جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيه 30 سوره الروم...

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    56 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آيه 30 سوره الروم...




    سلام...

    در آيه زير....

    فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ( 30 - سوره مباركه الروم )

    در آفرينش خدا هيچ تغييري نيست

    مفهوم اين قسمت از آيه چيه؟
    منظور از آفرينش خدا چيه؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث قرآني


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۶/۲۰ در ساعت ۰۴:۴۲
    يك عمر هر دردي به من دادي / حس مي كنم عين نيازم بود
    جايي كه افتادم به پاي تو / زيبا ترين جاي نمازم بود

    هر جاي دنيايي دلم اونجاس / من كعبه مو دور تو مي سازم
    من پشت كردم به همه دنيا / تا رو به تو سجاده بندازم...

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    سرشت توحیدی




    سلام بر «قلب پاک» گرامی،
    ابتدا آیه کریمه و ترجمه آن را نقل می کنم و سپس با توضیحاتی پاسخ شما را عرض می کنم:
    -----------------------------------

    فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (روم/30)
    پس روى خود را متوجّه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده دگرگونى در آفرينش الهى نيست اين است آيين استوار ولى اكثر مردم نمى‏دانند


    در اين آيه سخن از توحيد فطرى است، مى ‏فرمايد: روى خود را متوجه آئين پاك و خالص پروردگار كن (فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً) چرا كه اين فطرتى است كه خداوند انسانها را بر آن آفريده، دگرگونى در آفرينش خدا نيست (فطرة اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ) اين است دين و آئين محكم و استوار (ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ) ولى اكثر مردم نمى ‏دانند (وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ).

    دين حنيف يعنى دينى كه از تمام كجيها، انحرافات، خرافات و گمراهی ها به سوى راستى و درستى متمايل شده است؛ پس معنای اين جمله چنين مى‏ شود كه: توجه خود را دائما به سوى آئينى متوجه کن كه از هر گونه انحراف و كجى خالى است و این آیین، همان آئين پاك و خالص خدا است. آيه فوق تاكيد مى‏ كند كه دين حنيف و خالص، كه خداوند در سرشت همه انسانها آفريده است، خالى از هر گونه شرك و انحراف است و انسان ها بر سرشت توحیدی، خلق شده اند.دين خالص و پاك از هر گونه آلودگى، در درون جان آدمى وجود دارد و انحرافات يك امر عارضى است و وظيفه پيامبران هم اين بوده كه اين امور عارضى را از جلوی راه سرشت بشری برداشته و به فطرت اصلى اش امكان شكوفايى دهند. *

    جمله لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ و بعد از آن جمله ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ ، تاكيدهاى ديگرى بر مساله فطرى بودن دين و مذهب و عدم امكان تغيير اين فطرت الهى است. (1)

    امور فطرى انسان كم و زياد مى ‏شود، امّا به كلّى محو نمى ‏شود. گرايش‏ هاى حقّ طلبانه‏اى كه در درون انسان نهفته شده، با تغيير مكان و زمان عوض نمى‏شود. «لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ» (2)


    پی نوشت
    ----------------------
    * در این باره در پست 4 توضیح بیشتری خواهد آمد.
    1- تفسير نمونه، ج‏16، ص: 417
    2- تفسير نور، ج‏9، ص: 197


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۶/۲۱ در ساعت ۲۱:۴۵
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    توضیحات تکمیلی از بیان توانای علامه طباطبایی




    حرف "فاء" كه در اول آيه آمده، مى‏ رساند كه كلام در آيه فرع و نتيجه مطالبى است كه در خصوص مبدء و معاد از آيات قبل استفاده مى‏ شد و معنايش اين است كه: وقتى ثابت شد كه خلقت و تدبير تنها از آن خداست و او را شريكى نيست و او به زودى خلق را مبعوث نموده و به حساب مى ‏كشد و در آن روز كسى كه از او اعراض كرده باشد و رو به غير او آورده باشد، راه نجاتى ندارد، پس روى دل به سوى دين كن و ملازم آن باش، كه آن همان دينى است كه خلقت الهى بدان دعوت مى ‏كند.

    در جمله "فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها" ، كلمه «فطرت» به معناى نوعى از خلقت است و اشاره است به اينكه: اين دينى كه لازم است به آن توجه کنی، همان دينى است كه خلقت بدان دعوت نموده و فطرت الهى به سويش هدايت مى ‏كند و این فطرت، تبديل پذير نيست.

    دين یعنی آیین چگونه زیستن و راه سعادتمندی و هيچ انسانى، هيچ هدف و غايتى ندارد مگر رسیدن به سعادت؛ همانطور که تمامى انواع مخلوقات به سوى سعادت خود و آن هدفى كه ايده ‏آل آنهاست، هدايت فطرى شده ‏اند و طورى خلق شده اند و به جهازى مجهز گشته ‏اند كه با آن غايت و هدف مناسب است:

    رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى (طه/50)
    پروردگار ما كسى است كه نخست، خلقت هر چيزى را به آن چيز داد، و سپس هدايتش كرد

    الَّذي خَلَقَ فَسَوَّى
    وَ الَّذي قَدَّرَ فَهَدى‏ (اعلی/2و3)
    همان خداوندى كه آفريد و منظم كرد
    و همان كه اندازه ‏گيرى كرد و هدايت نمود

    خداوند سبحان برای انسان نیز فطرت و سرشتی آفرید كه او را به سوى تكميل نواقص و رفع حوائجش هدايت نموده و به آنچه كه سودمند یا مضر به حال اوست، الهام می کند:

    وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها
    فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها (شمس/7و8)
    و قسم به جان آدمى و آن كس كه آن را (آفريده و) منظّم ساخته
    سپس فجور و تقوا (شرّ و خيرش) را به او الهام كرده است

    پس انسان داراى فطرتى خاص به خود است كه او را به سنت خاص زندگى و راه معينى كه منتهى به هدف و غايتى خاص مى ‏شود، هدايت مى‏ كند و این تنها راه سعادتمندی اوست: "فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها"

    پس انسان از اين جهت كه انسان است بيش از يك سعادت و يك شقاوت ندارد و چون چنين است لازم است كه در مرحله عمل تنها يك سنت ثابت برايش مقرر شود، و هادى واحد او را به آن هدف ثابت هدايت فرمايد و بايد اين هادى همان فطرت و نوع خلقت باشد، و به همين جهت به دنبال "فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها" فرمود: "لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ". (با استفاده از: الميزان في تفسير القرآن، ج‏16، ص: 177)


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۶/۲۱ در ساعت ۲۱:۴۱
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  7. تشکرها 3


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    جهت مطالعه بیشتر




    مناسب است برای شرح بیشتر مطلب، در اینجا به کلامی بسیار زیبا و دلنشین، از امیر بیان (ع) (که در خطبه اول نهج البلاغه آمده) اشاره کنم:

    ایشان در این خطبه، بعد از اشاره به مسأله خلقت‏ عالم و آدم، در بحث بعثت پیامبران می‏ فرماید :

    « فبعث فیهم رسله » ''خدا رسولان خود را در میان مردم مبعوث فرمود'' ؛
    « و واتر الیهم انبیائه » ''انبیای خودش را یکی بعد از دیگری فرستاد'' - یعنی به‏ یکی قناعت نکرد ، پشت سر هم فرستاد که هر کدام آمدند و تأیید و تأکید قبلی را کردند.

    چرا ؟


    « لیستأدوهم‏ میثاق فطرته و یذکروهم منسی نعمته و یحتجوا علیهم بالتبلیغ و یثیروا لهم‏ دفائن العقول »
    ''تا ادای عهدی را که خداوند در فطرتشان با آن ها بسته بود از آنان بخواهند و نعمت های فراموش شده او را به یادشان بیاورند و با ارائه دلایل بر آنان اتمام حجت کنند و دفینه های خرد آنان را برایشان برانگیزند.''

    یعنی آمدند از مردم بخواهند وفا به پیمانی کنند که در فطرتشان‏ هست؛ آمدند به انسان بگویند ای انسان ! تو در آن عمق فطرتت با خدای‏ خودت پیمانی بسته ‏ای ، ما آمده ‏ایم وفای به آن پیمان را بخواهیم. یعنی‏ یک چیزی که وجود دارد، آمده ‏اند آن را به اصطلاح به‏ فعلیت برسانند.


    حضرت در ادامه می فرماید:
    پیغمبران آمده ‏اند ادای میثاقی را که در فطرت هست‏ از مردم بخواهند:

    « و یذکروهم منسی نعمته » نعمتهای خدا را که مورد غفلت‏ و نسیان بشر است به یاد بشر بیاورند؛
    یعنی به عنوان تذکر و یادآور آمده ‏اند تا بشر را توجه بدهند به چیزی که از آن غافل است.


    در قرآن‏ کریم از پیغمبر هم به عنوان مذکّر (تذکر دهنده، یادآوری کننده) یاد شده:

    فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ (غاشیه/21)
    پس اى رسول ما! تو پند ده زيرا كه تو فقط پند دهنده‏اى

    و هم به عنوان معلّم:

    لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبينٍ (آل عمران/164)
    يقيناً خدا بر مؤمنان منّت نهاد كه در ميان آنان پيامبرى از خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آنان مى ‏خواند و [از آلودگى ‏هاى فكرى و روحى‏] پاكشان مى‏كند، و كتاب و حكمت به آنان مى‏آموزد، و به راستى كه آنان پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند

    در آنچه که‏ مربوط به فطرت مردم است، پیغمبر عنوان مذکّر (یادآوری کننده) دارد .

    « و یحتجوا علیهم بالتبلیغ » . پیغمبران همچنین آمده ‏اند که در حالی که‏ مذکر مردم هستند و مردم را تبلیغ می‏ کنند و رسالت خودشان را به مردم ابلاغ‏ می‏ کنند ، به این وسیله بر مردم احتجاج کنند ، یعنی بر مردم اتمام حجت‏ کنند ، دلیل برای مردم بیاورند ، مردم را اقناع کنند و عذر را از مردم‏ قطع کنند .


    تعبیر بعدی از همه اینها عمیق ‏تر است :
    « و یثیروا لهم دفائن العقول » . " دفائن " یعنی گنجینه‏ ها ، دفینه ‏ها ، گنجها. می‏دانید در قدیم گنج را در زیر زمین دفن می‏کردند، بلکه برای‏ اینکه کسی از آن اطلاع پیدا نکند . قهرا رویش را خاک می‏ پاشیدند که کسی‏ نمی‏ فهمید اینجا گنج است ، شخص از روی آن رد می‏ شد و نمی ‏دانست که زیر پای او گنجی وجود دارد . پیغمبران آمدند مردم را آگاه کنند که در عمق روح‏ شما ، در اعماق عقلهای شما و در اعماق ضمیر باطن شما گنجها وجود دارد ، خودتان غافلید ، آمدند روی گنجها را عقب بزنند تا بشر متوجه بشود که‏ عجب ! اینهمه گنج در ما وجود داشته و ما بی خبربودیم؟!

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۶/۲۱ در ساعت ۲۱:۴۶
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود