جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: صلح حدبيه

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    صلح حدبيه




    صلح حدیبیه
    در ماه ذی‌قعده سال ششم، پیامبر (ص) در خواب دید با یارانش به مكه رفته و به انجام حج عمره در كعبه موفق گشته‌اند. پیامبر به دنبال آن از مسلمانان و قبایل اطراف مدینه دعوت كرد با او برای انجام عمره به مكه بروند.اكثریت مهاجر و انصار مدینه همراه پیامبر از مدینه بیرون رفتند.
    پیامبر به «ذی‌الحلیفة» (اكنون «مسجد شجره» در آن است) رسید، جامه احرام پوشید و بر هفتاد شتر نشانه قربانی زد و از جلو راند تا به قریش بفهماند كه او تنها برای انجام حج عمره و طواف كعبه آمده است.
    در دو منزلی مكه، مردی بنام بشیر، در گزارش وضعیت مکه به پیامبر گفت: قریش برای جلوگیری از شما همگی همراه خانواده‌شان از شهر خارج شده تا نگذارند شما مكه بیایید و خالدبن ولید با دویست نفر پیشاپیش تا «كراع الغمیم» آمده‌اند.
    پیامبر فرمود:
    «وای بر قریش كه هستی خود را با كینه توزی‌ها از دست داده‌اند. من در راه این دین آن قدر می‌جنگم تا خدا آن را پیروز گرداند یا كشته شوم!»
    سپس فرمود: كیست تا ما را از راهی ببرد كه با قریش برخورد نكنیم؟
    مردی این كار را بر عهده گرفت سپس مهار شتر پیامبر را به دست گرفت و پس از عبور از راه‌های دشوار تا روستای «حدیبیه» در نزدیكی مكه رفتند.
    ناگهان شتر از رفتن ایستاد و پیامبر فرمود: من امروز هر پیشنهاد قریش مبنی بر مراعات خویشاوندی را می‌پذیرم.

    رفت و آمد فرستادگان قریش
    قریشیان، آمدن مسلمانان به مكه را برای خود ننگ می‌دانستند. وقتی چند نفر از بزرگان قریش نزد پیامبر (ص) آمده هدف او را از سفر به مكه می­‌پرسیدند پیامبر پاسخ همه را به یك گونه می‌داد و می‌فرمود:
    «ما برای زیارت كعبه و انجام عمره آمده‌ایم سپس این شتران را قربانی كرده گوشت آن‌ها را برای شما وامی‌گذاریم و بازمی‌گردیم!»
    عروة بن مسعود ثقفی، وقتی از نزد پیامبر(ص) برگشت، به قریش ­گفت:
    «من به دربار فرمانروایان ایران و روم و حبشه رفته‌ام و چنین احترامی كه پیروان محمد از او می‌كنند در دربارهای آن‌ها ندیده‌ام و او را تسلیم شما نخواهند كرد.»
    قریشیان، مكرز بن حفص را با گروهی فرستادند تا مسلمانی را دستگیر كرده و با گروگان‌گیری بتوانند خواسته خود را بر مسلمانان بقبولانند، اما مكرز و همراهان به دست مسلمانان اسیر شدند و پیامبر دستور داد آن‌ها را آزاد كنند.
    پیامبر (ص)، به عمر فرمود: نزد قریش برو و هدف ما را از سفر به مكه، به آن‌ها برسان. عمر كه از قریش بر جان خود می‌ترسید گفت: بهتر است عثمان را بفرستی كه خویشانی در مكه دارد و می‌توانند از او حمایت كنند.
    پیامبر (ص)، عثمان را به مكه فرستاد و عثمان در پناه پسر عمویش (ابان بن سعید) پیام پیامبر را به قریش رساند.
    قریش گفتند: ما نمی‌گذاریم محمد طواف كعبه كند ولی خودت می‌توانی طواف كنی؟
    عثمان گفت:‌تا پیامبر طواف نكند من طواف نمی‌كنم. قریشیان او را در مكه زندانی كردند.

    بیعت رضوان
    به مسلمانان خبر رسید كه عثمان را كشته‌اند! پیامبر فرمود: از زیر این درخت برنخیزم تا تكلیفم را با قریش معلوم سازم و به دنبال آن از مسلمانان برای دفاع از اسلام بیعت گرفت که این بیعت را «بیعت شجره» گفته‌اند.
    پیامبر با عمل به قریشیان فهماند که اگر سر جنگ داشته باشند او نیز آماده جنگ خواهد شد.

    تنظیم صلح‌نامه توسط فرستاده قریش
    قریش پس از مشورت­های زیاد، سهیل بن عمرو را فرستاد تا صلح­نامه­ای بین پیغمبر و او بسته شود. پس از مذاکرات، مواد زیر نوشته شد:
    1) از این تاریخ به بعد، جنگ تا ده سال میان طرفین ترك شود.
    2) اگر كسی از قریشیان كه تحت قیمومیت و ولایت دیگری است بدون اجازه سرپرست خود به نزد محمد آمد مسلمانان او را به سرپرست او بازگردانند ولی باز گرداندن مسلمانان از مكه به مدینه، الزامی نیست.
    3) پیمان بستن قبایل عرب با یكی از دو طرف آزاد است و از طرف قریش، الزام و تهدیدی در این كار انجام نشود.
    4) محمد و پیروانش باید امسال از رفتن به مکه صرف نظر کنند و سال آینده می‌توانند برای زیارت كعبه و عمره به مكه بیایند مشروط بر آن كه سه روز بیشتر در مكه نمانند و به جز شمشیر در غلاف، اسلحه‌ای با خود نیاورند.
    5) طرفین راه‌های تجاربی را برای همدیگر آزاد بگذارند و مزاحمتی برای یكدیگر فراهم نكنند.
    6) تبلیغ اسلام در مكه آزاد باشد و مسلمانان مكه بتوانند آزادانه مراسم مذهبی خود را انجام دهند و كسی حق سرزنش و آزار آن‌ها را نداشته باشد.
    پس از امضای قرارداد، قبیله خزاعه، هم پیمان پیامبر و قبیله بكر، هم‌پیمان قریش شد و قبیله بكر با شبیخون به قبیله خزاعه، مقدمه نقض قرارداد را فراهم ساخت و سبب شد تا پیامبر در سال هشتم با لشكری برای دفاع از قبیله خزاعه به سوی مكه حركت كند.
    این قرارداد، پیروزی بزرگی برای مسلمانان به ارمغان آورد، چنان‌كه به گفته بسیاری از مفسران، سوره فتح در همین رویداد ناز ل شد.
    از زهری نقل شده است:
    «برای مسلمانان، پیروزی‌ای بزرگ‌تر از صلح حدیبیه نبود، زیرا مسلمانان پیوسته در جنگ با مشركان بودند و از آن پس با خیالی آسوده به دین‌آموزی و دفع دشمنان دیگر و گسترش اسلام در جزیرة العرب و قاره‌ها و سرزمین‌های دیگر پرداختند و عموم مورخان، نامه‌نگاری پیامبر را به سران جهان برای پذیرش اسلام و رویدادهای بعدی را پس از صلح حدیبیه دانسته‌اند.»
    پیروزی دیگری این قرارداد برای مسلمانان آن بود كه تازه مسلمانان در مكه می‌توانستند آزادانه مراسم دینی را انجام دهند و به تبلیغ اسلام در مكه و اطراف آن بپردازند و افراد بسیاری را مسلمان كنند.

    مأخذ:


  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قرآن و صلح حدیبیه‏

    قرآن کریم درباره صلح حدیبیه سخن گفته، و این صلح تاریخی را مورد تمجید و تحسین قرار داده، و به دستاوردهای عظیم آن، که صحابه حقیقت آن را درنیافته، و از اینرو در برابر آن بمعارضه‏ای شدید پرداختند، اشارت کرده. و همچنین قرآن کریم این صلح را بعنوان عظیم‏ترین پیروزی برای مسلمین یاد کرده، و در سوره «فتح» که در راه بازگشت از حدیبیه بر پیمبر (ص) نازل شده آنرا بصفت فتح مبین توصیف نموده، و عموم مفسرین و محدثین برآنند که سوره فتح درباره صلح حدیبیه نازل شده است، و مقصود از «فتح» که در این سوره آمده، همان صلح تاریخی حدیبیه است.

    ستایش اهل حدیبیه از سوی خدای تعالی‏
    در این سوره خدای تعالی «اصحاب شجره» را که در حدیبیه پیمان خون با پیمبر (ص) منعقد کردند ستوده است، و رضایت خود را از ایشان اعلام فرموده است، و دراین باره گفته است: «هر آینه بحقیقت خدا از مؤمنین راضی شد،زمانیکه در زیر آن درخت با تو بیعت میکردند، پس آنچه را که در دل داشتند دانست، و از اینرو آرامش و سکون را بر ایشان نازل کرد، و فتحی عاجل را نصیب ایشان ساخت» { سوره فتح، آیه 18}.
    همچنین خدای تعالی عظمت عمل بیعت کنندگان حدیبیه را مورد ستایش قرار داده، و بیعت ایشان با پیمبر (ص) را بیعت با خود بحساب آورده، و شک نیست که این بالاترین مرتبه تکریمست: «بیمگان کسانیکه در زیر آن درخت با تو بیعت میکنند، همانا که با خدا بیعت مینمایند، دست خدا روی دستهای ایشانست، پس هرکس که آن بیعت را بشکند، همانا که بزیان خود میشکند، و کسیکه بتعهد خود در برابر خدا وفادار بماند، خدا اجری عظیم به او عطا میکند {سوره فتح،آيه10}.
    همچنین در سوره فتح خدای تعالی منافقین و قبائل مشرکی را مورد نکوهش قرار میدهد که پیمبر (ص) در میانگین راه سفرش از مدینه به مکه بر ایشان بگذشت و آنان را بمصاحبت خود در این سفر تاریخی فراخواند، ولی ایشان از پذیرفتن این دعوت کاهلی کردند، و بگمان اینکه پیمبر (ص) و اصحاب او در برابر قریش شکست خواهند خورد از این کار سر باز زدند. و قرآن کریم در این باره میگوید: «... تا خدا منافقین و منافقات و مشرکین و مشرکات را - که گمان بد بخدا میبردند، و می‏پنداشتند که خدا پیمبر (ص) و اصحاب را مقهور نیروهای اهریمنی شرک خواهد ساخت - معذب سازد، و ایشان در دائره سوء واقع شده‏اند چنانکه از آن دائره راه بدر نمیبرند، و خدا بر ایشان خشم گرفته، و آنان را از رحمت خود دور ساخته، و دوزخ را برای ایشان آماده کرده است، و دوزخ بد فرجامی است .{سوره فتح،آيه6}.

    همچنین قرآن درباره گروهی دیگری از مافقین سخن بمیان آورده و ایشان را رسوا ساخته است، و اینگروه کسانی بودند که پیمبر (ص) بهنگام عزیمت سفر از ایشان طلب یاری و همکاری کرد، و آنان را بشرکت در کاروان عمره فرا خواند، ولی این گروه معتقد بودند، که پیمبر(ص) و همراهانش همگی بدست قریش کشته خواهند شد، و از بازگشت پیمبر(ص) و توفیق عظیم و پیروزی خطیر آن سرور، متملقانه بنزد آن حضرت آمدند و تقاضای عفو و طلب آمرزش کردند، و قرآن درباره اینگروه از منافقین میگوید:
    «واپس ماندگان قبائل اعراب با تو خواهند گفت:گرفتاری اموال و اولادمان ما را از مصاحبت شما در اینسفر بازداشت، پس اکنون برای ما از خدا آمرزش بخواه اینان چیزی را بر زبان می‏آورند که در دل ندارند. در رد اظهارات ایشان بگو:شما نه بعلت گرفتاری اموال و اولاد، بلکه از ترس کشته شدن بدست قریش از این سفر خودداری کردید، و از این رهگذر دفع خطر از جان خویش را خواستید ولی نیندیشیده‏اید که اگر خدا ضرری را برای شما بخواهد، یا نفعی را برایتان ارائه کند، چه کسی قادر است که قضای او را از سوی شما بگرداند؟ این اعمال منافقانه و ظاهرسازیهای مزورانه چیزی را بر خدا مستور نمیدارد؟ بلکه خدا نسبت به هر عملی که از شما سرزند محیط و آگاه است آنچه شما اظهار میدارید بهانه است، و علت واقعی تخلفتان این مسائل نیست، بلکه علت آنست که شما گمان کرده بودید که پیمبر و مومنین هیچگاه به شهر و دیار و خویش و تبارشان باز نمی‏گردند و این اندیشه در ذهنتان زیبا جلوه کرده بود، و شما گمان بد به خود راه دادید و در عالم علم خدا قومی هلاک شده بودید».{ آیه 11 و 12 از سوره فتح}.

    و باز قرآن کریم در سوره فتح، عناد و عصبیت جاهلی قریش در ممانعت از دخول مسلمین بحرم، و حکمت پوشیده از بعضی اذهان در صلح حدیبیه و معارضه ایشان را مورد اشاره قرار داده، و خاطرنشان کرده است که علت پافشاری پیمبر(ص) در صلح و احتراز از جنگ اینست که درمیان مشرکین مکه افراد مسلمی وجود دارند، که اگر پیمبر(ص) راه جنگ را میپیمود بیگمان بسیاری از این مستضعفین در گیر و دار جنگ کشته میشدند، و از این راه بلائی بر مسلمین وارد میشد، و قرآن در این باره گفت:
    «هم ایشانند که کافر شده‏اند، و شما را از مسجدالحرام بازداشته‏اند، و اشتران هدی را که در حدیبیه محبوس مانده‏اند از رسیدن به قربانگاه مانع شده‏اند، و اگر بیم آن نمیبود که بعضی از مردان و زنان مومن در اجتماع مکه را ناشناخته 0پایمال سازید، و از طریق کشتن ایشان ندانسته ننگ و عار بشما پیوندد، ما شما را بر کافران مکه مسلط میساختیم، و این خویشتن داری پیمبر (ص) از جنگ برای آن بود که خدا آنمردم مومن را در پناه خود مصون بدارد در صورتیکه اگر مومنین از مشرکین جدا میبودند، هرآینه کسانی از مردم مکه را که کافر شده‏اند به عذابی دردناک معذب میساختیم»

    همچنین قرآن با تاکید برای مسلمانان بین کرده است که اگر ایشان در سال حدیبیه با اهل مکه میجنگیدند ایشان را شکست میدادند، و بر آنان چیره میشدند ولی بنا به حکمتی که مسلمانان به آن عالم نبودند، و بعد ها به آن واقف شدند، خدا از در گرفتن جنگ میان آن دو گروه مانع شده و در این باره گفته است:
    «و اگر کافران با شما جنگ میکردند، هر آیئنه - بعلت بیم و هراسی که از شما در دل داشتند - پشت به میدان کارزار میکردند، و پس از آن نه سرپرستی برای سامان یافتن امور خود می‏یافتید، و نه یار ویاوری».{ سوره فتح، آیه 22}.

    همچنین قرآن سرسختی و لجاج قریش و تحریک مسلمین از جانب سبکسران ایشان و لاف زدن سهیل بن عمرو نماینده‏ی جبهه شرک و پیروی او از عصبیت و حمیت جاهلیت، و مخالفتش با نوشتن کلمه «رحمن»در آغاز سند صلح را بنکوهش گرفته، و حکمت و شکیبائی پیمبر(ص) در برابر تسلط بر جوشش عواطف و طغیان احساسات، و در اطاعت از امر پیمبر(ص) و تحمل و بردباری در برابر صلحی که خوشایندشان نبود، تمجید کرده و در این باره گفته است:
    «آن زمان که کافران حمیت جاهلیت را در دلهاشان جای گزین ساختند، ولی خدا آرام و قرار را بر پیمبر خود و بر مؤمنین نازل کرد، و ایشان را بکلمه تقوی و خویشتن‏داری ملزم ساخت، و ایشان سزاوارتر به آن کلمه، و اهل آن کلمه بودند، و خدا بهر چیز دانا بوده است» {سوره فتح،آيه26}.

    آنگاه قرآن کریم بهنگام بازگشتن مسلمین از حدیبیه تاکید کرد که وعده پیمبر (ص) دائر بر داخل شدنشان بمکه حق است، و شکی در وقوع آن نیست، و ایشان بطور قطع بر همانگونه كه پیمبرشان وعده داده است، سر فراز و مطمئن بمکه داخل خواهند شد، و اینک نص قرآن:
    « لقد صدق الله رسوله الرويا بالحق لتدخلن المسجد الحرام ان شاء الله امنين محلقين رءوسكم ومقصرين لا تخافون فعلم ما لم تعلموا فجعل من دون ذلك فتحا قريبا : هر آینه بحقیقت خداوند،رؤیای پیمبرش را توام با صدق ساخت، و آن وعده چنین است که شما بخواست خدا بحال ایمنی از گزند دشمنان و بدون بیم و هراس از ایشان با سرهای تراشیده و موهای کوتاه کرده بمسجد الحرام داخل خواهید شد» {سوره فتح،آيه48}.
    و نیز قرآن در ادامه آيه فوق توجه کسانی را که از درک حکمت این صلح قاصر مانده، و از اینرو آن را ناخوشایند داشتند و با آن بمعارضه پرداختند، به این حقیقت جلب کرد که همین صلحی که آن را خوش نمی‏داشتند، دارای دستاوردهائی عظیم، و برای اجتماع اسلامی پیروزی و فتحی مبین است. و در این باره گفت:« پس او (خدا) چیزی را دانست که شما ندانستید، و پیش از آنکه شما بمسجد الحرام داخل شوید فتح عاجلی را مقرر داشت» (و این همان فتح عظیم قلاع خیبر بود)
    مأخذ:


  5. تشکرها 2


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پيامدهاى سياسى و اجتماعى و مذهبى صلح حديبيه

    يك مقايسه اجمالى ميان وضع مسلمانان در سال ششم هجرت ( هنگام صلح حديبيه ) و دو سال بعد كه با ده هزار سرباز مجهز براى فتح مكه حركت كردند تا به پيمان‏ شكنى مشركان پاسخ دندان ‏شكنى دهند و سرانجام بدون كمترين برخورد نظامى مكه را گشودند چرا كه قريش كمترين قدرت مقاومت در خود نمى ‏ديدند نشان مى‏ دهد كه بازتاب صلح حديبيه تا چه حد گسترده بود.
    به طور خلاصه مسلمانان از اين صلح چند امتياز و پيروزى مهم به شرح زير به دست آوردند:

    1 -عملا به فريب‏خوردگان مكه نشان دادند كه آنها قصد كشتار ندارند و براى شهر مقدس مكه و خانه خدا احترام فراوان قائلند ، همين امر سبب جلب قلوب جمع كثيرى به سوى اسلام شد.

    2 -قريش براى اولين بار اسلام و مسلمين را به رسميت شناختند مطلبى كه دليل بر تثبيت موقعيت آنها در جزيره عربستان بود.

    3 -بعد از صلح حديبيه مسلمانان براحتى مى‏ توانستند همه جا رفت و آمد كنند ، و جان و مالشان محفوظ بماند ، و عملا با مشركان از نزديك تماس پيدا كردند ، تماسى كه نتيجه‏ اش شناخت بيشتر اسلام از سوى مشركان و جلب توجه آنها به اسلام بود.

    4 -بعد از صلح حديبيه راه براى نشر اسلام در سراسر جزيره عرب گشوده شده ، و آوازه صلح ‏طلبى پيامبر (صلى ‏الله‏ عليه‏ وآله‏ وسلّم‏) اقوام مختلفى را كه برداشت غلطى از اسلام و شخص پيامبر (صلى ‏الله ‏عليه ‏وآله ‏وسلّم‏) داشتند به تجديد نظر وادار كرد ، و امكانات وسيعى از نظر تبليغاتى به دست مسلمانان افتاد.

    5 -صلح حديبيه راه را براى گشودن خيبر و بر چيدن اين غده سرطانى يهود كه بالفعل و بالقوه خطر مهمى براى اسلام و مسلمين محسوب مى‏ شد هموار ساخت.

    6 -اصولا وحشت قريش از درگيرى با سپاه هزار و چهارصد نفرى پيامبر (صلى ‏الله ‏عليه‏ وآله ‏وسلّم‏) كه هيچ سلاح مهم جنگى با خود نداشتند و پذيرفتن شرائط صلح خود عامل مهمى براى تقويت روحيه طرفداران اسلام و شكست مخالفان بود كه تا اين اندازه از مسلمانان حساب بردند.

    7 -بعد از ماجراى حديبيه پيامبر (صلى‏ الله ‏عليه ‏وآله‏ وسلّم‏) نامه‏ هاى متعددى به سران كشورهاى بزرگ ايران و روم و حبشه ، و پادشاهان بزرگ جهان نوشت ، و آنها را به سوى اسلام دعوت كرد ، و اين به خوبى نشان مى ‏دهد كه تا چه حد صلح حديبيه اعتماد به نفس به مسلمين داده بود كه نه تنها در جزيره عرب كه در دنياى بزرگ آن روز راه خود را به پيش مى ‏گشودند .

    منبع :
    تفسیر نمونه: سوره فتح آیات 17 – 1

  7. تشکرها 2


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    لطفاً در مورد صلح حدیبیه و پیامدهای آن توضیح بدهید؟


    پاسخ:
    در ماه ذی‌قعده سال ششم، پیامبر (صلی الله علیه و آله) در خواب دید با یارانش به مكه رفته و به انجام حج عمره در كعبه موفق گشته‌اند. پیامبر به دنبال آن از مسلمانان و قبایل اطراف مدینه دعوت كرد با او برای انجام عمره به مكه بروند. اكثریت مهاجر و انصار مدینه همراه پیامبر از مدینه بیرون رفتند.
    پیامبر به «ذی‌الحلیفة» (اكنون «مسجد شجره» در آن است) رسید، جامه احرام پوشید و بر هفتاد شتر نشانه قربانی زد و از جلو راند تا به قریش بفهماند كه او تنها برای انجام حج عمره و طواف كعبه آمده است.
    در دو منزلی مكه، مردی بنام بشیر، در گزارش وضعیت مکه به پیامبر گفت: قریش برای جلوگیری از شما همگی همراه خانواده‌شان از شهر خارج شده تا نگذارند شما مكه بیایید و خالد بن ولید با دویست نفر پیشاپیش تا «كراع الغمیم» آمده‌اند.
    پیامبر فرمود:
    «وای بر قریش كه هستی خود را با كینه توزی‌ها از دست داده‌اند. من در راه این دین آن قدر می‌جنگم تا خدا آن را پیروز گرداند یا كشته شوم!»
    سپس فرمود: كیست تا ما را از راهی ببرد كه با قریش برخورد نكنیم؟
    مردی این كار را بر عهده گرفت سپس مهار شتر پیامبر را به دست گرفت و پس از عبور از راه‌های دشوار تا روستای «حدیبیه» در نزدیكی مكه رفتند.
    ناگهان شتر از رفتن ایستاد و پیامبر فرمود: من امروز هر پیشنهاد قریش مبنی بر مراعات خویشاوندی را می‌پذیرم.

    _ رفت و آمد فرستادگان قریش
    قریشیان، آمدن مسلمانان به مكه را برای خود ننگ می‌دانستند. وقتی چند نفر از بزرگان قریش نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمده هدف او را از سفر به مكه می­‌پرسیدند پیامبر پاسخ همه را به یك گونه می‌داد و می‌فرمود:
    «ما برای زیارت كعبه و انجام عمره آمده‌ایم سپس این شتران را قربانی كرده گوشت آن‌ها را برای شما وامی‌گذاریم و بازمی‌گردیم!»
    عروة بن مسعود ثقفی، وقتی از نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) برگشت، به قریش ­گفت:
    «من به دربار فرمانروایان ایران و روم و حبشه رفته‌ام و چنین احترامی كه پیروان محمد از او می‌كنند در دربارهای آن‌ها ندیده‌ام و او را تسلیم شما نخواهند كرد.»
    قریشیان، مكرز بن حفص را با گروهی فرستادند تا مسلمانی را دستگیر كرده و با گروگان‌گیری بتوانند خواسته خود را بر مسلمانان بقبولانند، اما مكرز و همراهان به دست مسلمانان اسیر شدند و پیامبر دستور داد آن‌ها را آزاد كنند.
    پیامبر (صلی الله علیه و آله)، به عمر فرمود: نزد قریش برو و هدف ما را از سفر به مكه، به آن‌ها برسان. عمر كه از قریش بر جان خود می‌ترسید گفت: بهتر است عثمان را بفرستی كه خویشانی در مكه دارد و می‌توانند از او حمایت كنند.
    پیامبر (صلی الله علیه و آله)، عثمان را به مكه فرستاد و عثمان در پناه پسر عمویش (ابان بن سعید) پیام پیامبر را به قریش رساند.
    قریش گفتند: ما نمی‌گذاریم محمد طواف كعبه كند ولی خودت می‌توانی طواف كنی؟
    عثمان گفت:‌ تا پیامبر طواف نكند من طواف نمی‌كنم. قریشیان او را در مكه زندانی كردند.

    _ بیعت رضوان
    به مسلمانان خبر رسید كه عثمان را كشته‌اند! پیامبر فرمود: از زیر این درخت برنخیزم تا تكلیفم را با قریش معلوم سازم و به دنبال آن از مسلمانان برای دفاع از اسلام بیعت گرفت که این بیعت را «بیعت شجره» گفته‌اند.
    پیامبر با عمل به قریشیان فهماند که اگر سر جنگ داشته باشند او نیز آماده جنگ خواهد شد.

    _ تنظیم صلح‌نامه توسط فرستاده قریش
    قریش پس از مشورت­ های زیاد، سهیل بن عمرو را فرستاد تا صلح­ نامه­ ای بین پیغمبر و او بسته شود. پس از مذاکرات، مواد زیر نوشته شد:
    1) از این تاریخ به بعد، جنگ تا ده سال میان طرفین ترك شود.
    2) اگر كسی از قریشیان كه تحت قیمومیت و ولایت دیگری است بدون اجازه سرپرست خود به نزد محمد آمد مسلمانان او را به سرپرست او بازگردانند ولی باز گرداندن مسلمانان از مكه به مدینه، الزامی نیست.
    3) پیمان بستن قبایل عرب با یكی از دو طرف آزاد است و از طرف قریش، الزام و تهدیدی در این كار انجام نشود.
    4) محمد و پیروانش باید امسال از رفتن به مکه صرف نظر کنند و سال آینده می‌توانند برای زیارت كعبه و عمره به مكه بیایند مشروط بر آن كه سه روز بیشتر در مكه نمانند و به جز شمشیر در غلاف، اسلحه‌ای با خود نیاورند.
    5) طرفین راه‌های تجاربی را برای همدیگر آزاد بگذارند و مزاحمتی برای یكدیگر فراهم نكنند.
    6) تبلیغ اسلام در مكه آزاد باشد و مسلمانان مكه بتوانند آزادانه مراسم مذهبی خود را انجام دهند و كسی حق سرزنش و آزار آن‌ها را نداشته باشد.

    پس از امضای قرارداد، قبیله خزاعه، هم پیمان پیامبر و قبیله بكر، هم‌پیمان قریش شد و قبیله بكر با شبیخون به قبیله خزاعه، مقدمه نقض قرارداد را فراهم ساخت و سبب شد تا پیامبر در سال هشتم با لشكری برای دفاع از قبیله خزاعه به سوی مكه حركت كند.
    این قرارداد، پیروزی بزرگی برای مسلمانان به ارمغان آورد، چنان‌ كه به گفته بسیاری از مفسران، سوره فتح در همین رویداد ناز ل شد.
    از زهری نقل شده است:
    «برای مسلمانان، پیروزی‌ای بزرگ‌تر از صلح حدیبیه نبود، زیرا مسلمانان پیوسته در جنگ با مشركان بودند و از آن پس با خیالی آسوده به دین‌آموزی و دفع دشمنان دیگر و گسترش اسلام در جزیرة العرب و قاره‌ها و سرزمین‌های دیگر پرداختند و عموم مورخان، نامه‌نگاری پیامبر را به سران جهان برای پذیرش اسلام و رویدادهای بعدی را پس از صلح حدیبیه دانسته‌اند.»
    پیروزی دیگر این قرارداد برای مسلمانان آن بود كه تازه مسلمانان در مكه می‌توانستند آزادانه مراسم دینی را انجام دهند و به تبلیغ اسلام در مكه و اطراف آن بپردازند و افراد بسیاری را مسلمان كنند.
    در رابطه با پیامدهای این صلح باید گفت:
    به طور خلاصه مسلمانان از اين صلح چند امتياز و پيروزى مهم به شرح زير به دست آوردند:

    1- عملا به فريب‏ خوردگان مكه نشان دادند كه آنها قصد كشتار ندارند و براى شهر مقدس مكه و خانه خدا احترام فراوان قائلند ، همين امر سبب جلب قلوب جمع كثيرى به سوى اسلام شد.

    2- قريش براى اولين بار اسلام و مسلمين را به رسميت شناختند مطلبى كه دليل بر تثبيت موقعيت آنها در جزيره عربستان بود.

    3- بعد از صلح حديبيه مسلمانان براحتى مى‏ توانستند همه جا رفت و آمد كنند، و جان و مالشان محفوظ بماند، و عملا با مشركان از نزديك تماس پيدا كردند، تماسى كه نتيجه‏ اش شناخت بيشتر اسلام از سوى مشركان و جلب توجه آنها به اسلام بود.

    4- بعد از صلح حديبيه راه براى نشر اسلام در سراسر جزيره عرب گشوده شده، و آوازه صلح ‏طلبى پيامبر (صلى ‏الله‏ عليه‏ وآله‏ وسلّم‏) اقوام مختلفى را كه برداشت غلطى از اسلام و شخص پيامبر (صلى ‏الله ‏عليه ‏وآله ‏وسلّم‏) داشتند به تجديد نظر وادار كرد، و امكانات وسيعى از نظر تبليغاتى به دست مسلمانان افتاد.

    5- صلح حديبيه راه را براى گشودن خيبر و بر چيدن اين غده سرطانى يهود كه بالفعل و بالقوه خطر مهمى براى اسلام و مسلمين محسوب مى‏ شد هموار ساخت.

    6- اصولا وحشت قريش از درگيرى با سپاه هزار و چهارصد نفرى پيامبر (صلى ‏الله ‏عليه‏ وآله ‏وسلّم‏) كه هيچ سلاح مهم جنگى با خود نداشتند و پذيرفتن شرائط صلح خود عامل مهمى براى تقويت روحيه طرفداران اسلام و شكست مخالفان بود كه تا اين اندازه از مسلمانان حساب بردند.

    7- بعد از ماجراى حديبيه پيامبر (صلى‏ الله ‏عليه ‏وآله‏ وسلّم‏) نامه‏ هاى متعددى به سران كشورهاى بزرگ ايران و روم و حبشه، و پادشاهان بزرگ جهان نوشت، و آنها را به سوى اسلام دعوت كرد، و اين به خوبى نشان مى ‏دهد كه تا چه حد صلح حديبيه اعتماد به نفس به مسلمين داده بود كه نه تنها در جزيره عرب كه در دنياى بزرگ آن روز راه خود را به پيش مى ‏گشودند .

    ___________
    منابع جهت مطالعه بیشتر :
    زندگانی حضرت محمد(ص)، هاشم رسولی محلاتی.
    تفسیر نمونه،ذیل آیات 17 – 1 سوره فتح.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۳/۳۰ در ساعت ۱۹:۲۹ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود