جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مساله پرستش و عبادت و شريعت و رابطه آن با بالاترین درجه عرفان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    94
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مساله پرستش و عبادت و شريعت و رابطه آن با بالاترین درجه عرفان




    سلام یه سوالی داشتم كساني كه به مراتب بالاي عرفان رسيده اند، مساله پرستش و عبادت و شريعت را چگونه تفسير مي كنند؛ به خصوص كه برخي از اعمال را ترك مي كنند؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي کلامي

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۶/۲۷ در ساعت ۱۵:۰۲


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام و رحمت خداوند متعال بر همگان



    نقل قول نوشته اصلی توسط raze_shab نمایش پست
    سلام یه سوالی داشتم كساني كه به مراتب بالاي عرفان رسيده اند، مساله پرستش و عبادت و شريعت را چگونه تفسير مي كنند؛ به خصوص كه برخي از اعمال را ترك مي كنند؟
    سلام بر شما و تشکر از سوال خوبتون

    البته مورد سوال شما از نظر مصداقی کمی مبهم است (یعنی مشخص نکرده اید که کدام عرفا؛ برخی از کدام اعمال را ترک میکنند؟) ولی فعلا نکاتی را عرض میکنم و در صورت لزوم مطالب دیگر را در ادامه بررسی خواهیم کرد.
    برای بررسی ابتدا باید دو موضوع را تبیین کنیم :

    1.عرفان و مراتب بالای عرفان.
    2. پرستش و عبادت و شریعت.

    عرفان را از زوایای مختلف و با رویکردهای مختلف معنی کرده اند ولی ما در اینجا یک معنای فراگیر و همه فهم و در عین حال درست را از ان ارائه میکنیم :
    عرفان و مراتب بالای عرفان برگرفته از معرفت و شناخت صحیح از مجموعه نظام هستی و خصوصا منشا حقیقی هستی یعنی خداوند متعال است که تقوی به معنای حقیقی از اثار ان است.

    شریعت مجموعه ای از دستور عملهای خاص است ساز وکار زندگی و عبور صحیح از مرحله دنیا را برای انسان طراحی میکند.

    یکی از نقاط مشترک این دو موضوع همگانی بودن انها میباشد به این معنی که؛
    اگر رسیدن به مراتب بالای عرفانی در دسترس همه افراد قرار دارد، و لو به صورت نسبی؛
    احکام شرعی نیز همگانی است و در ادله این احکام هیچگونه تخصیصی وجود ندارد که مثلا در فلان مرحله یا جایگاه نیازی به عمل نیست.

    تصور غلط در رابطه این است که شریعت برای عرفان مانند نردبان برای پشت بام است که بعد از رسیدن به پشت بام دیگر نیازی به نردبان نیست.

    در حالی که رابطه این دو مانند تنه درخت برای شاخه ها و میوه ها و یا مانند ستونهای یک ساختمان برای ساختمان است؛ که شاخ و برگها بدون تنه هیچند و ساختمان هرگز از ستونها بی نیاز نیست.
    بلکه در نظری دقیقتر این رابطه مانند رابطه روشنایی لامپ خانه ما و کابلهای برق است که روشنایی پیوسته نیازمند اتصال و برقراری جریان برق است.

    و این موضوع از دو زاویه قابل تحلیل است؛
    یکی اینکه هر چند ما احکام شرعی را اعتباری و مشروط به بیان شارع میدانیم ولی در حقیقت بین این احکام و اعمال و حقیقت سعادت انسان و سیر الی الله یک رابطه حقیقی و تکوینی برقرار است زیرا ما معتقدیم قطعا این احکام دارای پشتوانه عقلی و بر اساس حکمت است.

    و دیگر اینکه در بررسی مصادیق وقتی رفتار کسانی که در قله معرفت الهی ایستاده اند و بالاترین مراتب عرفان حقیقی را طی کرده اند مانند پیامبر اسلام ص و ائمه طاهرین ع و دیگر پیامبران ع هرگز لحظه ای از عمل به احکام شرعی جدا نشدند.

    بنابر این به نظر می اید هر عرفانی که نتیجه اش جدا شدن از اعمال شرعی و کنار گذاشتن احکام دینی باشد قطعا بیراهه است و به خطا. البته چنانچه این ترک بعضی از اعمال سیر رو به رشد داشته باشد یعنی برخی از اعمالی که در مراحل پایینتر انجام میدهد در مراحل بالاتر انجام ندهد مثلا در مرحله عمل رعایت مستحبات و مکروهات را نیز برای خودش لازم بداند در چهارچوب همان تعبیر معروف "حسنات الابرار سیئات المقربین" باشد؛ خب این قابل قبول است و در واقع از باب ترک عمل نیست بلکه رو آوردن به عملی برجسته تر است.



    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۹۰/۰۷/۰۵ در ساعت ۰۶:۰۸

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود