صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐




    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐

    بنال ای دل که در نای زمان فریاد را کشتند
    بهین آموزگار مکتب ارشاد را کشتند

    اساتید جهان باید به سوک علم بنشینند
    که در دانشگه هستی بزرگ استاد را کشتند

    به جرم پاسداری از حریم عترت وقرآن
    رئیس مذهب والگوی عدل وداد را کشتند

    بجای اشک وخوندل ببار ای آسمان زین غم
    که نور دیدگان سید امجاد را کشتند

    دریغ ودرد کز بیداد منصور ستمگر
    به جرم یاری دین مظهر امدادا را کشتند

    به جنّت مادرش زهرا پریشان کرده گیسو را
    که بهر حفظ قرآن شافع میعاد را کشتند

    من ژولیده میگویم زنسل ساقی کوثر
    امام جانشین وپنجمین اولاد را کشتند

    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐


    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در ساعت ۱۸:۲۵


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐


    دلم هواى بقيع دارد و غم صادق

    عزا گرفته دل من ز ماتم صادق

    دوباره بيرق مشكى به دست دل گيرم
    زنم به سينه كه آمد محرم صادق

    سلام من به بقيع و به تربت صادق
    سلام من به مدينه به غربت صادق

    سلام من به مدينه به آستان بقيع
    سلام من به بقيع و كبوتران بقيع

    سلام من به مزار معطّر صادق
    كه مثل ماه درخشد به آسمان بقيع

    سلام من به ششم ماه فاطمىّ بقيع
    سلام من به گل ياس هاشمىّ بقيع

    ز غربتش چه بگويم كه سينه‏ها خون است
    براى صادق زهرا مدينه محزون است

    دلم دوباره به ياد رئيس مذهب سوخت
    كه ذكر غربت ليلى حديث مجنون است

    همانكه غربتش از قبر خاكى‏اش پيداست
    امام صادق شيعه سلاله زهراست

    ز بسكه كينه و غربت به هم موافق شد
    هدف به تير جسارت امام صادق شد

    همانكه فاطمه را بين كوچه زد گويا
    ز كينه قاتل اين پيرمرد عاشق شد

    امام پير و كهنسال شيعه را كشتند
    امان كه روح سبكبال شيعه را كشتند

    براى فاطمه از بى كسى سخن مى ‏گفت
    براى مادرش از غربت وطن مى ‏گفت

    بخاك حجره‏اش از سوز سينه مى‏ غلطيد
    پسر به مادر خود از كتك زدن مى ‏گفت

    از آن شبى كه زد او را ز كينه اِبْن‏ ربيع
    دوانده در پى‏ اش اندر مدينه ابن‏ ربيع

    فضاى شهر مدينه بياد او تار است
    هنوز سينه آن پير عشق خونبار است

    هنور مى ‏كشد او را عدو به دنبالش
    هنوز هم ز عدويش دلش به آزار است

    هنوز تلخى كامش به حسرت شهدى است
    هنوز چشم دلش به رسيدن مهدى است


    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در ساعت ۱۸:۲۶


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐



    امشب امام هفتم تنها بگريد
    منصور دون بخندد، زهرا بگريد

    شد پاره قلب قرآن ناطق
    امام صادق ، امام صادق

    استاد كل هستى با جسم خسته
    رفته از اين جهان با، دل شكسته

    دردا كه كشته منصور مولاى ما را
    فرزند زهرا و حجت خدا را

    شد پاره قلب قرآن ناطق
    امام صادق ، امام صادق

    يا رب من ارزوى مدينه دارم
    شايد به خاك قبرش صورت گذارم

    دوباره داغ شيعه گرديده تازه
    دارد نگاه حسرت بر ان جنازه

    شد پاره قلب قرآن ناطق
    امام صادق ، امام صادق

    آخر ز زهر منصور، مولا فدا شد
    اعضاى او چو قرآن ، از هم جدا شد

    تا بوت او به دوش اهل مدينه
    زهرا زند از اين غم بر سر و سينه


    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در ساعت ۱۸:۲۶


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐


    لبالب شد ز خون دل اياغ حضرت صادق
    دلم چون لاله مى سوزد ز داغ حضرت صادق

    چو در خاك مدينه زائرش منزل كند از جان
    به هرجا اشك مى گيرد سراغ حضرت صادق

    در اين شب ها بود روشن مزار بى رواق او
    كه باشد اشك مهدى چلچراغ حضرت صادق

    خزان هرگز نمى گردد بهار دانش و بينش
    از آن گل ها كه بشكفته به باغ حضرت صادق

    معطر مى كند بوى دل آويزش فضاى جان
    همان گل هاى علم باغ و راغ حضرت صادق

    نشسته در عزا موسى بن جعفر با دلى سوزان
    زند آتش به جانش سوز داغ حضرت صادق

    ز شعر جانگدازت شعله خيزد «حافظى» زيرا
    شد از خون جگر لبريز اياغ حضرت صادق


    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در ساعت ۱۸:۲۷

  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐


    داغ صادق شرر سینه ام افروخته کرد
    جگری سوخته یاد از جگر سوخته کرد

    جگری سوخته کز داغ بر افروخته بود
    باز هم از اثر زهر جفا سوخته بود

    بر جگر آنکه ولایت به موالی همه داشت
    محنت کشتن اولاد بنی فاطمه داشت

    آن امامی که لوای شرف افراخته بود
    زهر منصور به جانش شرر انداخته بود

    آه از آنروز که بگرفت زطاغوت زمان
    آتش از چار طرف خانه او را به میان

    وندر خرمن آتش ولی رب جلیل
    راه می رفته و میگفت منم پور خلیل

    شعله را چون به در خانه تماشا می کرد
    یاد آتش زدن خانه زهرا می کرد

    آنکه هم ظاهر رو هم باطن ما می داند
    با دلش زهر چه کرده است خدا می داند

    روح دین بود ولی بی تب و بی تابش کردند
    شمع کانون وفا بود که آبش مردند

    چارمین قبله عشق است به دامان بقیع
    رونق دیگر از او یافت گلستان بقیع
    مؤید


    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در ساعت ۱۸:۲۷

  8. تشکرها 2


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐


    زين ماتمى كه چشم ملايك ز خون، ترست
    گويا عزاى صادق آل پيمبرست

    يا رب چه روى داده، كزين سوگ جانگداز
    خلقى پريش خاطر و دل ها پرآذرست

    مُلك و مَلَك به ناله و افغان و اشك و آه
    چون داغدار، حضرت موسى بن جعفرست

    خون مى رود ز فرط غم از چشم شيعيان
    زيرا كه قلب عالم امكان مكدَّرست

    منصور، شاد گشت ز قتل خديو دين
    امّا به خُلد، غمزده زهراى اطهرست

    او گرچه كشت خسرو دين را ولى به دهر
    نامش به ننگ تا به ابد ثبت دفترست

    تن درنداد بر ستم و اين كلام نغز
    بر پيروان حقّ و عدالت مقرّرست

    آزادْمرد، تن به زبونى نمى دهد
    مرگ از حيات در نظر مرد خوشترست

    تنها نه اشكبارْ چشم «صفا» زين عزا بود
    دل هاى شيعيان همه از غم مكدّرست


    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در ساعت ۱۸:۳۱

  10. تشکرها 2


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐


    من كيستم حقيقت حق را خزانه ام
    بيرون ز مرز فكر و خيال و فسانه ام

    بنيانگذار مذهب و مسندنشين علم
    فيض مدام فلسفه عارفانه ام

    سبط نبى و پور على، نجل فاطمه
    الگوى صبر و صلح حسن را نشانه ام

    آئينه دار نهضت سرخ حسينى ام
    چون عابدين به نخل عبادت جوانه ام

    بحرالعلوم باب من است و سخا و جود
    يك قطره اى بود ز يم بيكرانه ام

    استاد فقه و فلسفه و منطق و اصول
    پرچم فراز علم به قاف زمانه ام

    با اين همه جلال در اين جوّ قيرگون
    محصور كرده خصم ستم پيشه خانه ام

    از يورش شبانه ابن الرّبيع پست
    آيد به ناله سنگ ز سوز شبانه ام

    لرزد به سان بيد تن اهل بيت من
    تا مى كشد ز خانه برون وحشيانه ام

    آن بى حيا سواره و من با تن ضعيف
    پاى پياده در پى اسبش روانه ام

    تندى كند كه تند برو در بر امير
    كندى اگر كنم بزند تازيانه ام

    آنان كه سوخته اند دَرِ خانه على
    آتش زدند از ره كين درب خانه ام


    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐


    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در ساعت ۱۸:۳۰

  12. تشکرها 2


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐


    بسته بر شادىّ و عشرت غصه و غم راه را
    عقده از غم بر رخ دل بسته راه آه را

    بر دلم داغى گران باشد كه جانم سوخته
    مانم آيا با كه گويم اين غم جانكاه را؟

    شد رئيس مذهب ما از جفا خونين جگر
    اين مصيبت كرده دلخون مردم آگاه را

    آن كه با خون جگر بر شيعيان هموار كرد
    در خط سرخ ولايت تا قيامت راه را

    زهر كين نوشيد امّا با عدو سازش نكرد
    كرد تا رسواى عالم دشمن بدخواه را

    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در ساعت ۱۸:۳۱

  14. تشکرها 2


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐



    هر طرف به کمان تیر غم زمانه گرفت
    دل مرا که بسی بود خون، نشانه گرفت

    چو جد خویش علی سالها به خانه نشاند
    ز دیده ام همه شب اشک دانه دانه گرفت

    هنوز خانه زهرا نرفته بود زیاد
    که آتش از درو دیوار من زبانه گرفت

    سپاه کفر به کاشانه ام حجوم آورد
    مرا بزمزمه و ناله شبانه گرفت

    زباغ فاطمه صیاد، مرغ سوخته را
    دل شب آمد و در کنج آشیانه گرفت

    سر برهنه و پای پیاده برد مرا
    پی اذیت من بارها بهانه گرفت

    هنوز خستگی راه بود در بدنم
    که خصم تیغ به قتلم در آن میانه گرفت

    هزار شکرکه زهر جفا نجاتم داد
    مرا بموج غم از مردم زمانه گرفت

    چه خوب اجر رسالت گرفت آل رسول
    که گه بزهر جفا گه به تازیانه گرفت

    گرفت تاسمت نوکری زما«میثم»
    مقام سروری و جاودانه گرفت



    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در ساعت ۱۸:۳۳

  16. تشکرها 2


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐


    گوشه ای از حرای حجرهء خویش
    نیمه شبها،خدا خدا می کرد

    طبق رسمی که ارث مادر بود
    مردم شهر را دعا می کرد

    هر ملک در دل آرزویش بود
    بشنود سوز ربنایش را

    آرزو داشت لحظه ای بوسد
    مهر و تسبیح کربلایش را

    هر زمان دل شکسته تر می شد
    «فاطمه اشفعی لنا» می خواند

    زیرلب با صدای بغض آلود
    روضهء تلخ کوچه را می خواند

    عاقبت در یکی از آن شبها
    دل او را به درد آوردند

    بی نمازان شهر پیغمبر
    سرسجاده دوره اش کردند

    پیرمرد قبیلهء ما را
    در دل شب،کشان کشان بردند

    با طنابی که دور دستش بود
    پشت مرکب،کشان کشان بردند

    ناجوانمردهای بی انصاف
    سن وسالی گذشته از آقا !؟

    می شود لااقل نگهدارید
    حرمت گیسوی سپیدش را

    پابرهنه،بدون عمامه
    روح اسلام را کجا بردید؟

    سالخورده ترین امامم را
    بی عباوعصا کجا بردید؟

    نکشیدش،مگر نمی بینید!؟
    زانویش ناتوان و خسته شده

    چقدر گریه کرده او نکند؟
    حرمت مادرش شکسته شده

    ای سواره،نفس نفس زدنش
    علت روشن کهن سالی است

    بسکه آقای ما زمین خورده!؟
    در نگاه تو برق خوشحالی است

    جگرم تیر می کشد آقا
    چه بلاهایی آمده به سرت!

    تو فقط خیزران نخورده ای و
    شمر وخُولی نبوده دوروبرت

    به خدا خاک بر دهانم باد
    شعر آقا کجا و شمر کجا!؟

    حرف خُولی چرا وسط آمد؟
    سرتان را کسی نبرد آقا

    به گمانم شما دلت می خواست
    شعر را سمت کربلا ببری

    دل آشفتهء محبان را
    با خودت پای نیزه ها ببری

    شک ندارم شما دلت می خواست
    بیت ها را پر از سپیده کنی

    گریه هایت اگر امان بدهد
    یادی از حنجر بریده کنی

    وحيد قاسمي

    ▐*♥* ▐طنين غم در سوگ ششمين پيشواي شيعيان ▐*♥* ▐

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در ساعت ۱۸:۳۶

  18. تشکرها 2


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود