکه:

    چطور ممکن است که با چنان عملی، نبوت از نسل یوسف برداشته شود و بعد در نسل لاوی قرار گیرد که به نص قرآن در گناه بلاهایی که بر سر یوسف آوردند، شریک بود! او را از پدر جدا نموده و به چاه انداختند (یوسف/10 و 15) و یعقوب را به درد فراقی مبتلا کردند که به نابینایی چشمانش منجر شد (یوسف/84)؛

    چگونه ممکن است که طبق این روایت بگوییم بخاطر اینکه لاوی پیشنهاد انداختن یوسف در چاه را داد (یوسف/10) و نیز بخاطر اینکه به خاطر پدر، خود را به گونه ای تنبیه نمود (یوسف/80) ، خداوند سبحان هم چنان پاداشی به او داده و نبوت را در نسل او قرار داده! در حالیکه خودش در به چاه انداختن یوسف و جدایی او از پدر نقش داشت و پیشنهادش، تنها برای جلوگیری از قتل یوسف بوده و نیز احترامش به پدر، بعد از آسیب های روحی ای بود که با فراغ یوسف به او وارد کرده بود!

    ایشان سپس در ادامه این روایت را خرافات اسرائیلی و جعلی نامیده و مخالف قرآن می داند.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۶/۰۴ در ساعت ۱۱:۳۰
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  19. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود