صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حضرت محمد (ص) با سواد یا بی سواد ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    437
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 18 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    حضرت محمد (ص) با سواد یا بی سواد ؟




    بنام خدا

    سلام


    لطفا با آیات قران و مستندات تاریخی ثابت کنید حضرت محمد (ص) با سواد بوده یا بی سواد ؟

    با تشکر فراوان


    کارشناس بحث : پاسخگوي کلامي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۶/۲۲ در ساعت ۰۳:۳۲


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام و رحمت خداوند متعال بر همگان


    نقل قول نوشته اصلی توسط همدم نمایش پست
    بنام خدا
    سلام
    لطفا با آیات قران و مستندات تاریخی ثابت کنید حضرت محمد (ص) با سواد بوده یا بی سواد ؟
    با تشکر فراوان
    عرض سلام خدمت شما و تشکر از سوال خوب شما

    همانطور که قطعا خود شما نیز اطلاع دارید این موضوع از زوایای مختلفی مورد توجه قرار گرفته است و خود این موضوع دارای تقسیماتی است که همین تقسیمات محدوده استفاده از ایات قرانی و شواهد تاریخی را تحت الشعاع قرار میدهد.

    مثلا ما یقین داریم پیامبر بعد از بعثتشان نوشته ها را می خوانده اند (هر چند در مورد اینکه چیزی مینوشته اند یا نه اختلاف است).
    از طرفی هیچگونه شاهد و نشانه ای دال بر اینکه پیامبر قبل از بعثتشان خواندن و یا نوشتن بلد بوه اند وجود ندارد بلکه شواهد و قرائن مختلفی عدم آن را تایید میکند.
    و همچنین برخی از ایت قران که عدم توان پیامبر را بر خواندن و نوشتن تا قبل از بعثت تایید میکند.

    این مقدمه ای بود برای این تقسیم بندی ها :
    الف :
    1. با سواد بودن یا بی سواد بودن پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله و سلم قبل از بعثت.
    2. با سواد بودن یا بی سواد بودن پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله و سلم بعد از بعثت.

    ب :
    پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم هم می خوانده است و هم می نوشته است. یا فقط می خوانده است؟

    ج :
    ایا پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم از طریق رفتن به مکتب و یا یاد گرفتن از دیگران با سواد شده است یا از راهی دیگر.

    و در نهایت تقسیم بندی ادله :
    ا. قرانی.
    2. تاریخی.



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ایات قرانی که میشود در این زمینه از انها بهره برد :

    الف :

    وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لارْتابَ الْمُبْطِلُونَ (عنکبوت/48)
    تو هرگز پيش از اين كتابى نمى‏خواندى، و با دست خود چيزى نمى‏نوشتى، مبادا كسانى كه در صدد (تكذيب و) ابطال سخنان تو هستند، شك و ترديد كنند.

    در این ایه شریفه به طور صریح خواندن و نوشتن پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم تا قبل از بعثت نفی میشود. و با توجه به علتی که این موضوع را پر اهمیت کرده است یعنی :"إِذاً لارْتابَ الْمُبْطِلُونَ". معلوم میشود که این نخواندن و ننوشتن ناشی از بی سواد بودن پیامبر بوده است.
    صورت مسئله این است : اگر محمد ص سواد میداشت مخالفان بلافاصله او را متهم میکردند به اینکه گفته هایش را از روی کتابهای دیگران میگوید؛ در حالی که دشمنان بر علیه پیامبر از هیچ تهمتی فرو گذار نکردند ولی در هیچ تاریخی ثبت نشده است که او را متهم به خواندن و بیان مطالب دیگران کرده باشند و این گواه بر این است که زمینه ای برای تهمت وجود نداشته. یعنی بی سواد بودن محمد ص برای همگان اشکار و مسلم بوده است.

    ب :

    الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّي(اعراف/157)
    همانها كه از فرستاده (خدا)، پيامبر «امّى» پيروى می كنند.
    و

    فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ كَلِماتِهِ وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (158/اعراف)
    پس ايمان بياوريد به خدا و فرستاده‏اش، آن پيامبر درس نخوانده‏ اى كه به خدا و كلماتش ايمان دارد و از او پيروى كنيد تا هدايت يابيد.

    هرچند در تفسیر و تبیین معنای "امی" چند دیدگاه وجود دارد. ولی اینکه به معنای درس نخوانده باشد دیدگاه قویتر و مورد تایید بیشتر کتابهای لغوی است.

    لسان العرب :

    ، و قيل لسيدنا محمدٍ رسول الله، صلى الله عليه و سلم، الأُمِّي لأَن أُمَّة العرب لم تكن تَكْتُب و لا تَقْرَأ المَكْتُوبَ، و الأُمِّيّ: الذي لا يَكْتُب.

    مفردات :
    و الأُمِّيُّ: هو الذي لا يكتب و لا يقرأ من كتاب.

    فرهنگ ابجدی :
    .
    الأُمِّيّ : [أمّ‏]: بيسواد، آنكه نتواند بخواند و بنويسد.
    بر این اساس این دسته از ایات نیز به گونه ای تصریح بر بیسواد بودن پیامبر ص تا قبل از بعثت دارد.
    البته همانطور که عرض شد از انجا که واژه "الامی" کاربردهای دیگری نیز دارد برخی از مفسرین چنین برداشتی را از این ایات ندارند.

    ادله تاریخی در نوشته بعدی مطرح خواهد شد. انشاء الله




    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۹۰/۰۶/۲۶ در ساعت ۰۰:۴۰


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دلايل تاريخي


    در برهه تاريخي قبل از بعثت پيامبر صلي الله عليه و اله وسلم هيچ گزارش تاريخي مبني بر اينكه پيامبر ص اهل خواندن و نوشتن بوده است وجود ندارد يا هيچ گزارشي مبني بر اينكه پيامبر ص نزد كسي خواندن و يا نوشتن اموخته باشد وجود ندارد. و به همين خاطر اكثر قريب به اتفاق انديشمندان مسلمان در اينكه پيامبر سواد نداشته است هم نظر هستند.
    ممكن است كسي بگويد صرف عدم وجود چنين گزارشهايي دليل بر بي سواد بودن ايشان نيست.
    بايد گفت بله اين درست است ولي در مورد پيامبر اين عدم گزارش همراه است با قرينه است :
    اول؛
    همانطور كه اشاره شد دشمنان پيامبر از هيچ تهمتي براي تضعيف جايگاه او فروگذار نبودند، در حالي كه هيچ موردي مبني بر اينكه محمد گفته هايش را از كسي ياد گرفته و يا در جايي خوانده است وجود ندارد.
    دوم؛
    زندگي شخصي و فردي افراد برجسته تاريخ معمولا به صورت دقيق گزارش ميشود با جزئيات؛ مثلا در مورد خود پيامبر ص مسائل مختلف دوران كودكي و جواني ايشان ثبت و ضبط شده است و هر گز از سواد اموختن ايشان گزارشي مطرح نشده است.
    سوم؛
    با توجه به ساختار خاص فرهنگي كل شبه جزيره عربستان پديده سواد خواندن و نوشتن در بين انها غريب بود و حتي در عصر پيامبر اسلام صنعتي نوپا به حساب مي امد. از اين رو افراد با سواد معروف و شناخته شده بودند و دست بر قضا نام همه انهايي كه در مكه با سواد بودند در تاريخ ثبت شده است و حتي نحوه ياد گيري و اينكه از چه كساني اموخته اند نيز موجود است. ولي در بين ايشان نيز نامي از رسول خدا ص وجود ندارد.

    در مقابل بسياري از مستشرقين و افرادي كه تاريخ اسلام را مورد تحقيق قرار داده اند به اين مطلب اعتراف كرده اند از جمله :

    كارلايل در كتاب معروف الابطال مى‏گويد:
    يك چيز را نبايد فراموش كنيم و آن اينكه محمّد هيچ درسى از هيچ استادى نياموخته است؛ صنعت خط تازه در ميان مردم عرب پيدا شده بود.
    به عقيده من حقيقت اين است كه محمّد با خط و خواندن آشنا نبود، جز زندگى صحرا چيزى نياموخته بود.


    ويل دورانت در تاريخ تمدّن مى‏گويد:
    ظاهرا هيچ كس در اين فكر نبود كه وى (رسول اكرم) را نوشتن و خواندن آموزد.
    در آن موقع هنر نوشتن و خواندن به نظر عربان اهمّيّتى نداشت؛ به همين جهت در قبيله قريش بيش از هفده تن خواندن و نوشتن نمى‏دانستند.


    جان ديون پورت در كتاب عذر تقصير به پيشگاه محمّد و قرآن مى‏گويد:
    درباره تحصيل و آموزش، آنطورى كه در جهان معمول است، همه معتقدند كه محمّد تحصيل نكرده و جز آنچه در ميان قبيله‏اش رايج و معمول بوده چيزى نياموخته است.


    كونستان ورژيل گيورگيو در كتاب محمّد پيغمبرى كه از نو بايد شناخت مى‏گويد:
    اگر محمّد يك دانشمند بود، نزول اين آيات در غار (حرا) توليد حيرت نمى‏كرد، چون دانشمند قدر علم را مى‏داند، ولى او سواد نداشت و نزد هيچ آموزگارى درس نخوانده بود.


    اهميت سخن اين افراد را با تذكر اين نكته بيان ميكنم :
    داستان ملاقات پيامبر اسلام ص با بحراي عابد در جريان يك سفر در دوران كودكي مشهور است؛ عده اي از اسلام شناسان غير مسلمان سعي كرده اند گفته هاي پيامبر را مستند كنند به ان ملاقات و ادعي كرده اند كه پيامبر بخشي از مطالبش را از بحيرا فرا گرفته است.
    حال چگونه مي توان باور كرد كه چنين واقعه كوچكي ان هم در دوران كودكي از ديد نقادانه اين افراد پنهان نمانده باشد ولي بحث سواد ايشان مخفي مانده باشد.




    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۹۰/۰۶/۲۷ در ساعت ۰۱:۲۹


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یک نکته اعتقادی

    در مکتب شیعه یکی از مهمترین دلایل نبوت قاعده ای است به نام "لطف" که تعریف خاص خود را دارد و من به تناسب بحث فعلی آن را اینگونه تبیین میکنم :
    خداوند که انسان را خلق کرده است از هیچ اقدامی برای فراهم شدن زمینه های هدایت و سعادت انسان، البته تا جایی که ویزگیهای خاص انسای را مانند اختیار زیر سوال نبرد فروگذار نمیکند.

    با توجه به این بحث خداوند متعال پیوسته پیامبرانش را در شرایطی مبعوث میکند که بیشترین زمینه برای گرایش انسانها به سوی او فراهم باشد.

    مثلا اگر موسی ع از بین ساحران بر اگیخته میشد احتمال ساحر بودن او (لا اقل برای طیف وسیعی از مردم) بالا بود و این زمینه گرایش به او را تضعیف میکند.

    و اگر موسی ع از میان طبیبان بر انگیخته می شد احتمال اینکه رفتارهای او را مستند به علم طبابت کنند خیلی بیشتر بود تا اینکه از ناحیه خداوند باشد و این زمینه گرایش را کم می کند.

    و همین طور متناسب با معجزه پیامبر اسلام ص چنانچه ایشان از بین با سوادان و اهل علم و دانش (آن هم در محلی که تعداد باسوادانش به اندازه انگشتهای یک انسان نمیشود) بر انگیخته میشد قطعا احتمال اینکه او این سخنان را به پشتوانه علمش بگوید؛ خیلی بالا میرفت؛
    و بالا رفتن احتمال انسانی بودن قدرت و توان پیامبران با آن قاعده لطف که گفتیم منافات دارد. و این همان مطلبی است که در پایان ایه 48 سوره عنکبوت به ان اشاره شده است.
    لذا از نگرش تحلیل اموزه های اعتقادی نیز بی سواد بودن پیامب رمورد تایید است.



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پاسخ به چند شبهه

    1.
    گاهي گفته مي شود پيامبر در جواني و قبل از بعثت مسئول كاروانهاي تجاري خديجه س بودهاست و اين خود دليل با سواد بودن ايشان است.
    در جواب چند نكته را بايد مدنظر داشت :

    الف :
    ساز و كار تجارت آن روزگار را نبايد بازمان فعلي مقايسه كرد كه بدون نخواندن و ننوشتن تقريبا غير ممكن است. چون اصلمحاسبه و خريد فروش نيازي به خواندن و نوشتن ندارد. در روزگار خود ما نيز افرادزيادي هستند كه سواد خواندن و نوشتن ندارند (مثلا حدود 50سال قبل) ولي هم خريد وفروش ميكنند و هم بعضا تجارت.

    ب :
    از انجا كه به اعترافتاريخ افراد با سواد در مكه اندك بوده اند و كاروانهاي تجاري زيادي در مكه رفت وامد داشته اند؛ پس نميتوان نتيجه گرفت كه هر اداره همه اين كاروانها توسط افراد باسواد صورت مي گرفته است.

    ج :
    دلايل پيش گفته اين ادعي را رد مي كند؛ مثلا در هيچ گزارش تاريخي مطرح نشده است كه محمد ص در اين سفر هاي تجارياين مطالب را خوانده يا از ديگران ياد گرفته است. در حالي كه اگر حتي چنين احتمالي وجود مي داشت قطعا دشمنان از ان استفاده ميكردند.

    2.
    گاهي گفته مي شود باور پذير نيست كه در كنار اين هم توصيه پيامبر اسلام ص به علم و علم آموزي، خود ايشان بي سواد باشد.
    بايد گفت :
    يكم،
    توصيه به علم آموزي است نه سواد خواندن و نوشتن، هر چند كه خواندن و نوشتن يكي از مقدمات علم اموزي است ولي فضاي دوران پيامبر را در نظر بگيريد. صنعت خط و نوشتار در شبه جزيره نوپا بوده است. و براي بسياري افراد امكان فراگيري خط نبوده است. و علوم بيشتر به صورت حفظي منتقل ميشده است.

    دوم،
    اين دست از توصيه هاي پيامبرمربوط به بعد از بعثت است در حالي كه عمده اين دلايل مربوط به قبل از بعثت است.

    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۹۰/۰۶/۲۷ در ساعت ۰۱:۴۷


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    و اما دوره بعد از بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله و سلم

    در رابطه با این دوره باید به این نکات توجه داشت :
    اول؛

    گویایی و اثباتگری دلایل پیش گفته تنها در مورد عصر قبل از بعثت است. منظور این است که به پشتوانه این دلایل نمیتوان به صورت قطعی و یقینی گفت ایشان بعد زا بعثت با سواد بوده است یا بی سواد.

    دوم؛
    صرف اینکه پیامبر بعد از بعثت ایات قران را بر مردم می خوانده است نمیتواند دلیل بر سواد یا عدم سواد باشد. زیرا انتقال علم دانش نسبت به ایات و کلمات قرانی از سنخ وحی است نه از سنخ علوم بشری. هرچند در علوم بشری نیز در بسیاری موارد میتوان بدون دانش خواندن و نوشتن اگاهی های خاصی را منتقل یا دریافت کرد.

    سوم؛
    داده های تاریخی این نکته را در اختیار ما قرار میدهند که رسول خدا ص دارای دبیرانی بوده است که مطالب و مکتوبات ایشان را می نوشته اند و حتی به صورت سازماندهی شده بوده اند یعنی تعدادی نویسنده که هر کدام مسئولیت مشخصی داشته است.

    چهارم؛
    عده ای بر این باورند که پیامبر اسللام در این دوره از عمرشان میخوانده است و هرگز چیزی با دستان خود ننوشته است.
    و عده ای معتقدند که هم می خوانده است و هم می نوشته است هر چند نوشتنش بسیار اندک بوده است. و هرکدام برای خود شاهدی تاریخی ارائه میدهند.

    پنجم؛
    با وجود تمام این اختلاف نظر ها ولی همچنان هیچ گزارش تاریخی مبنی اینکه رسول خدا شاگردی کرده باشود و از این طریق خواندن و نوشتن را اموخته باشد در دست نیست. بنابر این اگر هم سواد داشته اند در واقع عنایتی از جانب خداوند متعال بوده است.

    ششم؛
    با توجه به اختلاف دیدگاه هایی که در این قسمت وجود دارد شاید بتوان بهاین جمع بندی رسید :
    پیامبر اسلام بعد از بعثت توان بر خواندن و نوشتن داشته اند؛ و سواد خود را برای خواندن بعضا به کار میبرده اند ولی به سخت می توان اثبات کرد که چیزی هم نوشته باشند. هرچند برخی گزارشهای خرد تاریخی داریم ولی از انچا که خود این گزارشها متناقض هستند قابل استناد قطعی نیستند. البته اثبات یا عدم اثبات سواد رسول الله ص در این دوره چندان ثمره علمی و یا اعتقادی ندارد. مگر اینکه به اعتبار عنواین ثانویه بتوان موردی برای ان متصور شد.

    یکی از بهترین منابع برای مطالعه بیشتر "پیامبر امی" از آثار استاد شهید مرحوم مطهری است.




    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۹۰/۰۶/۳۰ در ساعت ۱۲:۱۲

  9. تشکرها 2


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    437
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 18 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام و تشکر از شما پاسخگوي محترم کلامي .

    ممنونم از زحمتي که در پاسخگويي به اين سوال کشيديد . بسيار عالي بود

    ماجور باشيد ان شاء‌الله


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,054
    تشکر:
    1
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1



    با توجه به اینکه این سوال از سوالات و شبهاتی است که در زمان خود پیامبر نیز بر ایشان وارد می شد .

    اینجانب نیز از طرف جبهه مخالف وارد این قال و مقال می شوم تا بحث از حالت یکطرفه بودن خارج شود .


    پیشاپیش از همه مومنان و طرفداران آنحضرت بخاطر صراحت در شبهات عذر خواهی می کنم :

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی کلامی نمایش پست
    وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لارْتابَ الْمُبْطِلُونَ (عنکبوت/48) تو هرگز پيش از اين كتابى نمى‏خواندى، و با دست خود چيزى نمى‏نوشتى، مبادا كسانى كه در صدد (تكذيب و) ابطال سخنان تو هستند، شك و ترديد كنند.
    شبهه اول : آیا این موضوع (کتمان خواندن و نوشتن توسط ایشان و قرآن نازل شده توسط ایشان )

    نمی تواند یک برنامه از پیش تعیین شده و قصد و غرض قبلی از طرف ایشان باشد ؟


    بسیاری از ناظران غیر مسلمان بر این عقیده اند که ایشان از سالهای منتهی به بعثت در انزوای خود خواسته ای

    بوده اند و برنامه ای دقیق و حساب شده و هوشمندانه ای برای ابلاغ بعثت خویش داشته اند.


    این روش بسیار هوشمندانه برای جلوگیری از تهمت استفاده از کتب و متون ادیان قبلی مانند تورات و انجیل

    و متون مانوی ارائه شد که در آنزمان در شبه جزیره پیروان زیادی نیز داشته اند .

    این مورد در تاریخ مسیحیت نیز مسبوق به سابقه است . سنت پاول از حواریون مسیح

    و نیز از نویسندگان انجیل عهد جدید پس از خواند ن انجیل و مصاحبت با مسیح برای اینکه سخنان و مکتوبات

    خود را آسمانی جلوه دهد حدیثهایی را گفته است که موضوع مشورت با انسانها را رد می کند و مدعی است

    که بوی الهام شده است (ادعا از طرف مدعی ) :

    " من هیچگاه با گوشت و خون مشورت نکرده ام "( گالاشیز 1- 16 )

    " آنهایی که دارای شهرت و منزلت بوده اند هیچگاه مطلبی را در اختیار من قرار نداده اند "

    (گالاشیز 2-6)


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی کلامی نمایش پست
    الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّي(اعراف/157) همانها كه از فرستاده (خدا)، پيامبر «امّى» پيروى می كنند. و فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ كَلِماتِهِ وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (158/اعراف) پس ايمان بياوريد به خدا و فرستاده‏اش، آن پيامبر درس نخوانده‏ اى كه به خدا و كلماتش ايمان دارد و از او پيروى كنيد تا هدايت يابيد.
    در مورد لفظ " امی " باید گفت که اطلاق این کلمه به بیسواد اشتباه است

    (هر چند که کسانی در کتب ذکرشده توسط شما آنرا اینگونه معنی کرده باشند ) به چند دلیل :

    1- اولا ً مردم مکه بسیار بیشتر از مردم مدینه سواد داشته اند بجز کتب معتبر تاریخی نظیر واقدی

    که بر این امر صحه می گذارد استدلال از این موضوع نیز می تواند راهگشا باشد چراکه در جنگ بدر

    پیامبر به اسرای بدر گفتند که اگر هر کافر به ده مسلمان سواد یاد بدهد آزاد است .

    و این حاکی ازین است که سواد و کتابت در مکه رواج زیادی داشته است

    2- گفته می شود که کلمه " امی " غیر ازینکه به ام القرا (مکه ) منسوب است

    بمعنای غیر یهودی نیز هست و دلایل متعددی بر این امر استوار است .

    در لفظ یهود به هر کس که یهودی نباشد و دارای کتاب آسمانی نباشد " گوئیم " می گویند

    و امی " شکل تغییر یافته "گوئیم " است ( اعراب ازین قبیل تغییرات شگرف در کلمات غیر عرب را زیاد دارند )

    و پیامبر توسط یهودیان مورد استهزا قرار می گرفت و به او " گوئیم " می گفتند چرا که اورا دارای صلاحیت

    داشتن کتاب آسمانی نمی دانستند چرا که معتقد بودند که قوم برگزیده و شایسته کتاب آسمانی قوم یهود است

    شاهد از خود قرآن :

    در سوره آل عمران آیه 20 می گوید :

    ... و قل للذین اوتوالکتاب و الامیین ء اسلمتم ...

    و بگو به اهل کتاب و امییون ازیشان (آنهایی که دارای کتاب آسمانی نیستند )...

    و یا آیه 157 و 158 سوره اعراف :

    الذین یتبعون الرسول الامی ...

    فامنوا بالله و الرسوله النبی الامی...


    فان حاجّوک فقل اسلمت وجهی لله و من اتبعن و قل للذین اوتواالکتاب و الامیین ءاسلمتم فان اسلموا فقد اهتدوا و ان تولّوا فانّما علیک البلاغ و الله بصیر بالعباد
    پس اگر با تو محاجّه کنند بگو: وجهم را تسلیم امر خدا نمودم و آنان که پیروی من کنند (نیز)؛ و بگو به آنان که به ایشان کتاب عطا شده است و امیین، آیا تسلیم شدید؟ پس اگر تسلیم شدند، به تحقیق هدایت شدند؛ و اگر پشت کردند پس همانا بر تو فقط ابلاغ است و خدا به بندگان بیناست.(قرآن کریم؛ سوره آل عمران(3)، آیه 20)


    در آیه 157 سوره اعراف نیز می خوانیم:
    الذین یتبعون الرسول النبى‏َّ الأمى الذى یجدونه مکتوبا عندهم فى التورئة و الانجیل یأمرهم بالمعروف و ینهئهم عن المنکر و یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبئث و یضع عنهم إصرهم و الأغلال التى کانت علیهم فالذین ءامنوا به و عزروه و نصروه و اتبعوا النور الذى أنزِل معه أولئک هم المفلحون‏
    کسانیکه از رسول "امّی" پیروی می کنند، کسی که او را مکتوب در تورات و انجیل می یابند، امر می کند ایشان را به معروف و باز می دارد از منکر، و حلال می گرداند بر ایشان پاکیزه ها را و حرام می گرداند بر ایشان هر پلیدی را و برداشت از ایشان زنجیرهایی که بر گردنشان بود؛ پس کسانیکه ایمان آوردند به او عزیز شمردند او را و یاری کردند او را، و پیروی کردند از نوری که نازل شده با او؛ آنان خودشان رستگارانند.




    که همه حاکی از این است که در زمان پیامبر و در مجاورت یهودیان و اهل کتاب امی بمعنای همان

    "گوئیم " عبری بوده است یعنی غیر یهودیان (شاید در نزد یهودیان به بیسواد هم اطلاق می شده است

    اما نه بیسواد مطلق بلکه کسی که نتواند متون عبری را بخواند و بنویسد مثل من و شما که نمی توانیم

    اما بیسواد هم نیستیم !!)

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی کلامی نمایش پست
    زندگي شخصي و فردي افراد برجسته تاريخ معمولا به صورت دقيق گزارش ميشود با جزئيات؛ مثلا در مورد خود پيامبر ص مسائل مختلف دوران كودكي و جواني ايشان ثبت و ضبط شده است و هر گز از سواد اموختن ايشان گزارشي مطرح نشده است.
    تواریخ مذکور از قسمت کودکی و جوانی آنحضرت را کسانی نقل کرده اند که نقل قولشان

    از خود پیامبر بوده است یعنی وقتی در تاریخ طبری می گوید از

    ابن اسحق یا زهری یا ابن عباس یا هشام بن محمد روایت است یعنی که ایشان از پیامبر روایت کرده اند

    (بعبارت دیگر آوردن دلیل از مدعی )

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی کلامی نمایش پست
    با توجه به ساختار خاص فرهنگي كل شبه جزيره عربستان پديده سواد خواندن و نوشتن در بين انها غريب بود و حتي در عصر پيامبر اسلام صنعتي نوپا به حساب مي امد. از اين رو افراد با سواد معروف و شناخته شده بودند و دست بر قضا نام همه انهايي كه در مكه با سواد بودند در تاريخ ثبت شده است و حتي نحوه ياد گيري و اينكه از چه كساني اموخته اند نيز موجود است. ولي در بين ايشان نيز نامي از رسول خدا ص وجود ندارد.
    اینطور نیست به این دلایل :

    عبدالمطلب در زمان جوانی نامه ای به دایی هایش در مدینه می نویسد و ازیشان
    طلب کمک می کند (تاریخ طبری ج 3ص801)

    2- بر روی دیوار مکه همواره معلقات سبعه (اشعار شاعران جاهلی) آویزان بوده است تا هر کس بیاید بخواند

    چطور چیزی را که کسی نتواند بخواند بر دیوار آویزان می کنند ؟

    3- در قضیه جنگ بدر زمانیکه مسلمانان از کفار اسیر می گیرند پیامبر به آنان می گوید که اگر

    هر کدام از شما به ده نفر مسلمان سواد یاد بدهد آزاد است که این حاکی از داشتن سواد خواندن

    و نوشتن بین مردم مکه است .

    4- دوست نزدیک پیامبر یعنی ورقة بن نوفل (پسر عموی خدیجه ) نه تنها خواندن و نوشتن عربی

    می دانسته است بلکه بزبان عبری هم مطلب می نوشته است (نه تنها می خوانده است )

    اگر نام پیامبر در بین با سوادان مکه نیست شاید دلیلش همان برنامه از پیش تعیین شده ایشان

    در کتمان باسوادیشان باشد .

    یکسری سوالات خیلی مهم برای هر انسان بیطرفی ممکن است پیش بیاید :

    1- مگر پیامبر از دیگران هوش و ذکاوت و درایت کمتری داشت که نتواند بنویسد یا بخواند ؟

    یعنی ایشان از عایشه یا علی بن اببطالب که در 7 سالگی وارد خانه ایشان شدند کمتر بودند که آنان سواد خواندن

    و نوشتن پیدا کنند اما آنحضرت دست و پا بسته ، وابسته به این وآن باشد تا کارهایش (کتابت وحی )

    را برایش بکنند با عقل جور در نمی آید .


    2- پدر بزرگ (عبدالمطلب) همواره نسبت به نوه مهربان است و هر چیز خوب را برای نوه اش می خواهد .

    چطور ممکن است که خواندن و نوشتن که یک راه برتری و فضل بر دیگران است را از فرزندان و نوه خویش

    دریغ کرده باشد ؟

    یعنی هوش و ذکاوت پیامبر از حفصه و معاویه کمتر بوده است که آنها بتوانند بخوانند و بنویسند

    اما او نتواند ؟

    3- علی بن ابیطالب که از کودکی در دامان پیامبر بزرگ شد او که امیر بلاغت و فصاحت عرب است

    از کجا سواد را یاد گرفت ؟

    4- پیامبر در هنگام صلح حدیبیه هنگامی که بر سر نام انحضرت بین مشرکین و مسلمانان مناقشه می شود

    پا در میانی کرده و نام خود را از محمد رسول الله به محمد بن عبدالله بدست خود تغییر می دهند

    5- پبامبر در هنگام وفات خویش ازاطرافیان می خواهند که کاغذی بیاورند تا وصیتی بنویسند

    که عمر خطاب مانع شده و جمله معروفش را می گوید .

    6-
    امام باقر و امام صادق علیهما السّلام متذکر شدند ،حضرت محمّد صلی الله علیه و آله نه تنها خواندن و نوشتن

    می دانست بلکه بر بیش از 70 زبان تسلط داشت و دلیل آنکه پیامبر امّی خوانده شدند به این جهت بود که او

    اهل "ام القری" بود. (علل الشرایع...)

    و ام القری طبق آیه 7 سوره شوری، "مکّه" می باشد. امام همچنین فرمودند که پیغمبر نه تنها می خواند و می نوشت

    بلکه آنچه را نوشته نشده بود، نیز می خواند. (بصائر الدرجات)



    [1] أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصُّوفِيِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ الرِّضَا ع فَقُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ سُمِّيَ النَّبِيُّ الْأُمِّيَّ فَقَالَ مَا يَقُولُ النَّاسُ قُلْتُ يَزْعُمُونَ أَنَّهُ إِنَّمَا سُمِّيَ الْأُمِّيَّ لِأَنَّهُ لَمْ يُحْسِنْ أَنْ يَكْتُبَ فَقَالَ ع كَذَبُوا عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ أَنَّى ذَلِكَ وَ اللَّهُ يَقُولُ فِي مُحْكَمِ كِتَابِهِ هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ فَكَيْفَ كَانَ‏ يُعَلِّمُهُمْ مَا لَا يُحْسِنُ وَ اللَّهِ لَقَدْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَقْرَأُ وَ يَكْتُبُ بِاثْنَتَيْنِ وَ سَبْعِينَ أَوْ قَالَ بِثَلَاثَةٍ وَ سَبْعِينَ لِسَاناً وَ إِنَّمَا سُمِّيَ الْأُمِّيَّ لِأَنَّهُ كَانَ مِنْ أَهْلِ مَكَّةَ وَ مَكَّةُ مِنْ أُمَّهَاتِ الْقُرَى وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها علل الشرائع ج‏1 125 پدرم رحمة اللَّه عليه مى‏گويد: سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عيسى، از ابى عبد اللَّه محمّد بن خالد برقى، از جعفر بن محمّد صوفى نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا جعفر محمّد بن على الرّضا عليهما السّلام سؤال كرده و محضرش عرضه داشتم:
    اى فرزند رسول خدا، چرا نبىّ اكرم صلّى اللَّه عليه و آله به «امّى» موسوم شده‏اند؟
    حضرت فرمودند: مردم در اين باره چه مى‏گويند؟
    عرض كردم: گمانشان اين است كه چون پيامبر كتابت نمى‏دانستند به اين اسم خوانده شدند.
    امام عليه السّلام فرمودند: دروغ پنداشته‏اند، از رحمت خدا دور باشند، اين سخن كجا صحيح مى‏باشد در حالى كه خداوند در كتاب محكم خودش مى‏فرمايد:
    هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ (اوست خداى كه ميان عرب امّى «يعنى قومى كه خواندن و نوشتن نمى‏دانستند» پيغمبرى بزرگوار از همان مردم برانگيخت تا بر آنان آيات وحى خدا را تلاوت كند و آنها را از لوث جهل و اخلاق زشت پاك سازد و شريعت كتاب آسمانى و حكمت الهى بياموزد).
    چگونه تعليم دهد چيزى را كه بلد نيست، به خدا سوگند رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به هفتاد و دو زبان مى‏خواند و مى‏نوشت يا فرمود: به هفتاد و سه زبان مى‏خواند و مى‏نوشت.
    و امّا اين كه به آن حضرت امّى گفتند به خاطر اين بود كه آن جناب از اهل مكّه بود و مكّه از امّهات و مهم‏ترين شهرها بود و همين مراد حقّ عزّ و جلّ است كه می ‏فرمايد:
    لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها (و براى اين كه اهل مكه و حوالى و اطراف آن را انذار كند).

    [2] معاني الأخبار، ص: 546 مُحَمَّدٍ الصُّوفِيِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ الرِّضَا ع فَقُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ سُمِّيَ النَّبِيُّ ص الْأُمِّيَّ فَقَالَ .... لَقَدْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَقْرَأُ وَ يَكْتُبُ بِاثْنَيْنِ وَ سَبْعِينَ أَوْ قَالَ بِثَلَاثَةٍ وَ سَبْعِينَ لِسَاناً .....

    به خدا قسم كه رسولش به هفتاد و دو- يا فرمود- به هفتاد و سه زبان (ترديد از راوى است.) می ‏خوانده و مى‏نوشته است،


    حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ مُوسَى الْخَشَّابُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ وَ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ وَ غَيْرِهِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قُلْتُ إِنَّ النَّاسَ يَزْعُمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص لَمْ يَكْتُبْ وَ لَا يَقْرَأُ فَقَالَ كَذَبُوا لَعَنَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يَكُونُ ذَلِكَ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ فَكَيْفَ يُعَلِّمَهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ لَيْسَ يُحْسِنُ أَنْ يَقْرَأَ وَ يَكْتُبَ قَالَ قُلْتُ فَلِمَ سُمِّيَ النَّبِيُّ الْأُمِّيَّ قَالَ لِأَنَّهُ نُسِبَ إِلَى مَكَّةَ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها فَأُمُّ الْقُرَى مَكَّةُ فَقِيلَ أُمِّيٌّ لِذَلِكَ‏
    حديث كردند ما را ... از مردى كه گفت عرضكردم بحضرت باقر عليه السّلام كه (بعضى از) مردم گمان ميكنند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نميتوانست بخواند و بنويسد فرمود دروغ ميگويند خدا آنها را لعنت كند (و از رحمتش دور بگرداند)چگونه آن حضرت نميتوانست بخواند و بنويسد با اينكه خداوند (در حق آن حضرت) ميفرمايد: هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ، پس اگر آن حضرت خواندن و نوشتن را نميدانست چگونه (خداوند فرموده كه) مردم را تعليم كتاب و حكمت الهى ميفرمود (مگر نعوذ باللَّه خدا دروغ فرموده)؟
    راوى گويد عرضكردم: پس چرا حضرتش را امّى ناميده‏اند؟! فرمود: چون نسبت بمكه داشت (و از اهل مكه بود) و مكه را «امّ» ميگويند چنان كه خداى عز و جل فرموده: لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها (كه مراد از ام القرى مكه است) و هر كسى اهل مكه باشد او را بآنجا نسبت ميدهند و باو امّى ميگويند علل الشرائع-ترجمه مسترحمى، ص: 270

    [4] قال الطبرسي رحمه الله
    الأُمّي ذكر في معناه أقوال‏
    أحدها الذي لا يكتب و لا يقرأ.
    و ثانيها أنه منسوب إلى الأمة و المعنى أنه على جبلّة الأمة قبل استفادة الكتابة و قيل إن المراد بالأمة العرب لأنها لم تكن تحسن الكتابة.
    و ثالثها أنه منسوب إلى الأُمّ و المعنى أنه على ما ولدته أُمّه قبل تعلّم الكتابة.
    و رابعها أنه منسوب إلى أُمّ القرى و هو مكّة بحارالأنوار ج : 16 ص : 83




    ویرایش توسط خالد بن ولید : ۱۳۹۰/۰۷/۱۳ در ساعت ۰۵:۵۰

  12. تشکرها 2


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام و رحمت خداوند متعال بر همگان

    نقل قول نوشته اصلی توسط سیف الاسلام نمایش پست
    با توجه به اینکه ....
    سلام بر شما و تشکر ازاینکه با طرح زوایای مختلف به پر بارتر شدن بحث کمک می کنید.
    در بررسی موضوعات دینی باید به یک نکته اساسی توجه داشته باشیم :
    گاهی این موضوعات صرفا جنبه شناختی دارند؛
    گاهی جنبه اعتقادی دارند.
    و حتی گاهی ممکن است یک موضوع خاص از دو زاویه مورد توجه قرار گیرد و هر دو زاویه در آن مطرح باشد.

    یک مثال میزنم : اینکه ما بدانیم پیامبر اسلام ص چند فرزند داشته اند صرفا جنبه شناختی دارد.
    ولی اینکه بدانیم پیامبر معصوم بوده است جنبه اعتقادی دارد.

    در مورد با سواد بودن یا نبودن پیامبر اسلام نیز باید این نکته را در نظر گرفت که ایا با یک رویکرد شناختی این موضوع را بررسی میکنیم یا با یک رویکرد اعتقادی.

    فرض بفرمایید شخصی که از طریق معرفی پیامبران پیشین یا دیدن معجزات شخصی پیامبر یا به هر دلیل دیگری به ایشان ایمان اورده است، برای او با سواد بودن یا نبودن پیامبر صرفا جنبه شناختی دارد.

    ولی برای کسی که معتقد است پیامبران باید با سواد باشند یا باید بی سواد باشند مشخص شدن این مساله سرنوشت ساز است چون اگر خلاف باورش ثابت شود نمیتواند به او ایمان بیاورد.

    بعد به همین میزان روش مواجهه و مطالعه در این موضوع نیز متفاوت خواهد بود.
    مثلا گروه اول میتواند از دلایل درون دینی استفاده کند و در ضمن میتواند به ظن (منظور ظن منطقی است) عمل کند.
    ولی گروه دوم فقط باید دلیل برون دینی بیاورد و در ضمن حتما باید دلیل علم اور ارائه بدهد.

    و مطلب مهمتر این است که در مورد گروه دوم چه ان کسی که می خواهد در گرو اثبات باسوادی یا بی سوادی پیامبر نبوت او را اثبات کند و یا کسی که می خاهد نبوت او را رد کند؛
    باید دلیل ایجابی ارائه کند نه دلیل سلبی، خصوصا کسی که می خواهد اثبات کند پیامبر با سواد بوده است. چون عدم تحقق یک پدیده دلیل نمیخواهد بلکه تحقق ان نیازمند اثبات است.

    مثلا نمیتوان گفت : از شخصی مانند عبد المطلب بعید است که نوه عزیزش را به دنبال فراگیری سواد نفرستاده باشد.
    بلکه باید اثبات کرد که : ابوطالب در فلان سال محمد ص را به نزد فلانی فرستاد تا تحصیل کند.




صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود