جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ايا بين آداب و سنن و اخلاق رابطه اي وجود داره ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    437
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 18 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ايا بين آداب و سنن و اخلاق رابطه اي وجود داره ؟




    بنام خدا

    سلام

    سوال من از اساتيد محترم اينه که چه رابطه اي بين آداب و سنن و اخلاق وجود داريد و يا اصلا ارتباطي باهم دارند و يا کلا با هم فرق دارند ؟



    کارشناس بحث : پاسخگوي معارف قرآن
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۷/۰۹ در ساعت ۰۲:۲۰

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست عزیز


    در اسلام اهمّیّت فوق العاده اى به مسأله ایجاد سنّتهاى صالحه و مبارزه با سنّتهاى سیّئه داده شده است; و این مسأله بازتاب گسترده اى در احادیث اسلامى دارد; و از مجموع این احادیث بخوبى روشن مى شود كه هدف این بوده كه با فراهم آمدن سنّتهاى نیك، زمینه هاى اعمال اخلاقى فراهم گردد; و بعكس، زمینه هاى رذائل برچیده شود; از جمله روایات زیر است كه هر كدام نكته اى خاصّ خود دارد.

    هدف از این گونه كارها این بوده است كه روح تواضع و فروتنى را در مردم ایجاد كند، و تواضع از گردن فرازان به صورت سنّتى درآید و مردم به آن اقتدا كنند.

    در حدیثى از حضرت محمد صلی الله علیه و آله آمده است: « كسى كه سنّت نیكى را در میان مردم بگذارد كه بعد از وى به آن عمل كنند، هم اجر كار خود را دارد و هم مساوى پاداش تمام كسانى كه به آن عمل مى كنند; بى آن كه چیزى از پاداش آنها را بكاهد; و كسى كه سنّت بدى بگذارد، و بعد از وى به آن عمل كنند، كیفر آن، همانند كیفر كسانى كه به آن عمل مى كنند بر او خواهد بود بى آن كه چیزى از كیفر آنها كاسته شود.»( كنز العمّال، حدیث 43079، جلد 15، صفحه 780)
    این حدیث كه به تعبیرهاى مختلف از پیغمبراكرم(صلى الله علیه وآله) و امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام)نقل شده نشان مى دهد كه فراهم آوردن زمینه ها براى اعمال اخلاقى، تا آن حد اهمّیّت دارد كه پدید آورنده اش در تمام آثار آن شریك است; همچنین فراهم آوردن زمینه هاى رذائل با ایجاد سنّتهاى ضلالت و گمراهى و فساد.

    روى همین جهت، امیرمؤمنان على(علیه السلام) از سفارشهاى مؤكّدى كه به مالك اشتر مى كند، همان حفظ سنّتهاى صالحه و جلوگیرى از شكسته شدن احترام آنهاست; مى فرماید: هرگز سنّت پسندیده اى را كه پیشوایان این امّت به آن عمل كرده اند و امّت اسلامى به آن انس و الفت گرفته، و امور رعیّت، به وسیله آن اصلاح شده، نقض مكن! و سنّت و روشى را كه به آن سنّتهاى صالحه پیشین زیان وارد سازد، ایجاد منما! كه اجر آن براى كسى خواهد بود كه آن سنّتها را برقرار كرده و گناهش بر توست كه آن سنّتها را شكسته اى!»( نهج البلاغه، نامه 53)

    در واقع سنتهای نیک از آنجا که کمک به انجام کارهای خیر و پرورش فضائل اخلاقی می کند، داخل در تحت عنوان اعانت برخیر است و ایجاد یا احیای سنتهای شر، مصداق معاونت بر اثم محسوب می شود؛ و می دانیم معاونان، در اعمال خوب و بد فاعلان خیر و شر، سهیم و شریکند بی آن که چیزی از پاداش و کیفر آنها کاسته شود.

    اهمیت سنت حسنه تا آن حد است که در روایت معروفی از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم: عبدالمطلب جد گرامی پیامبر اسلامی صلی الله علیه و آله پنج سنت قبل از اسلام در میان عرب قرار داد، و خداوند همه آنها را امضا فرمود و جزء احکام اسلام قرار داد: همسر پدر را بر فرزند تحریم کرد؛ و در دیه قتل، صد شتر قرار داد؛ و در دور خانه خدا هفت شوط طواف می کرد؛ و گنجی پیدا کرد خمس آن را ادا نمی نمود؛ و زمزم را در آن روز که از نو حفر کرد، «سقایة الحاج» نامید (کانت لعبد المطلب خمسا من السنن اجریها الله عزوجل فی الاسلام حرم نساء الاباء علی الابناء، و سن الدیة فی القتل ماة من الابل و کان یطوف البیت سبعة اشواط، و وجد کنزا فاخرج منه الخمس، و سمی زمزم حین حفرها سقایة الحاج) .

    از مجموع آنچه در بالا آمد و روایات فراوان دیگری که در این زمینه وارد شده است بخوبی استفاده می شود که آداب و سنن و فرهنگ یک قوم و ملت اثر تعیین کننده ای در اخلاق و اعمال آنها دارد؛ و به همین دلیل، اسلام اهمیت فوق العاده ای به این مساله می دهد و حفظ سنتهای حسنه را لازم می شمرد و ایجاد یا حفظ سنتهای سیئه را یک گناه بسیار بزرگ معرفی می کند.
    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۰۷/۱۱ در ساعت ۰۶:۵۹
    ايا بين آداب و سنن و اخلاق رابطه اي وجود داره ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در اینجا به تفاوت های این دو ممی پردازیم تا مطلب بیشتر روشن شود:
    تفاوت بين اخلاق و آداب و رسوم
    :
    الف) تحليل مفهومي
    با توجه به تعاريفي كه از اخلاق و آداب و رسوم و واژه‌هاي مترادف با آن ارائه شد در كل مي‌توان گفت: وقتي آداب را در برابر اخلاق بكار مي‌بريم و از تفاوت اخلاق و ‌آداب سخن مي‌گوييم مقصود از آداب جنبه‌هاي ظاهري رفتارهاست. اين جنبه‌هاي ظاهري به منزله نشانه‌هاي خلقيات و نيات صاحب يك رفتار است.

    براي مثال در روابط معلم و متعلم، آنچه از لحاظ اخلاقي اهميت دارد قدرداني قلبي متعلمين از معلمين است. دانشجو بايد ارزش زحمات استاد خود را بداند و او را به ديده احترام بنگرد. اين احترام باطني، در برخي جوامع در قالب رفتاري همچون دو زانو نشستن و پشت سر او راه رفتن و در سخن بر او پيشي نگرفتن ظاهر مي‌شود. اينگونه رفتارها كه خبر از جنبه‌هاي باطني اخلاق فرد مي‌دهند، آداب ناميده مي‌شوند. آداب به نسبت جوامع و زمانها فرق مي‌كنند. در يك جامعه يا خانواده سخن گفتن رسمي و بكاربردن افعال در صيغه جمع، نشان احترام به پدر و مادر است در حالي كه ممكن است در خانواده يا جامعه‌اي ديگر، اينگونه سخن گفتن نشانه سردي روابط قلمداد شود.

    پس اگر آداب را نمود ظاهري اخلاق بدانيم، تفاوت اخلاق و آداب از اين قرار خواهد بود: اخلاق در شرايط زماني و مكاني متفاوت تغيير نمي‌كند، مثلاً راستگويي درهمة زمانها و مكانها ستوده است ولي آداب در شرايط مختلف دگرگون مي‌شود. ياد خداوند در همه زمانها به لحاظ اخلاق پسنديده است ولي در برخي از مواقع ذكر گفتن آشكار موجب ريا و دوري از خداوند است.
    بنابراين اخلاق جنبة گوهري و آداب جنبه ظاهري دارد. آداب موجب همبستگي اخلاق اعضاي جامعه و گسترش اخلاق مي‌شود. گو اينكه تغيير مي‌كند ولي شكلهاي مختلف آن مي‌تواند موجب تقرب انسان به خداون شود. اما اخلاق ثابت است و فقط اخلاق فاضله الهي است كه تحقق كمال انسان و سعادت او را در پي دارد و چه بسا اخلاقهاي ديگر موجب دوري انسان از خداوند شود.به اين تفاوت بين آداب و اخلاق در آثار استاد شهيد مرتضي مطهري نيز اشاره شده است. ايشان در كتاب اسلام و مقتضيان زمان مي‌گويند: ما يك سلسله امور داريم كه به آنها آداب مي‌گويند و يك سلسله امور ديگر داريم كه به آنها اخلاق مي‌گويند اخلاق غير از آداب است.

    اخلاق مربوط به خود انسان يعني مربوط است به اينكه انسان به غرايز خودش يعني به طبيعت خودش چه نظامي بدهد خودش را چگونه بسازد. نظام دادن به غرايز را اخلاق مي‌گويند. و اين مطلبي است كه با تغيير زمانها و افراد تغيير نمي‌كند زيرا وضعيت غرايز انسانها در همه زمانها و مكانها به يك صورت است لكن آداب مربوط به اين است كه انسان غير از مسأله اخلاق به يك امور اكتسابي كه بايد اسم آنها را فنون گذاشت نيز احتياج دارد، مثلاً خياطي جزء آداب است، اسب‌سواري جزء فنون است، شناگري جزء فنون است، اين آداب در زمانها فرق مي‌كند (مطهري، 1378، ص 277 و 278)
    .
    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۰۷/۱۱ در ساعت ۱۲:۱۱
    ايا بين آداب و سنن و اخلاق رابطه اي وجود داره ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ب) خاستگاه گزاره‌هاي اخلاقي و آداب و رسوم
    اما آنچه تا به حال گفته شد در حقيقت تحليلي مفهومي از اخلاق و آداب و رسوم بود و سعي شد از حيث مفهوم، تفاوت ميان آن دو بيان گردد ولي از نظر خاستگاه گزاره‌هاي اخلاقي و آداب و رسوم نيز مي‌توان تفاوتهايي را كشف كرد.
    از نظر جامعه‌شناسان خاستگاه آداب و رسوم افكار عمومي و ارزشهاي اجتماعي است و اعتبار واقعي ندارد. در جامعه‌اي در طول تاريخ رفتاري خاص به شكل نانوشته و غيررسمي قرارداد مي‌شود و افراد آن جامعه خود را بدون آنكه الزام‌كننده‌اي رسمي داشته باشد ملزم مي‌دانند كه طبق آن قرارداد رفتار كنند. در اخلاق «هم در تعيين مصداق هدف نهايي اخلاق و ملاك ارزش‌گذاري و هم در مقام تشخيص و تعيين افعال ارزشمند، ضد ارزش و بي‌تفاوت به شدت نيازمند اعتقادات و دستورات دين هستيم» (مصباح يزدي، 1382، ص 188).

    يعني خاستگاه گزاره‌هاي اخلاقي امور واقعي بوده و بطور رسمي از طريق آموزه‌هاي ديني و وحياني و يا دست‌آوردهاي يقيني عقل بيان مي‌گردد و ريشه ثبات گزاره‌هاي اخلاقي و عدم ثبات گزاره‌هاي مربوط به آداب و رسوم و عصري و زماني بودن آنها به خاستگاه آنها برمي‌گردد.

    هرچند از ديرباز عده‌اي بر آن بوده‌اند كه گزاره‌هاي اخلاقي نيز عينيت نداشته و خاستگاهي جز افكار عمومي ندارد مثلاً هرودوت بعد از بررسي باورهاي اخلاقي فرهنگ‌هاي مختلف اعلام مي‌كند كه آداب و رسوم حاكم و مسلط بر همه چيز است و هر كسي كه غير از اين فكر كند فقط انسان خام و نپخته‌اي است و يا حتي در جهان معاصر نيز افرادي چون توماس هابس معتقد است كه: خوب و بد چيزي است كه اشتها و ميل هر انسان آن را تعيين مي‌كند و گزاره‌هاي اخلاقي ريشه در واقعيات ندارند ( جيمز ريچلز ، 2001، ص 1 و 2) ولي تمام اين ديدگاه به نوع تعريف آنها از اخلاق برمي‌گردد. به نظر من اگر اخلاق منطبق با تعريف مختارها باشد و شامل صفات دروني ثابت بشري گردد هيچگاه ديدگاه‌هاي افرادي چون هابس و هرودوت مقبول نخواهد بود.
    .
    ايا بين آداب و سنن و اخلاق رابطه اي وجود داره ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ج) پاسخگويي در نظام اخلاقي و اجتماعي
    تفاوت سوم بين اخلاق و آداب به مسئوليت و پاسخگويي مربوط مي‌شود. انسان نسبت به رفتارهاي اخلاقي خود در برابر خداوند، خود، ديگران و حتي ساير موجودات مسئول است ولي نسبت به‌‌آداب و رسوم انسان هيچ مسئويتي احساس نمي‌كند بلكه فقط براي سودمادي يا حرمت اجتماعي اقدام به رعايت آنها مي‌كند، و اين خود يكي از اساسي‌ترين عامل تفاوت بين آداب و رسوم و اخلاق است.
    به دليل اينكه گزاره‌هاي اخلاق يا از طريق وحي به ما رسيده است ولذا رفتار منطبق بر آنها وظيفه‌اي است تعيين شده از سوي خداوند لذا انسان در مقابل خداوند نسبت به رعايت آن گزاره‌ها مسئول مي‌باشد و يا از طريق عقل و دستاوردهاي عقلي در اثر تعامل با ديگران و يا علم از نيازها و ضروريات وجودي خود و يا ساير موجودات به طور قطعي به يك واقعياتي رسيده است لذا رعايت آن قوانين عقلي بر بشر واجب بوده و در قبال خود، ديگران و ساير موجودات خود را پاسخگو و مسئول مي‌داند.

    د) پاداش و جزا در نظام اخلاقي و اجتماعي

    و در نهايت آخرين تفاوت اخلاق و آداب و رسوم در شكوفايي نتايج رفتار منطبق با گزاره‌هاي آنهاست يعني وقتي انساني مخالف دستور خداوند رفتاري از خود نشان داد. عواقب و نتايج اين رفتار را در كجا خواهد ديد. به نظر مي‌رسد به دليل اينكه گزاره‌هاي اخلاقي چه آنها كه خاستگاهي الهي دارند و چه آنها كه خاستگاهي عقلي دارند چون ريشه در واقعيات دارند و واقعيات اعم از عالم غيب و شهود، دنياوآخرت است لذانتايج بعضي از رفتارها در اين دنيا آشكار مي‌شود وبعضي در آخرت. ولي پاداش و يا جزاي رفتارهاي مربوط به آداب و رسوم تنها در اين دنيا خواهد بود.

    نتيجه:
    رابطه اخلاق با آداب و رسوم رابطه ريشة درخت با ساقه و برگهاي خود است. آداب بُعد عيني و ظاهري اخلاق و اخلاق قسمت ناپيداي آداب و رسوم و نوع روابط بين انسانهاست و در عين حال رفتارها، نمودها و آداب و رسوم حاكم بر جوامع هميشه برگرفته از ارزشهاي واقعي و اخلاقي نيست و چه بسا آداب و رسوم ريشه در خرافات و امور غيرواقعي داشته باشد.
    با تعريفي كه از اخلاق شد ه آداب و رسوم اگر رفتارهاي اختياري متناسب با صفات ثابت دروني انسان باشد ارزشمند و در غير اينصورت بي‌ارزش و گاه ضدارزش و ناهنجار مي‌باشد. لذا بطور كلي مي‌توان گفت تعريفي كه در غرب از اخلاق ارائه شده است و عمدتاً اخلاق را مترادف آداب و رسوم و عرف و سنت دانسته‌اند يك تعريف ناصحيح بوده با تعاليم هيچكدام از اديان آسماني و خصوصاً دين مبين اسلام سازگار نمي‌باشد.
    .
    ايا بين آداب و سنن و اخلاق رابطه اي وجود داره ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    437
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 18 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام خدمت شما استاد محترم معارف قران
    از پاسخگويي بسيار کامل و خوب و همه جانبه شما ممنونم .
    ماجور باشيد ان شاء‌الله

  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پست جمع بندي موضوع.




    پرسش:
    چه رابطه اي بين آداب و سنن و اخلاق وجود داريد و يا اصلا ارتباطي باهم دارند و يا کلا با هم فرق دارند ؟


    پاسخ:
    آداب و سنن و فرهنگ یک قوم و ملت اثر تعیین کننده ای در اخلاق و اعمال آنها دارد و به همین دلیل، اسلام اهمیت فوق العاده ای به این مساله می دهد و حفظ سنت های حسنه را لازم می شمرد و ایجاد یا حفظ سنت های سیئه را یک گناه بسیار بزرگ معرفی می کند.
    رابطه اخلاق با آداب و رسوم رابطه ريشة درخت با ساقه و برگهاي خود است. آداب بُعد عيني و ظاهري اخلاق و اخلاق قسمت ناپيداي آداب و رسوم و نوع روابط بين انسانهاست و در عين حال رفتارها، نمودها و آداب و رسوم حاكم بر جوامع هميشه برگرفته از ارزشهاي واقعي و اخلاقي نيست و چه بسا آداب و رسوم ريشه در خرافات و امور غيرواقعي داشته باشد.
    با تعريفي كه از اخلاق شد ه آداب و رسوم اگر رفتارهاي اختياري متناسب با صفات ثابت دروني انسان باشد ارزشمند و در غير اينصورت بي‌ارزش و گاه ضدارزش و ناهنجار مي‌باشد. لذا بطور كلي مي‌توان گفت تعريفي كه در غرب از اخلاق ارائه شده است و عمدتاً اخلاق را مترادف آداب و رسوم و عرف و سنت دانسته‌اند يك تعريف ناصحيح بوده با تعاليم هيچكدام از اديان آسماني و خصوصاً دين مبين اسلام سازگار نمي‌باشد.

    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۱/۰۲/۰۳ در ساعت ۱۰:۰۵
    ايا بين آداب و سنن و اخلاق رابطه اي وجود داره ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود