صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چه نيازى به تجديد نبوت ها و تعدد پيامبران است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    71
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چه نيازى به تجديد نبوت ها و تعدد پيامبران است؟




    سلام با توجه به اين كه دين خداوند يكى است، چه نيازى به تجديد نبوت ها و تعدد پيامبران است و چرا پس از پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)نبوت تجديد نگرديد؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي کلامي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۶/۲۷ در ساعت ۰۲:۴۰


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام و رحمت خداوند متعال بر همگان

    نقل قول نوشته اصلی توسط sakhre نمایش پست
    سلام با توجه به اين كه دين خداوند يكى است، چه نيازى به تجديد نبوت ها و تعدد پيامبران است و چرا پس از پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)نبوت تجديد نگرديد؟

    سلام بر شما و تشکر از سوال خوبتون
    وقتی صحبت از دیانت و نبوت و برخی مباحث مربوط به آنها از جمله تجدید نبوت و یا ختم نبوت می شود باید به یک نکته اساسی توجه داشته باشم؛
    و آن نقش عوامل دخیل در نبوت است و سپس بررسی نقش هر یک از این عوامل در تجدید یا ختم نبوت.

    سه عامل و رکن اساسی در نبوت نقش دارند :

    1. خداوند متعال. به عنوان منشا و ارائه کننده دین.
    2. پیامبران علیهم السلام. به عنوان واسطه بین خدا و خلق. و رساندن دین از خدا به مردم.
    3. مردم و انسانها هداهم الله اجمعین. به عنوان کسانی که دین در اختیار انها قرار گرفته است.

    بررسی

    از انجایی که هیچ گونه تغییر و تحولی در خداوند متعال متصور نیست و هیچ نقص و حرکتی در ذات الهی وجود ندارد لذا خواستگاه این تغییر و تفاوتها به خداوند متعال برنمیگردد.

    در مورد پیامبران نیز از انجا که جنبه و حیثیت نبوت ایشان به خواست و اراده خداوند متعال بر میگردد پس از جانب ایشان نیز هیچ تفاوتی وجود ندارد. ( البته پیامبران الهی دارای اختلاف مراتب هستتند و اینکه این اختلاف مراتب منشا اختلاف در مسئولیت یا همان دینی که موظف به تبیین و ارائه ان میشوند؛ بشود، بحث مفصلی است که در فرصتی دیگر میتوان به ان پرداخت.

    و اما رکن سوم

    از انجا که انسانها در طول زمان یک سیر رو به رشد و تکاملی را طی کرده اند؛ این رشد و تکامل از چند بعد در موضوع مورد بحث نقش داشته است.

    یک بعد این تکامل و رشد فراهم شدن زمینه بیشتر برای پذیرش و عمل به احکام و دستورات پیچیده تر و بنیادی تر که در سعادت انسان نقش دارند.

    بعد دیگر؛ از انجا که این تکامل و رشد در بستر زمان رخ میدهد انسانها با نیازهای نو وجدیدی روبرو میشوند که نیازمند پاسخگویی وحیانی است.

    و بعد دیگر فراهم شدن زمینه بیشتر برای حفظ و حراست از میراث پیامبران است. که نقش و اهیمت این بعد در بحث تجدید پیامبران بسیار پررنگ است. زیرا از انجا که طیف وسیعی از پیامبران تبلیغی بوده اند (پیامبر تبلیغی در برابر پیامبر تشریعی کسی است که مامور به تبلیغ اموزه های پیامبر پیش از خود است.) و در بین پیامبران تشریعی که صاحب شریعت نوین هستند عموما طیف وسیعی از اموزه های پیامبر پیشین را تایید میکرده اند. و عمده تجدد انها به اعتبار تحریف و از بین رفتن اموزه های پیامبران پیشین است.

    بنابر این رشد بشر ظرفیت او را برای قبول احکام و دستورات مترقی تر فراهم میکرد و در عین حال نیاز های نوینی را به دنبال داشت؛ و در مقابل عدم این رشد و تکامل زمینه انحراف و بی اعتنایی به میراث پیامبران را فراهم میکرد که منجر به تحریف انها میشد؛ و در چنین فضایی بحث تجدید پیامبران و امدن پیامبران جدید مطرح است.

    البته همانطور که در ایات مختلف قران اشاره شده است حقیقت و روح دین در همه دوره ها و عصر همه انبیا یکی بوده است هرچند در برخی فروعات به مقتضای شرایط و عوامل گوناگون و یا نیازهای بشر اختلافهایی با هم داشته اند.

    و در نقطه مقابل

    چنانچه بشر به حدی از تکامل برسد که بتوان قوانین مورد نیاز را در اختیار او قرار داد به گونه ای که در پرتو این رشد بتواند با اتکاء بر این قوانین کلی نیازهای جدید خود را در محدوده دین برطرف کند؛

    و همچنین بتواند این میراث را برای همیشه حفظ کند؛ عدل الهی میطلبد که از اولین زمان و لحظه ممکن این قانون کامل یا همان دین جامع را در اختیار بشر قرار دهد و به دنبال ان بحث ختم نبوت مطرح میشود.

    البته بحث دلایل عقلی و یا نقلی ختم نبوت موضوعی گسترده تر است که ما به فراخور تقسیم بندی منطقی که در اینجا انجام دادیم فعلا به همین مقدار اکتفا میکنیم در صورت نیاز میتوان موضوع را به صورت مسئله محوری و پاسخ به پرسشهای مرتبط ادامه داد.

    نکته :

    باید توجه داشته باشیم که بحث تجدید نبوت با تجدید انبیا در یک نگاه دقیق متفاوت است. امدن پیاپی پیامبران لزوما به معنای امدن احکام جدید نیست. بلکه همانطور که اشاره شدد بسیاری از پیامبران مامور به تبلیغ اموزه های پیامبران دیگر بوده اند.



    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۹۱/۰۳/۲۳ در ساعت ۱۲:۴۱


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 2 نمایش پست


    و اما رکن سوم
    از انجا که انسانها در طول زمان یک سیر رو به رشد و تکاملی را طی کرده اند؛ این رشد و تکامل از چند بعد در موضوع مورد بحث نقش داشته است.

    یک بعد این تکامل و رشد فراهم شدن زمینه بیشتر برای پذیرش و عمل به احکام و دستورات پیچیده تر و بنیادی تر که در سعادت انسان نقش دارند.

    بعد دیگر؛ از انجا که این تکامل و رشد در بستر زمان رخ میدهد انسانها با نیازهای نو وجدیدی روبرو میشوند که نیازمند پاسخگویی وحیانی است.

    و بعد دیگر فراهم شدن زمینه بیشتر برای حفظ و حراست از میراث پیامبران است. که نقش و اهیت این بعد در بحث تجدید پیامبران بسیار پررنگ است. زیرا از انجا که طیف وسیعی از پیامبران تبلیغی بوده اند (پیامبر تبلیغی در برابر پیامبر تشریعی کسی است که مامور به تبلیغ اموزه های پیامبر پیش از خود است.) و در بین پیامبران تشریعی که صاحب شریعت نوین هستند عموما طیف وسیعی از اموزه های پیامبر پیشین را تایید میکرده اند. و عمده تجدد انها به اعتبار تحریف و از بین رفتن اموزه های پیامبران پیشین است.

    بنابر این رشد بشر ظرفیت او را برای قبول احکام و دستورات مترقی تر فراهم میکرد و در عین حال نیاز های نوینی را به دنبال داشت؛ و از عدم این تکامل زمینه انحراف و بی اعتنایی به میراث پیامبران را فراهم میکرد که منجر به تحریف انها میشد؛

    و در چنین فضایی بحث تجدید پیامبران و امدن پیامبران جدید مطرح است.
    البته همانطور که در ایات مختلف قران اشاره شده است حقیقت و روح دین در همه دوره ها و عصر همه انبیا یکی بوده است هرچند در برخی فروعات به مقتضای شرایط و عوامل گوناگون و یا نیازهای بشر اختلافهایی با هم داشته اند.

    و در نقطه مقابل
    چنانچه بشر به حدی از تکامل برسد که بتوان قوانین مورد نیاز را در اختیار او قرار داد به گونه ای که در پرتو این رشد بتواند با اتکاء بر این قوانین کلی نیازهای جدید خود را در محدوده دین برطرف کند؛
    و همچنین بتواند این میراث را برای همیشه حفظ کند؛ عدل الهی میطلبد که از اولین زمان و لحظه ممکن این قانون کامل یا همان دین جامع را در اختیار بشر قرار دهد و به دنبال ان بحث ختم نبوت مطرح میشود.

    البته بحث دلایل عقلی و یا نقلی ختم نبوت موضوعی گسترده تر ای که ما به فراخور تقسیم بندی منطقی که در اینجا انجام دادیم فعلا به همنی مقدار اکتفا میکنیم در صورت نیاز میتوان موضوع را به صورت مسئله محوری و پاسخ به پرسشهای مرتبط ادامه داد.

    نکته :
    باید توجه داشته باشیم که بحث تجدید نبوت با تجدید انبیا از یک نگاه دقیق متفاوت است. امدن پیاپی پیامبران لزوما به معنای امدن احکام جدید نیست. بلکه همانطور که اشاره شدد بسیاری از پیامبران مامور به تبلیغ اموزه های پیامبران دیگر بوده اند.
    این سخن شما بدون دلیل است وادعایی بیش نیست:چنانچه بشر به حدی از تکامل برسد که بتوان قوانین مورد نیاز را در اختیار او قرار داد به گونه ای که در پرتو این رشد بتواند با اتکاء بر این قوانین کلی نیازهای جدید خود را در محدوده دین برطرف کند؛
    از کجا معلوم بشر در 14000 سال پیش به ان تکامل رسیده بود؟
    اتفاقا خیلی خیلی خیلی از تکاملی که الان هست عقب تر بود

    و اینکه گفته اید:البته همانطور که در ایات مختلف قران اشاره شده است حقیقت و روح دین در همه دوره ها و عصر همه انبیا یکی بوده است هرچند در برخی فروعات به مقتضای شرایط و عوامل گوناگون و یا نیازهای بشر اختلافهایی با هم داشته اند.
    سخنی است بدون دلیل عقلی
    چون بحث ما برون دینی است نه درون دینی
    ویرایش توسط ahlobit : ۱۳۹۱/۰۳/۰۵ در ساعت ۲۰:۳۳
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.



  5. تشکرها 2


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    این سخن شما بدون دلیل است وادعایی بیش نیست:چنانچه بشر به حدی از تکامل برسد که بتوان قوانین مورد نیاز را در اختیار او قرار داد به گونه ای که در پرتو این رشد بتواند با اتکاء بر این قوانین کلی نیازهای جدید خود را در محدوده دین برطرف کند؛
    از کجا معلوم بشر در 14000 سال پیش به ان تکامل رسیده بود؟
    اتفاقا خیلی خیلی خیلی از تکاملی که الان هست عقب تر بود
    تشخیص اینکه بشر در کدام عرصه و دوره و زمان به این حد تکامل می رسد با من و شما نیست. این تشخیص با خداوند متعال است و ما با قرینه و شواهد علم به چنین موضوعی پیدا می کنیم از جمله بحث خاتمیت.
    بله بشر امروز از بشر گذشته متکاملتر است همانطور که بشر اینده از بشر امروز متکاملتر خواهد بود. ولی در بحث ما هر نوع کمالی منظور نیست. بلکه کمال متناسب با دریافت و حفظ دین مورد توجه است. و خداوند متعال که منشا و فرستنده دین است تشخیص داده است که بشر در آن برهه زمانی خاص به این حد از تکامل رسیده است.

    هواپیماهای امروزی بسیار متکاملتر از هواپیماهای گذشته است ولی از ابتدای قرن نوزدهم به بعد بود که بشر به حدی از تکامل رسید که بتواند کم کم به صنعت هواپیماسازی بپردازد.
    رسیدن به حد اقل و کف کمال و توانمندی برای یک موضوع یک حرف است و اینکه بعد در همان راستا رشد و ترقی استمرار پیدا کند موضوع دیگری است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    و اینکه گفته اید:البته همانطور که در ایات مختلف قران اشاره شده است حقیقت و روح دین در همه دوره ها و عصر همه انبیا یکی بوده است هرچند در برخی فروعات به مقتضای شرایط و عوامل گوناگون و یا نیازهای بشر اختلافهایی با هم داشته اند.
    سخنی است بدون دلیل عقلی
    چون بحث ما برون دینی است نه درون دینی

    اول : این بحث با شما نبوده است که بگویید بحث ما درون دینی است یا برون دینی.
    دوم : از آنجا که عقل در مورد موضوعات عقلی بدون حکم و نظر نیست. بهتر بود می گفتید اگر این مطلب غیر عقلی است پس مطلب عقلیش چیست؟
    سوم : به نظر شما غیر از خداوند متعال چه کسی صلاحیت اظهار نظر در مورد حقیقت ادیان را دارد؟
    چهارم : مطلب مطرح شده دارای دلایل مختلفی از قران است. آیا شما هم برای این حرفتان دلیل دارید؟ چه کسی گفته است صحبت از حقیقت و روح ادیان برون دینی است؟
    پنجم : حقیقت و روح همه ادیان تسلیم بودن در برابر خداوند متعال است همان طور که اصول همه ادیان مشترک است. و این از روشنترین آموزه های عقلی است.
    ششم : صرف اینکه مطلبی در قرآن کریم آمده باشد دلیل بر درون دینی بودن ان نیست. مطالب عقلی فراوانی وجود دارد که به عنوان تاکید و تایید در قرآن کریم مورد توجه قرار گرفته اند.

    هفتم : اصل سوال در مورد علت ختم یا تجدید نبوت است و ما برای این موضوع یک تحلیل عقلی ارائه کردیم. و صحبت در اینکه حقیقت ادیان چیست بحثی جانبی است و در این موضوع نیز هر چند من به قران استناد کرده ام ولی این مطلب قران خود دلیل عقلی است.



    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۹۱/۰۳/۲۵ در ساعت ۱۹:۰۷

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 2 نمایش پست
    تشخیص اینکه بشر در کدام عرصه و دوره و زمان به این حد تکامل می رسد با من و شما نیست. این تشخیص با خداوند متعال است و ما با قرینه و شواهد علم به چنین موضوعی پیدا میکنیم از جمله بحث خاتمیت.
    بله بشر امروز از بشر گذشته متکاملتر است همانطور که بشر اینده از بشر امروز متکاملتر خواهد بود. ولی در بحث ما هر نوع کمالی منظور نست. بلکه کمتال متناسب با دریافت و حفظ دین مورد توجه است. و خداوند متعال که منشا و فرستنده دین است تشخیص داده است که بشر در آن برهه زمانی خاص به این حد از تکامل رسیده است.
    اولا تکامل به همان معنایی را که شما می گویید هم باید از لحاظ برون دینی اثبات کنید که مردم به ان تکامل رسیده بودند
    اینکه می گویید خدا می داند که چنین است 3 اشکال دارد:
    1.همون اول بگوید به خاطر مصلحت خدا خودتان را راحت کنید
    2.از کجا معلوم این دین را خدا فرستاده چون بحث ما برون دینی است(و شما با این پیش فرض جواب داده اید)
    3. از کجا معلوم خدا به علت تکامل بشر در ان زمان ،دین دیگری نفرستاده شاید به دلایل دیگری این کار را نکرده
    و شاید قرینه ای باشد برای اینکه این دین از طرف خدا نیست و ساخته بشر است چون اگر از طرف خدا بود باید با گذشت زمان دین جدید و متکاملتر می امد چون نیامده پس دینها قبلی هم از خدانیست و ساخته بشر است و اصلا خدا دینی نفرستاده (باز دقت کنید بحث ما برون دینی است)


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 2 نمایش پست
    اول : این بحث با شما نبوده است که بگویید بحث ما درون دینی است یا برون دینی.
    دوم : از آنجا که عقل در مورد موضوعات عقلی بدون حکم و نظر نیست. بهتر بود می گفتید اگر این مطلب غیر عقلی است پس مطلب عقلیش چیست؟
    علی الظاهر اقای صخره منظورشان دلیل برون دینی است
    دوم:نه خیر خیلی وقتها عقل در بعضی امور ساکت است و می گویید لا ادری


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 2 نمایش پست
    سوم : به نظر شما غیر از خداوند متعال چه کسی صلاحیت اظهار نظر در مورد حقیقت ادیان را دارد؟
    عقل (اگر بفهمد)چون عقل ما الهمه الله است(طبق گفته ایت الله جوادی در کتاب عقل در هندسه...)
    بر فرض اینکه فقط خدا حق اظهار نظر دارد هم باید بگوییم ما نمی توانیم به نظر خدا برسیم چون بحث ما برون دینی است و در صورت اعتنا به سخنان انبیا دور پیش می اید.



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 2 نمایش پست
    چهارم : مطلب مطرح شده دارای دلایل مختلفی از قران است. آیا شما هم برای این حرفتان دلیل دارید؟ چه کسی گفته است صحبت از حقیقت و روح ادیان برون دینی است؟
    از دو منظر درون دینی و برون دینی می توان در مورد حقیقت ادیان بحث کرد
    ولی سوال دلیل عقلی می خواهد
    پس باید از منظر برون دینی دلیل اورده شود


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 2 نمایش پست
    پنجم : حقیقت و روح همه ادیان تسلیم بودن در برابر خداوند متعال است همان طور که اصول همه ادیان مشترک است. و این از روشنترین آموزه های عقلی است.
    آیا استقرا تام برای ان کرده اید
    شاید ادیانی بوده اند و چنین نبوده اند چون ما حداکثر از 2 تا 3 هزار سال قبل تاریخ مدونی داریم اما قبلش چه؟؟؟؟؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 2 نمایش پست
    ششم : صرف اینکه مطلبی در قرآن کریم آمده باشد دلیل بر درون دینی بودن ان نیست. مطالب عقلی فراوانی وجود دارد که به عنوان تاکید و تایید در قرآن کریم مورد توجه قرار گرفته اند.
    مام هم چنین حرفی نزدیم اما در صورتی این گونه است که شما می گویید باشد شما باید تکیه روی دلیل عقلی ان می کردید نه روی اینکه قران گفته
    ولی به هر حال اگر دلیل عقلی ای بر مدعای خود دارید بیاورید ما نوکرتان هم هستیم
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.



  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    اولا تکامل به همان معنایی را که شما می گویید هم باید از لحاظ برون دینی اثبات کنید که مردم به ان تکامل رسیده بودند
    اینکه می گویید خدا می داند که چنین است 3 اشکال دارد:
    1.همون اول بگوید به خاطر مصلحت خدا خودتان را راحت کنید
    2.از کجا معلوم این دین را خدا فرستاده چون بحث ما برون دینی است(و شما با این پیش فرض جواب داده اید)
    3. از کجا معلوم خدا به علت تکامل بشر در ان زمان ،دین دیگری نفرستاده شاید به دلایل دیگری این کار را نکرده
    و شاید قرینه ای باشد برای اینکه این دین از طرف خدا نیست و ساخته بشر است چون اگر از طرف خدا بود باید با گذشت زمان دین جدید و متکاملتر می امد چون نیامده پس دینها قبلی هم از خدانیست و ساخته بشر است و اصلا خدا دینی نفرستاده
    شما در عالم چیزی غیر از مصلحت و خواست خداوند متعال می بینید؟ تلاش ما تنها برای فهم این مصلحتها است. و الا همه چیز در عالم به خواست و اراده خداوند است. البته اراده ای حکیمانه.
    اصلا از کجا معلوم خدایی باشد؟ از کجا معلوم شما وجود داشته باشید شاید وهم و خیال باشید؟
    اینجا صحبت از علت تجدید یا ختم ادیان است حتی خاتمیت دین اسلام هم مطرح نیست. صحبت از الهی بودن اسلام یا دیگر ادیان را در جایگاه خودش مطرح کنید.
    علت بودن تکامل را در یک تحلیل عرض کردیم هرجایش اشکال دارد بفرمایید.

    لطفا مطلب خودتان را بازخوانی کنید و ربط اشکالاتتان را به بحث من حداقل برای خودتان مشخص کنید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    اولا تکامل به همان معنایی را که شما می گویید هم باید از لحاظ برون دینی اثبات کنید که مردم به ان تکامل رسیده بودند
    (باز دقت کنید بحث ما برون دینی است)
    علی الظاهر اقای صخره منظورشان دلیل برون دینی است
    خیلی به این کلمه برون دینی علاقه نشان میدهید.
    اول : قرار بود بگید کی گفته بحث از ختم و تجدید ادیان برون دینی است.
    دوم : ما فرمایش کاربر محترم صخره را حمل بر یک روش منطقی کرده ایم. زیرا ایشان دقیقا منظور را متوجه شده است.
    دو بحث است :
    الف : علت ختم و تجدید نبوتها. که ما برای این یک تحلیل ارائه کردیم و شما بحث را مصداقی کردید. لطف بفرمایید کج فهمی خودتان را به ایشان نسبت ندهید.
    ب : زمان تحقق این کمال مورد بحث. که گفتم کسی غیر از خدا شایستگی تشخیص آن را ندارد. قرار بود شما اگر کسی را می شناسید معرفی کنید. هرچند این موضوع ربطی به اصل بحث ندارد.

    لطفا روش غیر منطقی خودتان را دارید به ایشان هم نسبت میدهید.
    صحبت از علت ختم و تجدید است نه از زمان ختم و تجدید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    دوم:نه خیر خیلی وقتها عقل در بعضی امور ساکت است و می گویید لا ادری
    جالب است. شما از من دلیل عقلی میخواهید و بعد میگویید عقل ساکت است؟
    بالاخره کچل چنگیز یا چنگیز کچل؟ آیا در این موضوع عقل ساکت است یا دلیل ارائه میدهد؟ اگر ساکت است پس چرا شما طلب دلیل میکنی؟ اگر هم اظهار نظر میکند بسم الله.
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    عقل (اگر بفهمد)چون عقل ما الهمه الله است(طبق گفته ایت الله جوادی در کتاب عقل در هندسه...)
    بر فرض اینکه فقط خدا حق اظهار نظر دارد هم باید بگوییم ما نمی توانیم به نظر خدا برسیم چون بحث ما برون دینی است و در صورت اعتنا به سخنان انبیا دور پیش می اید.
    عقل ما الهمه الله است؟ خب اگر الهامش الهی است پس باز هم به خدا بر میگردد. نام دقیق کتاب هم "منزلت عقل در هندسه معرفت دینی " است.
    عجب!! اگر خدا فقط حق اظهار نظر دارد؛ اون وقت راه اطلاع از ان چیست؟ فکر نمیکنید این کچل موفرفری باشد؟
    از یک طرف میگویید فقط خدا حق اظهار نظر دارد. از یک طرف میگویید نباید به حرف انبیا گوش کنیم؟ خب اون وقت نظر خدا رو از کجا بدونیم؟ عقل هم که ساکت بود ظاهرا.
    اون بحث "دور" و اینها مربوط به یک سری موضوعات دیگر است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    از دو منظر درون دینی و برون دینی می توان در مورد حقیقت ادیان بحث کرد
    ولی سوال دلیل عقلی می خواهد
    پس باید از منظر برون دینی دلیل اورده شود
    گفتم قرآن حقیقت ادیان را یک چیز میداند.
    گفتید بحث برون دینی است.
    گفتم این مطلب قرانی عین عقل است. و دلیلیش هم در جایگاه خودش مطرح شده است. و در آخر همین بحث هم به ان اشاره میکنم.
    باز دوباره حرفتان را تکرار میکنید؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 2 نمایش پست
    چهارم : مطلب مطرح شده دارای دلایل مختلفی از قران است. آیا شما هم برای این حرفتان دلیل دارید؟ چه کسی گفته است صحبت از حقیقت و روح ادیان برون دینی است؟
    قرار بود برای حرفتان دلیل ارائه کنید. نه تکرار ادعی کنید.
    بالاخره عقل ساکت باشد یا از او طلب دلیل کنیم؟
    خب ما که دلیل عقلی بر علت ختم و تجدید نبوتها ارائه کردیم. و شما قرار بود بگید این دلیل عقلی نیست که فرمودید عقل ساکت است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    آیا استقرا تام برای ان کرده اید
    شاید ادیانی بوده اند و چنین نبوده اند چون ما حداکثر از 2 تا 3 هزار سال قبل تاریخ مدونی داریم اما قبلش چه؟؟؟؟؟
    مگر شما برای احکام عقلی استقراء
    هم می کنید؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    مام هم چنین حرفی نزدیم اما در صورتی این گونه است که شما می گویید باشد شما باید تکیه روی دلیل عقلی ان می کردید نه روی اینکه قران گفته
    ولی به هر حال اگر دلیل عقلی ای بر مدعای خود دارید بیاورید ما نوکرتان هم هستیم
    اوردم ولی ظاهرا نخواندید. نیاز نیست نوکر باشید فقط با دقت بخوانید.
    دین یعنی نشان دادن راه از سوی خداوند و پیمودن راه از سوی انسان. به سوی سعادت.
    و این یعنی تسلیم بودن در برابر فرمان خداوند متعال. مطلبی عقلی که در قران کریم هم مورد توجه قرار گرفته است.

    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۹۱/۰۳/۲۵ در ساعت ۱۸:۵۹

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    20
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    این سخن شما بدون دلیل است وادعایی بیش نیست:چنانچه بشر به حدی از تکامل برسد که بتوان قوانین مورد نیاز را در اختیار او قرار داد به گونه ای که در پرتو این رشد بتواند با اتکاء بر این قوانین کلی نیازهای جدید خود را در محدوده دین برطرف کند؛
    از کجا معلوم بشر در 14000 سال پیش به ان تکامل رسیده بود؟
    اتفاقا خیلی خیلی خیلی از تکاملی که الان هست عقب تر بود

    و اینکه گفته اید:البته همانطور که در ایات مختلف قران اشاره شده است حقیقت و روح دین در همه دوره ها و عصر همه انبیا یکی بوده است هرچند در برخی فروعات به مقتضای شرایط و عوامل گوناگون و یا نیازهای بشر اختلافهایی با هم داشته اند.
    سخنی است بدون دلیل عقلی
    چون بحث ما برون دینی است نه درون دینی
    همگی خوبن

    جناب این مسئله خیلی ساده است. شما ظاهرا همینطور خواستید که یک چیزی گفته باشید.

    البته منم شاید بتونم مثل شما چند تا اشکال بی ربط یا با ربط به این مطالب بکنم.

    ولی عزیزم دقت کن :

    پاسخگو میگه :


    چنانچه بشر به حدی از تکامل برسد که بتوان قوانین مورد نیاز را در اختیار او قرار داد به گونه ای که در پرتو این رشد بتواند با اتکاء بر این قوانین کلی نیازهای جدید خود را در محدوده دین برطرف کند؛

    بعد شما میگی :

    از کجا معلوم بشر در 14000 سال پیش به ان تکامل رسیده بود؟
    اتفاقا خیلی خیلی خیلی از تکاملی که الان هست عقب تر بود.

    اصلا مگه این اقا گفته که 1400 سال قبل بشر به تکامل رسیده یا نرسیده.
    یا اینکه بشر امروز کاملتره یا نه.

    که شما این اشکالات رو میکنی؟

    اصلا این اشکال شما یه چیزی از بی ربط هم اونطرفتره.

    جالبه مرتب توی بحث هات هم صحبت از عقل و دلیل عقلی میکنی. ای بد بخت این عقل و دلیل عقلی.

    این یکی دیگه خیلی خنده داره

    پاسخگو میگه :

    البته همانطور که در ایات مختلف قران اشاره شده است حقیقت و روح دین در همه دوره ها و عصر همه انبیا یکی بوده است هرچند در برخی فروعات به مقتضای شرایط و عوامل گوناگون و یا نیازهای بشر اختلافهایی با هم داشته اند.

    بعدش شما میگی :

    ( این ) سخنی است بدون دلیل عقلی
    چون بحث ما برون دینی است نه درون دینی


    خب دقیقا چیش غیر عقلیه؟
    این حرف پاسخگو که میگه قران اینطوری گفته؟
    یا این حرف قران که میگه حقیقت همه ادیان یک چیزه؟

    اون وقت اینی که قران چی گفته و چی نگفته برون دینیه؟ فکر کنم در مورد این درون دینی و برون دینی همینطور یه چیزی شنیدی یا یه سخن رانی گوش دادی جو گرفتد و اومدی اینجا شروع کردی به نوشتن.

    داداش مگه مجبورت کردن حتما یه چیزی بنویسی .
    تعجبم از این پاسخگوهاست که به این مطالب شماها اهمیت میدن.

    ویرایش توسط wezn : ۱۳۹۱/۰۳/۲۴ در ساعت ۱۹:۵۵

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط wezn نمایش پست

    تعجبم از این پاسخگوهاست که به این مطالب شماها اهمیت میدن.
    دوست گرامی ضمن تشکر از شما بابت شرکت در بحث ولی باید خدمتتان عرض کنم اینجا یک سایت پاسخگویی است. و باید نهایت تلاش را برای رفع ابهامات بکار گرفت. یعنی بیشتر سعی بر جواب دادن است تا جواب کردن.

    و ما هم موظفیم مطالب دوستان را حمل بر بهترین وجه کنیم و برای رفع ابهامات تلاش کنیم. هرچند در برخی موارد زحمت ما رو زیاد میکنه و معلوم میشه برخی دوستان دنبال یاد گرفتن نیستند یا بدون تحقیق و بدون دلیل مطالبی را مینویسند. که گاها ممکنه به قول شما حتی به اصل موضوع هم بی ربط باشه.

    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۹۱/۰۳/۲۵ در ساعت ۱۸:۴۵

  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    این سخن شما بدون دلیل است وادعایی بیش نیست:چنانچه بشر به حدی از تکامل برسد که بتوان قوانین مورد نیاز را در اختیار او قرار داد به گونه ای که در پرتو این رشد بتواند با اتکاء بر این قوانین کلی نیازهای جدید خود را در محدوده دین برطرف کند؛
    از کجا معلوم بشر در 14000 سال پیش به ان تکامل رسیده بود؟
    اتفاقا خیلی خیلی خیلی از تکاملی که الان هست عقب تر بود

    و اینکه گفته اید:البته همانطور که در ایات مختلف قران اشاره شده است حقیقت و روح دین در همه دوره ها و عصر همه انبیا یکی بوده است هرچند در برخی فروعات به مقتضای شرایط و عوامل گوناگون و یا نیازهای بشر اختلافهایی با هم داشته اند.
    سخنی است بدون دلیل عقلی
    چون بحث ما برون دینی است نه درون دینی
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    اولا تکامل به همان معنایی را که شما می گویید هم باید از لحاظ برون دینی اثبات کنید که مردم به ان تکامل رسیده بودند
    اینکه می گویید خدا می داند که چنین است 3 اشکال دارد:
    1.همون اول بگوید به خاطر مصلحت خدا خودتان را راحت کنید
    2.از کجا معلوم این دین را خدا فرستاده چون بحث ما برون دینی است(و شما با این پیش فرض جواب داده اید)
    3. از کجا معلوم خدا به علت تکامل بشر در ان زمان ،دین دیگری نفرستاده شاید به دلایل دیگری این کار را نکرده
    و شاید قرینه ای باشد برای اینکه این دین از طرف خدا نیست و ساخته بشر است چون اگر از طرف خدا بود باید با گذشت زمان دین جدید و متکاملتر می امد چون نیامده پس دینها قبلی هم از خدانیست و ساخته بشر است و اصلا خدا دینی نفرستاده (باز دقت کنید بحث ما برون دینی است)

    علی الظاهر اقای صخره منظورشان دلیل برون دینی است
    دوم:نه خیر خیلی وقتها عقل در بعضی امور ساکت است و می گویید لا ادری

    عقل (اگر بفهمد)چون عقل ما الهمه الله است(طبق گفته ایت الله جوادی در کتاب عقل در هندسه...)
    بر فرض اینکه فقط خدا حق اظهار نظر دارد هم باید بگوییم ما نمی توانیم به نظر خدا برسیم چون بحث ما برون دینی است و در صورت اعتنا به سخنان انبیا دور پیش می اید.

    از دو منظر درون دینی و برون دینی می توان در مورد حقیقت ادیان بحث کرد
    ولی سوال دلیل عقلی می خواهد
    پس باید از منظر برون دینی دلیل اورده شود

    آیا استقرا تام برای ان کرده اید
    شاید ادیانی بوده اند و چنین نبوده اند چون ما حداکثر از 2 تا 3 هزار سال قبل تاریخ مدونی داریم اما قبلش چه؟؟؟؟؟

    مام هم چنین حرفی نزدیم اما در صورتی این گونه است که شما می گویید باشد شما باید تکیه روی دلیل عقلی ان می کردید نه روی اینکه قران گفته
    ولی به هر حال اگر دلیل عقلی ای بر مدعای خود دارید بیاورید ما نوکرتان هم هستیم
    دو مطلب از سوی شما مورد اشکال قرار گرفت :

    اول :
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 2 نمایش پست
    چنانچه بشر به حدی از تکامل برسد که بتوان قوانین مورد نیاز را در اختیار او قرار داد به گونه ای که در پرتو این رشد بتواند با اتکاء بر این قوانین کلی نیازهای جدید خود را در محدوده دین برطرف کند؛
    و اشکال شما :
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    از کجا معلوم بشر در 14000 سال پیش به ان تکامل رسیده بود؟
    اتفاقا خیلی خیلی خیلی از تکاملی که الان هست عقب تر بود
    ضمن اینکه به قول دوستمون از نظر منطقی این اشکالات شما هیچ ربطی به بحث من ندارد.
    مطلب بنده تحلیلی عقلی است که تقریبا در همه کتابهایی که در مورد فلسفه ختم نبوت صحبت کرده اند مورد اشاره قرار گرفته است حالا یا مفصلتر یا با عباراتی دیگر. میتونید به ختم نبوت شهید مطهری ره مراجعه کنید.

    اگر حقیقتا به اصل این موضوع ایرادی دارید بیان کنید.

    و دوم :

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 2 نمایش پست
    البته همانطور که در ایات مختلف قران اشاره شده است حقیقت و روح دین در همه دوره ها و عصر همه انبیا یکی بوده است هرچند در برخی فروعات به مقتضای شرایط و عوامل گوناگون و یا نیازهای بشر اختلافهایی با هم داشته اند.
    و اشکال شما :

    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    سخنی است بدون دلیل عقلی
    چون بحث ما برون دینی است نه درون دینی
    بهتر بود میگفتید کجایش غیر عقلی است؟
    و کدام بحث برون دینی است؟

    دوست گرامی توصیه میکنم به جای اینکه وقتتون رو برای این مطالبی که که بعضا متناقض و غیر علمی و بی ربط است؛ بگذارید کمی سراغ مطالعه بروید. یا حد اقل سعی کنید سوالاتی مطرح کنید که برای خودتان یا دیگران یک فایده و ثمره ای داشته باشد.

    من در دو پست بعد از اشکالات شما سعی کردم با بکار گرفتن ذهن خود شما کمک کنم. پی به اشتباهتان در طرح مطالبتان ببرید و الا نوشته های شما از ابتدا ربطی به این بحث نداشت.

    و بر اساس تجربه خدمتتان عرض کنم. اگر با دیده انصاف نگاه کنید حداقلش این است که سعی میکنید سوالاتتان را تغییر دهید و سوالات متناسب با موضوع مطرح کنید.
    و اگر چون حرفی زده اید باید پاش وایسید خب این موضوع تا چند صفحه جلو میرود و مرتب مطالب تکراری؛ تکرار میشود.

    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۹۱/۰۳/۲۵ در ساعت ۱۸:۴۷

  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 2 نمایش پست
    دوست گرامی ضمن تشکر از شما بابت شرکت در بحث ولی باید خدمتتان عرش کنم اینجا یک سایت پاسخگویی است. و باید نهایت تلاش را برای رفع ابهامات بکار گرفت. یعنی بیشتر سعی بر جواب دادن است تا جواب کردن.

    و ما هم موظفیم مطالب دوستان را حمل بر بهترین وجه کنیم و برای رفع ابهامات تلاش کنیم. هرچند در برخی موارد زحمت ما رو زیاد میکنه و معلوم میشه برخی دوستان دنبال یاد گرفتن نیستند یا بدون تحقیق و بدون دلیل مطالبی را مینویسند. که گاها ممکنه به قول شما حتی به اصل موضوع هم بی ربط باشه.
    من این قدر از ایشان و لحن ایشان از سخن گفتن بدم امد که اصلا پستشان را لایق پاسخگویی نمی دانم
    اما تعجم از شماست که حتی یک تذکر کوچک به این بی احترامی های ایشان نداده اید!!!!!!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط wezn نمایش پست
    ای بد بخت این عقل و دلیل عقلی
    نقل قول نوشته اصلی توسط wezn نمایش پست
    تعجبم از این پاسخگوهاست که به این مطالب شماها اهمیت میدن
    و حتی حرفهای غیر منطقی ایشان را در آخر به گونه ای تثبیت کرده اید!!!!!!!!!
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود